کد خبر: ۲۹۵۰۷
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

پشت پرده مافياي فوتبال

گرم گفت‌وگو شده بودیم که جمعی از مربیانی که در حال گذراندن کلاس‌های مربیگری درجه A کنفدراسیون آسیا بودند از کلاس بیرون آمدند و با دیدن مجید جلالی روی صندلی‌های کنار ما در لابی هتل آکادمی نشستند و منتظر فرصتی بودند تا سلامی کرده و با پرسیدن سوال‌هایی از این مدرس بین‌المللی فیفا- که دوره‌های مربیگری را از ابتدایی‌ترین تا انتهایی‌ترین سطح طی کرده- از تجربیات سال‌ها مربیگری او استفاده کنند. اما وقتی دیدند این مرد فوتبال پاک در حال صحبت از دستان ناپاک پشت‌ پرده فوتبال است ترجیح دادند سکوت کنند و به ه


لطفاً در ابتدا تعریفی از مافیای فوتبال داشته باشید. همانطور که در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و... مافیا تعریف خاص خود را دارد، تعریف شما از مافیا در ورزش و بویژه ورزش فوتبال چیست؟


مافیای فوتبال به شبکه‌های پشت پرده‌ای اطلاق می‌شود که هدایت افکار عمومی، هدایت تصمیمات مدیران، مربیان، بازیکنان و... را برعهده دارند و با تحمیل افکار خود – که مبتنی بر کسب قدرت و ثروت است- بر جامعه فوتبال، نبض فوتبال را در دست گرفته و به دلخواه خود ضربان آن را بالا و پایین می‌برند.


چه مولفه‌هایی موجب به وجود آمدن مافیا در فوتبال می‌شود؟


در کنار هر پدیده و سازمان رسمی، شبکه‌های غیررسمی به وجود می‌آید که علاقه‌مند به تاثیرگذاری در پشت صحنه هستند و مایلند تعیین‌کننده باشند، چون در ورای این تاثیرگذاری منافع کلانی عاید آنها می‌شود. این شبکه‌های غیررسمی به موضوع اصلی که پيشرفت فوتبال است، فکر نمی‌کنند و برایشان نفس ورزش و هدف آن مطرح نیست بلکه صرفا به فکر کسب منافع مالی و در سطح بالاتر کسب قدرت براي خودشان هستند.


فوتبال کشور ما نیز تحت سیطره مافیای قدرت و ثروت قرار گرفته است؟


بله.


به چه دلیل بر این باور هستید؟


وقتی خیلی از انتخاب‌ها و گزینش‌ها در بخش‌های مختلف فوتبال از سیاستگذاران گرفته تا سرمربی و بازیکنان، تحت کنترل و اعمال سلیقه عده‌ای خاص است، مشخصا این علائم خبر از حضور مافیای عظیمی در پشت پرده فوتبال کشور می‌دهد. به عنوان مثال وقتی موعد انتخابات فدراسیون یا انتخاب مربیان و مدیران عامل باشگاه‌ها یا زمان نقل و انتقال بازیکن‌ها فرامی‌رسد لابی‌های تعیین‌کننده‌ای وجود دارد که در این انتصاب‌ها و جابه‌جایی‌ها نقش مستقیم دارند.


نحوه تاثیرگذاری مافیا در عزل و نصب مدیران و مربیان و انتقال بازیکنان چگونه است؟


این شبکه‌ها شامل گروه‌های گسترده‌ای هستند که حتی زمان انتخابات ریاست‌جمهوری فعال می‌شوند. این شبکه‌ها درون خود ابزاری دارند و برای آنکه این ابزار کارآمد شود به مولفه‌هایی نیاز دارد. به طور مثال این شبکه‌ها حتما باید در بدنه تصمیم‌گیرنده فوتبال نفر داشته باشند تا به موقع فشار لازم را برای تامین خواسته خود وارد آورند. همانطور که گفتم در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری رفت و آمدها و لابی‌ها گسترش یافته و گروه‌بندی‌های خاصی جهت حمایت از کاندیدای مطلوب به وجود می‌آید تا روزی که قرار است رئیس سازمان ورزش تعیین شود این مافیا بتوانند در تصمیم‌گیری‌ها اعمال‌نظر و نفوذ کنند.


با توجه به اینکه دانستن حقایق پشت پرده فوتبال حق مردم است، آیا مایلید کمی مصداقی‌‌تر صحبت کرده و با شناساندن این افراد به مردم، آنها را بیشتر با تاثیرگذاران پشت پرده فوتبال آشنا کنیم؟


کسانی که در فوتبال هستند این افراد را کامل می‌شناسند. بگذاریم کسانی که از دور فوتبال را می‌بینند، فکر کنند فوتبال همان چیزی است که در 90 دقیقه در مستطیل سبز اتفاق می‌افتد و از آن لذت ببرند. اگر بخواهیم مسائل پشت پرده فوتبال را به آنها بگوییم شاید آن لذت را از آنها بگیریم و ما باید صرفا با اشاراتی از این موضوعات بگذریم، چرا که داننده اصلی این مباحث باید مسؤولان و آنهایی که قدرت اجرایی لازم را برای بهینه‌سازی در فوتبال دارند، باشند. البته مردم ما نیز کم و بیش در بطن این موضوعات وارد شده‌اند. به طور مثال وقتی می‌بینید حضور تماشاگران در استادیوم کمرنگ شده، یکی از علت‌های آن آگاهی مردم از مافیای فوتبال است. مردم تا حدودی مطلع هستند که انتخاب‌ها، عزل و نصب‌ها دیگر حاصل آن چیزی که وسط زمین اتفاق می‌افتد نیست، بلکه حاصل اعمال نظر شبکه‌هایی است که در کنار فوتبال رشد قارچ‌گونه داشته‌اند.


اشاره كرديد کسانی که باید در راس مقابله با مافیا قرار بگیرند مسؤولان هستند، چرا در این موضوع شاهد کوتاهی مسؤولان هستیم؟


دلیل این امر روشن است. خاطرم هست سال گذشته برای مقابله با واسطه‌گری در فوتبال، مسؤولان تا حدودی پیش آمدند اما یکباره همه فعالیت‌هایی که در این راستا بود، متوقف شد. اگر دلیل توقف این فعالیت‌ها را جویا شویم، خواهیم دید که این مسؤولان با وضعیتی مواجه شده‌اند که ادامه تشکیلات مافیا را در بدنه خود می‌بینند و قدرت مقابله با آن را از دست می‌دهند. مثالی برای شما می‌زنم. هر سال به طور متوسط 400 میلیارد تومان هزینه فوتبال می‌شود. اگر خیلی خوشبینانه به موضوع نگاه کنیم، چیزی حدود 10 درصد این مبلغ به واسطه‌ها می‌رسد، یعنی سالانه حدود 40 میلیارد تومان. از کلان بودن این مبلغ باید حدس زد این گروه‌ها، تشکیلات کوچکی نیستند که بتوان به‌راحتی با آنها مبارزه کرد چرا که بسیاری عناصر نفوذ کرده را در بدنه فوتبال دارند تا در مواقع لازم تاثیرگذار باشند.


عوامل تشدید کننده مافیای فوتبال در کشور ما چیست؟


یکی از مهم‌ترین عوامل فقر قانون است. وقتی بودجه کلانی در تشکیلات آورده شود و بدون‌حساب و کتاب مصرف شود، فرصت مناسبی برای آدم‌های فرصت‌طلب به وجود می‌آید تا از راه‌های نادرست به این بودجه دسترسی پیدا کنند. فوتبال ما در حال حاضر چنین مشکلی دارد و قوانین هم طوری است که به فوتبال کمک نمی‌کند، برای نمونه به موضوع واسطه‌ها در فوتبال بپردازیم. واسطه‌ها همه‌جا هستند و این چیز بدی نیست. شما اگر بخواهید منزلی خریداری کنید، واسطه‌ها کمک می‌کنند و گزینه‌های مطلوب را با توجه به سلیقه‌ شما در اختیار‌تان قرار می‌دهند. این واسطه‌ها در همه دنیا هستند و دنیا نیز اینها را پذیرفته است. در فوتبال نیز چه بخواهیم، چه نخواهیم این واسطه‌ها وجود دارند و دنیا نیز وجود اینها را پذیرفته است. اما این واسطه‌ها باید حائز یکسری پارامترها باشند تا بتوانند مجوز بگیرند. متاسفانه دیده می‌شود هرکسی در صنف‌های مختلف فوتبال کار واسطه‌گری می‌کند. مربی، روزنامه‌نگار، کارمند فدراسیون، مدیر و... واسطه‌گری را برای خود یک شغل می‌دانند و به این کار می‌پردازند بنابر این در درجه اول فقر قانون موجب تشدید فعالیت این شبکه‌ها می‌شود. یکی دیگر از عواملی که موجب تشدید این فعالیت‌های غیرقانونی می‌شود، سوءمدیریت است. وقتی در یک تشکیلات نظارت نباشد و هرکسی بتواند از طریق روابط برای خود جایگاه و منافعی کسب کند، می‌توان نشانه‌های بسیاری از سوءمدیریت را یافت.


نقش بازیکنان و مربیان را در تشدید قدرت مافیا چطور ارزیابی می‌کنید؟


اگر بدنه فوتبال را شامل 3 لایه بدانیم. لایه اصلی شامل سیاستگذاران فوتبال است، ‌لایه فرعی شامل مجریان و لایه تبعی شامل مربیان و بازیکنان است. لذا مربیان و بازیکنان را نمی‌توان زیاد مقصر دانست چراکه هر بازیکن و مربی به دنبال پیشرفت است. وقتی یک نفر می‌بیند در صورتی که در این شبکه‌ها قرار بگیرد با 3 سال مربیگری، می‌تواند مربی تیم ‌ملی شود این مسیر را انتخاب می‌کند.

در صورتی که فوتبال، راه پیشرفت را طور دیگری برای او تعریف کرده است و اگر از راه صحیح بخواهد به پله‌های موفقیت دست یابد باید حداقل 20 سال کار سنگین و سخت داشته باشد و شایستگی‌های خود را در زمین بازی نشان دهد بنابراین لایه تبعی کسانی هستند که از جریان موجود تبعیت می‌کنند و خواسته‌های خودشان را دارند.

و این سیاستگذاران هستند که راه‌های پیشرفت را به لایه‌های تبعی معرفی می‌کنند. این شبکه‌های فعال وقتی ببینند حساب و کتابی وجود ندارند تاثیر‌گذاری خود را بر سیاستگذاران بیشتر می‌کنند. برای مثال در ایتالیا، این شبکه‌ها خیلی فعال و تعیین‌کننده بودند و نتایج بازی‌ها را قبل از مسابقه طراحی می‌کردند. این جریان به جایی رسید که لایه‌های اصلی ـ سیاستگذاران ـ دیدند که با این روند فوتبال ایتالیا رفته‌رفته از بین می‌رود و یکباره تمام شبکه‌های اصلی را از بین بردند. شما دیدید یوونتوس که قهرمان ایتالیا بود با منهای 17 امتیاز به لیگ 2 سقوط کرد، مدیران متخلف را معرفی کرده و سال‌های سال از مدیریت محروم کردند برخی را نیز حتی زندانی کردند و دیدیم به فاصله چند سال بعد ایتالیا قهرمان جهان شد. در واقع قدرت‌ شبکه‌ها تابع زمینه‌ای است که لایه‌های اصلی و مدیران سیاستگذار برای آنها ایجاد می‌کنند اما متاسفانه در کشور ما آنقدر زمینه برای آنها ایجاد شده که سیاستگذاران تحت تاثیر کامل مافیا هستند. یک نفر رئیس سازمان ورزش شد و اول کار گفت من با همه این شبکه‌ها مقابله می‌کنم. واقعاً هم دوست داشت پاکسازی کند. خاطرم هست ماه دوم مسؤولیت ایشان بود که از طیف وسیعی از اهالی فوتبال دعوت کرد برای حل مشکلات فوتبال و مقابله با این شبکه‌ها در جلسه‌‌ای حضور به هم رسانند. جالب اینجا بود که خیلی از این مدعوین از دانه‌درشت‌های این شبکه‌ها بودند. رئیس سازمان ورزش که وارد این جلسه شد حداقل 100 نفر حضور داشتند. مسؤولی که مدیریت این سازمان را بر عهده می‌گیرد علاقه‌مند به مبارزه با این مافیاست اما وقتی می‌بیند 3 الی 4 سال بیشتر در این سمت نیست و قدرت مقابله با اینها را ندارد در برابر مافیا منفعل مي‌شود، چرا که برای اینکه بتواند مدیریت خود را در این سال‌های اندک اثبات کند چاره‌ای جز همکاری با این شبکه‌ها ندارد و به‌رغم میل باطنی خود به خواسته‌های آنها تن می‌دهد زیرا در غیراین صورت اجازه کار را به این مدیر نمی‌دهند.


رسانه‌ها چه نقشی در دامن زدن به فعالیت این شبکه‌ها ایفا می‌کنند؟


همانطور که در مربیان کسانی سعی می‌کنند با این شبکه‌ها مقابله کنند بسیاری در سمت مقابل، عضو فعال این شبکه‌ها هستند. رسانه‌ها نیز به همین شکل هستند برخی در حال مقابله با این شبکه‌ها و برخی دیگر نیز عضو این شبکه‌ها هستند.


به طور خاص برنامه 90 چه تاثیری می‌تواند در افزایش یا کاهش فعالیت این شبکه‌ها داشته باشد؟


برنامه 90 به لحاظ جایگاه قوی‌ای که در جامعه فوتبال و مردم دارد، خیلی بیشتر از اینها می‌تواند تاثیرگذار باشد. این برنامه فقط در قالب مجری خود نیست، باید دید لایه‌های اصلی از این برنامه چه می‌خواهند. مسلماً اگر روزی اراده مقابله با این شبکه‌ها به وجود آید، برنامه 90 بهترین اسلحه برای مقابله با این شبکه‌هاست.


تداوم مافیای فوتبال چه خطراتی را می‌تواند برای این ورزش داشته باشد؟


مهم‌ترین ضربه‌ای که به فوتبال ما وارد می‌شود عدم پیشرفت است. با ادامه این روند خواهیم دید که با وجود گردش مالی و صرف انرژی بسیار بالا برای این ورزش، خروجی آن چیزی جز بدبینی و عدم پیشرفت نخواهد بود. کره‌شمالی به جام‌جهانی رفته و ما نمی‌رویم. خیلی از تیم‌های درجه 2 آسیا رقیب‌های درجه اول ما می‌شوند. اگر بخواهیم قاره آسیا را بررسی کنیم، می‌بینیم فوتبال کره و ژاپن پیشرفت کرده است چرا که این کشورها یا این شبکه‌ها را ندارند یا اگر دارند بشدت با آنها مبارزه می‌کنند و اجازه رشد به آنها نمی‌دهند.


فکر می‌کنید با چه راهکارهایی می‌توان جلوی پیشرفت این مافیای فوتبال را گرفت؟


در درجه اول باید این اراده به وجود بیاید و پس از آن قوی‌ترین مدیران نظام باید در راس مدیریت فوتبال قرار بگیرند. فوتبال یکی از اساسی‌ترین موضوعات داخلی کشور ماست و یکی از عناصر اصلی تقویت روح اجتماع این ورزش است. امروزه مردم با فوتبال شاد می‌شوند و با فوتبال غمگین می‌شوند، با فوتبال امیدوار می‌شوند و با فوتبال ناامید می‌شوند. وقتی ایران به جام‌جهانی نرفت اثرات اجتماعی آن را به وضوح در جوانان دیدیم، لذا فوتبال موضوع قابل اهمیتی است و باید مدیران قوی نظام در راس امور مدیریتی آن قرار گیرند و این مدیران باید از مرجعی حکم بگیرند که به دولت وصل نباشد چرا که دولت‌ 4 سال به 4 سال تغییر می‌کند و این فوتبال با مشکلاتی که داراست با مدیریت دولتی اداره نمی‌شود. کسی که مدیریت فوتبال را برعهده می‌گیرد باید دست‌کم 5 سال در این سمت بماند تا بتواند اقدامات اصلاحی را به صورت ریشه‌ای انجام دهد چرا که حداقل 2 سال زمان لازم دارد تا فضای حاکم بر فوتبال را شناسایی و تحلیل کند. متاسفانه مدیران ما بعد از 2 سال یکباره تغییر می‌کنند یا اگر بخواهیم در زمینه مربیگری صحبت کنیم، 18 تیم لیگ برتری داریم با حدود 25 مربی که دائما بین تیم‌های مختلف نقل مکان می‌کنند و ثبات ندارند به‌طور‌‌ی که متوسط عمر مربی برای یک تیم 14 هفته است. مطمئنا در این رفت‌وآمدها، فوتبال و باشگاه متضرر خواهند شد و آن‌که بیش از همه سود می‌برد این شبکه‌های پشت صحنه هستند. اگر هم مربی، مدیر یا بازیکنی با خواسته‌های این شبکه‌ها مخالفت كند انواع و اقسام اقدامات علیه آنها انجام می‌شود و بسیاری از آنها را خانه‌نشین می‌کنند.

سومین راهکاری که می‌توان برای مقابله با مافیا در نظر گرفت، قانونگذاری و عمل به آن است. الان یک کمیسیون به نام کمیسیون ورزش در مجلس داریم اما همانطور که 4 سال پیش نیز گفتم ما نیاز به یک کمیسیون فوتبال در مجلس داریم آن زمان یکی از نمایندگان گفت اگر این‌طور باشد باید کمیسیون هندبال، کشتی و... نیز تشکیل بدهیم. متاسفانه این نماینده، ورزش را نمی‌شناسد. او نمی‌داند که امروزه فیفا قوی‌تر از سازمان ملل عمل می‌کند. خیلی از کارهایی که سازمان ملل نمی‌تواند انجام دهد، فیفا به راحتی انجام می‌دهد. بسیاری مواقع سازمان ملل با تحمیل تحریم‌های مختلف به یک کشور نمی‌تواند به مقاصد خود دست یابد ولی فیفا به محض پیش کشیدن موضوع تعلیق برای فوتبال یک کشور خواسته‌های خود را در آن کشور اجرا می‌کند. پس ما نباید بگوییم اگر کمیسیون فوتبال داشته باشیم باید کمیسیون هندبال هم داشته باشیم. آیا تشکیلات بین‌المللی هندبال هم این قدرت اجرایی را دارد؟ خیر. امروز فوتبال در دنیا 7 هزار عنوان شغلی ایجاد کرده که در هر عنوان آن میلیون‌ها نفر کار می‌کنند. در حالی که المپیک شامل همه رشته‌های ورزشی است، جام‌جهانی فوتبال بالاترین رخداد ورزشی جهان است. بیش از 90درصد جوان‌های کشور ما به طریقی درگیر فوتبال هستند. پس این لازم است که یک کمیسیون فوتبال در مجلس داشته باشیم و گروهی از نخبگان شامل حقوقدانان و کارشناسان آشنای به فضای فوتبال قوانینی را به صورت طرح به کمیسیون فوتبال بدهند و این طرح‌ها با تصویب در مجلس به قانون تبدیل شوند. مطمئنا از بین رفتن فقر قانون در فوتبال، به پاکسازی این ورزش پرطرفدار کمک قابل توجهی خواهد کرد.


با خصوصی‌سازی در فوتبال موافقید؟


خیر. ایده خصوصی‌سازی باشگاه‌ها در فوتبال کشور ما نمی‌تواند تحقق پیدا کند. الان باشگاه‌های خصوصی ما جزو ناکارآمدترین باشگاه‌ها هستند. باید افراد فوتبالی را جذب فوتبال کرد. برای مثال جعفر کاشانی، مدیرعامل باشگاه شاهین بشود. مشخصا جعفر کاشانی دغدغه قدرت و ثروت ندارد و به مافیای فوتبال فضای کار نداده و در نقل و انتقالات به خواسته‌های آنها تن نمی‌دهد. در جلسه‌ای که

2 هفته پیش با آقای دهکردی و مهندس شریفی، رئیس کارخانه فولاد داشتم این موضوع را مطرح کردم که اگر بتوانیم نیاز خود را در بازار نقل و انتقالات به حداقل برسانیم پیروز شده‌ایم چرا که اگر نیاز ما به بازار نقل و انتقالات زیاد شود، سال به سال باید پول بیشتری خرج کرد و همواره هم در خطر هستیم چون امکان دارد بقیه بیشتر از ما پول خرج خرید و فروش بازیکنان کنند. لذا باید کاری کرد تا نیاز ما به بازار نقل و انتقالات کم شود. اگر این امر اتفاق افتد آینده از آن ماست، در غیر این صورت سرنوشتی نزدیک به سرنوشت تیم‌های استقلال‌اهواز، ابومسلم و فجرسپاسی پیدا خواهیم کرد چرا که این تیم‌ها که در فصل قبل به دسته اول سقوط کردند، اول رقابت مالی را باختند، بعد رقابت در زمین را. ما باید به فوتبال فردا نگاه کنیم و ببینیم این فوتبال به چه بازیکنان، مربیان و مدیرانی احتیاج دارد. اسپانیا، فرانسه و... سال‌های قبل این کار را کردند و به نتیجه رسیدند. ژاپن و کره نیز دیدگاه آینده‌نگر به فوتبال دارند. ما باید صاحب چنین دیدگاهی باشیم تا پیشرفت کنیم. به این نکته نیز باید توجه کرد با ابزارهای موجود، خصوصی‌سازی به این شکل جوابگو نیست. راه‌هایی که در دنیا به‌عنوان راه‌هایی درآمدزا برای فوتبال خصوصی مطرح است، در ایران محدود است. به‌عنوان مثال 40درصد درآمد باشگاه‌ها از فروش امتیاز پخش فوتبال به شبکه‌های خصوصی حاصل می‌شود که در ایران چیزی به نام شبکه خصوصی وجود ندارد یا در کشورهای صاحب فوتبال 30درصد درآمد باشگاه‌های خصوصی از طریق فروش بلیت بازی‌هاست. به‌طور‌ مثال قیمت بلیت دیدار یک بازی بارسلوناي اسپانیا به‌طور‌ میانگین 60 یورو است. این باشگاه‌ها نرخ بلیت را خودشان تعیین می‌کنند اما در ایران این‌طور نیست. بنابراین برای رسیدن به نقطه مطلوب در فوتبال کشور باید به دنبال فرمولی متناسب با شرایط خودمان باشیم و راهکارهایی که گفتم می‌تواند در رسیدن به این هدف به ما کمک کند.


آیا مطرح کردن این نقدها و راهکارها درباره مافیای فوتبال کشورمان صرفا به خاطر دلسوزی است یا شما هم زخم‌خورده این شبکه‌های پشت صحنه فوتبال هستید؟


هر دوی آنها؛ اما اعتقاد و تلاشم بر این است که آنقدر در زمین کارم را خوب انجام دهم تا این شبکه‌ها نتوانند مرا از فوتبال كنار بگذارند. در عین حال دلسوز فوتبال نیز هستم. من عاشق فوتبال هستم. فوتبال زندگی مرا تغییر داده، فوتبال مرا بین‌المللی کرده و... پس به فوتبال مدیونم و باید دلم برای فوتبال بسوزد.


دوست دارید از لطمه‌هایی که مافیای فوتبال به شما زده برایمان بگویید؟


کسانی که در فوتبال هستند خودشان می‌دانند هر مربی‌ای که در کشور یک نصف جام هم گرفت سرمربی تیم ملی شد. من هر جام کوچک و بزرگی در کشور بود گرفتم و چون الان به فوتبال خوزستان رفته‌ام مافیای فوتبال با من کاری ندارد، برای اینکه می‌دانند این فوتبال کار هر کسی نیست. البته به حضورم در خوزستان افتخار می‌کنم. من هدفم را در 3 پله طراحی کردم؛ داخلی‌، قاره‌ای و سطح بین‌المللی. در فوتبال داخلی جام‌ها را گرفتم. خیلی دوست داشتم وارد بخش قاره‌ای شوم اما با اینکه با 2 تیم قهرمان شدم هیچ‌وقت این فرصت را به من ندادند چرا که باید با همان تیم‌ها در سال بعد به باشگاه‌های آسیا می‌رفتم اما افرادی که می‌دانم چه کسانی هستند و چه اقداماتی کردند، مانع از حضور من در آسیا شدند. یا تیم فولاد که با خرید امتیاز به لیگ برتر آمده بود با بهترین بازی‌ها به رده هفتم لیگ برتر رسید اما همان وقت به جای من یک مربی خارجی آوردند و وقتی تیم دوباره به رده هجدهم سقوط کرد دوباره از من خواستند مربیگری تیم را قبول کنم. من در این فاصله خانه‌نشین بودم. من به اندازه کافی از اینها لطمه خورده‌ام. خیلی‌ جاها می‌خواستند در فصل نقل و انتقالات به من بازیکن القا کنند و من نپذیرفتم و تصمیم گرفتند در هفته سوم بازی‌ها مرا از مربیگری بردارند. البته من از کسی گله ندارم و معتقدم باید با این مافیا قدرتمندانه مبارزه کرد و من هم بر مبنای اعتقاداتم مبارزه می‌کنم و خواهم کرد.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین