کد خبر: ۳۵۰۸۵
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

نيازي به بدل‌كار ندارم

گفت‌وگو با عنايت‌الله شفيعي، بازيگرمختارنامه
عنايت‌اله شفيعي در سريال مختارنامه در نقش بن كامل، يكي از ياران نزديك مختار ظاهر شده است.او تاكنون در فيلم‌ها و سريال‌هاي تاريخي همچون امام علي(ع)، ولايت عشق، مسافرري و روز واقعه نقش‌هاي متفاوتي را ارائه كرده است.در كارنامه بازيگري‌اش نام چند فيلم قديمي همچون گوزن‌ها ساخته مسعود كيميايي به چشم مي‌خورد. اما خودش مي‌گويد: كار اصلي‌ام را با فيلم دست شيطان در سال 59 آغاز كردم. حضورم در فيلم‌هاي قبل از انقلاب بسيار كوتاه بود. آنها را جزو پرونده كاري‌ام نمي‌دانم. در آن فيلم‌ها ديكته مي‌نوشتم كه بازيگري را ياد بگيرم.او صحبت‌هايش را با شعري آغاز مي‌كند كه يكي از ديالوگ‌هاي نمايش دندون طلا به كارگرداني داوود ميرباقري بوده است: الهي سزاوار شاهي تويي‌/‌ پديد آور ماه و ماهي تويي

با شفيعي به بهانه پخش سريال مختارنامه همصحبت شديم. او در چند كار تاريخي داوود ميرباقري حضور داشته و به همين خاطر گفتني‌هاي زيادي درباره جزييات همكاري‌اش با اين كارگردان دارد.

در كارنامه بازيگري شما حضور در چند اثر ساخته داوود ميرباقري مشاهده مي‌شود. درباره نقش‌هايي كه تاكنون در سريال‌هاي اين كارگردان ايفا كرده‌ايد توضيح بدهيد.

من افتخار داشتم كه در چند فيلم و سريال با آقاي ميرباقري همكاري كنم. اولين همكاري من با او در سريال امام علي(ع) بود. يك روز من را خواست و گفت قرار است نقشي به نام جندب را بازي كني. جندب به معناي طوفنده و يكي از صفات اميرالمومنين است. من گفتم سعي مي‌كنم اين نقش را زندگي كنم و به بهترين شكل ارائه بدهم. پس از آن بازي در فيلم مسافرري پيش آمد. مسافرري يك فيلم 5 ساعته بود كه تبديل به سريال شد.

در مسافرري، نقش سليمان طبري را بازي ‌كردم. اين شخصيت اهل مازندران بوده و به خاندان پيامبر علاقه زيادي داشته است. همان‌طور كه مي‌دانيد نام مازندران قبلا طبرستان بوده.

عبدالعظيم حسني زماني كه به ايران مهاجرت كرده سليمان مي‌خواسته به سفر حج برود. سليمان در راه با عبدالعظيم حسني مواجه مي‌شود. عبدالعظيم تلاش مي‌كند پيام امام هادي(ع) را به علويان ايراني برساند. به نظر من مسافرري مقدمه براي مختار بود. يكي از ديالوگ‌هاي سليمان در آن فيلم اين بود: مختار! مختار! كجايي لاكردار.

وقتي عبدالعظيم حسني مي‌گفت مختار هم يك آدم بوده، سليمان برافروخته مي‌شد و جواب مي‌داد: اين حرف را نزن. مختار شاه بيت لالايي مادران ما بود. زماني كه ميرباقري من را براي بازي در مختارنامه دعوت كرد، با جان و دل پذيرفتم. 2 سال ريش و مويم را بلند نگه داشتم و منتظر ماندم. در نمايش دندون طلا هم يكي از بازيگران ميرباقري بودم.

اين‌طور كه پيداست، سابقه حضور در صحنه نمايش هم داريد. پيشينه تئاتري شما چقدر به كمك ارتقا ي كيفيت نقش آفريني‌تان مي‌آيد؟

من كار بازيگري‌ام را با تئاتر شروع كردم. 3 قالب تئاتر، سينما و تلويزيون تفاوت‌هاي زيادي با هم دارند. تفاوت بين اين سه از زمين تا آسمان است.

اما در عين حال تئاتر، مادر هنرهاي دراماتيك و براي بازيگر شدن يك‌جور پيش زمينه است. بازيگر بايد الفباي بازيگري را در تئاتر ياد بگيرد. تئاتر براي من تقدس دارد. تا به حال نشده صحنه را نبوسيده روي صحنه بروم. در تئاتر نوع حس گرفتن و برخورد كردن با نقش را ياد مي‌گيري. خوشبختانه بيشتر بچه‌هايي كه در مختارنامه بودند پيشينه تئاتري داشتند.

