شکست نهايي آمريکا در افغانستان
سکوت افرادي مانند جيمي کارتر،زبيگنيو برژينسکي و مادلين آلبرايت که قبلا از نقادان سياست خارجي دوران رياست جمهوري بوش پسر بوده اند در نوع خود قابل توجه است.آنچه مسلم است اينکه استراتژيهاي بوش و اوباما در افغانستان ،خاورميانه و آمريکاي لاتين کوچکترين تفاوتي با يکديگر نداشته است .
سکوت افرادي مانند جيمي کارتر،زبيگنيو برژينسکي و
مادلين آلبرايت که قبلا از نقادان سياست خارجي دوران رياست جمهوري بوش پسر
بوده اند در نوع خود قابل توجه است.آنچه مسلم است اينکه استراتژيهاي بوش و
اوباما در افغانستان ،خاورميانه و آمريکاي لاتين کوچکترين تفاوتي با
يکديگر نداشته است .
اخيرا کارتر قفل سکوت خود را شکسته و انتقادات مستقيمي را به راهبردهاي کاخ سفيد در افغانستان وارد نموده است.کارتر ازاصلي ترين حاميان اوباما در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 بوده و از اين رو انتقادات وي از رئيس جمهور فعلي آمريکا حائز اهميت فراوان است.
کارتر بدون پروا از شکست نهايي ايالات متحده در افغانستان سخن به ميان آورده است .رئيس جمهور اسبق ايالات متحده جهت اثبات ادعاي خود به تاريخ روابط بين الملل استناد مي کند.
جيمي کارتر" که براي معرفي کتابش تحت عنوان "خاطرات کاخ سفيد" در آمفي تئاتر لينکلن حضور يافته بود در اين خصوص تاکيد کرد:
"هرکسي که به افغانستان حمله کرده بازنده از آن بيرون آمده و من ترديد جدي دارم از اينکه ما بتوانيم به اهداف خود فائق آييم. تلاش براي بقا در يک جنگ افزايشي در خاورميانه تنها يکي از مسائل متعددي بود که رئيس جمهوري فعلي نيز هنوز با آن درگير است."
اظهارات اخير کارتر از دو بعد کلي قابل اهميت است.در بعد اول کارتر به صورتي صريح در برابر جنگ افغانستان اعلام موضع مي کند.اين موضع گيري کارتر در حالي صورت مي گيرد که طي ماههاي اخير ژنرال ديويد پترائوس فرمانده نيروهاي آمريکايي و همچنين هيلاري کلينتون وزير امور خارجه کابينه اوباما سعي دارند مسير راهبردي ايالات متحده در افغانستان را به بهترين مسير ممکن تشبيه نمايند.در اين خصوص ساير اعضاي ناتو نيز با ايالات متحده همراه هستند.
تصوير برداري معکوس از واقعيات افغانستان در راستاي همراه سازي افکار عمومي غرب با حضور ناتو در افغانستان تا کنون نتوانسته است منجر به تائيد راهبرد آتلانتيکي هاي در شبه قاره هند شود.با اين حال سرمايه گذاري وسيع رسانه اي ايالات متحده و اعضاي ناتو در راستاي توجيه راهبردهاي غرب در افغانستان همچنان ادامه دارد.در چنين شرايطي اظهارات کارتر بسيار حائز اهميت است.او به راحتي اين امواج رسانه اي و تبليغاتي و البته نظامي را کنار مي زند و از شکست ايالات متحده در افغانستان و مسير خطرناکي سخن مي گويد که دولت فعلي آمريکا نيز در آن قرار دارد.
بدون شک استناد تاريخي کارتر در اين خصوص شوروي سابق است که در نهايت پس از مدتها حضور در افغانستان شکست سختي را تجربه کرد.حال همان شکست در مقياسي وسيع تر در انتظار ايالات متحده آمريکاست.
بعد دوم مسئله به رفتارهاي اوباما در افغانستان وخاورميانه باز مي گردد.کارتر معتقد است که اوباما ادامه يک سريال است . سريالي که دهه هاست دارد در سياست خارجي آمريکا پخش مي شود. تنازع براي بقاي موثر در نظام بين الملل نقطه مشترک همه استراتژيستهاي کاخ سفيد طي دهه هاي متمادي بوده است.در اين ميان کوچکترين تفاوتي ميان آيزنهاور ،کارتر،ريگان و....متصور نيست.اوباما نيز بازيگر همين سريال است.او نيز بايد تا کمر در برابر قاب شکسته هژموني آمريکا و مشتقات آن خم شود و به هر نحو ممکن مانع از تضعيف آن شود.
با اين حال بوش پسر به صورتي ناخواسته اين هژموني را تضعيف کرد.در حالي که بيل کلينتون سرمست از فروپاشي کمونيسم و وجود فردي مانند بوريس يلتسين در کاخ کرملين سعي داشت ايالات متحده را تک قدرت برتر دنيا معرفي کند حضور بوش پسر پس از مناقشه اي بحث برانگيز با ال گور همه معادلات را برهم ريخت.بوش و چني هر دو در صدد گسترش دامنه مداخله جويي هاي بين المللي آمريکا بودند اما پس از هشت سال آمريکاي ويران شده را دو دستي به اوباماي جوياي نام تحويل دادند.اوباما نيز تنها هنر خود را حفظ اين ميراث بدهيبت مي داند.
حال اوباما در نوک پيکان تيري قرار دارد که کمان آن به دست بازيگران ثابت سياست خارجي آمريکاست.در هر صورت کارتر به عنوان يکي از باتجربه ترين سياستمداران آمريکايي نقطه نهايي حضور کشورش در افغانستان را تشريح و تبيين کرده است.اين نيز چراغ قرمزي ديگر در برابر اوباماست.چراغ قرمزي که رئيس جمهور آمريکا ترجيح مي دهد اصلا توجهي به آن نگاه نکند!
رسالت
اخيرا کارتر قفل سکوت خود را شکسته و انتقادات مستقيمي را به راهبردهاي کاخ سفيد در افغانستان وارد نموده است.کارتر ازاصلي ترين حاميان اوباما در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 بوده و از اين رو انتقادات وي از رئيس جمهور فعلي آمريکا حائز اهميت فراوان است.
کارتر بدون پروا از شکست نهايي ايالات متحده در افغانستان سخن به ميان آورده است .رئيس جمهور اسبق ايالات متحده جهت اثبات ادعاي خود به تاريخ روابط بين الملل استناد مي کند.
جيمي کارتر" که براي معرفي کتابش تحت عنوان "خاطرات کاخ سفيد" در آمفي تئاتر لينکلن حضور يافته بود در اين خصوص تاکيد کرد:
"هرکسي که به افغانستان حمله کرده بازنده از آن بيرون آمده و من ترديد جدي دارم از اينکه ما بتوانيم به اهداف خود فائق آييم. تلاش براي بقا در يک جنگ افزايشي در خاورميانه تنها يکي از مسائل متعددي بود که رئيس جمهوري فعلي نيز هنوز با آن درگير است."
اظهارات اخير کارتر از دو بعد کلي قابل اهميت است.در بعد اول کارتر به صورتي صريح در برابر جنگ افغانستان اعلام موضع مي کند.اين موضع گيري کارتر در حالي صورت مي گيرد که طي ماههاي اخير ژنرال ديويد پترائوس فرمانده نيروهاي آمريکايي و همچنين هيلاري کلينتون وزير امور خارجه کابينه اوباما سعي دارند مسير راهبردي ايالات متحده در افغانستان را به بهترين مسير ممکن تشبيه نمايند.در اين خصوص ساير اعضاي ناتو نيز با ايالات متحده همراه هستند.
تصوير برداري معکوس از واقعيات افغانستان در راستاي همراه سازي افکار عمومي غرب با حضور ناتو در افغانستان تا کنون نتوانسته است منجر به تائيد راهبرد آتلانتيکي هاي در شبه قاره هند شود.با اين حال سرمايه گذاري وسيع رسانه اي ايالات متحده و اعضاي ناتو در راستاي توجيه راهبردهاي غرب در افغانستان همچنان ادامه دارد.در چنين شرايطي اظهارات کارتر بسيار حائز اهميت است.او به راحتي اين امواج رسانه اي و تبليغاتي و البته نظامي را کنار مي زند و از شکست ايالات متحده در افغانستان و مسير خطرناکي سخن مي گويد که دولت فعلي آمريکا نيز در آن قرار دارد.
بدون شک استناد تاريخي کارتر در اين خصوص شوروي سابق است که در نهايت پس از مدتها حضور در افغانستان شکست سختي را تجربه کرد.حال همان شکست در مقياسي وسيع تر در انتظار ايالات متحده آمريکاست.
بعد دوم مسئله به رفتارهاي اوباما در افغانستان وخاورميانه باز مي گردد.کارتر معتقد است که اوباما ادامه يک سريال است . سريالي که دهه هاست دارد در سياست خارجي آمريکا پخش مي شود. تنازع براي بقاي موثر در نظام بين الملل نقطه مشترک همه استراتژيستهاي کاخ سفيد طي دهه هاي متمادي بوده است.در اين ميان کوچکترين تفاوتي ميان آيزنهاور ،کارتر،ريگان و....متصور نيست.اوباما نيز بازيگر همين سريال است.او نيز بايد تا کمر در برابر قاب شکسته هژموني آمريکا و مشتقات آن خم شود و به هر نحو ممکن مانع از تضعيف آن شود.
با اين حال بوش پسر به صورتي ناخواسته اين هژموني را تضعيف کرد.در حالي که بيل کلينتون سرمست از فروپاشي کمونيسم و وجود فردي مانند بوريس يلتسين در کاخ کرملين سعي داشت ايالات متحده را تک قدرت برتر دنيا معرفي کند حضور بوش پسر پس از مناقشه اي بحث برانگيز با ال گور همه معادلات را برهم ريخت.بوش و چني هر دو در صدد گسترش دامنه مداخله جويي هاي بين المللي آمريکا بودند اما پس از هشت سال آمريکاي ويران شده را دو دستي به اوباماي جوياي نام تحويل دادند.اوباما نيز تنها هنر خود را حفظ اين ميراث بدهيبت مي داند.
حال اوباما در نوک پيکان تيري قرار دارد که کمان آن به دست بازيگران ثابت سياست خارجي آمريکاست.در هر صورت کارتر به عنوان يکي از باتجربه ترين سياستمداران آمريکايي نقطه نهايي حضور کشورش در افغانستان را تشريح و تبيين کرده است.اين نيز چراغ قرمزي ديگر در برابر اوباماست.چراغ قرمزي که رئيس جمهور آمريکا ترجيح مي دهد اصلا توجهي به آن نگاه نکند!
رسالت
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


