کد خبر: ۳۵۹۵۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مخالفان و موافقان يك تصوير

سريال مختارنامه همان‌گونه بود كه انتظار مي‌رفت؛ پرمخاطب و گيرا! مي‌توان با آن مخالفت‌هايي داشت، نقدهايي كرد، بخشي از روايت‌هاي آن را نپسنديد و يا از برخي بازي‌ها و صحنه‌ها راضي نبود؛ اما نمي‌توان از آن دل‌كند، آن را نديد و جمعه شب را بي آن گذراند!
سريال مختارنامه همان‌گونه بود كه انتظار مي‌رفت؛ پرمخاطب و گيرا! مي‌توان با آن مخالفت‌هايي داشت، نقدهايي كرد، بخشي از روايت‌هاي آن را نپسنديد و يا از برخي بازي‌ها و صحنه‌ها راضي نبود؛ اما نمي‌توان از آن دل‌كند، آن را نديد و جمعه شب را بي آن گذراند!



چندي است كه با اشاعه خبر نقش تصويري حضرت عباس(ع) در سريال، مباحثي در اين موضوع در محافل ديني و رسانه‌اي و هنري اوج گرفته است و كم و بيش مخالفت‌ها آن را به آن تصوير يا مرز آن فرا كشانده است.

در اين جستار كوشيده‌ام به اختصار ـ اما در حد ممكن به روشني و با بياني همگاني فهم ـ به ادله مخالفان و موافقان اين موضوع بپردازم. صد البته اين ياد كرد در سطح تبيين نظري موضوع است اما در مقام عمل و اجرا، صاحبان ملك خود تدبير كنند!

ادله مخالفان

1ـ بازيگراني كه نقش حضرت عباس (ع) را بازي مي‌كنند، در آينده در نقش‌هاي عادي (و حتي ممكن است مبتذل) بازيگري مي‌كنند. اين تغيير طبيعي نقش‌ها، در جهان بازيگري عادي و متداول است. با اين رويه، چگونه مي‌توان فردي را در نقش عباس(ع) ديد و فردا و فرداها در نقش سارق و جاني و يا...

2ـ هيات‌ها را از نقش و حمل و نصب شمايل‌هاي بي‌جان ـ كه تصوير معصومان را نقش مي‌زدند ـ منع كردند. چگونه مي‌توان نقش‌هاي جاندار را تجويز كرد؟

3ـ مردمان، در جان و روح‌شان تصويري ملكوتي‌گون از ائمه معصومين و شخصيتي چونان اباالفضل العباس(ع) دارند، نبايد اين تصوير تمثالي را با چهره‌هاي زميني و آلايش آن تخريب كرد.

4ـ با توجه به مخالفت قابل توجه جمعي از بزرگان دين و نيز متدينان، اين موضوع اختلاف جديدي را دامن مي‌زند و سريال مختارنامه را با حاشيه‌هاي غير لازم مواجه مي‌كند.

5ـ حتي اگر نشان دادن بازيگر نقش مقدساني چونان اباالفضل العباس(ع) خلاف شرع نباشد، اما چون با عرف ديني همساز نيست، نبايد به تحريك احساسات مذهبي رو آورد.

6ـ تصويرسازي قديسان، تنزل دادن امور قدسي در سطح درك عرفي است. نبايد امور ملكوتي را با اين گونه ساده‌سازي‌ها مبتذل ساخت و آن ارتباط عقلاني ـ تخيلي (فراتر از محسوس) را نازل و يا عادي كرد.

مستندات موافقان

موافقان چهره‌نمايي سينمايي از حضرت اباالفضل‌العباس(ع)، از زاويه‌هايي ديگر به تجويز بلكه گاه حُسن و ضرورت تصويرسازي پرداخته‌اند. از جمله اين نكات را مي‌توان برشمرد:

1ـ براي نزديك شدن به شخصيت و رفتار بزرگان و مقدساني چونان حضرت عباس(ع)، هنر و بويژه سينما ابزار مناسب و مهمي است. بي‌ترديد بدون تصوير نقش، اين «اشرار»ند كه در صفحه تصوير راه مي‌روند و نقش مي‌آفرينند و «اخيار» در حجاب مي‌مانند و از تاثير باز مي‌مانند!

2ـ حضرت عباس(ع) با تمامي جلالت قدر و منزلت ارجمند، نه پيامبر بود و نه امام! چگونه در ساليان اخير در سينما و تلويزيون، چهره پيامبران و يا مقدساني چونان يعقوب، يوسف، موسي، سليمان، مريم مقدس، عيسي و... به تصوير درآمد و صداي منعي بر نخاست، اينك براي حضرت عباس(ع) چونان سخن و تحريمي در كوي و برزن است!

3ـ شمايل ائمه(ع) و يا عَلم‌ها (كه با آن در ساليان گذشته مخالفت شد) تفاوت ماهوي با تصويرهاي نمايشي دارند. چه اين كه در آن موارد يا به خاطر ريشه‌هاي غير اسلامي مورد مخالفت قرار گرفت (چونان عَلم‌ها) و يا به واسطه تصويرسازي‌هاي نادرست از چهره ائمه معصومان و بزرگان. چه اين‌كه تصويرسازي‌ها، مينياتورهاي حاشيه رباعيات خيام را به ياد مي‌آورد! علاوه آن‌كه در همان موارد نيز پاره‌اي از مراجع و بزرگان دين (و از جمله حضرت آيت‌الله وحيد خراساني) همراهي نداشتند و در نادرستي آن مخالفت، سخنراني ايراد داشتند.

4ـ هيچ دليل شرعي اوّلي بر حرمت اين تصويرهاي نمايشي در دست نيست؛ بي‌جهت نيست كه در «تعزيه» كه سابقه‌اي ديرينه در اين كشور داشته و دارد؛ بازيگران در نقش اوليا ـ و از جمله حضرت اباالفضل العباس(ع) - نقش‌گذاري داشته و دارند.

5ـ در دنياي تصوير و نمايش، بازيگر در صاحب اصلي نقش محو است. از اين‌رو، داريوش ارجمند فقط و فقط «مالك اشتر» است و در سريال امام علي(ع) و در ديگر فيلم‌ها و بازي‌هايش محو نقش‌هاي ديگر است. بدين گونه تبديل نقش نيست تا سخن از ارتفاع و ابتذال آن به ميان آيد. به عبارتي ديگر «بازيگر» محو است در صدها نقش! مگر نه آن‌كه در سنت تعزيه گاه بازيگر نقش اشرار، در بازي ديگر در نقش اوليا ظاهر مي‌شد و مردمي كه در بازي ديروز، به او لعن و نفرين مي‌فرستادند، در بازي ديگر او با تمام وجود مي‌نالند و مي‌گريند!

6ـ اين گونه منع مطلق از تصوير نمايشي اوليا، ره بدان جا مي‌پيمايد كه سينما و نمايش عاشورا را محدود به لشكر «اشقيا» كنند و از جبهه اوليا، فقط غير بني‌هاشم را به نمايش درآورند! آيا واقعا مي‌توان از سينماي روايتگر عاشورا سخن‌ راند و اين روايت را در تصويري چونان محدود و يا شطرنجي روايت كرد!

7ـ كشورهايي با تاريخي نه چندان شناخته شده (و يا مستند) فيلم‌هايي اسطوره‌گونه از رجال تاريخي خود مي‌سازند. آيا با چنين منع و محدوديت‌هايي، مي‌توان اميد داشت كه تاريخ مستند شيعي روايتي صحيح و مؤثر را پيدا كند؟ براستي تا قبل از بازي تأثيرگذار ارجمند در نقش مالك اشتر، چند نفر در كشورمان آن‌گونه مالك را مي‌شناختند! آيا سزاست كه در دوران اسطوره‌سازي‌هاي كاذب، اساطير واقعي خودمان را در زرورق تاريخ مكتوب محبوس كنيم؟!

8‌ـ مساله هتك مقدسات و... مقوله‌اي نيست كه فقط ميان ما مسلمانان و شيعه مطرح باشد! مگر متدينان به اديان ديگر چونان مسيحيان و يهوديان متدين، نسبت به هتك مقدسات خويش حساس نيستند! پس چگونه در ميان آنان بازيگري در نقش قديسان‌شان هتك مقدسات به حساب نمي‌آيد! اين واقعيت نشان مي‌دهد كه هتك مقدسات با تصوير اوليا، برداشتي ذهني و منطقه‌اي است و نه واقعيت فرا اذهاني! بلي آنان نيز در صورت پاره‌اي از اسنادهاي ناروا يا تصويرهاي ناهمساز به مخالفت مي‌پردازند و آن را هتك مقدسات خود مي‌شمرند و به اعتراض بر مي‌آيند، اما صرف بازيگري در نقش قديسان را هتك مقدسات نمي‌شمرند.

همان‌گونه كه در ابتداي جستار گفتم، اين نوشتار روايت ادله مخالفان و موافقان است و نه بيش از آن! خود بخوانيد و داوري كنيد!


شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین