حل مسائل افغانستان در 5 دقيقه
حسين خليلي
مدعوين كنفرانس بينالمللي كابل هفته گذشته براي نهمين بار طي 9 سال گذشته جمع شدند تا بار ديگر به بررسي مشكلات و معضلات افغانستان بپردازند.
بازسازي كشور، ريشه كن كردن فساد اداري و آموزش نيروهاي نظامي افغانستان از موضوعاتي بود كه در اين كنفرانس همچون كنفرانس لندن در اوايل سالجاري مورد بحث قرار گرفت. 68نماينده حاضر در وزارت خارجه افغانستان تنها 5 دقيقه در اختيار داشتند تا راهكارهاي خود در اين زمينه را بيان كنند. با تمام اين اوصاف تنها تفاوت اجلاس كابل اين بود كه بر خلاف 8 مورد گذشته اين اجلاس براي نخستين بار در خود افغانستان برگزار ميشد. با نگاهي خوشبينانه ميتوان اميدوار بود كه شايد افغانستان در مسيري قرار گرفته تا بتواند به طور كامل كنترل اوضاع خود را به دست بگيرد. البته اكثر وزراي خارجه اجلاس كابل ميدانستند چنين روزي بزودي فرا نخواهد رسيد. متاسفانه به باور بسياري از ديپلماتها و تحليلگران منطقه رسيدن به موفقيت با چنين شرايطي تا حدودي غيرممكن به نظر ميرسد. به گفته اين افراد دولت افغانستان استحكام و قدرت لازم براي مقابله با شبهنظاميگري در مناطق مختلف اين كشور را ندارد. با اين طرز فكر بود كه اغلب آنها در 5 دقيقه مخصوص به خود به مسائلي حاشيهاي پرداختند. در اين ميان حامد كرزاي رئيسجمهور افغانستان نيز ابراز اميدواري كرد كشور با استفاده از منابع معدني (طبق آمار ارزش اين منابع براي افغانستان در حدود يك تا 3 تريليون دلار است) به گذرگاه تجاري آسيا تبديل خواهد شد.
در ميان موضوعات مطرح شده بيشتر توجه معطوف به گسترش و افزايش استانداردهاي آموزشي نيروهاي نظامي افغان بود. اين اميدواري وجود دارد كه با آموزش و استخدام بهتر در كنار ايجاد پليس ملي افغانستان، بتوان تا سال 2014 كنترل كامل را به دست نيروهاي نظامي افغان سپرد. البته مشكل اصلي در اينجا مناطق جنوبي كشور است كه عمده فعاليت گروههاي شبهنظامي در آنجا انجام ميشود. به همين دلايل بود كه بسياري از نمايندگان حاضر، اميدوار به امضاي توافقنامهاي سياسي با شبهنظاميان بودند. به باور برخي از ديپلماتهاي واقعبين شايد حتي بتوان كشور را اينگونه تقسيم كرد: جنوب در اختيار طالبان، شمال در دست جنگسالاران قديمي و كابل در كنترل دولت ملي. اگرچه هيچكدام از اين موارد در كنفرانس مطرح نشد، اما برخي صحبتها حاكي از تشويق سران طالبان براي آشتي با دولت بود. كرزاي نيز كه بيشتر بر بازسازي كشور تاكيد داشت، نظر خود در مورد سازش و آشتي با سران طالبان را مشروط به 2 عامل دانست: 1ـ پذيرش قانون اساسي و 2 ـ قطع رابطه با گروه تروريستي القاعده.
در هر صورت اجلاس يكروزه كابل گذشت و بايد تا ماه نوامبر صبر كرد تا شاهد اجلاسي ديگر اينبار در ليسبون باشيم. اينطور كه از شواهد و قرائن پيداست باز هم بايد در انتطار وعدههاي تحقق نيافتهاي باشيم كه مدتهاست مردم افغانستان را به انجام آنها اميدوار ميكنند.
بازسازي كشور، ريشه كن كردن فساد اداري و آموزش نيروهاي نظامي افغانستان از موضوعاتي بود كه در اين كنفرانس همچون كنفرانس لندن در اوايل سالجاري مورد بحث قرار گرفت. 68نماينده حاضر در وزارت خارجه افغانستان تنها 5 دقيقه در اختيار داشتند تا راهكارهاي خود در اين زمينه را بيان كنند. با تمام اين اوصاف تنها تفاوت اجلاس كابل اين بود كه بر خلاف 8 مورد گذشته اين اجلاس براي نخستين بار در خود افغانستان برگزار ميشد. با نگاهي خوشبينانه ميتوان اميدوار بود كه شايد افغانستان در مسيري قرار گرفته تا بتواند به طور كامل كنترل اوضاع خود را به دست بگيرد. البته اكثر وزراي خارجه اجلاس كابل ميدانستند چنين روزي بزودي فرا نخواهد رسيد. متاسفانه به باور بسياري از ديپلماتها و تحليلگران منطقه رسيدن به موفقيت با چنين شرايطي تا حدودي غيرممكن به نظر ميرسد. به گفته اين افراد دولت افغانستان استحكام و قدرت لازم براي مقابله با شبهنظاميگري در مناطق مختلف اين كشور را ندارد. با اين طرز فكر بود كه اغلب آنها در 5 دقيقه مخصوص به خود به مسائلي حاشيهاي پرداختند. در اين ميان حامد كرزاي رئيسجمهور افغانستان نيز ابراز اميدواري كرد كشور با استفاده از منابع معدني (طبق آمار ارزش اين منابع براي افغانستان در حدود يك تا 3 تريليون دلار است) به گذرگاه تجاري آسيا تبديل خواهد شد.
در ميان موضوعات مطرح شده بيشتر توجه معطوف به گسترش و افزايش استانداردهاي آموزشي نيروهاي نظامي افغان بود. اين اميدواري وجود دارد كه با آموزش و استخدام بهتر در كنار ايجاد پليس ملي افغانستان، بتوان تا سال 2014 كنترل كامل را به دست نيروهاي نظامي افغان سپرد. البته مشكل اصلي در اينجا مناطق جنوبي كشور است كه عمده فعاليت گروههاي شبهنظامي در آنجا انجام ميشود. به همين دلايل بود كه بسياري از نمايندگان حاضر، اميدوار به امضاي توافقنامهاي سياسي با شبهنظاميان بودند. به باور برخي از ديپلماتهاي واقعبين شايد حتي بتوان كشور را اينگونه تقسيم كرد: جنوب در اختيار طالبان، شمال در دست جنگسالاران قديمي و كابل در كنترل دولت ملي. اگرچه هيچكدام از اين موارد در كنفرانس مطرح نشد، اما برخي صحبتها حاكي از تشويق سران طالبان براي آشتي با دولت بود. كرزاي نيز كه بيشتر بر بازسازي كشور تاكيد داشت، نظر خود در مورد سازش و آشتي با سران طالبان را مشروط به 2 عامل دانست: 1ـ پذيرش قانون اساسي و 2 ـ قطع رابطه با گروه تروريستي القاعده.
در هر صورت اجلاس يكروزه كابل گذشت و بايد تا ماه نوامبر صبر كرد تا شاهد اجلاسي ديگر اينبار در ليسبون باشيم. اينطور كه از شواهد و قرائن پيداست باز هم بايد در انتطار وعدههاي تحقق نيافتهاي باشيم كه مدتهاست مردم افغانستان را به انجام آنها اميدوار ميكنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


