المانیتور بررسی کرد:
بهترین گزینه ایران برای نوسازی نیروی هوایی کدام است؟
المانیتور نوشت بعید است ایران برای نیروی هوایی خود، جنگنده های فرانسوی خریداری کند.
گروه بین الملل - المانیتور نوشت بعید است ایران برای نیروی هوایی خود، جنگنده های فرانسوی خریداری کند.
به گزارش بولتن نیوز، پایگاه اینترنتی المانیتور در مقالهای به قلم عباس قیداری نوشت سفر هفته گذشته لوران فابیوس به ایران، جنبه های امنیتی مهمی داشت و این نخستین بار در دوازده سال اخیر است که یکی از وزرای امور خارجه فرانسه به ایران سفر میکند. بعد از پایان سفر فابیوس، محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت ایران گفت:« فرانسه میتواند نیاز ما به جنگندههای میراژ را برطرف کند و خرید جنگنده های میراژ جدید، نخستین اولویت ارتش نیروی هوایی ایران است».
در نخستین جنگ خلیج فارس ، ایران به شمار اندکی از جنگنده های «داسو میراژ اف 1» عراق دسترسی پیدا کرد و این هواپیماها به ایران منتقل شدند تا بر اثر نبرد هوایی با جنگنده های پیشرفتهتر غربی، از بین نروند. ایران سپس به جای بازگرداندن جنگنده ها، آنها را به عنوان بخشی از غرامت جنگ خود با عراق در سالهای 1980 تا 1988 میلادی، مصادره کرد.
ایران اکنون بیست و چهار فروند جنگنده میراژ F-1BQ و F-1EQ در اختیار دارد. البته دقیقاً روشن نیست چه تعداد از این هواپیماها قابلیت عملیاتی دارند. ایران از همان ابتدا برای استفاده از این جنگنده ها با مشکلات بسیاری روبرو بود. از آنجایی که رادارهای هواپیما برای موشک های هوا به هوا و هوا به زمین آمریکایی و فرانسوی طراحی شده است، ایران تا سالها در زمینههایی چون قطعات، نصب رادار، همگام سازی موشک ها و آموزش خلبان، با مشکلات بسیاری روبرو بود. با وجود این، ایران توانسته است جنگنده اف 1 را به موشکهای تولید داخل مجهز کند و تغییراتی را در رادار، سامانه ناوبری در ارتفاع پایین و هدف گیری مادون سرخ ایجاد کند.

میراژ ایرانی
یک سرگرد نیروی هوایی ارتش ایران که خواست نامش فاش نشود به المانیتور گفت:« خلبان های ایرانی معمولاً تمایل ندارند با میراژ پرواز کنند. این هواپیماها، مناسب نیروی هوایی ما نیست. اسکادران های نیروی هوایی ارتش ایران، متشکل از تجهیزات آمریکایی و روسی است. بعید میدانم وزارت دفاع قصد داشته باشد برای نیروی هوایی ما، هواپیمای فرانسوی خریداری کند.
درحال حاضر نقاط ضعف زیادی در ناوگان نیروی هوایی خود داریم. جنگنده های نسل چهارم ما مانند میگ 29، به حالت SMT به روز رسانی نشده اند. هواپیماهایF-14 همگی در سطح مدل A باقی مانده اند و F-5 ها نیز بسیار قدیمی هستند.
حقیقت این است که دشمنان ما در منطقه دارای هواپیماهای بسیار پیشرفته روسی و آمریکایی هستند. واضح است که نیروی هوایی ما به هواپیماهای جدیدی نیاز دارد اما مطمئن هستم که آن، هواپیماهای جنگنده فرانسوی نیست».
اگر مسئله محدودیت های بین المللی برای فروش تسلیحات به ایران را هم کنار بگذاریم، جمهوری اسلامی باز هم به چند علت، احتمالاً جنگنده های میراژ خریداری نخواهد کرد:
اولاً، تازه ترین مدل جنگنده میراژ، 2000-5EI است که فرانسه، تولید آن را در سال 2007 میلادی متوقف کرد. از آنجایی که خطوط تولید مدت ها است متوقف شده، ایران قادر به خریداری جنگنده های میراژ جدید نخواهد بود. بنابراین، دو سناریو احتمالی وجود دارد: نخست، دریافت تجهیزات پیشرفته و قطعات یدکی از شرکت «داسو» است و دوم، خرید جنگنده های میراژ 2000 است که نیروی هوایی فرانسه هم اینک از آنها استفاده می کند. از آنجایی که فرانسه قصد دارد جنگنده های رافائل را جایگزین میراژ کند، سناریوی دوم نیز امکان پذیر است.
دوماً، ایران احتمالاً به سراغ جنگنده های روسیه خواهد رفت. فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران ماه گذشته از نمایشگاه تسلیحات نیروی دریایی روسیه در سال 2015 میلادی، بازدید کرد. طبق اعلام منابع نظامی ایران، در این بازدید، روس ها از ایران فهرست خرید تسلیحاتی درخواست کردند. افزون بر این، سرتیپ حسین دهقان وزیر دفاع ایران نیز در سفر اخیرش به مسکو با همتای روس خود دیدار کرد و دو طرف، توافقنامه همکاری نظامی امضاء کردند.

جنگنده سوخو
یادآور می شود که روسیه، تنها کشوری است که بعد از انقلاب اسلامی سال 1979 میلادی به ایران جنگنده (میگ-29 و سوخو 24) فروخته است. بنابراین، فرماندهان ایرانی به روسیه بیشتر اعتماد دارند تا کشورهای غربی مانند فرانسه و آمریکا. بعلاوه، دکترین و تجهیزات نیروهای مسلح ایران، در سالهای اخیر از غرب فاصله گرفته و به چین و روسیه گرایش پیدا کرده است.
سوماً، میراژ جنگندهای چند منظوره است. از نظر پدافند هوایی، ایران سرمایه گذاری چشمگیری در موشک های زمین به هوا، ضد هوایی و طیف وسیعی از رادارهای دوربرد کرده است. بنابراین، ایران برای نبرد هوایی احتمالی دیگر نیازی به اینگونه جنگنده های حمایتی نخواهد داشت.
این مسئله زمانی بیشتر نمود پیدا میکندکه بدانیم برخی اسکادران های ایران، جنگنده های ویژه رهگیری مانند F-14A و سوخو 24 در اختیار دارند که قادرند از فاصله دور وارد نبرد هوایی شوند. اگر ایران قصد داشته باشد تعدادی جنگنده میراژ 2000 خریداری کند، میبایست قراردادهایی نیز برای تأمین تسلیحات مرتبط، زیرساخت ها و مهندسان تأسیساتی امضاء کند. بدین ترتیب، هزینه های مالی این تصمیم بسیار سنگین خواهد شد.

اف 14 ایرانی در زمان جنگ
تردیدی نیست که ناوگان نیروی هوایی ایران، قدیمی و ضعیف است. سرتیپ احمد رضا پوردستان، فرمانده نیروهای زمینی ارتش ایران، علناً گفته است که ایران «باید جنگنده ها و بالگردهای نو خریداری کند».
نظر به توضیحاتی که در بالا ارائه شد، ایران احتمالاً به محض فراهم شدن زمینه های لازم، به جنگنده های روس مجهز خواهد شد. البته دلایل مؤید دیگری نیز در این زمینه وجود دارد: روسیه در بیست سال گذشته، ایران را در احداث مراکز تولید و نگهداری هواپیما یاری کرده است. نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که کاری مشابه نیروی هوایی ارتش دارد، از هواپیماهای روسی نظیر سوخو 25 و بالگردهای MIL استفاده میکند.
افزون بر این، موشک های هوا به هوا و هوا به زمینِ تولید شده در ایران در سالهای اخیر، مبتنی بر فناوری های چین و روسیه بوده است. بنابراین، روشن است که هم نیروی هوایی ارتش و هم نیروی هوایی سپاه ایران به گونه ای تجهیز شدهاند که بهتر می توانند خود را با جنگنده های روسیه تطبیق دهند تا جنگنده های غربی.
افزون بر این، چین نیز مانند روسیه در سی سال گذشته، روابط نظامی خوبی با ایران داشته است. هنگام سفر فرمانده نیروی دریایی ایران به چین در ماه اکتبر سال 2014، دو کشور در زمینه همکاریهای نظامی به توافق رسیدند؛ وزیر دفاع چین گفت این کشور، ایران را « شریکی راهبردی میداند و ما قصد داریم روابط نظامی خود را در حوزه های آموزشی و فروش تسلیحات، افزایش دهیم». با وجود این، بعید است که ایران، جنگنده های تازه خود را از چین بگیرد.
جنگنده های چین مانند J-10 و J-17 که پاکستان آنها را خریداری کرده است، چند منظوره و قدیمی هستند. تهیه جنگنده های جدید و نسل پنجم J-20 نیز برای ایران امکان پذیر نیست؛ زیرا این جنگنده هنوز در مراحل آزمایش نهایی قرار دارد و چین نیز حاضر نمی شود بزرگترین فناوری نظامی خود را به کشوری دیگری بفروشد.

جنگنده J-17 پاکستان
ایران هم اکنون، اسکادران هایی متشکل از جنگنده های ویژه رهگیری (اف 14 و سوخو 24)، بمب افکن های متوسط (اف 4 و سوخو 25) و جنگنده های پدافند هوایی دارد. بنابراین ارتش ایران دیگر نیازی به خریداری اینگونه هواپیماها در کوتاه مدت نخواهد داشت. در عوض، تهیه جنگنده های پیشرفته چند منظوره برای نیروی هوایی ایران ضرورت دارد.
این احتمال وجود دارد که به موازات کمرنگ شدن محدودیت های بین المللی در چند سال آینده، ایران به خرید جنگنده های چند منظوره مانند سوخو 30، میگ 35 و میگ 31 روی آورد و یا جنگنده های میگ 29 خود را به حالت SMT بروزرسانی کند. در مجموع، نیروی هوایی ایران در میان مدت، شدیداً به نوسازی (ناوگان خود) نیاز خواهد داشت.
به گزارش بولتن نیوز، پایگاه اینترنتی المانیتور در مقالهای به قلم عباس قیداری نوشت سفر هفته گذشته لوران فابیوس به ایران، جنبه های امنیتی مهمی داشت و این نخستین بار در دوازده سال اخیر است که یکی از وزرای امور خارجه فرانسه به ایران سفر میکند. بعد از پایان سفر فابیوس، محمد باقر نوبخت سخنگوی دولت ایران گفت:« فرانسه میتواند نیاز ما به جنگندههای میراژ را برطرف کند و خرید جنگنده های میراژ جدید، نخستین اولویت ارتش نیروی هوایی ایران است».
در نخستین جنگ خلیج فارس ، ایران به شمار اندکی از جنگنده های «داسو میراژ اف 1» عراق دسترسی پیدا کرد و این هواپیماها به ایران منتقل شدند تا بر اثر نبرد هوایی با جنگنده های پیشرفتهتر غربی، از بین نروند. ایران سپس به جای بازگرداندن جنگنده ها، آنها را به عنوان بخشی از غرامت جنگ خود با عراق در سالهای 1980 تا 1988 میلادی، مصادره کرد.
ایران اکنون بیست و چهار فروند جنگنده میراژ F-1BQ و F-1EQ در اختیار دارد. البته دقیقاً روشن نیست چه تعداد از این هواپیماها قابلیت عملیاتی دارند. ایران از همان ابتدا برای استفاده از این جنگنده ها با مشکلات بسیاری روبرو بود. از آنجایی که رادارهای هواپیما برای موشک های هوا به هوا و هوا به زمین آمریکایی و فرانسوی طراحی شده است، ایران تا سالها در زمینههایی چون قطعات، نصب رادار، همگام سازی موشک ها و آموزش خلبان، با مشکلات بسیاری روبرو بود. با وجود این، ایران توانسته است جنگنده اف 1 را به موشکهای تولید داخل مجهز کند و تغییراتی را در رادار، سامانه ناوبری در ارتفاع پایین و هدف گیری مادون سرخ ایجاد کند.

میراژ ایرانی
یک سرگرد نیروی هوایی ارتش ایران که خواست نامش فاش نشود به المانیتور گفت:« خلبان های ایرانی معمولاً تمایل ندارند با میراژ پرواز کنند. این هواپیماها، مناسب نیروی هوایی ما نیست. اسکادران های نیروی هوایی ارتش ایران، متشکل از تجهیزات آمریکایی و روسی است. بعید میدانم وزارت دفاع قصد داشته باشد برای نیروی هوایی ما، هواپیمای فرانسوی خریداری کند.
درحال حاضر نقاط ضعف زیادی در ناوگان نیروی هوایی خود داریم. جنگنده های نسل چهارم ما مانند میگ 29، به حالت SMT به روز رسانی نشده اند. هواپیماهایF-14 همگی در سطح مدل A باقی مانده اند و F-5 ها نیز بسیار قدیمی هستند.
حقیقت این است که دشمنان ما در منطقه دارای هواپیماهای بسیار پیشرفته روسی و آمریکایی هستند. واضح است که نیروی هوایی ما به هواپیماهای جدیدی نیاز دارد اما مطمئن هستم که آن، هواپیماهای جنگنده فرانسوی نیست».
اگر مسئله محدودیت های بین المللی برای فروش تسلیحات به ایران را هم کنار بگذاریم، جمهوری اسلامی باز هم به چند علت، احتمالاً جنگنده های میراژ خریداری نخواهد کرد:
اولاً، تازه ترین مدل جنگنده میراژ، 2000-5EI است که فرانسه، تولید آن را در سال 2007 میلادی متوقف کرد. از آنجایی که خطوط تولید مدت ها است متوقف شده، ایران قادر به خریداری جنگنده های میراژ جدید نخواهد بود. بنابراین، دو سناریو احتمالی وجود دارد: نخست، دریافت تجهیزات پیشرفته و قطعات یدکی از شرکت «داسو» است و دوم، خرید جنگنده های میراژ 2000 است که نیروی هوایی فرانسه هم اینک از آنها استفاده می کند. از آنجایی که فرانسه قصد دارد جنگنده های رافائل را جایگزین میراژ کند، سناریوی دوم نیز امکان پذیر است.
دوماً، ایران احتمالاً به سراغ جنگنده های روسیه خواهد رفت. فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران ماه گذشته از نمایشگاه تسلیحات نیروی دریایی روسیه در سال 2015 میلادی، بازدید کرد. طبق اعلام منابع نظامی ایران، در این بازدید، روس ها از ایران فهرست خرید تسلیحاتی درخواست کردند. افزون بر این، سرتیپ حسین دهقان وزیر دفاع ایران نیز در سفر اخیرش به مسکو با همتای روس خود دیدار کرد و دو طرف، توافقنامه همکاری نظامی امضاء کردند.

جنگنده سوخو
یادآور می شود که روسیه، تنها کشوری است که بعد از انقلاب اسلامی سال 1979 میلادی به ایران جنگنده (میگ-29 و سوخو 24) فروخته است. بنابراین، فرماندهان ایرانی به روسیه بیشتر اعتماد دارند تا کشورهای غربی مانند فرانسه و آمریکا. بعلاوه، دکترین و تجهیزات نیروهای مسلح ایران، در سالهای اخیر از غرب فاصله گرفته و به چین و روسیه گرایش پیدا کرده است.
سوماً، میراژ جنگندهای چند منظوره است. از نظر پدافند هوایی، ایران سرمایه گذاری چشمگیری در موشک های زمین به هوا، ضد هوایی و طیف وسیعی از رادارهای دوربرد کرده است. بنابراین، ایران برای نبرد هوایی احتمالی دیگر نیازی به اینگونه جنگنده های حمایتی نخواهد داشت.
این مسئله زمانی بیشتر نمود پیدا میکندکه بدانیم برخی اسکادران های ایران، جنگنده های ویژه رهگیری مانند F-14A و سوخو 24 در اختیار دارند که قادرند از فاصله دور وارد نبرد هوایی شوند. اگر ایران قصد داشته باشد تعدادی جنگنده میراژ 2000 خریداری کند، میبایست قراردادهایی نیز برای تأمین تسلیحات مرتبط، زیرساخت ها و مهندسان تأسیساتی امضاء کند. بدین ترتیب، هزینه های مالی این تصمیم بسیار سنگین خواهد شد.

اف 14 ایرانی در زمان جنگ
تردیدی نیست که ناوگان نیروی هوایی ایران، قدیمی و ضعیف است. سرتیپ احمد رضا پوردستان، فرمانده نیروهای زمینی ارتش ایران، علناً گفته است که ایران «باید جنگنده ها و بالگردهای نو خریداری کند».
نظر به توضیحاتی که در بالا ارائه شد، ایران احتمالاً به محض فراهم شدن زمینه های لازم، به جنگنده های روس مجهز خواهد شد. البته دلایل مؤید دیگری نیز در این زمینه وجود دارد: روسیه در بیست سال گذشته، ایران را در احداث مراکز تولید و نگهداری هواپیما یاری کرده است. نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که کاری مشابه نیروی هوایی ارتش دارد، از هواپیماهای روسی نظیر سوخو 25 و بالگردهای MIL استفاده میکند.
افزون بر این، موشک های هوا به هوا و هوا به زمینِ تولید شده در ایران در سالهای اخیر، مبتنی بر فناوری های چین و روسیه بوده است. بنابراین، روشن است که هم نیروی هوایی ارتش و هم نیروی هوایی سپاه ایران به گونه ای تجهیز شدهاند که بهتر می توانند خود را با جنگنده های روسیه تطبیق دهند تا جنگنده های غربی.
افزون بر این، چین نیز مانند روسیه در سی سال گذشته، روابط نظامی خوبی با ایران داشته است. هنگام سفر فرمانده نیروی دریایی ایران به چین در ماه اکتبر سال 2014، دو کشور در زمینه همکاریهای نظامی به توافق رسیدند؛ وزیر دفاع چین گفت این کشور، ایران را « شریکی راهبردی میداند و ما قصد داریم روابط نظامی خود را در حوزه های آموزشی و فروش تسلیحات، افزایش دهیم». با وجود این، بعید است که ایران، جنگنده های تازه خود را از چین بگیرد.
جنگنده های چین مانند J-10 و J-17 که پاکستان آنها را خریداری کرده است، چند منظوره و قدیمی هستند. تهیه جنگنده های جدید و نسل پنجم J-20 نیز برای ایران امکان پذیر نیست؛ زیرا این جنگنده هنوز در مراحل آزمایش نهایی قرار دارد و چین نیز حاضر نمی شود بزرگترین فناوری نظامی خود را به کشوری دیگری بفروشد.

جنگنده J-17 پاکستان
ایران هم اکنون، اسکادران هایی متشکل از جنگنده های ویژه رهگیری (اف 14 و سوخو 24)، بمب افکن های متوسط (اف 4 و سوخو 25) و جنگنده های پدافند هوایی دارد. بنابراین ارتش ایران دیگر نیازی به خریداری اینگونه هواپیماها در کوتاه مدت نخواهد داشت. در عوض، تهیه جنگنده های پیشرفته چند منظوره برای نیروی هوایی ایران ضرورت دارد.
این احتمال وجود دارد که به موازات کمرنگ شدن محدودیت های بین المللی در چند سال آینده، ایران به خرید جنگنده های چند منظوره مانند سوخو 30، میگ 35 و میگ 31 روی آورد و یا جنگنده های میگ 29 خود را به حالت SMT بروزرسانی کند. در مجموع، نیروی هوایی ایران در میان مدت، شدیداً به نوسازی (ناوگان خود) نیاز خواهد داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



پس چرا فرماندهان جنگ و رزمندگانی که 8 سال شبانه روز در جنگ بودند و تمام مستشاران و دست اندر کاران جنگ تا کنون یکبار هم از اف 14 تشگر نکرده اند و فقط رمز پیروزی را چیزهای دیگری میدانند....
همونا رو تولید کنیم خب!
سوزن چرخ خیاطی از آلیاژی ساخته میشه که تکنولوژی آن فقط در انحصار کشورهای صنعتی بویژه آلمان و سوئد میباشد چون در عین نازک بودن باید بتواند در پارچه های ضخیم مثل پارچه های جین آنهم در سرعتهای بالا نفوذ کند و در عین حال نشکند، در ساخت اینگونه فولادها نقطه ی ذوب مخلوط عناصر بکار رفته مثل آهن، نیکل و کروم بسیار بسیار مهم است وقتی اولین قطرات مذاب از هر کدام از این عناصر ظاهر میشود با توجه به وزن مخصوص عناصر اطرافشان که میتواند بصورت مذاب یا جامد همنوع یا غیرهمنوع باشد به سمت بالا یا پایین بوته ی ذوب حرکت میکند، در یک زمان مشخص و در دمایی مشخص و ثابت و در مکانی مشخص از ظرف یا همان بوته ی مذاب و براساس الگوهایی تجربه شده بهترین مخلوط یا آلیاژ مذاب بدست می آید و اینگونه نیست که شما فکر کنید ساخت آلیاژهای مخصوص به سادگی با مخلوط و ذوب کردن چند عنصر در صنایع ما (بعنوان نمونه فولاد آلیاژی یزد) قابل انجام باشد. لذا بحث سر توانستن و نتوانستن است نه مقرون به صرفه بودن!
دوست عزیز شاید تجربه ی من از تمامی کاربران این سایت کمتر باشه ولی چون اجازه نمیدهم تعصب تحمیلی دیگران در دیدم تاثیر بذاره لذا حقایق رو خیلی زود کشف میکنم.
تنها دلیل پیشرفت دیگر کشورها نسبت به ما اهمیت دادن به حقایق است و بس.
به تجربه بم ثابت شده که طبیعت با روشهای ناشناخته اجازه نمیدهد افراد حسود از حقیقت بهره ببرن! خداییش نمیدونم چطور طبیعت این کارو انجام میده ولی فکر میکنم که چون افراد حسود برای رسیدن به اهداف کثیفشون دست به دامن دروغ میشن کم کم دروغهایشان آنقدر در درونشان ریشه میکنه که خودشون هم باور میکنن لذا دیگر جایی برای حقیقت باقی نمیمونه.
یه مثال میزنم شاید منظورم رو بهتر برسونم. فرض کنید همزمان یک زلزله شدید در آمریکا و هند رخ دهد و نیمی از هر دو کشور با خاک یکسان شود، خداییش چند درصد از کاربران ته ته دلشون برای ویران شدن آمریکا خوشحال میشوند درحالیکه همان کاربران بابت زلزله هند ناراحتی تمام وحودشان رو فرا میگیرد! چرا؟؟؟ چه فرقی دارد؟ در هر دو مورد انسانهایی کشته یا خانه و کاشانشون ویران شده، علت چیست؟ آیا این حسادت نیست؟
حسادت اگه ژنتیکی نباشه قابل درمانه پس اولین قدم اینه که حسادت رو از خودمون دور کنیم و برای موارد ژنتیکی باید دولتها زمینه ی زاد و ولد آنها را کم کند (من قبلاً راهکارهایی را داده بودم) .
دومین قدم اینه که اونایی که حسادت در ژنتیکشون وجود نداره دروغ و غرور بیجا رو کنار بذارن و اون چیزی که هستن رو قبول کنن و هندونه هایی که قبلاً زیر بغلشون گذاشتن رو ول کنن تا بیفتنو بترکن و بدینوسیله بهشون ثابت شه که این هندونه ها چقد کال بودن!
قدم سوم اینه که بعد از اینکه فهمیدیم چقدر بیسواد، ساده لوح و بی هنریم برای برطرف کردنشون تلاش کنیم و اجازه ندهیم حسودان با به به و چه چه کردن از ما، ما رو فریب دهند! تا فکر کنیم که آخرشیم و دست از تلاش برداریم!
شغلم رو نمیتونم بگم چون یه چیز شخصیه فقط اینو بگم که بخاطر دادن مالیاتهای هنگفت، حداقلش سربار جامعه و دولت نیستم!
تا به امروز هیچ کاری رو برای پیشرفت کشورم نکردم چون چیزی به من یاد ندادن! یعنی کسی بلد نبود که خواسته باشد به من آموزش دهد! مجبورم برای آموزش و تجربه خودم دست به کار شوم! اونم از صفر!
پایتخت گفته : چون اجازه نمیدهم تعصب تحمیلی دیگران در دیدم تاثیر بذاره لذا حقایق رو خیلی زود کشف میکنم.
بازهم تکرار مکررات و تعریف کردن از خود نظر میدی یا آگهی تبلیغاتیست؟؟ متاسفانه شما با تعصب خاصی که تا کنون کابران در کس دیگری ندیده اند از خود تعریف میکنی و ملت ایران را خار کرده و از غربی ها بصورت اغراق آمیز و تعصبی دفاع میکنی در صورتیکه شاید در مجموع چند بار اینهم گذری آنجا نبودی ( از اطلاعات ناقص و غلط تو پیداست).
گفتی : تنها دلیل پیشرفت دیگر کشورها نسبت به ما اهمیت دادن به حقایق است و بس. هر عاقلی میداند که دلائل بسیار زیادی باعث پیشرفت کشوری در یک برهه زمانی میشود و نه یک دلیل واگر تحصیل کرده بودی و مطالعه داشتی متوجه میشدی که پیشرفت در زمینه های مختلف دلائل بسیار پیچیده وکمپلکسی دارد که شما بخاطر ساده لوحیت و کم دانیت از درک آن عاجزی و فقط یکی را که از همه آسانتر است بنمایندگی از هزاران دلیل برگزیده ای. شاید از بچه گی به توتلقین کرده باشند که دنیا پر است از حسود لیکن از طرز فکرت پیداست چیزی نداری که دیگران در موردش حسادت کنند.غیر از فحاشی به ملت ایران. ...
من نمیگم از اونا تقلید کنیم تنها حرفم اینه که دروغ نگیم، اگه دقت کنید میبینید که هرجا مقایسه ای کردم بخاطر برملا کردن دروغی بوده که دیگران گفته اند و به هیچوجه بخاطر شیفتگی به غرب نبوده هر چند که باید به دیگر نقاط دنیا هم سفر کنم تا بتونم با دید جهانی نظر بدم و مطمئن هستم که دیگر نقاط هم چیزای خوب زیادی داره و البته بد! من به تجربه خیلی بها میدم چون با تجربه حقیقت رو میشه لمس کرد، دوستی که از من انتقاد کردند که چرا ادعا کردم که تنها عامل پیشرفت کشف حقایق است بخاطر اینه که "علم" ذاتاً چیزی جز کشف "حقایق" نیست و دروغ درست درجهت عکس علم عمل میکنه پس از کسی که دروغ میگه عالم بوجود نمیاد و همینطور اگه گسترده تر در نظر بگیریم در کشوری که دروغ درش بیداد میکنه نمیتوان انتظار پیشرفت داشت.
کسی که به دروغ عادت کرده بی شک حسوده و برخلاف نظر فروید که همه ی مشکل رو در اختلالات جنسی افراد میبینه من میگم که همه مشکل در حسادت افراد نهفته است حتی اختلالات جنسی مورد اشاره فروید!
من از هموطنانم دلخورم چون نتونستن کشورمون رو به جایگاه واقعی خودش برسونن ولی متنفر نیستم.
ضعف صنعتی و علمی ایران را فقط کسانی میفهمند که سالها در صنعت ایران مشغول به کار بوده اند!
ان دوستی هم که مثال آذرخش را زده کاملا درست می گوید! هواپیماهای معرفی شده از سوی ایران هیچ وقت به تولید نرسید.
باید بدانیم و به این نتیجه برسیم که اقرار به ضعف اولین گام پیشرفت است!
ایکاش شما دوستان هم حرفهایتون رو بر اساس تجربه ی شخصی خودتون میگفتید اونوقته که باعث ارتقاء دانش همه میشه ولی کپی پیست کردن عقاید دیگران ارزش افزوده ای در پی نداره و حتی برخی موارد باعث خسران میشه.
نوشتی :.. تقریباً دو سه سال پیش فهمیدم که تمام دانش، هنر و زبانم از یه دختر بچه هشت ساله اروپایی کمتره!!! ..... فهمیدم که نه بابا این منم که بیسوادم! ...
این حقیقتیست که در تمام نظراتت موج میزند طوریکه برای بالا بردن اروپایی ها حاضری به غلو شخصیت و آبروی خودت را ذبح کنی تا آنها را بالا ببری.(واقعا نوبره !!)
نمیدانم سوادت در چه حدیست که در مقابل سواد یک دختر بچه 8 ساله اینقدر خودت را باخته ای یعنی کلاس دومی در عرض دوسال ریاضیات و جبر و مقابله و هندسه و مثلثات و فیزیک و اوپتیک ...و شیمی آلی و معدنی و تاریخ وجغرافیا .... هزاران مطلب درسی کمر شکن و اطلاعات خارج از درس را در 2 سال دبستان خوانده است؟
( کلاس اول واتر واتر فاتر واتر داد...کلاس دوم جمع کن جل و پلاس منظور جمع معادلات لاپلاس و حل معادلات دیفرانسیل و تعویض واسکازین و حل معادلات انتگرال فوریه سینوسی و کسینوسی و محاسبات انرژی الکترون وقتی در مدارش کم باد اسپین میزند؟؟ !!) .الان ایرانیان مقیم اروپا چه نسل اولی و دومی و سومی که بعضا 50 یا 60 سال است مقیمند از خنده روده بر شده اند زیرا میدانند که سطح درسی حتی بسیاری از دانشگاههای معمولی اروپا و حتی امریکا از سطح درسی ایران و هند و....بمراتب پائین تر است ...
بله مشکل اصلی ما اینه که سواد رو حفظ کردن فرمولها و مطالب کتابها میدونیم!!! این نوع تفکر مصداق بارز بیسوادیست. چون شما به نظر میرسد سنگ دین رو به سینه میزنی یه مثال دینی برات میارم: فرض کن یه بچه 5 ساله حافظ کل قرآن است آیا میتوان او را اندیشمند دینی دانست؟! در مقابل خیلی از مراجع بالای دینی حتی یک سوره ی بلند قرآن رو هم از حفظ نیستند ولی در علوم دینی حرف اول رو میزنند. دوست من سواد در دانستن خلاصه نمیشود بلکه اون چیزی که مهمه فهمیدن دانسته هاست وگرنه باید ادعا کرد که تمام کتابها و کامپیوترها باسوادند اونم بدون خطا!!!
اون دخترخانم 8 ساله سواد چگونه برخورد کردن، سواد درست فهمیدن، سواد ابتکار به خرج دادن در مواقع ضروری و سواد چگونه لذت بردن از زندگی رو داشت و البته دانشهایی که 100 درصد از آنها استفاده بهینه میکرد از سر گذرانده بود مثل تسلط داشتن به زبان انگلیسی و یونانی و همچنین زبان موسیقی، تسلط کامل به آدرس نقاط دیدنی شهر و ...
از چند قرن پیش انگلیسیها کشورهای آسیایی را هم در اعتقادات و هم در علم به گمراهی کشانده اند، مثلاً در علم، حفظ کردن فرمولهای شیمی، فیزیک و ریاضی به عنوان علم در سیستم آمورشی کشورهای عقب مانده جا انداخته اند!
مثالهایت یکی از دیگری نامربوط تر و بچه گانه تر است . واقعا ببین چی نوشتی :
برای پرسیدن آدرس بخاطر اینکه تلفظ انگلیسیم خوب نبود و برای اینکه آبروم جلوی بزرگترها نره از اون دختربچه پرسیدم، ....
احتمالا قبلش جلوی بزرگترها خالی بندی کرده بودی و مثل همین نظرات بچه گانه اند غلو کرده بودی که شاید کتاب گریدد انگلیش را استادتان میداده به شما تصحیح کنید!!!
بخاطر رعایت وقت و حال دوستان خصوصا مسئولین بولتن همین نکته کافیست والا از اول تا آخر کامنتهایت فقط شبیه رمانهای ترجمه شده توسط نرم افزار گوگل است .ظاهرش بسان توهین ترجمه شده ولی در اصل دستور پخت آشپزیست و آنجائیکه دستورالعمل پنچرگیری تیوپ ترجمه شده در اصل آدرس گیرنده بوده است.
ترا بخدا بس کن از خودت نه قانون بساز نه رمان.
من گفتم چرا این همه شوی رسانه ای کردیم که ما جنگنده تولید کردیم
اما حالا یکی یکی جنگنده های اجانب رو وارسی می کنیم واسه خرید!
کاربر پایتخت ادامه داده :برای پرسیدن آدرس بخاطر اینکه تلفظ انگلیسیم خوب نبود و برای اینکه آبروم جلوی بزرگترها نره از اون دختربچه پرسیدم، ....
خوب مجبور بودی به دروغ به آنها بگوئی زبان انگلیسی بلدی که بعد خجالت بکشی ؟؟؟؟؟
ضمنا نوشتی با ماشین اجاره ای بین راه آدرس پرسیدم....حداقل دو سه صفحه قرارداد بایستی به زبان بعضا پیچیده انگلیسی پر کنی و جواب بدهی تا بهت ماشین بدهند.خوب این قرارداد را شما پر نکردی همراهانت پر کردند ؟ چرا خودشان آدرس نپرسیدند وقتی متوجه شدند زبان بلد نیستی ؟در خانه ماندند ؟ چرا نگفتی آدرس را نمیدانی؟ اگر ماشین شرکت بود ؟ اون ماشین که اجاره ای نیست .از 25 سال قبل به اینطرف مخصوصا ماشینهای اجاره ای دستگاه آدرس یاب ( ناوی سیستم ) دارند شما بلد نبودی باهاش کار کنی ؟ چرا اینقدر صداقت نداری که بگی بلد نیستم .
پرفسور معروف شیمی یکی از دانشگاههای آلمان اهل تبریز است و با خانم فرانسوی که ساکن آلمان بوده ازدواج کرده .خودش به زبانهای فارسی ,ترکی آذری و ترکی ترکیه و انگلیسی و فرانسوی و آلمانی کاملا مسلط و فرزندان و خانمش به غیر از ترکی ترکیه به 5 زبان کامل مسلطند.به عقلت نرسید که آن دختر 8 ساله باید زبان انگلیسی رادر کشور انگلیسی زبان کامل بلد باشد و زبان دومش زبان مادری اوست و در مدرسه بایستی یک زبان خارجی دیگر هم بیاموزد شق القمر کرده؟؟؟؟؟
مردم غیور ایران از جان و مال و فرزندان شهید وکل هستی خود گذشتند تا به ما استقلال و آزادی ....دادند و مزدشان از طرف کاربر پایتخت اینست : ساده لوح نفهم و حسود بی هنر و عقب افتاده....که البته اینها تماما صفات اخلاقی خودت است و یک آدرس از دختر بچه گرفته و بخاطر یک آدرس این دختر بچه شده مجسمه آزادی و مجسمه ادب و تجسم گذشت و تجسم انسانیت و گرز توی سر ایرانیها ....
واقعا شرم و حیا برای انسان خوب است خجالت بکش .
من مطمئن هستم تا بحال مسافرتی دور تر از کن و سولوقون نداشته ای و این داستانهای سفر خارج خوابهای پریشانی بیش نیستند که تعبیر نخواهند شد زیرا پر است از ضد و نقیض و پشت سر هم اندازی بعد ادعای صداقتت همه را و خودت را کشته!!
سعی کن به ملت ایران توهین نکنی روزی پشیمانت خواهند کرد. اگر ساده لوح و حسود و نفهمی سعی کن آنها را به ملت ایران نسبت ندهی پی درمانش باش .
ناشناس ۲۰:۲۲ باید بت بگم که من بطور میانگین هر 6 ماه یکبار یه سفر تفریحی خارج از کشور میرم که درصددم آنرا به 3 ماه یکبار برسونم پس اون سفری که ذکر کردم تنها سفرم نبوده و اینبار قصد دارم به نقاط مختلف آسیا هم سری بزنم. مطمئناً زبانم خیلی خیلی بهتر از شماست هرچند که دور ریختن اشتباهات تلفظی از ذهن کاریست زمانبر. بخاطر همینه که همیشه شعارم اینه که آدم یا نباید کاری رو انجام بده(یا چیزی رو یاد بگیره) یا اگه انجام داد درست و کامل اون کارو انجام بده.
اولین اشتباهت اینه که بیش از حد وقتتو تلف میکنی
دومین اشتباهت اینه که بدون تجربه ای و دنیا دیده نیستی و به نظر میرسد برای کسب تجربه و جهانگردی برنامه ای نداری
سومین اشتباهت اینه که قبل از تجربه و ثابت شدن سنگ دیگران رو به سینه میزنی.
چهارمین اشتباهت اینه که مرزهای بین کشورها رو حقیقی میدونی در حالیکه قراردادی هستند.
ضمن عرض سلام و ادب و احترام به مدیریت محترم سایت بولتن گرامی که الحق سنگ تمام گذاردند برای دفاع از حق و حقوق محرومین و بی پناهان
اجازه میخواهم ضمن قبول کامل توضیح شما فقط یک نکته اضافه کنم .
کاربر پایتخت طبق دلائل و شواهد بسیاری از کامنتهایش به نظر من یکبار هم خارج نبوده است و این شگرد را هم موقعیکه فرزند برومند شهید مغنیه به شهادت رسید بکار برد تا از زیر فشار انتقاد و منفی های کاربران نجات پبدا کند و چند ماهی تفریح !!!! اجباری کرد. ...زیرا اگر کسی اینقدر دقایق و لحظاط و ثانیه هایش حساب شده باشد حداقل به گفته خودش و خصوصا به اثبات کامنتهایش اینقدر بیسواد و ساده لوح و بی هنر نیست.
بخوانید:
تا به امروز هیچ کاری رو برای پیشرفت کشورم نکردم چون چیزی به من یاد ندادن! یعنی کسی بلد نبود که خواسته باشد به من آموزش دهد! مجبورم برای آموزش و تجربه خودم دست به کار شوم! اونم از صفر!
پیش قاصی و ملق بازی ؟؟!!
این خود بزرگ بینی حتما بایستی با مراجعه به پزشک درمان شود قبل از اینکه کارش به جای باریک بکشد.
اینگونه هم نیست که سفرهای خارجی تماماً اثر منفی برای دولت و کشور داشته باشند، عوارض خروج از کشور، هزینه های صدور گذرنامه، هزینه ی صدور و تمدید گواهینامه بین المللی(که تنها یکسال اعتبار دارد!)، هزینه ی بلیط و ... همگی باعث رونق کسب و کار داخلی میشوند.
من خودمو جزو قشر ثروتمند نمیدونم ولی آرزوم اینه که روزی تمامی ایرانیان جزو ثروتمندان قرار بگیرند و قشر فقیر و متوسط از بین برود که این مهم تنها با بالا رفتن کیفیت آموزش و فرهنگ امکانپذیر است. منی که درست در روز قبل از کنکورم در محل کارم مشغول کار بوده ام باید با کسانیکه حتی در طی دوره ی فوق لیسانس بی کارند و وقتشان رو صرف بازی با موبایل و یا کامنت گذاشتن در شبکه های اجتماعی میکنند، فرق داشته باشم و اینگونه نیست که فکر کنید با پول بادآورده! خوشگذرونی میکنم.
آنهایی که با دروغ و فریب پا گرفته اند و مسئول مستقیم فقر مالی و فرهنگی ملت اند باید پاسخگو باشند نه امثال ما.
دوست گرامی سفر خارجی برخلاف تصور شما چیزی نیست که آدم خواسته باشه به اون افتخار کنه یا بخاطرش دروغ بگه! سفر خارجی در بسیاری از موارد حتی از یه سفر به شمال هم کم هزینه تره و اونایی که رفته اند میدانند که من عین حقیقت رو میگم.
هزینه ی هتل های 3 و 4 ستاره برخی از شهرهای اروپایی مطرح در برخی فصول تنها شبی 20 تا 30 یورو است! بازدید اکثر قریب به اتفاق از مکانهای تاریخی رایگانه، قیمت غذاهای رستورانی و فست فود مثل شعبه های پیتزا هات و غیره با اون کیفیت کم نظیرشون پائینتر از داخل کشورمونه، هزینه ی اجاره خودروهای اجاره ای اگه بیش از یکهفته اجاره بشن بسیار پائینه، مثلاً اجاره ی نیسان جوک که خیلی ها از جمله خودم آنرا انتخاب میکنند اگه بیش از یکفته اجاره شود تنها 12 تا 15 یورو در روز آب میخورد! بله همگی خودروهای اجاره ای سیستم ناوبری کامل و مجهز دارن ولی آنروزی که مجبور شدم از آن دخترخانم باشخصیت راه رسیدن به مکان مورد نظرم رو بپرسم بخاطر این بود که در روزهای شنبه و یکشنبه اکثر مسیرهای منتهی به مکانهای تاریخی آن شهر رو می بندند تا خیابانها به پیاده رو تبدیل بشن و تنها برخی مسیرها برای عبور خودروها آزاد گذاشته میشن، اونایی که رفتن حتماً آنرا در بسیاری از شهرهای اروپایی تجربه کردن.
تنها با سود پولهایی که اختلاس شدنشان رسانه ای شده میتوان برای همه ی فقرای کشور رفاه نسبی فراهم کرد ولی چرا هیچوقت این اتفاق رخ نمیدهد؟! واقعاً چرا؟! آیا ریشه اصلی این مشکل بخاطر دروغهای تاریخی نیست؟! اونهایی که این دروغها رو باور میکنن آیا ساده لوح نیستند؟! خود شما اونقدر بت دروغ گفتن یا اونقدر دروغ گفتی که همه رو دروغگو میپنداری! که البته بت حق میدم!
اگه فکر میکنی منم دارم دروغ میگم خودت تجربه کن، بخدا قسم تجربه هیچوقت به آدم دروغ نمیگه، امتحانش کن تا بت ثابت بشه.
بله بعضی وقتا حقیقت خیلی تلخه، اگه خصوصیاتی رو از جامعه ی خودم مطرح کردم چیزی بوده که براساس تجربه بم ثابت شده، باید اونو قبول کردو برای برطرف کردنش راه حلی پیدا کرد.
مگر میشود آدم با کلی وقت گذاشتن روی موضوع تحقیقاتی برود آزمایشگاه مطرح ترین دانشگاه ایران بعد ببیند که عدسی میکروسکوپش رو به سرقت برده اند؟! عدسی ای که به قول استادمون بدرد هیچ میکروسکوپ دیگری نمیخورد ولی با وجود اینکه دزدی که به حتم از دانشجویان بوده و از این مسئله که این عدسیها بی ارزشند باز هم کارش رو تکرار کند! تا شاید با این کارش بتواند میکروسکوپ های آزمایشگاه رو برای مدتی طولانی از کار بیندازد فقط بخاطر اینکه تحقیقات من نیمه تمام بماند!
از همان دانشگاهی که عدسی میکروسکوپش را دزدیده اند که به شما حســــــادت کنند؟؟..تا کنون سالانه صدها و شاید در عرض سالها هزاران دانشجوی با سواد فارغ التحصیل شده او هم اکنون در کشور مشغول خدمت هستند مگر اینکه شما در دانشکده ای فرضی و گمنام درس خوانده ای که آزمایشگاهش نه در و پیکر داشته نه مسئول ....
اگر سئوالاتت هم از نوع کامنت نوشتنت باشد بیچاره استاد روانی شده بردنش بیمارستان . ما با دانشجورانی! مواجه میشویم که درس خودشان را بلد نیستن و سئوالات درهم و بی مفهومی میکنند و وقت کلاس و معلم را میگیرند و جوابی هم ندارد .مثل اینکه کسی سئوال کند آقا اگر خدا عادل است پس چرا اجازه میده اینهمه بیگناه کشته بشن؟
یا اگر خداوند قادر است یک سنگ عظیمی خلق کند که خودش دیگر نتواند آنرا تکان دهد؟؟ یا خدا قادراست جهان مادی را بدون تغییر ابعاد فیزیکی در یک قوطی کبریت قرار دهد..چرا جذر! چهار از مد چهار کمتر است؟ و هزاران سئوال متناقض دیگر.
اگه لغو نمی کرد هم نمی دادن.
به جای این همه تایپ اراجیف بشین رو زبان و آدرست کار کن
اون امید و غیرته!!!!