درآستانه سفرخورشيدانقلاب به قم
ناگفتههايي از زندگي رهبرمعظم انقلاب
جالب است بدانید که ایشان درس خارجی را شروع کرده بودند، من تصمیم گرفتم که در آن کلاس شرکت کنم؛ در دو یا سومین جلسه بود که به من گفتند، شما چرا میآیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقهمندم شرکت کنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی کردند
آیت الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، به اذعان اکثر قریب
به اتفاق سیاسیون برجسته کشور و علمای تراز اول حوزه علمیه، از جمله کسانی
است که از دیرباز با مقام معظم رهبری همراه بوده است؛ او میگوید، «من از
روزی که آیت الله خامنه ای، امام جماعت یکی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن
که ولیامر مسلمین میباشد، آشنا هستم و اولین کسی بودم که به صورت رسمی و
از رسانههای عمومی مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام کردم؛ البته این کار
من در ابتدای امر، واکنشهای بسیار زیاد و متفاوتی را در سطح جامعه علمی و
سیاسی آن روز برانگیخت؛ اما کسانی که آن روز از من خرده میگرفتند و
ناراحت بودند که چرا مرجعیت رهبر معظم انقلاب را اعلام کرده ام، امروز از
علاقه مندان و ارادتمندان ایشان هستند»؛ او حتی از واکنش شخص مقام معظم
رهبری هم پس از این کارش نیز سخن میگوید.
به گزارش بولتن: در آستانه سفر رهبر انقلاب به شهر مقدس قم حوزه نيوز گفتوگویی را با دبیر شورای عالی حوزههای علمیه ترتیب داده است تا ابعاد شخصیتی و علمی رهبری معظم انقلاب، تدابیر معظمله در اداره نظام اسلامی و ... را مورد واکاوی قرار دهد، آنچه در پی میآید حاصل این گفتوگو است:
*شناخت شما از آیت الله العظمی خامنهای، به چه زمانی برمیگردد؟
ایشان برای گذراندن دوره تحصیلی در برههای از زمان در قم حضور داشتند، و در درس امام راحل شرکت میکردند؛ البته من هم در همان درس امام راحل شرکت میکردم؛ اما در آن زمان با ایشان خیلی آشنا نبودم؛ چون در درسهای خارج فقه، رسم حوزههای علمیه بر این است که هر سه یا چهار نفر با هم، هم مباحثه و با یکدیگر مأنوس هستند، تا به درجاتی برسند؛ و گروه ما با گروه ایشان تفاوت داشت؛ آشنایی بنده با ایشان به قبل از انقلاب ، بر میگردد، من برای زیارت، به مشهد مقدس مشرف شده بودم؛ برای اولین بار در مسجدی که ، جلسات وعظ و خطابه داشتند، و در حال بیان یک خطبه تاریخی برای اهداف انقلاب بودند؛ متوجه شدم که جلسه، جلسه ویژهای بود و طبعا تناسبات و علایق روحی ما ایجاب میکرد که به ایشان نزدیک شویم؛ ایشان در آن زمان از شخصیتهای علمی و انقلابی مشهد بودند در جریانات کشور نیز نقش داشتند؛ بنابر این جواب این سؤال که از چه زمانی با ایشان آشنا شدم، این است که من از روزی که ، امام جماعت یکی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن که به عنوان رهبر، نظام اسلامی را اداره میکنند، آشنا هستم؛ و این نعمت خدا برای من است و امیدوارم همین نعمت تا آخر زندگی با من باشد.
* آیا بعد از آن سخنرانی ایشان در مشهد که سرآغاز آشناییتان بود، مشکلی از سوی رژیم شاه، برای آقا، به وجود نیامد؟
در دورهای، بسیاری از افراد به نقاط مختلف تبعید شدند، که مقام معظم رهبری هم، به ایرانشهر تبعید شدند؛ با وجود آن که در ایرانشهر شیعه و سنی وجود داشت، اما ایشان، با کلام شیوای خود، نفوذی ایجاد کرده بودند که برکات آن به وضوح دیده میشد.
*روابط شما در دوران پس از انقلاب با مقام معظم رهبری، چگونه ادامه پیدا کرد؟
در دورههایی مانند اوایل انقلاب، معمولا نام افرادی که در جریان انقلاب قرار داشتند، برده میشد؛ ما هم سعی میکردیم با مقام معظم رهبری آشناتر و به ایشان نزدیک تر شویم، تا بتوانیم علاوه بر استفاده از شخصیت معظمله، به نوبه خود با ایشان، همراهی داشته باشیم. در دوره ریاست جمهوری آقا، من به تدریج با فضائل اخلاقی، شخصیتی و علمی ایشان بیشتر آشنا شدم؛ گاهی دفترشان رفت و آمد داشتیم، تا این که جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمد؛ حضرت امام(ره) دستور بازنگری قانون اساسی را صادر کردند؛ و نام من هم در نوشته حضرت امام(ره) آمده بود که باید در این بازنگری باشیم؛ ریاست آن هم با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنهای بود، و جناب آقای هاشمی هم نائب رئیس بودند؛ در اولین جلسه، من به همراه آقای دکتر حبیبی، به عنوان منشی انتخاب شدیم؛ اولین کاری که باید انجام میشد، تهیه آیین نامه بود، من به همراه آقای حبیبی آن را تهیه کردیم؛ کم کم دوران کسالت حضرت امام(ره) پیش آمد و به همین دلیل رفت و آمدهای مقام معظم رهبری و آقای هاشمی به بیت امام(ره)، بیشتر شد، و از همین رو بود که ریاست جلسه را به من میسپردند؛ برای اداره این جلسات لازم بود که بیشتر از قبل با دفتر ایشان ارتباط داشته باشیم؛ در همین رفت و آمدها بود که با روحیات، خلوص رفتاری و شخصیت والای علمی ایشان بیشتر از قبل آشنا شدم، و این را دریافتم که در روحیه ایشان هوی و هوس نیست.
*آیا ایشان در طول دوران ریاست جمهوری خود، بحثهای طلبگی هم داشتند؟
بله با این که ایشان رئیسجمهور بودند و مسئولیت شان سنگین بود، در یک مقطع زمانی به بنده گفتند که من همیشه یک بحث طلبگی و آخوندی داشتم، و الآن هم میخواهم که چنین جلسهای داشته باشیم؛ از من پرسیدند چه کسانی، برای برگزاری چنین جلسات فقهی و علمی مناسب تر هستند، افرادی را برای برپایی این جلسات طلبگی انتخاب کردیم؛ مکرراً از همان ابتدا، از ایشان شنیده ام که گفتهاند، «من هیچ گاه طلبگی و کار علمی را رها نکردم»؛ جالب است بدانید این جلسات علمی از آن زمان تا کنون، همچنان ادامه دارد.
*قدرت علمی مقام معظم رهبری را با وجود شرکت در این جلسات علمی که تا کنون نیز ادامه دارد چگونه تبیین میکنید؟
در جریان همین جلسات بود بیشتر با توان علمی ایشان آشنا شدم؛ در مسائلی که بحث و استدلالات و اثبات و نفیهایی که میشد، واقعا تبحر داشتند؛ شنیده اید برای مجتهدین، علوم مختلفی از جمله ادبیات، رجال، درایه، تفسیر، حدیث و ... لازم است؛ زیرا این ها، علومی هستند که باید در مقدمات اجتهاد باشد؛ از جمله مهمترین علوم، علم رجال است، معمولا در علم رجال کمتر کسی حالت تخصصی وجود دارد، مگر بعضی از شخصیتهایی که کتابهایی در این زمینه نوشتهاند؛ من در جریان همین جلسات علمی بود که متوجه شدم، آقا، در این رشته یعنی علم رجال، در ردیف متخصصین قرار گرفتهاند؛ چون نام یک رجالی که در سلسله حدیث پیش میآمد، میدیدیم که خصوصیات آن شخصیت را با تمام جزئیات ذکر میکردند؛ اصلا ایشان، یک دوره پژوهش و تحقیق کامل در مورد زمان ائمه(ع) و 14معصوم(ع)، یعنی یک شرح کامل از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج)، داشتند؛ چرا که در این دوره بود که شرح حالات ائمه(ع) را نیز بررسی میکردند؛ به رجال، حدیث و روایت، مخصوصا در زمان صادقین(ع) هم آشنایی کاملی پیدا کردند و این امتیاز در حقیقت در ایشان دیده میشد؛
*می توان گفت، برگزاری همین جلسات مقدمهای برای روشن تر شدن بعد علمی مقام معظم رهبری بود؟
طبعا علائم مسئله اجتهادی و علمی و مرجعیت، که متکی به مبانی تعیین شده است، برای مقام معظم رهبری در همین جلسات، برایم روشن تر شد؛ علت این که پس از رحلت امام خمینی(ره) و رحلت بعضی از مراجع مطرح در قم، بنده مرجعیت را اعلام کردم، این نکته بود که بنده در طول این فاصله زمانی و جلساتی که از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برگزار شد، به پایه علمی و قدرت استنباط و اجتهاد و در حقیقت بنیه اجتهادی و استدلالی ایشان و همچنین تسلط بر علوم مختلفی که باعث اجتهاد است، پی بردم و دیدم، در ردیف متخصصین قرار گرفتهاند؛ به همین دلیل وظیفه شرعی خودم دیدم، که مرجعیت ایشان را اعلام کنم. فکر میکنم اولین کسی که مرجعیت مقام معظم رهبری را در رسانههای عمومی اعلام کرد، من بودم که این مهم را در خطبههای نماز جمعه تهران اعلام کردم.
*واکنش ها، پس از اعلام مرجعیت چگونه بود؟
بنده این کار را در شرایطی که بسیاری از هم دوره ایها و دوستان من مخالف آن بودند، صورت دادم؛ برخی همکاران و دوستان به من ایراد گرفتند و حتی با من دعوا کردند؛ جالب است بدانید، کسانی که امروزه به موقعیت علمی و مرجعیت آقا سخت علاقه مند هستند، در آن روز به بنده ایراد میگرفتند که چرا مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام کردم.
*واکنش شخص مقام معظم رهبری نسبت به اعلام مرجعیتشان چه بود؟
ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمیدانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف کنید و در یک کلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظمله است؛ جالب است بدانید که ایشان درس خارجی را شروع کرده بودند، من تصمیم گرفتم که در آن کلاس شرکت کنم؛ در دو یا سومین جلسه بود که به من گفتند، شما چرا میآیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقهمندم شرکت کنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی کردند؛ فلسفه این کار، بعدها برای من روشن شد؛ آدم میبیند که بعضیها دنبال این هستند که شاگردان شناخته شده و رسالهای دشته باشند، اما مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند که راضی نیستم در کلاس درس من باشی و من را ترویج کنی؛ مجموع این عوامل، نشان از عمق خلوص و صفا و تواضع شان دارد، این هم از جمله شرایط مرجعیت است؛ این امر مصداق بارز ترک هوی و هوس و دوری از ریاست و مقام است که ایشان به معنای کامل کلمه، آن را به مرحله اجراء درآوردند.
*بعد علمی و دانش فقهی مقام معظم رهبری و همچنین مرجعیت ایشان را بیشتر تشریح کنید؟
رتبه علمی یک مسئله است و مرجعیت رسمی مسئله دیگر؛ کم نیستند شخصیتهایی که دارای مقامات برجسته علمی هستند، این طور نیست که هرکس ملا شد، بتواند مرجع باشد و یا هرکس مرجع هست، درجات علمی فوق العاده بالایی دارد؛ اینها در حقیقت دو فصل حساب میشوند؛ در باره شخصیت علمی آیت الله خامنه ای، همان طور که خود ایشان گفتهاند، هیچ گاه طلبگی و در راه علم بودن را کنار نگذاشتند؛ حتی در سمت رهبری که مسئولیت سنگینی است، کار علمی ایشان مداوم بوده و اوقاتی را به مطالعه اختصاص دادهاند؛ این یکی از خصوصیات ایشان است؛ ممکن است گاهی، فردی که به عنوان شخصیت علمی شناخته میشود و واقعا هم عالم است وقتی وارد یک کار سیاسی و اجتماعی میشود، آهسته آهسته از نظر علمی ضعیف شود، بنیه علمی و حتی مبانی و اصول را فراموش کند، اما مقام معظم رهبری، بر عکس این دسته از افراد، با وجود قرار گرفتن در سمت بسیار مهم رهبری، از نظر علمی، روز به روز قوی تر شدهاند و این یک امتیاز برای معظم له است؛ چرا که هم در زمانی که پست مهم ریاست جمهوری و هم زمانی که به سمت رهبری رسیدند اشتغال تحصیلی شان را فراموش نکرده و کنار نگذاشتهاند؛
* با وجود مشغلههای بسیار فراوان معظم له در اداره نظام اسلامی، چگونه کار علمی مداوم خود را دنبال میکنند؟
بعضی خیال میکنند که ایشان چون مشغله رهبری دارند فرصت پرداختن به مباحث علمي را ندارند، در صورتي كه شخصیتهایی هستند که در عین اشتغال به مسائل سیاسی به دلیل آوردن همان مسائل در کارهای علمی، بنیه علمی شان قوی تر میشود. برای نمونه مسئلهای در مورد «دیه» در دورانی که ریاست قوه قضائیه به عهده بنده بود، برایم پیش آمد که در رساله عملیه همه مراجع عنوان شده بود؛ اما تا رسیدیم به بحث اَنعام ثلاثه، مقام معظم رهبری به بنده گفتند، این بحث را بیاور در همان جلسات هفتگی ایشان در پاسخ به سؤالی که داشتم گفتند، من تمام روایات در این زمینه را بررسی کردم و به یک نکته هم رسیده ام؛ وقتی آن را به من اعلام کردند؛ گفتم فتوای شما هم همین است، فرمودند، بله همین است؛ با این نظر شرعی بسیاری از کارهای قضایی ما تسهیل پیدا کرد؛ حتی ایشان در مورد همین فتوا که به مشکلی برای ما در قوه قضائیه تبدیل شده بود، به قم آمدند و با بسیاری از مراجع، از جمله آیتالله العظمی گلپایگانی (ره) دیدار کردند و مشکل این مسئله را حل کردند. از این قبیل مسائل در فروعات مختلفی که پیش آمده به ما نشان میدهد که پایه علمی مقام معظم رهبری، بسیار بالا و در درجه ممتاز قرار دارند.
*تدابیر مقام معظم رهبری در مدیریت حوادث را چگونه میبینید؟
در پاسخ به این سؤال باید ابتدا منظور از حوادث روشن شود؛ در متن قانون اساسی به عنوان یکی از شرایطی که فقیه باید داشته باشد تا خبرگان او را برای رهبری انتخاب کنند، همین مسئله قدرت مدیریت امت اسلامی است،آیت الله خامنهای نشان دادهاند، آن را داشته و عملیاتی کردهاند. مقصود از مدیریت امت اسلامی از نظر ما، مدیریت حوادث است که باز منظور از حوادث، مسائل جزئی فقهی نیست، بلکه منظور چیزهایی است که به کل امت و جامعه بر میگردد و باید مشکل جامعه را حل کند؛ امام معصوم(ع) یا امام زمان(عج) خودشان در زمان غیبت، ارجاع دادهاند که در حوادث به فقیه واجدالشرایط رجوع کنید، مقصود حوادثی است که تصمیم گیری در رابطه با آن، نفع یا ضررش به همه امت میرسد؛ خوشبختانه در طول 20 سال رهبری آقا، با وجود آن که بهاندازه 100 سال حادثه برای کشور پیش آمد، اما مدیریت ایشان بعد از دوران امام راحل در حوادث بی نظیر است، یعنی کمتر کسی است که میتواند در تصمیم گیری ها، همانند ایشان، هم سرعت و هم دقت داشته باشد و علاوه بر آن اصول را در تصمیم گیری رعایت کند.
* حوادث دوران امام (ره) و مقام معظم رهبری، چه تفاوتهایی با هم دارند؟ همچنین اشارهای به شاخصهها تصمیم گیری ایشان، بفرمایید؟
در زمان امام (ره) حوادث مهمی وجود داشت، شاید سخت ترین حادثه برای ایشان، جنگ تحمیلی بود که مسئولیت سنگین آن را، به عهده بزرگوارانی، در درجه اول آیت الله خامنهای و بعد جناب آقای هاشمی، گذاشتند و غیر از جنگ حوادث دیگری مانند جریان بنی صدر و ... به وجود آمد که باز شاهد مدیریت اصولی و صحیح امام راحل بودیم، اما حوادث زمان آیت الله خامنهای مثل محاصره اقتصادی، فتنه اخیر، احیانا بروز اختلافات در بین جمعهای حساس کشور، مانند قوای سه گانه رخ میدهد، ایشان وظیفه داشته و دارند که طبق قانون اساسی این مشکلات را رفع کند. در کل وقتی به حوادث دوران رهبری حضرت آیت الله خامنهای نگاه میکنیم، میبینیم تصمیم گیری معظمله در حل این مشکلات، بسیار به جا بوده، مثلا عدهای در رابطه با آمریکا با رهبری گفت و گو میکردند، اما ایشان میگفتند؛ من هنوز نسبت به اینها بی اعتمادم؛ نمونه اخیرش اوباما است که با شعار تغییر آمد؛ خیلیها امیدوار بودند که رابطه با آمریکا برقرار شود، اما رهبر معظم انقلاب میفرمودند؛ باید صبر کرد تا ببینیم چه میکنند؛ ایشان در رابطه با شعار تغییر اوباما تعبیر بسیار زیبایی را به کار بردند و گفتند، «اگرچه اینها یک دستکش مخملی در دست دارند، اما زیر این دستکش مخملی، مشت آهنی دارند»؛ این تعبیر بسیار زیبا و فنی است؛ یعنی بعضیها در گفت و گوی سیاسی با نرم ترین کلمات حرف میزنند، اما هدف شان چیز دیگری است. این نکته مهمی است که رهبری باید این قدرت را داشته باشد که به عمق کلمات نرم دشمنان پی ببرد و فریب نخورد. مقام معظم رهبری در این فراز و نشیبها مانند تحریمهای اقتصادی، فتنه اخیر و از همه اینها مهمتر مسئله انرژی هستهای و یا در مسائلی از قبیل ایجاد اعتماد به نفس در جامعه و بین مسئولین نظام، که امام راحل آن را دنبال مینمودند، بیش از هر کس دیگری دنبال کردند و آن را در جامعه ایجاد نمودند.
* تدبیر رهبر معظم انقلاب در مسئله انرژی هسته ای، چگونه بود؟
مسئله بسیار مهم انرژی هستهای و موفقیتهای کسب شده پیرامون آن، مستقیما زیر نظر رهبری معظم انقلاب است؛ ایشان بارها خطاب به مسئولان گفتهاند که میتوانید خودتان کشور را اداره کنید، رشد کشور بستگی به رشد علم دارد و....، به خصوص در جریان انرژی هسته ای، ما به سمت سقوط و انقطاع میرفتیم؛ اما ایشان در دوره اول 4ساله آقای احمدی نژاد، فلسفه را برگرداندند؛ بقیه خیال میکنند که دولت این کار را کرده، ولی من اینجا صریحا به شما میگویم اصلا مسئله انرژی هسته ای، فقط زیر نظر شخص رهبری بوده است، یعنی شخص رهبری تصمیمات اصلی را میگرفتند.
* مدیریت مقام معظم رهبری در صحنههای سیاسی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
تدبیر ایشان در مسائل داخلی و مخصوصا جریان فتنه، که تقریبا همه مردم در جریان آن هستند، تدبیری جامع، گویا و کامل بود که در مقاطع مختلف، کشور و ملت را نجات داده است؛ به طور مثال در جلسهای در خصوص فتنه اخیر من خیلی ناراحت بودم و میخواستم گریه کنم، اما آقا به من امیدواری دادند که ناراحت نباش این مسئله هم میگذرد؛ یک شخصی همانند رهبر معظم انقلاب که دراین سطح، مسئولیت امت اسلامی را دارد، من خیال میکنم امام عصر(عج) ایشان را کمک میکنند؛ البته من نمیگویم امام زمان(عج) به ایشان پیغام میدهند و یا ایشان به محضر امام (عج) میرسند، بلکه نمیگویم میشود، امام زمان (عج) ایشان را تنها بگذارند، چرا؟؛ چون در برخی قضایا، کل امت و جامعه اسلامی در معرض خطر قرار میگیرد و مقام معظم رهبری هم مسئولیت حفاظت از این امت را دارد و اگر امام عصر(عج) ایشان را تنها بگذارد و در تصمیم گیری اشتباه کند، جامعه اسلامی آسیب میبینند؛ بنابر این، عنایت خاص امام زمان(عج) را، من پشت سر همه تدبیرهای مقام معظم رهبری میبینم؛ به همین دلیل هم گاهی ایشان به قم میآیند و بر میگردند، بدون این که کسی متوجه شود، به همین دلیل معتقدم ایشان عالی ترین تدبیر را در حوادث دارند، بعد از امام راحل یکی از ذخایر پرقیمتی که خداوند برای این امت و برای شرایط این زمان ذخیره کرده است، آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) است که ما وقتی محاسبه میکنیم، اگر قرار بود که در شرایط حساسی مانند امروز کس دیگری غیر از ایشان، در مقام رهبری باشد، معلوم نبود چه بر سر کشور میآمد.
به گزارش بولتن: در آستانه سفر رهبر انقلاب به شهر مقدس قم حوزه نيوز گفتوگویی را با دبیر شورای عالی حوزههای علمیه ترتیب داده است تا ابعاد شخصیتی و علمی رهبری معظم انقلاب، تدابیر معظمله در اداره نظام اسلامی و ... را مورد واکاوی قرار دهد، آنچه در پی میآید حاصل این گفتوگو است:
*شناخت شما از آیت الله العظمی خامنهای، به چه زمانی برمیگردد؟
ایشان برای گذراندن دوره تحصیلی در برههای از زمان در قم حضور داشتند، و در درس امام راحل شرکت میکردند؛ البته من هم در همان درس امام راحل شرکت میکردم؛ اما در آن زمان با ایشان خیلی آشنا نبودم؛ چون در درسهای خارج فقه، رسم حوزههای علمیه بر این است که هر سه یا چهار نفر با هم، هم مباحثه و با یکدیگر مأنوس هستند، تا به درجاتی برسند؛ و گروه ما با گروه ایشان تفاوت داشت؛ آشنایی بنده با ایشان به قبل از انقلاب ، بر میگردد، من برای زیارت، به مشهد مقدس مشرف شده بودم؛ برای اولین بار در مسجدی که ، جلسات وعظ و خطابه داشتند، و در حال بیان یک خطبه تاریخی برای اهداف انقلاب بودند؛ متوجه شدم که جلسه، جلسه ویژهای بود و طبعا تناسبات و علایق روحی ما ایجاب میکرد که به ایشان نزدیک شویم؛ ایشان در آن زمان از شخصیتهای علمی و انقلابی مشهد بودند در جریانات کشور نیز نقش داشتند؛ بنابر این جواب این سؤال که از چه زمانی با ایشان آشنا شدم، این است که من از روزی که ، امام جماعت یکی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن که به عنوان رهبر، نظام اسلامی را اداره میکنند، آشنا هستم؛ و این نعمت خدا برای من است و امیدوارم همین نعمت تا آخر زندگی با من باشد.
* آیا بعد از آن سخنرانی ایشان در مشهد که سرآغاز آشناییتان بود، مشکلی از سوی رژیم شاه، برای آقا، به وجود نیامد؟در دورهای، بسیاری از افراد به نقاط مختلف تبعید شدند، که مقام معظم رهبری هم، به ایرانشهر تبعید شدند؛ با وجود آن که در ایرانشهر شیعه و سنی وجود داشت، اما ایشان، با کلام شیوای خود، نفوذی ایجاد کرده بودند که برکات آن به وضوح دیده میشد.
*روابط شما در دوران پس از انقلاب با مقام معظم رهبری، چگونه ادامه پیدا کرد؟
در دورههایی مانند اوایل انقلاب، معمولا نام افرادی که در جریان انقلاب قرار داشتند، برده میشد؛ ما هم سعی میکردیم با مقام معظم رهبری آشناتر و به ایشان نزدیک تر شویم، تا بتوانیم علاوه بر استفاده از شخصیت معظمله، به نوبه خود با ایشان، همراهی داشته باشیم. در دوره ریاست جمهوری آقا، من به تدریج با فضائل اخلاقی، شخصیتی و علمی ایشان بیشتر آشنا شدم؛ گاهی دفترشان رفت و آمد داشتیم، تا این که جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمد؛ حضرت امام(ره) دستور بازنگری قانون اساسی را صادر کردند؛ و نام من هم در نوشته حضرت امام(ره) آمده بود که باید در این بازنگری باشیم؛ ریاست آن هم با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنهای بود، و جناب آقای هاشمی هم نائب رئیس بودند؛ در اولین جلسه، من به همراه آقای دکتر حبیبی، به عنوان منشی انتخاب شدیم؛ اولین کاری که باید انجام میشد، تهیه آیین نامه بود، من به همراه آقای حبیبی آن را تهیه کردیم؛ کم کم دوران کسالت حضرت امام(ره) پیش آمد و به همین دلیل رفت و آمدهای مقام معظم رهبری و آقای هاشمی به بیت امام(ره)، بیشتر شد، و از همین رو بود که ریاست جلسه را به من میسپردند؛ برای اداره این جلسات لازم بود که بیشتر از قبل با دفتر ایشان ارتباط داشته باشیم؛ در همین رفت و آمدها بود که با روحیات، خلوص رفتاری و شخصیت والای علمی ایشان بیشتر از قبل آشنا شدم، و این را دریافتم که در روحیه ایشان هوی و هوس نیست.
*آیا ایشان در طول دوران ریاست جمهوری خود، بحثهای طلبگی هم داشتند؟
بله با این که ایشان رئیسجمهور بودند و مسئولیت شان سنگین بود، در یک مقطع زمانی به بنده گفتند که من همیشه یک بحث طلبگی و آخوندی داشتم، و الآن هم میخواهم که چنین جلسهای داشته باشیم؛ از من پرسیدند چه کسانی، برای برگزاری چنین جلسات فقهی و علمی مناسب تر هستند، افرادی را برای برپایی این جلسات طلبگی انتخاب کردیم؛ مکرراً از همان ابتدا، از ایشان شنیده ام که گفتهاند، «من هیچ گاه طلبگی و کار علمی را رها نکردم»؛ جالب است بدانید این جلسات علمی از آن زمان تا کنون، همچنان ادامه دارد.
*قدرت علمی مقام معظم رهبری را با وجود شرکت در این جلسات علمی که تا کنون نیز ادامه دارد چگونه تبیین میکنید؟
در جریان همین جلسات بود بیشتر با توان علمی ایشان آشنا شدم؛ در مسائلی که بحث و استدلالات و اثبات و نفیهایی که میشد، واقعا تبحر داشتند؛ شنیده اید برای مجتهدین، علوم مختلفی از جمله ادبیات، رجال، درایه، تفسیر، حدیث و ... لازم است؛ زیرا این ها، علومی هستند که باید در مقدمات اجتهاد باشد؛ از جمله مهمترین علوم، علم رجال است، معمولا در علم رجال کمتر کسی حالت تخصصی وجود دارد، مگر بعضی از شخصیتهایی که کتابهایی در این زمینه نوشتهاند؛ من در جریان همین جلسات علمی بود که متوجه شدم، آقا، در این رشته یعنی علم رجال، در ردیف متخصصین قرار گرفتهاند؛ چون نام یک رجالی که در سلسله حدیث پیش میآمد، میدیدیم که خصوصیات آن شخصیت را با تمام جزئیات ذکر میکردند؛ اصلا ایشان، یک دوره پژوهش و تحقیق کامل در مورد زمان ائمه(ع) و 14معصوم(ع)، یعنی یک شرح کامل از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج)، داشتند؛ چرا که در این دوره بود که شرح حالات ائمه(ع) را نیز بررسی میکردند؛ به رجال، حدیث و روایت، مخصوصا در زمان صادقین(ع) هم آشنایی کاملی پیدا کردند و این امتیاز در حقیقت در ایشان دیده میشد؛
*می توان گفت، برگزاری همین جلسات مقدمهای برای روشن تر شدن بعد علمی مقام معظم رهبری بود؟
طبعا علائم مسئله اجتهادی و علمی و مرجعیت، که متکی به مبانی تعیین شده است، برای مقام معظم رهبری در همین جلسات، برایم روشن تر شد؛ علت این که پس از رحلت امام خمینی(ره) و رحلت بعضی از مراجع مطرح در قم، بنده مرجعیت را اعلام کردم، این نکته بود که بنده در طول این فاصله زمانی و جلساتی که از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برگزار شد، به پایه علمی و قدرت استنباط و اجتهاد و در حقیقت بنیه اجتهادی و استدلالی ایشان و همچنین تسلط بر علوم مختلفی که باعث اجتهاد است، پی بردم و دیدم، در ردیف متخصصین قرار گرفتهاند؛ به همین دلیل وظیفه شرعی خودم دیدم، که مرجعیت ایشان را اعلام کنم. فکر میکنم اولین کسی که مرجعیت مقام معظم رهبری را در رسانههای عمومی اعلام کرد، من بودم که این مهم را در خطبههای نماز جمعه تهران اعلام کردم.
*واکنش ها، پس از اعلام مرجعیت چگونه بود؟بنده این کار را در شرایطی که بسیاری از هم دوره ایها و دوستان من مخالف آن بودند، صورت دادم؛ برخی همکاران و دوستان به من ایراد گرفتند و حتی با من دعوا کردند؛ جالب است بدانید، کسانی که امروزه به موقعیت علمی و مرجعیت آقا سخت علاقه مند هستند، در آن روز به بنده ایراد میگرفتند که چرا مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام کردم.
*واکنش شخص مقام معظم رهبری نسبت به اعلام مرجعیتشان چه بود؟
ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمیدانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف کنید و در یک کلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظمله است؛ جالب است بدانید که ایشان درس خارجی را شروع کرده بودند، من تصمیم گرفتم که در آن کلاس شرکت کنم؛ در دو یا سومین جلسه بود که به من گفتند، شما چرا میآیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقهمندم شرکت کنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی کردند؛ فلسفه این کار، بعدها برای من روشن شد؛ آدم میبیند که بعضیها دنبال این هستند که شاگردان شناخته شده و رسالهای دشته باشند، اما مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند که راضی نیستم در کلاس درس من باشی و من را ترویج کنی؛ مجموع این عوامل، نشان از عمق خلوص و صفا و تواضع شان دارد، این هم از جمله شرایط مرجعیت است؛ این امر مصداق بارز ترک هوی و هوس و دوری از ریاست و مقام است که ایشان به معنای کامل کلمه، آن را به مرحله اجراء درآوردند.
*بعد علمی و دانش فقهی مقام معظم رهبری و همچنین مرجعیت ایشان را بیشتر تشریح کنید؟
رتبه علمی یک مسئله است و مرجعیت رسمی مسئله دیگر؛ کم نیستند شخصیتهایی که دارای مقامات برجسته علمی هستند، این طور نیست که هرکس ملا شد، بتواند مرجع باشد و یا هرکس مرجع هست، درجات علمی فوق العاده بالایی دارد؛ اینها در حقیقت دو فصل حساب میشوند؛ در باره شخصیت علمی آیت الله خامنه ای، همان طور که خود ایشان گفتهاند، هیچ گاه طلبگی و در راه علم بودن را کنار نگذاشتند؛ حتی در سمت رهبری که مسئولیت سنگینی است، کار علمی ایشان مداوم بوده و اوقاتی را به مطالعه اختصاص دادهاند؛ این یکی از خصوصیات ایشان است؛ ممکن است گاهی، فردی که به عنوان شخصیت علمی شناخته میشود و واقعا هم عالم است وقتی وارد یک کار سیاسی و اجتماعی میشود، آهسته آهسته از نظر علمی ضعیف شود، بنیه علمی و حتی مبانی و اصول را فراموش کند، اما مقام معظم رهبری، بر عکس این دسته از افراد، با وجود قرار گرفتن در سمت بسیار مهم رهبری، از نظر علمی، روز به روز قوی تر شدهاند و این یک امتیاز برای معظم له است؛ چرا که هم در زمانی که پست مهم ریاست جمهوری و هم زمانی که به سمت رهبری رسیدند اشتغال تحصیلی شان را فراموش نکرده و کنار نگذاشتهاند؛
* با وجود مشغلههای بسیار فراوان معظم له در اداره نظام اسلامی، چگونه کار علمی مداوم خود را دنبال میکنند؟
بعضی خیال میکنند که ایشان چون مشغله رهبری دارند فرصت پرداختن به مباحث علمي را ندارند، در صورتي كه شخصیتهایی هستند که در عین اشتغال به مسائل سیاسی به دلیل آوردن همان مسائل در کارهای علمی، بنیه علمی شان قوی تر میشود. برای نمونه مسئلهای در مورد «دیه» در دورانی که ریاست قوه قضائیه به عهده بنده بود، برایم پیش آمد که در رساله عملیه همه مراجع عنوان شده بود؛ اما تا رسیدیم به بحث اَنعام ثلاثه، مقام معظم رهبری به بنده گفتند، این بحث را بیاور در همان جلسات هفتگی ایشان در پاسخ به سؤالی که داشتم گفتند، من تمام روایات در این زمینه را بررسی کردم و به یک نکته هم رسیده ام؛ وقتی آن را به من اعلام کردند؛ گفتم فتوای شما هم همین است، فرمودند، بله همین است؛ با این نظر شرعی بسیاری از کارهای قضایی ما تسهیل پیدا کرد؛ حتی ایشان در مورد همین فتوا که به مشکلی برای ما در قوه قضائیه تبدیل شده بود، به قم آمدند و با بسیاری از مراجع، از جمله آیتالله العظمی گلپایگانی (ره) دیدار کردند و مشکل این مسئله را حل کردند. از این قبیل مسائل در فروعات مختلفی که پیش آمده به ما نشان میدهد که پایه علمی مقام معظم رهبری، بسیار بالا و در درجه ممتاز قرار دارند.
*تدابیر مقام معظم رهبری در مدیریت حوادث را چگونه میبینید؟
در پاسخ به این سؤال باید ابتدا منظور از حوادث روشن شود؛ در متن قانون اساسی به عنوان یکی از شرایطی که فقیه باید داشته باشد تا خبرگان او را برای رهبری انتخاب کنند، همین مسئله قدرت مدیریت امت اسلامی است،آیت الله خامنهای نشان دادهاند، آن را داشته و عملیاتی کردهاند. مقصود از مدیریت امت اسلامی از نظر ما، مدیریت حوادث است که باز منظور از حوادث، مسائل جزئی فقهی نیست، بلکه منظور چیزهایی است که به کل امت و جامعه بر میگردد و باید مشکل جامعه را حل کند؛ امام معصوم(ع) یا امام زمان(عج) خودشان در زمان غیبت، ارجاع دادهاند که در حوادث به فقیه واجدالشرایط رجوع کنید، مقصود حوادثی است که تصمیم گیری در رابطه با آن، نفع یا ضررش به همه امت میرسد؛ خوشبختانه در طول 20 سال رهبری آقا، با وجود آن که بهاندازه 100 سال حادثه برای کشور پیش آمد، اما مدیریت ایشان بعد از دوران امام راحل در حوادث بی نظیر است، یعنی کمتر کسی است که میتواند در تصمیم گیری ها، همانند ایشان، هم سرعت و هم دقت داشته باشد و علاوه بر آن اصول را در تصمیم گیری رعایت کند.
* حوادث دوران امام (ره) و مقام معظم رهبری، چه تفاوتهایی با هم دارند؟ همچنین اشارهای به شاخصهها تصمیم گیری ایشان، بفرمایید؟در زمان امام (ره) حوادث مهمی وجود داشت، شاید سخت ترین حادثه برای ایشان، جنگ تحمیلی بود که مسئولیت سنگین آن را، به عهده بزرگوارانی، در درجه اول آیت الله خامنهای و بعد جناب آقای هاشمی، گذاشتند و غیر از جنگ حوادث دیگری مانند جریان بنی صدر و ... به وجود آمد که باز شاهد مدیریت اصولی و صحیح امام راحل بودیم، اما حوادث زمان آیت الله خامنهای مثل محاصره اقتصادی، فتنه اخیر، احیانا بروز اختلافات در بین جمعهای حساس کشور، مانند قوای سه گانه رخ میدهد، ایشان وظیفه داشته و دارند که طبق قانون اساسی این مشکلات را رفع کند. در کل وقتی به حوادث دوران رهبری حضرت آیت الله خامنهای نگاه میکنیم، میبینیم تصمیم گیری معظمله در حل این مشکلات، بسیار به جا بوده، مثلا عدهای در رابطه با آمریکا با رهبری گفت و گو میکردند، اما ایشان میگفتند؛ من هنوز نسبت به اینها بی اعتمادم؛ نمونه اخیرش اوباما است که با شعار تغییر آمد؛ خیلیها امیدوار بودند که رابطه با آمریکا برقرار شود، اما رهبر معظم انقلاب میفرمودند؛ باید صبر کرد تا ببینیم چه میکنند؛ ایشان در رابطه با شعار تغییر اوباما تعبیر بسیار زیبایی را به کار بردند و گفتند، «اگرچه اینها یک دستکش مخملی در دست دارند، اما زیر این دستکش مخملی، مشت آهنی دارند»؛ این تعبیر بسیار زیبا و فنی است؛ یعنی بعضیها در گفت و گوی سیاسی با نرم ترین کلمات حرف میزنند، اما هدف شان چیز دیگری است. این نکته مهمی است که رهبری باید این قدرت را داشته باشد که به عمق کلمات نرم دشمنان پی ببرد و فریب نخورد. مقام معظم رهبری در این فراز و نشیبها مانند تحریمهای اقتصادی، فتنه اخیر و از همه اینها مهمتر مسئله انرژی هستهای و یا در مسائلی از قبیل ایجاد اعتماد به نفس در جامعه و بین مسئولین نظام، که امام راحل آن را دنبال مینمودند، بیش از هر کس دیگری دنبال کردند و آن را در جامعه ایجاد نمودند.
* تدبیر رهبر معظم انقلاب در مسئله انرژی هسته ای، چگونه بود؟
مسئله بسیار مهم انرژی هستهای و موفقیتهای کسب شده پیرامون آن، مستقیما زیر نظر رهبری معظم انقلاب است؛ ایشان بارها خطاب به مسئولان گفتهاند که میتوانید خودتان کشور را اداره کنید، رشد کشور بستگی به رشد علم دارد و....، به خصوص در جریان انرژی هسته ای، ما به سمت سقوط و انقطاع میرفتیم؛ اما ایشان در دوره اول 4ساله آقای احمدی نژاد، فلسفه را برگرداندند؛ بقیه خیال میکنند که دولت این کار را کرده، ولی من اینجا صریحا به شما میگویم اصلا مسئله انرژی هسته ای، فقط زیر نظر شخص رهبری بوده است، یعنی شخص رهبری تصمیمات اصلی را میگرفتند.
* مدیریت مقام معظم رهبری در صحنههای سیاسی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
تدبیر ایشان در مسائل داخلی و مخصوصا جریان فتنه، که تقریبا همه مردم در جریان آن هستند، تدبیری جامع، گویا و کامل بود که در مقاطع مختلف، کشور و ملت را نجات داده است؛ به طور مثال در جلسهای در خصوص فتنه اخیر من خیلی ناراحت بودم و میخواستم گریه کنم، اما آقا به من امیدواری دادند که ناراحت نباش این مسئله هم میگذرد؛ یک شخصی همانند رهبر معظم انقلاب که دراین سطح، مسئولیت امت اسلامی را دارد، من خیال میکنم امام عصر(عج) ایشان را کمک میکنند؛ البته من نمیگویم امام زمان(عج) به ایشان پیغام میدهند و یا ایشان به محضر امام (عج) میرسند، بلکه نمیگویم میشود، امام زمان (عج) ایشان را تنها بگذارند، چرا؟؛ چون در برخی قضایا، کل امت و جامعه اسلامی در معرض خطر قرار میگیرد و مقام معظم رهبری هم مسئولیت حفاظت از این امت را دارد و اگر امام عصر(عج) ایشان را تنها بگذارد و در تصمیم گیری اشتباه کند، جامعه اسلامی آسیب میبینند؛ بنابر این، عنایت خاص امام زمان(عج) را، من پشت سر همه تدبیرهای مقام معظم رهبری میبینم؛ به همین دلیل هم گاهی ایشان به قم میآیند و بر میگردند، بدون این که کسی متوجه شود، به همین دلیل معتقدم ایشان عالی ترین تدبیر را در حوادث دارند، بعد از امام راحل یکی از ذخایر پرقیمتی که خداوند برای این امت و برای شرایط این زمان ذخیره کرده است، آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) است که ما وقتی محاسبه میکنیم، اگر قرار بود که در شرایط حساسی مانند امروز کس دیگری غیر از ایشان، در مقام رهبری باشد، معلوم نبود چه بر سر کشور میآمد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


