کد خبر: ۳۱۴۵۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

احمدی نژاد تاریخی و اندیشه جهان داری ایرانی

دکتر برات شمسا
(به بهانه مصاحبه تلویزیونی شبکه خبر با رئیس جمهور)

مدخل

1. فرهنگ ایرانی وارث چندین فرهنگ متفاوت است که در پی تهاجمات و حوادث مختلف هر بار یکی از انها بر ایران غلبه کرده ودر کنش و واکنش میان فرهنگ جدید و فرهنگ بومی .هویتی نوین بر تن فرهنگ ایرانی پوشیده شده است که برخی از انها برجسته و پارهای دیگر هم شاخص نبوده است
2. برجسته ترین لایه های تمدنی و فرهنگی ایران که دو پارگی تاریخ ایران را هم سبب شد لایه ایران باستان و لایه عربی اسلامی بود که همه لایه ها و بویژه این دو لایه در چهار مو لفه اصلی یک هویت یعنی زبان و دین وقومیت واداب و رسوم اجتماعی اثر گذار بوده است
3. از آنجا که این دو لایه مهم آنقدر اهمیت داشته که تاریخ پیوسته ایران را به دو بخش تاریخ ایران قبل از اسلام و تاریح ایران بعد از اسلام تقسیم کرده است و گاهآ دو پارگی و تشتت را در سیر تحول هویت ایرانی موجب شده و جریان های سیاسی و اجتماعی و دینی گاهآ بخشی از تازیخ ایران را مهم و به نفع فصل دیگری از تاریخ ایران برجسته می نمودند هرچند نتیجه ی طبیعی و منطقی شدت تفاوت میان دوره ی اسلامی و پیش از اسلام فصل بندی تاریخ ایران همان دو پارگی است اما نگاه تشتت آمیز به تاریخ ایران معقول نیست.
4. ما که اهعل تاریخیم آگاهیم که نگاه متمرکزی بر تاریخ ایران وجود ندارد و بیش از همه نگاه تفرقه دار ناسیونالیستی منهای مذهب به تاریخ قبل از اسلام از یک سو و نگاه تعصب آلود به ایران بعد از اسلام منهای دوران باستان از دیگر سو تقویت کننده نگته تشتت آمیز بر پیکره ی واحد تاریخ ایران بوده است در قرن معاصر مورخین و روشنفکرانی با حذف عنصر اسلامی در تاریخ ایران به تحقیر دوران اسلامی این سرزمین پرداختند که در دوره ی پهلوی به شدت ترویج شد و حساسیت نیرو های مذهبی را سبب گردید و آنها را نسبت به تاریخ ایران قبل از اسلام هم نا امید و بدبین نمود تقابل این دو جریان سبب همان تشتت و پارگی در هویت ایرانی در زمانه ی ما شد هر چند اگر همان زبان وآیین و قومیت و آداب و رسوم را مبنایی برای هر لایه بدانیم می دانیم که از زبان پهلوی و آیین زرتشتی لایه ی باستانی تاریخ ایران چیزی باقی نمانده و قومیت بر جای مانده هم آمیختگی عجیبی با اقوام مهاجم داشته و فقط در آداب ورسوم برخی با تغییر باقیمانده و حضوری قاطع ندارد در دوره ی پهلوی برخی با هدف تاریخ سازش به قصد انکار لایه ی اسلامی اقدامات مختلفی را انجام داده که موجب نگرانی بود و البته هیچ نتیجه ای در بر نداشت

احمدی نژاد و حکمت تاریخی

مصاحبه ی احمدی نژاد با شبکه خبر در برنامه ی زنده ی ساعت 21:30 در 26/6/89 برای من اهل تاریخ جالب توجه بود که نشان داد احمدی نژاد دارای بینش تاریخی و یا بهتر بگویم حکمت تاریخی بود که در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنم :
1. برای نخستین بار است که در ایران بعد از انقلاب اسلانی یکی از مقامات عالی مملکت آن هم در سطح ریاست جمهوری حدود سی دقیقه در باره ایران قبل از اسلام و آن هم کوروش و منشور آن سخن می گوید و این به نوبه خود یک حادثه تاریخی و بی نظیر است .
2. احمدی نژاد نشان داد که تاریخ ایران را دو پاره نمی بیند و نگاهی متمرکز بر نقاط مشترک در دوره های مختلف تاریخی این سرزمین دارد که این نگاه نگاه وحدت گرایانه به تاریخ و هویت ایرانی است .
3. نگاه یکپارچه به هویت ایرانی (جمع بین هویت ایران قبل و بعد از اسلام) می تواند زمینه ی حل یکی از معضلات اساسی چند پارگی فرهنگی و دو پارگی تاریخی و تعارض قبل از اسلام و بعد از آن را فراهم نماید .
4. سخنان احمدی نژاد در باره ی کوروش و منشور او با تداوم همین نگاه انسانی در تاریخ ایران بعد از اسلام تا به امروز نشان داد که احمدی نژاد تاریخ ایران را به صورت یکپارچه می داند و آنچه را در این تاریخ برجسته می نماید عنصر رفتار اخلاقی انسانی ایرانی در متن حوادث است که زنجیره ی اصلی پیشینه تاریخی هویت ایرانیست که هیچگاه دچار گسست نشده است .
5. نگاه وحدت بخش به هویت تاریخی ایرانی رئیس جمهور پیامدهای مثبتی در عرصه ی سیاست و فرهنگ خواهد گذارد و ما را از وضعیت آشفتگی فرهنگی رها خواهد ساخت آشفتگی در هویت و فرهنگ هرچه بیشتر جلوه گر شود زوال آسانتر خواهد بود، دیدگاه های تاریخی رئیس جمهور حکیمانه بود این دیدگاه ما را به سمت یک دستی فرهنگی و هویتی بر مبنای اصول مشترک تاریخ پیوسته ایرانی سوق خواهد داد و چه بسا دره های عمیق تضاد ها رقابت های میان اقوام و طوایف وهویت ها و فاصله ها و تعارض ها را چه در مرز های ایرن و چه تا به مرز های چین و کرانه های مدیترانه خواهد پوشاند .
6. احمدی نژاد نشان داد که در بخش فرهنگی متفکر معتدلی است که با صبوری چهارچوبه ی هویتی را از لحاظ نظری پایه ریزی می نماید که در نتیجه ی ارج گذاری به هویت ایرانی در نگاه یکدست و پیوسته ی تاریخی بدان شکل می گیرد، او دنیای جدیدی را در برابر لایه ی فرهنگی غربی ترسیم نموده و تلاش می نماید تا از همه داشته ها ومنابع غنی انسانی و اسلامی تاریخ ایران (ولو منشور کوروش در قبل از اسلام به عنوان پاره ای از یکپارچگی هویت تاریخی ایرانی) بهره ببرد تا لایه ای فرهنگی متناسب با قواره جهانی خلق نماید .

احمدی نژاد و اندیشه ی جهانداری ایرانی

1. احمدی نژاد نشان داد که به میراث گذشته علاقمند است و آنرا خوب شناخته است آنهم بی مشاور تاریخی، هر چند با تواضع اعلام کرد که رشته اش تاریخ نیست اما معلوم شد که با تاریخ بیگانه نیست .

2. او به خوبی دریافته است که اساسا علوم انسانیست که تمدن ساز است و نگاهش به تاریخ از بستر توجه به مولفه های تمدنی قابل تقدیر است . او ماهرانه گفت که این میراث در این سرزمین وجود دارد و البته میراثی است که اگر به آن به صورت یکپارچه و وحدت گرایانه نگاه شود هم خوب شناخته می شود و در نتیجه احیا می گردد و البته بستر یک تمدن اجتماعی را فراهم می سازد .

3. شرط احیا میراث را هم او در این مصاحبه در روند بازسازی تاریخی به صراحت اعلام می کند که تاریخ تمدن و کشور ما را دشمنان ما نوشته اند و همتی باید که احیای این میراث به دست نیروهای بومی ایرانی انجام گیرد .

4. نکته دیگری که در سخنان رئیس جمهور برجسته بود اینکه مبنای تفکر و اندیشه و فلسفه رئیس جمهور برخاسته از یک مبنای دینی بومیست . سخنان او نه تقلید است و نه ترجمه، فکر است . او مسلمانیست اهل تفکر، نگاه او درباره منشور انسانی کوروش نشان داد که اهل اندیشیدن است و تفکر و جامعه ما برای بازیابی هویت خود باید که به دوره تفکر بازگردد . احمدی نژاد باب اندیشیدن دوباره درباره میراث تاریخی را گشود .

5. سخنان رئیس جمهور از جنبه صراحت لهجه و شجاعت بیان در طرح موضوعات گره دار هم قابل ستایش است، مردم رئیس جمهور را به صداقت می شناسند . زبان او را زبان ابهام نمی دانند . نه رند است و نه سخنانش بطن در بطن . وقتی او سخن می گوید انگار مردم از ته دل و نیت او با خبراند و صداقت را در چهره او و کنه وجودش می بینند . از این روست که وارد شدن او را در میدان های سخت و نرم و حوزه های فکری پر قیل و قال به میادین پر ظن و گمان به مانند مدخل الصدق تلقی می کتتد .

6. او افق استراتژیک جهان را ترسیم کرد که مسیحیت غربی (آمریکا و اروپا) با تمدن خداحافظی کرده است . نه هندی های بودایی و نه چینی های کنفسیوسی و نه روسهای ارتدوکسی و نه آفریقای شمنی منظومه فکری جهان شمولی ندارند و این تنها ایران اسلامی است که اندشیه جهانداری دارد و مبنای این جهان داری هویت پیوسته تاریخی است که از منشور کوروش (ایران قبل از اسلام) تا آیین پاک محمدی (ایران اسلامی) و منجی عالم بشریت (جهان آینده) را دربر می گیرد .

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین