جايگاه سيگار در برنامه پنجم توسعه!
رضا رفیع
نمايندگان هميشه در صحن مجلس سرانجام پس از 23 روز كاري، بررسي جزئيات لايحه برنامه پنجم توسعه را به پايان بردند و در حال حاضر، ناظر و منتظر هستند تا كميسيون تلفيق مجلس تصميم خود را درباره موارد مبهم و بلاتكليف روشن كند تا پس از تصويب موارد ياد شده، پرونده لايحه پنجم در مسير قانوني شدن به نشاني شوراي نگهبان ارسال شود.
حالا اين كه آيا با پيك موتوري ارسال ميشود يا با پست پيشتاز؛ اين ديگر لابد جزو مسائل محرمانهاي است.
و اما غرض!.... بنابر مواد و مفاد اين لايحه پنجم توسعه كشوركه ذكر خيرش رفت، قانون ممنوعيت ورود كالاهاي غيرضروري، طي برنامه پنجم براي سيگار لازمالاجرا نيست. در عين حال دولت مكلف است كه توسط بخش خصوصي، اقدامات لازم را مشتمل بر كاهش مصرف، توليد سيگار خارجي معتبر با نشان تجاري اصلي در داخل كشور، مشروط بر تعهد شركت مذكور به عدم واردات به عمل آورد؛ به نحوي كه تا پايان برنامه، توازن توليد در داخل با مصرف برقرار شود.
نتيجه شاعرانه:
سيگار بي تقلب و ناز پري رخان
اين هر دو در كشاكش دوران كشيدني است!
نتايج علمي ــ عملي: ما از مفاد و مواد(!) موجود در لايحه پنجم توسعه كشور و ممنوعيت واردات كالاهاي غيرضرور، به استثناي سيگار، به چند نتيجه كاربردي ميرسيم كه از خودمان و اين لايحه در آورديم:
1ـ فرق ضرور با ضرر: هر چيز ضررداري به اين معنا نيست كه حتماً ضروري هم نباشد. درست است كه در ضرر داشتن سيگار كسي شك ندارد و حتي بر روي بستههاي آن هم قشنگ نوشته شده است كه اين سيگاري كه ميخواهيد بكشيد، براي شما ضرر دارد؛ اما اين به آن معنا نيست كه پس ديگر وجود آن غير ضروري ميباشد. اي بسا كه ضرردار و غير ضروري باشد، اما بنا به دلايلي چند، عجالتا غيرضروري نباشد.
2ـ پيشرفت در صنعت سيگار: شركتهاي داخلي دستاندركار دخانيات غيرضروري بايد به سمتي بروند كه نيازي به واردات سيگار خارجي در بستهبنديهاي خوشگل نباشد. سيگار خودمان بايد آن قدر جذاب و قشنگ باشد كه نسل جوان و جوياي تنوّع ما به سمت سيگار خارجي كشيده نشود. مال خودمان را بكشد. سيگاري كه به داخل رواست، به خارج حرام است.
3ـ ضرورت حفظ توازن: در پايان برنامه پنجم توسعه(!) بايد وضعيت ما به لحاظ سيگار، به گونهاي باشد كه بين ميزان توليد آن با مقداري كه مصرف ميشود، يك توازن عملي(!) برقرار شود. نبايد طوري باشد كه مثلا مصرف سيگار بالا باشد، اما بر اثر عدم برنامهريزي و مديريت درست، توليدات آن پايين باشد. اين كه نشد كار(يا سيگار!)
داستان ميني ماستماليسمي: آدم مريضي را حكايت كنند كه براي مرض ترك سيگارش به نزد طبيب رفت و حكيم نيز نسخه او را پيچاند. پس آنگاه به داروخانه اندر شد و دواهاي تجويز شده را گرفت. با اين وجود، هيچ يك از آن دواها را مصرف نكرد كه ضرر دارد. گفتند پس چرا به نزد طبيب رفتي؟ گفت: چون بالاخره طبيب هم بايد زندگي كند. گفتند پس چرا دواهايش را گرفتي؟ گفت: چون داروخانه چي هم بايد زندگي كند. گفتند پس چرا دواها را مصرف نميكني؟ خنديد و گفت: چون خودم هم ميخواهم زندگي كنم!
حالا اين كه آيا با پيك موتوري ارسال ميشود يا با پست پيشتاز؛ اين ديگر لابد جزو مسائل محرمانهاي است.
و اما غرض!.... بنابر مواد و مفاد اين لايحه پنجم توسعه كشوركه ذكر خيرش رفت، قانون ممنوعيت ورود كالاهاي غيرضروري، طي برنامه پنجم براي سيگار لازمالاجرا نيست. در عين حال دولت مكلف است كه توسط بخش خصوصي، اقدامات لازم را مشتمل بر كاهش مصرف، توليد سيگار خارجي معتبر با نشان تجاري اصلي در داخل كشور، مشروط بر تعهد شركت مذكور به عدم واردات به عمل آورد؛ به نحوي كه تا پايان برنامه، توازن توليد در داخل با مصرف برقرار شود.
نتيجه شاعرانه:
سيگار بي تقلب و ناز پري رخان
اين هر دو در كشاكش دوران كشيدني است!
نتايج علمي ــ عملي: ما از مفاد و مواد(!) موجود در لايحه پنجم توسعه كشور و ممنوعيت واردات كالاهاي غيرضرور، به استثناي سيگار، به چند نتيجه كاربردي ميرسيم كه از خودمان و اين لايحه در آورديم:
1ـ فرق ضرور با ضرر: هر چيز ضررداري به اين معنا نيست كه حتماً ضروري هم نباشد. درست است كه در ضرر داشتن سيگار كسي شك ندارد و حتي بر روي بستههاي آن هم قشنگ نوشته شده است كه اين سيگاري كه ميخواهيد بكشيد، براي شما ضرر دارد؛ اما اين به آن معنا نيست كه پس ديگر وجود آن غير ضروري ميباشد. اي بسا كه ضرردار و غير ضروري باشد، اما بنا به دلايلي چند، عجالتا غيرضروري نباشد.
2ـ پيشرفت در صنعت سيگار: شركتهاي داخلي دستاندركار دخانيات غيرضروري بايد به سمتي بروند كه نيازي به واردات سيگار خارجي در بستهبنديهاي خوشگل نباشد. سيگار خودمان بايد آن قدر جذاب و قشنگ باشد كه نسل جوان و جوياي تنوّع ما به سمت سيگار خارجي كشيده نشود. مال خودمان را بكشد. سيگاري كه به داخل رواست، به خارج حرام است.
3ـ ضرورت حفظ توازن: در پايان برنامه پنجم توسعه(!) بايد وضعيت ما به لحاظ سيگار، به گونهاي باشد كه بين ميزان توليد آن با مقداري كه مصرف ميشود، يك توازن عملي(!) برقرار شود. نبايد طوري باشد كه مثلا مصرف سيگار بالا باشد، اما بر اثر عدم برنامهريزي و مديريت درست، توليدات آن پايين باشد. اين كه نشد كار(يا سيگار!)
داستان ميني ماستماليسمي: آدم مريضي را حكايت كنند كه براي مرض ترك سيگارش به نزد طبيب رفت و حكيم نيز نسخه او را پيچاند. پس آنگاه به داروخانه اندر شد و دواهاي تجويز شده را گرفت. با اين وجود، هيچ يك از آن دواها را مصرف نكرد كه ضرر دارد. گفتند پس چرا به نزد طبيب رفتي؟ گفت: چون بالاخره طبيب هم بايد زندگي كند. گفتند پس چرا دواهايش را گرفتي؟ گفت: چون داروخانه چي هم بايد زندگي كند. گفتند پس چرا دواها را مصرف نميكني؟ خنديد و گفت: چون خودم هم ميخواهم زندگي كنم!
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


