ورود مغزها به ايران دهها برابر خروج آنهاست
وزارت امور خارجه داراي 8 معاونت است كه يكي از آشناترين اين معاونتها، معاونت كنسولي و امور مجلس و ايرانيان وزارت امور خارجه است. در حال حاضر حسن قشقاوي كه پيشينه قوي در وزارت امور خارجه و مجلس شوراي اسلامي دارد عهدهدار اين معاونت است.
وي كه از مهر 88 پس از واگذاري سخنگويي وزارت خارجه اين سمت را بر عهده گرفت، صيانت از حقوق ايرانيان در هر كجاي جهان را از مهمترين وظايف اين معاونت ميداند. قشقاوي كه جايگاههايي چون سفير ايران در سوئد و قزاقستان و دو دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي (دورههاي چهارم و ششم) را در كارنامه خود دارد معتقد است كه ايرانيان آزادند تا محل زندگي خود را انتخاب كنند ولي مهم اين است كه براحتي بتوانند ارتباط با سرزمين مادري را حفظ كنند و هر بار كه اراده كردند بتواند براحتي به ايران مسافرت كنند.
منوچهر متكي وزير امور خارجه، قشقاوي را كه متولد 1336 شهرستان بابل مازندران است به عنوان چهرهاي رسانهاي به نمايندگان رسانههاي خبري معرفي كرد و زماني كه او سكان سخنگويي را در دست گرفت نشان داد كه متكي بيراه نگفته است. از اين رو بر آن شديم تا با فراز و فرودهاي معاونت كنسولي و امور مجلس و ايرانيان وزارت امور خارجه از زبان حسن قشقاوي آشنا شويم.
بسياري از ايرانيان در خارج از كشور تمايل دارند به ايران برگردند. چه تمهيداتي از سوي وزارت امور خارجه در اين زمينه فراهم شده است؟
ما فكر ميكنيم حدود 5 ميليون نفر از هموطنان ايراني ما خارج از كشور زندگي ميكنند كه با انگيزههاي مختلف از جمله تحصيل، تجارت، رفاه و غيره بخشي قبل و بخشي ديگر بعد از انقلاب به خارج از كشور رفتهاند.
تمام تلاش وزارت امور خارجه از جمله در حوزه ما اين است كه با ارائه تسهيلات و خدمات بويژه در تنظيم مدارك مسافرتي، اعطاي شناسنامه و گذرنامه وكارت ملي، ثبت ازدواج و طلاق و غيره به مردم خدمت كنيم و همچنين زمينه بازگشت آسان و راحت هموطنان را به سرزمين مادري فراهم كنيم.
برخي از هموطنان ما به صورت دائم خواستار بازگشت به كشور هستند و بسياري ترجيح ميدهند كه دوران بازنشستگي خود را داخل كشور به سر ببرند برخي ديگر نيز به صورت مقطعي ماههايي از سال و به قصد ديدار با خانوادهها يا استراحت به كشور سفر ميكنند و مجدداً باز ميگردند. اصرار ما ضرورتاً حضور و بازگشت قطعي آنها نيست و البته اين امر مربوط به تمايل خودشان است و آزادند كه محل زندگي خود را انتخاب كنند ولي مهم اين است كه براحتي بتوانند اين ارتباط را با سرزمين مادري داشته باشند و هر بار كه اراده كردند بتوانند براحتي به ايران مسافرت كنند. اين هدف اصلي ماست و در اين زمينه وزارت خارجه بويژه بخش كنسولي خدمات فراواني را ارائه ميدهد.
وزارت امور خارجه درخصوص استيفاي حقوق اتباع و ديپلماتهاي ايراني كه از اقدامات دولتهاي خارجي بويژه دولت آمريكا صدمه ديدهاند چه اقداماتي را انجام داده است؟
فقط بحث آمريكا نيست، ما مطابق بند ج ماده 36 كنوانسيون وين 1896 اصرار و توجه ويژهاي داريم كه از حقوق هموطنانمان در هر كجاي جهان كه هستند صيانت شود، اصل حمايت ديپلماتيك از اتباع از اصول شناخته شده ماست.
در سالهاي اخير اداره كل ايرانيان در وزارت امور خارجه شكل گرفت، مشخصاً ما اداره اجتماعي را داريم. در اداره اجتماعي تلاش ميشود كه در درجه اول و اگر مقدور است با كمك مستقيم اداره كل كنسولي و حمايتهاي اين اداره و اداره كل حقوقي وزارت امور خارجه زمينه توافقنامههاي قضايي را با كشورهاي ديگر داشته باشيم، از قبيل معاضدت قضايي در امور مدني و كيفري، موافقتنامه انتقال محكومين و موافقت نامه استرداد مجرمين. اينها سه تيپ موافقتنامه هستند كه ما تمام تلاشمان اين است كه با كشورهاي مختلف داشته باشيم. فلسفه اين موافقتنامهها اين است كه موارد گرفتاريها و مشكلات قضايي كه به نوعي هموطنان ما پيدا ميكنند، تسهيل كند. حتي در رابطه با كشورهايي كه ما اين موافقتنامهها را با آنها نداريم نيز تلاش ميكنيم كه در صورت امكان به شكل موردي آنها را اجرا كنيم ولو اينكه هنوز نانوشته است و توافقي نيست.
همه زندانيان ايراني نه ولي بخشي از اين زندانيان سياسي هستند. در اين حالت انگيزه ما طبعا در راستاي صيانت از حقوق ايرانيان مضاعف خواهد شد بويژه آنكه ميبينيم بيگناهاني هستند كه با اتهامات واهي و عموماً با انگيزههاي سياسي گرفتار نظام قضايي كشورهاي مختلف از جمله آمريكا شدهاند.
در مورد آمريكا چون رابطه مستقيم نداريم از طريق دفاتر حفاظت از منافع ايران، همچنين نمايندگي ما در واشنگتن (دفتر حفاظت از منافع ايران در آمريكا) يا اگر مقدور باشد حتي نمايندگي ما در نيويورك در سازمان ملل تلاش ميكنيم كه تسهيلات كنسولي فراهم شود، زمينه ديدار اين زندانيان با خانوادههايشان فراهم شود، همچنين اگر نياز به اخذ وكيل دارند برايشان وكيل گرفته شود.
سركشي به زندانيان ايراني بويژه در ايام و مناسبتهاي ملي و مذهبي جزو برنامههاي جدي همه سفارتخانهها و سركنسولگريهاي ايران است. مثلاً در نوروز امسال تقريباً در سراسر جهان در جاهايي كه ما زنداني داشتيم سفرا و سركنسولگريهاي ما با زندانيان ديدار كردند و از طرف آقاي وزير هدايايي تقديم كردند. اينها تلاشهايي است كه وزارت خارجه در كنار نهادها و ارگانهاي ديگري كه با ما در اين زمينه همكاري دارند، انجام ميدهد.
از جمله اين نهادها شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور است كه به نوبه خود و در چارچوب وظايف خود تلاش گستردهاي براي صيانت از حقوق ايرانيان دارد.
زندانياني كه به دلايل سياسي در زندانهاي آمريكا در بند هستند چند نفرند و چه تلاشي براي آزادي آنها صورت گرفته است؟
ما حدود 64 زنداني داريم اما اين به اين معنا نيست كه همه آنان زندانيان سياسي باشند بويژه كه برخي از آنها دو تابعيتي هستند حتي ممكن است برخي از اين افراد جرم محرز مرتكب شده باشند. به هر حال همانگونه كه در داخل كشور از همه زندانيان به خاطر عمل مجرمانه آنان به صورت مطلق نميشود حمايت كرد اين موضوع راجع به زندانيان خارج از كشور هم صدق ميكند. براي ما مهم است كه چارچوب كنوانسيونهاي بينالمللي مراعات شود از قبيل دسترسي كنسولي، امكان ملاقات خانوادههاي زندانيان، سياسي نشدن جرايم عادي، بهانهگيري براي طرح دعاوي چون بسياري از اين بهانهها كه مطرح ميشود سياسي است مثلاً كاربرد دوگانه عنوان ميشود در حالي كه كاربرد دوگانه معناي گستردهاي دارد. من بارها گفتهام كه ميشود گفت بنزين كاربرد دوگانه دارد يعني همان بنزيني را كه در اتومبيل مصرف ميشود، ممكن است در يك تانك نظامي هم مصرف شود، كسي نميتواند بگويد چون تو بنزين مصرف ميكني پس اين كاربرد دوگانه دارد يا در حال حاضر كامپيوتر كاربرد گستردهاي دارد. دربسياري از موارد جرايم سياسي و بهانهها واهي است ما در واقع بر موارد اين چنيني حساسيت داريم.
آماري نداريم از اين كه چند نفر از اين زندانيان سياسي هستند؟
چرا ميتوان اين آمار را دقيقاً از نمايندگي ايران و اداره اجتماعي بدست آورد ولي باز تاكيد ميكنم آنچه كه ما به صورت عام دنبال آن هستيم حمايت كنسولي مطابق با كنوانسيون نسبت به همه اتباع ايراني است و آنچه كه به صورت خاص نسبت به زندانيان خاص مورد نظر ماست اين موضوعي است كه قبلاً عرض كردم.
در بحث زندانيان شاهديم كه بسياري از ايرانيان در كشور عراق يا ساير كشورها به دليل عدم آشنايي با مقررات حقوقي آن كشورها دستگير شدهاند. وزارت امور خارجه براي رفع اين معضل چه تلاشي كرده است؟
اتفاقاً اينجا حوزهاي است كه رسانه بايد بيشتر تلاش و كار كند تا وزارت امورخارجه. يعني رسانهها بايد اين اطلاع رساني را داشته باشند. البته راجع به آمار زندانيان ما در عراق مبالغه ميشود. ما حداكثر زير 200 زنداني در عراق داريم كه عمده آنها از نظر طرف عراقي مرتكب جرم عبور غير مجاز شدهاند. عبور غير مجاز در قانون عراق خيلي سختگيرانه است. اين موضوع مقداري مباني قانوني دارد و از طرفي هم بايد يك مقدار واقع بين باشيم كه شرايط و اقدامات تروريستي كه در عراق عموماً با عبور از مرزها صورت ميگيرد دولت عراق را مجبور كرده است كه سختگيري جدي تري داشته باشد. اما در عين حال ما در مذاكرات كنسولي كه با طرف عراقي داشتيم از جمله 4 ماه گذشته كه معاون وزير خارجه عراق مهمان بنده در تهران بود (و بزودي من بايد به ملاقات ايشان بروم چون هر6 ماه بايد اين مذاكرات تكرار شود) ما به طرف عراقي گفتيم درست است كه اين بحثهاي مجرمانه و سختگيرانه براساس قانون شماست و بر اساس قانون شما عبور غير مجازاز مرز تا 6 سال زنداني دارد، ولي شما بخوبي ميدانيد كه عموم ايرانيان عبور غيرمجازشان به خاطر خلاف قانون و ارتكاب اقدامات تروريستي نيست. كاملاً واضح است كه اكثريت قاطع اين عابران غيرمجاز انگيزه زيارتي دارند و به عشق زيارت عتبات عاليات و همچنين به خاطر جهل به قانون را رمز رعبور ميكنند. در عين حال ما قبول داريم كه بالاخره قانون يك روح خشك و بيعاطفهاي دارد و طبعاً بايد اجرا شود. فكر ميكنم رسانهها و نمايندگان افكار عمومي در كشور، نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و ديگران كه با علاقهمندي پيگير حقوق ايرانيان هستند لازم است تا در دو زمينه مهم، موضعگيري و روشنگري گستردهاي داشته باشند. يكي آشنا كردن هموطنانمان با قوانين كشورهاي مختلف و دوم مقابله جدي با قاچاق مواد مخدراست. مصيبتي كه دامنگير بسياري از هموطنانمان در سفر به شرق آسيا شده است و ما آمار تكاندهندهاي از رشد زندانيان داريم. نه تنها قاچاق مواد مخدر سنتي بلكه اخيراً قاچاق مواد مخدر صنعتي هم متاسفانه در كشورهايي مثل مالزي، كره جنوبي، ژاپن، تايلند، چين، سنگاپور، اندونزي و جاهاي ديگر خيلي زياد شده است. من فكر ميكنم اين يك همت همگاني را، هم در صداو سيما و هم مطبوعات ميطلبد كه دراين باره پيشگيري و روشنگري كنند. در اين خصوص وزارت امور خارجه هم وظيفه خود را انجام خواهد داد، ولي اين امر بايد به صورت جديتري كه تا الان مطرح شده، مطرح شود.
درخصوص استيفاي حقوق ديپلماتهاي ايراني به اسارت گرفته شده در عراق و آسيبديده از اقدامات اشغالگران آمريكايي چه اقداماتي انجام دادهايد؟
ما در اداره كل حقوقي، پيگيرحقوق اين افراد هستيم، چون معتقديم به ناحق دستگير شده اند و به ناحق زنداني بودند. آنها مشكلات جسمي و روحي فراواني را تحمل كردند، بنابراين اقتضا ميكند كه پيگير حقوق آنها باشيم. اما از طرف ديگر شما ميدانيد كه در مجلس با قيد يك فوريت طرح دفاع از حقوق از دست رفته اين بخش از ديپلماتها و يا ايرانيان عادي در دستور كار قرار گرفته است و با يك فوريت تصويب شد. بزودي آقاي متكي بهعنوان نماينده دولت ضمن حمايت از اين طرح، نقطه نظرهاي خود را در چارچوب اين طرح بيان خواهد كرد.
خيلي از نمايندگان مجلس اعتقاد دارند وزارت امور خارجه سر وقت به سوالات آنها پاسخ نميدهد و تعاملات سياسي را به جاي پاسخ مد نظر قرار ميدهد. نظر شما در اين باره چيست؟
البته از حدود 7 تا 8 ماهي كه من مسووليت گرفتهام و قبل از من هم حتماً اينطور بوده كه تا به حال نديدهام يك مورد تذكري يا گلهاي توسط مجلس محترم يا نمايندگان از تاخير وزارت امور خارجه صورت گرفته باشد. به خاطر اينكه خود مجلسيان هم آگاه هستند كه در بسياري از مواقع پاسخگويي به سوالات نيازمند به حضور وزير است. به عنوان مثال در دوهفته گذشته چند سوال در كميسيون و صحن علني بود، در حالي كه مرتب به خاطر صدور قطعنامه و اجلاسهاي مختلفي از جمله اجلاس آب، اجلاس استانبول و اجلاس تاجيكستان و سفر به بروكسل و ايرلند و غيره تقريباً 25 روز وزير حضور نداشت يا اگر زماني در ايران حضور داشت تعطيلي و هفته مرخصي مجلس و سركشي به حوزههاي انتخابيه بود.
اين موضوع ممكن است مقداري به لحاظ فني و فيزيكي اتفاق بيفتد ولي دليل سياسي ندارد چون خود وزير دو دوره نماينده مجلس بوده يا خود بنده به عنوان معاون پارلماني، بنابراين درك بالايي از وظيفه نمايندگي مجلس داريم و احترام فراواني براي مجلس قائل هستيم و اصرار داريم كه حتماً در انجام وظيفه قانوني در چارچوب قانون اساسي همواره پاسخگوي سوالات نمايندگان باشيم.
