کد خبر: ۲۸۶۹۶
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

دولت اصلاحات سخت‌ترين ضربه را به نظام آموزشي زد

جواد منصوري درعرصه فرهنگ و سياست به‌خوبي شناخته شده است. به‌دلايل همين روحيه فرهنگي فرماندهي كل سپاه را با معاونت فرهنگي سپاه تعويض كرد و بعدها هم در وزارت امور خارجه مسئوليت امور فرهنگي و كنسولي را بر‌عهده گرفت. منصوري درمقطعي نيز معاون فرهنگي دانشگاه آزاد اسلامي شد. وي در راستاي اصلاح علوم انساني و دانشگاه‌ها حرف‌هاي جالبي دارد. سفير سابق ايران در چين نقدهايش را صراحتاً بيان مي‌كند. درمصاحبه‌ با وي مطالبي همچون چرايي عدم تحول در دانشگاه‌ها، معضلات سيستم آموزشي، نقش شوراي عالي انقلاب فرهنگي، سياست‌زدگي دانشگاه‌ها، افزايش غيرمنطقي و ظرفيت دانشگاه‌ها، مديريت فرهنگي آموزشي در دولت هاشمي و خاتمي، مدل‌هاي آموزشي ديگر كشورهاي جهان، لزوم تفكيك و سهميه جنسيتي در دانشگاه‌ها و... مطرح و نقد شدۀ

به‌رغم تذكرات حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري چرا بعد از گذشت سال‌ها از پيروزي انقلاب همچنان شاهد تحولي مثبت و سازنده در دانشگاه‌هاي كشور نيستيم؟

همانطور كه اشاره كرديد از ابتداي انقلاب بحث اهميت دانشگاه‌ها و به‌طور كلي نظام آموزشي و دستگاه‌هاي فرهنگي بارها مطرح شده است. به‌طوري كه مجموعه سخنان امام(ره) و مقام معظم رهبري در رابطه با مسائل آموزشي و فرهنگي در بيش از سه جلد كتاب جمع‌آوري شده است. بنابراين اگر هرمسأله ديگري تا به اين ميزان مطرح مي‌شد قطعاً شاهد تحولي در آن ‌بوديم. حضرت امام(ره) در وصيتنامه خود جمله‌اي دارند كه احساس مي‌كنم اين جمله يا به‌درستي درك نشده است يا آنكه نخواسته‌اند به آن توجه كنند. ايشان صراحتاً مي‌فرمايند: «توطئه‌ها در دانشگاه‌ها از عمق ويژه‌اي برخوردارند.» اين مسأله ساده‌اي نيست، اما نمي‌دانم كه مسئولان كشور و رؤساي دانشگاه‌ها تا چه ميزان اين توطئه‌ها را جمع‌بندي و براي آن راه‌حلي پيش‌بيني كرده‌اند، به‌عنوان يك مدرس دانشگاه مي‌توانم بگويم تا به‌حال چنين تلاشي را مشاهده نكرده‌ام. در واقعيت يا مسئولان نظام آموزشي و دانشگاه‌هاي ما اين مسأله را درك نكرده‌اند يا اينكه دشمن آنقدر براي كشور مشكلات ايجاد كرده است كه مسئولان عملاً دستگاه‌هاي آموزشي كشور را رها كرده‌اند.

جهت شفاف‌سازي بفرماييد مسئول مستقيم امور آموزشي كشور و اصلاح آن چه كسي است و به‌طور كلي‌تر چه نهادي بايد پاسخگوي مطالبات رهبري و مردم باشد؟