در اين چند فيلم و سريال مذهبي، نقش 3 مرد عرب را بازي كرديد. نقش‌هايي كه در نگاه اول شباهت‌هاي زيادي با هم دارند. بن كامل در مقايسه با ديگر مردان عرب چه وجوه تمايزي دارد؟

هر شخصيتي ويژگي‌هاي خودش را دارد. از قديم گفته‌اند 5 تا انگشت با اين كه به هم متصل‌اند اما شبيه هم نيستند. هركدام به لحاظ قد، اندازه و كارايي با ديگري متفاوت‌اند. آدم‌ها هم همين طورند. ما نمي‌توانيم 2 شخصيت يك شكل پيدا كنيم. آقاي الهي قمشه‌اي مي‌گويد «دو تا دانه برف هيچ‌وقت شبيه هم نيستند. اگر شبيه بودند به قدرت خدا شك كنيد.»

آدم‌هاي باايماني كه در سريال مختارنامه حضور دارند شبيه هم نيستند. يك عده نماز شب هم مي‌خوانند اما با ائمه مخالف‌اند.

بن كامل آدمي است كه خودش را دربست در اختيار مختار قرار مي‌دهد. هدف او گرفتن انتقام شهيدان كربلا و در راس آنها حضرت سيد الشهداست. در سريال امام علي(ع) جندب يكي از صحابه رسول خداست كه بعدها به مولا علي(ع) پناه مي‌برد. اين دو نفر يعني جندب و بن كامل نمي‌توانند يك شكل باشند. هر دو در راه خير قدم برمي‌دارند، اما عملكردشان با هم متفاوت است.

اطرافيان مختار هم واكنش‌هاي رفتاري متفاوتي دارند. سليمان خزايي و يارانش دوست ندارند زير بيرق و علم مختار بروند. آنها هم حسين(ع) را دوست دارند، اما راهشان را جدا كرده‌اند. تفاوت‌هايي به اين شكل وجود دارد.

وقتي فيلمنامه را خوانديد برداشت خودتان از شخصيت بن كامل چه بود؟

بن كامل آدم تندرويي است. دوست دارد دست به شمشير ببرد و بجنگد، اما مختار مدام ترمز او را مي‌كشد. به او مي‌گويد كه فعلا زود است. ما شمشير بسته‌ايم كه پيروز بشويم. نيامده‌ايم بجنگيم كه صرفا جنگيده باشيم.

تفاوت آدم‌هايي مثل كامل با آنهايي كه زير بيرق سليمان هستند در همين نكته است. هدف مختار پيروزي است، اما هدف ياران سليمان صرفا جنگيدن است.

من گاهي سر صحنه به شوخي مي‌گفتم من بن كامل به معناي فرزند شتر هستم. بن كامل هم شتردار است. او قبيله‌اي دارد و به شترهايش مشغول است، اما پس از آشنايي با مختارمتحول مي‌شود. بن كامل به دنبال مسلم بن عقيل مي‌گردد. مسلم قرار است با شترهايش از شوره‌زار خودش را به كوفه برساند. بن كامل از همان جا با افكار مختار پيوند مي‌خورد.

در قسمت هفتم سريال ديديم كه شما مقابل فريبرز عرب‌نيا بازي كرديد. بجز او مقابل چه بازيگراني بيشتر بده و بستان داريد؟

مقابل آقاي عرب‌نيا زياد بازي داشتم. مختار در تمام تصميماتش از 2 يار اصلي‌اش يعني كيان و بن‌‌كامل استفاده مي‌كند. اين دو مثل دستان راست و چپ مختار هستند، اما در يك جاهايي مختار به زندان مي‌افتد يا به مكه مي‌رود و طبيعتا در آن صحنه‌ها من و عرب‌نيا كنار هم نيستيم. در اين سريال بازي من را تا يكي دو قسمت مانده به آخر مي‌بينيد. تقريبا مقابل همه بازيگران مختارنامه بازي كرده‌ام. بيش از 5 سال درگير بازي در اين سريال بودم.

يك بازيگر در يك سريال تاريخي چطور بايد درباره نقشش اطلاعات لازم را به دست بياورد؟

سريال تاريخي با كار امروزي خيلي تفاوت دارد. از اين شخصيت‌ها هيچ مولفه عيني وجود ندارد، هيچ فيلم و عكسي نيست كه بازيگر به آنها مراجعه كند و مورخان هم قرائت‌هاي مختلفي از تاريخ دارند. گشتن در متون مختلف و پيدا كردن واقعيت تاريخي كار آقاي ميرباقري بود. من براساس راهنمايي‌هاي ايشان بازي كردم.

خودتان تحقيقي درباره شخصيت بن كامل نداشتيد؟

من به داوود ميرباقري لبيك گفتم. تحقيقات را او انجام داده است. من فقط ابزاري بودم در دست كارگردان براي اين كه اين نقش شكل بگيرد.

يكي از دشواري‌هاي بازي در كارهاي تاريخي اين است كه معمولا بازيگر بايد جنب و جوش زيادي جلوي دوربين داشته باشد. شما مهارت‌هاي تيراندازي و سواركاري را چطور كسب كرديد؟

من از سال‌ها قبل براي اين كار دور خيز داشته‌ام. از قبل با اسب سواري آشنا بودم. از زماني كه در سريال‌هاي دليران تنگستان و كوچك جنگلي بازي ‌كردم با اسب سر و كار داشتم. مي‌گويند كار نيكو كردن از پر كردن است. يكي از دلايل انتخاب من از طرف آقاي ميرباقري هم همين بود. من با شمشيربازي و استفاده از تير و كمان آشنايي دارم. نيازي به بدل ندارم كه به جاي من سواركاري كند و بجنگد و اين كارها را خودم انجام مي‌دهم.

