معلوم هست نویسنده ها و کارگردانها چه می کنند؟
در این سالها کمتر فیلم یا سریالی را میتوان یافت که به موضوع ازدواج جوانان نپرداخته است. هر کدام را که ببینی، یک جورهایی سعی کرده است امر خیری را در داستانش بگنجاند و دو جوان را به خانهی بخت بفرستد. بدون شک موضوع ازدواج، از مهمترین و جذابترین موضوعهای اجتماعی و خانوادگی ماست و هر چه دربارهی آن سخن بگوییم و فیلم و سریال بسازیم باز جا دارد. اما کاش نویسندگان و کارگردانان محترم بتوانند فرصتِ خلوتی برای خود فراهم کنند و خارج از فضای سوت و کف جشنوارهها و جایزههای بلورین، کمی بنشینند و به پیآمدها و بازتابهای طبیعی و قطعی کارهایشان بر جامعه فکر کنند.
شاید بتوان گفت که بالای نود و پنج درصد ازدواجهایی که در فیلم و سریالها به خوردمان میدهند از این قرار است که در آغاز، آقا پسر با اولین نگاه و اغلب بدون داشتن هیچ گونه اطلاعی از دختر خانم، عاشق او میشود و آنگاه مستقیما و بدون واسطه ای مادر یا خواهرش و به راحتی هر چه تمامتر، به دختر خانم ابراز عشق میکند و به او پیشنهاد ازدواج میدهد. دختر خانم هم معمولا بدون این که خجالت بکشد، مانند کسی که هزاران بار با پسرهای نامحرم رابطهی صمیمی داشته و سر و کله زده است، با لبخندی شیرین به پسر میفماند که او هم اتفاقا از خدا میخواهد، و البته گاهی این لبخند شیرین پس از چند روز سرکار گذاشتن آقا پسر انجام میگیرد... و از این به بعد، رابطهی عشق و عاشقی این دو و مبارزهشان برای راضی کردن اطرافیان آغاز میشود، و سرانجام در دقیقهی نود فیلم یا سریال، این دو سر سفرهی عقد کنار هم مینشینند و داستان تمام میشود.
گویا فعلا نویسندگان و کارگردانهای فیلم و سریال، به دنبال فرهنگسازی این نوع ازدواج هستند؛ ازدواجی که جرقه ی اول آن با دل بستن آقا پسر به چشم و ابروی دختر خانمی زیبا زده میشود و هیچ تعقلی و نگاهی به ملاکها و شاخصهای ازدواج در آن دیده نمیشود... و بالأخره ازدواجی که در آن با عنوانهای مختلف و گوناگون و مخاطب پسند، دختر و پسر چند هفته ای قبل از ازدواج با هم رابطه ی دوستانه دارند و احساسات عاشقانه با هم رد و بدل میکنند؛ کاری که در دین ما حرام شمرده شده است.
نمیدانم؛ آیا واقعا این آقایان محترم دوست دارند که اگر جوانی عاشق دخترشان شد، بدور از چشمشان، خودش برود هدیه ای برای دخترشان بگیرد و مستقیما به او تقدیم کند و چند هفته یا چند ماه در پارکها و کافی شاپها و رستورانها با او قرار بگذارد؟ اگر از این رابطه مطلع شوند، چه حالی به آنها دست خواهد داد؟ یعنی هیچ از دخترشان و آن شازده پسر عصبانی نمیشوند؟! آیا هیچ احتمال نمیدهند که در آمار فزاینده و وحشتناک طلاق خودشان هم سهمی دارند و کمی باید در فرهنگ ازدواجی که رواج میدهند تجدید نظر کنند؟چشم خدا
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


