انقلاب اسلامي ايران و براندازي نظام سلطه

براي اولين بار بود كه در ميان همة كشورهاي عربي و اسلامي، سطح نمايندگي فلسطيني به سطح سفارت ميرسيد. افزون بر آن، امام خميني [ره] اعلام كرد كه مقداري از صادرات نفت ايران به عنوان حمايت از جهاد ملت فلسطين و به عنوان پاداش برا جنبش «فتح» كه در اردوگاههاي خود در جنوب لبنان، نيروهاي فدائيان اسلام را آموزش ميدادند و به دليل حمايت مستمر فلسطينيها از ايران و انقلاب جديدش، اختصاص خواهد يافت.

پيامدهاي پيروزي انقلاب ايران، رهبران سياسي و فكري رژيم صهيونيستي و بسياري از كشورهاي غربي مسلط بر منطقه را به شدت ترساند و واكنش آنها فراتر از انتظار بود، به همين دليل بلافاصله نيروي «مارينز» (دخالت سريع آمريكا) شكل گرفت و به دنبال آن، پايگاههاي آمريكا در منطقه و به ويژه در مصر و قطر و بيشتر كشورهاي خليج [فارس] افزايش يافت و طولي نكشيد كه كشورهاي خليج فارس در تلاش براي ايجاد منظومة سياسي، امنيتي جديد براي رويارويي با تهديدي جديد، شورايي به نام «شوراي همكاري خليج [فارس]» پديد آوردند.
پس از آن، اردوگاه طرفدار غرب در تركيه زمام امور را در اين كشور كه اساساً از سوي كشورهاي غربي حمايت ميشد، در دست گرفت.
پس از آن، ايران با تهاجم عظيم نظام عراق واقعاً شگفتزده شد. نظام عراق با بهانههاي تهي اعلام شده از سوي «صدام حسين» تهاجم گستردهاي عليه ايران آغاز كرد. از جملة آن بهانهها ميتوان به حضور ايران در سه جزيرة امارات و ضرروت خروج ايران از آن جزاير اشاره كرد (!) . . .
دخالت گسترده و فعالانة آمريكا در درون كشورهاي ميانهروي عرب، واكنشي بر پيروزي ايران بود. آمريكا تلاش ميكرد كه كشورهاي ياد شده را از موضوع آنچه كه «صدور انقلاب» نام داشت، بترساند.
برخي رخدادها، همانند رخداد «جهيمان العتيبي» در حرم مكي شريف و به قتل رسيدن «انور سادات» در سال 1981 ميلادي توسط اسلامگرايان مصري، موجب گرديد كه ترس در ميان رهبران ميانهروي عرب نهادينه شود و همين امر باعث شد كه دولت آمريكا موفق شود جبهة عربي گستردهاي را تشكيل دهد كه به طور تمام و كمال در جنگ عراق عليه ايران در خدمت نظام صدام حسين قرار گيرد.
اين جنگ عليه جمهوري نوپاي اسلامي موجب گرديد تر و خشك با هم بسوزند و ثروتهاي هر دو كشور نابود شوند و پس بازپسگيري اراضياي كه عراق از ايران اشغال كرده بود، اين جنگ در سال 1988 ميلادي به پايان رسيد.
سازمان آزاديبخش فلسطين كه پس از پيروزي همپيمانانش در ايران، نقش منطقهاي برجستهاي يافته بود، پس از گذشت چند ماه، خصوصاً پس از اينكه نامي يك از كشورهاي خليج [فارس] كه نيازي به نام بردن از آن نيست، توانست از طريق يكي از اعضاي كميتة مركزي كه با اين كشور هماهنگ بود، چكي به مبلغ صد ميليون دلار در اختيار «ابو عمار» و تحت بند معروف حمايت از انقلاب فلسطين قرار دهد، رابطهاش با ايران انقلابي تيره شد.
متأسفانه همين عضو كميتة مركزي و (مبارز) از سوي ايران متهم شده بود كه در اوج شكوفايي روابط ميان ايران انقلابي و سازمان آزاديبخش فلسطين، به طور پنهاني با يكي از رهبران مخالف نظام ايران (مجاهدين خلق) ديدار كرده است!
هنگام مطالعة يكي از مقالههاي دكتر «فتحي شقاقين» رضوان الله عليه، آن معلم شهيد واقعاً دچار شگفتي شدم. آن معلم شهيد، مقاله ياد شده را در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رشتة تحرير درآورد كه معنايي قريب به متن زير داشت:
«اگراز طريق برنامة مبارزهاي مشترك، سه نيرو در مشرق زمين متحد شوند، چهرة مشرقزمين دگرگون خواهد شد» . . . دكتر شقاقي آن سه نيرو را ايران، سازمان آزاديبخش فلسطين و اخوان المسملين تلقي ميكرد.
متأسفانه اين وحدت شكل نگرفت و آن برنامة الهامبخش متولد نشد زيرا «اخوان المسلمين» به افغانستان رفت تا با حمايت رژيمها و نيروهاي رسمي عربي كه با تشويق آشكار و پنهان غربيها همراه بود، با اتحاد شوروي اشغالگر رويارويي كند.
رابطة تاريخي ميان ايران و سازمان آزاديبخش فلسطين بنا به دلايلي كه بيان گرديد، بحراني شد. ايران انقلابي طي مدت سي سال توانست همانند همة انقلابهاي راستين به مقاومت بپردازد و با چالشها و خطرات بيسابقه رودررو شود و از پس همة دشمنان داخل و خارج با موفقيت بيرون آيد.
امروزه، ايران پس از اينكه توانست حاصل دسترنج خود را بخورد و از آنچه كه خود توليد كرد، بهره برد، در نسيم آزادي كه با خون دهها هزار شهيد امكانپذير شده، نفس ميكشد.
امروزه ايران در رأس «محور پر التهاب» كه فتحي شقاقي متفكر شهيد بشارت آن را داده بود و از تهران آغاز ميشود و از بغداد و مشق و لبنان ميگذرد و در قدس پايان ميپذيرد، قرار گرفته است.
امروزه ايران نه فقط به اين دليل كه برنامة هستهاي كاملي را در پيش گرفته و در عرض فقط چند سال توانسته براي رشد و توسعه، زيرساختهاي مناسب ايجاد كند تا بتواند قدرتمندترين كشور منطقه شود و اسحلههاي پيشرفته در اختيار دارد و همين امر او را بر آن ميدارد كه در منطفه نفوذ و ثروت جهان، يعني منطقة خليج فارس، نگاهبان امنيت منطقه باشد، بلكه به اين دليل كه به آمريكاييها «نه» گفته است، در كانون هدفگيري غربيها و صهيونيستها قرار گرفته است. ايران انقلابي به خوي ياد گرفته است كه چگونه سركشي هوشمندانه را در برابر گردنكشان به كار گيرد. ايران انقلابي آشكارا ميگويد كه عمر موجوديت صهيونيست به پايان خود نزديك شده است.
به همين دليل است كه مي بينيم امروزه رژيم اشغالگر قدس و حامي مادي و معنوي او يعني آمريكا زبان به اعتراف گشوده اند و اذعان مي كنند كه اگر جلوي انقلاب اسلامي ايران گرفته نشود به زودي كل جهان، از آفريقا تا آمريكاي لاتين را تحت سلطه فرهنگي و ايدئولوژيك خود در خواهد آورد. آنها به خوبي دريافته اند كه زمان به سرعت در حال پيشروي به سمت اضمحلال و فروپاشي نظام سلطه اي كه خودشان طراحي كرده اند است. چرا كه انقلاب اسلامي با «قلب»ها ارتباط برقرار كرده و كدام قلب خداجوي و عدالت خواهي است كه از ماهيت شوم استكبار جهاني اعلام انزجار نكند؟روزها و ماههاي آينده جوهر اصلي مردان و حكام و رژيمها را مشخص خواهند ساخت و سره از ناسره تشخيص داده خواهد شد و در آن هنگام است كه دينداران به آساني ميتوانند حق و پيروانش را بشناسند و از باطل و پيروزياش دوري گزينند، چرا كه خداوند متعال به همگان بصيرت كافي را عنايت كرده است.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


