ما را ميان صحن عتيقت نگاه دار
محمدرضا راضي
محمدرضا راضي از شاعران جوان كشورمان سرودهاي را در رساي امام رضا(ع) در وبلاگ شخصياش منتشر كرد.

محمدرضا راضي شاعر جوان كشورمان چند بند از تركيب بندي را به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علي ابن موسيالرضا(ع) در وبلاگ شخصياش دستاويز منتشر كرد.
پيش كريم ها كمري خم نميشود
يعني گدات اهل جهنم نميشود
حاتم نماد بخشش بي منت است اگر؛
هرگز كسي به قدر تو حاتم نميشود
صحن تو سفرهاي است كه در موج سائلان
دست كريم هرچه دهد كم نميشود
صحن تو عرش نيست اگر، عرش پس كجاست؟
ابرو تكان مده كه جوابم نميشود
شعر لطيف صحن تو از بس نگفتني است
روح القدس گذاشت رديفم "نميشود "
جارو كشان صحن تو خود شاه عالمند
بي خدمت تو هيچ كس آدم نميشود
يك روز گوشه حرمت ميكشي مرا
اين آرزو مگو كه فراهم نميشود
از بس كه هست از همه خوبان كريمتر
شد "ياكريم " مرقد او "ياكريمتر "
مي ريزد از ضريح تو امواج آفتاب
بر صخرههاي قلب ترك خورده بي حساب
بوي بهشت ميوزد؛ پاشيده جبرئيل
بر قلب حاجيان حريمت گلاب ناب
قاب شكسته دل ما لايقت نبود
امشب به يمن مقدم تو كردمش خراب
چشمت دگر حريف دل ما نميشود
خو كردهام چو خال سياهت به التهاب
تقصير سرمه نيست؛ نگاه تو جاذب است
مهتاب كي گرفته ز شب زيور و لعاب؟
مهمان منم؛ ولي دم رفتن به رسم عشق
ميريزد آسمان دلم پشت پات آب
از هر چه استعاره و تشبيه برتري
تو شعر ناب حضرت موسي بن جعفري
در پيچ و تاب زلف تو عشاق بي شمار
شانه مزن به موي خود اين گونه بي قرار
دلهاي زخم خورده وقف محبتت
با تيغ ابروان كجت گرم كارزار
اي آنكه شد دخيل زمستان به پرچمت
تا پا بگيرد از دل اسفند نو بهار
نخهاي سبز پنجرهات خلعت بهشت
كاشي كبودهاي حريمت بنفشهزار
كو آنكه در خور كرمت آرزو كند؟
ما كاسههاي كوچك و دست تو آبشار
شايد زد و به درد تو خورديم عاقبت
ما را ميان صحن عتيقت نگاه دار
تو آمدي كه مثل مني سائلت شود
حسن رخ تو كي شود از خال خدشهدار؟
دعبل كه نيستيم عبا مرحمت كني
بگذار پاي خود به لبم وقت احتضار
من با صداي خش خش جارو كشان خوشم
"عاشق نمي شوي كه ببيني چه مي كشم "
ا

محمدرضا راضي شاعر جوان كشورمان چند بند از تركيب بندي را به مناسبت ولادت با سعادت حضرت علي ابن موسيالرضا(ع) در وبلاگ شخصياش دستاويز منتشر كرد.
پيش كريم ها كمري خم نميشود
يعني گدات اهل جهنم نميشود
حاتم نماد بخشش بي منت است اگر؛
هرگز كسي به قدر تو حاتم نميشود
صحن تو سفرهاي است كه در موج سائلان
دست كريم هرچه دهد كم نميشود
صحن تو عرش نيست اگر، عرش پس كجاست؟
ابرو تكان مده كه جوابم نميشود
شعر لطيف صحن تو از بس نگفتني است
روح القدس گذاشت رديفم "نميشود "
جارو كشان صحن تو خود شاه عالمند
بي خدمت تو هيچ كس آدم نميشود
يك روز گوشه حرمت ميكشي مرا
اين آرزو مگو كه فراهم نميشود
از بس كه هست از همه خوبان كريمتر
شد "ياكريم " مرقد او "ياكريمتر "
مي ريزد از ضريح تو امواج آفتاب
بر صخرههاي قلب ترك خورده بي حساب
بوي بهشت ميوزد؛ پاشيده جبرئيل
بر قلب حاجيان حريمت گلاب ناب
قاب شكسته دل ما لايقت نبود
امشب به يمن مقدم تو كردمش خراب
چشمت دگر حريف دل ما نميشود
خو كردهام چو خال سياهت به التهاب
تقصير سرمه نيست؛ نگاه تو جاذب است
مهتاب كي گرفته ز شب زيور و لعاب؟
مهمان منم؛ ولي دم رفتن به رسم عشق
ميريزد آسمان دلم پشت پات آب
از هر چه استعاره و تشبيه برتري
تو شعر ناب حضرت موسي بن جعفري
در پيچ و تاب زلف تو عشاق بي شمار
شانه مزن به موي خود اين گونه بي قرار
دلهاي زخم خورده وقف محبتت
با تيغ ابروان كجت گرم كارزار
اي آنكه شد دخيل زمستان به پرچمت
تا پا بگيرد از دل اسفند نو بهار
نخهاي سبز پنجرهات خلعت بهشت
كاشي كبودهاي حريمت بنفشهزار
كو آنكه در خور كرمت آرزو كند؟
ما كاسههاي كوچك و دست تو آبشار
شايد زد و به درد تو خورديم عاقبت
ما را ميان صحن عتيقت نگاه دار
تو آمدي كه مثل مني سائلت شود
حسن رخ تو كي شود از خال خدشهدار؟
دعبل كه نيستيم عبا مرحمت كني
بگذار پاي خود به لبم وقت احتضار
من با صداي خش خش جارو كشان خوشم
"عاشق نمي شوي كه ببيني چه مي كشم "
ا
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


