کد خبر: ۳۸۰۷۳
تعداد نظرات: ۷ نظر
تاریخ انتشار:
برخورد دادستان با مروجان فرهنگ غیر اسلامی؛

مدعی العموم وارد فاز فرهنگی شد

دادستان یا همان مدعي العموم فردي است كه به نمايندگي از سوي جامعه، امر تعقيب دعاوي عمومي را انجام مي‌دهد و می تواند در تمام حوزه ها وارد عمل شده و به دفاع از حقوق جامعه بپردازد.. با توجه به دغدغه رهبر انقلاب و نظام اسلامی کشورمان برخورد دادستان تهران با عوامل تئاتر را می توان...
همانطور که پیش تر دادستان تهران از بر جایگاه ویژه فرهنگ و رسانه تاکید کرده و حتی از ایجاد دادسرایی تخصصی برای رسیدگی به پرونده های مطروحه این حوزه، خبر داده بود، هفته گذشته به دنبال برپایی نمایشی مبتذل و غیراخلاقی، با عوامل این تئاتر برخورد کرد.

به گزارش خبرنگار بولتن، در حالی که مسئولان این تئاتر غیراخلاقی و ناهنجار اعلام کرده بودند که  مجوزهای لازم برای برپایی تئاتر «هدا گابلر» را دارند، اما به دلیل اثرات نامطلوب این تئاتر و همچنین برخی ناهنجاری های اخلاقی و فرهنگی موجود در آن ، دادستان تهران به عنوان مدعی العموم وارد عمل شده و هم اجرای این تئاتر را ممنوع کرد و هم عوامل اجرایی این تئاتر را به داسرا احضار کرده است.

بنابراین گزارش، این اقدام دادستانی تهران  باعث شگفتی و حیرت اهالی فرهنگ و هنر شد چرا که برای اولین بار بود که دادستان بعنوان مدعی العموم در حوزه فرهنگ و هنر وارد شده به دفاع از حیثیت و جایگاه فرهنگ کشور می پردازد و به این صورت جرئی به مسئله ورود پیدا می کند.

پس از اقدام دادستان تهران در توقیف این تئاتر غیراخلاقی و ناهنجار، دلسوزان فرهنگ و هنر کشور از این اقدام  ابراز رضایت کرده اند چرا که اینگونه اقدامات (برپایی تئاتر غیراخلاقی)جایگاه عالی هنر و فرهنگ ایرانی را خدشه دار می کند، ناگفته نماند که کاربران سایت نیز در پیامهای  ارسالی خود برای سایت بولتن از اقدام دادستان تهران تشکر کرده اند.

نکته جالب اینجاست، پس از توقیف این تئائر جنجالی، رسانه های وابسته به بیگانه و مخالف نظام به طرز عجیبی دادستان تهران را آماج حملات خود قرار داده و به این اقدام دادستان اعتراض کردند، امر مهمی که نشان از اثرات مخرب این تئاتر داشته و مشخص می کند که حتی یک تئاتر کوچک چقدر در عرصه فرهنگی اثرگذار است و دشمنان نظام و انقلاب حوزه فرهنگ و هنر چقدر برایشان دارای اهمیت است که توقیف یک تئاتر غیراخلاقی و خلاف شئونات اسلامی و ایرانی چقدر موجب خشم انان می شود که بی امان به دادستان تهران و جایگاه آن حمله کرده اند.


البته سرمایه گذاری مخالفان نظام و انقلاب برای انقلاب نرم به خصوص در عرصه فرهنگ و هنر کاملا مشخص است چرا حتی در حوادث پس از انتخابات مشخص شد افرادی که داعیه فرهنگ و هنر کشور را داشتند، چقدر با برنامه های و طرح های خارج نشینان و مخالفان انقلاب هماهنگ بودند که واکنش های آنان به برخورد با کارگردانانی و اهالی هنری که در حوادث پس از انتخابات سال گذشته نقش اساسی داشتند و در صورت عدم برخورد، وضعیت بسیار بغرنج تر و حساس تر می شد نشان از همین امر مهم دارد.

بی شک، فاز هنری و فرهنگی یکی از مهمترین محورهای سران غرب و مخالفان نظام برای زمین زدن انقلاب اسلامی ایران است، همانطور که از همان سال های ابتدایی پس از انقلاب شاهد انواع و اقسام تهاجم فرهنگی به کشور بودیم که در صورت غفلت مسئولان خیلی پیش از این نطام اسلامی ایران با چالش های جدی مواجه می شد.

حوزه فرهنگ و هنر یکی از حوزه های یکی از محورهای مهم انقلاب اسلامی ایران است، چرا که حتی از انقلاب سال 57 بعنوان انقلاب فرهنگی در ایران یاد می کنند.

رهبر انقلاب نیز بارها و بارها بر اهمیت و جایگاه فرهنگ و هنر اسلامی و ایرانی کشورمان تاکید کرده و موارد متعدد و حساسی را به مسئولان گوشزد کرده اند و حتی به دلیل اهمیتی که این موضوع داشت دولت دور سوم سفرهای استانی خود را با محوریت فرهنگ و هنر انجام داده است.

رهبر انقلاب که خود یکی از چهره ها و صاحب نظران عرصه فرهنگ و هنر است، در خصوص جایگاه و نقش فرهنگ، خاصه تئاتر فرموده اند:

به دو دليل و دو جهت، از اين هنر بايد حداكثر استفاده بشود: يكي از اين جهت كه امروز حرف گفتني براي مردم زياد است، هزاران زبان لازم است تا انسان بتواند اين هزاران پيام را، اين هزاران حقيقت ناگفته را، اين هزاران زيبايي ناشناخته را براي مردم بيان كند. اگر همه انواع هنر در جامعه بكار گرفته شود، باز هم زيبايي هاي ناگفته و حقايق تصوير نشده و ترسيم نشده براي مردم، در جامعه، فراوان است. زيرا كه هنرمند، باري، يك انسان است، يك انسان محدود است و هزاران هنرمند، هزاران انسان محدودند، در حاليكه حوادث و واقعيات و زيبايي ها و ظرافت هاي موجود در زندگي بشر نامحدود است. همه آن ها را نمي توانند ترسيم كنند. اما به هر حال وقتي كه در يك جامعه اي به خصوص مثل جامعه انقلابي ما كه اين همه حادثه نو دارد، اين همه مساله نو دارد، اين همه شگفتي هاي استثنايي در آن مشاهده مي شود، كه نظير برخي از اينها را ما در كتاب ها و در آثار خوانده ايم: اين شهامت ها، اين ايثارها، اين هوشمندي ها، اين فداكاري ها، اين دشمني ها، اين دفاع هاي مقدس، اين دشواريهايي كه در كار انتقال يك جامعه از وضع قبلي به وضع ايده آل وجود دارد، همه انقلاب ها با اين مشكل ها مواجه اند، تمام اين ها بايد تبيين شود، تمام اين ها بايد تشريح شود.

    چه كس اينها را تصوير خواهد كرد؟ كدام نويسنده قادر است، كدام شاعر قادر است؟ و تازه مگر ما چقدر نويسنده و شاعر داريم؟ كدام بيان رسا و بليغ لازم است كه به مردم خود ما واقعيات زندگي آنها را و حوادث زندگي آن ها را تبيين كند، به آن ها بگوييد تا آن ها ببينند زندگي كنند. يعني اگر دست هنر كه در واقع تابلوي زندگي را رسم مي كند، بخشي را انتخاب و آن را درشت و زيبا مي كند، ترسيم مي كند و به نمايش در مي آورد، اگر وجود آن در جوامع معلولي لازم است، در يك جامعه انقلابي مثل جامعه ما به دلايل فراوان لازم تر و ضرورتش بيشتر است. از جمله، همين حوادث شگفت آوري كه در جامعه ما هست، مگر مي توان ترسيم كرد؟ يك خانواده شهيد داده را ملاحظه كنيد، يك انسان جانباز را در نظر بگيريد، رزمنده اي را كه خانواده اي به جبهه جنگ مي فرستد مورد مطالعه قرار بدهيد، يك شب جبهه را ترسيم كنيد و در ذهنتان منعكس بكنيد. هيجان عظيم مردم در دفاع از انقلاب و ميهن را با هزاران نمونه و جلوه و اجزاء پراكنده آن به نظر بياوريد. دفاعي را كه اين ملت و اين كشور از خود مي كند، خصومتي را كه دشمنان با اين ملت مي كنند و كينه اي را كه دشمنان به اين ملت مي ورزند انتقال انسانها از مراحل بي اعتقادي، بي ايماني، كم ايماني يا چسبيدن به زندگي مادي و شخصي، و انتقال به دنياي ملكوتي، فدا شدن در جمع را در نظر بگيريد. اينها واقعاً هزاران موضوع زنده، مهم، جالب و زيباست كه جز دست هنر هيچ چيز نمي تواند آن را ترسيم كند و جز زبان هنر هيچ چيز نمي تواند آن را بيان كند.اينها را بايد با انواع و اقسام هنرها و از جمله هنر نمايش كه يكي از گوياترين و موثرترين زبانهاست، تبيين كنيم. اين يك جهت كه در جامعه بايد به هنر توجه شود، اهتمام شود. و استعدادها به خدمت گرفته شود.
   
    تئاتر بايد مردمي شود
    و جهت ديگر آن است كه به هر حال هنر يك خصوصيت بشري ست، يك خصوصيت انساني ست. نمي توان يك جامعه را تكامل داد اما هنر او را نديده گرفت، مثل جسمي كه بخشي از اعضاي او رشد كند و برخي نه. هنر جزو اصلي مجموعه وجود بشري ست. وقتي كه در يك جامعه بشر بخواهد از لحاظ مادي، معنوي، فكري و ذهني كمال پيدا كند، بايد هنر در او رشد پيدا كند. اعتقاد ما اين است؛ يعني اين از اصول جهان بيني ماست كه هنرها بايد همه رشد كنند، از جمله هنر نمايش كه از بسياري از انواع ديگر هنر زبان رساتر و بليغ تري دارد. البته امتيازاتي هم شعر يا قصه يا برخي هنرهاي ديگر دارد كه نمايش ندارد. اما يقيناً خصوصياتي هم نمايش دارد كه بقيه شعبه هاي هنر فاقد ان است. لذا بنده قوياً طرفدار اين فكر هستم كه به هنر نمايش بپردازيم. در گذشته هم ظاهراً اين هنر خيلي در جامعه ي ما بين توده ها و قشرهاي مردم جا نيفتاده بود، و امروز كه روز حضور همه جانبه مردم در صحنه هاي زندگي ست اين هنر بايد مردمي شود. و چقدر خوب است اين كه برادران گفتند در خيابانها و گذرگاه ها ترتيب داده مي شود، اين كار اگر رواج پيدا كند بسيار كار خوب و جالبي است.
    منتها برادراني كه سررشته دار اين امور هستند توجه كنند كه هر چه هنر حساس تر و هر چه پيام مهمتر باشد، وسواس و دقت در مورد وسيله ابلاغ اين پيام هم بايد بيشتر باشد.
   
    نياز به تكنيك قوي
    اولاً روي تكنيك بايد خيلي خيلي دقت شود. بهترين حرفها را اگر شما با تكنيك ضعيف زديد و ناهنرمندانه ارائه كرديد، ضايع مي شود و از بين مي رود. گاهي حرف خوب فقط يكبار فرصت گفته شدن و شنيده شدن دارد، اگر همان يكبار بد گفته شد ديگر هرگز فرصتي براي خوب گفتن آن پيدا نمي شود. گاهي اوقات چيزهايي را در نمايش هاي تلويزيوني مي بينيم يا گاهي در نمايش هاي راديويي حرفي مي خواهند بزنند، حرف هم حرف بدي نيست، آدم مي فهمد كه حرف خوبي ست، ولي آنقدر بد ادا مي شود كه انزجاري كه انسان از شيوه ادا پيدا مي كند، به اصل پيام هم سرايت مي كند و از آن مطلب هم آدم بيزار مي شود. پس تكنيك قوي در كار هنري خيلي مهم است. بهترين مضامين را دست شاعري كه شعر بد مي گويد بسپريد، او مضمون را ضايع خواهد كرد. پس تكنيك قوي شرط اول است، شرط تاثير است، اصلاً شرط مفيد بودن است. يعني اگر نمايش بد اجرا شد، اين تعريف و تمجيدي كه من از تئاتر كردم (و خيلي كمتر از حد آن است) ديگر متعلق به آن نمايش نخواهد بود، اين تعريف و تمجيدها همه از آن نمايش خوب است، از آن يك ارائه صحيح و قوي ست...
   
    مضامين
    و نكته دوم مضمون است، مضاميني كه امروز انقلاب در فضاي جامعه ما خلق كرده، همين مضامين كه نمونه هايي از آنرا عرض كردم: در زمينه جنگ، در زمينه ي جهاد و آن روح جهادي كه امروز بر اين ملت مستولي ست.
    بنده گاهي با برخي از خانواده هاي شهدا مي نشينم، توي خانه شان روي فرششان و ميان محيط حقيقي زندگي خانوادگيشان، پدر، مادر، همسر، برادر و خواهر، فرزند، و مي گويم كه حرفهاي آنها را با ضبط صوت ضبط كنند، خودم گوش مي كنم كه دقيقاً حرفهاي آنها را بشنوم و درست آن ظرافت هايش را بدست بياورم و مي گويم كه آن حالات مختلف را عكس بگيرند، اما مگر كافي ست، مگر قابل تصوير است؟ بارها تصور مي كردم كه چرا من قدرت ندارم اين همه عظمت را در اين خانواده كوچك، در اين انسان، در اين زن، در اين مرد را نمايش بدهم تا بتوانم آن را بيان كنم. اصلاً قابل بيان نيست. اينها را شما به نمايش بگذاريد، اينها را شما نشان بدهيد. شما مي توانيد، هنر مي تواند و هنر تئاتر خوب مي تواند، چون به اعتقاد من ظريفترين و لمس نكردني ترين احساسات و عواطف بشري را هنر تئاتر و بازيگري خوب در نمايش مي تواند ارائه دهد. و شما مي توانيد اين كار را بكنيد. اين نقش شماست.»»

حال با توجه به دغدغه رهبر انقلاب می توان گفت که اقدام دادستان تهران نه تنها به گفته مخالفان نظام و انقلاب موجب تضیف فرهنگ و هنر کشور نمی شود، بلکه موجب تقویت و تعالی این هنر می شود و برخورد دادستان تهران با عوامل تئاتر را میتوان در راستای منویات مقام معظم رهبری قلمداد کرد.

مدعی العموم کیست؟
دادستان یا همان مدعي العموم فردي است كه به نمايندگي از سوي جامعه، امر تعقيب دعاوي عمومي را انجام مي‌دهد و می تواند در تمام حوزه ها وارد عمل شده و به دفاع از حقوق جامعه بپردازد.

در همه سيستم‌های قضایی دنیا، نياز به نهاد دادستاني كاملا احساس مي‌شود و در قوانين ايران قبل از انقلاب، دادسرا و اداره مدعي العموم وجود داشت و مسوول دادسرا، وظيفه حمايت از حقوق عمومي و تعقيب دعاوي كيفري را برعهده داشت.

البته ناگفته نماند، حتي هنگامي كه دادسراها منحل شدند و افرادي با عنوان قاضي تحقيق مشغول به فعاليت شدند، باز هم جايگاه دادستان كل كشور حفظ شد و همچنين به علت تصريحي كه در قانون اساسي نسبت به اين نهاد شده بود اين نهاد وجود داشت.

اكنون وظيفه‌ تعقيب پرونده‌هاي كيفري در قوانين بر عهده دادستان‌هاي مناطق و استان‌ها قرار دارد تا بتوانند از طريق سيستم دادسرا و دادياري كه در اختيار دارند، دعاوي كيفري را پيگيري كنند.

در بعضي از دعاوي جرم اتفاق افتاده داراي ماهيت خصوصي است كه در اين‌گونه موارد، فرد متضرر از جرم، شاكي خصوصي ناميده مي‌شود و بايد طرح شكايت كند و بدون شكايت او دادسرا يا دادگاه حق مداخله در موضوع را ندارد.

نوع ديگر از دعاوي، به تعبير قانون داراي ماهيت عمومي هستند، يعني حتي اگر كسي هم طرح شكايت نكند مدعي‌العموم بنا به وظيفه سازماني خود موظف به شكايت و پيگيري پرونده است. به عنوان مثال، در خصوص جرم توهين؛ اگر توهين به مقامات در حال انجام وظيفه صورت گيرد جرمي داراي ماهيت عمومي است و دادستان مي‌تواند وارد شود.

حوزه اختیارات و وظایف دادستان به حدی است که وی حتی می تواند در مورد تخريب ميراث فرهنگي و آلودگي‌هاي آب يا هوا وارد عمل شود و به طور کلی گذشته از مواردی که و جرائمی که شاکی خصوص دارد، جرايمي که ماهيت عمومي دارندمدعي‌العموم و دادستان مي‌تواند بدون نياز به شكايت نهاد يا سازماني مساله را تحت پيگيرد قرار دهند.

- برگزيده اي از بيانات حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار اعضاي جشنواره تئاتر دهه فجر در تاريخ 21/11/1366

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی: ۱
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
United Kingdom
|
۰۷:۰۷ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
4
1
سلام
بسیار ممنون. خداوند از فضلش به شما اجر دهد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۲ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
3
2
باید نام این نمایش را گذاشت گردهمایی مشتی نسناس
فرید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۱/۲۲
2
3
ما داریم به کجا میریممممم؟؟؟
سپهرام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۶
1
2
لعنت برشیاطین!!!!!!!
سربازسیدعلی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۴۳ - ۱۳۹۱/۰۹/۱۳
3
2
سلام وخدا قوت .خدا به شما خیر دهد که با جنگ نرم وفحشا واین قبیل هرزگیهامبارزه میکنید....این تئاتراست یا .....
علی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۰ - ۱۳۹۲/۰۹/۲۳
1
2
اینجوری دین مردم حفظ شد ای ول
زهرا
|
Russian Federation
|
۰۹:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۹
0
0
اجرتان با امام زمان ولعنت بر بانیان اینگونه برنامه ها
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین