کد خبر: ۳۴۲۸۲
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

روايتي متفاوت از زندگي مردي كه در كنتاكي فراید چيكن كار مي‌كرد

عروسی به آن شكل نداشتیم اما عقد ما عجیب بود. من و همسرم به همراه برادرم به منزل آیت‌الله خامنه‌ای رفتیم و ایشان ساك‌شان را بسته بودند تا به مسافرت بروند لذا به سرعت مراسم عقد انجام شد. ما شیرینی هم نگرفته بودیم. ایشان پرسیدند حتی شیرینی هم نیاوردید و زیپ ساكی كه برای سفر آماده كرده بودند را بازكردند و شیرینی داخل آن را گشودند.
عباس سلیمی‌نمین، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران است و اهل رسانه. در یكی، دوسال اخیر اما حوزه علایق سلیمی‌نمین تغییر كرده است و كمتر همایش یا كنگره‌ای درباره دانشگاه آزاد برگزار شده كه ردپایی از عباس سلیمی‌نمین در آن به چشم نخورد. حاشیه‌های این ماجرا اما منحصر به عرصه كار و سیاست نبود و به خانواده او از جمله فرزندانش كه در دانشگاه آزاد تحصیل می‌كردند نیز سرایت كرد.

به گزارش بولتن:سلیمی‌نمین چهار فرزند دارد و دو نوه. او در آپارتمانی 170 متری در شهرك غرب زندگی می‌كند. در گفت‌وگوی پیش‌رو، در فضایی دور از دلمشغولی‌های سیاسی و چالش‌های تاریخی به واكاوی درباره زندگی‌اش پرداخته‌ایم.



آقای سلیمی‌نمین، این روزها كمتر در مطبوعات آفتابی می‌شوید. مشغول چه كاری هستید؟

در دفتر مطالعات، درباره مسائل تاریخ می‌نویسم. اداره یك دفتر كار بسیار سختی است و در كنار آن پرداختن به مسائل سیاسی روزمره جامعه و پژوهش هم وجود دارد كه كار دشواری است اما به رغم تمام این سختی‌ها تلاش دارم كار نوشتن خودم را استمرار بخشم چرا كه كار عمده من همین نوشتن است.

چند ساعت در دفتر مطالعات تاریخ هستید؟

ساعت شش و نیم تا هفت می‌آیم و تا 9 شب اینجا هستم. مگر اینكه جلسه داشته باشم یا برای سخنرانی به شهرستان بروم.

معمولا در چه جلساتی شركت می‌كنید؟

من عضو شورای سیاستگذاری خبرگزاری فارس هستم و هفته‌ای یكبار در مورد موضوعات مختلف به مسئولان این خبرگزاری مشاوره می‌دهم. پیش از این هم یعنی در دولت‌های خاتمی و هاشمی عضو شورای مشاوره خبرگزاری ایرنا بودم. عضو شورای سیاستگذاری روزنامه جام جم هم بودم كه اكنون ظاهرا جلسات برگزار نمی‌شود.

مشاورده دادن به خبرگزاری دولت در زمان اصلاحات برای شما كه نقد زیادی به آن دولت دارید، سخت نبود؟

زمان وردی‌نژاد، عضو این شورا بودم و البته بحث‌های بسیار صریحی هم داشتیم اما با این حال جلسات‌مان هیچ‌گاه متوقف نشد.

به خانه شما برویم. آیا صبحانه را در منزل و در كنار همسرتان میل می‌كنید؟


قطعا صبحانه را در خانه و با همسرم می‌خورم اما ناهار قطعا بیرون هستم البته اخیرا توفیقی دارم كه همسرم هم محل كارش به دفتر ما منتقل شده است. ایشان به كار پژوهش مشغولند، البته همسرم تهیه‌كننده رسمی صدا و سیما هم است اما چون در آنجا برنامه‌ای به او نمی‌دهند، كار پژوهش را دنبال می‌كند و موسسه‌‌ای در مورد مطالعات زنان تاسیس كرد.

پس ناهار را در این دفتر درست می‌كنند؟


بله. در اینجا آشپزخانه‌ای داریم كه در آن ناهار درست می‌كند.

چرا صدا و سیما برنامه‌ای به همسر شما نمی‌دهد؟

مدتی است كه تهیه‌كنندگان قدیمی و رسمی مورد توجه نیستند وكارگردانان دارای تهیه كنندگان مرتبط به خود هستند لذا كاری به ایشان نمی‌دهند.

چرا همانند موضوعات دیگر در این مورد افشاگری نكردید؟

من در مورد مسائل خصوصی افشاگری نمی‌كنم. بحث من مسائلی است كه عامه مردم را در بر می‌گیرد.

چه سالی ازدواج كردید؟ چطور آشنا شدید؟

سال 56 ازدواج كردم. از طریق یكی از دوستان ایشان با هم آشنا شدیم. من سال 55 كه دانشجوی خارج كشور بودم برای ازدواج به ایران آمدم اما دیدم برادرم در حال تهیه مقدمات ازدواج خودش است، لذا منصرف شدم و برگشتم. سال 56 آمدم و با معرفی یكی از دوستان خارج از كشورم با خانمم تماس گرفتم كه با هم قرار بگذاریم و صحبت كنیم. ایشان به منزل ما آمد و با هم صحبت كردیم كه توافقاتی حاصل شد و بعد از خانواده خواستم به خواستگاری برویم.

وقتی ایشان بار اول برای صحبت به منزل شما آمدند، خانواده اطلاع داشتند؟

می‌دانستند كه ایشان آمده است اما دلیلش را نمی‌دانستند.

شما فقط یكبار به خواستگاری رفته‌اید؟

در سال 55، یك جای دیگر رفتیم و به توافق هم رسیدیم اما خانواده دخترخانم زمانی كه متوجه شد پس از ازدواج باید به خارج از كشور برویم، مخالفت كردند و گفتند دوری دختر را تاب‌ نمی‌آوریم.

همسرتان ماجرای خواستگاری قبلی را می‌داند؟

یادم نیست. اما مورد خاصی نبود و مراحلی را طی نكرده بود كه حساسیتی را برانگیزد. طبق معمول به خواستگاری رفته بودیم كه توافقی صورت نگرفت.

مهریه همسرتان چقدر است؟

50 هزار تومان كه طبق عرف آن زمان، مهریه پایینی بود.

مراسم عروسی را چطور برگزار كردید؟

عروسی به آن شكل نداشتیم اما عقد ما عجیب بود. من و همسرم به همراه برادرم به منزل آیت‌الله خامنه‌ای رفتیم و ایشان ساك‌شان را بسته بودند تا به مسافرت بروند لذا به سرعت مراسم عقد انجام شد. ما شیرینی هم نگرفته بودیم. ایشان پرسیدند حتی شیرینی هم نیاوردید و زیپ ساكی كه برای سفر آماده كرده بودند را بازكردند و شیرینی داخل آن را گشودند.

بعد به انگلستان بازگشتید؟

بله.

فرزندان‌تان هم آنجا به دنیا آمدند؟

دو تا از دخترانم آسیه و زینب آنجا به دنیا آمدند.

با این حساب می‌توانند از برخی امكانات آن كشور استفاده كنند.

می‌توانند تابعیت آنجا را بگیرند.

گرفتند؟


دختر دومم می‌خواست برای ادامه تحصیل برود بنابراین پاسپورت انگلیسی گرفت اما به دلیل اینكه به همسرش ویزا ندادند، به كشور بازگشت.

آیا برای دختران‌تان خواستگارانی از سوی خانواده‌های سیاسی و معروف آمدند
؟

بله. اما مبنای ما این نبود كه پیوندها بر اساس ملاحظات سیاسی و اقتصادی باشد.

شما در سال 56 ازدواج كردید. الان خیلی‌ از آشنایی‌های قبل از ازدواج اینترنتی شده است. فكر می‌كنید اگر الان می‌خواستید ازدواج كنید، از این روش‌ها یعنی چت، ایمیل و... استفاده می‌كردید؟

معتقدم كه سنت‌های ما دارای كارایی زیادی است. ارتباط اولیه بر اساس تحقیق باید باشد و از طریق چت امكانپذیر نیست.

هیچ‌گاه به ذهن‌تان رسید با دختر انگلیسی ازدواج كنید؟

خیر. واقعا وجوه اشتراك كمی داشتیم، این به معنی این نیست ازدواج با انگلیسی‌ها را مردود بدانم. البته باید بگویم كه برخی در ارتباط با دختران انگلیسی، هدف‌شان ازدواج نبود كه ما نمی‌پسندیدیم. زمانی كه مردی با خانمی ارتباط می‌گیرد، علقه‌ای شكل خواهد گرفت كه قطع آن برای من خیلی راحت نبود. یادم می‌آید یكی از بچه‌های ماركسیست ایرانی با خانم انگلیسی زندگی می‌كرد كه پس از مدتی، پسر برای دور كردن دختر اعلام كرد می‌خواهم به ایران بروم اما به شهر دیگری رفت. از آنجا كه بعد از مدتی باید برمی‌گشت، دوستانش به آن دختر گفتند كه پسر در ایران دستگیر شده است. این رفتارها برای ما ضدارزش محسوب می‌شد و حاضر نبودیم با احساسات دخترهای انگلیسی بازی كنیم لذا پرهیز می‌كردیم.

به دوران زندگی در انگلستان بازگردیم. هزینه‌های زندگی را چطور تامین می‌كردید؟

وضع ما خیلی بد نبود و پدرم تحصیلكرده خارج از كشور بود اما خودم می‌خواستم كمك‌كننده به اقتصاد انگلیس نباشم، لذا كار كردم.

در كجا كار كردید؟

در كنتاكی فراید‌چیكن كار می‌كردم. پشت دخل هم بودم و برخی اوقات مرغ هم می‌پختم.

الان هم غذا می‌پزید؟

در بچگی ‌آش و قیمه درست می‌كردم كه در دوران دانشجویی مربا و ترشی هم اضافه شد. البته خانم‌ها خوش‌شان نمی‌آید آقایان دخالت كنند اما اگر فرصت شود، حلوا و چیزهای دیگر درست می‌كنم.

به جز كاركردن در كنتاكی فرایدچیکن، خاطرات دیگری از انگلستان دارید؟


آیت‌الله مطهری به همراه علامه طباطبایی آمدند آنجا، با ایشان رفتیم برخی كلیساها را نشان دادیم. خودمان هم سفر دانشجویی می‌رفتیم. در یكی از این سفرها به رودخانه‌ای رفتیم و قایقی كرایه كردیم كه باید پارو می‌زدیم اما نتوانستیم هماهنگ پارو بزنیم لذا صاحب قایق پس گرفت و گفت بروید بیرون.

این روزها تفریح شما چیست؟

بچه‌ها كه كوچك بودند تاكید داشتیم كه هر جمعه به پارك و برخی اوقات برای دیدن خانواده به مشهد برویم اما الان كمتر شده است.

آخرین بار چه زمانی با خانواده سفر رفتید؟

سال پیش بود كه به شمال رفتیم. داماد من ویلایی از اداره‌اش گرفته بود كه نزدیك چالوس بود.

شما در منزل ماهواره دارید؟

ندارم زیرا دیدن ماهواره اتلاف وقت دارد و برنامه‌ریزی می‌خواهد. من در دوره‌ای كه مدیریت روزنامه داشتم در اتاقم ماهواره داشتم. ماهواره می‌تواند از لحاظ فرهنگی به تدریج مسائلی ضد فرهنگ را به ما منتقل كند و برخی هنجارها را ناهنجار و به عكس كند.

فرزندان‌تان هم ندارند؟


دو تا از فرزندانم ماهواره دارند. اول گفتم این كار را نكنید و الان به این نتیجه رسیدند. در ماه رمضان هم گفتند كه ما دیگر نگاه نمی‌كنیم.

راستی منزل شما كجاست؟


فاز یك شهرك قدس (غرب) زندگی می‌كنیم.

اجاره نشین هستید؟

نه. 20 سال پیش زمینی را با تعدادی از اساتید دانشگاه خریدیم و ساختیم.

چند متر است؟

170متر.

اتومبیل‌تان چیست؟

پراید دارم و قبل از آن پیكان داشتم.

چند سال پیش در خیابان منتظر تاكسی بودم. دست بلند كردم، شما با پیكان‌تان مرا سوار كردید. یك لحظه فكر كردم مسافركشی می‌كنید؟

من اولین بار كه ماشین گرفتم در كیهان بودم. آن زمان در استفاده از امكانات عمومی پرهیز داشتیم. بچه‌هایم هم زیاد بودند و ماشین هم نداشتم تا اینكه مدیر موسسه در سال 65 پیشنهاد داد ماشین بگیرم چون تردید داشتم استخاره كردم كه جواب آمد هم خودتان استفاده كنید و هم به دیگران كمك برسانید. لذا اگر كسی دست بلند می‌كرد، سوار می‌كردم.

در ماه‌های اخیر، خیلی درباره ازدواج موقت بحث شده است. آیا تاكنون به ازدواج مجدد فكر كرده‌اید؟


من در انجام وظایفم در زندگی فعلی هم مانده‌ام. البته فكر می‌كنم اگر انسان نیازهای عاطفی خود را منطقی برطرف كند، چنین افكاری شكل نمی‌گیرد. امثال ما در اداره یك زندگی، قصور جدی داریم. من خودم را سرزنش می‌كنم كه نمی‌توانم به فرزندان و همسرم برسم. از سوی دیگر، ازدواج موقت هم بار عاطفی دارد و وظایفی بر دوش مرد می‌گذارد .

همسرتان با اصل ازدواج مجدد موافق است؟

موافق است اما امكانش آنطور كه در اسلام آمده است، بسیار سخت است. آنچه امروز در جامعه داریم فقط زیاده‌خواهی و قربانی كردن دیگران برای زیاده خواهی خود است. اگرفردی تمكن مالی دارد و می‌تواند با عدالت، دو خانواده را با نگاه انسانی اداره كند، اشكالی ندارد اما آنچه اكنون مطرح است، نگاه خودخواهانه است كه از نظر اجتماعی و اعتقادی پذیرفته شده نیست.




شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین