در باب روشنفکری / قسمت چهارم و پایانی/
روشنفکری؛ تعامل یا تضاد با قدرت و توسعه کشور
کلیت موضوع روشنفکری در ایران در هر دوره با نواقص خاص آن دوره همراه بوده و زمینه های ظهور آن نیز معیوب و با کاستی های علی که معلول علل وعوامل فراوان می باشد متولد شده است؛ بعبارتی این بستر های تولد، رشد و نمو موضوع مورد بحث ما ( روشنفکری در ایران ) بیشتر یک رهیافت رتوریک مبتنی بر لفاظی های فلسفی و بازی های زبانی وانگاره های ژله ای بوده است.

گروه سیاسی: در ادامه آنچه که در سه نوشتار گذشته در باب موضوع روشنفکری با عنوان «روشنفکر؛ وجدان های بیدار جامعه مدنی یا تافتگان جدا بافته از جامعه ؟! » و «اضلاع چهار گانه تاریخ روشنفکری در ایران معاصر» و «روشنفکری و ماهیت تجدد در ایران» مصطفی مطهری به آن پرداخت در این مکتبوب به روشنفکری؛ تعامل یا تضاد با قدرت و توسعه کشور می پردازیم.
به گزارش بولتن نیوز، بخش چهارم و پایانی این یادداشت که به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار سیاسی ما قرار گرفته، به شرح زیر است:
آنچه که در این بخش برآنیم تا درادامه سلسله نوشتارهای مرتبط با موضوع روشنفکری در ایران بدان بپردازیم موضوعی است با ویژگی های جامعه از منظر متناظر این گروه از افراد جامعه به عنوان روشنفکر می باشد.
بطوریکه تا سال ۱۳۵۷ روشنفکرانی که با حکومت کار می کردند، اساس فکر آنها بر این بود که از راه دست يافتن به تکنولوژی و مدرنيزاسيون خواهند توانست ايران را از يک جامعه جهان سومی به يک جامعه پيشرفتهی صنعتی تبديل کنند؛ اين روشنفکری البته به مباحث نظری توجه کمتری داشت و کار خود را به صورت عملی پيش می برد. در مقابل روشنفکری مخالف حکومت که به مباحث نظری بيشتر توجه می کرد، نگاه روشنفکران درون حکومت را (( غرب زدگی )) و امثال آن می دانستند. امروزه با گذشت نزدیک به چهار دهه ( سی و چندسال ) از پیروزی انقلاب اسلامی در ايران شايد بتوان گفت نظريات هر دو گروه در ارتباط با مدرنيسم با شکست نسبی مواجه شده است و به بن بست خورده است و متعاقب با آن نوع دیگر از گفتمان روشنفکری مختص به جامعه ایرانی که قبلا هم در کنار سایر گفتمان های روشنفکری فعالیت می نموده، روشنفکری دينی است که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش بيشتری برای تغيير اوضاع از خود نشان داده است. اما پروژه روشنفکری دینی نیز در سال های اخیر به تعبیر برخی منتقدان با تعارضات خاصی مواجه شده است. دسته ای از بانیان این گفتمان ( روشنفکری دينی )، اکنون در ادعای خود بازنگری کرده اند؛ آنها همواره دغدغه جمع میان دینداری یا به تعبیر وسیع تر سنت و لوازم دنیای مدرن را داشته اند و اما مشاهده تجربه سال های اخیر آنها نشان از این دارد که سنت در این گفتمان، هر روز گامی به عقب می گذارد، بطوریکه کار به جایی رسیده که پاره ای منتقدان، روشنفکری دینی را تلاشی برای پذیرفتن تام و تمام مدرنیته در پوشش دین دانسته اند. آنچه درباره ماهیت روشنفکری دینی در شکل عام و جهانی آن مطرح است و بصورت ویژه باید مورد تامل و تفکر قرار گیرد این می باشد که تمام روشنفكران ديني در هرجای دنیا محاط به يك مخرج مشترك واحد هستند ( دین وآموزه های دینی ) اما با اين حال رفتار و كار فكري آنان از گرايش ها و الگوهاي متغيري با توجه به شرایط بروز و ظهور این گفتمان تبعيت می کند.
مع الوصف ذکر این نکات، اساسی به نظر می رسد اگر در تمام دوران پهلوی دوم مدرنيزاسيون انجام می گرفت اما بحث فلسفی مربوط به تجدد وجود نداشت، اما امروزه اگر از عملیاتی کردن مدرنيزاسيون در گفتمان های روشنفکری خبر زيادی نيست و به گوش نمی رسد امائدر عوض آن به وفور بحث های فلسفی درکالبد تشریح و تبیین و تفسیر تجدد به شکل های گوناگون اعم از ترجمه و نوشته و بحث و ... وجود دارد.

با مطالعه ادوار روشنفکری در ایران نکته ای که خواننده و یا پژوهشگر را در راستای رسیدن به یک نقطه اشتراک میان این قشر از جامعه ایران ( جامعه روشنفکران ) با دیگر اعضای جامعه اقناع می کند این است که روشنفکران جامعه ایرانی ( به عنوان حاملان مدرنیته ) نیز به مانند سایر اقشار در جامعه ایرانی پابسته و در دام افراط و تفریط های فرهنگی قرار دارند. در حالی که با نقد و کنکاش های علمی در اساس نظری مفهوم مدرنیته می توان به روشنی دریافت نقادی فکری از مدرنيته خود يکی از ابزار درونی و ضروری پيشرفت مدرن است نه صرف تقلید و پیروی از مفاهیم نظری و مبانی عینیت یافته آن؛ به عبارتی تقلید نظری صرف از تجدد غربی در عمل نه ممکن است و نه مطلوب می باشد بلکه اجتهاد در این مفاهیم لازم است.

کوتاه سخن اینکه کلیت موضوع روشنفکری در ایران در هر دوره با نواقص خاص آن دوره همراه بوده و زمینه های ظهور آن نیز معیوب و با کاستی های علی که معلول علل وعوامل فراوان می باشد متولد شده است؛ بعبارتی این بستر های تولد، رشد و نمو موضوع مورد بحث ما ( روشنفکری در ایران ) بیشتر یک رهیافت رتوریک مبتنی بر لفاظی های فلسفی و بازی های زبانی وانگاره های ژله ای بوده است؛ بدان معنا که آنچه را که بسیاری از روشنفکران ایران کمتر به آن توجه کردهاند درک این واقعیت است که اندیشهها و تکاپوهای روشنفکرانه ( تجددطلبانه ) در ایران، هر زمان و هر جا که یکسره به تقلید از غرب پرداخته، دچار گسست از تاریخ و فرهنگ جامعه خود گشته و آن زمان و آن جایی نیز که یکسره به نفی مطلق غرب تلاش ورزیده، فرصت و امکان تعامل فرهنگی و تمدنی میان یک جامعه با جوامع دیگر را که لازمه تحول و کارآیی فرهنگ و تمدن هر یک از جوامع بشری می باشد را از دست داده است و کمتر مساعی عملی و نظری در زمینه تاکید بر وسعت بخشیدن به افق های علمی در عرصه دستیابی به ساز و کار های تمدنی منتج شده از عصر صنعتی شدن جهان بعنوان یک میراث بشری را مورد توجه قرار داده و در پرورندان و عمق بخشی و قبولاندن ( پیشرفت وترقی یا تجدد بعنوان یک مساعی عمومی متعلق به تمام انسان ها ) آن ( نوسازی و تجدد ) به دولت ها و عموم جامعه در ایران تلاش قلیل و نا چیزی کرده است.
منبع: بولتن نیوز
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