همين نكته خود از معضلات محسوب مي‌شود، ازطرفي چندين وزارتخانه داريم كه درنظام آموزشي كشور فعالند كه خود اين تشتت يك معضل به حساب مي‌آيد. هم‌اكنون دانشگاه‌ها مشكلات خود را به سيستم آموزشي وزارت آموزش و پرورش نسبت مي‌دهند و معتقدند كه دانشگاه‌ها مستقيماً محصول سيستم آموزش‌وپرورش را تحويل مي‌گيرند، جالب آنكه آموزش‌و‌پرورش هم با رد اين ادعا معتقد است كه ما محصول دانشگاه‌ها را به‌عنوان معلم و مسئولان سيستم خود دريافت مي‌كنيم بنابراين مشكلات ما ناشي از ضعف دانشگاه‌هاست! با اين تفاسير ما در يك دور باطل گرفتار شده‌ايم تاهنگامي كه در اين دور باطل اسيريم هرگز تحولي را شاهد نخواهيم بود. چرا كه اصلاً كسي حاضر به قبول مسئوليت نيست.

آيا شوراي عالي انقلاب فرهنگي چنين كاري را انجام نمي‌دهد؟

نه، تا به حال در رابطه با نقش اين شورا در سيستم آموزشي و پژوهشي كشور هيچ تصوير روشني را نمي‌توان متصور شد. طبق گزارشات موجود در شوراي عالي انقلاب فرهنگي بيش از 50درصد از مصوبات اين شورا درطول 20سال گذشته اجرا نشده است. نمونه اخير آن هم مصوبه مربوط به عفاف و حجاب درسال 84 است. اين مصوبه بايگاني شده بود كه مجدداً به علت اعتراض‌هاي انجام شده بحث اجرايي شدن آن دوباره مطرح شده است. شوراي عالي انقلاب فرهنگي كتابچه‌اي حدود 80 صفحه را منتشر كرده است كه در آن سياست‌ها و برنامه‌هاي مقابله با تهاجم فرهنگي به‌طور كارشناسي شده‌اي مطرح شده اما آنچه كه مهم است هيچ يك از بندهاي آن اجرا نشده است.

درصورت عدم اجرايي شدن طرح اصلاح علوم انساني و به‌طور كلي‌تر سيستم آموزشي چه خطراتي آينده كشور را از ديدگاه فرهنگي و سياسي تهديد خواهد كرد؟

قطعاً اگر نظام آموزشي كشور مورد ارزيابي قرار نگيرد و براي آن راه‌حل جامعي براي حل ضعف‌ها پيش‌بيني نشود ما درآينده دچار مشكلات جدي‌تري خواهيم شد.

مهم‌ترين ضعف‌هاي سيستم آموزشي را چه مي‌دانيد؟

يكي از مهم‌ترين اين ضعف‌ها سياسي شدن نظام آموزشي و دانشگاه‌هاي ماست كه در مديريت‌ها، تشكل‌ها، برنامه‌هاي آموزشي و حركت‌هاي سياسي نمود پيدا كرده و هرگروهي به‌دنبال بهره‌برداري شخصي خود است.

بنابراين دانشگاه‌هاي ما قبل از اينكه مراكز علمي و تحقيقاتي باشند تبديل به باشگاه‌هاي سياسي شدند. همچنين توجه بي‌حد به مدرك‌گرايي و بي‌توجهي به تربيت نيروي انساني فني و تكنسين، دانشگاه‌ها را به صورت قارچ‌گونه‌اي توسعه داده است و اين توسعه كمي دانشگاه‌ها ضربه سختي به جامعه از جمله در رابطه با امور اقتصادي و سياسي به كشور وارد كرده است. اما در رابطه با اسلامي و بومي كردن دانشگاه‌ها به‌ويژه درحوزه علوم انساني عملاً كاري نشده و درحد طرح‌هاي روي كاغذ باقي‌ مانده است.

چه ارتباطي بين آينده كشور و اوضاع فعلي دانشگاه‌ها مي‌بينيد؟

وضعيت كشور محصول عملكرد گذشته دانشگاه‌ها است، وضعيت فرداي كشور محصول امروز دانشگاه‌ها خواهد بود. وقتي ما در دانشگاه‌هاي امروز خود مباحثي همچون اسلامي بودن و بومي بودن علوم را مغفول مي‌بينيم پس در آينده بايد انتظار معضلات فراوان را داشت. مسئولان آينده كشور قطعاً محصول همين دانشگاه خواهند بود.

جنابعالي سال‌ها چه به‌عنوان استاد و چه درنقش مسئول در دانشگاه‌هاي كشور حضور داشته‌ايد به نظرتان فضاي فرهنگي دانشگاه‌ها چه مسيري را طي كرده و هم‌اكنون وضعيت فرهنگي دانشگاه‌هاي كشور به چه نحوه‌اي است؟

اولين مشكل اساسي دانشگاه‌ها اين است كه سيستم آموزشي را براساس منافع و ارزش‌هاي ملي تعريف نكرده‌ايم و مديريت‌هاي آموزشي و فرهنگي ما متأسفانه بيشتر سياسي است؛ همچنين ما درتوسعه دانشگاه به افزايش كيفي و ارزشي توجهي نداشته‌ايم. از دهه 60 به بعد رقابت عجيبي بين وزارت علوم و ديگر دانشگاه‌ها واقع شد و اين رقابت منجر به افت شديد كيفيت و افزايش بي‌رويه دانشجو گرديد به نحوي كه امروز ما با خيل كثيري از فارغ‌التحصيلان بيكار و فاقد تخصص روبه‌رو هستيم و اين جمعيت تبديل به معضلي براي جمهوري اسلامي شده است.

بنابراين برخلاف مسئولان اجرايي كشور معتقد به كاهش ظرفيت دانشگاه‌ها هستيد؟

ظرفيت بايد دقيقاً متناسب با نيازهاي جامعه و امكانات دانشگاه‌ها براي تربيت متخصص كيفي باشد.

در سال‌هاي نخست پيروزي انقلاب شاهد وقوع انقلاب فرهنگي در دانشگاه‌ها بوده‌ايم كه به بهانه آن مدتي دانشگاه‌هاي كشور تعطيل بودند، به واقع تا چه حد انقلاب فرهنگي روند آموزشي در دانشگاه‌ها را متحول كرد؟

متأسفانه در بخش فرهنگ، جمهوري اسلامي تا به حال نتوانسته رسالت‌هاي خود را به انجام رساند و در اين زمينه يا افراد كم صلاحيت يا بي‌صلاحيت در اين عرصه كار كردند به نحوي كه تا به حال به خواسته‌هاي خود نرسيده‌ايم.

روند فعاليت دانشگاه‌ها عملاً ادامه دانشگاه‌هاي قبل از انقلاب است و حوزه‌هاي علميه در عرصه‌هاي اجتماعي و رسانه‌هاي كشور عملاً در بخش فرهنگسازي فعاليت مفيد و سازنده‌اي نداشته‌اند. امروز تمامي مسئولان كشور نسبت به ضعف فرهنگ عمومي صراحتاً اعتراف مي‌كنند اما اقدام عملي ديده نمي‌شود. امام جمعه تهران تأكيد مي‌كند كه ما نياز به يك انقلاب اخلاقي در جامعه داريم، ايشان كاملاً درست مي‌گويند چرا كه انقلاب فرهنگي به هيچ وجه توفيقي نداشته است. اگر امروز برق كشور قطع شود ما مي‌توانيم يك مسئول را بازخواست كنيم اما اگر آمار سرقت و فساد هر سال پنج درصد بالا رود هيچ كس مورد مؤاخذه قرار نمي‌گيرد. تنها قسمتي از اتفاقات سال گذشته مربوط به حواشي سياسي مي‌شد حال آنكه اين وقايع تلخ ريشه در مباحث فرهنگي جامعه داشت.

چه ميزان دولت سازندگي با تفكرات تكنوكراتي و دولت اصلاحات با نظريات شبه سكولاري در انحراف فرهنگي جامعه دخيل بودند؟

دولت‌هاي گذشته به دلايلي بحث نظام آموزشي و فرهنگي كشور را تحت الشعاع مسائل اقتصادي و سياسي قرار دادند و فرهنگ را در مقابل اين مسائل ذبح كردند. اين امر مورد سوء استفاده قرار گرفت، زيرا يكي از محورهاي جنگ نرم آن است كه ما اصلاً به جنگ نرم فكر نكنيم و اين اتفاق رخ داد. اين روند بيشتر در دولت آقاي هاشمي جريان داشت اما در دولت آقاي خاتمي احساس مي‌شود كه نه تنها جنگ نرم فراموش نشده بود بلكه بعضي از مسئولان دولت خود در نقش يك ضد فرهنگ ايفاي نقش مي‌كردند. در تمامي دولت‌هاي گذشته معيشت و امنيت داراي اولويت بودند بنابراين مديران اصلاً اين دغدغه را نداشتند؛ حالا مديراني كه به دنبال آسيب‌زدن بودند بايد حساب ديگري برايشان باز كرد.

صراحتاً بفرماييد كه در دولت اصلاحات آيا مسئولان فرهنگي كشور همچون مهاجراني‌ها، درصدد استحاله فرهنگي كشور بودند يا نه؟

به هر حال سخت‌ترين ضربه به فرهنگ و نظام آموزشي در دولت اصلاحات به كشور وارد شد. در آن ايام فرهنگ و نظام آموزشي و دانشگاه‌هاي كشور تخريب شد و اين موضوعي نيست كه كسي نداند.

اصول مباحث علوم سياسي در دانشگاه‌هاي كشور بر دو مبناي اصلي سكولاريسم و ماكياولي بنيان نهاده شده. به عنوان كسي كه سال‌ها در قامت يك ديپلمات به كشور خدمت كرده‌ايد به نظرتان آيا مي‌توان به اين دانشجويان تربيت شده در مكتب غرب به عنوان ديپلمات‌هاي آينده كشور اطمينان داشت تا از منافع يك حكومت اسلامي دفاع كنند؟

اتفاقاً يكي از گلايه‌هاي من از حوزه‌هاي علميه عدم فعاليت در اين نظير حوزه‌هاست. متأسفانه حوزه‌هاي علميه ما نتوانسته‌اند كارشناساني در قامت يك ديپلمات بين‌المللي تربيت كنند. زيرا از نظام آموزشي دولتي با توجه به عملكرد سه دهه گذشته انتظار چنين اتفاقي نمي‌رود.

به عبارت ديگر در كشور ما كارشناس فرهنگي در سطح بين‌الملل وجود ندارد و به اين دليل ديپلمات رايزنان فرهنگي كشورمان در دنيا بيشتر به مطالب عادي مي‌رسند. آنان عملاً با محافل فرهنگي و حتي سياسي دنيا نمي‌توانند پيوند قوي برقرار كنند.

زيرا تسلط و تجربه به زبان فرهنگي، تاريخ و شرايط عمومي كشورها را ندارند. به علاوه با فقه سياسي اسلام و سيره پيامبر و ائمه و تاريخ روابط خارجي اسلامي آشنايي ندارند. هم اكنون ما شاهد افت معنوي و روحي در بين كادر ديپلماتيك كشور هستيم. تعداد بسياري از فرزندان ديپلمات‌ها در خارج از كشور تحصيل مي‌كنند و اين يعني اينكه ديپلمات ما نمي‌فهمد كه تحصيل فرزندش در كشوري كه دشمن ماست چه تبعات‌ مخرب و منفي براي فرد و كشور دارد.

نقش رايزنان فرهنگي در اين ميان چيست؟

اين عده بيشتر كار تبليغاتي انجام مي‌دهند، رايزنان فرهنگي به دنبال ايجاد تعامل با مراكز فرهنگي،‌ فلاسفه و دانشمندان و برقراري گفت‌وگو و بحث نيستند. ما برنامه‌اي براي پرورش رايزن فرهنگي نداشته‌ايم. تربيت مبلغ هم نظم و برنامه و تخصصي ندارد، در صورتي كه در واتيكان كشيش‌ها را به 34 زبان و فرهنگ واديان ديگر دنيا تربيت مي‌كنند.

حضرتعالي در سال‌هاي حضورتان در وزارت امور خارجه از نزديك شاهد سيستم‌هاي آموزشي كشورهاي شرقي و غربي بوده‌ايد، اين كشورها براي انتقال فرهنگ خود به دانش پژوهان چه اقداماتي را انجام مي‌دهند؟

ايران تنها كشوري است كه نظام آموزشي چند پاره دارد. تقريباً در همه جاي دنيا يك سازمان، تمام مسئوليت‌هاي مربوط به آموزش را بر عهده دارد.

نظام آموزشي كاملاً علمي و حرفه‌اي اداره مي‌شود يعني اين طور نيست كه وقتي رئيس جمهور عوض مي‌شود تا مستخدم مدارس هم جابه‌جا شوند.

من در چين مدرسه‌‌اي را ديدم كه وقتي به دفتر مدير رفتم تنها چهار عكس را به ديوار ديدم كه گفتند اين چهار نفر در 30 سال گذشته مديرهاي اين مدرسه بوده‌اند. در ايران يكي از گزارش‌ها و ملاك‌هاي موفقيت مديران تعداد بركناري‌ها و تعريف‌هاست!!! عده‌اي نمي‌خواهند اين حرف‌ها را بشنوند ولي واقعيت دارد. در دوران سفارت در پاكستان شاهد جابه‌جايي چهار دولت طي چهار سال و چهار وزير امور خارجه هم به تبع آن جابه‌جا شدند اما حتي يك كارمند هم خارج از ضوابط و روش معمول جابه‌جا نشد! چرا كه هيچ مديري حق جابه‌جايي خارج از چارچوب ضوابط اداري را ندارد و كارمند موظف است تا سياست‌هاي ابلاغي را انجام دهد.

سيستم آموزش‌ عالي و دانشگاه‌هاي جهان چگونه اداره مي‌شود؟

در تمام دنيا دانشگاه‌ها با نظم كامل اداره مي‌شوند. در اكثر كشورها برطبق برنامه‌ريزي‌ها مي‌دانند نيرويي كه در حال تربيت است دقيقاً در كجا مشغول به كار خواهد شد. حتي مثلاً اگر آنها 30 نفر دانشجو پزشكي را جذب مي‌كنند همزمان شروع به ساخت يك مركز درماني مي‌كنند تا اين افراد را بعد از فارغ التحصيلي در آن مركز به كار گيرند. كيفيت، يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي دانشگاهاي جهان است كه به هيچ وجه از آن كوتاه نمي‌آيند. در جهان آنگونه دانشجو را تربيت مي‌كند كه مثلاً يك جوان آلماني خود را وقف كشورش مي‌كند نه آنكه در سال آخر كارشناسي ارشد با تمام دنيا مكاتبه كند تا از كشور خارج شود. در دانشگاه‌هاي ما بعضي از دانشجويان نه تنها نسبت به اعتقادات مذهبي بلكه احساسات وطن دوستانه نيز به درستي پرورش نيافته‌اند. مطالبي كه در دانشگاه‌ به آنها گفته مي‌شود غرب را براي آنها تبديل به كعبه آمال مي‌كند كه براي رسيدن به آرزوها تنها غرب را ملاك مي‌دانند.

يكي از معضلات اصلي دانشگاه‌هاي ما اشغال كرسي‌هاي تدريس و حتي هيأت علمي توسط كساني است كه نه تنها هيچ اعتقادي به نظام اسلامي ندارند بلكه بعضي از آنها به عنوان اپوزيسيون داخلي شناخته مي‌شوند، در اختيار گذاشتن اين كرسي‌ها به اين افراد كه ضمن تعميم نظرات خود دست به يارگيري در دانشگاه مي‌زنند، چه آثار و تبعاتي را به همراه دارد. آيا بايد با اين افراد برخورد كرد يا نه؟

در نظام آموزشي ما هنوز نحوه برخورد با خيلي چيزها از جمله موردي كه شما فرموديد مشخص نشده است. بعضي اوقات مديران برخورد شخصي انجام مي‌دهند و گاهي هم دفاع ناحق مي‌كنند. به هر حال بايد تكليف كار مشخص شود.

شايد در اينجا بيان يك خاطره خالي از لطف نباشد؛ سال‌ها پيش ملاقاتي با حضرت آيت الله مكارم‌شيرازي داشتم كه در رابطه با فعاليت‌هاي آموزشي در دانشگاه با هم صحبت مي‌كرديم، ايشان در آن ديدار فرمودند كه شما آنقدر كه به فكر تربيت و ارتقاي دانشجو هستيد به همان اندازه و بلكه بيشتر بايد به فكر تربيت استاد باشيد. ايشان ادامه دادند: استاد است كه خارج از كنترل شما در سر كلاس هر چه بخواهد مي‌گويد. آيت الله مكارم اضافه كردند: در خانواده و فاميل قبل از من هيچ روحاني و طلبه‌اي وجود نداشت و آنچه كه باعث شد من در اين مسير قدم بگذارم، دبير فيزيك دوره‌دبيرستانم بود كه به علت ايمان، دلسوزي و ديگر حسن‌ها به من اثبات كرد كه تا چه حد يك فرد مذهبي مي‌تواند مؤثر باشد. ايشان صراحتاً فرمودند: هر خدمتي كه من كرده‌ام محصول عملكرد اين معلم بوده است. همه شاهد بوده‌ايم كه يكي از استادهاي دانشگاه تهران با چه شدتي در سيماي جمهوري اسلامي از محسنات رضاخان تعريف و تمجيد و بسياري از واقعيات تاريخي را تحريف مي‌كرد. يكي از مشكلات بسيار مهم سيستم آموزشي كشور وجود بيش از 60 درصد دانشجويان در سه شهر بزرگ كشور است كه پيامدهاي منفي بسياري را براي كشور ايجاد كرده است. هر آنچه در غرب است ما عيناً و بدون هيچگونه نقدي ترجمه و تدريس كنيم. مگر ديگران اين كار را مي‌كنند؟! بايد پذيرفت كه هم‌اكنون علوم انساني ما، علوم انساني ترجمه‌اي است.

هنگامي كه از علوم انساني، اسلامي صحبت مي‌شود، ذهن‌هاي عده‌اي متوجه حوزه‌هاي علميه مي‌گردد. آيا با اجرايي شدن اين تصميم دانشگاه‌هاي كشور تبديل به حوزه‌هاي علميه جديد خواهند شد؟

در بسياري از كشورهاي مسلمان اين فاصله بين حوزه و دانشگاه وجود ندارد و تمام دانشگاهيان با هم هستند، به عبارت ديگر در دانشگاه الازهر مصر رشته‌هاي پزشكي، اقتصاد، معارف اسلامي و روانشناسي وجود دارد، اين طور نيست كه عده‌اي تحت عنوان حوزه علميه مباحث اسلامي را مطالعه كنند و عده‌اي ديگر علوم غيراسلامي بخوانند. در وضعيت فعلي وحدت حوزه و دانشگاه توهمي بيش نيست.

بعضي از افراد بازداشت شده در حوادث ناخوشايند سال گذشته علت انحراف خود را مرتبط با مباحث علوم انساني در دانشگاه‌ها دانسته‌اند، تا چه حد دانشگاه‌هاي كشور در تبديل افراد خنثي به معاندين نظام نقش داشته‌اند؟

اگر تحولات سال 72 به بعد را با دقت مرور كنيم، در خواهيم يافت كه دانشگاه‌هاي ما از دو دهه گذشته ‌‌مسأله‌دار شدند. جمله امام را كه «توطئه‌ها در دانشگاه‌ها از عمق ويژه‌اي برخوردارند» چه كسي فهميده و براي آن برنامه‌ريزي و چاره‌انديشي كرده است؟!

