گنجي:جنبش سبز مانند سازمان مجاهدين است
اكبر پونز ول كن سبزهاي مدعي تقلب نيست و مي گويد كساني كه وي را به خاطر ترديد و ادعاي تقلب مورد هجمه و تخريب قرار داده اند، به روش سركوب سازمان مجاهدين خلق (منافقين) عمل كرده اند.
اكبر پونز ول كن سبزهاي مدعي تقلب نيست و مي گويد كساني كه وي را به خاطر ترديد و ادعاي تقلب مورد هجمه و تخريب قرار داده اند، به روش سركوب سازمان مجاهدين خلق (منافقين) عمل كرده اند. اين در حالي است كه گنجي از دوره اصلاحات تاكنون خود به همين روش عمل مي كند.
گنجي كه جزو 5 عضو اتاق فكر فتنه سبز در خارج (حلقه جرس) است، در مقاله اي نوشت: گروهي از سبزها مدعي اند ميرحسين موسوي در انتخابات برنده شد حالا اگر كسي بپرسد دلايل اين مدعا چيست، گويي اسطوره اي را زير سوال برده است. اگر چنان قرائن و شواهدي براي اثبات مدعا وجود ندارد، اين ادعا اخلاقاً پذيرفتني نيست. شيوه نپذيرفتن خطا شيوه سازمان مجاهدين خلق است كه حتي حاضر نيستند خطا بودن عمليات فروغ جاويدان يا انقلاب ايدئولوژيك را بپذيرند. آيا وظيفه سبزها اين است كه همه كارهاي انجام شده به اسم جنبش سبز را درست بخوانند و مانند سازمان هاي چريكي، حزب توده و ديگران، هر ناقدي را به رژيم وصل كنند؟ آيا سبزها كميته مركزي و دفتر سياسي دارند كه براساس «حقايق محض» بر ساخته حزب پيشرو، افراد را طرد و حذف كنند؟ اين مالكيت از كجا آمده است؟
وي همچنين از ماهيت نامه جعلي منتشره در سايت جرس كه طي آن ادعا شده بود رئيس قوه قضائيه نامه استعفا و اعتراض به رهبري نوشته، پرده برداشت و نوشت: خطر تكرار روش هاي شكست خورده غيراخلاقي را نبايد دست كم گرفت. چگونه كساني به خود اجازه مي دهند به نام صادق لاريجاني به ]آيت الله[ خامنه اي نامه بنويسند و آن را منتشر سازند؟ آخر صادق لاريجاني داراي كدام سابقه است كه توان نوشتن چنان نامه هايي را داشته باشد؟ نكند صادق لاريجاني به آيت الله منتظري ديگري تبديل شده است؟ مگر غير از اين است كه در سركوب سبزها دقيقاً همان كاري را كرد كه نظام مي خواست؟ دروغ نوشتن، محدود به نوشتن نامه جعلي براي صادق لاريجاني نبوده و نيست. در سفر رهبري به قم هم دروغ هاي بسياري بافته و ساخته شد كه يكي تكذيب شد؛ از لغو سفر به قم تا عدم ديدار مراجع تقليد. آخر در حوزه هاي علميه چه ظرفيت مخالفت با رژيم اسلامي وجود دارد؟ اگر رژيم جمهوري اسلامي نباشد، وضع روحانيت و حوزه ها بهتر از اكنون خواهد بود؟ پس اين چه ادعايي بود؟ چگونه مي توان در مذمت دروغگويي نوشت و همزمان ده ها دروغ گفت؟
گنجي كه جزو 5 عضو اتاق فكر فتنه سبز در خارج (حلقه جرس) است، در مقاله اي نوشت: گروهي از سبزها مدعي اند ميرحسين موسوي در انتخابات برنده شد حالا اگر كسي بپرسد دلايل اين مدعا چيست، گويي اسطوره اي را زير سوال برده است. اگر چنان قرائن و شواهدي براي اثبات مدعا وجود ندارد، اين ادعا اخلاقاً پذيرفتني نيست. شيوه نپذيرفتن خطا شيوه سازمان مجاهدين خلق است كه حتي حاضر نيستند خطا بودن عمليات فروغ جاويدان يا انقلاب ايدئولوژيك را بپذيرند. آيا وظيفه سبزها اين است كه همه كارهاي انجام شده به اسم جنبش سبز را درست بخوانند و مانند سازمان هاي چريكي، حزب توده و ديگران، هر ناقدي را به رژيم وصل كنند؟ آيا سبزها كميته مركزي و دفتر سياسي دارند كه براساس «حقايق محض» بر ساخته حزب پيشرو، افراد را طرد و حذف كنند؟ اين مالكيت از كجا آمده است؟
وي همچنين از ماهيت نامه جعلي منتشره در سايت جرس كه طي آن ادعا شده بود رئيس قوه قضائيه نامه استعفا و اعتراض به رهبري نوشته، پرده برداشت و نوشت: خطر تكرار روش هاي شكست خورده غيراخلاقي را نبايد دست كم گرفت. چگونه كساني به خود اجازه مي دهند به نام صادق لاريجاني به ]آيت الله[ خامنه اي نامه بنويسند و آن را منتشر سازند؟ آخر صادق لاريجاني داراي كدام سابقه است كه توان نوشتن چنان نامه هايي را داشته باشد؟ نكند صادق لاريجاني به آيت الله منتظري ديگري تبديل شده است؟ مگر غير از اين است كه در سركوب سبزها دقيقاً همان كاري را كرد كه نظام مي خواست؟ دروغ نوشتن، محدود به نوشتن نامه جعلي براي صادق لاريجاني نبوده و نيست. در سفر رهبري به قم هم دروغ هاي بسياري بافته و ساخته شد كه يكي تكذيب شد؛ از لغو سفر به قم تا عدم ديدار مراجع تقليد. آخر در حوزه هاي علميه چه ظرفيت مخالفت با رژيم اسلامي وجود دارد؟ اگر رژيم جمهوري اسلامي نباشد، وضع روحانيت و حوزه ها بهتر از اكنون خواهد بود؟ پس اين چه ادعايي بود؟ چگونه مي توان در مذمت دروغگويي نوشت و همزمان ده ها دروغ گفت؟
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


