کد خبر: ۳۲۰۴۹۰
تاریخ انتشار:
هفت گام با عکاس ایرانی- فرانسوی

مرگ در این خانه‌ها را می‌زند/ تهران قدیم در حال جان دادن است

عارف بروتونس هنرمند فرانسوی- ایرانی در طول سه سال گذشته به تهران دوره ناصرالدین شاه سر زده و با عکاسی از معماری قدیم شهر، نگاه تازه ای به زیبایی های فروگذاشته آن داشته است.
گروه هنرهای تجسمی: سی سال از آخرین باری که محله های قدیم شهر و زیبایی هایش را از نظر گذرانده بود، گذشته است. رنگ و رخ شهر تغییر کرده و حالا در پس هر کوچه ای که قدم می گذارد، هر چند به زحمت، ولی هنوز می تواند نشانه هایی از شکوه و زیبایی گذشته را پیدا کند. بناهایی که روزگاری هویت فاخر محله های شهر بودند، امروز غم‌زده اند و به زحمت خود را سرپا نگه داشته اند. باید این زیبایی های فروگذاشته را برکشید و پیش از آن که فرو ریزند، در خاطره مردم شهر ثبت کرد، شاید دیدن دوباره این زیبایی های زخم خورده، کسانی را به خود آورد که از سر مسئولیت، نگاهبان باقی مانده های هویت این شهر باشند.

تهران قدیم

به گزارش بولتن نیوز، عارف بروتونس دانش آموخته دکترای رشته روابط بین الملل از دانشگاه ژنو است که مدت ها در فرانسه و سوئیس زندگی کرده و درکنار تدریس و تحقیق در زمینه علوم سیاسی به امور هنری از جمله عکاسی، طراحی و مدیریت هنری نیز پرداخته است. وی که یک سال پس از انقلاب به قصد تحصیل، ایران را به مقصد پاریس ترک کرد، ۵ سال پیش به ایران بازگشت و اکنون سایتی را طراحی کرده با عنوان (tehranimages.org) که حاوی بیش از ۴۰۰  عکس قابل تأمل از زیبایی های محله های قدیمی شهر تهران است، زیبایی هایی که به گفته وی فروگذاشته شده اند.

درباره هدفش از طراحی این سایت و عکاسی از محله های مختلف شهر تهران با وی گفتگو کرده ایم که در ادامه می آید:

*ایده عکاسی از معماری قدیم شهر تهران چگونه شکل گرفت؟

-ایده اولیه این کار ریشه در خاطرات کودکی من داشت. من از کودکی یعنی حدود ۴۰ سال پیش همراه خاله ام که مرا بزرگ کرد، برای گردش به اطراف منزلمان در محله امین حضور می رفتیم.  پنج سال پیش وقتی به ایران بازگشتم رفتن به این محله و دیگر محله های قدیمی شهر برای من یک اهمیت عاطفی و شخصی داشت اما رفته رفته تبدیل به یک پروژه عکاسی شد.

*اهمیت این موضوع برای شما چه بود؟

-من معتقدم که قشنگی های این شهر به غیر از مساجد و کاخ‌هایی که حفاظت شده، بسیار است و رسیدگی به آنها بسیار اندک. به همین دلیل دوست داشتم این زیبایی ها را قبل از آن که کاملا از بین بروند، ثبت کنم.

*حرفه و هنر پدربزرگ شما استاد ابوالحسن اعتصامی نیز بی شک در این همه توجه نسبت به معماری قدیم تهران بی تأثیر نبوده است.

-بله. پدربزرگم ابوالحسن اعتصامی معمار، نقاش، خوشنویس و نویسنده بود که تعدادی از آثار معماری و تزیینی او اکنون در موزه ملی ایران نگهداری می شود. خانه من هم متعلق به پدربزرگم بوده که بخشی از آن ساخته اوست.

*گویا نسبتی هم با شاعره بزرگ ایران پروین اعتصامی دارید؟

-بله. پدربزرگ مادری من عموی پروین اعتصامی است.

*اشاره کردید که خانه خودتان متعلق به پدربزرگتان بوده است، خانه عموی پروین اعتصامی چه شکلی است و آیا از این خانه هم عکاسی کرده اید؟

-خیر. خانه من در موضوع این عکاسی نمی گنجید چراکه به آن رسیدگی می شود و معماری آن دست نخورده باقی مانده است. شکل ظاهری آن بسیار دلنشین و شبیه همین خانه ها و بناهایی است که عکاسی کردم. تا زمانی که این خانه در اختیار من است اندک حفاظتی خواهد داشت اما مابقی این بناهای قدیمی معلوم نیست تا چه زمان سرپا بمانند و لازم بود که آنها ثبت شوند.

*چه مدت روی این پروژه و  عکاسی از محلات قدیم تهران وقت صرف کردید؟

- این پروژه حدود سه سال به طول انجامید و الان که هرازگاهی از آن کوچه ها عبور می کنم، برخی از آنها دیگر وجود ندارند. این خانه ها در حال تخریب هستند.

*مجموعه عکس هایتان را به صورت گام اول تا هفتم تعریف کرده اید، منظور از این گام ها چیست و به چه مناطقی اختصاص دارد؟

- عکس های هر گام با یکی از محله های قدیمی تهران تطابق دارد. در ابتدا عکس های هر محله را به نام قدیمی همان محله مشخص کرده بودم اما در حال حاضر اسامی بسیاری از این محله ها تغییر کرده و ممکن است تشخیص من با اسامی امروز آنها مطابقت نداشته باشد، به همین دلیل عکس های هر محله را با عنوان گام اول تا هفتم نامگذاری کردم.

*عکس های شما مربوط به کدام محله هاست؟

- گام اول خیابان ری، امامزاده یحیی و سرچشمه است. گام دوم محله نظامیه سابق است که بین سرچشمه و میدان بهارستان قرار گرفته است. گام سوم محله جمهوری یا شاه آباد قدیم است که به طرف باغ سپهسالار و خیابان هدایت کشیده شده است. گام چهارم خیابان سعدی از بالا تا پایین خیابان را دربردارد. گام پنجم خیابان لاله زار است. گام ششم از فردوسی شروع می شود تا خیابان سی تیر و  خیام که سابق مرکز آن نادری و فردوسی و قوام السلطنه بوده است. گام هفتم هم محله سنگلج است.

 یکی از محله هایی که من عکاسی کرده بودم و حالا آنقدر خراب شده که دیگر ادامه کار عکاسی امکانپذیر نیست، محله پامنار است. محله ناصرخسرو هم داربست نصب کرده اند و مشکل می توان عکاسی کرد. شاید زمانی به این محله ها هم سر بزنم. البته برای هر گام، نقشه ای پیوسته به سایت برای مشخص کردن محل دقیق این عکس ها وجود دارد.

*عکاسی را به صورت حرفه ای دنبال می کنید یا فقط از روی علاقه شخصی است؟

- من مدت‌ها در فرانسه و سوییس مدیر هنری و طراح بودم که کارهای فیلمبرداری هم انجام می دادم و زمانی که به تهران آمدم، این کار عکاسی از محله های قدیمی تهران را شروع کردم که اگر چه به نوعی حرفه من است اما به قصد منفعت اقتصادی نیست.

*بعد از گذشت سی سال وقتی به تهران آمدید، شهر و محله های قدیمی آن را چطور دیدید؟

_شهر در بهترین حالت خودش نیست اما معتقدم که این شهر هنوز زیبایی هایی دارد که اگر نوری به آن بتابد، قشنگی های آن به خوبی نمایان می شود. این شهر که در نگاه اول شاید به نظر شلوغ و آلوده برسد ولی، اگر به آن توجه و رسیدگی شود هنوز پر از قشنگی است.

*در شرح عکس ها اشاره کرده اید که این عکس ها در محدوده دروازه ای شهر تهران در دوران سلطنت ناصرالدین شاه است. منظورتان چیست؟

- ناصرالدین شاه دیوارهای محدوده شهر را تغییر داد و آن را وسیع تر کرد، خندق هم حفر کرد و برای شهر دروازه ساخت. رضا پهلوی چند سال بعد از رسیدن به سلطنت دروازه ها و محدوده های شهر را از بین برد. این محدوده ای که من از آن عکاسی کرده ام همان محدوده شهر تهران قدیم در عصر ناصری است.

*قصه عکاسی از این شهر ادامه دارد؟

- بله. این قصه ادامه دارد. هنوز مکان هایی هست که من فرصت نکرده ام از آنها عکاسی کنم، مثل محله پامنار و ناصرخسرو که هنوز شرایط لازم برای عکاسی از آنها فراهم نیست.

*به بناهای مرمت شده هم سر زده اید؟

- هر بنایی که صاحب داشته و رسیدگی شده است از حوزه کارم خارج کردم. مثلا مسجد سپهسالار در میدان بهارستان که خیلی زیباست اما مطمئنم که عکاسان بسیاری به آن سر می زنند. مثل کاخ گلستان ، ارگ خیابان ناصرخسرو و ... اما بناهای واقع  در کوچه پس کوچه های شهر شاید به گونه ای بوده که عکاسان دیگر کمتر فرصتی را در اختیار نداشتند که از آنها عکاسی کنند، بنابراین من به سراغ آنها رفتم. به همین دلیل هم درباره عکاسی از این محله ها در سایت اشاره کرده ام که به زیبایی های فروگذاشته شده شهر توجه کرده ام، آن چه من عکاسی کردم، به اندازه نیاز حفاظت نشده است. البته شاید به لحاظ قانونی حفاظت داشته باشد اما از آن بهره کافی نبرده اند.

*همه این بناها که عکاسی کرده اید، خالی از سکنه بودند؟

- شاید نیمی از آنها سکنه داشت و نیمی دیگر هم متروکه و یا انبار بود اما ساکنان این خانه ها یا توان مالی حفاظت از این بناها را ندارند و یا آن که نسبت به آن بی توجه هستند.

*شیوه عکاسی شما از این بناهای قدیمی تهران نیز بسیار متفاوت و جذاب است و در آنها حرکت احساس می شود.

- سعی بر این بود که عکس ها خیلی ثابت و خط کشی شده نباشد. مثل حرکت چشم از آنها عکاسی شده است. وقتی که راه می روید و به اطراف نگاه می کنید، چشم شما خیلی آزادانه از زاویه های مختلفی به پیرامون می نگرد. سعی کردم در عکس ها این حالت حفظ شود.

*با توجه به این که سال‌های مدید در خارج از ایران زندگی کرده اید، تفاوت رسیدگی به میراث فرهنگی ما به نسبت کشوری مثل فرانسه چه اندازه است؟

- در زمینه رسیدگی به میراث فرهنگی خود در وضعیت ضعیفی قرار داریم. اگر انتظار جهانگردی و حضور گردشگر در تهران را داریم باید به این نکته هم دقت داشت که گردشگر باید برای دیدن چه چیزی وارد ایران شود. گردشگر اگر به فلورانس می رود همه کوچه های این شهر تماشایی است چرا که حفاظت شده است، در پاریس و رم نیز به همین شکل است. اگر معماری قدیمی و سنتی ما حفاظت شود، هم گردشگر بیشتری را جذب می کند و هم درآمدزایی به دنبال خواهد داشت.

به لحاظ فرهنگی، معماری قدیم هویت ماست و حیف است که این معماری زیبا و غنی از بین برود. به لحاظ اقتصادی هم درست نیست. اگر از این معماری های کوچه پس کوچه های شهر حفاظت نشود، تا چند سال آینده وقتی یک گردشگر خارجی وارد تهران می شود، فقط می تواند از چند بنا دیدن کند و دیگر شهر قدیم تهران وجود ندارد.

*برای انتشار این عکس ها برنامه دیگری هم دارید؟ مثلا به صورت چاپ کتاب و یا پرداختن به معماری های فروگذاشته دیگر شهرها؟

- من فرصت نمی کنم به دیگر شهرها سر بزنم اما اگر کسی به آن بپردازد اتفاق خوبی است. هر شهری غیر از چند عمارت معروف، هزار قشنگی دیگر هم دارد که می تواند بهانه هزار شکل کار هنری و پژوهش باشد. به انتشار کتاب این عکس ها هم فکر کردم اما ارجحیت من این بود که دیدن عکس ها به صورت رایگان در دسترس علاقه مندان و عموم مردم قرار گیرد.

*و سوال آخر این که چه ارتباطی میان تحصیلات شما که دکترای روابط بین الملل است، با فعالیت های هنری و عکاسی وجود دارد؟

- ارتباط مسلمی نیست. وقتی دیپلم گرفتم، فکر کردم که نقاشی، طراحی و کارهای هنری جزئی از سابقه خانوادگی من است که به طور طبیعی ادامه خواهد داشت، پس بهتر است تحصیلم در زمینه دیگری باشد، بنابراین چون کنجکاوی هایی در زمینه تاریخ و علوم سیاسی داشتم، تحصیلاتم را در این زمینه ادامه دادم. دوران دکترا هم بهانه ورود به زمینه دیگری شد، منطق ریاضی و استفاده اش در علوم سیاسی. از جزئیات گذشته، تنوع در کار برای من مطلوب و شاید لازم بوده است.
منبع: خبرگزاری مهر

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین