کد خبر: ۲۸۶۴۷۲
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۴ - ۲۰:۱۱
یادداشت/حجت‌الاسلام ناصر اکبری
سپاه پاسداران پادو و محافظ اشراف و احزاب و القاب نیست. کار سپاه، رصد عملکرد سیاسی مسئولین کشور و جلوگیری از نفوذ استکبار و بستن راه فتنه است و اقدم میدانی سپاه درصورت عدم تمکین متخلّفین، برخورد قانونی است تا مرزهای سیاسی و انقلابی کشور به خطر نیفتد.

سالهاست که بحث جواز یا عدم جواز دخالت سپاه پاسداران انقلاب در مسائل مختلف و مشخصا مسائل سیاسی و انتخاباتی از جانب افرادی مطرح می شود و مسئله ای که مانند روز روشن است را غبارآلود می کنند.

جواز دخالت سپاه در مسائل سیاسی و انتخاباتی را نباید در دو جمله ی گزینشی با معنایی خاص از امام بزرگوار (قدس سره) جستجو کرد بلکه باید در عمق استراتژیک تفکرات انقلابی و جهانی امام راحل (قدس سره)  جستجو نمود. برای روشن شدن بحث آن را در قالب 5 بند و یک نتیجه ذکر می کنم.

1- ابتدایی ترین راه شناخت هر سازمان و ارگانی مراجعه به نام آن است. چنانکه از نام سپاه پیداست، این سازمان پاسدار انقلاب اسلامی است. پاسداری از انقلاب اسلامی مستلزم رصد تمام مسائل مربوط به انقلاب است که مهم ترین و اساسی ترین مسئله ی مربوط به انقلاب، سیاست داخلی و خارجی و انتخابات است. معنا ندارد که سازمانی برای پاسداری از انقلاب تاسیس شود امّا به سیاست کشور و دیدگاه های مسئولین که نتیجه ی انتخابات است کاری نداشته باشد. مگر انقلاب چگونه حفظ و پاسداری می شود؟ اگر سپاه از طریق راه های اطلاعاتی و نظارتی خود ببیند عده ای با تفکری مخالف انقلاب می خواهند در رده های مختلف مسئولیت های کشور نفوذ کنند و ذائقه ی مردم - و چه بسا قانون را - به سمت تفکّر آمریکایی و انگلیسی سوق دهند و اقدامی نکند چگونه می تواند ادّعا کند که از انقلاب پاسداری کرده است؟ اگر وظیفه ی سپاه همان وظیفه ی ارتش باشد این قیدهای پاسداران، انقلاب، و اسلامی، برای چیست؟

 اگر قید «انقلاب»به معنی سیاست و انتخابات و سرنوشت یک ملت در ابعاد سیاسی و جهانی نیست و فقط مربوط به مسائل نظامی است چرا بجای عبارت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، عبارت سپاه پاسداران مرزهای اسلامی به کار نرفته تا مشخص شود کار سپاه مربوط به مرزهاست؟! آیا می توان به امام راحل (قدس سره) که شاخص بصیرت و مقتدای ماست اتهام زد که مفهوم و حدود پاسداری از انقلاب اسلامی و لوازم آن را درک نکرده است؟

2- همچنین از ابتدایی ترین راه شناخت سازمان ها، شعار آن سازمان است. شعاری که در نشان مبارک سپاه آمده قسمتی از آیه ی شریفه ی 60 سوره ی انفال می باشد؛ (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ). کوچکترین استفاده ای که می توان از این آیه ی شریفه کرد آن است که سپاه، هر نوع قوّه ای را که برای ترساندن دشمن لازم است باید بکار گیرد؛ هدف ترساندن دشمن است و در این راه هر ترفندی لازم باشد باید صورت پذیرد. ناگفته پیداست اگر دشمن خارجی و فتنه گران داخلی ببینند سپاه پای خود را از امور داخلی، کنار کشیده و حاضر و ناظر و مترصد اوضاع سیاسی و انتخاباتی نیست خیالشان تا حدود زیادی آسوده می شود چون می دانند در هر حوزه ای، سپاه بیدار باشد آنجا راه نفوذ دشمن، و فتنه بسته شده و توطئه خنثی شده است.



آیا دفاع سپاه از شورای نگهبان مصداق نهی بنیانگذار انقلاب است؟

ارهاب دشمن از طریق نظارت اطلاعاتی و اشراف بر زوایای پنهان افراد مشکوک امری ضروری است و یقینا دشمن را ناامید می کند و جالب اینکه آیه می فرماید (وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ) یعنی اینکه برخی از دشمنان برای شما قابل شناسایی نیستند و چه بسا آنها را دشمن نمی پندارید؛ اینها مانند همان فتنه گران 78/88 هستند. اینان اگر بدانند سپاه در صحنه ی داخلی نظارت دقیق دارد و عقبه و تئوری آنها را شناسایی می کند حساب کار دستشان می آید ولی اگر بدانند سپاه به پشت خاکریزهای مرز رفته، خیالشان راحت تر می شود لذا ارهاب این عدّه نیز مانند ارهاب دشمن خارجی، ضروری است.

3- در کلام امام بزرگوار ما اگرچه در برهه ای خاص سخنانی وجود دارد که سپاه و ارتش را از دخالت در مسائل سیاسی خاص و احزاب نهی کرده است ولی در همان زمان مسئله واضح بود که مقصود چیست. معلوم است که حمایت از جریانی خاص یا حزبی خاص یا معرفی شخصی خاص بعنوان کاندیدای مورد نظر سپاه، توسط سپاه، کاری مذموم است و نهی امام راحل (قدس سره) از قبیل این نوع دخالت ها بوده است امّا پس از آن جریان چه وقت سپاه از دستور امام تخطّی کرد؟

آیا رصد مسئله ی انتخابات و سیاست های اساسی و اصولی کشور، مربوط به جریان و حزب خاصّی است یا مربوط به سرنوشت یک ملت بلکه تمام ملت های مسلمان تحت الحمایه ی جمهوری اسلامی ایران است؟

اساسا نظارت و اشراف جهت جلوگیری از انحراف و نفوذ و فتنه و شناسایی عقبه های فکری و انسانی افراد و فعالان سیاسی و مشاوره مستند به نهادهای نظارتی دیگر، تخصصّا خارج از موارد اشاره ی امام بزرگوار (قدس سره) است و اگر سپاه به آن نپردازد عنوانش را از پاسدار انقلاب به پاسدار مرز تغییر داده ایم. جای تعجّب است کسانی که در زمان امام بزرگوار(قدس سره)، بالغ بودند یادشان نمی آید که امام (ره) اصطلاحات خاصّ خود را داشت ولی همه میدانستند منظور امام (ره) چیست؟ در چند نوبت آن بزرگوار به قوای نظامی و انتظامی دستور داد که جلوی پیشروی حزب بعث را بگیرند ولی همه می دانند منظور امام (ره) از قوای انتظامی همین اصطلاح امروزی نیست و مشخص است که کار نیروی انتظامی و پلیس، حضور در خاکریزهای جبهه نیست.


آیا دفاع سپاه از شورای نگهبان مصداق نهی بنیانگذار انقلاب است؟

4- امر و نهی امام راحل (قدس سره) بدون شک در محدوده ی قانون است و باید اصطلاحات آن مقتدا را در محدوده ی قانون جستجو کرد. فصل الخطاب از نظر امام قبلی (ره) و امام فعلی  (مدَّ ظلُّه العالی) قانون است. در هیچ جای قانون اساسی، سپاه از نظارت و رصد و دخالت لازم در امور حیاتی مربوط به انقلاب (به معنایی که سابقا بیان شد)، نهی نشده است و این مسئله بدون شک شامل مسائل سیاسی و انتخاباتی می شود زیرا همانگونه که گفتیم اگر سیاست و انتخابات که سرنوشت امت اسلامی به آن گره خورده است جزء محدوده ی عبارت "انقلاب" نباشد، قید انقلاب در ترکیب "پاسداران انقلاب" چیزی در حد دایر کردن نمایشگاه های فرهنگی برای راهیان نور و خاکریزها خواهد بود.

5-مهمترین اشکال وارد بر مخالفینِ ورود سپاه به عرصه ی سیاسی کشور، عدم تبعیّت آن ها از امام فعلی (مدَّ ظلُّه العالی) است. اگر آن ها صداقت در پیروی امام راحل دارند به کلمات امام خامنه ای (مدَّ ظلُّه العالی) مراجعه کنند که نهی مذکور در کلام ایشان یافت نمی شود و قطعا ایشان متمسّک به محکمات امام راحل (قدس سره) و مفسّر متشابهات امام (ره) هستند. این افراد هر وقت خواستند خود را طرفدار حقیقت و امام راحل (قدس سره) نشان دهند به بخشی از کلام امام راحل (قدس سره) استناد می کنند در حالی که این امّت در حال حاضر امام عادل فقیه مدیر مدبّر شجاع دارد که برای فهم گام و کلام امام، باید به ایشان تمسّک کرد که یادگار اصلی امام راحل (قدس سره) هموست. اگر از امام راحل (قدس سره) بپرسید که بین تمسّک به بخشی از کلمات شما و تمسّک به ولی فقیه حاضر کدامیک مقدّم است (در صورتی که بین آن دو اختلافی احساس شود که به واقع نیست) آن بزرگوار قطعا خواهد گفت ملاک ولی فقیه حاضر است.

امام خامنه ای (مدَّ ظلُّه العالی) میفرماید: "سپاه، پاسدار انقلاب اسلامی است؛ نمیخواهم بگویم این پاسداری به معنای این است که در همه‌ی عرصه‌ها - عرصه‌ی علمی، عرصه‌ی فکری، عرصه‌ی فرهنگی، عرصه‌ی اقتصادی - سپاه باید بیاید پاسداری کند؛ نه، منظورم این نیست؛ لکن مقصود این است که سپاه به عنوان یک موجود زنده باید بداند که از چه میخواهد پاسداری کند؛ این انقلاب چیست. لزومی ندارد حتماً سپاه در عرصه‌ی سیاسی برود به پاسداری بپردازد، امّا باید عرصه‌ی سیاسی را بشناسد. این خلط مبحثی که بعضی میکنند باید بدقّت روشن بشود؛ نمیشود یک مجموعه‌ای به عنوان بازوی نگاهبان و پاسدار انقلاب در کشور تعریف بشود، امّا در زمینه‌ی جریانهای گوناگون سیاسی - بعضی انحرافی، بعضی غیرانحرافی، بعضی وابسته به اینجا و آنجا - چشمِ بسته و ناآگاه و نابینا داشته باشد، این معنی ندارد؛ باید بداند که از چه میخواهد دفاع کند.»

 

واقعا با وجود این کلام محکم، چه تردیدی باقی می ماند که کار سپاه چیست؛ میفرماید سپاه باید بداند از چه چیزی میخواهد دفاع کند نه اینکه بنشیند تا کشور را سیلاب فتنه و انحراف ببرد و بازوهای انقلاب مانند مراجع تقلید و شورای نگهبان و مجلس خبرگان تضعیف شوند و همچنان در حال دفاع از همان تضعیف کنندگان باشد؛ تبدیل به ارتشی مرزی، یا پادویی برای اشراف و القابی باشد که تفکّر آنها غیر از تفکّر سپاه است اما حفظ جان و جایگاهشان بر گرده ی سپاه باشد.

نتیجه اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پادو و محافظ اشراف و احزاب و القاب نیست. کار سپاه، رصد عملکرد سیاسی مسئولین کشور و  جلوگیری از نفوذ استکبار و بستن راه فتنه است و اقدم میدانی سپاه درصورت عدم تمکین متخلّفین، برخورد قانونی است تا مرزهای سیاسی و انقلابی کشور به خطر نیفتند. زیرا اگر بنابر فرض، کشور به دست نااهل بیفتد و آنها سیاست خود - و نه سیاست امام و رهبری - را در پیش بگیرند و سپاه دخالتی نکند و فقط از جان آن ها در مقابل ترور و از مرزهای کشور در مقابل بیگانه دفاع کند؛ تبدیل به نیرویی می شود که حافظ منافع القاب است که برای آن ها پادویی می کند تا آن ها با خیال راحت کشور را آنطور که بخواهند اداره و مدیریت کنند و اصول انقلاب را تغییر دهند. بر اساس چه منطقی سپاهیان عزیز تحت عنوان پاسدار انقلاب، باید جان خود را به خطر بیندازند و با شیاطین بجنگند اگر قرار باشد مملکت به شکل دیگری غیر از شکل مدّنظر امام راحل (قدس سره) و امام خامنه ای (مدَّ ظلُّه العالی) مدیریت شود؟ و چرا میخواهند سپاه تغییر کاربری دهد و تبدیل به ارتش دومی بشود؟ البته در جای خود ثابت است که ارتش نیز پاسدار انقلاب است امّا ماموریت میدانی و عنوانی ارتش محدودتر است. بر این اساس دفاع سپاه از شورای نگهبان، که تقریبا تمام شاهرگ های حیاتی انقلاب وابسته به آن است مصداق اتمّ پاسداری از انقلاب است و به هیچ وجه داخل در نهی امام (قدس سره) نمی باشد.

منبع: خبرگزاری فارس

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۴/۰۶/۰۵ - ۲۲:۰۳
1
0
اگر سپاه نبود کشور هم نبود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین