چرا مصرف بنزین، ارزش افزوده ندارد؟
مصرف سوخت در اقتصاد ملی ما نسبت به اغلب كشورهای دنیا ارزش افزوده بسیار كمی توليد ميكند. با مصرف هر واحد سوخت، ملت ایران نسبت به دیگر مصرفكنندگان سوخت در جهان فقیرتر میشوند.
مشكل، مدل مصرف و قیمت فرآوردههای نفتی در ايران است. تاسفآورترین پدیده در اين مدل، اولویت داشتن مصارف نازا در تحویل سوخت است. مثلاً خودروها سوخت خود را به قیمت رسمی تأمین میكنند، خانهها هر تعداد اتاق داشته باشند، گاز تقریباً مجانی دریافت میكنند، ولی برای شهركهای صنعتی و كارخانجات، گرفتن گازوئیل و یا اتصال برق و گاز هزار دردسر دارد. طوري كه برای كارخانهها قیمت واقعی تمام شده هر لیتر گازوئیل بیش از قیمت پمپ است. دلیل آن هم هفت خوان بروكراتیكي است كه تحویل سوخت برای تولید و صنعت را با تأخیر، فساد و هزینه بالاتر انجام ميدهد.
نمونه دیگر از تاسفباري اين مدل، شيوه تخصیص برق و گاز است. با سياستهاي كه هماكنون اعمال ميشود، مصرف بیهوده و نازا بهویژه در گرم كردن فضاها و منازل را تشویق میكنیم. هر وقت هم با محدودیت تأمین برق و گاز مواجه میشویم، اول صادرات را كه برايمان دلار ميآورد و بعد هم برق و گاز تولید و صنعت را قطع میكنیم!
برای صنعت كه اشتغال میآفریند و مالیات میدهد، قیمت برق و گاز را بالا تعیین میكنیم، از آنان حق انشعاب و هزینة انشعاب را پیشاپیش میگیریم، هزینة اتصال و انشعاب در بیابان و یا در شهركهای صنعتی را به حساب مصرفكنندة صنعتی میگذاریم، اما برای مصرف سترون خانگي، برق و گاز را تا محل مصرف مجانی میبریم! تازه، هزینه تخریب خیابانها را هم از مصرفكننده شهری دریافت نمیكنیم.
آمار مراجع رسمي، رشد شتابان و بيمنطق مصارف انرژی را در طول 3 دهه اخير نشان میدهد. در حالی كه تولید ناخالص داخلی (بخش غیرنفت) از 1357 تا 1386 به سختی دو برابر شده، اما مصرف گاز 25 برابر و مصرف سوختهای نفتی بیش از سه برابر شدهاند.
نکته مهم دیگر اینجاست که مصرف انرژی در اقتصاد ملی ما در طول سالیان گذشته هيچ درآمدي براي برای خزانه نداشته است. در تركیه هر لیتر سوخت، حدود 2500 تومان برای مصرفكننده تمام میشود و دولت آن كشور از هر لیتر مصرف سوخت حدود هزار تومان درآمد كسب میكند، ولی در ایران به ازای هر لیتر سوخت كه مصرف میشود، دولت و ملت ایران حدود هفتصد تومان فقیرتر میشوند. چرا؟ چون در فروش فرآورده نه تنها بهای واقعی نفت دریافت نمیشود، حتی برخی هزینههای پالایش، حمل و توزیع را هم سیستم دولتی پرداخت ميكند! در نتیجه از محل فروش سوختهای نفتی، خزانه دولت تركیه روزانه یكصد میلیارد تومان درآمد دارد و خزانه ما روزانه بیش از این مقدار فقیرتر میشود!
برای حل این مشکل راهی جز اجرای یك برنامة عمل با هدف کاهش شدت انرژی در اقتصاد ملی نداریم. اولین راه و آسانترین راه آن هم مهاجرت مصرف انرژی از فرآوردههای نفتی به گاز و از فرآیندهای نازا به فرآیندهای تولیدی است. همزمان، بهبود بهرهوری انرژی باید طی یك برنامه ملی تنظیم و اجرا شود. این نوع بازآفرینی سرمایه تنها راه خروج از بنبست فعلی است.
برای اقتصاد اوّل منطقه شدن باید در همین زمینهها از همسایهها جلو بیفتیم، ولی در وضع فعلی هر روز عقبتر میافتیم. اما راهحل بنياديتر تصحيح مدل قيمتگذاري است.
با تصحیح قیمت، همزمان چندین نشان زده میشود: اولاً نقدینگی كه موجب اصلی تورم است تا حد قابل توجهی از بازار مصرف جمع میشود. ثانیاً هزینههای اصلاح سیستمهای سوخت از قبیل بازپرداخت به دهكهای فقیر، و سرمایهگذاریهای بخشهای انرژی و صنعت را با وام دادن از همین پول میتوان پرداخت كرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


