مستندات يك پروژه سياسي
اشاره: رهبر انقلاب در سفر به قم با اشاره به ماجراي فتنهي 88 اشاره كردند كه اين ماجرا از ده ، پانزده سال پيش شروع شده است نه الان. متن زير كه يكي از يادداشت هاي سياسي روزنامه رسالت در همان سالها است نشان از طراحي چنين پروژه اي از سالها قبل را ميدهد. پروژهاي كه متاسفانه عليرغم آگاهي برخي نخبگان از آن، باز هم مورد غفلت قرار گرفت:
با توجه به شواهد و مستندات سیاسی، علائمی دال بر تلاش برای
انتخاب جانشین برای خاتمی مشاهده شد و براساس این شواهد که به ویژه در
نتیجه یک تحلیل فنومنولوژیک بسیار مؤثر است، بخشی از عناصر ذی نفوذ در جبهه
دوم خرداد به ویژه افرادی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خیزهایی را
برای تشویق مهندس میرحسین موسوی و طرح چهره وی برای ایفای نقش آلترناتیو
در یک شرایط نامترقبه برداشتند
با توجه به شواهد و مستندات سیاسی، علائمی دال بر تلاش برای انتخاب جانشین برای خاتمی مشاهده شد و براساس این شواهد که به ویژه در نتیجه یک تحلیل فنومنولوژیک بسیار مؤثر است، بخشی از عناصر ذی نفوذ در جبهه دوم خرداد به ویژه افرادی از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خیزهایی را برای تشویق مهندس میرحسین موسوی و طرح چهره وی برای ایفای نقش آلترناتیو در یک شرایط نامترقبه برداشتند. بدون توجه به جزئیات این پروژه که به طور اتوماتیک در خلاء خاتمی فعال خواهد شد، به دومین آلترناتیو خاتمی در عرصه هدایت تشکیلاتی و تئوریک جبهه دوم خرداد میپردازیم.
در این بخش، همانگونه که در نوشتارهای گذشته بدان اشاره شد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی،در مقاله عصر ما تحت عنوان «گرانیگاه اصلاحات کجاست؟» با خلع تمامی نهادهای رسمی یا دارای پیشینه در هدایتگری اصلاحات به ویژه شخص خاتمی و نصب حجت الاسلام و المسلمین موسوی خوئینیها، عملاً پا را از حد آلترناتیوسازی هم بیرون گذاشته و مدیریت دوم خرداد را از خاتمی ستانده و به یک مرکزیت ناشناخته از اعضای کلوپ سیاسی سپردند که تنها چرهه خویینی ها در آن برای افکار عمومی تا حدی شناخته شده است.
در نوشتار گذشته، نگرانیهای موجود از روند غیردموکراتیک سازماندهی سالنترالیستی که بیشتر تصویر تشکل های نهانکار را تداعی میکند، در ضمن تعدادی پرسش مطرح ساختیم. در قبال این پرسشها، آقای محمد سلامتی، دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی طی مصاحبهای با روزنامه آفتاب یزد (یکشنبه 17 مهر) نکاتی را مطرح ساخت که توجه به انها ظن تحلیلگران را مبدل به یقین میسازد، فارغ از آنکه ایشان مهارت بسیاری از رد پاسخگویی دیلپماتیک از خود نشان دادهاند ولی نکاتی متعارض و حتی پارادوکسیکال در سخنان وی موجود است که پرسشهایی را برمی انگیزد.
1ـ آقای سلامتي گفتهاند: «سازمان مجاهدین هنوز آلترنانیو دیگری به جای خاتمی سراغ ندارد و به همین دلیل در انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز به جز ایشان کس دیگری را مطرح نمیکند.» نکات قابل توجه در این جمله عبارتند از:
الف ـ ایشان گفتهاند، سازمان مجاهدین (حتماً با پسوند انقلاب اسلامی) هنوز (؟!) آلترناتیو دیگری به جای خاتمی سراغ ندارد. توجه به قید «هنوز» بسیار مهم است، این قید نشاندهنده آن است که اولاً، اندیشه و روند آلترناتیوگزینی وجود دارد ولی هنوز به نتیجه نرسیده است ثانیاً، گفتوگوهایی با مهندس میرحسین موسوی هنوز انگیزه لازم برای حضور وی را فراهم نکرده است.
ثالثاً، ایشان گفته است چون «آلترناتیو دیگری به جای خاتمی سراغ ندارد، به همین دلیل در انتخابات آتی ریاست جمهوری نیز به جز ایشان کس دیگری را مطرح نمیکند» به عبارت بهتر انگیزه مجاهدین انقلاب از کاندیدا نبودن خاتمی و مطرح نساختن فرد دیگری در انتخابات، پذیرش خاتمی با شرایط کنونی نیست بلکه فقدا آلترناتیو دیگر است و اگر آلترناتیو مطلوب (مثلاً مهندس موسوی) را متقاعد میساختند، در اصلح دانستن او بر خاتمی درنگ را جایز نمیشمردند.
2ـ آقای سلامتی اظهار داشته است: لازم بود که این گروهها استراتژی واحدی داشته باشند و به همین جهت در تشکلی به نام شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد جمع شدند، سپس ادامه دادهاند؟ «رئیس این شورا نیز همان فردی است که قبلاً از سوی تشکلهای جبهه دوم خرداد انتخاب شده بود.»
الف ـ قرائت دیگر سخن آقای سلامتی آن است که استراتژی واحد جبهه دوم خرداد در شورایی به رایست فردی (که منظور حجت الاسلام خویینیهاست که آقای سلامتی به دلایلی که خود میدانند اسمشان را نیاوردهاند که از سوی تشکلها انتخاب شده بود، تدوین میشود. با توجه به سوابق گفته آقای سلامتی در همان مصاحبه، این شورای هماهنگی، ماهیتی موقتی و انتخاباتی داشته است و صاحب صلاحیت در تدوین استراتژی نبوده است، لذا دانسته نیست، به چه دلیل یک تشکیلات مبهم و موقتی سعال در زمینه انتخابات ناگهان به سطح ایتراتژیستی یک جریان ارتقاء مییابد؟ مقامی که قبلاً شایسته خاتمی دانسته میشد؟
ب ـ آقای سلامتی در گفتار خویش پاسخ ندادهاند، آیا گزینش رئیس و استراتژیست جدید دوم خرداد توسط هواداران دوم خرداد تنفیذ شده است یا خیر؟ اگر خیر، آیانباید از شکل گیری نوعی سانترالیزم غیردموکراتیک نگارن بود؟ ساختاری که با توجه به در برگیرندگی آن که حداقل سطح یک جناح را در برمی گیرد، در مجموع به نفع روند اصلاحات در کشور نخواهد بود؟
3ـ دبیر کل مجاهدین انقلاب با اشاره به صحبتهای انجام شده با مهندس موسوی در زمینه ریاست جمهوری که با انکار ایشان در این مورد در سطور اولیه مصاحبه مذکور تناقض دارد، گفته است: «حتی خود ایشان (مهندس موسوی) هم قبول دارند که در دوره آینده آقای خاتمی بهتر است کاندیدا شود.»
آیا این گفته، خود شاهدی بر مدعای ما مبنی بر گفت و گوهای جدی با مهندس موسوی توسط مجاهدین انقلاب برای جایگزینی آقای خاتمی نیست؟ آیا این زیربار نرفتن مهندس موسوی نبوده است که مجاهدین انقلاب را وادار ساخته است بگویند هنوز (؟) آلترناتیو دیگری به جای خاتمی سراغ ندارد و به همین دلیل در انتخابات ریاست جمهوری نیز به جز ایشان کس دیگری را مطرح نمیکند.» هر چند باز شکافی سخنان کوتاه دبیر کل مجاهدین انقلاب اسلامی نکات بسیاری را آشکار میکند. اما به همین اندازه بسنده میکنیم و به بخش مهم سخن وی یعنی بحث «وحدت در کثرت» در آینده خواهیم پرداخت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


