کودکی را تصور کنید که بسیار پرتحرک و پرجنب وجوش است؛ به گونه ای که فعالیت زیاد جسمی او دیگر اعضای خانواده را آزرده خاطر نموده و در خیلی از موارد آن فعالیت ها و جنب وجوش ها و شیطنت ها دردسرهای عجیب و غریبی را به همراه داشته است.
علاقه به بازی های خطرناک- مثلا بازی با کبریت یا دست زدن به اجاق گاز- از جمله گرایش های غیرطبیعی کودک مورد اشاره است. معمولا والدین این کودک و امثال آن در چنین حالتی بچه خود را برای اطرافیان و اقوام، باهوش و بازیگوش توصیف می کنند تا قدری خرابکاری ها و بعضا اعمال غیرقابل توجیه کودک خود را بپوشانند آنهم کودکی که نوعی اضطرار و ناگزیری برای خرابکاری دارد.
اما آنچه جای تامل دارد و آن نکته ای است که روان شناسان و کارشناسان علوم تربیتی نسبت به آن هشدار می دهند اختلالی به نام «بیش فعالی» است یعنی گاهی اوقات تحرکات، جنب وجوش ها و شیطنت ها نه تنها به معنای باهوشی و بازیگوشی نیست بلکه به علت اختلالی می باشد که گریبانگیر آن کودک شده است.

 


به عبارت ساده «بیش فعالی» اختلالی رفتاری است که در آن کودک هرچند پرتحرک و پرفعالیت است اما با نقص توجه و عدم تمرکز روبروست. کارشناسان علوم تربیتی معتقدند مرز تشخیص کودکانی که از مرضی به نام «بیش فعالی» برخوردارند با کودکان باهوش و بازیگوش در این دقت نهفته است که در بچه های سالم و باهوش فعالیت و تحرک زیاد باعث کاهش بازده کودک در اموری چون تحصیل و روابط اجتماعی نمی شود. خلاصه مطلب این که مرز تشخیص میان این دو دسته از کودکان ناظر به عملکردهاست نه میزان انرژی و فعالیت آنها.
غرض از آنچه در بالا بدان اشاره شد وضعیت و موقعیتی است که اکنون جبهه نظام استکبار در عرصه سیاست دچار اختلالی به نام بیش فعالی شده و با آن دست و پنجه نرم می کند. این نکته ای درخور تامل است که رهبر بصیر انقلاب در دیدار اخیر نمایندگان مجلس خبرگان با ایشان- پنج شنبه 25/6/89- مطرح نموده و با تاکید بر استحکام و قدرت روزافزون جبهه اسلامی و در سوی مقابل استیصال و دستپاچگی بیش از پیش جبهه نظام استکباری بیان می دارند: «امروز بارزترین نکته در رفتار جبهه نظام استکبار وجود بیماری به نام «بیش فعالی است» که آثار آن تحرک و فعالیت بسیار اما بدون تمرکز و هدف است.»

 


در همین زمینه ذکر نکاتی قابل اعتناست:
1- شرایط کنونی دنیا و شواهد و قرائنی که در عرصه سیاست بین الملل به وضوح قابل رویت است حکایت از نابسامانی و بهم ریختگی جبهه نظام استکباری به سرکردگی آمریکا دارد. آخرین نمونه، اقدام جنون آمیز هتک حرمت به ساحت قدسی قرآن مجید در آمریکا است.
اقدامی که با خیزش و خروش جهان اسلام مواجه شد و هرچند قلب 5/1 میلیارد مسلمان را جریحه دار ساخت اما بر ضعف و استیصال و زبونی ایالات متحده دلالت داشت.
ناگفته پیداست که هتک حرمت قرآن کریم آنهم در سالگرد حادثه مرموز 11 سپتامبر سناریوی از پیش تعیین شده افراطیون آمریکایی و لابی صهیونیستی بود که می پنداشت با این حرکت وقیحانه قداست باورهای اسلامی- که مهمترین مانع و سد بر راه افزون طلبی ها و چپاولگری های آمریکاییان و مستکبران است- را شکسته و موج اسلام خواهی را به چالش می کشاند. اما این هدف واهی و شوم نه تنها محقق نگشت بلکه موجی از نفرت جهانی برای ایالات متحده به ارمغان گذاشت تا جایی که بسیاری از شخصیت های غربی و آمریکایی تاکید می کنند که واشنگتن در ارزیابی و برآورد این اقدام خود به منظور اهداف خاص، اشتباهی بزرگ را مرتکب شده که تبعات آن غیرقابل پیش بینی است.
پرسش اصلی که ذهن بسیاری از تحلیلگران و استراتژیست ها را مشغول ساخته آن است که آمریکایی ها با چه هدفی و به چه منظور تصمیم گرفتند که در سالگرد 11 سپتامبر و در صورتی که دولت اوباما طی 20 ماه گذشته مدام بر این مسئله تاکید دارد که با «اسلام و مسلمانان سر جنگ ندارد»! سناریو هتک حرمت به قرآن را کلید بزنند؟
آیا این اقدام جنون آمیز در راستای آنچه که به اصطلاح «دیپلماسی هوشمند» نام نهاده اند قابل توجیه است؟!

 


جالب آن که چندی است آمریکایی ها بر مقوله «دیپلماسی عمومی»- تاثیرگذاری بر افکار عمومی دنیا از طریق ابزارهای غیررسمی- تمرکز کرده اند تا به قول موسسه آمریکایی بروکینگز با این روش اعتماد از دست رفته نسبت به واشنگتن آن هم در مقیاس جهانی به نوعی بازسازی و احیاء شود.
اما علی رغم تمامی تلاش ها و تقلاها و تحرک های کاخ سفید، هتک حرمت لابی آمریکایی- صهیونیستی به قرآن مجید موجب شده تا ثمره دیپلماسی عمومی آمریکا نه تنها به بار ننشیند بلکه نفرت صدها میلیون مسلمان و حتی غیرمسلمانان از ادیان مختلف وضعیتی را برای دولت اوباما رقم بزند که حداقل می توان از آن با توصیف نشستن روی اره یاد کرد! بی آن که راه پس و پیشی وجود داشته باشد!
بلا و مصیبتی که دقیقاً بر سر رژیم صهیونیستی پس از حمله به کاروان آزادی آمده است.
البته در پرانتز این نکته را باید افزود که بسیاری از کارشناسان و ناظران سیاسی معتقدند اقدام قرآن سوزی در چند شهر آمریکا که امروز گلوی دیپلماسی این کشور را به شدت فشار می دهد دست پخت صهیونیست ها بوده است تا از فشار سهمگین افکارعمومی دنیا نجات یابند چرا که بعد از جنایت ددمنشانه صهیونیست ها در حمله به کاروان آزادی در آبهای بین المللی، موج اعتراضات و خیزش و خروش ملت های آزاده دنیا، این رژیم را در سخت ترین شرایط تاریخی خود قرار داده است.
بنابراین اکنون بحران استراتژیک و مشترک آمریکایی ها و صهیونیست ها چیزی جز بحران مشروعیت در صحنه بین المللی نیست.

 


2- از تناقض های دیگری که آمریکا در عرصه بین المللی با آن روبروست مسئله پاکستان است.
دو ماه پیش در جریان سفر هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا- که همچون کودکان بیش فعال ناآرام و پرجنب وجوش است- به پاکستان، واشنگتن با یک مانور رسانه ای اعلام کرد که 500 میلیون دلار کمک مالی به اسلام آباد کرده است و این تنها بخشی از بسته 5/7 میلیارد دلاری است که کنگره آمریکا سال گذشته برای کمک به پاکستان تصویب کرده است.
اما با رخداد حادثه غم انگیز سیل ویرانگر در پاکستان و آواره شدن بیش از 20 میلیون انسان در این کشور آمریکایی ها نه تنها دیگر از کمک مالی حرفی به میان نمی آورند و علی رغم تمام ادعاهای حقوق بشری اقدامی نکرده اند بلکه در دو هفته گذشته حملات هوایی هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به پاکستان تداوم یافته و در این میان دهها نفر از انسان های بی گناه نیز کشته شده اند.
بی شک در قاموس سیاست آمریکایی ها این جنایت ها و آدم کشی ها آنهم به بهانه مبارزه با تروریسم و القاعده در راستای دیپلماسی هوشمند معنا و مانور داده می شود.
3- امروز مرض «بیش فعالی» جبهه نظام استکباری به سرکردگی آمریکا علی رغم حجم انبوهی از تلاش ها و ترفندها برای حذف و یا دست کم خارج کردن جبهه اسلامی و بلوک مقاومت اسلامی از صحنه تصمیم گیری در عرصه بین الملل، بیش از هر کجا در منطقه خاورمیانه به چشم می خورد.
افغانستان به باتلاقی برای آمریکایی ها تبدیل شده است که اکنون پس از 9 سال لشکرکشی به اینکه کشور دستاوردی برای واشنگتن به همراه نداشته است.
در صحنه عراق نیز به اعتراف مقامات و رسانه های آمریکایی آن که پیروز میدان بوده جمهوری اسلامی ایران است چرا که امروز بیشترین تاثیرگذاری را بر این کشور دارد.

 


آمریکایی ها در کارزار رویارویی با ایران اسلامی نیز علی رغم اعمال تحریم های یکجانبه آنهم پس از تحریم های شورای امنیت طرفی نبسته اند تا جایی که در کوران این تحریم ها ایران بر افزایش مبادلات تجاری و اقتصادی خود افزوده است. از یکسو چین و روسیه مشتاقانه با ایران در حوزه های مختلف اقتصادی همکاری مشترک دارند طوری که هفته گذشته صدای «وال استریت ژورنال» درآمد و تاکید کرد که چین و روسیه خلأ تحریم های یکجانبه بر ضد ایران را پر کرده اند و این باعث شده تا شکافی عمیق در میان کشورهای اروپایی بوجود بیاید چرا که آنها مشاهده می کنند در شرایطی که در بحران مالی و اقتصادی افسارگسیخته ای قرار دارند بازار مصرف ایران را نیز از دست داده اند و بلافاصله چین و روسیه از این فرصت استفاده می کنند.
همچنین در ادامه ناکارآمدی تحریم های آمریکا و همپیمانانش باید به ترکیه نیز اشاره کرد که همین دو روز پیش «رجب طیب اردوغان» در دیدار با معاون اول رئیس جمهور کشورمان بی پرده و با صراحت از سه برابر شدن افزایش روابط اقتصادی و تجاری ترکیه با ایران درآینده خبر داد.
البته اینها تنها نمونه ای از بسیارهاست و مشتی از خروارها.
4-آمریکایی ها در راستای همان تحرکات و تقلاهای بی نتیجه که بیشتر از سر دستپاچگی و استیصال است میانجیگری مذاکرات سازش میان صهیونیست ها و تشکیلات خودگردان را کلید زده اند. هر چند دو دور این مذاکرات- در واشنگتن و شرم الشیخ- نشان داد که از همان ابتدا مذاکرات شکست خورده و بی نتیجه خواهد بود اما این دخالت آمریکایی ها که تنها هدف شان وجه المصالحه قرار دادن حقوق حقه ملت فلسطینی است ناشی از همان بیش فعالی در عرصه سیاست است چرا که بر شرایط و واقعیات موجود تمرکزی ندارند.

 


5- همه تحرکات و تلاش های آمریکا برای بهبود وجهه مورد خدشه اش در افکارعمومی دنیا و از سویی تمام ترفندها و دسیسه ها بر ضد جبهه اسلامی و بخصوص انقلاب اسلامی به منظور جلوگیری از نهضت بیداری اسلامی در حالی است که؛ اولا؛ آمریکایی ها و نظام استکباری دنیا در پیاده کردن اهداف زیاده خواهانه و چپاولگرانه خود ناکام مانده و قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی آنها نسبت به سال های نه چندان دور در سراشیبی افول و ضعف قرار گرفته است.
ثانیاً؛ جبهه نظام اسلامی قدرتمندتر از گذشته به مسیر خود ادامه می دهد و شرایط امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و ترکیه کاملاً متفاوت نسبت به قبل است. همین چند روز پیش بود که مردم ترکیه در یک همه پرسی به تغییر قانون اساسی خود به نفع اسلام گرایان رای دادند و «نه» بزرگ خود را به رخ لائیک ها کشیدند.
شرایط و اقتدار روزافزون ایران اسلامی نیز در صحنه منطقه ای و بین المللی به گونه ای است که بی نیاز از هرگونه توضیح و توصیف است. الهام پذیری کشورهای منطقه از مقاومت ایران اسلامی کابوسی تمام نشدنی را برای مستکبران و افزون طلبان به تصویر کشانده است.
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنوت هفته پیش پس از اعلام همه پرسی در ترکیه با حالتی عجز آلود و در گزارشی که التهاب و نگرانی از آن می بارید نوشت: «ترکیه در حال تبدیل شدن به ایرانی دیگر است».

 


یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که امروز آمریکا در بحران مالی ویران کننده ای به سر می برد و با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند که قادر به حل آنها نیست حتی بحران زیست محیطی خلیج مکزیک امروز برای این کشور یک معضل و مشکل چالش زا شده است بطوری که ماهها پس از نشت نفت در این خلیج کارشناسان آمریکایی معتقدند مقادیر زیادی نفت خام در عمق خلیج مکزیک وجود دارد و در واقع هزینه میلیاردها دلار برای مهار نفت تنها در سطح خلیج مکزیک بوده و نسبت به عمق آن توجهی نشده است.
جالب است که «چارلز هایکینسون» استاد دانشگاه جورجیا سه روز پیش افشا کرد که 70 تا 79 درصد از نفت نشت شده در خلیج مکزیک هنوز در آبهای این خلیج وجود دارد.
با توجه به مطالب پیش گفته سوال این است که این همه هیاهو و سرو صدای آمریکایی ها در صحنه بین الملل و دخالت در امور مختلف بخاطر چیست؟ این سوال را هم باید اضافه کرد که نتیجه اقدامات آمریکایی ها چه بوده است؟

 


پاسخ سوال اول با توضیحاتی که در این نوشته آمد سخت نیست، آمریکایی ها چاره را در آن دیده اند که شکست دیپلماسی خود را با مانور رسانه ای بپوشانند ولاغیر؛ چرا که خود آمریکایی ها -همانطور که اخیراً هنری کیسینجر استراتژیست برجسته آمریکایی اعتراف کرد- می دانند دیپلماسی آمریکا در برابر ایران- پرچمدار جبهه اسلامی- شکست خورده است.
اما پاسخ سوال بعدی به محور اصلی این نوشته برمی گردد و باید گفت، بیش فعالی دیپلماسی آمریکایی ها کار دست آنها داده است و در حالی که گمان می کنند باهوش هستند و از دیپلماسی هوشمند بهره می گیرند خروجی اقدامات آنها بر جنون روزافزون این دیپلماسی تاکید دارد و اقدام اخیر آنها در هتک حرمت نسبت به ساحت مقدس قرآن علامت و مشخصه بالینی رفتار آمریکایی ها و جبهه نظام استکباری است.