اتفاقي كه فقط در سينماي ايران ميافتد!
اكران همزمان 5 فيلم از يك بازيگر
اتفاقي كه تاكنون در سينماي ايران سابقه نداشته و حتي در دوران پيش از انقلاب نيز اين ميزان فيلم از يك بازيگر همزمان روي پرده نرفته بودند.در اوايل دهه پنجاه 3 فيلم با بازي فردين روي پرده رفتند كه هيچكدام نتوانستند انتظارها را از گيشه برآورده سازند
ميان فيلمهايي كه هماكنون روي پرده سينماهاي
تهران هستند، فيلمهاي «از ما بهترون»، «فاصله»، «باد در علفزار
ميپيچد»، «كارناوال مرگ»، يك ويژگي مشترك دارند و آن حضور الناز
شاكردوست در آنهاست. همچنين فيلم «ناسپاس» نيز با بازي شاكردوست هنوز
در چند سالن به نمايش در ميآيد تا تعداد آثار در حال اكران اين بازيگر
به 5 فيلم برسد. اتفاقي كه تاكنون در سينماي ايران سابقه نداشته و حتي
در دوران پيش از انقلاب نيز اين ميزان فيلم از يك بازيگر همزمان روي
پرده نرفته بودند.
به گزارش بولتن:در اوايل دهه پنجاه 3 فيلم با بازي فردين روي پرده رفتند كه هيچكدام نتوانستند انتظارها را از گيشه برآورده سازند. آن هم در دوراني كه نام فردين هنوز تضمينكننده گيشه به شمار ميآمد.
در سالهاي اخير اكران همزمان چند فيلم از يك بازيگر يا تركيبي از بازيگران مشابه اتفاق افتاده كه معمولاً باعث شده تا اين فيلمها روي فروش يكديگر تأثير بگذارند.
ماجرايي كه حالا نيز تكرار شده است. الناز شاكردوست به عنوان يكي از بازيگران پركار سينماي ايران سالانه در توليدات متعددي حضور مييابد و حالا چندين فيلم را به صورت همزمان روي پرده دارد. هر چند بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه اين فيلمها همزمان توليد نشدهاند. «فاصله» و «ناسپاس» محصول سال 1388 هستند، «از ما بهترون» سال 89 مراحل توليدش به پايان رسيده. «كارناوال مرگ» كه توليد پرحاشيهاي داشت سال 87 كليد خورد و با وقفهاي نسبتاً طولاني و با تعويض كارگردان توليدش ادامه يافت.
«باد در علفزار ميپيچد» نيز پس از 4 سال ماندن در نوبت اكران روي پرده آمده است. به اين ترتيب به نظر ميرسد كه به شكلي كاملاً تصادفي اين فيلمها همزمان روي پرده رفتهاند تا سينماي ايران هم در اين زمينه صاحب ركوردي تازه شود. نكتهاي كه در اين ميان مطرح ميشود اين است آيا اين اتفاق موجب تأثير منفي بر گيشه فيلمها نميشود؟ (با مشاهده آمار فروش به نظر ميرسد اين اتفاق رخ داده است) و سوال مهمتر اينكه تبعات اين ماجرا در درازمدت نميتواند به آينده حرفهاي بازيگران پركار لطمه و ارد سازد؟
«باني فيلم» اين موضوع را با 3 كارگردان و يك سينمادار در ميان گذاشته كه نظراتشان را ميخوانيد:
مهدي صباغزاده: تماشاگر چه گناهي كرده كه بايد چهرههاي تكراري ببيند؟
مهدي صباغزاده در خصوص اكران همزمان چند فيلم با بازي الناز شاكردوست گفت: با اين وضعيتي كه تهيهكنندگان براي خودشان به وجود آوردهاند به جز دردسر و گرفتاري چيز ديگري را براي سينماي ايران به ارمغان نياورده است و ما در سينماي امروز ايران شاهد بازيگرسالاري هستيم و بازيگر است كه براي سينما تعيين تكليف ميكند.
در شرايط فعلي كه 4-5 بازيگر سينما خودشان را سوپراستار ميدانند و تعيين تكليف ميكنند جز دردسر براي تهيهكنندگان نتيجهاي را در برندارد از طرفي هم اين بازيگران كمكم سنشان بالا ميرود و از نقش اول به نقشهاي مكمل رو خواهند آورد و بهتر است كه به فكر بازيگران جوان و بااستعداد باشيم.
اين فیلمساز در ادامه گفت: مردم تا چه ميزان ميتوانند بازيگران تكراري را روي پرده سينماها ببينند مانند اين است كه شما مدام يك غذا را ميل كنيد بعد از مدتي خسته خواهيد شد. متأسفانه شاهد هستيم هر فيلمي كه روي پرده است تعدادي بازيگر محدود در آن حضور دارد كه اين امر در ابتدا به خود اين بازيگران لطمه ميزند.
از سوي ديگر تهيهكنندگان سينما به همديگر نگاه ميكنند تا ببينند فلان تهيهكننده از كدام بازيگر استفاده ميكند تا آنها هم همان كار را انجام دهند و متأسفانه هيچ كدامشان به كيفيت توليد اثرشان نميانديشند كه بتواند جوابگوي مردم و منتقدان و ... باشند.
كارگردان فيلم «صبحانه براي 2 نفر» در خصوص اينكه تاكنون سابقه نداشته يك بازيگر همزمان 5 فيلم را روي اكران داشته باشد گفت: البته پيش از انقلاب اين اتفاق در مورد برخي بازيگران از جمله بيك ايمانوردي ميافتاد كه در حال حاضر هم مشابه اين اتفاق را شاهد هستيم و به اين جهت ميباشد كه سينماي ايران با كمبود بازيگر مواجه است، وقتي تنها چند بازيگر بسيار محدود داريم كه مورد توجه تهيهكننده، پخشكننده و سينمادار است در نتيجه شاهد اين هستيم كه فقط از اين تعداد محدود بازيگر در فيلمها استفاده ميشود و اين امر هيچ ارتباطي به عدم يكدستي ميان تهيهكنندگان و توزيعكنندگان ندارد. البته از طرفي ديگر درباره دستمزدهاي بالايي كه برخي از بازيگران سينما دريافت ميكنند، صنف واحدي باشد ميتوان با صنفهاي ديگر همفكري كرد تا جلوي اين امر گرفته شود اما در خصوص هماهنگ بودن تهيهكنندگان براي عدم استفاده از چند بازيگر در اكثر فيلمها نميتوان كاري كرد.
صباغزاده گفت: من شاهد بودم يكي از بازيگران به يك باره مورد توجه اكثر تهيهكنندگان قرار گرفت و دستمزدش را به شكلي غيرمتعارف بالا برد و همين امر تورم ايجاد كرد و اين مسئله به ساير بازيگران تسري يافت. در حال حاضر هزينه توليد يك فيلم بسيار بالاست. به همين جهت تهيهكنندگان ما ديگر توان اقتصادي ندارند تا از پس مخارج توليد فيلم برآيند چرا كه يك تهيهكننده فقط براي مجموع بازيگران فيلمش مثلاً بايد سيصد ميليون در نظر بگيرد و كمترين دستمزد را به ساير عوامل فيلم اختصاص دهد و از عوامل ضعيفتري در ساير بخشها استفاده كند چرا كه دستمزد بازيگرش بالاست كه اين امر عوارض بسياري را به دنبال خواهد داشت و معتقد هستم كه تهيهكنندگان محترم به سمت و سوي استفاده از بازيگران تازهنفس از آموزشگاههاي بازيگري بروند، جسارت به خرج دهند و بيشترين سرمايهگذاريشان را در بخش فيلمنامه، براي توليد فيلمنامهاي جذاب با ساختاري قوي بگذارند آنگاه شاهد آثاري در خور هستيم.
صباغزاده همچنين گفت: به عنوان مثال زماني كه فيلم «عروس» ساخته شد نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب بازيگران مطرحي نبودند اما فيلم با استقبال مردم روبرو شد، فروش خوبي هم داشت و در نتيجه اين دو بازيگر به چهرههاي مطرح سينماي ايران تبديل شدند.
وي در پايان گفت: اگر تهيهكنندگان سينما به سمت و سويي بروند كه بازيگران تازهنفس و با استعداد را به سينما بياورند، زمان بيشتري را صرف توليد فيلمنامه كنند و به جاي هزينههاي گزاف براي به خدمت گرفتن بازيگران گرانقيمت آن هزينهها را براي به خدمت گرفتن ساير عوامل در سطح عالي در نظر بگيرند، آن وقت در اين شرايط بازيگر مطرح و چهره ميشود.
كامران قدكچيان: تهيهكننده فكر جيب خود است بازيگر بايد به فكر آيندهاش باشد
كامران قدكچيان نيز در اين باره گفت: به عقيده من مهمترين مشكل سينماي ايران تنوع در اكران فيلمهاست كه اين تنوع هم ژانر فيلم و هم اشتراكات بازيگران را شامل ميشود كه متأسفانه اين دو عامل گريبانگير سينماي ايران شده است به عنوان مثال در حال حاضر 4 فيلم كمدي با هنرپيشههاي يكسان روي پرده است و يك بازيگر هم در تمامي فيلمهاي حال حاضر اكران حضور دارد. من براين باور هستم كه اين اتفاق بيسليقگي در چيدمان اكران است اين اتفاق جدا از صدمهاي كه به تهيهكننده وارد ميكند بيشترين صدمه را به سينماي ايران ميزند به اين مفهوم كه باعث قهر كردن مخاطب با سينما ميشود.
كارگردان فيلم «فاصله» كه با باني فيلم گفتوگو ميكرد در ادامه با اشاره به لطمه جدي كه يك بازيگر از حضور در چندين فيلم در حال اكران ميبيند افزود: اين اتفاق بيتدبيري آن بازيگر را نشان ميدهد كه در طول سال بيمحابا در هر فيلمي حضور پيدا ميكند و به فكر آينده حرفهاي خويش نيست كه چه صدمهاي را براي وي در برخواهد داشت. اين امر درنگاه اول ممكن است به لحاظ مالي براي آن بازيگر خوشايند باشد اما در دراز مدت تأثير خوبي در كارنامه هنرياش نخواهد داشت.
وي تصريح كرد: در اين باره اولين مقصر بازيگر است چرا كه به اعتقاد من بازيگران حتي در عرصه كمدي بايد انتخاب شده ايفاي نقش در فيلمي را بپذيرند و براي خودشان وجههاي قائل باشند. از طرفي از نقش تهيهكنندگان نبايد غافل شد اما متأسفانه مفهوم تهيهكننده در سينماي ايران يعني فردي كه به دنبال سودجويي است. اساساً ما تهيهكنندهاي نداريم كه به دنبال توليد فيلم خوب باشد. اگر هم داشته باشيم تعدادشان انگشتشمار است و اكثر تهيهكنندگان سينماي ايران فقط به ذكر منافع و جيب خودشان هستند در نتيجه مشخص است كه در اين شرايط تهيهكنندگان هر بازيگري را كه متضمن فروش فيلمشان است، انتخاب ميكنند اما در اين بين بازيگر بايد آگاهانه عمل كند و اگر آينده كارياش برايش مهم است انتخاب درستي داشته باشد.كامران قدكچيان در پايان افزود: تماشاگر سينما چندبار ميتواند حضور يك بازيگر را در فيلمهاي مختلف بپذيرد؟ طبيعي است كه بعد از مدتي اغنا ميشود و در اين ميان مهمترين لطمه را بازيگر ميبيند. هنگاميكه در سينما شرايطي به وجود ميآيد كه همه تنها به فكر سودجويي و منافع مالي خودشان هستند همين تبعات را به دنبال دارد كه همه به دنبال بازيگري هستند كه برايشان پولساز است.اما اگر تدبير لازم در سطوح عالي مديريت سينما صورت گيرد تا به فيلمهاي سخيف پروانه ساخت ندهند و راهكار و آيين نامه درست ارائه شود آنگاه ميتوان انتظار داشت كه سينماي ايران از شرايط فعلي به شرايط مطلوب برسد.
محمدرضا صابري: اكران همزمان فيلمهاي يك بازيگر اتفاقي بوده است
رييس انجمن سينماداران در خصوص حضور يك بازيگر به طور همزمان در چند فيلم در حال اكران به باني فيلم گفت: البته اين امر اتفاقي بوده است. متأسفانه مسئلهاي كه سينماي ايران را آزار ميدهد اين است كه سينماي ايران چهرهاي كه مردم به خاطر آن بليت بخرند و به سينما بروند را به آن شكل ندارد و تعدادشان به انگشتان يك دست هم نميرسد. به لحاظ اين محدوديت بازيگري كه داريم بيشتر تهيهكنندگان به دنبال استفاده از بازيگران گيشه هستند و در نتيجه شاهد حضور يك بازيگر در 4-5 فيلم هستيم، اتفاقي كه در عيد فطر امسال افتاد و اين امر تقصير شخص خاصي نيست و معتقد هستم اين اتفاق به خاطر اين است كه سينماي ايران سوپراستار به اندازه كافي ندارد.
محمدرضا صابري در ادامه در خصوص تأثير حضور يك بازيگر در چند فيلم بر مخاطب گفت: تجربه نشان داده است كه وقتي چند فيلم يك بازيگر مشترك را دارند اگر مخاطب يكي از آن فيلمها را ببيند و از آن فيلم يا بازي بازيگر خوشش نيايد براي تماشاي فيلمهاي ديگري كه اين بازيگر در آن حضور دارد نخواهد رفت و به نوعي اين امر باعث ريزش مخاطب خواهد شد.
وي افزود: من بر اين باور هستم كه هرگاه به لحاظ سوژه و فيلمنامه با مشكل روبرو بودهايم تهيهكنندگان و كارگردانان سينماي ايران مجبور شدند به سمت چهرههايي بروند كه فروش فيلمشان را تضمين كند، اما از جهت ديگر ما شاهد فيلمهايي بودهايم كه از بازيگران چهره هم استفاده نكرده و در اكران با اقبال گسترده تماشاگران روبرو شده است. فيلم «من ترانه 15 سال دارم» (رسول صدرعاملي) بهترين مثال براي اين امر است. اين فيلم به جهت اينكه داستان و ساختار بسيار خوبي داشت بدون استفاده از بازيگران گيشهاي بسيار مورد توجه قرار ميگيرد و حتي بازيگر اصلي اين فيلم (ترانه عليدوستي) كه اولين حضور خود را در سينماي ايران تجربه ميكند تبديل به يكي از بازيگران شاخص و مطرح سينماي ايران ميشود.
وي در پايان ضمن اشاره به نبود فيلمنامه خوب به عنوان مهمترين چالش سينماي ايران گفت: تا زماني كه فيلمنامه خوب نداشته باشيم تهيهكنندگان ما رو به بازيگران گيشه ميآورند. البته سينمادارها هم در انتخاب فيلمشان به حضور سوپراستارها توجه نشان ميدهند.
صابري همچنين گفت: من به دليل اينكه 15 سال مسؤوليت سرگروهي سينماهاي تهران را برعهده داشتهام نميخواهم بگويم حضور سوپراستار در يك فيلم در انتخاب من براي فيلمي كه در سينما ميخواهم نمايش دهم تأثيرگذار نبوده است، اما در ابتدا براي سينمادار فيلم مهم است چرا كه به عنوان مثال فيلم من ترانه ... را وقتي ما در سالن سينما ديديم آنقدر تحت تأثير قرار گرفتيم كه با توجه به اينكه اين فيلم سوپراستار نداشت اما براي نمايش انتخابش كرديم. باز هم تأكيد ميكنم مهمترين ضربهاي كه به سالنهاي سينما و اساساً به سينماي ايران وارد ميشود به خاطر نبود فيلمنامه با چهارچوب درست است متأسفانه فيلمهايي هم كه در حال حاضر ساخته ميشود چهارچوب استاندارد لازم را ندارد به همين جهت دوستان هم با گرايش به استفاده از بازيگران گيشهاي خودشان را توجيه ميكنند.
مهرداد فريد: حضور تكراري بازيگران، تماشاگر را از سينما دلزده ميكند
مهرداد فريد كارگردان فيلم «همخانه» نيز به «باني فيلم» گفت: متأسفانه بازيگران سرشناس سينماي ايران حساسيت انتخاب نقش را براي خودشان كم كردهاند و تاحدي براي پذيرفتن نقشهايي كه به آنها پيشنهاد ميشود دست و دلبازي ميكنند. شايد دليل اين امر كسب درآمد بيشتر باشد در حاليكه اين اتفاق ميتواند در دراز مدت به بازيگران لطمه وارد كند، به اين جهت كه وقتي تماشاگر، بازيگري را پس بزند در ادامه تهيهكننده هم آن بازيگر را پس ميزند و كمكم و جو اقتصادي اين بازيگران براي تهيهكنندگان از بين ميرود.
فريد افزود: اين بازيگران ممكن است در كوتاه مدت به درآمدهاي خوبي دست يابند اما در دراز مدت وقتي كه تماشاگر خودشان را از دست بدهند در نتيجه ويژگيهاي تجاري خودشان را هم از دست خواهند داد . از طرفي دليل اين اتفاق به تهيهكنندگان برميگردد اما استراتژي يك تهيهكننده بيشتر به زمان حال برميگردد و به عقيده من بازيگران بايد نگاهشان به آينده معطوف باشد چرا كه تهيهكننده مايل است در لحظه فيلمي را بسازد كه مورد استقبال تماشاگران قرار بگيرد و تنها آينده اقتصادي همان پروژه برايش مهم است و چشماندازهاي دور را نميبيند البته از اين بابت من تهيه كننده را محق ميدانم اما بازيگران هستند كه بايد چشمانداز و افقهاي دورتر را ببينند و مراقب مسير حرفهايشان باشند.وي اضافه كرد: من به عنوان فيلمساز خبر ندارم كه همزمان بازيگر فيلمم در چند پروژه ديگر حضور دارد و اما آن بازيگر خودش ميداند كه به عنوان مثال همزمان در چند فيلم مشغول ايفاي نقش است و من تنها به اين مسئله فكر ميكنم كه فيلمم را به بهترين شكل ممكن بسازم مخاطبان خواهند ديد كه همين بازيگران كه مدام در فيلمهاي مختلف تكرار ميشوند سال آينده تقاضا براي حضورشان در فيلمها كمتر خواهد شد چرا كه پس زدن بازيگر از سوي مخاطب اين چالش را براي بازيگر به وجود ميآورد.اين كارگردان در پايان گفت: من براين باور هستم كه مردم به خاطر حضور بازيگران تكراري از سينما دلزده شدهاند. نهضت جديدي براي ورود بازيگران تازهنفس به راه افتاده است و تهيهكنندگان هم متوجه اين امر شدهاند كه چهرههاي فعلي سينما ديگر جوابگو نيستند و مردم دنبال هواي تازه در سينماي ايران هستند و از هم اكنون بايد منتظر بازيگراني بود كه تبديل به چهرههاي مطرح سينمايي خواهند شد و در ميان مردم جايگاه خودشان را پيدا خواهند كرد.
به گزارش بولتن:در اوايل دهه پنجاه 3 فيلم با بازي فردين روي پرده رفتند كه هيچكدام نتوانستند انتظارها را از گيشه برآورده سازند. آن هم در دوراني كه نام فردين هنوز تضمينكننده گيشه به شمار ميآمد.
در سالهاي اخير اكران همزمان چند فيلم از يك بازيگر يا تركيبي از بازيگران مشابه اتفاق افتاده كه معمولاً باعث شده تا اين فيلمها روي فروش يكديگر تأثير بگذارند.
ماجرايي كه حالا نيز تكرار شده است. الناز شاكردوست به عنوان يكي از بازيگران پركار سينماي ايران سالانه در توليدات متعددي حضور مييابد و حالا چندين فيلم را به صورت همزمان روي پرده دارد. هر چند بايد به اين نكته نيز اشاره كرد كه اين فيلمها همزمان توليد نشدهاند. «فاصله» و «ناسپاس» محصول سال 1388 هستند، «از ما بهترون» سال 89 مراحل توليدش به پايان رسيده. «كارناوال مرگ» كه توليد پرحاشيهاي داشت سال 87 كليد خورد و با وقفهاي نسبتاً طولاني و با تعويض كارگردان توليدش ادامه يافت.
«باد در علفزار ميپيچد» نيز پس از 4 سال ماندن در نوبت اكران روي پرده آمده است. به اين ترتيب به نظر ميرسد كه به شكلي كاملاً تصادفي اين فيلمها همزمان روي پرده رفتهاند تا سينماي ايران هم در اين زمينه صاحب ركوردي تازه شود. نكتهاي كه در اين ميان مطرح ميشود اين است آيا اين اتفاق موجب تأثير منفي بر گيشه فيلمها نميشود؟ (با مشاهده آمار فروش به نظر ميرسد اين اتفاق رخ داده است) و سوال مهمتر اينكه تبعات اين ماجرا در درازمدت نميتواند به آينده حرفهاي بازيگران پركار لطمه و ارد سازد؟
«باني فيلم» اين موضوع را با 3 كارگردان و يك سينمادار در ميان گذاشته كه نظراتشان را ميخوانيد:
مهدي صباغزاده: تماشاگر چه گناهي كرده كه بايد چهرههاي تكراري ببيند؟
مهدي صباغزاده در خصوص اكران همزمان چند فيلم با بازي الناز شاكردوست گفت: با اين وضعيتي كه تهيهكنندگان براي خودشان به وجود آوردهاند به جز دردسر و گرفتاري چيز ديگري را براي سينماي ايران به ارمغان نياورده است و ما در سينماي امروز ايران شاهد بازيگرسالاري هستيم و بازيگر است كه براي سينما تعيين تكليف ميكند.
در شرايط فعلي كه 4-5 بازيگر سينما خودشان را سوپراستار ميدانند و تعيين تكليف ميكنند جز دردسر براي تهيهكنندگان نتيجهاي را در برندارد از طرفي هم اين بازيگران كمكم سنشان بالا ميرود و از نقش اول به نقشهاي مكمل رو خواهند آورد و بهتر است كه به فكر بازيگران جوان و بااستعداد باشيم.
اين فیلمساز در ادامه گفت: مردم تا چه ميزان ميتوانند بازيگران تكراري را روي پرده سينماها ببينند مانند اين است كه شما مدام يك غذا را ميل كنيد بعد از مدتي خسته خواهيد شد. متأسفانه شاهد هستيم هر فيلمي كه روي پرده است تعدادي بازيگر محدود در آن حضور دارد كه اين امر در ابتدا به خود اين بازيگران لطمه ميزند.
از سوي ديگر تهيهكنندگان سينما به همديگر نگاه ميكنند تا ببينند فلان تهيهكننده از كدام بازيگر استفاده ميكند تا آنها هم همان كار را انجام دهند و متأسفانه هيچ كدامشان به كيفيت توليد اثرشان نميانديشند كه بتواند جوابگوي مردم و منتقدان و ... باشند.
كارگردان فيلم «صبحانه براي 2 نفر» در خصوص اينكه تاكنون سابقه نداشته يك بازيگر همزمان 5 فيلم را روي اكران داشته باشد گفت: البته پيش از انقلاب اين اتفاق در مورد برخي بازيگران از جمله بيك ايمانوردي ميافتاد كه در حال حاضر هم مشابه اين اتفاق را شاهد هستيم و به اين جهت ميباشد كه سينماي ايران با كمبود بازيگر مواجه است، وقتي تنها چند بازيگر بسيار محدود داريم كه مورد توجه تهيهكننده، پخشكننده و سينمادار است در نتيجه شاهد اين هستيم كه فقط از اين تعداد محدود بازيگر در فيلمها استفاده ميشود و اين امر هيچ ارتباطي به عدم يكدستي ميان تهيهكنندگان و توزيعكنندگان ندارد. البته از طرفي ديگر درباره دستمزدهاي بالايي كه برخي از بازيگران سينما دريافت ميكنند، صنف واحدي باشد ميتوان با صنفهاي ديگر همفكري كرد تا جلوي اين امر گرفته شود اما در خصوص هماهنگ بودن تهيهكنندگان براي عدم استفاده از چند بازيگر در اكثر فيلمها نميتوان كاري كرد.
صباغزاده گفت: من شاهد بودم يكي از بازيگران به يك باره مورد توجه اكثر تهيهكنندگان قرار گرفت و دستمزدش را به شكلي غيرمتعارف بالا برد و همين امر تورم ايجاد كرد و اين مسئله به ساير بازيگران تسري يافت. در حال حاضر هزينه توليد يك فيلم بسيار بالاست. به همين جهت تهيهكنندگان ما ديگر توان اقتصادي ندارند تا از پس مخارج توليد فيلم برآيند چرا كه يك تهيهكننده فقط براي مجموع بازيگران فيلمش مثلاً بايد سيصد ميليون در نظر بگيرد و كمترين دستمزد را به ساير عوامل فيلم اختصاص دهد و از عوامل ضعيفتري در ساير بخشها استفاده كند چرا كه دستمزد بازيگرش بالاست كه اين امر عوارض بسياري را به دنبال خواهد داشت و معتقد هستم كه تهيهكنندگان محترم به سمت و سوي استفاده از بازيگران تازهنفس از آموزشگاههاي بازيگري بروند، جسارت به خرج دهند و بيشترين سرمايهگذاريشان را در بخش فيلمنامه، براي توليد فيلمنامهاي جذاب با ساختاري قوي بگذارند آنگاه شاهد آثاري در خور هستيم.
صباغزاده همچنين گفت: به عنوان مثال زماني كه فيلم «عروس» ساخته شد نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب بازيگران مطرحي نبودند اما فيلم با استقبال مردم روبرو شد، فروش خوبي هم داشت و در نتيجه اين دو بازيگر به چهرههاي مطرح سينماي ايران تبديل شدند.
وي در پايان گفت: اگر تهيهكنندگان سينما به سمت و سويي بروند كه بازيگران تازهنفس و با استعداد را به سينما بياورند، زمان بيشتري را صرف توليد فيلمنامه كنند و به جاي هزينههاي گزاف براي به خدمت گرفتن بازيگران گرانقيمت آن هزينهها را براي به خدمت گرفتن ساير عوامل در سطح عالي در نظر بگيرند، آن وقت در اين شرايط بازيگر مطرح و چهره ميشود.
كامران قدكچيان: تهيهكننده فكر جيب خود است بازيگر بايد به فكر آيندهاش باشد
كامران قدكچيان نيز در اين باره گفت: به عقيده من مهمترين مشكل سينماي ايران تنوع در اكران فيلمهاست كه اين تنوع هم ژانر فيلم و هم اشتراكات بازيگران را شامل ميشود كه متأسفانه اين دو عامل گريبانگير سينماي ايران شده است به عنوان مثال در حال حاضر 4 فيلم كمدي با هنرپيشههاي يكسان روي پرده است و يك بازيگر هم در تمامي فيلمهاي حال حاضر اكران حضور دارد. من براين باور هستم كه اين اتفاق بيسليقگي در چيدمان اكران است اين اتفاق جدا از صدمهاي كه به تهيهكننده وارد ميكند بيشترين صدمه را به سينماي ايران ميزند به اين مفهوم كه باعث قهر كردن مخاطب با سينما ميشود.
كارگردان فيلم «فاصله» كه با باني فيلم گفتوگو ميكرد در ادامه با اشاره به لطمه جدي كه يك بازيگر از حضور در چندين فيلم در حال اكران ميبيند افزود: اين اتفاق بيتدبيري آن بازيگر را نشان ميدهد كه در طول سال بيمحابا در هر فيلمي حضور پيدا ميكند و به فكر آينده حرفهاي خويش نيست كه چه صدمهاي را براي وي در برخواهد داشت. اين امر درنگاه اول ممكن است به لحاظ مالي براي آن بازيگر خوشايند باشد اما در دراز مدت تأثير خوبي در كارنامه هنرياش نخواهد داشت.
وي تصريح كرد: در اين باره اولين مقصر بازيگر است چرا كه به اعتقاد من بازيگران حتي در عرصه كمدي بايد انتخاب شده ايفاي نقش در فيلمي را بپذيرند و براي خودشان وجههاي قائل باشند. از طرفي از نقش تهيهكنندگان نبايد غافل شد اما متأسفانه مفهوم تهيهكننده در سينماي ايران يعني فردي كه به دنبال سودجويي است. اساساً ما تهيهكنندهاي نداريم كه به دنبال توليد فيلم خوب باشد. اگر هم داشته باشيم تعدادشان انگشتشمار است و اكثر تهيهكنندگان سينماي ايران فقط به ذكر منافع و جيب خودشان هستند در نتيجه مشخص است كه در اين شرايط تهيهكنندگان هر بازيگري را كه متضمن فروش فيلمشان است، انتخاب ميكنند اما در اين بين بازيگر بايد آگاهانه عمل كند و اگر آينده كارياش برايش مهم است انتخاب درستي داشته باشد.كامران قدكچيان در پايان افزود: تماشاگر سينما چندبار ميتواند حضور يك بازيگر را در فيلمهاي مختلف بپذيرد؟ طبيعي است كه بعد از مدتي اغنا ميشود و در اين ميان مهمترين لطمه را بازيگر ميبيند. هنگاميكه در سينما شرايطي به وجود ميآيد كه همه تنها به فكر سودجويي و منافع مالي خودشان هستند همين تبعات را به دنبال دارد كه همه به دنبال بازيگري هستند كه برايشان پولساز است.اما اگر تدبير لازم در سطوح عالي مديريت سينما صورت گيرد تا به فيلمهاي سخيف پروانه ساخت ندهند و راهكار و آيين نامه درست ارائه شود آنگاه ميتوان انتظار داشت كه سينماي ايران از شرايط فعلي به شرايط مطلوب برسد.
محمدرضا صابري: اكران همزمان فيلمهاي يك بازيگر اتفاقي بوده است
رييس انجمن سينماداران در خصوص حضور يك بازيگر به طور همزمان در چند فيلم در حال اكران به باني فيلم گفت: البته اين امر اتفاقي بوده است. متأسفانه مسئلهاي كه سينماي ايران را آزار ميدهد اين است كه سينماي ايران چهرهاي كه مردم به خاطر آن بليت بخرند و به سينما بروند را به آن شكل ندارد و تعدادشان به انگشتان يك دست هم نميرسد. به لحاظ اين محدوديت بازيگري كه داريم بيشتر تهيهكنندگان به دنبال استفاده از بازيگران گيشه هستند و در نتيجه شاهد حضور يك بازيگر در 4-5 فيلم هستيم، اتفاقي كه در عيد فطر امسال افتاد و اين امر تقصير شخص خاصي نيست و معتقد هستم اين اتفاق به خاطر اين است كه سينماي ايران سوپراستار به اندازه كافي ندارد.
محمدرضا صابري در ادامه در خصوص تأثير حضور يك بازيگر در چند فيلم بر مخاطب گفت: تجربه نشان داده است كه وقتي چند فيلم يك بازيگر مشترك را دارند اگر مخاطب يكي از آن فيلمها را ببيند و از آن فيلم يا بازي بازيگر خوشش نيايد براي تماشاي فيلمهاي ديگري كه اين بازيگر در آن حضور دارد نخواهد رفت و به نوعي اين امر باعث ريزش مخاطب خواهد شد.
وي افزود: من بر اين باور هستم كه هرگاه به لحاظ سوژه و فيلمنامه با مشكل روبرو بودهايم تهيهكنندگان و كارگردانان سينماي ايران مجبور شدند به سمت چهرههايي بروند كه فروش فيلمشان را تضمين كند، اما از جهت ديگر ما شاهد فيلمهايي بودهايم كه از بازيگران چهره هم استفاده نكرده و در اكران با اقبال گسترده تماشاگران روبرو شده است. فيلم «من ترانه 15 سال دارم» (رسول صدرعاملي) بهترين مثال براي اين امر است. اين فيلم به جهت اينكه داستان و ساختار بسيار خوبي داشت بدون استفاده از بازيگران گيشهاي بسيار مورد توجه قرار ميگيرد و حتي بازيگر اصلي اين فيلم (ترانه عليدوستي) كه اولين حضور خود را در سينماي ايران تجربه ميكند تبديل به يكي از بازيگران شاخص و مطرح سينماي ايران ميشود.
وي در پايان ضمن اشاره به نبود فيلمنامه خوب به عنوان مهمترين چالش سينماي ايران گفت: تا زماني كه فيلمنامه خوب نداشته باشيم تهيهكنندگان ما رو به بازيگران گيشه ميآورند. البته سينمادارها هم در انتخاب فيلمشان به حضور سوپراستارها توجه نشان ميدهند.
صابري همچنين گفت: من به دليل اينكه 15 سال مسؤوليت سرگروهي سينماهاي تهران را برعهده داشتهام نميخواهم بگويم حضور سوپراستار در يك فيلم در انتخاب من براي فيلمي كه در سينما ميخواهم نمايش دهم تأثيرگذار نبوده است، اما در ابتدا براي سينمادار فيلم مهم است چرا كه به عنوان مثال فيلم من ترانه ... را وقتي ما در سالن سينما ديديم آنقدر تحت تأثير قرار گرفتيم كه با توجه به اينكه اين فيلم سوپراستار نداشت اما براي نمايش انتخابش كرديم. باز هم تأكيد ميكنم مهمترين ضربهاي كه به سالنهاي سينما و اساساً به سينماي ايران وارد ميشود به خاطر نبود فيلمنامه با چهارچوب درست است متأسفانه فيلمهايي هم كه در حال حاضر ساخته ميشود چهارچوب استاندارد لازم را ندارد به همين جهت دوستان هم با گرايش به استفاده از بازيگران گيشهاي خودشان را توجيه ميكنند.
مهرداد فريد: حضور تكراري بازيگران، تماشاگر را از سينما دلزده ميكند
مهرداد فريد كارگردان فيلم «همخانه» نيز به «باني فيلم» گفت: متأسفانه بازيگران سرشناس سينماي ايران حساسيت انتخاب نقش را براي خودشان كم كردهاند و تاحدي براي پذيرفتن نقشهايي كه به آنها پيشنهاد ميشود دست و دلبازي ميكنند. شايد دليل اين امر كسب درآمد بيشتر باشد در حاليكه اين اتفاق ميتواند در دراز مدت به بازيگران لطمه وارد كند، به اين جهت كه وقتي تماشاگر، بازيگري را پس بزند در ادامه تهيهكننده هم آن بازيگر را پس ميزند و كمكم و جو اقتصادي اين بازيگران براي تهيهكنندگان از بين ميرود.
فريد افزود: اين بازيگران ممكن است در كوتاه مدت به درآمدهاي خوبي دست يابند اما در دراز مدت وقتي كه تماشاگر خودشان را از دست بدهند در نتيجه ويژگيهاي تجاري خودشان را هم از دست خواهند داد . از طرفي دليل اين اتفاق به تهيهكنندگان برميگردد اما استراتژي يك تهيهكننده بيشتر به زمان حال برميگردد و به عقيده من بازيگران بايد نگاهشان به آينده معطوف باشد چرا كه تهيهكننده مايل است در لحظه فيلمي را بسازد كه مورد استقبال تماشاگران قرار بگيرد و تنها آينده اقتصادي همان پروژه برايش مهم است و چشماندازهاي دور را نميبيند البته از اين بابت من تهيه كننده را محق ميدانم اما بازيگران هستند كه بايد چشمانداز و افقهاي دورتر را ببينند و مراقب مسير حرفهايشان باشند.وي اضافه كرد: من به عنوان فيلمساز خبر ندارم كه همزمان بازيگر فيلمم در چند پروژه ديگر حضور دارد و اما آن بازيگر خودش ميداند كه به عنوان مثال همزمان در چند فيلم مشغول ايفاي نقش است و من تنها به اين مسئله فكر ميكنم كه فيلمم را به بهترين شكل ممكن بسازم مخاطبان خواهند ديد كه همين بازيگران كه مدام در فيلمهاي مختلف تكرار ميشوند سال آينده تقاضا براي حضورشان در فيلمها كمتر خواهد شد چرا كه پس زدن بازيگر از سوي مخاطب اين چالش را براي بازيگر به وجود ميآورد.اين كارگردان در پايان گفت: من براين باور هستم كه مردم به خاطر حضور بازيگران تكراري از سينما دلزده شدهاند. نهضت جديدي براي ورود بازيگران تازهنفس به راه افتاده است و تهيهكنندگان هم متوجه اين امر شدهاند كه چهرههاي فعلي سينما ديگر جوابگو نيستند و مردم دنبال هواي تازه در سينماي ايران هستند و از هم اكنون بايد منتظر بازيگراني بود كه تبديل به چهرههاي مطرح سينمايي خواهند شد و در ميان مردم جايگاه خودشان را پيدا خواهند كرد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


