اندر حكايت بهانه اي به نام بمب اتم
چرا صهيونيسم و آمريكا با ايران دشمنند؟
امروزه، ايران در رأس «محور پرالتهاب» كه فتحي شقاقي، متفكر شهيد، بشارت آن را داده بود و از تهران آغاز ميشود و از بغداد و دمشق و لبنان ميگذرد و در قدس پايان ميپذيرد، قرار گرفته است.
سالهاست كه همگان بر اين نكته اعتراف كرده اند كه موضوعاتي چون انرژي هسته اي غير صلح آميز ايران بهانه اي بيش نيست. چرا كه اين بحث درباره بسياري ديگر از كشورها نيز قابل اجراست. اما در اين ميان اين مقابله با زور و نه گفتن به استعمار است كه ايران را خاري در چشم دشمنان كرده است.
به گزارش سرويس بين الملل بولتن، نشريه بين المللي عرب زبان القدس العربي در اين باره نوشت: در پي پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام «خميني» [ره] در سال 1979 ميلادي، زيباترين هديهاي كه ايران به ملت فلسطين و امت عرب و اسلام تقديم كرد، قطع رابطه با موجود صهيونيستي و جايگزين كردن سفارت فلسطين كه پيشتر سفارت رژيم صهيونيستي در آن قرار داشت، بود.
براي اولين بار بود كه در ميان همة كشورهاي عربي و اسلامي، سطح نمايندگي فلسطين به سطح سفارت ميرسيد. افزون بر آن، امام خميني [ره] اعلام كرد كه مقداري از صادرات نفت ايران به عنوان حمايت از جهاد ملت فلسطين و به عنوان پاداش براي جنبش «فتح» كه در پايان اردوگاههاي خود در جنوب لبنان، نيروهاي فدائيان اسلام را آموزش ميدادند و به دليل حمايت مستمر فلسطينيها از ايران و انقلاب جديدش، اختصاص خواهد يافت.
پيامدهاي پيروزي انقلاب ايران، رهبران سياسي و فكري رژيم صهيونيستي و بسياري از كشورهاي غربي مسلط بر منطقه را به شدت ترساند و واكنش آنها فراتر از انتظار بود. به همين دليل بلافاصله نيروي ممارينز» (دخالت سريع آمريكا) شكل گرفت و به دنبال آن، پايگاههاي آمريكا در منطقه و به ويژه در مصر و قطر و بيشتر كشورهاي خليج [فارس] افزايش يافت و طولي نكشيد كه كشورهاي خليج [فارس] در تلاش براي ايجاد منظومة سياسي امنيتي جديد براي رويارويي با تهديدي جديد، شورايي به نام «شوراي همكاري خليج [فارس]» پديد آوردند.
پس از آن، اردوگاه طرفدار غرب در تركيه زمام امور را در اين كشور كه اساساً از سوي كشورهاي غربي حمايت ميشد، در دست گرفت.
پس از آن، ايران با تهاجم عظيم عراق واقعاً شگفتزده شد. نظام عراق به بهانههاي تهي اعلام شده از سوي «صدام حسين» تهاجم گستردهاي عليه ايران آغاز كرد. از جمله آن بهانهها، ميتوان به حضور ايران در سه جزيرة امارات و ضرورت خروج ايران از آن جزاير اشاره كرد (!) . . .
دخالت گسترده و فعالانة آمريكا در درون كشورهاي ميانهروي عرب، واكنشي بر پيروزي ايران بود. آمريكا تلاش ميكرد كه كشورهاي ياد شده را از موضوع آنچه كه «صدور انقلاب» نام داشت، بترساند.
برخي رخدادها همانند رخداد «جيهمان العتيبي» در حرم مكي شريف و به قتل رسيدن «انور سادات» در سال 1981 ميلادي توسط اسلامگرايان مصري، موجب گرديد كه ترس ميان رهبران ميانهروي عرب نهادينه شود و همين امرباعث شد كه دولت آمريكا موفق شود جبهة عربي گستردهاي را شكل دهد كه به طور تمام و كمال در جنگ عراق عليه ايران در خدمت نظام صدام حسين قرار گيرد.
اين جنگ عليه جمهوري نوپاي اسلامي موجب گرديد تر و خشك با هم بسوزند و ثروتهاي هر دو كشور نابود شوند و پس از بازپسگيري اراضي اي كه عراق از ايران اشغال كرده بود، اين جنگ در سال 1988 ميلادي به پايان رسيد.
سازمان آزادي بخش فلسطين كه پس از پيروزي همپيمانانش در ايران، نقش منطقهاي برجستهاي يافته بود، پس از گذشت چند ماه، خصوصاً پس از اين كه يكي از كشورهاي خليج [فارس] كه نيازي به نام بردن آن نيست، توانست از طريق يكي از اعضاي كميتة مركزي كه با اين كشور هماهنگ بود، چكي به مبلغ صد ميليون دلار در اختيار «ابو عمار» و تحت بند معروف حمايت از انقلاب فلسطين قرار دهد، رابطهاش با ايران انقلابي تيره شد.
متأسفانه همين عضو كميتة مركزي و (مبارز) از سوي ايران متهم شده بود كه در اوج شكوفايي روابط ميان ايران انقلابي و سازمان آزاديبخش فلسطين، به طور پنهاني با يكي از رهبران مخالف نظام ايران در پاريس (مجاهدين خلق) ديدار كرده است. . .!
هنگام مطالعة يكي از مقالههاي دكتر «فتحي شقاقي»، رضوان الله عليه آن معلم شهيد، واقعاً دچار شگفتي شدم. آن معلم شهيد، مقالة ياد شده را در پي پيروزي انقلاب اسلام ايران به رشتة تحرير درآورد كه معنايي قريب به متن زير را داشت:
«اگر از طريق برنامه مبارزهاي مشترك، سه نيرو در مشرقزمين متحد شوند، چهرة مشرقزمين دگرگون خواهد شد». . . دكتر شقاقي آن سه نيرو را ايران، سازمان آزاديبخش فلسطين و اخوان المسلمين تلقي ميكرد.
متأسفانه اين وحدت شكل نگرفت و آن برنامة الهامبخش متولد نشد . . . زيرا «اخوان المسلمين» به افغانستان رفت تا با حمايت رژيمها و نيروهاي عربي كه با تشويق آشكار و پنهان غربيها همراه بود، با اتحاد شوروي اشغالگر رويارويي كند.
رابطة تاريخي ميان ايران انقلابي و سازمان آزاديبخش فلسطين بنا به دلايلي كه بيان گرديد، بحراني شد. ايران انقلابي طي مدت سي سال توانست همانند همة انقلابهاي راستين به مقاومت بپردازد و با چالشها و خطرات بيسابقه رودررو شود و از پس همة دشمنان داخل و خارج با موفقيت بيرون آيد.
امروزه، ايران پس از اينكه توانست حاصل دسترنج خود را بخورد و از آنچه كه خود توليد كرد، بهره برد؛ در نسيم آزادي كه با خون دهها هزار شهيد امكانپذير شده، نفس ميكشد.
امروزه، ايران در رأس «محور پرالتهاب» كه فتحي شقاقي، متفكر شهيد، بشارت آن را داده بود و از تهران آغاز ميشود و از بغداد و دمشق و لبنان ميگذرد و در قدس پايان ميپذيرد، قرار گرفته است.
امروزه ايران نه فقط به اين دليل كه برنامة هستهاي كاملي را در پيش گرفته و در عرض فقط چند سال توانسته براي رشد و توسعه، زيرساختهاي مناسب ايجاد كند تا بتواند قدرتمندترين كشور منطقه شود و اسلحههاي پيشرفته در اختيار دارد و همين امر او را بر آن واميدارد كه در منطقه نفوذ و ثروت جهان، يعني منطقة خليج [فارس] نگاهبان امنيت منطقه باشد، بلكه به اين دليل كه به آمريكاييها «نه» گفته است، در كانون هدفگيري غربيها و صهيونيستها قرار گرفته است. ايران انقلابي به خوبي ياد گرفته كه چگونه سركشي هوشمندانه را در برابر گردنكشان به كار گيرد. ايران انقلابي آشكارا ميگويد كه عمر موجوديت صهيونيسم به پايان خود نزديك شده است.
ايران انقلابي اصرار دارد كه از ثروت و سرماية فرزندان و انقلاب و كشور، به دفاع از انقلاب فلسطين و مقاومت لبنان و از همة مستضعفان امت عربي و اسلامي از نظر سياسي و اقتصادي و نظامي بپردازد . . .!
به همين دليل است كه شاهد هستيم طناب محاصره به دور گردن ايران و همه جنبشهاي صادقانه مقاومت در منطقه تنگتر ميشود، زيرا ايران و گروههاي مقاومت نغمهاي جداي از آمريكاييها و صهيونيستها مينوازند.
به گزارش سرويس بين الملل بولتن، نشريه بين المللي عرب زبان القدس العربي در اين باره نوشت: در پي پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام «خميني» [ره] در سال 1979 ميلادي، زيباترين هديهاي كه ايران به ملت فلسطين و امت عرب و اسلام تقديم كرد، قطع رابطه با موجود صهيونيستي و جايگزين كردن سفارت فلسطين كه پيشتر سفارت رژيم صهيونيستي در آن قرار داشت، بود.
براي اولين بار بود كه در ميان همة كشورهاي عربي و اسلامي، سطح نمايندگي فلسطين به سطح سفارت ميرسيد. افزون بر آن، امام خميني [ره] اعلام كرد كه مقداري از صادرات نفت ايران به عنوان حمايت از جهاد ملت فلسطين و به عنوان پاداش براي جنبش «فتح» كه در پايان اردوگاههاي خود در جنوب لبنان، نيروهاي فدائيان اسلام را آموزش ميدادند و به دليل حمايت مستمر فلسطينيها از ايران و انقلاب جديدش، اختصاص خواهد يافت.
پيامدهاي پيروزي انقلاب ايران، رهبران سياسي و فكري رژيم صهيونيستي و بسياري از كشورهاي غربي مسلط بر منطقه را به شدت ترساند و واكنش آنها فراتر از انتظار بود. به همين دليل بلافاصله نيروي ممارينز» (دخالت سريع آمريكا) شكل گرفت و به دنبال آن، پايگاههاي آمريكا در منطقه و به ويژه در مصر و قطر و بيشتر كشورهاي خليج [فارس] افزايش يافت و طولي نكشيد كه كشورهاي خليج [فارس] در تلاش براي ايجاد منظومة سياسي امنيتي جديد براي رويارويي با تهديدي جديد، شورايي به نام «شوراي همكاري خليج [فارس]» پديد آوردند.
پس از آن، اردوگاه طرفدار غرب در تركيه زمام امور را در اين كشور كه اساساً از سوي كشورهاي غربي حمايت ميشد، در دست گرفت.
پس از آن، ايران با تهاجم عظيم عراق واقعاً شگفتزده شد. نظام عراق به بهانههاي تهي اعلام شده از سوي «صدام حسين» تهاجم گستردهاي عليه ايران آغاز كرد. از جمله آن بهانهها، ميتوان به حضور ايران در سه جزيرة امارات و ضرورت خروج ايران از آن جزاير اشاره كرد (!) . . .
دخالت گسترده و فعالانة آمريكا در درون كشورهاي ميانهروي عرب، واكنشي بر پيروزي ايران بود. آمريكا تلاش ميكرد كه كشورهاي ياد شده را از موضوع آنچه كه «صدور انقلاب» نام داشت، بترساند.
برخي رخدادها همانند رخداد «جيهمان العتيبي» در حرم مكي شريف و به قتل رسيدن «انور سادات» در سال 1981 ميلادي توسط اسلامگرايان مصري، موجب گرديد كه ترس ميان رهبران ميانهروي عرب نهادينه شود و همين امرباعث شد كه دولت آمريكا موفق شود جبهة عربي گستردهاي را شكل دهد كه به طور تمام و كمال در جنگ عراق عليه ايران در خدمت نظام صدام حسين قرار گيرد.
اين جنگ عليه جمهوري نوپاي اسلامي موجب گرديد تر و خشك با هم بسوزند و ثروتهاي هر دو كشور نابود شوند و پس از بازپسگيري اراضي اي كه عراق از ايران اشغال كرده بود، اين جنگ در سال 1988 ميلادي به پايان رسيد.
سازمان آزادي بخش فلسطين كه پس از پيروزي همپيمانانش در ايران، نقش منطقهاي برجستهاي يافته بود، پس از گذشت چند ماه، خصوصاً پس از اين كه يكي از كشورهاي خليج [فارس] كه نيازي به نام بردن آن نيست، توانست از طريق يكي از اعضاي كميتة مركزي كه با اين كشور هماهنگ بود، چكي به مبلغ صد ميليون دلار در اختيار «ابو عمار» و تحت بند معروف حمايت از انقلاب فلسطين قرار دهد، رابطهاش با ايران انقلابي تيره شد.
متأسفانه همين عضو كميتة مركزي و (مبارز) از سوي ايران متهم شده بود كه در اوج شكوفايي روابط ميان ايران انقلابي و سازمان آزاديبخش فلسطين، به طور پنهاني با يكي از رهبران مخالف نظام ايران در پاريس (مجاهدين خلق) ديدار كرده است. . .!
هنگام مطالعة يكي از مقالههاي دكتر «فتحي شقاقي»، رضوان الله عليه آن معلم شهيد، واقعاً دچار شگفتي شدم. آن معلم شهيد، مقالة ياد شده را در پي پيروزي انقلاب اسلام ايران به رشتة تحرير درآورد كه معنايي قريب به متن زير را داشت:
«اگر از طريق برنامه مبارزهاي مشترك، سه نيرو در مشرقزمين متحد شوند، چهرة مشرقزمين دگرگون خواهد شد». . . دكتر شقاقي آن سه نيرو را ايران، سازمان آزاديبخش فلسطين و اخوان المسلمين تلقي ميكرد.
متأسفانه اين وحدت شكل نگرفت و آن برنامة الهامبخش متولد نشد . . . زيرا «اخوان المسلمين» به افغانستان رفت تا با حمايت رژيمها و نيروهاي عربي كه با تشويق آشكار و پنهان غربيها همراه بود، با اتحاد شوروي اشغالگر رويارويي كند.
رابطة تاريخي ميان ايران انقلابي و سازمان آزاديبخش فلسطين بنا به دلايلي كه بيان گرديد، بحراني شد. ايران انقلابي طي مدت سي سال توانست همانند همة انقلابهاي راستين به مقاومت بپردازد و با چالشها و خطرات بيسابقه رودررو شود و از پس همة دشمنان داخل و خارج با موفقيت بيرون آيد.
امروزه، ايران پس از اينكه توانست حاصل دسترنج خود را بخورد و از آنچه كه خود توليد كرد، بهره برد؛ در نسيم آزادي كه با خون دهها هزار شهيد امكانپذير شده، نفس ميكشد.
امروزه، ايران در رأس «محور پرالتهاب» كه فتحي شقاقي، متفكر شهيد، بشارت آن را داده بود و از تهران آغاز ميشود و از بغداد و دمشق و لبنان ميگذرد و در قدس پايان ميپذيرد، قرار گرفته است.
امروزه ايران نه فقط به اين دليل كه برنامة هستهاي كاملي را در پيش گرفته و در عرض فقط چند سال توانسته براي رشد و توسعه، زيرساختهاي مناسب ايجاد كند تا بتواند قدرتمندترين كشور منطقه شود و اسلحههاي پيشرفته در اختيار دارد و همين امر او را بر آن واميدارد كه در منطقه نفوذ و ثروت جهان، يعني منطقة خليج [فارس] نگاهبان امنيت منطقه باشد، بلكه به اين دليل كه به آمريكاييها «نه» گفته است، در كانون هدفگيري غربيها و صهيونيستها قرار گرفته است. ايران انقلابي به خوبي ياد گرفته كه چگونه سركشي هوشمندانه را در برابر گردنكشان به كار گيرد. ايران انقلابي آشكارا ميگويد كه عمر موجوديت صهيونيسم به پايان خود نزديك شده است.
ايران انقلابي اصرار دارد كه از ثروت و سرماية فرزندان و انقلاب و كشور، به دفاع از انقلاب فلسطين و مقاومت لبنان و از همة مستضعفان امت عربي و اسلامي از نظر سياسي و اقتصادي و نظامي بپردازد . . .!
به همين دليل است كه شاهد هستيم طناب محاصره به دور گردن ايران و همه جنبشهاي صادقانه مقاومت در منطقه تنگتر ميشود، زيرا ايران و گروههاي مقاومت نغمهاي جداي از آمريكاييها و صهيونيستها مينوازند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