يكي از مهم‌ترين نقدهايي كه علما به دانشگاه‌ها دارند و هميشه مسئولان به علت‌هاي سياسي از پاسخگويي به آن طفره مي‌روند، عنوان جنجالي تفكيك جنسيتي دانشگاه‌هاست. خيل كثيري از علما معتقدند كه در مدارس، ما شاهد تفكيك جنسيتي دانش‌آموزان هستيم اما زماني كه اين جوان به اوج شهوت جنسي مي‌رسد و احساساتش بر عقل غلبه مي‌يابد، دانشگاه‌ها دختران و پسران را با هم سر يك كلاس روانه مي‌كنند، در شرايط فعلي كه تعداد دانشجوها و مراكز متعدد آموزشي، هرگونه توجيه را از مسئولان سلب مي‌كند چرا هنوز ما شاهد اين ادغام جنسيتي هستيم؟

با اين نظر موافقم و آن را اكنون نمي‌گويم بلكه در سال 1372 زماني كه معاون فرهنگي دانشگاه آزاد بودم، به صورت جدي در اين رابطه حرف داشتم. به راستي تا چه ميزان حضور همزمان اين دو جنس در سر يك كلاس براي كشور مفيد است؟! تنها بهانه مسئولان تخريب وجهه كشور در جهان بود، آنجا هم تأكيد داشتم كه ما كشور را دچار مشكل مي‌كنيم، تا وجهه جهاني‌مان خراب نشود؟! چرا دستگاه‌هاي آموزشي و فرهنگي كشور يك تحقيق بي‌طرفانه و جدي انجام نمي‌دهند و به مقتضي آن عمل نمي‌كنند؟!

نظرتان در رابطه با سهميه جنسيتي در دانشگاه‌ها چيست؟

هم اكنون بيش از 60 درصد از كرسي‌هاي دانشگاه‌ها در اختيار بانوان و دختران است و اين وضعيت در درازمدت مي‌تواند چالش‌ها و معضلاتي براي كشور داشته باشد. بيشترين درصد دانشجويان زن در دانشگاه‌هاي دنيا 35 درصد است. مهم‌ترين تبليغات غرب و رسانه‌هاي وابسته به آن عليه جمهوري اسلامي بر حول دو محور صورت مي‌گيرد، جلوگيري از انجام مجازات اعدام و بعد از آن با فشار تبليغاتي مي‌خواهند از تفكيك جنسيتي جلوگيري كنند.

بودجه فرهنگي كشور در چه راستايي هزينه مي‌شود، آيا چاپ بنر و پوستر اقدام فرهنگي به حساب مي‌آيد و چه مقدار از بودجه فرهنگي ما در مسير درست هزينه مي‌شود؟

يكي از تفاوت‌هاي ما با ديگر كشورها همين است كه آنان با انجام امور فرهنگي درآمدزايي دارند، اما ما با فعاليت فرهنگي ايجاد هزينه مي‌كنيم.

در جهان، هم اكنون صنعت فرهنگي رونق دارد به نحوي كه توليدات فرهنگي متناسب با سياست‌هاي طراحي شده به بازار روانه مي‌شود و همزمان موجب بسط فرهنگي و درآمدزايي مي‌شود. آنها فيلمي را توليد مي‌كنند كه متناسب با نياز فرهنگي آن جامعه است و آن فيلم به علت كيفيت مناسب با فروش خود موجب درآمدزايي مي‌شود، به تعبير ديگر آنها با يك تير چند هدف را مي‌زنند، اما در كشور ما بخش فرهنگي مصرف ‌كننده است!

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین