کد خبر: ۳۲۸۹۸
تعداد نظرات: ۹ نظر
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

تجمع جمعي از جانبازان و آزادگان مقابل بنياد شهيد

بيش از 50 نفر از جانبازان و آزادگان حوالي ساعت 9:35 دقيقه صبح امروز روبروي ساختمان بنياد شهيد در خيابان طالقاني جنب هتل انقلاب تجمع كردند.

به گزارش خبرنگار جام جم آنلاين،اين گروه از يادگارهاي جنگ بدون سردادن هر گونه شعاري و صرفا با فرستادن صلوات و در دست داشتن پلاكاردهايي كه بر روي آنها نوشته بود به ما جانبازان و آزادگان كمك كنيد خواستار احقاق حقوق خود از سوي بنياد شهيد و جانبازان شدند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۹
در انتظار بررسی: ۳
غیر قابل انتشار: ۴
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۰ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۱
0
1
توضیح جمعی از ایثارگران در خصوص تجمع روز دوشنبه مقابل بنیاد شهید
موضوع از این قرار است: حقوق آزادگان گیلان که حقوق از کار افتادگی آنان است، قطع شده. بعد به آنان می‌گویند تا زمانی به شما حقوق می‌دهیم که در منزل بنشینید و اگر مثلا برای سرگرم شدن و مشغله و خروج از خانه در ساعاتی از روز برای آرامش خانواده و جلوگیری از افسردگی برویم و مثلا دست‌فروشی کنیم، حقوقمان را قطع می‌کنند و می‌گویند شما درآمد دارید و دوشغله هستید! ضمن اینکه از ابتدا که وارد کشور شدیم، نمی‌گذاشتند ما پیاده برویم، می‌گفتند خسته می‌شوید و فقط بر دوش این و آن بودیم، مگر ما تقاضای حقوق کرده بودیم؟ خود مسئولان بنیاد شهید گفتند به شما حقوق تعلق می‌گیرد، ما هم زندگی‌مان را بر آن اساس تنظیم کردیم.
الان که یک مرتبه دیدند تاریخ مصرف ما تمام شد! خودشان هم کسری بودجه دارند، اول حقوق ما بیچاره‌ها را بدون هرگونه دلیل متقن و به یک باره و یک شبه قطع کردند. ما هم کلی قسط و بدهکاری داریم و بیست سال با این درآمد زندگی کردیم، مگر می‌شود با مردم اینطور رفتار خیالی داشت.
بعدا ما این سوال را داریم که چرا آزادگان و خانواده‌های شهدا و جانبازان و فرزندان شهدای سایر استانها اعتراض ندارند؟ و فقط در گیلان این همه اعتراض است؟ ما دو دلیل را طرح می‌کنیم، شما زحمت بکشید و بررسی کنید:
۱- در سایر استانها حقوق قطع نیست و این فقط در گیلان است.
۲- در کل کشور شرایط یکسان است، اما به آنها وعده داده شده و مشکلاتشان در دست پیگیری است و پاسخ منطقی می‌گیرند.
ما هم می‌گوییم نباید حالت اول درست باشد و این معضل کشوری است، پس لابد حالت دوم درست است. از رئیس بنیاد شهید گیلان بپرسید، هشت ماه است به سازمان می‌رویم از صبح تا ظهر منتظر می‌مانیم. اولا که نیست، بعد که هست ما را نمی‌پذیرد و فقط می‌گوید بروید تهران، یا یک بار گفت: تهرانی‌ها و مرکزنشین‌ها این مشکلات را ایجاد می‌کنند، خودشان هم باید پاسخگو باشند، من نباید جواب شما را بدهم!
خوب، نتیجه‌اش می‌شود همین که می‌بینید، اعتراض و تحصن در تهران. البته یک نظر دیگر هم هست و آن اینکه این آقا یک روز جنگ و جبهه را ندیده! آیا می‌شود رئیس اداره صنایع نداند صنعت چیست؟ یا می‌شود رئیس اداره کشاورزی نداند کشاورزی چیست؟ خوب، رئیس سازمان ایثارگران در سی و دو سال انقلاب سابقه یک روز ایثارگری ندارد. این خجالت‌آور است. آخر این چه انتصاب بدسلیقه‌ای بود که بنیاد مرکز انجام داد؟
و خلاصه ما معتقدیم ضمن اینکه این آقا فاقد توانایی مدیریتی است و اصلا توان اداره سازمان به این بزرگی را ندارد، به دلیل نداشتن درک ایثارگری پیگیر کار ما نیست و کلیه کارمندان و جامعه ایثارگری استان از این وصله ناجور به بنیاد ناراضی‌اند و تقاضای عزل وی را دارند. وگرنه اگر یک آدم دلسوز در راس امور باشد، مگر ما بیکاریم که بیاییم تهران و تحصن کنیم؟ می‌گوییم فلانی پیگیر کار ماست! ولی فعلا این آقا را دشمن خودمان می‌دانیم، نه رئیس، والسلام.
شما را به خون شهدا، این درد دل را بنویسید.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۹
0
3
بسمه تعالی
نمایندگان محترم مردم شریف ایران در مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
اینجانبان از جامعه ایثارگری استان گیلان اعم از خاندان معظم شهدا ( پدران ، مادران ، فرزندان ) وجانبازان و آزادگان وخانواده های آنان با ارسال و تقدیم این مرقومه ، شما نمایندگان معظم در مجلس شورای اسلامی را از وضعیت اسفناک یادگاران هشت سال دفاع مقدس در استان گیلان مطلع نموده ودر صورت عدم رسیدگی ، شکایت این قصور نابخشودنی را نزد شهدا و امام شهدا خواهیم برد.
استان گیلان بدلیل ضعف شدید مدیریت ارشد استان ( استاندار ) عمدتا از مدیران ضعیف و ناتوانی استفاده می نماید که در راس آنان رئیس نابخرد بنیادشهیدوامور ایثارگران گیلان است آنچه که موجبات تعجب بیشتر مردم و خاصه خانواده ایثارگری استان را فراهم نموده این استکه : استان گیلان بالغ بر بیست ویک هزار مجروح وجانباز و حدود هشت هزار شهید وچند صد هزار رزمنده را تحت پوشش دارد و فردی متولی این خانواده بزرگ گردیده که حتی سابقه یک روز در جنگ هشت ساله وجریانات تکوین انقلاب را نداشته و بعبارتی برای این انقلاب که ثمره خون دویست و سی هزار شهید و حدود پانصد هزار مجروح می باشد حتی یک شب بعنوان سابقه دفاع از انقلاب بیداری نکشیده ! این نقص بزرگ عوارض بزرگی را در برداشته که منشاء تمام مشکلات ایثارگران استان می باشد .
از حیث عدم حضور در جنگ و مسائل ومصائب انقلاب ، این فرد ( رئیس فعلی بنیاد شهید و امور ایثارگران گیلان ) فاقد احساس و درک صحیح از مشکلات ایثارگران بوده و از این بابت جمله معروفی ورد زبان خانواده بزرگ ایثارگری استان است که این به اصطلاح رئیس ، فاقد حس همدردی با ایثارگران است این عدم تجانس رئیس و انتخاب خارج از خانواده ایثارگری موجب یک شکاف عظیم و بزرگ بین وی و جامعه تحت پوشش گردیده تا بدان جا که مراجعین از طرح مسائل خود با او و رنج هائی که در طی این سالها کشیده اند خودداری وابراز می نمایند : وی که تمام مدت از جنگ فراری بوده تحت هیچ عنوان نمی تواند ما را درک نماید و...... موضوع مشکل جامعه ایثارگری استان به همین جا ختم نمیشود نبود حس ایثارگری واستفاده از مدیری که با نهاد مقدس بنیاد شهید رفتاری همچون مدیر غله یا اقتصاد و دارائی داشته و فاقد روحیه بسیجی و ایثارگری بوده موجب آن گشته تا استفاده از بیت المال ودست درازی به آن را برای بقاء و حفظ خود و هزینه نمودن در این دستگاه بدون در نظر گرفتن نظارت شهدا برای خود و خانواده اش و بستگانش را راحت و سهل نماید و عدم دلسوزی و روحیه اشرافی گری متاسفانه در بدنه سازمان نیز درز نموده و هیچگونه حس دلسوزی و همدردی در جامعه کارکنان بدلیل سوء شدید مدیریت مشاهده نمی گردد و حتی خاندان معظم شهدا مورد اهانت و توهین قرار می گیرند. و دور از انتظار است که با این همه شهدائی که تقدیم نهال مقدس انقلاب شده و در حالیکه می بایست ثمره آن را مشاهده نمائیم خاندان معظم شهدا و جانبازان و آزادگان به خانه خودشان راه داده نشوند و بنیاد تبدیل به یک پادگان یا دژ محکم نظامی شده و سرباز جلوی جانباز را بگیرد و مثلا به جانباز انقلاب که سلامتی خود را تقدیم نظام نموده بگوید بدستور رئیس حق ورود به بنیاد را نداری و یا به مادر شهید گفته شود چرا بنیاد می آئی و او زمانی که مثلا مشکلات مالی را مطرح می نماید بوی میگویند با شهید شدن پسرت یک نان خور از تو کم شده دیگر چرا مشکل مالی داری ؟ و عنوان بعضی از مسائل که از طرح آن ما ایثارگران شرم داریم سقوط اخلاقی سازمان تا بدان جا پیش رفته که هم همسرا ن شهدا از مراجعه حضوری به بنیاد خوف دارند و هم فرزندان آنان بدلیل نبود امنیت اخلاقی از مراجعه آنان جلوگیری بعمل می آورند
بحث تکریم ارباب رجوع در بنیاد منتفی است و بدلیل نوع نگاه منفی رئیس فعلی به جامعه ایثارگری ، کل بدنه سازمانی استان ، ایثارگران را زیاده خواه ومتوقع میدانند این تفکر تا بدانجا پیش رفته که رئیس بنیاد حافظ آباد شهرستان رشت به هر احدی که ایثارگران را در محل بنیاد کتک کاری نماید پنجاه ساعت اضافه کار تشویقی میدهد ( کارمند ایلچی وقتی جانباز پنجاه درصد مراحم روشنی را میزند و وی که قطع پا بوده را بر زمین میکشد پنجاه ساعت اضافه کار پاداش میگرید و این موضوع به کلیه پرسنل ابلاغ میگردد ) برای کارکنان باتون میخرند و بین آنان توزیع میکنند که هر کس حرف زد فقط بزنید و پاداش بگیرید !
اصلا حضور در بنیاد و پاسخگوئی به خانواده ها معنی ندارد هیچ وقت رئیس و مدیرانش در ساعت اداری در بنیاد نیستند استفاده از امکانات دولتی یک امر عادی است به نحوی که چهار خودروی سازمان در اختیار وی و خانواده اش میباشد همسرش یک خودرو با راننده در اختیار دارد و وی علیرغم اینکه تاکنون حداقل دو بار وام خودرو گرفته ولی کماکان از خودروهای بنیاد بصورت شخصی استفاده می نماید و فرزند پسرش را علیرغم بیکاری فرزندان شهدا و در کمال ناباوری در بنیاد مشغول نموده که شرح حال پسرش یک قصه پر غصه است و خانه سازمانی بنیاد را با زدوبند و خارج از مزایده با قیمت بسیار نازل و بصورت قسطی تصاحب نموده و هیچ توجهی به فرزندان شهدا نیست در کمال بیشرمی به فرزند شهید میگوید پدرت شهید شده به تو چه ؟ تو از جان بنیاد چه میخواهی ؟ برو دنبال کار خودت ! غافل از اینکه گوش چشمی به وصیت امام ( ره ) در مورد حفظ و نگهداری از فرزندان شهدا داشته باشد
ما خجالت میکشیم در محافل عمومی نام وی را بعنوان مدیر بر زبان بیاوریم فردی مسئولیت یادگاران شهدا را دارد که اشتهار به مفاسد مالی و اخلاقی شدید دارد و پایبند به هیچ اصولی نیست و هیچکس تاکنون ندیده که یک قطره اشک از چشمانش در مجالس شهدا جاری گردد چون هیچ اعتقادی به شهید و شهادت ندارد. و آنقدر این مرد بدنام استکه همسران شهدا و همسران جانبازان متوفی تمایلی به دیدار وی بدلیل عدم رعایت مسائل اخلاقی ندارند !
هنرش به گریه در آوردن فرزندان شهدا است نشده فرزند شهیدی نزد وی برود و با چشم گریان از اطاقش خارج نشود این مرد کیش شخصیت و ریاست دارد مرتب در حال عکس گرفتن در ژست های مختلف است و تمام بودجه بنیاد صرف تبلیغات وی میشود هزینه ریخت و پاش های استاندار و همسراستاندار که الگوی اش فرح پهلوی است !!! و گروه غیر قانونی سفیران مهر را هدایت می نماید ! از محل اعتبارات بنیاد تامین میشود و این در حالیست که هزینه های ابتدائی خانواده های ایثارگران خاصه هزینه های دارو ودرمان بدلیل عدم تامین اعتبار پرداخت نمیشود.
تبعیض و بی عدالتی در بنیاد بیداد میکند اخیرا قرار شد از فرزندان ایثارگران که بالغ بر بیست هزار نفر بودند فقط شصت نفر به آموزش و پرورش معرفی شوند از این شصت نفر ، سه نفر فرزند فردی بنام باب ا... زارع بوده که مشاور استاندار میباشد و بچه های وی بیکار نبودند فقط از شغلشان ناراضی بودند و این در اوج مشکلات بیکاری فرزندان ایثارگران و خانواده های شهدا اتفاق افتاد و هیچکس هم رسیدگی نکرد البته سال گذشته همین فرد به همراه همسرش به حج تمتع از سهمیه بنیاد رفتنداین آقا با جعل اسنادی که برای ایجاد ایثارگری خود نمود فقط بیست وپنج درصد جابازی دارد ! آیا فردی با بیست و پنج درصد جانبازی تقلبی می بایست از سهمیه شصت نفری استان ، سه سهمیه را به فرزندان خودش اختصاص دهد ؟ و یا کجا تاکنون در بیست و یکهزار جانباز یک جانباز بیست و پنج درصد را با همسر به حج تمتع فرستادنده اند ؟ آیا شعارهائی که از عدالت میدهند منظور همین اعمال و رفتارهاست ؟
فرزندان شهدا رها شده هستند دارو و درمان جانباز را نمیدهند یک زن که دچار بیماری روانی است معاون بهداشت و درمان استان است که ظاهرا مترصد آنستکه همه را در بیمارستان اعصاب و روان مثل خودش بستری نماید و در دیدارهای در منزل ، پدر و مادر شهید را مورد بازخواست قرار داده و تحقیر می نمایند و تا اشک وی را در نیاورند از منزلش خارج نمیشوند همین خانم دکتر در املش فقط پدر و مادر شهید را کتک کاری ننمود و به آنان عبارتهائی را بیان داشت که قلم عاجز از نوشتن آن می باشد. و هر تصمیمی دلشان بخواهد میگیرند. به خانواده ها زور میگویند دلشان بخواهد به یک نفر خدمات میدهند دلشان هم بخواهد خدماتش را قطع میکنند شرطشان این استکه باید بپای رئیس در انظار عمومی بیافتید تا مورد لطف ملوکانه قرار بگیرند ( مسئول حقوقی بنیاد به یک همسر جانباز اعصاب و روان گفته بود باید بپای رئیس بیافتی تا.... ) این فرد مسئولیت هیچ کاری را قبول نمی نماید و مسئولیت تمام کارها را به گردن تهرانی ها میا ندازد هر موردی که از وی سوال میشود علی الخصوص که مورد انتقاد جامعه ایثارگری استان باشد به تصمیمات مرکزی ارتباط و احاله میدهند انگار که خودشان مرئوس همان رئیس مرکزی نیستند و نباید از ضوابط ابلاغی دفاع کنند.
در حوزه کارکنان صرفا چند نفرمعاون و مدیر چاپلوس دور و بر وی ازپاداش واضافه کار ویژه برخوردارند و بقیه پرسنل در فقر و بدبختی زندگی میکنند تاکنون تعداد قابل توجهی از پرسنل تبعید شده اند و مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند بنیاد سازمان خدمات دهنده است نه محل تشکل سیاسی ، تمام وقت این فرد مشغول مسائل سیاسی است و خانواده بزرگ ایثارگری استان که از مظلوم ترین قشر هم هستند رها گشته و بدون سرپرست میباشند.
کلا پرسنل و جامعه ایثارگری تبدیل به گروههای سیاه و سفید شده اند و سفیدها خودی هستند و سیاه ها مورد بی مهری و کم لطفی قرار میگیرند.
صدها طومار و نامه وشکوائیه نوشتیم همه افرادی که به استان برای بررسی آمدند با ماهی سفید و سوغات بنیاد برگشتند اما ما کلیه کسانی را که این درد و دل ها را میخوانند و پشت گوش می اندازند یا رسیدگی نمیکنند به خود شهدا واگذار میکنیم .
جمع کثیری از خاندان معظم شهدا و جانبازان وآزادگان استان گیلان
و کارکنان بنیاد شهید گیلان – آذر 1389
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۹ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۸
0
3
بسمه تعالی
من فرزند شهیدی هستم که امروز مورخه 18/11/89 این مطلب را مطالعه نمودم. من دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و همچنین از طریق بنیاد در اداره ای مشغول به کارم . فقط میتوانم بگویم از روزی که استخدام شدیم و در شهری در 55 کیلومتری رشت تبعید شدیم ،گفتند برو و از سرت زیادی بود ، این همه بیکار در مملکت است و برو خدا را شاکر باش . من بعد از آن روز (3 سال پیش ) فقط یکبار دیگر برای گرفتن معرفی نامه به بنیاد حافظ آباد رشت رفتم و با مشاهده کم کاری کارکنان و رئیس بنیاد که نامش را هم نمی دانم چون اجازه ملاقات نداشتم، دیگر به آنجا نرفتم . جهت انجام کاری به بنیاد استان هم رفتم و گفتند ما در جریان قوانین نیستیم و برو تهران . با خواندن این مطالب خیلی خوشحال شدم که کسی پیدا شد به تهران برود و صدای اعتراض ما را به گوش دیگران برساند . امیدوارم گوش شنوایی هم برای شنیدن باشد . وقتی مشکلات ما حل خواهد شد که یاد خونهای ریخته شده شهدا بار دیگر در خاطر دیگران یادآور عهدی باشد که با آنان در جهت حمایت از یادگارانشان بسته بودند ....

بولتن نیوز : امیدواریم از بنیاد شهید کسی پاسخگوی این اعتراضات باشد
علي خدمتي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۲۰
0
4
دربنياد بايدپارتي داشته باشي تا برايت كاري انجام بدهند
علی دلخوش فتیده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
0
0
سلام به همگی
الان پیامی حاوی تبریک عید دریافت کردم از طرف آقای نصیری برای بار دوم خواستم که نصیری کیه با تعجب دیدم جواب داده شد مدیر کل بنیاد استان چه سایت به روزی؟! بله ایشان خود را خادم جانبازان مینامند مدتی است از شماره موبایلهای ما این استفاده را هم میکنند پس خوش آمدی خادم! یه سوال چند تا خدمت کردی پس این درد دلها چیه چرا کار بچه ها انجام نمیشه ؟ مال خودمو هم بگم مفصل بگم یا خلاصه؟.

من علی دلخوش فتیده جانباز شیمیایی عملیات بانی بنوک هستم همانجایی که فرماندهان من سردار شهید اصغریخواه و حبیبی پور شهید شدند وقتی برگشتم یعنی عید 67 مادرم خواهرم از دیدن قیافه ام غش کردند پدر مرحومم از دیدن من نمیدونست شکر کنه خدارو یا گریه کنه هنوز یادمه چه جوری سنگینی میکرد به دلش برای اینکه خودشو لو نده از من پرسید محمدها چه شدن اصغریخواه و حبیبی پور . ما بچه های گردان کمیل قسم خورده بودیم لو ندیم تا سپاه خبر شهادت شونو بیاره لذا خودمونو قایم کردیم تو خونه و محل که مارو نبینن. این شرح حالو گفتم تا یه چیزی بگم.
آقای نصیری من اون موقع 10 روز از خاطر شیمیایی شدن کنترل ادرار نداشتم بی اختیاری بدتر از بچه ها مادرم خون جگر شد ورزش کردم تا کمی بهتر شدم بعد هم از چشم مادر پوشاندم هنوز ازش بپرسی فکر میکنه خوب شدم وفتی ماه های بعد مارو بردن کمیسیون شرح حالو گفتم دکترای شما تو کمیسیون بمن خندیدن گفتن پس الان باید خیس کرده باشی . پرونده رو رو میز کوبیدم اومدم بیرون و شدم 10 درصد اونقدر دنبال پروندم نرفتم تا خودشون اومدن دنبالم چون باید بستری میشدم مثلا- این وضع تکرار شد گفتم نیازی نیست ما که برای اینها نرفتیم اما الان چه ؟؟/؟؟؟؟؟سه ساله آقای جعفری هم محلگی ما پرونده رو تو نوبت گذاشته هر چند ماه هم از بنیاد لنگرود زنگ میزنن یه روز مارو از تهرون میکشونن که شماره بده - یه با آدرس بده که چه شماره رو وردارین بگین خادم هستین برای انتخابات ؟! اگر خادمی کار کن و من باید کار شمارو ببینم. کو هزینه درمان من که دوسال پیش فاکتور رو به وفایی بنیاد لنگرود دادم تا الان گفتید کجام شغل دارم نفس میکشم بعد از 25 سال یه با سراغمونو گرفتین چه میگذره به ریه هامون.
خادم شدی هان! ببین عزیز الام خیلی از ماها آتش خاکستریم خودت میدونی.فدات بشم الهی- ارادتمند علی
مظلوم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۵/۰۹
0
0
فکر میکنید پس از کفتن این درد دلها چه برسر مدیر کل آوردنند جای بهتر و سر کشیدن راحتر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۶/۱۶
0
0
هرکجا عقل باشد شادیاست هرکجا غم باشد عقل توهم بادردوغصه غم شادی را تبدیل به عضا میشود یک فرد نا لایق در میان امت شجاع سنگی در چاهی انداخت هنور بهترین عقل کل ها دنبال ان سنگ میگردندکوچک شما یک شییای
علی دلخوش فتیده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۸ - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰
0
0
سلام - آیا یک دعا در اون روزها ی خوب دردسر امروزم شد؟
هرچند بولتن نیوز عزیز مطلب جدیدم را صلاح ندونست پخش کنه؟ حق خودشه من می پذیرم ولی بذار خاطره های از اون روزهای خوب خوب بگیم که الان ها خیلی نیاز داریم.
زمان دفاع مقدس برج 2 سال 66 در سنندج تو پادگان لشکر قدس گردان پر افتخار کمیل بودم اولین بار بود رفته بودم نماز شب خوندن روز هنوز کامل مسلط نبودم یعنی 17 ساله. شب سوم نماز شب خوندن دلم گرفته بود حتی دفترچه تو دستم گرفته بودم تا قنوت رو صحیح بخونم یادمه دعا کردم خدایا همه اینجا دعا میکنن شهید بشن پس کی بعدها باید به مردم بگه اینها شهدا چی میخاستن. حرفشون چی بود چون هنوز دنیا دوست بودم ته دلم زنده بودن رو ارزو کردم ولی الان میفهمم چی بلایی سرم اومد یادمه تو عملیات فتح ماووت عراق نصر 4 و سال 67 منطقه بانی بنوک عراق هر دو بار بارانی از ترکش و موج انفجار بهم خورد ولی معجزه رو بارها به چشمم دیدم ولی زنده ماندم و آرزوی صادقانه کار خودشو کرد معامله با خدا ردخور نداره . باید مواظب آرزوهامون باشیم اگر گرفت عمل کنیم مدتی هست دارم این کارو میکنم اذیت میشم این دنیایی، ولی چه لذتی داره با خدا معامله کردن و بودن.یا علی
ازاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۰۷ - ۱۳۹۴/۰۴/۰۲
1
0
سلام من فرزند جانباز و ازاده ای خستم که برای این کشور سلامتیشو داد منتی نیست پیش خدا اجرش محفوظه همه هم اینو میدونن.دو سال مدرک لیسانس حقوق گرفتم و برای اشتغال گذاشتم بنیاد هر هفته میرم برای نتیجه اما کو؟کجاست اون همه ادعا؟کجاست اون همه حرفی که تو دانشگاه خوردیم که شماها کارتون امادس دردتون چیه؟چرا اینهمه با وعده های تو خالی بلند همه جا گفتین که ماها واسه کار مشکل نداریم که مردم اینجوری فکر کنن؟زخم ادعاهای شما رو دل ما نشست.پس کو؟
نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین