خانم اشتون ! اينجا ايران است
مهدي فضائلي
موضوع هستهاي ايران تقريبا وارد صدمين ماه خود شده است. صد ماه پرفراز و فرود که برآيند آن پيشرفتهاي چشمگير فني و سياسي براي جمهوري اسلامي ايران و عقبنشيني و خسارتهاي سياسي و حيثيتي براي طرفهاي خارجي بوده است.
کافي است بدانيم زماني که اين موضوع در قالب پروندهاي سنگين براي ملت ايران گشوده شده، سايت نطنز در حد يک سوله خالي ساخته شده بود و حتي يک سانتريفيوژ در آن به حرکت درنيامده بود تا چه برسد به غنيسازي اورانيوم؛ سايت فردو حتي نامش شنيده نشده بود، آب سنگين اراک فقط نامي از آن بود، نيروگاه بوشهر (که البته مستقيما به موضوع هستهاي ايران ربطي نداشت ولي غيرمستقيم متاثر از آن بود) آيندهاي مبهم داشت و ... اما امروز سايت نطنز استقرار يافته و چندين هزار سانتريفيوژ در آن فعال شده و صدها کيلوگرم اورانيوم 5/3 درصد توليد کرده، اورانيوم 20 درصد را نيز براي مصرف رآکتور تهران توليد كردهايم و صفحههاي سوخت مجازي آن را نيز ساختهايم. سايت فردو نيز احداث شده است. آب سنگين اراك پيشرفت قابل توجهي داشته است و نيروگاه بوشهر با استقرار ميلههاي سوخت در قلب رآكتورش در يك قدمي راهاندازي قرار گرفته و دهها پيشرفت ديگر.
در بخش سياسي نيز اگر در گذشته 3 كشور انگليس، آلمان و فرانسه طرف گفتوگو بودند و موضعشان انهدام كامل تاسيسات هستهاي ايران بود، امروز كشورهاي چين، روسيه و آمريكا نيز در يك مجموعه گروه 1+5 را تشكيل داده و به همراه مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا با ايران گفتوگو ميكنند و ديگر سخني از انهدام كه نيست هيچ به محدود شدن فعاليتهاي ايران در سطح فعلي هم راضي هستند و صرفنظر از برخي حواشي به تبادل سوخت 5/3 درصد با 20 درصد تن دادهاند. ضمنا در موضوع تبادل سوخت، تركيه و برزيل در كنار جمهوري اسلامي ايستادهاند و اين همه حاصل نشده است مگر به واسطه ايستادگي ملت ايران بر موضع حق و قانوني خود و تدبير و شجاعت مسوولان جمهوري اسلامي ايران و البته لطف و عنايت مستمر خداوند.
به هر حال پس از وقفهاي كه در مذاكرات 1+5 با ايران پيش آمد و در پي نامه 6 ژوئيه (15 تير سال جاري) دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران به خانم اشتون، وي حدود 2 هفته پيش با ارسال نامهاي براي ازسرگيري مذاكرات اعلام آمادگي كرد و با غروري كه ريشه در غربي و خصوصا انگليسي بودن از سويي و عدم شناخت جمهوري اسلامي ايران از سوي ديگر داشت، يكطرفه تاريخ (18ـ15 نوامبر) و مكان (وين) مذاكرات را هم تعيين كرد و جمهوري اسلامي ايران روز گذشته پاسخ نامه اشتون را داد كه نكات زير درباره آن درخور توجه است.
1) در نامه شوراي عالي امنيت ملي ايران از 10 نوامبر (يعني 5 روز زودتر از تاريخي كه اشتون تعيين كرد) براي شروع مذاكرات اعلام آمادگي شده است و تصريح شده كه درباره زمان و مكان مذاكرات بايد توافق صورت گيرد.
معني اين پاسخ آن است كه اولا جمهوري اسلامي ايران برخلاف آنچه غربيها ادعا ميكنند نه تنها از مذاكرات رويگردان نيست بلكه آمادگي دارد زودتر از تاريخ موردنظر آنها اين مذاكرات را آغاز كند. ثانيا اين پاسخ به خانم اشتون كه سياستمداري تازهكار است، يادآوري ميكند «اينجا ايران است» و اگر قرار است مذاكرهاي انجام شود، اين مذاكرات بايد در فضايي عادلانه صورت گيرد، لذا مكان و تاريخ مذاكرات نيز بايد با توافق طرفين باشد.
2) در نامه شوراي عالي امنيت ملي ايران از بازگشت 1+5 به مذاكرات استقبال شده است كه معناي اين استقبال در زبان ديپلماسي آن است كه وقفه و تاخير در مذاكرات ناشي از تصميمات و روش برخورد گروه 1+5 بوده و جمهوري اسلامي ايران با اتكا به مواضع قانوني و خواستههاي مشروع خود هيچگاه از مذاكرات هراسي نداشته و ندارد.
3) با توجه به نامه 6 ژوئيه جليلي به اشتون، در اين مذاكرات بايد پاسخ پرسشهاي سهگانه ايران معلوم شود، يعني مشخص شود موضع طرفهاي ما درباره فعاليتهاي هستهاي غير صلحآميز رژيم صهيونيستي چيست؟ آيا آنها خواستار توقف فشار بر جمهوري اسلامي ايران هستند يا كماكان مسير فشار را دنبال ميكنند؟ و سوم اين كه آيا آنها به دنبال راهحل هستند يا مجازات؟ پاسخ اين پرسشها ميتواند چشمانداز آينده مذاكرات را روشن كند.
مهدي فضائلي
کافي است بدانيم زماني که اين موضوع در قالب پروندهاي سنگين براي ملت ايران گشوده شده، سايت نطنز در حد يک سوله خالي ساخته شده بود و حتي يک سانتريفيوژ در آن به حرکت درنيامده بود تا چه برسد به غنيسازي اورانيوم؛ سايت فردو حتي نامش شنيده نشده بود، آب سنگين اراک فقط نامي از آن بود، نيروگاه بوشهر (که البته مستقيما به موضوع هستهاي ايران ربطي نداشت ولي غيرمستقيم متاثر از آن بود) آيندهاي مبهم داشت و ... اما امروز سايت نطنز استقرار يافته و چندين هزار سانتريفيوژ در آن فعال شده و صدها کيلوگرم اورانيوم 5/3 درصد توليد کرده، اورانيوم 20 درصد را نيز براي مصرف رآکتور تهران توليد كردهايم و صفحههاي سوخت مجازي آن را نيز ساختهايم. سايت فردو نيز احداث شده است. آب سنگين اراك پيشرفت قابل توجهي داشته است و نيروگاه بوشهر با استقرار ميلههاي سوخت در قلب رآكتورش در يك قدمي راهاندازي قرار گرفته و دهها پيشرفت ديگر.
در بخش سياسي نيز اگر در گذشته 3 كشور انگليس، آلمان و فرانسه طرف گفتوگو بودند و موضعشان انهدام كامل تاسيسات هستهاي ايران بود، امروز كشورهاي چين، روسيه و آمريكا نيز در يك مجموعه گروه 1+5 را تشكيل داده و به همراه مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا با ايران گفتوگو ميكنند و ديگر سخني از انهدام كه نيست هيچ به محدود شدن فعاليتهاي ايران در سطح فعلي هم راضي هستند و صرفنظر از برخي حواشي به تبادل سوخت 5/3 درصد با 20 درصد تن دادهاند. ضمنا در موضوع تبادل سوخت، تركيه و برزيل در كنار جمهوري اسلامي ايستادهاند و اين همه حاصل نشده است مگر به واسطه ايستادگي ملت ايران بر موضع حق و قانوني خود و تدبير و شجاعت مسوولان جمهوري اسلامي ايران و البته لطف و عنايت مستمر خداوند.
به هر حال پس از وقفهاي كه در مذاكرات 1+5 با ايران پيش آمد و در پي نامه 6 ژوئيه (15 تير سال جاري) دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران به خانم اشتون، وي حدود 2 هفته پيش با ارسال نامهاي براي ازسرگيري مذاكرات اعلام آمادگي كرد و با غروري كه ريشه در غربي و خصوصا انگليسي بودن از سويي و عدم شناخت جمهوري اسلامي ايران از سوي ديگر داشت، يكطرفه تاريخ (18ـ15 نوامبر) و مكان (وين) مذاكرات را هم تعيين كرد و جمهوري اسلامي ايران روز گذشته پاسخ نامه اشتون را داد كه نكات زير درباره آن درخور توجه است.
1) در نامه شوراي عالي امنيت ملي ايران از 10 نوامبر (يعني 5 روز زودتر از تاريخي كه اشتون تعيين كرد) براي شروع مذاكرات اعلام آمادگي شده است و تصريح شده كه درباره زمان و مكان مذاكرات بايد توافق صورت گيرد.
معني اين پاسخ آن است كه اولا جمهوري اسلامي ايران برخلاف آنچه غربيها ادعا ميكنند نه تنها از مذاكرات رويگردان نيست بلكه آمادگي دارد زودتر از تاريخ موردنظر آنها اين مذاكرات را آغاز كند. ثانيا اين پاسخ به خانم اشتون كه سياستمداري تازهكار است، يادآوري ميكند «اينجا ايران است» و اگر قرار است مذاكرهاي انجام شود، اين مذاكرات بايد در فضايي عادلانه صورت گيرد، لذا مكان و تاريخ مذاكرات نيز بايد با توافق طرفين باشد.
2) در نامه شوراي عالي امنيت ملي ايران از بازگشت 1+5 به مذاكرات استقبال شده است كه معناي اين استقبال در زبان ديپلماسي آن است كه وقفه و تاخير در مذاكرات ناشي از تصميمات و روش برخورد گروه 1+5 بوده و جمهوري اسلامي ايران با اتكا به مواضع قانوني و خواستههاي مشروع خود هيچگاه از مذاكرات هراسي نداشته و ندارد.
3) با توجه به نامه 6 ژوئيه جليلي به اشتون، در اين مذاكرات بايد پاسخ پرسشهاي سهگانه ايران معلوم شود، يعني مشخص شود موضع طرفهاي ما درباره فعاليتهاي هستهاي غير صلحآميز رژيم صهيونيستي چيست؟ آيا آنها خواستار توقف فشار بر جمهوري اسلامي ايران هستند يا كماكان مسير فشار را دنبال ميكنند؟ و سوم اين كه آيا آنها به دنبال راهحل هستند يا مجازات؟ پاسخ اين پرسشها ميتواند چشمانداز آينده مذاكرات را روشن كند.
مهدي فضائلي
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