من روبه‌روي بدل‌ها كار كرده‌ام. خيلي هم برايشان احترام قائلم. آنها قشر بسيار زحمتكش و هنرمندي هستند. بدل‌ها زحماتي مي‌كشند كه كار هر كسي نيست.از ارتفاع پرت شدن و غلطيدن زير دست و پاي اسب، ‌كار بسيار دشواري است. آنها دارند با جانشان بازي مي‌كنند.

درباره شگردهاي بازي گرفتن ميرباقري توضيح بدهيد. او پشت صحنه چگونه عمل مي‌كند كه بازي بازيگرانش اينقدر روان و دلنشين از آب در مي‌آيد؟

هر كارگرداني شيوه خاص خودش را دارد. ميرباقري بسيار آرام و با تكنيك برخورد مي‌كند ومعمولا كليدهاي خوبي به بازيگران مي‌دهد. بقيه‌اش را به بازيگر مي‌سپارد كه چقدر توانايي نقش‌آفريني داشته باشد.

من در چند كار با او همكاري كرده‌ام. وقتي لب باز مي‌كرد متوجه مي‌شدم مي‌خواهد چه بگويد. رضا شريفي‌نيا و عبدالله اسكندري هم همين طور هستند.

آنها حتي به ميرباقري كمك‌هاي فكري هم مي‌دادند. آ‌نها مي‌دانند ميرباقري در چه حيطه‌اي فكر مي‌كند و چه نقطه نظري دارد. همكاري‌هاي اين طوري براي كارگردان هم راحت‌تر است. چون ارتباطش با عوامل سريع‌تر شكل مي‌گيرد. بعضي‌ها با نثر ميرباقري و كارگرداني‌اش آشنا نبودند. او براي آنها همه چيز را خيلي توضيح مي‌داد.

من عادت به تعريف و تمجيد از كسي را ندارم، اما به نظر خودم داوود ميرباقري از نوابغ و نوادر كار سينماست. علي حاتمي، امير نادري، ناصر تقوايي و داوود ميرباقري كساني هستند كه استثنا هستند. ما كارگردان زياد داريم، هنرپيشه كه تا دلتان بخواهد داريم.

وقتي به بنده مي‌گويند ميرباقري تو را انتخاب كرده با دل و جان به سمت كار مي‌روم، اما درباره بقيه بايد صبر و تامل كنم و فيلمنامه‌شان را بخوانم، بررسي كنم و ببينم پيشنهاد بهتري هم هست يا نه.رابطه من و ميرباقري مثل رابطه يك مريد و مراد است.وقتي كاري را دست آدم كاربلد مي‌دهي سختي‌هايش كم مي‌شود. مي‌گويند بوريا باف اگر چه بافنده است،‌ نبرندش به كارگاه حرير. ميرباقري يك كارگردان كاربلد است.

به نظر شما جذابيت آثار ميرباقري از كجا ناشي مي‌شود. خودتان كدام وجه از كار ميرباقري را شاخص‌تر مي‌دانيد؟

داوود ميرباقري يك مجموعه است. نمي‌شود گفت كه فقط نثرش خوب است يا بازي گرفتنش خوب است. او يك كارگردان خوش فكر است. دوست ندارد كارش تكراري شود. اگر ايده‌اش در جايي از كار لو برود آن صحنه را ممكن است قبل از پخش حذف كند.در سريال امام علي(ع) ميرباقري صحنه‌هايي بود كه او فهميد شبيه‌اش در سريال‌هاي ديگر كار شده است. آن صحنه‌ها را از سريال درآورد،چون به نوآوري معتقد است. دوست دارد هنرمنداني را انتخاب كند كه همه جا ديده نمي‌شوند. مي‌خواهد بازي‌هاي بازيگرانش بكر باشد. يعني بيننده در پذيرش نقش‌هاي سريال دچار مشكل نشود. نفهمد كه فلان نقش را كدام بازيگر بازي كرده است.

به عنوان مثال شما در اين سريال يك شخصيت رنگرز ديديد كه بازي خيلي خوبي داشت. اين نقش را حسن پورشيرازي بازي مي‌كرد. اگر صدايش را دوبله كرده بودند هيچ‌كس او را نمي‌شناخت. آقاي محب‌اهري نقش يك تاجر ساكن مدائن را بازي كرد. ميرباقري دوست دارد بازي بازيگرانش متفاوت باشد. نه به اين معنا كه بازيگر كار ديگري نكند. هنرمند حرفه‌اي حق دارد همه جور كاري داشته باشد، اما كارهاي يك بازيگر نبايد شبيه هم باشد.ميرباقري برنمي‌تابد كه كسي هدفش فقط كسب شهرت يا ثروت باشد. خودش هم به محبوبيت بيشتر از شهرت علاقه دارد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین