کد خبر: ۳۶۵۶۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

تمجید روز نامه کیهان از فیلم آناهیتا

علي اكبر باقري ارومي
حميدنژاد را با فيلم هاي متفاوت در صحنه سينما مي شناسيم. متفاوت از اين جهت كه او به يك هدف متعالي در سينما معتقد است كه براي نيل به آن تعالي، خود را ملزم به صبر و تأمل و رسيدن به پختگي در موضوعاتي مي داند كه مي خواهد مطرح كند. آناهيتا نشان مي دهد كه وي حالا دغدغه هاي جديدي در طرح اسطوره هاي ايراني و در عينيت با جامعه اسلامي دارد. به خصوص اين كه آناهيتا به الهه پاكي و طهارت در فرهنگ ايران باستان مشهور است. كارگردان اين بالانس بين فرهنگ ايران باستان و فرهنگ اسلامي را به زيبايي هرچه تمامتر ايجادكرده تا موضوعات موردنظر خويش را بيان نمايد. در واقع آناهيتا بهانه اي است براي ورود به فرهنگ و فلسفه اسلامي. فيلم در ظاهر ممكن است يك فيلم جنايي و پليسي به نظر بيايد ولي در زير اين پوسته مغزي دارد كه بسيار قابل تأمل است و از فرهنگ غني اسلامي حكايت مي كند.
براي شناخت هرچه بيشتر حميدنژاد بايد فيلم هاي گذشته اش را مرور كرد. او بيشتر با فيلم هايي چون «هور در آتش» و «اشك سرما» شناخته مي شود. اين فيلم ها از ويژگي مشتركي برخوردارند و آن طبيعت است؛ سختي هايي كه طبيعت پيش پاي رزمندگان در دوران دفاع مقدس گذاشت. طبيعت گرايي در غرب ضوابط و قوالب خاص خود را دارد. ولي حميدنژاد يك اعتقاد ويژه اي به طبيعت دارد كه ناشي از ايدئولوژي خاص وي است. يعني وي به نقش طبيعت در زندگي انسان اعتراف مي كند ولي تحميل طبيعت را به انسان هرگز قبول نمي كند. طبيعت در نگاه اين فيلمساز، تكامل بخش انسان است.در همه فيلم هاي او اين موضوع، كاملا مشخص و معين است. در «هور در آتش» اين موضوع بسيار ظريف و زيبا انجام و به تصوير درآمده است. هور منطقه اي است در دل آبهاي جنوب و پوشيده از ني، منطقه اي كه مردابي است و راز و رمزهاي بسياري را در دل خود دارد. زندگي در هور، يعني زندگي در كنار طبيعت و كنارآمدن با سختي هاي آن. حميدنژاد اين زندگي در كنار طبيعت و استفاده و كمك گرفتن از آنرا در نظرها جلوه مي دهد و اين امر در نهايت زيباشناسي صورت مي پذيرد. پدري كه دنبال پسرش آمده تا از سلامت او مطمئن شود سوار بر يك قايق در دل آب براي يافتن او به دل هور مي زند غافل از اينكه قرار است در آنجا عملياتي بزرگ انجام شود. حضور در طبيعت هور براي او به اين فرصت مغتنمي مي شود كه جواناني همسن و سال پسر خود را ببيند. آنهايي كه چون مرغان عشق در دل اين طبيعت دغدغه هايي ديگر از شهود به خدا را در دل دارند. اين وجه زيبايي شناسي در «اشك سرما» تجلي ديگري مي يابد. اين بار برف است و سرما و كوه هاي سر به فلك كشيده كردستان و انساني كه از دل اين طبيعت مي خزد و به راستاي كوههاي سر به فلك كشيده و حتي بالاتر از آنها اوج مي گيرد.
طبيعت گرايي زيباي حميدنژاد، سليقه اي است تعميق يافته و انسان در مواجهه با اين طبيعت، سخت كوش است و ديرپا و جوهره انساني اش در سختي ها شكل مي گيرد و خود را نشان مي دهد. اشك سرما درام عاشقانه اي است براي عبور از عشق مجازي و رسيدن به عشق الهي كه براي رسيدن به آن مراحل مختلفي را بايد طي كرد تا به پله آخر برسد. عشق به ميهن، عشق به وظيفه شناسي، عشق به دينداري و بالاخره عشق به طبيعت از جمله مراحلي است كه دراين فيلم شمرده شده است. حالا چرا عشق به طبيعت؟ به خاطر اين كه عشق به خالق طبيعت را به وجود مي آورد. در اشك سرما دو ديدگاه متضاد درباره طبيعت مطرح مي شود. يك ديدگاه تخريبي و با شاخصه هدف وسيله را توجيه مي كند كه دراين فيلم گروهك هاي ضدانقلاب در آن طيف قرار دارند و سربازي كه با اين تخريب يعني كاشتن مين در زمين هاي كردستان مقابله مي كند، در طيف مقابل.
«آناهيتا» نيز علاوه برداشتن شاخصه طبيعت گرايي اين بار سلاح علم را براي نمود بيشتر طبيعت آشكار مي كند. آناهيتا در واقع نگاه چندجانبه و تكامل يافته حميدنژاد به طبيعت است. اما در آناهيتا اين نگرش به صورت علمي تجلي يافته است. يعني تا ديروز جوانان ما در جبهه جنگ مسلحانه مي رزميدند و حالا در جبهه جهاد علمي؛ نقش ها اين بار تعويض شده است. اگر دقت بيشتري داشته باشيم به تمثيلات فلسفي خاص اين اثر نيز مي رسيم. روح فلسفه صدرايي در زيرساخت هاي علمي اين فيلم موج مي زند و آن كشف حركت جوهري درساختار قطرات آب است كه توسط خورشيد نمايانده مي شود. در واقع علم امروز با ريزشدن بر جزئيات، نظريه حركت جوهري را خود به خود تاييد مي كند. چون ملاصدرا به عنوان واضع اين نظريه ملهم از قرآن كريم، معتقد است كه ذرات و اجزاي عالم سكون و آرامش ندارند. طبيعت داراي دونوع حركت است: حركت دروني كه ما كمتر به آن توجه داريم و حركت بيروني كه ما را به خطا مي اندازد و فقط آن را مي بينند. در اين فيلم كارگردان اين نظريه فلسفي را درمورد قطرات آب برملا ساخته است و آن را به كل حيات تعميم داده و نظريه هيئت دايمي و پيوسته موجودات به يكديگر را نشان مي دهد.
حميدنژاد دراين فيلم به خوبي بالانس هاي متناسب با مغز فيلم نامه خويش را ايجاد مي كند.
نكته بسيار مهم تعميم دادن پاكي آب به وجود شخصيت هاي حاضر در فيلمنامه است و صداقت به عنوان محور تجلي و تاثير آنها در قطرات آب مطرح مي شود.
قطره آب در اينجا معيار قضاوت فيلم راجع به آنها مي شود. برهمين مبنا وقتي ما پله پله جلو مي رويم همين قطرات آب موجب كشف رازهاي خطرناك و جنايت بار انسانها عليه يكديگر مي شود و اين در واقع تعليقي است كه حميدنژاد به عنوان يك كارگردان مسلط در كار به وجودآورده و اينجا نيز پاكي و زلالي قطرات آب پاكي و زلالي فطرت آدمي را درمقابل خباثت دروني انسانها يادآوري مي شود. درنهايت نيز به اين نتيجه مي رسد كه انسان نبايد به اطراف خود و اتفاقات طبيعي پيرامون آن بي اعتنا باشد، بلكه هرآنچه مي كند و انجام مي دهد بر طبيعت هم تاثير مي گذارد.

 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین