کد خبر: ۳۰۰۴۲۶
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۴ - ۱۹:۱۴
بسته روزانه بولتن نیوز در حوزه فرهنگ/ 25 مهر 94
آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.
گروه فرهنگی - امروزه رسانه ای نیست که فعالیت داشته باشد و به مقولات فرهنگی توجهی نکندچه اینکه فرهنگ و رسانه دو روی یک سکه بوده و اصلاً نمی‌توان دم از کار رسانه ای زد ولی مقولات فرهنگی را نادیده گرفتدر این شرایط، یکی از مهمترین رسانه‌هایی که از قدیم الایام و به طور مدام، موضوعات فرهنگی را مورد بررسی قرار داده است، روزنامه‌ها بودندتا جایی که بعید است تا امروز روزنامه منتشر شده باشد که هیچ بهره ای از فرهنگ نبرده باشد.

به گزارش بولتن نیوز، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالب‌های مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازنداما نکته اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامه‌ها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اندبه عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده استاما آیا با حجم انبوه سایت‌ها و مجلات و روزنامه‌ها و رسانه‌های مختلف دیگری که وجود دارد، می‌توان به همه آن‌ها پرداخت و مطالب شان را از نظر گذراند؟ جواب معلوم است…

فرهنگ در رسانه

به همین دلیل ما در بولتن نیوز سعی کرده‌ایم تا از این به بعد و در قالب صفحه«فرهنگ در رسانه»به بازخوانی و بازنشر اصلی‌ترین مطالب فرهنگی روزنامه‌ها بپردازیمبه عبارت دیگر، «فرهنگ در رسانه»تلاشی است برای تبلور روزانه تراوشات فرهنگی روزنامه های کشورتا به این طریق، حداقل اصلی‌ترین مقولات فرهنگی که در روزنامه‌ها منتشر شده است، توسط مخاطبین دیده شودالبته ما از همین جا، دست همکاری خود را به سمت همگان دراز کرده و از همه کسانی که تمایل دارند به انحای مختلف در این زمینه به ما کمک کنند، دعوت می‌کنیم تا در کنار ما، به ارتقای صفحه«فرهنگ در رسانه»کمک کنند.

آرمان، آفتاب یزد، ابتکار، اعتماد، افکار، اطلاعات، ایران، تفاهم، جام جم، جوان، جمهوری اسلامی، حمایت، خراسان، راه مردم، حمایت، روزان، رویش ملت، سیاست روز، شرق، شهروند، قانون، قدس، کیهان، مردم سالاری، وطن امروز و همشهری روزنامه هایی هستند که روزانه به آن‌ها پرداخته و سعی می کنیم گلچینی از بهترین های آنها را در یک سبد فرهنگی به خدمت شما عرضه کنیم.

***

آرمان/چهار سال منتظر کارگردانی بودم

http://mihanday.ir/wp-content/uploads/2013/08/simatirandaz.jpg

سیما تیرانداز بازیگر سریال «نفس گرم» که به‌زودی از شبکه یک روی آنتن می‌رود بیان کرد که داستان این سریال شخصیت‌ها را در برابر آزمون‌هایی قرار می‌دهد تا ببیند چقدر قدرت دارند که سخنان‌شان را عملی کنند.سیما تیرانداز در گفتگو با مهر درباره سریال «نفس گرم» ساخته محمدمهدی عسگرپور که قرار است در ایام ماه محرم از شبکه یک سیما پخش شود، گفت: نکته این سریال این است که ما چگونه در معرض آزمون‌ها قرار می‌گیریم و خودمان در اتفاقاتی که برای دیگران رخ می‌دهد و ما به وسیله آن‌ها دیگران را قضاوت می‌کنیم چگونه رفتار می‌کنیم.وی ادامه داد: داستان این سریال به نوعی شخصیت‌ها را در برابر آزمون‌هایی قرار می‌دهد تا ببینیم چقدر ما این قدرت را داریم که سخنانی را که قبل از اتفاق و یا آزمون بیان می‌کنیم، عملی کنیم و آن‌ها را انجام دهیم.بازیگر سریال «نفس گرم» با اشاره به این اثر که زنان محوریت آن را تشکیل می‌دهند، بیان کرد: داستان این سریال می‌طلبید که بیشتر زنان محور آن قرار بگیرند. البته داستان می‌توانست نگاه مردانه هم داشته باشد و اتفاقا همین انتخاب زنان باعث می‌شود که قصه پردازی‌ها از نوعی ظرایف برخوردار شوند. ما در این سریال با دل‌مشغولی‌های طیف‌های مختلف زنانی که در جامعه کار می‌کنند، می‌خواهند زندگی خود را نجات دهند و یا زنی که عاشق می‌شود، آشنا می‌شویم و همین، کار را به نظرم جذاب می‌کند. وی درباره اینکه چرا در سریال‌ها شخصیت پردازی نسبت به زنان کمتر وجود دارد، اظهار کرد: در فیلمنامه هایی که معمولا نوشته می‌شود فرصت کمی برای پرداخت داستان‌های زنانه است هرچند که داستان‌های زنان قابلیت‌های زیادی دارند. ما در حوزه سریال، نویسنده و کارگردان زن کمتر داریم و متاسفانه گاهی پیش آمده است که وقتی نویسندگان و کارگردانان زن به سراغ موضوعات زنانه می‌روند، برچسب فمینیستی بودن به آن‌ها خورده است، درصورتی‌که این بسیار طبیعی است که یک زن دنیای زنانه را بهتر می‌شناسد و بر همین اساس شخصیت‌های زنانه داستانش پررنگ‌تر می‌شوند.بازیگر سریال «دودکش» درباره سختی هایی که برای کارگردان‌های زن وجود دارد، تصریح کرد: تلویزیون زمانی این سیاستگذاری را داشت و برنامه‌ریزی می‌کرد تا عده‌ای کارگردان زن وارد کار شوند اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد. در سینما هم تعداد کارگردانان مرد بیشتر از خانم‌هاست و مستلزم یک سیاستگذاری است که زنان بیشتر وارد کارگردانی شوند. البته حیطه کارگردانی تا حدی هم برای زنان سخت است چون خود من این تجربه را داشته ام و حدود ۱۲ سال است که کارگردانی تئاتر را بر عهده دارم. زمانی‌که شبکه چهار برای تولید تله تئاتر برنامه‌ریزی و سیاستگذاری می‌کرد من حدود چهار سال پشت درهای این شبکه بودم تا بتوانم یک تله تئاتر بسازم و حتی پیشنهاد یک تله فیلم را هم دادم اما متاسفانه جزو سیاستگذاری‌های تلویزیون قرار نگرفتم که بتوانم کار کنم.وی در پایان گفت: زنانی که در حوزه کارگردانی فعالیت دارند تا حدی مورد بی‌مهری مسئولان آقا قرار می‌گیرند و این در همه حوزه‌ها از جمله مونتاژ، فیلمبرداری و... وجود دارد. به‌هرحال هر جنسیتی برای خودش نوعی نگاه دارد و نمی توان نگاه مرد و زن را یکسان دانست. باید اجازه داد تا این نگاه‌های متفاوت هم در سریال‌های ما راه پیدا کند.

آفتاب یزد/محمود بصیری :

بهترین دانشگاه برای بازیگری زندگی مردم است

الناز صفری: محمود بصیری بازیگر ارزشمند سینما و تلویزیون متولد 1326 شهرستان شهر بابک کرمان است که در کارنامه هنری خود بازی در حدود 80 فیلم سینمایی و تلویزیونی را دارد و اکثر ما بازی شیرین وی را در مجموعه‌های تلویزیونی «آرایشگاه زیبا» و «هتل» مرضیه برومند را به یاد داریم. چند سالی بود که چهره این هنرمند محبوب را بر پرده نقره‌ای و قاب تلویزیون ندیده‌ایم. باشگاه خبرنگاران به بهانه بازی در سریال «سیگنال موجود است» و بازگشت دوباره وی به عالم هنر به گفتگوی دوستانه با این هنرمند عزیز نشسته که در ادامه می خوانید.

http://cdn.akairan.com/akairan/aka/m998//a0183851564102a.jpg

از خودتان بگویید؟

محمود بصیری متولد شهر بابک هستم. پدرم اهل شهر بابک و مادرم اهل شهر انار از توابع استان کرمان هستند.

کودکی شما چگونه گذشت؟

4 ساله بودم که از شهر انار کرمان به یزد نقل مکان کردیم، خانواده‌ام مرا پیش خاله‌هایم گذاشتند و خودشان به تهران آمدند و از 4 سالگی بزرگ شده محله عباسی معروف به عباس خاکی تهران هستم و الان 64 سال است که در این منطقه زندگی می‌کنیم.

بازی و تفریح دوران کودکی‌تان چی بود؟

در بچگی آواز می‌خواندم همسایه‌های خاله‌‌ام مدام می‌گفتند این بچه‌ را پیش ما بگذارید برایمان بخواند. در زمان کودکی با بچه‌های محل چادرهای مادرانمان را می‌آوردیم و در کوچه هیئت درست می‌کردیم. در ماه محرم نقش طفلان مسلم را بازی می‌کردیم، در مناسبت‌های دیگر هم قصه می‌نوشتیم، کارگردانی و بازیگری می‌کردیم.

از چه زمانی بازیگری را شروع کردید؟

در 15 - 16 سالگی تئاتری بازی می‌کردم که در یکی از اجراها داریوش اسدزاده که آن زمان رئیس تئاتر نصر بود، بعد از دیدن تئاتر به من گفتند پسرجان دوست داری در تئاتر بازی کنی؟ جوون بودم گفتم چون به این گروه تئاتر قول دادم، باید برای این کار به مسافرت بروم. ان شاء الله وقتی برگشتم میام پیش شما. با آن گروه تئاتر به مسافرت رفتم و کلی سختی کشیدم. 3 ماه در یک مسافرخانه‌ای که هیچ چیز نداشت ماندگار شدیم و کار کردیم و با این سختی‌ها وارد عرصه بازیگری شدم.

خاطره‌ای از فعالیت‌تان در عرصه تئاتر دارید؟

برای تئاتری به نام «ترن شیکاگو» به تبریز رفتیم که استقبال زیادی از آن شد. شرایط بسیار سختی بود. 3 ماه تبریز، 1 ماه ارومیه و ... آن را اجرا می‌کردیم. من هیچ وقت برای پول کار نکردم و دوست داشتم مردم با دیدن کارها خوشحال شوند.

چطور وارد عرصه سینما شدید؟

در آن زمان مادرم در یک خیاط خانه کار می‌کرد. یک روز خانمی برای تحویل گرفتن لباسش عجله داشت و وقتی که مادرم علت این عجله را جویا شد، متوجه شد که همسر احمد شیرازی از فیلمبردارهاست و در رابطه با علاقه من به بازیگری برایش گفت و رفتم سر فیلمبرداری. در سال 1349 سر فیلم سینمایی «خروس» رفتم که داوود رشیدی در آن زمان رئیس واحد نمایش تلویزیون بود و برایم زحماتی کشید. ایشان دید خوبی داشت. دید من هنر دارم ولی ممکنه بلد نباشم از آن هنر استفاده کنم. داوود رشیدی من را سر کلاساشون در دانشگاه تهران بردند و افتخار 4 سال شاگردیشان نصیبم شد. داوود رشیدی هم برادر بزرگتر و واقعا یک جاهایی عین پدر برایم بوده است. اولین کاری که برایم کردند من را به مرحوم محمود استاد محمد معرفی کرد، بعد به علی حاتمی سر کار «سلطان صاحبقران» معرفی کرد و در آن بازی کردم.

http://mihanpost.com/wp-content/uploads/2014/06/basiriiiii.jpg

از همکاری‌تون با علی حاتمی برایمان بگویید؟

سر پروژه‌ای بودیم که علی حاتمی به من گفت: محمودجان در لاله‌زار را بستند و بازیگران لاله‌زار هر کدام خرج 4-5 نفر را می‌دهند. (با بغض) این سفره‌ که اینجا انداختیم،‌ حق آن‌ها هم هست ولی نمی‌دانم کجا هستند و چه طور پیداشون کنم؟ من پیگیر شدم، دیدم یکی از بازیگران در بهشت زهرا بر سر قبرها قرآن‌ می‌خواند و 10 تا 8 تومنی بهش پول می‌دهند. آن روز تا غروب صبر کردم که کارش تمام شود و رفتم سمتش. حالش را پرسیدم و گفتم: آدرستو می‌دهی؟ حاتمی با همه شماها کار دارد و آدرساشون را به علی حاتمی دادم و آن‌ها هم آمدند سر کار. علی حاتمی به من گفت: فکر نمی‌کردم آنقدر راحت بتوانی پیداشان کنی؟

از کار با علی حاتمی بگویید؟

آن فرهنگ، هنر و ادبی که بود را علی حاتمی ساخته بود. زمانی که شما می‌رفتید سر کار علی حاتمی، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان، محمد علی کشاورز و همه این افراد جمع آن بودند و خود علی حاتمی سر مقاله همه آن‌ها بود. خیلی از علی حاتمی خاطره دارم. علی حاتمی، دکتر ساعدی و داریوش مهرجویی کارگردان‌هایی بودند که سر از نهال و خاک ایران در می‌آوردند و می‌نوشتند.

الگوی شما در بازیگری چیست؟

الگو و کتاب من مردم هستند. هنر در مردم است. اگر با دقت زندگی مردم را ببینیم، متوجه می‌شویم که همه دارند بازی می‌کنند. بهترین دانشگاه برای بازیگری زندگی مردم است. سیاه لشکری در پشت صحنه هم دانشگاه است؛ چون در پشت صحنه خوب و بد بازیگری را متوجه می‌شویم. من در هر جای این سینما کار کرده‌ام.

اگر زمان به گذشته برگردد باز هم بازیگر می‌شوید؟

اگر همین روح، فکر و جسم را داشته باشم باز هم بازیگر می‌شوم و همین کار را انجام می‌دهم.

نقشی را که تا کنون بازی کرده‌اید و بیشتر دوست داشتید چه بوده است؟

از دید مردم «آرایشگاه زیبا» یکی از بهترین‌ها بوده است.

از همکاری‌تان با خانم برومند برایمان بگویید؟

تمام کارهای برومند مثل هم نیستند. آدم‌هایی را که انتخاب می‌کنه کاملا درست و بجاست همانند علی حاتمی. ما همچین افرادی را در این حرفه کم داریم. مثلا اگر از من نوعی خوشش نیاید ولی قصه‌ای که نوشته شده نقشی دارد که من می‌توانم بازی کنم، می‌گوید دعوتش کنید و استقبال کنید ازش و هم بدرقه خوب ازش کنید.

خاطره‌ای از خانواده رشیدی برایمان هم بگویید؟

خانم احترام برومند همسر داوود رشیدی خانم قابل احترامی هستند و کاملا با برنامه‌اند. من روزی بیمار شده بودم (سرما خورده بودم) ایشان تماس گرفتند جویای حالم شوند. زمانی که متوجه شدند که حالم خوب نیست یک قابلمه سوپ درست کردند و با آژانس برایم فرستادند. یک همچین محبتی در حق من کردند. به این کارها معرفت می‌گویند که نه خریدنی است و نه تقسیم کردنی. باید در خون آدم باشد.

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1394/7/23/3687100_706.jpg

از «بدون شرح» بگویید؟

در «بدون شرح» مهدی مظلومی دید خوبی داشت و آدما را خوب انتخاب کرده بود. خانم مینو فرشچی خیلی خوب من را می‌شناختند. دو خط برایم می‌نوشت و من به کمک خود نویسنده و افراد گروه آن را 10 خط می‌کردم ولی افرادی هستند که دو صفحه می‌نویسند و هیچ کاری نمی‌شود کرد.

چرا نقش کمدی بازی می‌کنید؟

بگذارید یک خاطره برایتان تعریف کنم. 20 اسفند 1391 روزنامه‌ای من را برای مصاحبه دعوت کرد و گفتند به بیمارستان سرطانی محک برویم،‌ در آنجا بچه‌های بین 1-13 ساله هستند که با دیدن شما شاد می‌شوند!! گفتم من 8-9 ساله که بیکار هستم آن‌ها از من چه می‌دانند؟! ولی به خاطر خدا برای خوشحال کردنشان کاری می‌کنم و آن شب برایم یک دست لباس حاجی فیروز به همراه کلاه حاضر کردند و قرار شد که در آنجا نگویند محمود بصیری هستم و فقط مددکار آنجا می‌دانست و من برای اینکه شناسایی نشوم، سبیل خود را زدم و از خانه خودم را سیاه کردم و لباس پوشیدم و حاجی فیروز شدم و با یک روزنامه در دستم رفتم سمت بیمارستان سرطانی محک. (با بغض) با این نیت رفتم، داخل بیمارستان و شروع کردم به خواندن:

ابراب خودم ساملی علیکم

ابراب خودم سر تو بالا کن

ابراب خودم بزبز قندی

بابا عید اومده چرا نمی‌خندی ....

در خصوص تب بازیگران که بین جوان‌ها هست چه پیشنهادی دارید؟

به نظر من جوان‌هایی که می‌خواهند بازیگر شوند، اول باید بازیگری را بشناسند. زمانی که ندانند بازیگری چیست؟ کلاس رفتن برایشان بی‌فایده خواهد بود، باید تئاترهای خوب، متوسط و بد را ببینند و در نظر داشته باشند که بازیگری شغل محسوب نمی‌شود یک شغل داشته باشند.

وضعیت سینمای ایران را چه طور می‌بینید؟

بنیاد فارابی خیلی خوب شروع شد ولی تبدیل شد به بنیاد خرابی. در این سال‌های اخیر چه اتفاقی در سینما دارد می‌افتد! آدمی می‌آید که خیلی خوب، مومن‌، انسان و ... است ولی واقعا این کاره نیست. با آبرو می‌آید با شرمندگی می‌رود. رئیس آنجا باید امثال ما را فرا بخواند، مثلا بگوید این کار را داریم و شما چی دارید؟ مثلا رامبد جوان، پسرخاله من نیست که، ولی برنامه‌ای ساخته است که همه در مورد خندوانه صحبت می‌کنند. اگر من سرمایه‌ای داشته باشم، افرادی مثل مینو فرشچی، اکبر رادی، ساعدی و ... را دعوت می‌کردم و نظرهایشان را جویا می‌شدم.

http://media.shabestan.ir/Original/1394/05/06/IMG23375486.jpg

شما گفتید خاطرات زیادی از همکاری با علی حاتمی دارید. اگر امکان دارد یک خاطره دیگر هم برایمان بازگو کنید؟

سر یک کاری بودیم علی حاتمی مرا صدا زد و گفت: محمود جان 3 سیاه لشکر خانم در کار داریم که من راننده‌هایی که این خانم را می‌رسانند، نمی‌شناسم. می‌توانی شب با موتورت دنبال ماشینی که این خانم‌ها را می‌رساند بروی و زمانی که دیدی جلو خانه‌شان پیاده می‌شوند و زنگ در را می‌زنند و می‌روند منزلشان برگردی خانه‌ات؟ در همان زمان آقایی که آنجا بود خطاب به حاتمی گفت: آقای حاتمی آخر به محمود چه ربطی داره؟! حاتمی گفت: شما نمی‌دانید محمود می‌داند من چه می‌گویم آن‌ها جزو خانواده ما هستند. در حالی که اصلا آن‌ها را نمی‌دید و فقط در راش‌های فیلم‌های ضبط شده دیده بودشان. این‌ها چیزهایی است که هیچ وقت از ذهن آدم بیرون نمی‌رود.

داستان دنگی دونگی را هم برایمان تعریف کنید؟

همیشه مادرم می‌گفت زمانی که بیرون هستی، در خیابان ماشینی خراب می‌شود و آن را درست می‌کنی مبادا پول بگیری و این در ذهن من ماند. در جاده قم هر ماشینی خراب بود، من می‌ایستادم کاراش را انجام می‌دادم. می‌رفتیم زیارت. زیارت زمانی بود که آنها من را دعا می‌کنند یک بار من به همراه 9 نفر از همراهانمان در جاده برای استراحت ایستاده بودیم ببینید ما خیلی راحت از مردم می‌گذریم. دیدم آقایی روی موتورش نشسته است و افسوس می‌خورد و حتی سمتش رفتم. متوجه شدم که بنزین تمام کرده و خانم و فرزندش در روستا منتظرش هستند و من یک لیتر بنزین بهش دادم. وقتی همراهانم آمدند به من اعتراض کردند که چرا این کار را کردم ولی من می‌گفتم آن یک نفر بود و ما 10 نفر هستیم. خانم و فرزندش منتظر و نگرانش بودند و خلاصه ما حرکت کردیم و بعد از 2 کیلومتر بنزین تمام کردیم. من پیاده شدم شلنگ دستم بود که یک ماشین آمد کنار ایستاد و آقایی 12 لیتر بنزین را در زمانی که خواستم حساب کنم (همراه‌هانمان از ماشین پیاده شده بودند که ببینند آن آقا چقدر از من پول می‌گیرد) ولی آن آقا پولی نگرفت و فقط گفت این 12 لیتر را که دادم فقط حواست باشه اگر در جاده کسی بنزین خواست یک لیتر در این 12 لیتر بنزین را به یاد من بهش بده (با گریه) و حتی برگشتم در ماشین همراهانم از رفتارشان از من عذرخواهی کردند.

آفتاب یزد/از ماندگارترین نقش تا دغدغه و دل مشغولی آقای بازیگر

دل شهاب حسینی غصه‌دار است

بعضی از نقش‌ها که یک بازیگر ایفاگر آن است، آن چنان جذاب و گیراست که بعد از گذشت چند سال از آن نقش، باز هم در مورد آن صحبت می‌شود و برای مردم خاطره‌انگیز است. نقش «شهید بابایی» در سریال «شوق پرواز» که شهاب حسینی ایفاگر آن بود، دقیقاً مصداق جملات بالاست و شهاب حسینی توانست با بازی خوب و تاثیرگذار خود، «شهید بابایی» را بهتر به مردم کشور بشناساند. این سریال در سال نود، در قالب بیست و چهار قسمت روی آنتن رفت.

http://cdn.fararu.com/files/fa/news/1393/11/11/187294_664.jpg

شهاب حسینی، در گفتگو با باشگاه خبرنگاران؛ در مورد این نقش گفت: یکی از بهترین بازی‌های من نقش «شهید عباس بابایی» در سریال شوق پرواز بود. قبل از اینکه به من برای بازی در این سریال پیشنهاد شود، شناخت چندانی از این شهید بزرگوار نداشتم، اما وقتی با خانواده شهید بابایی آشنا شدم و آن شهید را به من معرفی کردند، متوجه شخصیت والای شهید بابایی شدم. بازیگر سریال «مدار صفر درجه» در ادامه مطالب خود گفت: سرلشکر بابایی، جز برای رضای خدا حرف نزد و عمل نکرد. من سعی کردم با بازی خود این مسئله را نشان دهم و خدا را شکر که خانواده آن شهید بزرگوار از کار من راضی بودند. حسینی در مورد ماندگاری این نقش گفت: این ماندگاری به خاطر برکتی بود که عباس بابایی به این کار داده بود و فقط، من اجرا را انجام دادم. در حقیقت، من شهید بابایی را دوست داشتم و او نیز همواره به من، حس خوبی می‌داد. حسینی خاطرنشان کرد: بعضی از مسائل خیلی جالب و زیبا هماهنگ می‌شود و این نقش، از همان کارها بود. وجود عباس بابایی در این کار همواره پیدا بود. شهاب حسینی همچنین در بخش دیگر این مصاحبه در خصوص مقوله انجام کارهای خیر و تاثیر هنرمندان در پیشبرد این گونه کارها گفت: اولاً خیریه امری است که هر فردی برای کسی انجام نمی‌دهد بلکه مستقیماً برای خودش انجام می‌دهد یعنی بهره، امتیاز و ثمره آن نصیب فرد فاعل می‌شود. وی افزود: اگر برای انجام کارهای خیر یک سیستم با برنامه‌ریزی مطمئن شکل بگیرد تا افرادی که قصد کمک دارند به آن‌ها اعتماد کنند و مطمئن شوند، نتیجه این اعتماد و کمک از جای درست سر در می‌آورد و این عمل بسیار کار شریف و خوبی خواهد بود. وی ادامه داد: به نظرم مردم ایران بسیار خیرخواه هستند و تمایل دارند در جهت کارهای خیر گام بردارند. خوشبختانه همیشه در خصوص این موضوع ثابت شده‌اند که مایه افتخار است. حسینی عنوان کرد: اگر بخواهیم جنس کمک‌ها را به مادی و معنوی تقسیم کنیم، حضور هنرمندان بیشتر جنبه معنوی دارد و سعی می‌کند توجه عمومی نسبت به موضوعی جلب شود و به طور قطع اگر سیستمی خوب موجود باشد، ما به عنوان هنرمند مبلغان آن می‌شویم اما اجرا کردنش بر عهده کسانی است که بتوانند با امکاناتشان این حرکت‌ها را حمایت کنند. حسینی در پاسخ به این سوال که شما به عنوان یک هنرمند محبوب دلت برای چه قشری از جامعه بیشتر به درد آمده و قصد کمک به آن‌ها را پیدا کرده‌اید، عنوان کرد: به هیچ وجه قصد اشاره به طبقه‌بندی اجتماعی را ندارم، به نظرم در برخورد با جامعه با دو دسته آدم بیشتر از همه مواجه شدم، کسانی که تکلیف ذهنی و درونی خودشان با خودشان معلوم نیست و آدم‌هایی که این مقوله برای آن‌ها مشخص نیست که من برای دسته دوم بیشتر غصه می‌خورم.

آفتاب یزد/پول سازترین ستاره سینما، گزینه اول چند پروژه جدید

همه عطاران را می‌خواهند!

این‌ روزها خبرهای بسیاری از فعالیت رضا عطاران به گوش می‌رسد. او ظاهرا گزینه اول چند پروژه‌ای است که در مراحل ابتدایی به سر می‌برند و اگر عطاران با آن‌ها همکاری کند روند پرکار این بازیگر ادامه می‌یابد. به گزارش آی سینما، این بازیگر امسال سه فیلم «استراحت مطلق»، «گینس» و «نهنگ عنبر» را روی پرده داشته و بعد از محرم نیز باید منتظر دیدن او در «من سالوادور نیستم» به عنوان چهارمین فیلم روی پرده امسالش باشیم. با این‌حال تهیه‌کننده‌ها فکر می‌کنند مردم از دیدن این بازیگر محبوب اشباع نشده‌اند و در پروژه‌های متفاوتی زمزمه حضور او وجود دارد.

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1392/2/21/1095659_657.jpg

ازطرفی برخی گمانه‌زنی‌ها درباره بازگشت او به تلویزیون نیز شینده می شود. مدتی است زمزمه ساخت سومین اثر سینمایی این بازیگر و کارگردان نیز شنیده می‌شود. فیلمی که فعلا به عنوان «هیولا» از آن نام برده شده و عطاران نویسندگی و کارگردانی آن را به عهده خواهد داشت. یکی دیگر از پروژه‌هایی که این‌روزها از عطاران در آن نام برده شده است، فیلمی به کارگردانی حسین فرحبخش به نام «تهران من» است که طبق شنیده ها حضور این بازیگر در پروژه فرحبخش قطعی شده است. اما پروژه دیگری که از عطاران برای بازی در آن نام برده شده، فیلم «جو گندمی» به نویسندگی و کارگردانی پیمان عباسی است. «جو گندمی» نیز نقشی جدی با خود برای عطاران به همراه دارد. با این حساب و البته در نظر گرفتن این نکته که عطاران حتما باز هم نظر بسیاری از تهیه‌کنندگان را به خود جلب خواهد کرد، سال آینده نیز شاهد حضور او در فیلم‌های مختلف خواهیم بود. اما کشش سینمایی که تولیدات پر مخاطب آن با فروش‌های میلیاردی نزدیک به چهار یا پنج فیلم در سال است، برای فعالیت گسترده‌ای که عطاران در پیش گرفته چقدر است؟ آیا همین پرکاری نمی‌تواند به ضرر این بازیگر محبوب در سال‌های آینده تمام شود؟

ابتکار/آثار ماندگار موسیقایی در محرم؛

همنوایی با نینوا

ماه محرم آغاز شده و موسیقی به عنوان یکی از گویاترین زبان‌های هنری در ایام سوگواری نقش آفرینی می‌کند، موسیقی در این ایام نه تنها تعطیل نشده بلکه وظیفه خطیری را در معرفی و انتقال غمی بزرگ برعهده دارد. در حقیقت موسیقی با محرم پیوند خورده است، شاید کمتر کسی بتواند این مسئله را کتمان کند. هنرمندان متعهد بسیاری برای این ایام موسیقی ساخته‌اند و به همت همین‌ نت‌ها و ملودی‌ها سوگ را به بهترین وجه ممکن روایت کرده‌‌اند.

تولید موسیقی به مناسبت ایام عزاداری، آن هم ویژه ماه محرم که همیشه در نزد مردم جایگاه و احترام خاصی داشته است امری دشوار و حساس است و اگر این کار توسط آن دسته از اهالی موسیقی شامل خواننده، آهنگساز، تنظیم کننده، شاعر و ترانه‌سرایانی صورت گیرد که هم در وهله اول اعتقاد و باور قلبی و راستین نسبت به این موضوع دارند و در ضمن مطالعه و شناخت ولو نسبی از چگونگی حادث شدن واقعه عاشورا و پیش زمینه‌های آن را دارند صورت گیرد می‌تواند بر جامعه تاثیرگذار باشد. همچنین اگر این هنرمندان با آواها و نواهای مناطق مختلف کشور که در ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان کربلا و یاران وفادارش جریان پیدا می‌کند، آشنا باشند و در ضمن خود آنان نیز به لحاظ موسیقایی در سطح خوبی قرار داشته باشند، با این پیش شرط‌ها اگر در ساخت آثار خود خلاقیت و نوآوری را لحاظ نمایند و در برخی موارد پیوندی میان آن حادثه و امروز نیز برقرار سازند، آن گاه می‌توان اثر یا آثاری متناسب با ماه‌های محرم و صفر به دور از عنصر تکرار تهیه و تولید و ارائه کرد که احتمالا مخاطبان نیز با آن ارتباط لازم را برقرار می‌سازند. در ادامه این گزارش مروری بر برخی از آثار ماندگار موسیقایی در این ماه پرداخته‌ایم:

"روز واقعه" انتظامی

http://musicboard.ir/fa/wp-content/uploads/2014/08/majid_entezami1.jpg

"روز واقعه" همان اندازه که فیلمی ماندگار در زمینه واقعه عاشورا است، موسیقی‌اش نیز تاثیر‌گذار و خاطر‌انگیز شده است. بسیاری همچنان موسیقی این اثر را به عنوان یکی از برترین آثاری که در این زمینه خلق شده است، مورد استفاده قرار می‌دهند. مجید انتظامی آهنگساز این اثر، از ساز‌های بدوی برای ساخت موسیقی این فیلم استفاده کرده است. او از سنگ و چوب در کنار‌ساز‌های ارکسترال بهره برده و موفق شده یکی از ماندگار‌ترین آثار موسیقی را خلق کند.

وداع با نینوا

از معروف‌ترین آثار عاشورایی می‌توان به آلبوم "وداع" حسام‌الدین سراج اشاره کرد. آلبوم "وداع" در دو بخش ۶۰ دقیقه‌ای منتشر شد.. در این آلبوم از شعرهای عمان سامانی استفاده شده. محتشم کاشانی و عمان سامانی از معروف‌ترین شاعران عاشورایی به شمار می‌روند. سراج پیش از انتشار این آلبوم، آلبوم دیگری به نام "نینوا" را در سال ۵۹ منتشر کرده بود. "نینوا" اولین آلبوم موسیقی حرفه‌ای سراج بود.

صادق آهنگران و دو آلبوم "آتش و عطش" و "هفتاد‌ و‌ دو"

آلبوم "آتش و عطش" صادق آهنگران با تنظیم محمد میرزمانی در محرم سال ۸۵ منتشر شد. آلبوم "هفتاد‌ و‌ دو" آهنگران هم که در سال ۹۰ منتشر شد به دو زبان عربی و فارسی خوانده شده بود. رسول رسولی، موسیقی و تنظیم این آلبوم را بر عهده داشته و خوانندگی اثر را نیز مرتضی حیدری آل‌کثیر و مهدی المومن انجام داده‌اند.

غریبانه 1و 2

آلبوم‌های معروف غلامعلی کویتی‌پور به نام "غریبانه ۱ و ۲" در سال 82 منتشر شد. برای انتخاب خواننده این آلبوم‌ها قرار بود از افرادی استفاده شود که صدایشان حزین باشد. در نهایت به این نتیجه رسیدند که از غلامعلی کویتی‌پور دعوت کنند. انتشار این آلبوم منجر به شکل‌گیری جریانی شد که پای بسیاری از آهنگسازان را برای کار در حوزه موسیقایی عاشورا باز کرد.

"سلام آقا" آلبوم عاشورایی ستاره‌های پاپ

تاکنون آلبوم‌های گروهی زیادی در بازار موسیقی عرضه شده است اما هیچ کدام به موفقیتی که در حد نام سازندگان آن باشد دست پیدا نکرده است. آلبوم "سلام آقا" با حضور محسن چاوشی، رضا صادقی، محمد علیزاده و مهدی یغمایی در آذرماه سال ۸۸ منتشر شد. برای قطعات این اثر از اشعار مرحوم آغاسی، امیر ارجینی و فرزاد حسنی استفاده شده بود. همچنین مهدی یراحی، میلاد ترابی، محسن چاوشی، رضا صادقی و مهدی یغمایی در بخش آهنگسازی و تنظیم آثار حضور داشتند. شرکت "تصویر دنیای هنر" آلبوم "سلام آقا" را به بازار عرضه کرد

http://musiceiranian.ir/images/news-pic/2014/10/hd-bs.jpg

موج محرم

موج محرم اثری تصویری به صورت نماهنگ، ساخته مستانه مهاجر با صدای بنیامین بهادری و سهراب پاکزاد است. فایل صوتی این اثر نیز با تنظیم علی پاکدامن و ترانه فرید احمدی تولید شده است. بنیامین پیش از مطرح شدن خود در موسیقی قطعه دیگری با نام "آقام ابوالفضل" را نیز منتشر کرده بود.

کاکا

قطعه "کاکا" ترانه بسیار سوزناکی داشت و حامد عسگری به عنوان ترانه سرا بخشی از رشادت های حضرت عباس(ع) را بیان کرده بود. علی لهراسبی نیز با همان لحن اندوهگین همیشگی‌اش توانست به خوبی حس ترانه را منتقل کند. فواد غفاری و مهدی خیرخواهی آهنگساز و تنظیم کننده این اثر بودند.

کربلا

قطعه "کربلا" یکی از آثار قدیمی محسن یگانه است و اواسط دهه هشتاد و زمانی که او فعالیت‌های مستقل خود را به صورت جدی پیگیری می‌کرد تولید شد. محسن یگانه ترانه این قطعه را سرود و مضمون آن در ارتباط با روز عاشورا است.

محشر کبری

موضوع ترانه "محشر کبری" در مورد شهادت حضرت عباس(ع) است و علی اصحابی کار ساخت آهنگ و تنظیم آن را انجام داد. در ساخت این قطعه نیز از سازهای آکوستیک استفاده شده بود.

"راه کربلا" محسن چاوشی

در کارنامه کاری محسن چاوشی قطعات مذهبی متعددی به چشم می خورد. چاوشی در سال ۱۳۸۴ قطعه "راه کربلا" را با ترانه‌ای از امیر ارجینی اجرا کرد. خود او علاوه بر آهنگسازی در کنار رضا فوادیان تنظیم این کار را نیز انجام داد.

«مولای عشق» علیرضا عصار

از زمانی که علیرضا عصار در دهه هفتاد فعالیت حرفه ای خوانندگی خود را آغاز کرد شاخص ترین آنها قطعه "ای کاروان" با هم‌صدایی محمد اصفهانی بود. عصار در اسفند ۱۳۸۲ آلبوم "مولای عشق" را با ۹ قطعه از سوی شرکت "ایران گام" روانه بازار کرد. تمامی اشعار این مجموعه از سروده های مهدی شریفی بودند و فواد حجازی نیز وظیفه آهنگسازی را بر عهده داشت. در این آلبوم نوازندگان سرشناسی نظیر خاچیک بابائیان، ارسلان کامکار، مازیار ظهیرالدینی و کریم قربانی نیز حضور داشتند.

«گلچین» محمد اصفهانی

در کارنامه کاری محمد اصفهانی قطعات مذهبی متعددی به چشم می خورد. او در سالهای اولیه فعالیت حرفه ای خود آلبوم "گلچین" را منتشر کرد. این مجموعه نه قطعه‌ای در سال ۱۳۷۶ توسط شرکت "سروش" به بازار عرضه شد. احمد عزیزی، حسان، سپیده کاشانی و قیصر امین پور از جمله شاعران آلبوم گلچین بودند. آهنگسازی و تنظیم‌ها هم توسط فریدون شهبازیان، علی بکان، محمد میرزمانی، منوچهر بیگلری و شهریار فریوسفی انجام شده بود.

«ذوالجناح می آید، بی سوار» رسول نجفیان

مخاطبان بیش از آنکه رسول نجفیان را با حرفه تخصصی‌اش یعنی کارگردانی و بازیگری بشناسند او را با ترانه معروف "عجب رسمیه" و بازخوانی قطعه فولکوریک "شبهای گلوبندک" می شناسند. آلبوم نوحه های عاشورایی "ذوالجناح می آید بی سوار" با صدای رسول نجفیان در سال ۱۳۸۹ به بازار آمد. این آلبوم موسیقی ۱۰ نوحه سوگواری با نواهایی که قدمت چهارصد ساله داشتند را شامل می شد.

http://media.mehrnews.com/old/Original/1393/08/01/IMG14495712.jpg

موسیقی جنوب

در بین تمامی سبک‌های موسیقی و الحان آیینی و محلی کشور، موسیقی مذهبی جنوبی جایگاه ویژه‌ای دارد. شاید بتوان موسیقی بوشهری را که به قیام عاشورا می‌پردازد از منحصربه‌فردترین موسیقی‌‌های این مرز و بوم دانست. اصالت، پایبندی به سنت، ریتم، هیجان، شور، یک دستی و هماهنگی‌ای که در مراسم عزاداری و نوحه خوانی بوشهری دیده می‌شود خیلی منسجم و متفاوت است.

ابتکار/نگاهی به دنیای شاعری زنده‌یاد «محمود شجاعی»؛

نهایت خیال، واقعیت اوست

محمود [شجاعی] در باغ است و در شعرش روایتگری می کند از احوالات باغ. باغ محمود کالبدی از نور ویا خورشید دارد. عناصر شعرش کالبدی شبه عینی دارند اما به سادگی می توان تشخیص داد که او گزارشگری از عینیات اطراف نمی‌کند.

برای شاعران، تخیل تنها طیاره رونده مجاز از مرز عقل به شهود است. حرکت دادن عقل به آن سوی ذهن برای مشاهده و تزریق این دیدن‌ها در ساختمان شعر، در کیفیت بخشیدن به جنس تصاویر برای _ شاعران تصویرگرا _همیشه موثر و مد نظر بوده است.

http://www.ana.ir/Media/Image/1394/07/20/635802619649050394.jpg

غنا بخشیدن به مظروف ذهن به وسیله دانش مانند جهش‌های یک شناگر بر تخته شنا، برای اوج گیری و شیرجه در بحر است. با مراقبه از ذهن و بخشیدن وسعت به آن میتوان جهش‌هایی کرد و در بحر شهود ، اندک زمانی را طی کرد. خارج شدن از ذهن و دیدن غیب و غیر و غیبِ غیر زبانی سریع و غیر گونه می خواهد . بیرون رفتن از مرز و پاشیدگی در بحری بی حد و مرز را میتوان شطح گفت . اما ذات شعر با نثر تفاوتهایی دارد. در این مکاشفات ، تصویر و استتیک تفاوت این دو گونه است . تحفه‌ی این سفر کوتاه عصاره‌ی ماندگار در سطرها خواهد بود . اما (شاعران شعر دیگر) و به خصوص محمود شجاعی ، احتیاجی به این رفت و برگشت های ذهنی ندارند . ذهن او لب می ریزد و این لب پَرها شتاب دارند. محمودِ دائم در شتاب در شعر شتابان است. شعر او بی واسطه در آن سوی ذهن استقرار می یابد و مستشرقی می کند. برای همین است که کشف های او خالص تر می نماید زیرا که ابزار یا واسطه ای (تخیل) حجاب میان او و شهودش نمی‌شود. مثل تفاوت کسی می شود که از آن سوی دیوار درون باغی را تصور می کند و یا کسی که در باغ قدم می زند . (یکی از ذهنیات می گوید و دیگری از عینیات). محمود در باغ است و در شعرش روایتگری می کند از احوالات باغ. باغ محمود کالبدی از نور ویا خورشید دارد. عناصر شعرش کالبدی شبه عینی دارند اما به سادگی می توان تشخیص داد که او گزارشگری از عینیات اطراف نمی‌کند. ارض شعرش در جایی دیگر است . کالبدهای مجزای ملموس، ولی در کیفیت و در ساختمان تصویر به شدت کارکردی دگرگونه پیدا می کنند . همان گونه که حلاج می گوید: معرفت ، عبارت است از دیدن اشیاء و هلاک همه در معنی. (شهید عشق الهی . دکتر جواد نوربخش) دال های هلاک شده در ذهن محمود خیال کالبد بیرونی شان را می‌کنند. معرفت اشیاء پیرامون ( مدلول های ذهنی ) دال های شبیه گذشته‌ی خود را انتخاب می کنند. معاد اشیاء در معنا ، معادی جسمانی نیست . تفاوت بیرونی اشیاء با معرفت اشیاء در شعر شجاعی ، تصاویری بکر و تاویل مند ایجاد می‌کنند. شعر او علی‌رغم تمام تاویل‌مندیش همچون نظرات اندیشمندان نسبی گرا همچون نیچه به شدت خود بسنده و با یقین گفته می‌شود. به چند سطر از شعر او در کتاب "از آبی نفس‌های کوتاه" نگاه کنید : باید آموخت که با سینه‌ی زخمی به زخم تازه نشست .

و یا :پرواز سبک که شانه‌یی مذاب می‌خواهد .

و یا :در بستر شعاع نفس‌های منزوی/ مکالمه سَمّی است جوان

حضرت محمد (ص) سیدی که حلاج می خواندش ( و بدو اسرار و ضمایر شناختند) می فرماید ( الحیاه ١۶۵/١) : «بهترین چیزی که در قلب انسان بیفکنند ( و گرانبهاترین سرمایه‌ی ابدی انسان که به انسان بدهند) یقین است .» یقینی که در جوهر همچون اندیشیدن ، امری پایان ناپذیر باشد . می توان از وجوه دراماتیک آثار و روایتگری شان پی برد که شهود شجاعی در شعر ، شهود آنی نبوده است . اگر به شعر ( سبز و مسموم) در تنها کتاب شعر شاعر نگاه کنیم ، انگار ما یک نمایشنامه در غالبی تراژیک روبه رو هستیم . مراتب در نزد شاعران دیگر به مدت زمانی که در مکاشفه هستند ، بر می‌گردد. محمود شجاعی با نفس های کوتاه‌اش که از کاغذهای کاهی کتابش استشمام می‌کنم، در گم گشت های تپه‌های مسجدسلیمان خضر من شد. و عجیب وقتی به یاد این روایت شطاح فارس در وصف حلاج می‌افتم ، قوس زندگی شجاعی را می‌بینم : قال : جانا ! حسین منصور در بحر وحدت افتاد؛ به جمال حق عاشق شد . به وجه قدم ساکر، سّر سّر در صمیم سّرش مباشر شد . به زبان اسرار مکتوم پیدا کرد آن سّرهایی که ظاهر رسم را مخالف بود . برای آنک چون هایم شد ، طایر شد . چون طایر شد ، غایب شد. و چون غیب شد ، واصل شد . چون واصل شد ، حکم عشق به لسان هذیان کشف کرد . و چون بر او سکر غالب شدی از سر نیستی کلام چندین رسم هذیان بگفتی ، که باطنش صحیح بودی ، و ظاهرش سقیم . سقمش از نکرده بود ، زیرا که علم مجهول بود پیش ارباب مخالفت . عادت علم غیب آن است که چون ظاهر شود، به مشهد وی عقل ننشیند .

ابتکار/« مجلس ترحیم چگونه شکل گرفت؟»

تاریخچه‌ی تعزیه خوانی در ایران

واژه تعزیه/ تعزیت در اصل به معنای توصیه به صبر کردن، تسلّی دادن و پرسش از بازماندگانِ درگذشتگان و در برخی مناطق ایران مثلاً در خراسان به معنای‌«مجلس ترحیم» است. در میان شیعیان غیر ایرانی (در عراق و شبه‌قاره هند) لفظ تعزیه با وجود ارتباط با شهادت حضرت علی (ع) و یا مصائب شهدای کربلا به معنای‌«شبیه‌خوانی» به کار نمی‌رود‌، بلکه آنان تعزیه را به مراسمی نمادین اطلاق می‌کنند که در آن دسته‌های عزاداری در طول مراسم، شبیه ضریح یا تابوت ائمه (علیه‌السلام) را بر دوش می‌کشند و هم در پایان روز عاشورا ، اربعین و... آن را به خاک می‌سپارند.

http://www.islamicartz.com/uploads/media/2013/04/1716_%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%20%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%AA%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D9%87.jpg

چگونگی پیدایش تعزیه

تعزیه‌خوانی و شبیه‌خوانی از عهد باستان در ایران مرسوم بوده و ایرانیان شیعه نیز در ساختن تعزیه و به نمایش در آوردن واقعه‌های کربلا و حدیث مصایب سیدالشهدا (ع) به سنت نمایش‌های آیینی ایرانیان قدیم و شیوه اجرای مناسک و آیین‌های آنان و پاره‌ای از عناصر اسطوره‌ای و حماسی نظر داشته‌اند. اجرای مراسم تعزیه و شبیه خوانی که یکی از جلوه‌های سوگواری‌های مردم است،در اصل نوع تکامل یافته‌ای از دسته‌های سینه زنی، مرثیه خوانی و نوحه سرایی است. قرائن نشان می‌دهند که در عصر صفویه، مقدمات عزاداری به این شکل فراهم گردید، اما هیچ سیاح و مورخی پیدایش تعزیه در این ایام را تایید نمی‌کند.

برخی محققان، پیشینه تغزیه را به آیین‌هایی چون مصائب میترا، سوگ سیاوش، و یادگار زریران باز می‌گردانند و برخی پدید آمدن آن را متاثر از عناصر اساطیری بین‌النهرین و آناتولی و مصر، و کسانی نیز مصائب مسیح و دیگر افسانه‌های تاریخی در فرهنگ‌های هند و اروپایی و سامی را در پیدایی آن موثر دانسته‌اند. اما در هر حال از برپایی مجالس تعزیه به معنای امروزین آن تا پیش از پایان دوره صفویه اطمینان نداریم؛ تنها نکته آشکار این است که از زمان تسلط عرب‌ها بر ایران‌، ایرانیان همیشه فرصتی می‌جستند تا خود را از آن سلطه رها کنند. پیدایش ‌نهضت‌های مقاومت و فرقه‌های ایرانی که دشمنان دستگاه مرکزی قلمروی عربی اموی و بعدها عباسی بودند، از نتیجه‌های این کوشش بود. یکی از این مخالفت‌ها موضوع غصب خلافت توسط افرادی بود که از خاندان پیامبر (ص) نبودند‌. ایرانیان در برابر این خلفا‌، از افراد خاندان پیامبر(ص) و فرزندانشان حمایت کرده و باعث رشد و رونق همه ساله مجالس تعزیه و دسته‌های عزاداری در کشور شدند. اگر چه که بدیهی است تعزیه به معنای نمایشی امروزه آن طی زمان و به تدریح بر پایه پذیرش شرایط و مردمان به وجود آمده است و نه یک شبه و به امر و دستور یک نفر.

به این شکل که ابتدا تنها دسته‌هایی به کندی از برابر تماشاگران می‌گذشتند و با سینه زدن و زنجیر زدن و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانه‌ها و علم‌هایی که بی شباهت به افزارهای جنگی نبود و نیز هم آواز‌ی و همسرایی در خواندن نوحه‌، ماجرای کربلا و شهادت امام حسین‌(ع) ‌و گاهی نیز امام علی (ع) را به مردم یادآوری می‌کردند. در مرحله بعدی آوازهای دسته جمعی کمتر شد و نشانه‌ها بیشتر‌ و یکی دو واقعه خوان نیز به آنان اضافه شدند‌که واقعه را برای تماشاگران نقل کرده و سنج و طبل و نوحه آن‌ها را همراهی می‌کرده است‌. چندی بعد به جای نقالان‌، شبیه چند تن از شهدا را به مردم نشان دادند که با شبیه‌سازی و نشانه‌های نزدیک به واقعیت می‌آمدند و مصائب خود را شرح می‌دادند. مرحله بعد گفت‌و‌شنید شبیه‌ها بود با هم و بعد پیدایش بازیگران‌. براساس گزارش ویلیام فرانکلین انگلیسی که در عصر زندیه، مسافرتی به ایران کرده است، در شیراز و با تشویق کریم خان زند، مراسم تعزیه آب فرات و عروسی قاسم برگزار شده است. کریسکی و برتلس که آثاری در این باره دارند، از اجرای شبیه خوانی در دوره زندیه سخن گفته اند.

به هنگام فرمانروایی قاجارها خصوصاً در زمانِ فتح علی شاه و ناصرالدین شاه قاجار، تعزیه رونق فزاینده و گسترده‌ای یافت و اجرای آن در سراسر ایران متداول گردید؛ اما دست اندرکاران آن غالباً وابسته به حکام و سلاطین و وابستگان دربار قاجار بوده‌اند، به گونه‌ای که می‌توان نفوذ فرهنگ شاهان را در بیش تر مجالس تعزیه این عصر، شاهد بود. همین که اشرافیت، فرهنگ رفاه طلبی و خوش گذرانی به تعزیه نفوذ کرد، نسخه‌های آن را دچار خدشه و تحریف ساخت، عده‌ای از شاعران و تعزیه نویسان برای خوش آمد عوامل ستم و تامین مقاصد سلاطین، صحنه‌هایی را به مجالس تعزیه اضافه کردند، که ارتباطی به سوگواری‌های محرم و فرهنگ عاشورا نداشت، محتوا و مضامین نسخه‌ها سیر نزولی گرفت و با فرهنگ قرآن و عترت مغایرت یافت. این روندِ پرآفت موجب گردید، تا بسیاری از عالمان شیعه، شبیه خوانی را مورد انتقاد جدی قرار دهند.

اولیا و اشقیا در تعزیه

نباید این واقعیت را فراموش کرد که مردمانی صادق، از گذشته در تلاش بوده اند، عزاداری سالار شهیدان را با شور و اشتیاق افزون تری برگزار کنند و از طریق برپایی مجالسِ روضه خوانی، مرثیه سرایی و به راه انداختن دسته جات سینه زنی و زنجیرزنی، ارادت قلبی و اشتیاق درونی خود را به ساحت مقدس خاندان عترت و به ویژه امام حسین(ع) و قهرمانان دشت نینوا نشان دهند. آنان از روی سوز درونی همواره در این اندیشه بوده‌اند که چه کنند عزاداری با تاثیر بیش تری برگزار شود و بیش از گذشته احساسات حاضران را تحریک کند. از این رهگذر، تعزیه با اقتباس از نوحه‌های سینه زنی، روضه‌ها و الهام از تاریخ انبیا و برخی حماسه‌های دینی و تاثیرپذیری از اسطوره‌های پهلوانان ایرانی قبل از اسلام، حضور خود را اعلام کرد و با استقبال پرشور مردم مواجه گردید. تعزیه صرفاً به تشریح وقایع کربلا نمی‌پردازد و طیف وسیعی از حوادث تاریخی صدر اسلام و زندگی پیامبر و امامان پس از سالار شهیدان ـ حسین بن علی(ع) را در بر می‌گیرد. با این حال، کربلا کانون اصلی این نمایش است و در هرکدام از مجالس تعزیه‌ای که به لحاظ تاریخی به قبل و یا بعد از ماجرای عاشورا اختصاص دارد، به حوادث نینوا گریزی زده می‌شود.

http://faradeed.ir/files/fa/news/1394/7/22/18425_624.jpg

در تعزیه برای ترسیم مصائب کربلا و سایر وقایع مذهبی، دو صف کاملاً مشخص ترسیم می‌گردد، اولیا و موافق خوان‌ها که با رنگ لباس، نوع صدا، مضامین کلمات، همراهی گروه موزیک و حمایت تماشاگران، موضع خود را به عنوان انسان‌هایی فداکار، وارسته و عاشق شهادت و علاقه مند به قرب حق مشخص می‌کنند، و اشقیا که درست در مقابل اولیا قرار می‌گیرند، با صداهایی خشن، پای بر زمین کوبیدن، حالت جانیان را به خود گرفتن و دور خیمه‌های اهل بیت دویدن، انجام کارهای جنایی از جمله بریدن سرکودکان، ضرب وشتم زنان حرم، نفرت تماشاگران را نسبت به ستمگران بر می‌انگیزند، مخالف خوان، ضمن این که می‌کوشد نقش اصلی خویش یعنی شقاوت و ستمگری را ایفا کند، امام را با ستایشی عالی وصف می‌کند و به پستی و حقارت دشمنان اهل بیت(ع) اعتراف می‌نماید و حتی خود و فرماند هان خویش را مذمت کرده و بر یزید و یزیدیان لعنت می‌فرستد

تعزیه خوانی در زمان فتحعلی شاه و محمد شاه قاجار

تعزیه خوانی در زمان این دو پادشاه هم مرسوم بوده و بیشتر در میدانها و کاروانسراها و خانه‌های اعیان و اشراف برگزار می‌شده است و در دوره هر دو شاه چندین تکیه جدید ساخته می‌شود که بانیان این تکایا رجال درباری و اعیان و اشراف بوده‌اند که بسیاری از آنان در ایام محرم در خانه‌های خود تعزیه خوانی می‌کردند و این تکایا را به تعزیه خوانی‌های عمومی اختصاص می‌دادند تا در میان عامه مردم بر اعتبار و حیثیت و موقعیت اجتماعی نفوذ خود بیفزایند.

تعزیه خوانی در دوه ناصرالدین شاه

اوج تعزیه خوانی در دوره حکومت 50 ساله ناصرالدن شاه بوده است؛ ناصرالدین شاه بیش از شاهان دیگر قاجار به تعزیه دلبستگی و علاقه داشته است؛ بطوریکه در اوایل حکومت ایشان در تهران حدود40یا 45باب تکیه وجود داشته است. در اواخر سلطنت اوشمار تکیه‌ها به70تا80 باب رسیده بود افزایش تکیه به دو برابر، در مدتی کمتر از نیم قرن نشان دهنده رشد و رواج تعزیه خوانی در دوره ناصری می‌باشد علاوه بر خواندن تعزیه در تکیه ها، درمیدان‌ها و کاروانسراها و منازل اعیان و اشراف برگزار می‌شد.

تعزیه خوانی در دوره مظفرالدین شاه

مظفرالدین شاه به لحاظ روحیات خاص مذهبی به روضه خوانی بیش از تعزیه خوانی ارزش قائل بود با توجه به علاقه زیاد به روضه خوانی به دلیل آگاهی از علاقه و دلبستگی عامه مردم به تعزیه خوانی و همچنین سنت دربار ظاهراًعلاقه به تعزیه هم نشان می‌داد. ازاین رو دستور داد در دربار همراه با روضه خوانی مجالس تعزیه و شبیه خوانی نیز برگزار کنند؛ اگر چه دوره مظفرالدین شاه بدلیل آغاز تجدد خواهی و مشروطه تعییراتی ایجاد شد و موجب گردید تا اندازه‌ای ارزش و اهمیت پیشین خود را از دست بدهد.

تعزیه خوانی در دوره محمد علی شاه و احمد شاه قاجار

دوره سلطنت محمد شاه و احمد شاه آخرین سالهای تعزیه طولانی درتکیه دولت بوده است؛ پس از آن تعزیه خوانی در این تکیه تعطیل می‌شود و رفته رفته از اوج و رونق آن در میان اعیان و اشراف و طبقات متوسط و اقشار متجدد کاسته می‌گردد. حوادث گوناگون سیاسی و اجتماعی و پیدایش تیاتر و نمایش و نمایش واره‌ها و سرگرمیهای تازه در ایران به خصوص در تهران و تغییر و تحول که در وضع زندگی و طرز تفکر گروهی از تحصیل کردگان و فرنگی مآبان جامعه شهری پدید آمده بود سبب شد که این دسته از مردم تهران، به تعزیه خوانی توجه وعلاقه چندانی نشان ندهند. اعیان و اشراف متدین نیز، با توجه به خرده گیریهای برخی از روحانیان از شبیه خوانی و مخارج نسبتاً سنگین و کلان این مراسم رفته رفته علاقه مذهبی خود را به برگزاری تعزیه ایام محرم از دست دادند و بیشتر به برپایی مجالس روضه و نوحه خوانی پرداختند.

تعزیه خوانی در دوره رضاخان

رضاخان که می‌دانست بعضی از روحانیان و روشنفکران و متجددان با تعزیه مخالفند در پی فرصت و بهانه بود که تعزیه خوانی را ممنوع کند، ورضایت خاطر این دو گروه برای پشتیبانی خود را به دست آورد. ازاین رو، پس از رفتن احمد شاه به فرنگ، دستور داد تا در تکیه دولت تعزیه خوانی نکنند، ولیکن تعزیه خوانی را رسماً ممنوع نکرد. به همین دلیل تا اوایل پادشاهی رضاشاه در برخی از تکایا و محله‌های عام نشین تهران تعزیه خوانی همچنان برگزار می‌شد؛ از سال 1311با 1312شمسی به بعد است که او تعزیه خوانی را رسماً ممنوع کرد.

http://faradeed.ir/files/fa/news/1394/7/22/18441_450.jpg

تاملی در محتوا و پیام تعزیه

تعزیه، با همه جلوه‌های جالبی که دارد، گاهی اوقات زبان حالی منطبق با شان اهل بیت ندارد و در برخی مواقع حوادثی در آن به اجرا گذاشته می‌شود، که به افسانه شبیه تر است تا حقیقت. به علاوه، حماسه آفرینی‌های شکوه مند فداکاران عاشورا در مواقعی به صورت ذلت آور، تحریف شده و آمیخته به خرافات ترسیم می‌گردد. صحنه آرایی‌ها و شرح و بسط داستان‌ها در تعزیه، نباید به گونه‌ای باشد که سیره و سخن اهل بیت(ع) را به گونه‌ای مغایر با منابع روایی و کتاب‌های معتبر تاریخی نشان دهد؛ به علاوه افزودن مطالب به تعزیه برای جلب تماشاگران و جذاب شدن نمایش‌ها اگر واقعیت نداشته باشد، براساس موازین شرعی، «کذب»، «افترا» و «حرام» است.

اعتماد/گفت‌و‌گو با فردين خلعتبري به دليل فعاليت‌هاي اخيرش در حوزه‌ آهنگسازي فيلم

در موسيقي فيلم آهنگساز تابع فرم فيلم است

اين روزها «فردين خلعتبري» روزهاي شلوغي را مي‌گذراند. به تازگي ساخت موسيقي سريال «دندون طلا» را به پايان برده و اين در حالي است كه حالا مشغول ساخت موسيقي «شهرزاد» است. دو سريالي كه در شبكه‌ي نمايش خانگي توزيع شده‌اند. او در اين سال‌ها علاوه بر آهنگسازي قطعات مختلف، فعاليت‌هاي گسترده‌اي در آهنگسازي فيلم‌ها و سريال‌ها داشته است و بخشي از پرمخاطب‌ترين آثارش هم به همين حوزه مربوط مي‌شود كه از جمله‌ آن مي‌توان به موسيقي آثاري چون شب دهم و مدار صفر در جه اشاره كرد.

http://dddgar.ir/wp-content/uploads/2014/04/fardin-khalatbari.jpg

خلعتبري بر اين اعتقاد است كه موسيقي فيلمي مي‌تواند موفق باشد كه در راستاي منويات تصاوير خلق شده باشد.

شما به عنوان آهنگساز فيلم و آهنگساز آزاد - اگر «آزاد» را عنوان درستي بدانيم- فعاليت مي‌كنيد؛ اما از آخرين فعاليت شما در اين حوزه آهنگسازي فيلم شروع كنيم و تجربه‌اي كه در اين زمينه داشته‌ايد. نكته جالب اينكه نوازنده زن تاري در زمان قاجار وجود دارد كه «دندون طلا» نام داشته است، هرچند زمان وقايع سريالي كه به اين نام در شبكه نمايش خانگي كار شده است، جلوتر از دوره قاجار است، اما به هر روي اين سريال داراي فضايي متل‌گونه است. اين فضا چه فرصت‌ها و محدوديت‌هايي در كارتان ايجاد مي‌كرد؟

فكر مي‌كنم اگر عنوان كلي «آهنگساز» را به كار ببريم، كافي باشد، چون آهنگسازي فيلم هم در همين تعريف مي‌گنجد، با اين تفاوت كه در موسيقي فيلم، آهنگساز تابع فرم فيلم است و اثر نمايشي مي‌تواند درباره موسيقي‌اش حكم كند. ما معمولا دو نوع آهنگسازي در موسيقي فيلم داريم؛ يكي آنكه كارگردان يك نوع موسيقي را براي فيلمش انتخاب مي‌كند و به تبعش يك آهنگساز معمولا ثابت، با يك سبك خاص را برمي‌گزيند. در تاريخ سينما هم نمونه‌هاي زيادي در اين شكل وجود دارد، يعني كارگردان‌هايي كه در تمام تجربيات فيلمسازي‌شان با يك آهنگساز معمولا با يك نوع موسيقي كار كرده‌اند. در ايران هم مي‌توان نمونه‌هاي بسياري از اين ماجرا را ديد؛ اما كارگردان‌هايي هم مثل آقاي ميرباقري هستند كه براي هر اثرشان، موسيقي متفاوتي را مي‌خواهند. آنها مي‌دانند چه چيز را نمي‌خواهند، يعني كاملا مي‌دانند چه چيزي براي فيلم‌شان مناسب نيست و در اين ميان يافتن اينكه چه چيزي مناسب است، طبيعتا به عهده آهنگساز است. در اين گونه آثار همه تجارب پيشين كارگردان و آهنگساز تحت‌الشعاع تجربياتي نو است. اين دونفر- آهنگساز و كارگردان- بايد و به چيزي برسند كه هم دوستش داشته باشند و هم مناسب با اثر سينمايي باشد. و شايد اين موسيقي متناسب، نه‌چندان نو كه يك كليشه مناسب باشد.

آقاي مير‌باقري در موسيقي اين كار چه چيزي را نمي‌خواست؟ همچنين در سريال بخش‌هايي هست كه «كلا» در نقش موسيقي ايفاي نقش مي‌كند، شما با توجه به فضاي كار با اينها چه كرديد؟

قبل از اينكه تصوير‌برداري شروع شود و حتي كار كليد بخورد، من و آقاي ميرباقري با هم جلساتي داشتيم، چون «دندون طلا» قبل از اينكه سريال بشود، يك تئاتر بود و خانم «هنگامه مفيد» شعرهايي براي آن سروده و ملودي‌هايي را ساخته بودند، درحقيقت در اين اثر، تصانيفي بودند كه كار همراهي مي‌كرد و ارتباط مناسبي با ادبيات حاكم بر نمايش داشت، اين تصانيف را بازيگرها مي‌خواندند و نوازنده‌هايي در صحنه بودند كه به طور زنده ملودي‌ها را مي‌نواختند، وقتي دوباره اين پروژه شروع شد، به اتفاق، به اين نتيجه رسيديم كه حضور دوباره خانم «هنگامه مفيد» قطعا ضروري و لازم است. به هر حال حالا اين اثر قرار بود در قالب يك سريال روي صحنه برود و از آن طرف بعضي از سكانس‌ها نياز داشتند تا كارهاي ديگري نيز روي‌شان انجام شود؛ خانم مفيد حضور دوباره را پذيرفتند و يك‌سري تصنيف حدود ١٧ تصيف را براي مجموعه ساختند كه سر صحنه به صورت زنده ضبط مي‌شد. آقاي «مهدي فلاح»- نوازنده تار - نيز در اين پروژه با ما همكاري مي‌كردند، ايشان البته در اين اثر نوازندگي نمي‌كردند و سرپرست گروه‌هايي بودند كه سر صحنه مي‌آمدند. يافتن گروه‌هايي كه بتوانند آن نوع موسيقي را بيان كنند، كار سختي بود و در اين ميان آقاي فلاح و تيم‌شان در مدتي كوتاه بايد تمرين‌هاي كشنده‌اي را انجام مي‌دادند تا بازيگراني كه در صحنه مي‌خواندند خواندن جزيي از بازي‌شان شود. پيش از آنكه «دندون طلا» به موسيقي متن برسد يك موسيقي متناسب با فضاي نمايشي‌اش داشت؛ من به آقاي ميرباقري پيشنهاد كردم كه موسيقي متن فيلم را از دل موسيقي صحنه بيرون بياوريم. طبيعي است كه چون موسيقي ايراني بود و با ساز‌هاي ايراني نيز نواخته شده بود، من هم بخواهم موسيقي گسترش يافته‌اي با همان سازها و تم‌ها بسازم؛ بنابراين با استفاده از نوازندگان خوب با تكيه بر تكنيك چندصدايي - كه مورد علاقه‌ام است- تم‌ها را گسترش داده و تم‌هاي ديگرگون شده‌اي را هم به آن اضافه كردم، ولي در نهايت تم‌ها از خود ترانه‌ها بود. تيتراژ شروع هم بر اساس يكي از همين ترانه‌ها ساخته شد، آن هم در يك زمان فشرده درست بعد از فيلمبرداري‌ها و اديت. موسيقي را روي قسمت يك گذاشتيم. تيتراژ پاياني هم يكي از ترانه‌هاي تئاتر«دندون طلا» بود كه اجراي جديدي از آن را با صداي سپنتا مجتهد‌زاده ضبط كرديم.

http://www.honaronline.ir/Image/News/2015/8/60005_635743787258178095_l.jpg

داريد درباره قسمت اول سريال صحبت مي‌كنيد؟

بله، وقتي كار تمام شد و قسمت اول را بستيم، من احساس كردم آقاي ميرباقري حس رضايتي كه در تجربه قبلي‌مان – شاهگوش- مي‌شناختم در صورت‌شان پيدا نيست. به نوعي خودم هم از نتيجه كار پر نمي‌شدم، با هم درباره آنچه ساخته شده بود، حرف زديم. با اينكه بار اول نبود كه با هم كار مي‌كرديم، ولي دو جلسه با هم حرف زديم. كار نياز به موسيقي كاملا دراماتيك و در خدمت سكانس‌ها و متناسب با ساختارشان لابه‌لاي ديالوگ‌ها و اكشن داشت و موسيقي در عين اينكه ‌بايد عنصر فعال روايي باشد، به بيان درونمايه داستان هم كمك مي‌كرد. در قسمت دوم به فراخور پيشرفت قصه سازهاي ديگري را نيز اضافه كرديم. سازهاي زهي

غير‌ايراني، كلارينت، فلوت و سازهاي ديگر چون ضرب زورخانه تيمپاني، به كار اضافه شد، به اين نتيجه رسيديم هنر بيش از آنكه بخواهد نو باشد، بايد درست باشد. وقتي كارگردان چيزي را دوست ندارد، بايد به او حق داد، بايد به جايي رسيد كه او مي‌خواهد و فكر نكنيم چون كارگردان خودش اهل موسيقي نيست، چيزي كه مي‌گويد خالي از منطق است. برترين نكته در هنر هماهنگي بين اجزاست و گاهي يك موسيقي در عين هماهنگي در وجودش، با فيلم هماهنگ نيست و اين را كارگردان كه مولف اول است بهتر از همه بايد درك كند. و بر اساس همين منطق تيتراژ آغاز هم تغيير كرد.

فضاي فيلم و تصانيفي كه در آن وجود يك مقدار با نوع كار شما و شخصيت موسيقي‌هاي قبلي‌تان متفاوت است، شما ايراني‌ترين كارهاي‌تان نيز چندصدايي است و در آن سازهاي اركستر سمفونيك وجود دارد، نمي‌خواهم بگويم در خود اثر تضاد ايجاد كرده اما خودتان تعجب نكرديد كه چرا بايد ساخت موسيقي اين فيلم به شما پيشنهاد شود؟ هرچند حالا روي فيلم نشسته است.

اول صحبتم گفتم، من موسيقي‌هاي متفاوتي مي‌سازم و خودم را موظف مي‌كنم كه براي هر فيلم موسيقي خودش را بسازم. اين وظيفه من است؛ مكاشفه. توقف در يك نوع موسيقي پايان انعطاف‌پذيري يك آهنگساز فيلم است. هر نوع وابستگي، حتي همان چندصدايي كه گفتيد يك نكته منفي است. گاهي يك ساز با يك تم ساده، مونوفونيك (تك‌صدايي) براي يك فيلم عظيم به لحاظ توليد مي‌تواند معجزه كند. اينجا هيچ چيز قاعده مطلق نيست همين هنر را از علوم پايه متمايز مي‌كند. «دندون طلا» بر محور ادبيات كوچه نوشته شده. كاري كاملا ايراني است پس موسيقي‌اش بايد ايراني باشد. كاملا عاطفي است پس موسيقي‌اش بايد ملوديك باشد.

ولي در نهايت مجبور شديد كه از سازهاي ديگر هم استفاده كنيد، هرچند اين سازهاي غير ايراني، موسيقي ايراني اجرا مي‌كنند.

بله، من با سازهاي غير ايراني دارم موسيقي ايراني اجرا مي‌كنم. يعني موسيقي ايراني چيزي نيست كه فقط با ساز ايراني اجرا شود. شما براي پيانو مي‌توانيد قطعه ايراني بنويسيد و اجرا كنيد يا براي كوارتت زهي مي‌توانيد موسيقي ايراني بنويسيد.

اما از يك سو سازها غير ايراني است و موسيقي هم موسيقي چندصدايي است كه همچنان – در همين زمان هم- خيلي‌ها معتقدند با ذات موسيقي ايراني هماهنگ نيست...

نه، من نمي‌توانم اين موضوع را بپذيرم. ما نمي‌توانيم موسيقي ايران را از جهان جدا بدانيم. موسيقي‌هاي بومي جهان براي اركستر‌هاي سمفونيك نوشته و اجرا مي‌شود يا آهنگسازان مختلفي هستند كه شرقي‌اند -حالا شرق آسيا يا اروپا- اما آثارشان در عين تشخص كلاسيك بر اساس تم‌هاي محلي است، مثل بارتوك. با هارموني متفاوت از هارموني قرن هجدهم اروپا. جدا از اين، پاسخ به كساني كه معتقدند موسيقي ايراني صرفا موسيقي سنتي ايران است خيلي گذشته است؛ چون ما آثار بسيار زيادي از موسيقي ايراني داريم كه كاملا پذيرفته شده‌اند. مثل آثار مرحوم خالقي، معروفي، تجويدي يا اساتيد بعد از آنها مثل آقاي دهلوي يا احمد پژمان. اين آهنگسازان موسيقي ايراني كار كرده‌اند و در حالي كه اركستراسيون‌شان، اركستراسيون موسيقي سنتي ايراني نيست، بعضي از موسيقي‌هاي نواحي ايران، چندصدايي است، مثلا شيوه‌هاي نوازندگي در برخي سيستان و بلوچستان قوچان، مخصوصا دوتار قوچان و تركمن صحرا قطعا چند صدايي بودن در موسيقي ايراني اينقدر خودش را ثابت كرده و به ادبيات شفاهي مردم نزديك شده كه آن را به راحتي مي‌پذيرند. اصلا اين طور نيست كه اگر اثري را در فضاي اركستر ملي، بگويند اين موسيقي ايراني نيست.

http://media.farsnews.net/Media/8911/ImageReports/8911170001/21_8911170001_L600.jpg

همان طور كه اشاره كرديد شما به عنوان آهنگساز بايد با توجه به فضاي فيلم آهنگسازي كنيد، ذهنِ شما ناگزير از اين جهت‌گيري‌هاست. به نظر مي‌رسد كه در اين سريال با توجه به ملودي‌ها و تصانيفي كه در متن وجود دارد، محدوديت بيشتري هم براي شما ايجاد شده است...

محدوديت هميشه منجر به خلاقيت مي‌شود. اين تئوري‌اي است كه هميشه در ذهنم دارم، هر چيز محدودي ما را به اين وا مي‌دارد كه راه‌حلي برايش پيدا كنيم. در زمينه موسيقي نيز وقتي تصميم مي‌گيريم در چيزي مثل فرم موسيقي كار كنيم يا حتي خودمان را به يك «تم» مقيد بكنيم، خب اين هم خودش محدوديت است و اين محدوديت جزو اصلي يك كار كلاسيك است. قرار نيست موسيقي دچار هرج و مرج باشد. من به عنوان آهنگساز بايد ياد گرفته باشم كه بتوانم در يك محدوده عمل كنم و اين حد مرا تعريف مي‌كند. اين حد منقبض شدن نيست بلكه تعريف است؛ مثلا شما وقتي مي‌خواهيد مسيري را برويد، وقتي يك راه آسفالت صاف داريد آن را مي‌رويد، روند طبيعي آن است كه شما بهترين مسير ممكن را پيدا كنيد و برويد، حالا اگر جاده صاف و آسفالت نبود، جاده‌اي خاكي پيدا مي‌كني، اگر آن هم نبود كوره‌راهي پيدا مي‌كني، بالاخره راه را بايد پيدا كرد، نمي‌شود دل را به صحرا زد و به همين دل خوش كرد. اين محدوديت هميشه براي من جذاب است، حتي وقتي يك آهنگساز نه براي فيلم كه براي خودش آهنگ مي‌نويسد هم براي خودش حد تعيين مي‌كند و اين حد به نوعي فرمت است، يعني در حقيقت ما براي آنكه مخاطب‌مان گمراه نباشد بايد در مسير مشخصي اين مخاطب را دنبال خودمان بكشيم وگرنه هرج و مرج مي‌شود. شما در هر نوع موسيقي، هر چقدر كه از هرج و مرج فرار كنيد به فرزانگي، نزديك مي‌شويد. مثلا عده‌اي هستند كه مي‌گويند: «نفهميديم چي شد!» اين واكنش در مواجهه با اثر موسيقي زماني اتفاق مي‌افتد كه آهنگساز آنقدر بيراهه و كوره‌راه رفته كه هويت اثر را دچار خدشه كرده است.

بعد از آنكه در قسمت اول اين اتفاق افتاد كه شما ديگر تصميم گرفتيد بر اساس ملودي‌هاي صحنه موسيقي را نسازيد...

منظورتان اين است كه متاثر از آن! نه در همان قسمت اول هم ما يك سري تم‌هاي جديدي را خارج از آن انجام داديم...

يعني آن را بسط داديد؟

نه، فقط بسط نبود، ساخت بود.

الان اين هماهنگي چطور اتفاق افتاده است؟

يعني از اين به بعد؟

بله...

ديگر الان تقريبا براي شخصيت‌هاي اصلي و تم مخصوص نوشته‌ام. موسيقي خيلي پرگوست و به جزييات اشازه مي‌كند، سكانس‌ها استفاده مي‌شود و در كنار تصوير است و جزيي از كارگرداني كار شده است. آقاي ميرباقري كاملا موقعي كه دكوپاژ مي‌كرده اين صدا‌ها را فرض مي‌كرده است.

شما يك‌بار گفتيد دل‌تان نمي‌خواهد موسيقي‌اي كه روي فيلمي كه برايش آهنگ ساخته‌ايد، شنيده شود و چندان راغب نبوديد كه به عنوان يك اثر مستقل موسيقايي معرفي شود. اما عملا اين امر در مورد بسياري از آثار شما محقق نشده و موسيقي فيلم‌هايي مثل شب دهم و مدار صفر درجه به قطعات خاطره‌انگيزي تبديل شده كه جزو خاطره موسيقايي مردم شده است و به اين ترتيب اين قطعات نسبت به فيلمي كه قطعه برايش ساخته شده جلو‌تر رفته است...

اين طور نيست كه جلو رفته باشد. من معتقدم كه وقتي اثر سينمايي مرا به اصطلاح «پر» مي‌كند، آن موسيقي‌ها را مي‌سازم. هميشه سعي مي‌كنم اگر يك كار به لحاظ سينمايي خوب نباشد، در آن نقاط مثبتي را پيدا كنم تا تبديل به موسيقي شود كه قابل شنيدن باشد ولي پيش از اينكه به عنوان يك موسيقي، مستقل شناخته شود دوست دارم كه جايم لابه‌لاي فيلم و در كنار سكانس‌ها باشد. موسيقي در جهت كمال سينما. بعضي‌ها مي‌گويند: بيا براي فيلم من موزيك بساز! اين طور درست نيست. بايد بگويند: «موسيقي اين فيلم را بساز». بين اين دو جمله تفاوت زيادي است. فيلمي كه قرار است موسيقي داشته باشد بدون موسيقي ناقص است، براي همين كارگردان‌هايي موسيقي را حذف مي‌كنند. در حقيقت موسيقي فيلم تاليف مشترك كارگردان و مصنف موسيقي است. كارگردان را بايد مسوول موسيقي فيلم بدانيم، همان طور كه مسوول تدوين و فيلمبرداري، هم اوست. بنابراين تا زماني كه هم متوجه نشوم دقيقا چه چيزي مي‌خواهد نبايد رهايش كرد. به نظر من كارگردان خوب كارگرداني است كه آهنگسازش را رها نكند، تا او هر چيزي دلش مي‌خواهد بسازد.

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/08/23/13910823003917870_PhotoL.jpg

تا به حال شده است با كارگرداني به نتيجه نرسيد؟

گاهي در بعضي از كارها به مسير ناهموار مي‌رسم و اگر جدال منطقي در بگيرد نتيجه‌اش قطعا موفقيت‌آميز است.

در «دندون طلا» به نظر مي‌رسد تاثيرگذاري موسيقي در حد يكي از بازيگران اصلي است...

در سكانسي كه نيز در حال ايراد يك خطابه طولاني و مهم‌تر است، بازي خانم اسكندري به قدري تاثيرگذار بود كه ترسيدم موسيقي مزاحم بازي‌اش شود و جلوي تاثيرش را بگيرد. در اين شرايط چه كار مي‌توانستم بكنم؟ مدت زمان اين دو سكانس شش دقيقه بود كه من براي تمام فراز و فرود‌ها موسيقي ساختم و قرار بود در طول اين مدت موسيقي قطع نشود. قطع موسيقي بيش از شروعش حواس را پرت مي‌كند. در بعضي لحظات تم، زير مونولوگ بازيگر افتاده بود. آقاي ميرباقري گفت بهتر است در چينش ميزان‌ها كاري كنيم كه تم‌ها جهت تاكيد در سكوت‌هاي مابين متن بيفتد تا كاملا شنيده شوند. اين واكنش از جانب آقاي ميرباقري دقيقا يعني شناخت. به نظر من اين مقدار شناخت كفايت مي‌كند.

برش

هر چيز محدودي ما را به اين وا مي‌دارد كه راه‌حلي برايش پيدا كنيم. در زمينه موسيقي نيز وقتي تصميم مي‌گيريم در چيزي مثل فرم موسيقي كار كنيم يا حتي خودمان را به يك «تم» مقيد بكنيم، خب اين هم خودش محدوديت است و اين محدوديت جزو اصلي يك كار كلاسيك است. قرار نيست موسيقي دچار هرج و مرج باشد. من به عنوان آهنگساز بايد ياد گرفته باشم كه بتوانم در يك محدوده عمل كنم و اين حد مرا تعريف مي‌كند.

اعتماد/هشدار معاون فرهنگي ارشاد براي تيراژ پايين كتاب

ناشران با مشكلات جدي روبه رو هستند

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/10/25/1392102514175473_PhotoL.jpg

زينب كاظم‌خواه/ يكي از مشكلات صنعت نشر كه هميشه از آن سخن به ميان مي‌آيد، شمارگان پايين كتاب است. تيراژ پايين كتاب‌ها مسائل ديگري را هم به ميان مي‌كشد كه در صنعت نشر زنجيره‌وار به هم متصل هستند؛ نبود تقاضاي كافي براي خريد كتاب كه خود نشان از كمبود سرانه مطالعه در ايران دارد از‌جمله اين مشكلات است. بر اساس آمار منتشر شده در شش ماهه امسال ٣٠ هزار و ٢٨٨ عنوان كتاب منتشر شده كه ميانگين تيراژ به ازاي هر عنوان١٨٣١ نسخه است. اگر اين رقم را با كشورهايي مانند مصر و آفريقاي جنوبي يا كوبا مقايسه كنيم در‌مي‌يابيم كه از نظر عنوان كتاب منتشر شده آمار بدي نداريم ولي از نظر شمارگان وضع مان خوب نيست. در همين سال در مصر ١٠٨ ميليون كتاب منتشر شده كه اين رقم براي كشور ما ٢٦ ميليون است يعني در مصر هر عنوان كتاب تيراژي معادل ٣٤ هزار و ٧٦٠ جلد داشته است. ميانگين تيراژ كتاب دركوبا هم چهار هزار و ٩٤٦ جلد و در آفريقاي جنوبي هشت هزار و ٢١٢ جلد در همين سال است. حالا سيدعباس صالحي، معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي روند نزولي تيراژ كتاب در كشور را هشدار داده و زنگ خطري براي حوزه تفكر كشور عنوان كرده است. به گفته او در شش ماهه ابتداي سال، ٣٣ هزار و ٨٨٦ عنوان كتاب در كشور به چاپ رسيده كه اين تعداد نسبت به مدت مشابه در سال گذشته با چاپ ٣٠ هزار و ٢٨٨ عنوان كتاب، ١٢ درصد رشد داشته است. در واقع او نيز بر همين نكته صحه مي‌گذارد كه ما از نظر عنوان كتاب‌هاي چاپ شده با كمبود مواجه نيستيم اما همان‌طور كه صالحي به آن اشاره دارد به نسبت عنوان كتاب‌ها، آمار تيراژ كتاب در كشور در حال كاهش است. معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته است: در شش ماهه امسال متوسط تيراژ كتاب، ١٨٣١ نسخه بوده كه اين ميزان نسبت به مدت مشابه سال گذشته با متوسط تيراژ ٢٠١٧ نسخه كاهش ١٢ درصدي داشته است. يكي از مشكلات ناشران گراني كاغذ بود كه از ماه‌هاي پاياني سال ٩٠ آغاز شد و با افزايش ارز قيمت هر بند كاغذ از ٣٥ هزار تومان به ٧٠ هزار تومان و درماه‌هاي بعد به ٨٠ هزار تومان رسيد و در همان زمان ناشران زيادي متضرر شدند و به تدريج كتاب‌ها نيز گران شد. صالحي هم شايد همين نكات را در ذهن داشته و شرايط فعاليت ناشران كشور را بحراني توصيف كرده و گفته است: اگر نخواهيم بگوييم بحراني بايد بگوييم ناشران كشور با مشكلات جدي رو‌به‌رو هستند. وي يادآور شده است: در شش ماهه امسال از مجموع چهار هزار ناشر فعال كشور تنها سه‌هزار ناشر، موفق به چاپ كتاب شده‌اند و از اين تعداد دو هزار و ٥٠٠ ناشر زير ١٠ عنوان كتاب چاپ كرده‌اند و ٧٦٦ ناشر نيز تنها يك عنوان كتاب را به چاپ رسانده‌اند. صالحي اين كاهش تيراژ و فعاليت ناشران را زنگ خطري براي حوزه تفكر كشور عنوان كرده است. او يك بار ديگر هشدار داده است كه اگر كتاب را به عنوان شاخص تفكر اجتماعي قبول داريم بايد بدانيم كاهش تيراژ كتاب مي‌تواند هشدار و زنگ خطري براي حوزه تفكر كشور باشد. يكي از نكاتي كه صالحي مانند بسياري از مسوولان فرهنگي به آن اشاره كرده است، مشكل كمبود سرانه مطالعه است كه آمارهاي متناقضي در طول سال‌هاي گذشته برايش ارايه شده است، بر اساس آمار امانت كتاب از كتابخانه‌هاي عمومي كشور، سرانه مطالعه نزديك به ١٤ دقيقه در روز بوده است كه اين آمار شامل انواع مطالعه مي‌شود. معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در ادامه نگراني‌هايش تنها راهكار در اين زمينه را ارتقاي فرهنگ كتابخواني دانسته است و يكي از مشكلات حوزه كتاب را كمبود كتابفروشي ذكر كرده و گفته كه بايد ويترين كتاب را در كشور افزايش دهيم.

صالحي تاكيد كرده است: همه افرادي كه درخصوص توسعه اجتماعي خود را مسوول مي‌دانند بايد در زمينه ارتقاي فرهنگ كتابخواني وارد كار شوند.

اعتماد/اپرايي ايراني روي صحنه مي‌رود

روايت محتشم كاشاني در اپراي عاشورا

سما بابايي/ ديگر با اجراي اپراهاي متعددي كه در اين سال‌ها توسط آهنگسازان مختلف با كارگرداني «بهروز غريب‌پور» به روي صحنه رفته است، مي‌توان حالا با اطمينان از داشتن اپرا در ايران گفت. از امروز قرار است اپراي «عاشورا» اجرا شود. اپرايي با آهنگسازي «بهزاد عبدي» كه خودش مي‌گويد تلاش ديگري براي تحقق اپراي ملي در ايران است. پيش از اين، اپرا به صورت عروسكي اجرا شده بود و حالا قرار است به صورت كنسرت با همراهي اركستر سمفونيك تهران و به رهبري «نصير حيدريان» اجرا شود. اپرا در ١٠پرده نوشته شده است و ٩ خواننده آن را اجرا مي‌كنند. آهنگساز اين اثر، تاكيد دارد كه اپرايش ريشه ملي دارد و در آن از دستگاه‌هاي ايراني استفاده كرده و موسيقي‌اش كاملا ايراني است تا مخاطب با موسيقي‌اي ايراني روبه‌رو شود؛ موسيقي‌اي كه در كنار تمام توانايي‌هايش مي‌تواند به عنوان اپرا نيز مطرح شود.

http://media.mehrnews.com/d/2015/10/17/3/1871786.jpg

اپرا با گفته‌هاي «محتشم كاشاني» آغاز مي‌شود و بعد از آن داستانِ غم‌انگيز عاشورا روايت مي‌شود و باز هم محتشم داستان را ادامه مي‌دهد. «بهزاد عبدي» حالا به «اعتماد» مي‌گويد كه در اين اجرا، تغييري در موسيقي ايجاد نكرده است؛ اما به هر روي هر رهبري، اجرايي منحصر به خود داشته است. اين آهنگساز همچنين تاكيد مي‌كند: «در اين سال‌ها، بهروز غريب‌پور تلاش بسياري كرده است تا اپرا را به صورت يك هنر ملي و ايراني نشان دهد و به مدد اجراهايي كه او در ايران و همچنين خارج از كشور داشته، تمام جهانيان اپراي ملي ايراني را مي‌شناسند. متن اين اجرا نيز از نوشته‌هاي ايشان است و من لازم مي‌دانم از خدمات ايشان در اين سال‌ها و تلاشي كه براي گسترش اپراي ملي در ايران داشته‌اند، تشكر كنم. » او توضيح مي‌دهد كه اپراي عاشورا بر اساس آيين «سياوش كشون» نوشته شده كه بسياري از نسخه‌هاي تعزيه نيز بر اساس اين آيين شكل گرفته‌اند: «ما از تعزيه‌هاي گوناگون، برداشت‌هاي موسيقايي بسياري انجام داده‌ايم. همان‌طور كه مي‌دانيد تعزيه در قرن‌هاي متمادي از موسيقي ملي ما نگهباني كرده است. اپراي عاشورا بر اساس دستگاه‌هاي موسيقي ايراني نوشته شده است. ما در اين حوزه به قدري با جزييات تحقيقات خود را انجام داديم كه مثلا وقتي شخصيتي مانند حر روي صحنه مي‌خواند اين خوانش بايد بر اساس چه دستگاهي از موسيقي باشد. به هر ترتيب آنچه براي ساخت اين اپرا انجام داده‌ايم تلاش براي يك كار جهاني با ساز جهاني بود كه مي‌تواند به عنوان يك اثر ملي نيز مطرح شود. »

من معتقد بودم تعزيه گرچه نمي‌تواند در قالب عنوان اپراي كلاسيك معرفي شود اما مي‌تواند يك اپراي ملي – ايراني براي مخاطب معرفي شود كه اشقيا و اوليا در خوانش‌هاي متفاوت فضاي جالب توجهي را به مخاطب ارايه مي‌دهند. هميشه در نظر داشتم بر اساس يك زبان و اركستر جهاني، بياني ايراني از يك فضاي موسيقايي داشته باشم. » بهزاد عبدي البته تاكيد مي‌كند كه «اپراي عاشورا» را بايد «تعزيه» دانست: «در ايران، تمام مراسم مذهبي با آهنگ و صدا اجرا مي‌شود و اگر «اپراي عاشورا» را «تعزيه‌خواني» بناميم همه با آن، احساس آشنايي مي‌كنند. در تعزيه تمام آلات موسيقي كه در حال حاضر استفاده مي‌شوند، وجود دارد و بي‌عدالتي مي‌شود اگر اين كار هنري را به جاي تعزيه، اپرا بناميم، زيرا يك فاجعه مذهبي با آهنگ بسيار عالي و توسط افراد تحصيلكرده نقاشي شده است.» اين اجرا را «نصير حيدريان» برعهده خواهد داشت. رهبري كه ١٨ سال از ايران دور بوده و هيچ كس در اين مدت براي اجراهاي موسيقي ملي از او دعوت نكرده است، حالا بعد از اين سال‌ها، اركستر سمفونيك تهران با اجراي قطعه «اپراي عاشورا» اثر بهزاد عبدي، به رهبري نصير حيدريان و مديريت هنري علي رهبري، با همراهي گروه كر روزهاي ٢٤، ٢٦، ٢٧، ٢٨، ٢٩، ٣٠ مهرماه ساعت ٢١:٣٠ در تالار وحدت روي صحنه مي‌رود.

اطلاعات/وزیر فرهنگ: مبارزه با افراطی گری ، عزم و اراده جهانی می طلبد

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت : یکی از مسایلی که همه ادیان الهی در برابرش باید بایستند مبارزه با افراطی گری و تروریست ها است که امروزه در منطقه شاهد رفتارهای وحشیانه آنها هستیم که نه تنها باعث آواره شدن مسلمانان و مسیحیان شده اند بلکه به از بین رفتن بسیاری از آثار و میراث تاریخی و فرهنگی کشورهای منطقه منجر شده اند.

http://media.mehrnews.com/d/2015/01/31/4/773421.jpg?ts=1444832212604

به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، «علی جنتی» در دیدار با «اسقف مارآوا روئیل» دبیر مجمع عالی اسقفان کلیسای شرق آشوری با بیان مطلب بالا افزود: برای از بین بردن افراطی گری و تروریست نیاز به عزم و اراده جهانی است.

وی گفت: کشور ایران همواره با رهبران مذهبی به ویژه آشوریان ارتباطات خوب و موثری داشته است و معمولا پیروان ادیان الهی در ایران تعداد قابل توجهی هستند که به راحتی و مسالمت آمیز با هم زندگی می کنند و نمایندگانی نیز در مجلس شورای اسلامی دارند.

عضو کابینه دولت تدبیر و امید افزود: خوشبختانه مجموعه آشوریان ایران در بین مردم از احترام ویژه ای برخوردارند و کلیساهای آنها فعال است و در جمهوری اسلامی ایران مشکلی را احساس نمی کنند.

جنتی ادامه داد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بخش بین الملل آن در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از دیرباز با مجموعه های مختلفی از کلیساها در ایران درباره مسایل مشترک ادیان الهی گفتگو داشته و همچنان این ارتباط و گفتگوها ادامه دارد.

وی افزود: همچنین ایران همواره با بسیاری از کلیساهای جهان از جمله شورای جهانی کلیساها، شورای پاپی واتیکان، کلیسای ارتدوکس روسیه،کلیسای کاتولیک اتریش و یونان و … در طول دو دهه گذشته گفتگوها و مذاکراتی درباره نقاط مشترک بین ادیان الهی داشته است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به حادثه دلخراش منا اظهار کرد: متاسفانه در این حادثه بیش از چهار هزار نفر از حجاج جان باختند که از این تعداد حدود ۴۶۰ نفر از حجاج ایرانی بودند و این اتفاق بی کفایتی و عدم مدیریت مقامات عربستان را نشان می دهد.وی با اشاره به جنایات داعش در منطقه ادامه داد: اقدامات داعش علاوه بر اینکه برای منطقه خطرناک است، برای صلح و امنیت جهانی نیز خطری جدی محسوب می شود.جنتی افزود: این افراد نه تنها با مسیحیان و یهودیان و سایر پیروان ادیان الهی مشکل دارند حتی با اکثریت مسلمانان و اهالی شیعه نیز مخالف هستند و شیعه کشی را واجب می دانند.

وی ادامه داد: این افراد به هیچ یک از اصول حقوق بشر و اصول انسانی اعتقادی ندارند. در این میان کشور ایران برای خارج کردن آنها از منطقه کمک های بسیاری به کشورهای منطقه کرده است و اخیرا نیز ائتلافی از سوی غرب و آمریکا و اروپا برای اخراج آنها صورت گرفته است که امیدوارم هر چه زودتر از منطقه خارج شوند.

وزیر فرهنگ کابینه یازدهم گفت: امیدوارم تمامی ادیان الهی که همه مسیر یکتاپرستی و دعوت به توحید را طی می کنند دست در دست یکدیگر هدف تقرب به خداوند را پیش ببرند.

جمهوری اسلامی ایران همواره نگاه مثبتی به آشوریان دارد

در ادامه این دیدار «اسقف مار آوا روئیل» دبیر مجمع عالی اسقفان کلیسای شرق آشوری گفت: جمهوری اسلامی ایران همواره نگاه مثبت و خوبی نسبت به ایرانیان آشوری و کلیساهای آنها داشته و این جای تقدیر و تشکر دارد.وی افزود: ما وقتی در ایران حضور داریم خود را ایرانی می دانیم و از دولت جمهوری اسلامی ایران برای مقاومت همیشگی خود در برابر تروریست های منطقه تشکر می کنم.

اطلاعات/توجه رسانه‌ها به اعتراض ایران درنمایشگاه فرانکفورت

روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد: غرفه ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به کانون توجه رسانه‌ها تبدیل شده است.

http://cdn.asriran.com/files/fa/news/1394/7/24/512533_557.jpg

بر اساس گزارش رسیده از این معاونت، در حالی که غرفه ملی جمهوری اسلامی ایران در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت بسته است، اما با همراهی ناشران شرکت‌کننده ایرانی در نمایشگاه، اقدامات فرهنگی و اعتراضی در چارچوب مقررات نمایشگاه ادامه دارد و این فعالیت‌ها غرفه ایران را به کانون توجه خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین‌المللی تبدیل کرده است.

همزمان با بازگشایی نمایشگاه کتاب فرانکفورت از روز چهارشنبه (۲۲ مهر ماه) با اینکه همه فعالیت‌های غرفه ایران در حوزه نشر تعطیل شده است، اما در غرفه ایران اعتراض ناشران و دولت ایران به اشکال مختلف ادامه یافته و امکانی فراهم شده است که نمایندگان اعزامی از سوی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی نسبت به حضور نداشتن ایران در نمایشگاه روشنگری کنند و دلایل اعتراض ایران را به بازدیدکنندگان توضیح دهند.

یکی از افراد مطلع در غرفه ایران در فرانکفورت درباره فعالیت‌های ایران گفت: برخی از این اقدامات اعتراضی ایران که در محل غرفه جمهوری اسلامی ایران به نماش گذاشته شده، عبارتند از: تهیه و نصب بنرهایی با موضوع دلیل حضور نداشتن ایران و نصب آن در چهار گوشه غرفه، توزیع بروشور دلیل حضور نداشتن ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، توزیع بروشور انگلیسی اعجاز قرآن کریم، طراحی و چاپ پوستر «من محمد را دوست دارم» در دو طراح متفاوت و نصب آن در غرفه و اهدا به بازدیدکنندگان متقاضی، طراحی چهار پوستر با محتوای آزادی بیان و اعتراض به حضور سلمان رشدی و نصب آن در غرفه ایران، هدیه رمان محمد (ص) به بازدیدگنندگان. همچنین در متن بنر نصب‌شده در غرفه جمهوری اسلامی ایران با عنوان «چرا ما حضور نداریم؟!» آمده است:

«دعوت از نویسنده‌ای که به مقدسات بیش از یک میلیارد انسان به بهانه «آزادی بیان» بی‌احترامی می‌کند در کنفرانس خبری نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت، نقض آشکار اعلامیه جهانی «حقوق بشر» است. ما به این حرکت غیرفرهنگی اعتراض داریم.»

وی افزود: از سوی دیگر مسئولان غرفه ایران با هدف ترویج و آشنایی بیشتر بازدیدکنندگان با فرهنگ غنی ایران اسلامی فعالیت‌هایی را به این شرح انجام داده‌اند: توزیع نامه رهبری به جوانان جهان به سه زبان عربی، انگلیسی و فارسی، توزیع کتاب ایران‌شناسی «ایران دروازه تمدن»، توزیع

سی‌دی فیلم «ایران دروازه تمدن» و «ایران سرزمین رنگین کمان» و همچنین پخش آن‌ها از تلویزیون و توزیع بروشورها و سی‌دی‌های نشر دانشگاهی.

او با اشاره به حضور رسانه‌های مختلف در غرفه ایران برای بازتاب این رویداد اعتراضی عنوان کرد: در کنار این فعالیت‌های اعتراضی و تبلیغی، غرفه ایران شاهد حضور خبرنگاران و عکاسان بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی بود که به دنبال تهیه گزارش از اقدام اعتراضی ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت بودند. در سه روز گذشته شبکه یک آلمان، شبکه zdf آلمان، خبرگزاری رویترز، یورو نیوز، تلویزیون استان هسه، نشریه publishing perspective،نشریه publishing weekly، نشریه booksellers ، روزنامه پرمخاطب زو دویچه زایتونگ، مجله اشپیگل، رادیو زمانه و ده‌ها عکاس و خبرنگار آزاد از رسانه‌های مختلف جهان به تهیه و انتشار اخبار با موضوع اعتراض ایران به سیاست نمایشگاه کتاب فرانکفورت در دعوت از یک نویسنده مرتد پرداختند.

بنا بر اعلام، همچنین با گسترش اقدامات اعتراضی ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت جمعی از هموطنان ایرانی مقیم آلمان هم‌صدا با اقدام اعتراضی جمهوری اسلامی ایران برای همراهی و کمک در بیان مواضع روشنگرانه در این خصوص اعلام آمادگی کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، پیش از آغاز نمایشگاه کتاب فرانکفورت، سیدعباس صالحی معاون امور فرهنگی وزارت ارشاد ضمن اعلام بسته بودن غرفه جمهوری اسلامی ایران، از اعتراض جدی و گسترده علیه نویسنده مرتد کتاب موهن آیات شیطانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت خبر داده بود.

ایران/همراهی ناشران غیر دولتی با دولت در تحریم نمایشگاه کتاب فرانکفورت

صالحی: موضع ناشران بخش خصوصی ایران سزاوار قدردانی است

رسانه‌های خارجی بویژه رسانه های آلمانی زبان با ‌وجود تدارک و تلاش برای نمایش شکاف بین دولت و بخش خصوصی نشر ایران در مواجهه با حضور نویسنده کتاب موهن آیات شیطانی از اقدام ناشران ایرانی در دفاع از پیامبر(ص) غافلگیر شدند.

به گزارش ایرنا درحالی که روز گذشته خبرگزاری دویچه وله آلمان و برخی دیگر از رسانه‌های خارجی در تیترهای خود از حضور 10 ناشر ایرانی بر خلاف حضور نداشتن دولت ایران خبر دادند، صدور بیانیه‌های مستقل و مشترک ناشران ایرانی با محتوای اعتراض به حضور سلمان رشدی، سیاستگذاران این رخداد بین‌المللی را به چالش کشید.

برخی مؤسسات و ناشران بخش خصوصی ایران از جمله شرکت سهامی کتاب کهن، خانه هنرمندان، سفیر اردهال و مجله Printed In Iran در بیانیه‌ای اعلام کردند: با‌وجود ضرر و زیان مالی بسیار؛ از آنجا که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان پرچمدار فرهنگ نظام جمهوری اسلامی از حضور در این نمایشگاه خودداری کرده است ما نیز غرفه‌های خود را باز نخواهیم کرد ولی برای مقابله با دشمنان و آگاه کردن نادانان، همیشه در صحنه حضور داریم و به عنوان سربازی کوچک در عرصه‌های فرهنگی پشتیبان نظام اسلامی مان خواهیم بود.

http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1394/07/25/139407251004199286311364.jpg

سید عباس صالحی، معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعد از اقدام ناشران ایرانی حاضر در نمایشگاه فرانکفورت از آنان قدردانی کرد و گفت: مواضع ناشران بخش خصوصی ایران در دفاع از ارزش‌های دینی اقدامی بود که سزاوار قدردانی است.

صالحی افزود: اطمینان داریم در ادامه این نمایشگاه نیز ناشران ایرانی در اقدامات هوشمندانه قانونی و مسالمت جویانه در دفاع از ارزش‌های دینی و آزادی بیان پایدار و غیر گزینشی نقش آفرین خواهند بود. معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: موضع هوشمندانه ناشران بخش خصوصی ایران نشان می‌دهد با‌وجود تنوع سیاسی و فرهنگی در ایران همگان در دفاع از ارزش‌ها و باور‌های اعتقادی همصدا هستند و شنیدن این صدای واحد از عناصر فعال در نمایشگاه کتاب فرانکفورت دور از انتظار نبود. ایران با نصب نوار مشکی به مناسبت ایام ماه محرم و در اعتراض به حضور سلمان رشدی مرتد در کنفرانس خبری نمایشگاه فرانکفورت، این نمایشگاه را تحریم و از چیدن کتاب در غرفه خود، خودداری کرد.

جام جم/با مرتضی حیدری، مجری و گوینده خبر

عاشق اجرا بودم حتی قبل از باسواد شدن

مرتضی حیدری مجری شناخته‌شده‌ای است؛ از گفت‌وگوی ویژه خبری گرفته تا برنامه پایش. درست است که خودش هم مجری است و هم فیزیوتراپ، ولی شدیدا به دو‌شغله‌ها معترض است.

به گزارش جام جم سیما ، حالا او گوینده خبر شده و به همین مناسبت سراغش رفته‌ایم.

تعریف؟

یک شهروند عادی.

یک شهروند عادی فیزیوتراپیست؟

بله. فیزیوتراپی هم می‌کنم.

نسبتش با گویندگی چیست؟

هیچ نسبتی ندارد.

پس چرا همزمان انجامشان می‌دهید؟

به اعتبار اولین رشته تحصیلی‌ام فیزیوتراپی می‌کنم.

و اجرا؟

http://media.isna.ir/content/Picture%201102.jpg/4

علاقه شخصی و تحصیلات بعدی‌ام.

کدام بهتر است؟

هر کدام یک‌جور خوب است.

خوبی درمان؟

اثرش را روی بیمار می‌بینی و لذتبخش است.

اجرا چه؟

وقتی می‌توانی حرفی بزنی که حرف مردم است.

کدام مفیدتر است؟

دامنه تاثیرگذاری اجرا بیشتر است.

از میان کسانی که در تلویزیون روبه‌رویتان نشستند، بیماری هم برایتان جور شده است؟

نه، هیچ وقت. ولی تبصره دارد.

تبصره‌اش چیست؟

مثلا راهنمایی درمانی گرفته‌ یا خواسته‌اند به دکتر یا بیمارستانی معرفی‌شان کنم.

دو شغله هستید؟

به نوعی بله.

دو شغله‌های دولتی؟

غیرقانونی است، ولی بعضی‌ها قانون را دور می‌زنند.

چطور دور می‌زنند؟

مثلا می‌گویند استادی دانشگاه شغل محسوب نمی‌شود.

نمی‌شود همزمان با منصب دولتی تدریس هم کرد؟

به نظر من نه. عمر علم 5 سال است این روزها.

چرا؟

برای چهار ساعت درس دادن در هفته باید 40 ساعت مطالعه کنی.

وضعیت تشکیل کلاس‌ها چه؟

یا کلاس را آورده‌اند در دفترشان یا کس دیگری را فرستاده‌اند سر کلاس.

باعث تاسف است.

حتما هست. 30 سال هم وزیر و وکیل بوده‌اند همزمان.

شورای شهری‌ها چه؟

یک دنیا کار و گرفتاری است. می‌شود شغل نباشد؟

چه باید کرد؟

باید منظور قانون را فهمید.

منظورش چیست؟

روشن است. باید برای یک شغل وقت بگذاری.

وقتی یکی از مسئولان از توضیح شفاف طفره می‌رود؟

حس بدی است. به بینندگان هم منتقل می‌شود.

چطور؟

دوست دارند ما واکنش نشان بدهیم.

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1391/8/15/118402_982.jpg

می‌دهید؟

سعی می‌کنم. زیرپوستی و تا جایی که بشود.

می‌شود که نشود؟

مصلحت است.

مصلحت رسانه روی سوال‌های شما موثر است؟

بله. هر رسانه اهداف و بیزینس پلن‌هایی دارد.

خط‌قرمزهای رسانه؟

خط‌قرمز بیشتر در ذهن ماست.

جدا؟

ناشی از ترس و غیرحرفه‌ای بودن ماست.

عافیت‌طلبی؟

عافیت‌طلبی و بی‌مسئولیتی. چارچوب‌ها آن‌قدر تنگ نیست.

تجربه خودتان چیست؟

خیلی پیش آمده از خط‌قرمز گذشته‌ام.

خب؟

همه نگران شدند، ولی هیچ اتفاقی نیفتاده است.

پایش یعنی چه؟

پاییدن. همان مونیتور کردن است.

چه چیزی را می‌پایید؟

محیط کسب و کار کشور را.

خب بعدش چه؟

اگر دیدیم قانون و دستورالعملی چوب لای چرخ می‌گذارد، مطرح می‌کنیم.

اهل کجا هستید؟

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1391/8/15/118401_301.jpg

تهران.

کودکی‌تان چگونه گذشت؟

خوب، ساده و آرام.

دوست داشتید چه کاره بشوید؟

عاشق اجرا بودم. حتی قبل از با سواد شدن.

از مدرسه فرار کرده‌اید؟

هرگز.

غیبت؟

حتی یک روز غیبت نکردم تا دیپلم. شما بگو یک زنگ.

نیمکت چندم می‌نشستید؟

همیشه ردیف اول. نیمکت اول. نفر اول.

اگر باز به گفت‌وگوی ویژه خبری دعوت شوید؟

استقبال می‌کنم.

رویکرد نباید تغییر کند؟

نه. سه محور خیلی خوب داشت.

چه بود؟

چالشی، کارشناسی و عامه فهم.

سخت‌ترین سیاستمدار ایران چه کسی بود؟

به‌هیچ‌وجه به مصاحبه شونده بستگی ندارد.

پس به چه کسی بستگی دارد؟

مصاحبه‌کننده. فقط تسلط کسی که سوال می‌کند مهم است.

پشت دوربین با کدامشان صمیمی هستید؟

نمی‌توانم بگویم فرقی ندارد. آدم به بعضی‌ها حس بهتری دارد.

به کدامشان حس بهتری دارید؟

آنهایی که محترم هستند و در حوزه مسئولیت خودشان لایق و صادق.

شایعه درباره خودتان شنیدید؟

فراوان.

یکی از آنها؟

گفتند پناهنده شدم.


چرا گفتند؟

بعضی سایت‌ها و رسانه‌ها اخلاق حرفه‌ای را رعایت نمی‌کنند.

دلیلشان چیست؟

یا تسویه‌حساب است یا جلب مخاطب یا متاسفانه کاسبی.

مردم هم باور می‌کنند؟

بله. با استناد به «تا نباشد چیزکی...»

غیبت است.

بدتر. تهمت است. تهمت بدتر است.

یارانه بگیر هستید؟

هیچ‌وقت ثبت‌نام نکردم. به خانواده هم اجازه ندادم.

چرا؟

به‌شدت مخالفم. از همان 89 مخالف بودم.

به رئیس‌جمهور هم گفتید؟

بله.

نشنیدیم.

سیاست کشور بود. نمی‌شد جلوی دوربین گفت، ولی پشت دوربین می‌گفتم.

مصلحت‌اندیشی؟

بیشتر وقت‌ها فرار از مسئولیت است.

مسکن مهر؟

ایده خوبی بود با اجرای بد.

آمار؟

به‌شدت نیاز داریم از آن صیانت کنیم.

هنرپیشه مورد علاقه‌تان؟

نگویم بهتر است. یک چیزی از تویش در‌می‌آید.

فیلم مورد علاقه؟

نیاز.

موسیقی؟

رابطه‌ام خیلی خوب است؛ مخصوصا موسیقی سنتی.

کارتون زیاد می‌دیدید؟

یکی‌اش هم از دستم در نمی‌رفت.

شخصیت مورد علاقه‌تان؟

پسر شجاع و سندباد.

طنز؟

خیلی در آن ضعیفیم.

دوست دارید چه کسی ادایتان را دربیاورد؟

محسن تنابنده.

فکر می‌کنید 10 سال آینده کجا ایستاده‌اید؟

همین مسیر. با کارهای علمی بیشتر.

دوست دارید درباره شما چه بگویند؟

به‌عنوان یک فرد حرفه‌ای از من یاد کنند.

در چه حوزه‌ای؟

ژورنالیسم تلویزیونی.

وقتی جلوی آینه می‌روید؟

گذر عمر...

گران‌ترین کت و شلواری که خریدید؟

دو میلیون و 800 هزار تومان.

رندش می‌کنیم بشود 3 میلیون...

جام جم/جنگ نرم در کمین باور و هویت ملّت‌ها

در هفته‌ای که گذشت، مسئولان و مدیران رسانه ملی به دیدار رهبر معظم انقلاب رفتند. در این دیدار، رهبری با تبیین اهداف جنگ نرم، تغییر باورهای مردم را مهم‌ترین هدف این جنگ پیچیده خواندند. ایشان همچنین رسانه ملی را رسانه نظام و کشور و انقلاب دانستند و آن را قرارگاه مقدم و فعال مقابله با جنگ نرم معرفی کردند. منویات رهبر معظم انقلاب بهانه‌ای شد تا از کارشناسان خبره و آگاه به موضوع، اهداف و ابزار جنگ نرم و رسالت رسانه ملی در این حوزه را جویا شویم.

http://www.leader.ir/media/album/news/44723_775.jpg

درگیری و تنش

محمد اخگری، معاون برون‌مرزی صدا و سیما با اشاره به جنگ نرم به جام‌جم می گوید: جنگ نرم، همان‌گونه که از نامش پیداست، جنگی نامحسوس است که آهسته‌آهسته بنیان‌ها و شالوده‌های اصلی یک فرهنگ، جامعه یا تمدن را استحاله می‌کند. این جنگ زمانبر است و در ظاهر هیچ درگیری و تنشی ندارد، اما در باطن زمینه درگیری و تنش را در درون جامعه پدید می‌آورد. این جنگ خاموش و بی‌صداست، اما فرصتی را فراهم می‌کند که صید بدون هیچ درگیری به دنبال صیاد می‌رود. هدف جنگ نرم هویت و فرهنگ ملت‌هاست. هدف آن از بین بردن بایدها و نبایدهایی است که چون سنگری مستحکم در مقابل اهداف سلطه‌گران ایستاده است. مهم‌ترین ابزار جنگ نرم رسانه است. استفاده از ابزار رسانه برای عادی جلوه دادن، آنچه تا قبل از آن زشت شمرده می‌شده است و برعکس. حرکت و تغییر در عقاید و افکار که البته در گام نخست با تغییر در رفتار حاصل می‌شود.

معاون برون‌مرزی صدا و سیما عنوان می‌کند بی‌گمان رفتار انسان حاصل اندیشه‌های اوست، اما گاه رفتار انسان و سبک زندگی او بر افکارش تاثیر می‌گذارد. به نظر می‌رسد قدرت نرم به جای آن‌که نخست به تغییر در افکار بیندیشد، رفتار و سبک زندگی را هدف قرار می‌دهد، اگر به صفحه اول درگاه یاهو مراجعه کنید نخستین عکس‌ها و تصاویر غالبا به ستاره‌های هنر و سینمای هالیوود اختصاص می‌یابد که مروج سبک زندگی غربی و فرهنگ برهنگی است. فرهنگ مصرف‌گرایی، مدگرایی و تجمل در نقطه مقابل فرهنگ اسلامی است، اما گویی تصاویر رسانه‌ای، کم‌کم و با تکرار از حالت غریبگی به حالت آشنا تبدیل می‌شوند و انسان در گذر زمان در تقلید از فرهنگ‌های وارداتی، خودش را گم می‌کند و بی‌آن‌که بداند رفتارش مانند سبک مصنوع رسانه درمی‌آید.

اخگری:

رسانه‌های مجازی به سبب تعاملی بودن و ایجاد حس انتخابگری در مخاطب بهترین ابزار جنگ نرم است

به نظر وی ، رسانه شاید روزگاری واسطه انتقال پیام بود، بعدها خودش را پیام نامیدند و البته امروز دیگر واقعیت مجازی نیست، بلکه مجازیت واقعی است؛ یعنی سبکی برساخته از خودش که در میان مردم و اجتماع بسط می‌یابد. این فرهنگ تازه، نوعی از خودبیگانگی و استحاله است به گونه‌ای که فرهنگ خودش را غریبه و فرهنگ غریبه را آشنا می‌شمارد.

رسانه‌های مجازی به سبب تعاملی بودن و ایجاد حس انتخابگری و کنشگری در مخاطب بهترین ابزار قدرت نرم و جنگ نرم است و نظام سلطه با تمام توان از این فرصت استفاده می‌کند تا خودش را به‌دست همان جوامع به دیگر فرهنگ‌ها تحمیل کند.

حفظ ارزش‌ها

معاون برون‌مرزی معتقد است: وضعیت رسانه‌ای عصر حاضر نسبت به دو دهه پیش بسیار متفاوت شده است. رادیو دیگر رادیوی دهه 60 نیست که تنها ابزار دریافت اطلاعات مردم باشد و تلویزیون هم رسانه دهه 70 و 80 نیست که ساعت‌ها مخاطبانش را پای خود بنشاند. فضای رسانه‌های نو با تکثر فراوان خود، مشتریان پیام را به بازارهای مورد علاقه‌شان روانه می‌کند و لذا مقایسه کردن رادیو و تلویزیون امروز به نسبت تفاوت تقاضای مخاطبان قیاسی نادرست است. در این وضعیت جایگاه رسانه ملی به تعبیر رهبر معظم انقلاب قرارگاه مقابله با جنگ نرم است.

وی اشاره می‌کند: بی‌گمان وقتی ابزار جنگ نرم رسانه است، برای مقابله با آن نیز باید از رسانه استفاده کرد. رسانه ملی که با تمام توان و تلاشش حفظ ارزش‌ها، هویت و فرهنگ اسلامی ـ ایرانی است، مهم‌ترین و اصلی‌ترین مقر مقابله با تغییر باورهاست. لذا در دوره حاضر که شاهد تحول و گذر رسانه‌ای از رسانه‌های جمعی به رسانه‌های اجتماعی هستیم، حساس‌ترین دوره عصر رسانه ملی است. مسئولیتی سنگین که حتی یک لحظه نمی‌توان از آن غافل شد و نمی‌توان آن را به فراموشی سپرد. بنابراین برای مسئولان و کارکنان صداوسیماست که این سنگر را که سنگر هویت و فرهنگ اسلامی ـ ایرانی است حفظ کنند. کمین‌های آهسته دشمن را که چون حرکت مورچه سیاه بر سنگ سیاه نامحسوس است، بشناسند و کید دشمنان را برملا سازند. اخلاق و امید و دین را به‌عنوان حصار محکم این فرهنگ دیرین و ریشه‌دار تقویت کنند و جامعه را نسبت به مقاصد و اهداف دشمنان آگاه سازند.

پرتوی‌زاده :

جنگ نرم بیش از عموم مردم روی نخبگان تاثیر می‌گذارد، زیرا تغییرات فکری آنها به جامعه منتقل می‌شود

اخگری می‌افزاید: در این صحنه سنگین نبرد باید به همه روش‌ها و تکنیک‌ها و ابزارهای جنگ نرم مجهز و مسلط بود و این تجهیز باید همزمان با گذر از رسانه سنتی به رسانه نو به سرعت اتفاق بیفتد؛ چرا که تحولات عصر رسانه‌های نو بسیار شتابان است. فرمایشات رهبر معظم انقلاب چراغ راه حال و آینده رسانه ملی است، امید که سربازان و سرداران این سنگر بتوانند با فضل الهی و راهنمایی‌های داهیانه رهبر حکیم، فرزانه و دوراندیش خویش این مسیر را به درستی و با موفقیت طی کنند.

تاثیرگذاری بر نخبگان

دکتر رضا پرتوی‌زاده، استاد دانشگاه صداوسیما درباره تاریخچه جنگ نرم به جام‌جم می‌گوید: عنوان جنگ نرم سال‌ها پیش در ایالات متحده آمریکا در مقابل جنگ سخت یا جنگ رودرروی فیزیکی مطرح شد و اولین بار در دانشگاه ملی جنگ آمریکا به کار رفت.

وی جنگ نرم را این طور تعریف می‌کند: این جنگ استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در مختصات فکری دشمن است و از همین رو هر اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای که جامعه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری و استفاده از زور و اجبار و انفعال، طرف مقابل را به پذیرش و تسلیم وادار می‌کند، جنگ نرم است.

http://www.leader.ir/media/album/news/44720_646.jpg

این استاد دانشگاه جنگ سفید، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، براندازی نرم، انقلاب نرم، انقلاب رنگی و انقلاب مخملی را زیرشاخه‌های جنگ نرم دانست و گفت: جنگ نرم بیش از عموم مردم روی نخبگان تاثیر می‌گذارد، زیرا تغییرات فکری و اندیشه‌های نخبگان در ساختار و برنامه‌های زندگی، افکار و ایدئولوژی‌های ایشان به جامعه منتقل می‌شود.

این شیوه‌ها در جنگ نرم مورد استفاده قرار می‌گیرند: استحاله فرهنگی و سیاسی به منظور ناکارآمد نشان دادن نظام سیاسی مورد هدف، ایجاد رعب و وحشت از برخی مسائل مانند فقر و جنگ و دامن‌زدن به جو بی‌اعتمادی و ناامنی روانی، اختلاف‌افکنی در صفوف مردم، برانگیختن اختلاف میان نظامیان و سیاسیون کشور، ترویج روحیه یاس و ناامیدی در افراد جامعه به ویژه نخبگان، بی‌تفاوت کردن قشر جوان و دانشجویان نسبت به مسائل مهم کشور و موضوعات سیاسی، کاهش روحیه و کارآیی نظامیان و ایجاد اختلاف بین شاخه‌های مختلف نظامی و امنیتی، تبلیغات سیاه برای آشوب و شایعه‌پراکنی از طریق شبکه‌های مجازی، تقویت نارضایتی مردم بر مبنای تفاوت‌های مذهبی، سیاسی اجتماعی و قومی و نسبت‌های ناروا به مسئولان دولت و تلاش برای بحرانی نشان دادن موضوعات داخلی کشور و اوضاع اجتماعی و فرهنگی از طریق انتشار اخبار نادرست در شبکه‌های مجازی.

رادیو و تلویزیون، مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی به واسطه نفوذ و گستردگی، ابزار درجه اول جنگ نرم و بعد از آن رسانه‌های سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و حتی موسیقی مهم‌ترین ابزار این جنگ محسوب می‌شوند.

رسانه ملی می‌تواند برای اتاق فکری که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کرده‌اند، از افراد نخبه، اندیشمن