کد خبر: ۳۳۲۳۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍
گنجی از جمهوری اسلامی خط می گیرد!

بازهم آشفتگی و سردرگمی محافل ضد انقلاب

اما فارغ از خاستگاه رفتار انتحاری گنجی در خدمت تغییر فاز مورد نظر سازمان سیا، محافل توجیه نشده ضد انقلاب که رشته ها و بافته های ۱۷-۱۶ ماهه خود را -آن هم توسط کسی که قهرمان! معرفی می شد- پنبه می بینند، واکنش های عجیب و غریب و خواندنی بروز داده اند.
دو مقاله پی در پی اکبر گنجی با موضوع رد تقلب در انتخابات ریاست جمهوری و قطعیت شکست موسوی از احمدی نژاد، محافل ضد انقلاب را به شدت آشفته و سردرگم کرده است.

به گزارش بولتن، در حالی که این محافل قهرمان سابق خود را با انواع ناسزاها مورد حمله قرار می دهند ارزیابی ها حاکی است تحلیل گنجی متعلق به خود وی نیست بلکه جمع بندی طراحان اصلی فتنه و آشوب سال ۸۸ است که صرفاً به قلم گنجی در گویانیوز (ارگان سازمان سیا) منتشر شده. گفته می شود این محافل ضمن ارزیابی تحولات یک سال و نیم گذشته به این نتیجه رسیده اند که دیگر با «دروغ تقلب در انتخابات» و «پیروزی موسوی» نمی توان جنبشی اعتراضی برساخت و اگر قرار است جریان براندازی یارگیری سیاسی و اجتماعی کند باید پیش از آن که بقایای اپوزیسیون نیز از هم بپاشند یا ابعاد رسوایی و انزوا گسترده تر شود، ادعای دروغین «تقلب» و «پیروزی» را به تدریج به بایگانی سپرد و از نقطه دیگری شروع کرد، چنان که گنجی می گوید «سبز بودن لزوماً به معنای باور به تقلب و پیروز بودن موسوی نیست. می توان باور داشت تقلب نشده همچنان که تاج زاده و بهزاد نبوی و رمضان زاده و عبدی و دیگران می گویند و موسوی طبق نظرسنجی ها در سراسر کشور- به جز تهران- از احمدی نژاد عقب بوده اما در عین حال سبز بود. سبز بودن را باید معنایی دیگر کرد».

اما فارغ از خاستگاه رفتار انتحاری گنجی در خدمت تغییر فاز مورد نظر سازمان سیا، محافل توجیه نشده ضد انقلاب که رشته ها و بافته های ۱۷-۱۶ ماهه خود را -آن هم توسط کسی که قهرمان! معرفی می شد- پنبه می بینند، واکنش های عجیب و غریب و خواندنی بروز داده اند.

سایت بالاترین در واکنشی که کامنت های خواندنی ای نیز به همراه داشت نوشت: انصاف این است که بگویم گنجی آن استدلالات را به این بهانه عنوان کرده تا ثابت کند می توان به تقلب در انتخابات و پیروزی موسوی معتقد نبود و «سبز» بود اما به نظر می رسد آنچه در این بحر طویل گم شده باشد این است که به هر حال وقتی جناب گنجی با این صغری و کبری چیدن، «استدلال» و نیز «تاکید» می کند که تقلبی نشده و نتیجه مستقیم آن این است که احمدی نژاد در واقع نماینده و منتخب واقعی جمهور مردم است. خب! آن وقت طبعاً سوال ساده ای که به ذهن ساده دلی مثل من می ر سد این است که اگر واقعاً جناب احمدی نژاد رئیس جمهور منتخب و حقیقی مردم است، پس ما چه حرفی داریم برای زدن، و در واقع به چه داریم اعتراض می کنیم این وسط، یا صریح تر بگویم، ما چه حقی داریم که اعتراضی کنیم به انتخابات یا «رئیس جمهور» و کارکرد رژیم؟

بالاترین سپس به بازتاب تحلیل گویانیوز ( به قلم گنجی) در کیهان استناد می کند و می نویسد: کیهان به استناد مقاله گویانیوز می گوید بی خود شلوغ نکنید، کله گنده های سبز و تاج زاده، رمضان زاده، بهزاد نبوی و عبدی می گویند تقلب نشده است. به خبر کیهان مراجعه کنید ببینید خوش نویسی های جناب گنجی به مذاق چه کسانی شیرین آمده است. البته نشریه وزین کیهان تنها رسانه نظام نیست، جهان نیوز و تابناک و وطن امروز و تعداد بی شماری از سایت ها هم به این مسئله پرداخته اند.

زیر این تحلیل بالاترین کامنت هایی از عناصر ضدانقلاب عصبانی و بی خبر از همه جا جلب توجه می کند، از جمله: «گنجی به جای آن که به نظرات اصلاح طلبان منحط ]![ مراجعه کند، باید به نظرات مخالفان مراجعه کند... گنجی ها ستون پنجم حکومتند و این تمثیل درباره آنها مصداق دارد که: به آهو می زند هی بر دویدن، به تازی می زند هی بر گرفتن.... این دیوث فکر می کند چون زندان رفته و کتک خورده، می تونه هر ]…[ دلش می خواهد بخوره. ]…دم[ به آن نهادهای اروپایی که چپ و راست به این ]…[ تو دهن جایزه می دهند. این نشان دهنده این هم هست که ما در دنیایی بس تخمی زندگی می کنیم... آدم چرندی هست این گنجی. توی احمق که اون طرفی، دیدی که چی شد؟ آن هم با مزخرفاتی مثل تاریکخانه اشباح و غیره.»

اما سایت «جرس» برای اینکه ثابت کند اکبر گنجی بی ربط نوشته استدلال های کاملا محکمی! ارائه کرده است؛ بخوانید: «جنبش برای من از زمانی شروع شد که موسوی خود را برنده انتخابات معرفی کرد و هر نتیجه ای غیر از این را باطل اعلام نمود. قطعا این احمدی نژاد نبود که انتخاب شده است. آنچه شما (گنجی) به عنوان «اختلاف نظر» توجیه می کنید چیزی جز ایجاد شبهه آن هم در زمان و مکان کاملا غلط نیست. شما که سخنران اهدای جایزه قلم طلایی به احمد زیدآبادی بودید فراموش کردید که ایشان معتقد بود قطعا کروبی و موسوی به دور دوم خواهند رفت؟»!

جرس همچنین به همراه گویانیوز مشترکا مقاله ای را منتشر کرد که ادعا می کرد: اظهارات تاج زاده و رمضان زاده و نبوی را باید در کنار محدودیت های آنها دید و حداقل به آنها استناد نباید کرد. حتی در صورت اظهارنظر آنها هم، گفته های آنها نمی تواند مستند قرار گیرد. توقعی از خاتمی هم- که چندین انتخابات برگزار کرده و با سازوکار بسته آن آشناست- برای اظهارنظر در خصوص یک تقلب نه توقعی منطقی است و نه اخلاقی]![. در شرایطی که اپوزیسیون هر روز با موانع جدیدی مواجه می شوند، آیا تحلیل دادن انرژی آنها قابل دفاع است؟ آیا گنجی هنوز سبز مانده است؟»

سایت بالاترین هم در مقاله دیگری نوشت: آقای گنجی به نظر می رسد جای این تحلیل ها در حوزه اختصاصی تحلیلگران و مکاتبات داخلی آنهاست تا پس از پختگی در حوزه عمومی منتشر شود و تبعات آن موجب وارد آمدن ضربه مهلک به امید و حرکت اپوزیسیون نشود... شما به آقای خاتمی استناد می کنید. یقینا خاتمی موضعی تندتر از آنچه اتخاذ کرده، بیان نخواهد کرد. اما نکته اساسی که در نوشته شما القا می شود مبنی بر اینکه شبهه در ]سلامت[ انتخابات، تنها بهانه ای است و خود مدعیان تقلب هم آن را باور ندارند، آیا به تحلیل های کیهان شبیه نیست؟

در این میان تحلیل سایت ضدانقلابی خودنویس جالب بود که نوشت: مقاله گنجی تغییر جهتی ۱۸۰درجه ای را در مواضع گذشته وی نشان می دهد. برای همه ما او مظهر مقاومت و پایداری بود و اکثر ما اعتصاب غذای حماسی او را به یاد داریم. نکته دیگر اینکه هیچ پاسخ قانع کننده ای در رد نظریه او وجود ندارد. او می گوید اگر ادعای تقلب درست است، ۲۷ میلیون نفری که می گویید به موسوی و کروبی رای داده اند، کجا بودند؟… به طور ساده گنجی یکه و تنها، تابویی را که مدت هاست بسیاری از ما مخالفان را درگیر خود ساخته و آن تابوی «تقدس و بی خطا و اشتباه بودن جنبش سبز» است، به چالش کشیده است و شاید به همین خاطر است که نارضایتی بسیاری از طرفداران سابق وی را فراهم کرده است. اما هیچ کدام از این ناراضیان مدرکی برای رد نظر گنجی ندارند و اکثرا با قضیه، احساسی برخورد می کنند.

خودنویس اضافه می کند: به جای اینکه مثل گنجی در مقالات قبلی بپرسیم «با این رژیم چه باید کرد؟» و حالا که از پاسخ به پرسش تامل برانگیز او ناتوانیم- شاید بهتر باشد از خودمان بپرسیم «با این گنجی چه باید کرد؟»

زیر این مقاله خودنویس هم کامنت هایی جلب توجه می کند: چه قدر… نه کسانی که فکر می کنند کروبی بی سواد ۱۳میلیون رای آورده… عجیب است، سفسطه اینها مثل هم است. کدیور می گوید هم غزه هم لبنان، گنجی می گوید کدام تقلب… اسماعیل خویی چی؟ او هم گفت شعار جمهوری ایرانی مو بر تنش راست می کند و این را با شعار هیتلر مقایسه کرد. «ف، تابان» چی؟ او هم به همراه دیگر چپ ها از شعار نه غزه نه لبنان نگران شد و مدت ها در سایت «اخبار روز» عزا گرفته بود… آقای گنجی روزی در تورنتو تابلویی را برایت با خط نوشتم و دادم، آن روز آن را تقدیم به آرش زمان کردم. راستی از آن روزها به بعد کمتر حوصله می کنم مقالات بلندت را بخوانم. تو از چشمم افتاده ای یا اینکه تو زبان ما را نمی فهمی.

و دست آخر «بالاترین» بود که نوشت: ما هنوز یک چیز را نمی دانیم. که از حکومت بیزاریم اما در قمار هر ساله در انتخابات نظام شرکت می کنیم. جناب گنجی ما سردرگمیم. این قمار همیشگی ما میان بد و بدتر است.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۰۹ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۴
0
0
با سلام
لطفاً
فحش های نقل شده از کامنت های سایت بالاترین را به دلایل بهداشتی! و اخلاقی بردارید.
باتشکر
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین