روز دانشجو و رسالت امروز ما
رخداد 16 آذر 1332 دانشگاه تهران هم در بستری واقعی و البته پیچیده شکل گرفت.
اگر بر مبنای الگوبندی فضایی و اجتماعی دوران پس از 16 آذر و همزمان با آن، بخواهیم به تحلیل بپردازیم باید شرایط حاکم بر فضای بینالمللی و داخلی کشور را بشناسیم. در دهه 50 و 60 میلادی، هویتهای ملی در قالب جهان دو قطبیشکل گرفته بود و هر جنبش اجتماعی با ساز و کار یکی از دو ابرقدرت به تحرک در میآمد و نهایتاً به نتیجهای فراتر از شرایط دو قطبیگری منتهی نمیشد. البته رهایی از استعمار، همواره آرزوی ملتهای جهان سوم بود. اما انگیزه نهایی هر جنبش، حداکثر در پارادایم ملیگرایی قابل تحلیل بود. اما جنبش 16 آذر بر اثر تأثیرپذیری از منافع بلوک شرق و غرب به وقوع نپیوست بلکه به واسطه چند عامل دیگر صاحب نیرو و توان شد. از یکسو از نظر وضعیت ملی و از زاویه نگاه داخلی نمیتوان بدون توجه به مبانی درونی تحرک 16 آذر به تحلیل این واقعه پرداخت.
اولاً حکومت پهلوی مشروعیت خود را چه در گذشته و چه در آن شرایط از مردم و ایدئولوژی اسلامیکسب نکرده بود بلکه قدرتش از قدرت امریکا برای مبارزه با شوروی سابق نشأت گرفته بود و مشروعیتی کاذب در جهت اهداف استکباری پشتوانه این حکومت بود. بنابراین شرایط آماده نشان دادن واکنشی با صدایی مردمی و اسلامیبود که دانشجویان در آن زمان، بهترین نماد این فریاد بودند؛ چرا که ورود نیکسون به ایران دقیقاً نمایانگر نقطه مقابل آرزوهای یک ملت بود. سنخیتی بین منافع استکباری و ملی وجود نداشت و واکنش دانشجویان به این سفر بهترین نشانه تحرک ملی بود. ثانیاً در دهههای قبل از دوران 16 آذر بارها و بارها حکومت پهلوی در ضدیت با مبانی اساسی هویتی ایران اسلامی دست به سرکوب هرگونه جنبش اجتماعی زده بود و بعضی از جنبشها به خاطر عدم برخورداری از پشتوانههای دینی و هویتی اصیل مردم ایران ره به جایی نبرده بودند. اما واکنش تاریخی 16 آذر از متن مردم برخاسته بود. حکومت طاغوت به خاطر اختناق رسانهای و اجتماعی و مبارزه با جنبشهای ملی موقعیت بحرانی را برای رشد اجتماعی ایجاد کرده بود. به نحوی که تفکرات و آرزوهای ملی رشد بسیار ناچیزی داشتند و حتی دانشجویان و طبقه متوسط هم افسرده و رنجیده بودند.
اما تلاش دانشجویان در حادثه 16 آذر با توجه به تلاش حکومت در نابودی افکار عمومی به شکلی آینه فرهنگ روستاها و شهرها شد و مبین این مسئله بود که نهادها و ارزشهای ملی و اسلامی با وجود تلاشهای چند دههای سرکوبگرانه رژیم پهلوی در حال شکوفایی و احیا است.
ثالثاً نکات برجسته این جنبش در چند مورد
قابل بررسی است:
1- 16 آذر یعنی نقد ملی از استعمار مدرن.
2- 16 آذر نتیجه تداوم اهداف، ارزشها و باورهای مردمی بود که اسلام خواهی، ضدیت با استکبار و ترقی واقعی ملی برای آنان نماد این ارزشها و باورها بود و دانشجویان هم پیش قراول این تحرک اجتماعی بودند.
3- 16 آذر آشکارا به معنای نپذیرفتن مسلک بلوک شرق و غرب در اداره جهان بود.
4- 16 آذر به رغم تلاشهای ظالمانه بلوک شرق و غرب منجر به بازسازی هویت اسلامی و ایرانی شد و این هویت اسلامی و ملی آن چیزی است که برای مردم اهمیت دارد و حکومت دست نشانده ابرقدرتها با سرکوب، توان به زوال انداختن آن را ندارد.
5- 16حکومت پهلوی به دنبال مشروعیت بر مبنای عامل بیرونی و توان بلوکی امریکا بود اما 16 آذر نشان دهنده نیرومندی هویت مقاومت و هویت هدفمند و دارای برنامه خودجوش و خواسته ملت بود.
6- 16 جنبش 16 آذر دو دستاورد فوقالعاده مهم دیگر را نیز در بر داشت و آن هم این بودکه هزاران سال حکومت طاغوتی از یک سو و وجود ابرقدرتی همچون امریکا در کنار عامل قبلی، هرگز نمیتواند فرهنگ مقاومت و شکوفایی یک فرهنگ اصیل و نهادینه شده را نابود کند.
خوشبختانه قدرت معنا بخش مکتب اسلام، قویتر از نظامهای فکری حاکم بر قدرتهای انحصارگر در پاسخگویی به مطالبات بشری است. به این دلیل، طمعهای دائمی مستکبران همواره با مقاومت ملتهای مسلمان مواجه میشوند.
امروز تحرک فکری و اجتماعی دانشجویان ایران اسلامی عزیز، آشکارتر و سازمان یافتهتر از قبل، پشتوانه اسلام عزیز است و راه مقدس گذشتگان پرعظمت اسلام دراین برهه از تاریخ انقلاب، توسط جمعیت میلیونی دانشجویان ایران اسلامی، ادامه دارد.
مسلماً مؤلفههای مهمیکه میتواند راهنمای هر دانشجو و هر جنبش دانشجویی باشد برخاسته از متن جامعه اسلامی و ایرانی است که صدای نهایی هر جنبش مردمی ترقی و آگاهانه است.
در ذیل به برخی از این مؤلفهها اشاره میشود.
1- اتحاد و انسجام در تداوم راه انقلاب اسلامی:
مهمترین رسالت دانشجوی امروز در جهانی که جنگ نرم علیه اسلام به راه افتاده است، بدون شک دفاع از عقلانیت و معنا بخشی مکتب اسلام در تعریف اهداف والای الهی و انسانی است که گستره وسیعی از راهکارها را برای مقابله با طراحی کنندگان ستیز سخت و نرم مهیا میکند. دانشجوی فرهیخته و آگاه امروز میداند که از چه چیز دفاع میکند و برای چه دفاع میکند و چرا باید درمسیر باشکوه و سازنده اسلام، متحد و منسجم باشد.
2- آگاهی به زمان و آگاهی از نقشهای واقعی دانشجویی:
در صورتی که ماهیت و سمت و سوی تحولات جهانی برای دانشجو شناخته نشود چگونه میتواند به تحلیل درستی از جهان امروز برسد؟در صورتی که یک دانشجو نتواند نقشها و وظایف خود را به درستی شناسایی کند آیا در انجام فعالیتهای اجتماعی توفیقی به دست خواهد آورد؟ پاسخ این دو پرسش اساسی را دانشجویان معترض 16 آذر 1332 میدانستند و قطعاً دانشجوی امروز چه بسا بهتر از آن دانشجویان درک کاملی از جهان خود دارند. بنابراین به نظر میرسد موقعیت شناسی و آگاهی به وظیفه، کمک رسان هر فرد مسئول برای ارتقای اجتماعی که در آن زندگی میکند خواهد بود.
3- تقوا، تدین و فهم عمیق از دین:
هویت اسلامی پیش برنده کیفیت تفکر و زندگی اجتماعی است. برای به دست گرفتن ابتکار عمل در زندگی فردی و اجتماعی و بر مبنای شاخصههای اصلی شکل دهنده به حیات یک جامعه باید بر اساس آن شاخصهها زندگی کرد. تاریخ ایران هم نشان میدهد آنچه که روح فرهنگ و تمدن بالنده را در وجود هر شهروند و هر جنبش اجتماعی شکوفا میکند، پیروی از دین مبین اسلام با تمام عناصر آن است. اگر انسانهای دین دار و عملگرا در دانشگاه یا دیگر ارکان نظام اجتماعی در متن جنبشهای اجتماعی قرار گیرند، مسیر آن جنبش دچار انحراف و ناراستی نخواهد شد بلکه میزان سازندگی آن روز به روز افزایش مییابد.
نتیجه گیری
با توجه به موارد پیش گفته و نگاهی تطبیقی به شرایط فعلی کشور میتوان مهمترین رسالت دانشجوی امروز را بدین شرح خلاصه کرد:
1- شناخت قواعد و زمین بازی که دشمنان نظام اسلامی طراحی کردهاند. بر این اساس میتوان به چنین مصادیقی اشاره کرد: جنگ رسانهای، هجمه همه جانبه فرهنگی، جنگ و تهدیدات نرم، اعمال فشار به ایران از طریق مکانیزمهای بینالمللی همچون تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی و. . .
2- تقویت بصیرت همگانی نسبت به شرایط دشمنان و آمادهسازی شرایط مقابله با دشمن.
3- به کار بستن ابزارهای مناسب و استفاده از تمام امکانات در راستای مقابله با نقشههای استکباری.
4- ضمن مقابله با هجمههای دشمنان تلاش برای تقویت مبانی اسلامی و پیادهسازی اهداف انقلاب و منویات مقام عظمای ولایت.
اگر بر مبنای الگوبندی فضایی و اجتماعی دوران پس از 16 آذر و همزمان با آن، بخواهیم به تحلیل بپردازیم باید شرایط حاکم بر فضای بینالمللی و داخلی کشور را بشناسیم. در دهه 50 و 60 میلادی، هویتهای ملی در قالب جهان دو قطبیشکل گرفته بود و هر جنبش اجتماعی با ساز و کار یکی از دو ابرقدرت به تحرک در میآمد و نهایتاً به نتیجهای فراتر از شرایط دو قطبیگری منتهی نمیشد. البته رهایی از استعمار، همواره آرزوی ملتهای جهان سوم بود. اما انگیزه نهایی هر جنبش، حداکثر در پارادایم ملیگرایی قابل تحلیل بود. اما جنبش 16 آذر بر اثر تأثیرپذیری از منافع بلوک شرق و غرب به وقوع نپیوست بلکه به واسطه چند عامل دیگر صاحب نیرو و توان شد. از یکسو از نظر وضعیت ملی و از زاویه نگاه داخلی نمیتوان بدون توجه به مبانی درونی تحرک 16 آذر به تحلیل این واقعه پرداخت.
اولاً حکومت پهلوی مشروعیت خود را چه در گذشته و چه در آن شرایط از مردم و ایدئولوژی اسلامیکسب نکرده بود بلکه قدرتش از قدرت امریکا برای مبارزه با شوروی سابق نشأت گرفته بود و مشروعیتی کاذب در جهت اهداف استکباری پشتوانه این حکومت بود. بنابراین شرایط آماده نشان دادن واکنشی با صدایی مردمی و اسلامیبود که دانشجویان در آن زمان، بهترین نماد این فریاد بودند؛ چرا که ورود نیکسون به ایران دقیقاً نمایانگر نقطه مقابل آرزوهای یک ملت بود. سنخیتی بین منافع استکباری و ملی وجود نداشت و واکنش دانشجویان به این سفر بهترین نشانه تحرک ملی بود. ثانیاً در دهههای قبل از دوران 16 آذر بارها و بارها حکومت پهلوی در ضدیت با مبانی اساسی هویتی ایران اسلامی دست به سرکوب هرگونه جنبش اجتماعی زده بود و بعضی از جنبشها به خاطر عدم برخورداری از پشتوانههای دینی و هویتی اصیل مردم ایران ره به جایی نبرده بودند. اما واکنش تاریخی 16 آذر از متن مردم برخاسته بود. حکومت طاغوت به خاطر اختناق رسانهای و اجتماعی و مبارزه با جنبشهای ملی موقعیت بحرانی را برای رشد اجتماعی ایجاد کرده بود. به نحوی که تفکرات و آرزوهای ملی رشد بسیار ناچیزی داشتند و حتی دانشجویان و طبقه متوسط هم افسرده و رنجیده بودند.
اما تلاش دانشجویان در حادثه 16 آذر با توجه به تلاش حکومت در نابودی افکار عمومی به شکلی آینه فرهنگ روستاها و شهرها شد و مبین این مسئله بود که نهادها و ارزشهای ملی و اسلامی با وجود تلاشهای چند دههای سرکوبگرانه رژیم پهلوی در حال شکوفایی و احیا است.
ثالثاً نکات برجسته این جنبش در چند مورد
قابل بررسی است:
1- 16 آذر یعنی نقد ملی از استعمار مدرن.
2- 16 آذر نتیجه تداوم اهداف، ارزشها و باورهای مردمی بود که اسلام خواهی، ضدیت با استکبار و ترقی واقعی ملی برای آنان نماد این ارزشها و باورها بود و دانشجویان هم پیش قراول این تحرک اجتماعی بودند.
3- 16 آذر آشکارا به معنای نپذیرفتن مسلک بلوک شرق و غرب در اداره جهان بود.
4- 16 آذر به رغم تلاشهای ظالمانه بلوک شرق و غرب منجر به بازسازی هویت اسلامی و ایرانی شد و این هویت اسلامی و ملی آن چیزی است که برای مردم اهمیت دارد و حکومت دست نشانده ابرقدرتها با سرکوب، توان به زوال انداختن آن را ندارد.
5- 16حکومت پهلوی به دنبال مشروعیت بر مبنای عامل بیرونی و توان بلوکی امریکا بود اما 16 آذر نشان دهنده نیرومندی هویت مقاومت و هویت هدفمند و دارای برنامه خودجوش و خواسته ملت بود.
6- 16 جنبش 16 آذر دو دستاورد فوقالعاده مهم دیگر را نیز در بر داشت و آن هم این بودکه هزاران سال حکومت طاغوتی از یک سو و وجود ابرقدرتی همچون امریکا در کنار عامل قبلی، هرگز نمیتواند فرهنگ مقاومت و شکوفایی یک فرهنگ اصیل و نهادینه شده را نابود کند.
خوشبختانه قدرت معنا بخش مکتب اسلام، قویتر از نظامهای فکری حاکم بر قدرتهای انحصارگر در پاسخگویی به مطالبات بشری است. به این دلیل، طمعهای دائمی مستکبران همواره با مقاومت ملتهای مسلمان مواجه میشوند.
امروز تحرک فکری و اجتماعی دانشجویان ایران اسلامی عزیز، آشکارتر و سازمان یافتهتر از قبل، پشتوانه اسلام عزیز است و راه مقدس گذشتگان پرعظمت اسلام دراین برهه از تاریخ انقلاب، توسط جمعیت میلیونی دانشجویان ایران اسلامی، ادامه دارد.
مسلماً مؤلفههای مهمیکه میتواند راهنمای هر دانشجو و هر جنبش دانشجویی باشد برخاسته از متن جامعه اسلامی و ایرانی است که صدای نهایی هر جنبش مردمی ترقی و آگاهانه است.
در ذیل به برخی از این مؤلفهها اشاره میشود.
1- اتحاد و انسجام در تداوم راه انقلاب اسلامی:
مهمترین رسالت دانشجوی امروز در جهانی که جنگ نرم علیه اسلام به راه افتاده است، بدون شک دفاع از عقلانیت و معنا بخشی مکتب اسلام در تعریف اهداف والای الهی و انسانی است که گستره وسیعی از راهکارها را برای مقابله با طراحی کنندگان ستیز سخت و نرم مهیا میکند. دانشجوی فرهیخته و آگاه امروز میداند که از چه چیز دفاع میکند و برای چه دفاع میکند و چرا باید درمسیر باشکوه و سازنده اسلام، متحد و منسجم باشد.
2- آگاهی به زمان و آگاهی از نقشهای واقعی دانشجویی:
در صورتی که ماهیت و سمت و سوی تحولات جهانی برای دانشجو شناخته نشود چگونه میتواند به تحلیل درستی از جهان امروز برسد؟در صورتی که یک دانشجو نتواند نقشها و وظایف خود را به درستی شناسایی کند آیا در انجام فعالیتهای اجتماعی توفیقی به دست خواهد آورد؟ پاسخ این دو پرسش اساسی را دانشجویان معترض 16 آذر 1332 میدانستند و قطعاً دانشجوی امروز چه بسا بهتر از آن دانشجویان درک کاملی از جهان خود دارند. بنابراین به نظر میرسد موقعیت شناسی و آگاهی به وظیفه، کمک رسان هر فرد مسئول برای ارتقای اجتماعی که در آن زندگی میکند خواهد بود.
3- تقوا، تدین و فهم عمیق از دین:
هویت اسلامی پیش برنده کیفیت تفکر و زندگی اجتماعی است. برای به دست گرفتن ابتکار عمل در زندگی فردی و اجتماعی و بر مبنای شاخصههای اصلی شکل دهنده به حیات یک جامعه باید بر اساس آن شاخصهها زندگی کرد. تاریخ ایران هم نشان میدهد آنچه که روح فرهنگ و تمدن بالنده را در وجود هر شهروند و هر جنبش اجتماعی شکوفا میکند، پیروی از دین مبین اسلام با تمام عناصر آن است. اگر انسانهای دین دار و عملگرا در دانشگاه یا دیگر ارکان نظام اجتماعی در متن جنبشهای اجتماعی قرار گیرند، مسیر آن جنبش دچار انحراف و ناراستی نخواهد شد بلکه میزان سازندگی آن روز به روز افزایش مییابد.
نتیجه گیری
با توجه به موارد پیش گفته و نگاهی تطبیقی به شرایط فعلی کشور میتوان مهمترین رسالت دانشجوی امروز را بدین شرح خلاصه کرد:
1- شناخت قواعد و زمین بازی که دشمنان نظام اسلامی طراحی کردهاند. بر این اساس میتوان به چنین مصادیقی اشاره کرد: جنگ رسانهای، هجمه همه جانبه فرهنگی، جنگ و تهدیدات نرم، اعمال فشار به ایران از طریق مکانیزمهای بینالمللی همچون تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی و. . .
2- تقویت بصیرت همگانی نسبت به شرایط دشمنان و آمادهسازی شرایط مقابله با دشمن.
3- به کار بستن ابزارهای مناسب و استفاده از تمام امکانات در راستای مقابله با نقشههای استکباری.
4- ضمن مقابله با هجمههای دشمنان تلاش برای تقویت مبانی اسلامی و پیادهسازی اهداف انقلاب و منویات مقام عظمای ولایت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