البته اصل هر سوالي حق نمايندگان است و در عين حال كميسيون يا صحن علني ميتواند وارد يا ناوارد تشخيص دهد و اين نافي مسووليت وزارت امور خارجه يا هر دستگاه ديگراجرايي نيست، اما گاهي در مقام دوستي و توجه به منافع ملي به برخي از نمايندگان محترم گوشزد ميشود كه ممكن است برخي از سوالات در مقطع زماني طرح شده مطابق با مصالح ملي ما نباشد و حتي شخص وزير هم نتواند سخن دل و تحليل واقعي را دريك عرصه آزاد و غير محرمانه بيان كند. اقتضاي كار ديپلماتيك اين است و اين مخصوص ما نيست. در همه كشورهاي جهان اين يك امر قابل قبولي است كه بسياري از مسائل سياست خارجي را شايد در مقاطعي يا بنا به مصالحي نميتوان از تريبون عمومي مطرح كرد. در چنين مواردي كه البته زياد هم نيست از آن نمايندگان محترم درخواست ميكنيم كه بپذيرند و سوال را به يك زمان مناسبتري به تعويق بيندازند تا امكان پاسخگويي آشكار و واقعي آن فراهم شود. بنابراين همه چيز را دستگاه ديپلماسي، امنيت و مصلحت ملي تعيين ميكند و ما بحث خاص و شخصي، عاطفي، غيرعاطفي و غيره نداريم. ما چارچوب قانوني خودمان را داريم و خودمان را با رعايت منافع و مصالح ملي موظف به پاسخگويي ميدانيم.
در حال حاضر افرادي در ايران هستند كه تابعيت دوگانه دارند. آيا افرادي كه از خارج از كشور تابعيت ميگيرند باز هم تبعه ايران محسوب ميشوند يا خير؟
ما كساني كه گذرنامه ايراني دارند و شرايط احراز گذرنامه را دارند طبعاً تابع ايران ميدانيم و هيچ كاري به تابعيت آنها نداريم و اعمال قانون در چارچوب قانون تابعيت ايران صورت ميگيرد. اين افراد به محض اينكه مشمول قانون تابعيت ايران شوند به عنوان تبعه ايراني شناخته ميشوند و حتي اگر مواردي هم باشد پروسهاي دارد كه در اداره تابعيت تعيين ميشود. آنچه برايمان مهم است ما تابعيت ايراني اين افراد را به رسميت ميشناسيم و اعمال قانون ميكنيم.
آيا در مورد خانمي كه بتازگي در سفارت آلمان مورد ضرب و جرح واقع شده است اقدامي كردهايد؟
حتماً در خبرها شنيديد كه مدير كل ايرانيان ما، سفير آلمان را احضار و مورد را به ايشان گوشزد كرده است. متاسفانه مامور سفارت آلمان برخورد بسيار بدي با هموطن ما كه براي پيگيري ويزاي يكي از بستگان خودش به اين سفارت مراجعه كرده بود، داشت. ما همواره به همه سفارتخانههاي خارجي بويژه بخشهاي كنسولي توصيه ميكنيم كه از مراجعين ايراني تكريم كنند و اين امر را در دستور جدي كار خود قرار دهند. ما اعتراض كرديم و البته سفير آلمان يك روز قبل از اين ماجرا از سفر به آلمان برگشته بود و در جريان آن نبود كه قول داد موضوع را پيگيري كند.
نظر وزارت امور خارجه درباره مهاجرت ايرانيان به خارج از كشور چيست؟
ما آمارهايي داريم كه بوضوح نشان ميدهد ورود مغزهاي ايراني به داخل كشور به مراتب بيشتر از خروج يا فرار مغزهاست. يكي از اينها آمار پروندههاي كنسولي است كه در كنسولگريهاي ما درخارج از كشور تشكيل ميشود. به عنوان مثال زماني كه من سفير ايران در سوئد بودم در ابتداي آغاز به كارم حدود 50 هزار پرونده كنسولي داشتيم، در حالي كه بعد از 4 سال اين تعداد به 80 هزار پرونده رسيده بود يعني 30 هزار نفر از هموطناني كه به نوعي به سفارت نيامده بودند و دنبال گذرنامه نبودند تشكيل پرونده دادند. معمولاً افراد وقتي پرونده تشكيل ميدهند كه انگيزه سفر به ايران داشته باشند، چرا كه با تشكيل پرونده به آنها گذرنامه داده ميشود و براحتي ميتوانند به ايران سفر كنند. پس اين شاخصي است كه سيرصعودي علاقهمندي هموطنان ما كه سالهاي درازي در ايران نبودند را نشان ميدهد. خيلي از اين افراد حدود 20، 25 و 30 سال به ايران سفر نكردهاند و دور از وطن بودهاند و مايلند خود، نسل جوانشان و خانوادهشان ديداري از ايران داشته باشند.
شاخص ديگر ما پروازهايماست، شما ميتوانيد از شركتهاي هواپيمايي تحقيق كنيد يا يك 24 ساعت در فرودگاه حضور داشته باشيد. پروازهاي ورودي بخوبي نشان ميدهد كه چه تعدادي از هموطنان ما در حال بازگشت به ايران هستند. همچنين شما خانوادههايي را ميبينيد كه به عشق ديدار عزيزانشان كه سالها آنها را نديده اند به استقبالشان ميآيند. بخش اعظم از اين افرادي كه به ايران برميگردند، مغزهاي ايراني در خارج از كشور هستند.
يا شاخص ديگري كه ما داريم حضور هموطنانمان در همايشهاست. شما توجه داشته باشيد ما بيش از يك ماه قبل همايش بزرگ 700 نفره ايرانيان سرمايهگذار در شيراز را داشتيم. خوب اين هموطنان، از سرمايهداران و سرمايهگذاران در كشورهاي مختلف كه در اين همايش شركت كردند همه مغزهاي اقتصادي بودند. مگر چند سرمايهگذار از ايران خارج شده است؟ يا در تابستان در مرداد ماه با ابتكار شوراي عالي ايرانيان و همكاري وزارت امورخارجه ما همايش2000 نخبه ايراني را داريم اين يعني چي؟ همين الان نمايندگيهاي ما دارند اسامي 2000 نخبه ايراني را از سراسر جهان به ما و اداره كل ايرانيان اعلام ميكنند و ما به شوراي عالي ايرانيان ميفرسيتم تا دعوتنامه صادر شود. مگر چند نخبه از ايران بيرون رفتهاند؟
بنابراين مطلقاً چنين نيست كه فرار مغزها طي اين سالها و اين روزها بيشتر شده باشد. البته واقعيت اين است كه در برخي مقاطع سياسي بخشي از افراد به خاطر علايقي به يك پديده خاص ممكن است زمينه مهاجرت يا حضورشان كم يا زياد شود. به عنوان مثال در مقطع انتخابات و بعد از حوادث انتخابات بخشي كه ممكن بود از اهل قلم يا سياسي باشند بنا به هر دليلي ترجيح دادند كه به خارج از كشور بروند اين به اين معنا نيست كه لزوماً همه مغزها، دانشمندان و سرمايهگذاران ما به خارج از كشور رفتهاند. حتي درخود غرب هم كه سياهنمايي ميشود آنها هم دچار يك تناقض هستند منتها وجه تناقض را متوجه نيستند يعني از آن طرف به هر بهانه واهي برخي از هموطناني را كه حتي قبل از انقلاب به خارج رفتهاند مثل دميرچي لو كه 32 سال است به ايتاليا رفته و دانشجوي قبل از انقلاب بوده را حافظ منافع جمهوري اسلامي ايران معرفي ميكنند و به آنها اتهامات واهي ميزنند و از طرف ديگر در تبليغات خود از فرار مغزها سخن ميگويند. اين تناقض است. بالاخره بايد تكليف روشن شود ايرانيان خارج از جمهوري اسلامي ايران فراري هستند و يا مدافع منافع ملي هستند؟ اگر مدافع منافع ملي هستند چرا شما همه ايرانيان خارج از كشور را فراري و اپوزيسيون معرفي ميكنيد و چرا افراد به بهانه خدمت به منافع ملي ايران را دستگير ميكنيد. اين موضوع يك پارادوكسيكال و تناقضي در ميان دارد كه معلوم نميشود بالاخره ايرانيها طرفدار ايران هستند يا مخالف ايران؟ اگر ايرانيها مخالف ايران هستند پس چرا شما هرازگاهي عدهاي از آنان را در آمريكا، آلمان و جاهاي ديگر دستگير ميكنيد و اگر موافق ايران هستند پس چرا تبليغ ميكنيد كه فرار مغزها روي داده است؟ اين تناقض چطورتوجيه ميشود؟ چطور مغزها در خدمت منافع ايران هستند؟
ما نبايد دچار اين دام آنها بشويم و من اين موضوع را سياسي جواب نميدهم بلكه با آمار بيان ميكنم. من به عنوان مسوول اين بخش به شما قاطعانه ميگويم در كل سالهاي اخير ورود مغزها به ايران دهها برابر خروج مغزها از ايران بود.
ممكن است كسي بگويد كه فلان فعال سياسي در يك مقطعي بيشتر از ايران خارج شده است من اين را نفي نميكنم اما سرجمع اگر شما مغز را در همه حوزهها بدانيد علاقهمندي هموطنانمان درخارج براي كمك به رشد و توسعه ملي به مراتب بيشتر از فرار از اين كشور است.
آمار دقيقي درخصوص دانشجويان در خارج از كشور داريد؟ بيشترين ميزان دانشجويان در كدام كشورها هستند؟ براي رسيدگي به وضعيت اين دانشجويان چه تمهيداتي انديشيده شده است و مشكلات آنها چگونه حل ميشود؟
به شكل دقيق نميتوانم در اين مورد آماري ارائه دهم به دليل اينكه اين موضوع سيال است.
دانشجويان مرتب ميروند پذيرش ميگيرند و رفت و آمد ميكنند. مثلاً شوراي انتقال وزارت امور خارجه يك آماري دارد از دانشجوياني كه از خارج برگشتهاند و الان در دانشگاههاي كشور تحصيل ميكنند. چنين موضوعاتي را هم ما داريم. اما به طور كلي اعم از ايرانياني كه سالها در كشورهاي خارج زندگي كردهاند و فرزندانشان درخارج از كشور بزرگ شدهاند و به انضمام ايرانيان اعم از آزاد و بورسيه و كساني كه از داخل كشور رفتهاند حداكثر 60 هزار نفر داريم. از اين 60 هزار نفر بيش از نصفي آنهايي هستند كه در خارج از كشور بزرگ شدهاند يعني پدر و مادر آنها در آنجا زندگي ميكنند و طبعاً هم آنها در آن كشور تحصيل ميكنند. مورد بورسيه، غير بورسيه و آزاد كه در طول ساليان اخير رفتهاند حدود 20 هزار دانشجو هستند.
به نظرم بايد شرايطي را ايجاد كنيم كه كساني كه مايل هستند براحتي بتوانند تداوم تحصيل خود را در ايران داشته باشند.
در شرايطي كه براي اين دانشجويان مشكلاتي فراهم ميشود آيا معاونت كنسولي اقدامي انجام ميدهد يا خير؟
وزارت امور خارجه درحمايت از دانشجويان بسيار فعال است. خوشبختانه ابتكار رئيس جمهور در 2 سال گذشته داير بر صدور بليت نيم بها براي دانشجويان يك ابتكار خوبي بود كه ولو به انگيزه دريافت بليت ارزان، بسياري از دانشجوياني كه به هر دليلي احساس نياز براي مراجعه به سفارتخانهها را نداشتند و پرونده دانشجويي به نوعي تشكيل نداده بودند به بخش دانشجويي حوزه كنسولي ما در نمايندگيهاي خارج مراجعه كردند. در تمام نمايندگيها ما بخش دانشجويي داريم البته در برخي از كشورها ممكن است اصلاً دانشجو نداشته باشيم اما در كشورهايي كه دانشجو زياد داريم حتما يك همكار ما در حوزه كنسولي مسوول مستقيم امور دانشجويي است كه تمام كارهاي مربوط به دانشجويان از قبيل تاييد اسناد و مدارك آنها، برنامههاي جانبي فرهنگي براي آنها و تمام كارهايي كه لازم است انجام ميدهد. عموماً دانشجويان ما در خارج با سفارت ارتباط دارند و پروندههاي دانشجويي براي آنها تشكيل ميشود و از طرف ما نيز مورد حمايت قرار ميگيرند.
مثلا در مورد حادثه فيليپين، سفير ما فعالانه و بهرغم مسافت طولاني سريعا خود را به محل حادثه رساند و در آنجا حضور يافت، كارهاي مقدماتي از قبيل پيگيري پزشكي، جواز دفن و موارد ديگر هم انجام شد از همه مهمتر به دستور رئيسجمهور و با پيگيري وزارت امور خارجه و شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور هواپيمايي اختصاصي به مانيل فرستاد كه براي سهولت كار رئيس اداره اجتماعي و كارشناس سجلدات ما نيز عازم مانيل شد. متوفيان و مجروحان به كشور بازگردانده شدند و الان هم ما در تدارك هستيم كه هياتي را به فيليپين بفرستيم كه واقعه را علتيابي و بحث بيمه و غرامت آنها را پيگيري كند. اين نمونه حمايتي بوده كه ما از دانشجويان داشتهايم و در مطبوعات و رسانههاي فيليپين اقدامات ما بازتاب گستردهاي داشت.
در ارتباط با ايرانياني كه در يك كشور خارجي كشته ميشوند و يا به قتل ميرسند، معاونت كنسولي چه اقداماتي را انجام ميدهد؟
ما همواره به همه طرفهاي خارجي ميگوييم كه وظيفه كنوانسيوني خودشان را انجام دهند كه آن اطلاع در اولين فرصت به نمايندگيهاي خارج از كشور ما است. حالا تبعه ما در هر شرايطي باشد يعني درزندان باشد يا طي يك حادثه، ما اصرار داريم كه حتماً طرفهاي خارجي در درجه اول اطلاعرساني كنند. به محض اينكه همكاران ما مطلع ميشوند بر سر موضوع مورد نظرحاضر و آن را بررسي ميكنند و اگر پرونده قضايي باشد كارهاي آگاهي و تجسس راجع به علت وقوع قتل صورت ميگيرد و بخش كنسولي ما پيگير همه كارهايي است كه در اين باره بايد انجام شود و علل قتل را ريشهيابي و پيگيري ميكند و بعد از آن مركز را در جريان قرار ميدهند كه ما هم خانوادههاي اين افراد را در جريان قرار ميدهيم، امكان دسترسي وكيل را فراهم ميكنيم و دسترسيهاي كنسولي صورت ميگيرد و اگر مواردي بوده كه در يك حادثه قتلي صورت گرفته باشد مثلاً شخصي در تصادف كشته شده باشد، انتقال جنازه و دفنش و تشريفات مربوط به آن انجام ميشود.
درخصوص عملكرد شوراهاي حل اختلاف ويژه ايرانيان خارج از كشور توضيح دهيد؟
بهطور كلي ما قوانيني كه داريم چه در داخل كشور و چه در خارج از آن قابل اعمال است. ما فكر ميكنيم كه موضوع شوراهاي حل اختلاف يك ابتكار قضايي خوبي بوده. معيار و حدود خودش را دارد. نسبت به همه دعاوي نيست و از همه مهمتر اينكه باور ما اين است كه اختلافات قضايي و حقوقي هموطنان ما در خارج از كشور را ما اختلافات داخل يك خانه تلقي ميكنيم كه بهتر آن است كه به گوش در و همسايه نرسد. ابتكار خوبي براي پيگيري قضايي حقوق ايرانيان بويژه در شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور صورت گرفته است. يك كارگروه حقوقي به رياست وزير دادگستري و به دبيري معاونت ايشان صورت گرفته است. مركز 2777 شوراي عالي ايرانيان ابتكار ارزشمندي بود كه در چند ماه اخير شكل گرفت. كارشناسان حقوقي هم در آنجا حضور دارند. بسياري از موارد با تماس تلفني به صورت زنده، كارشناس كنسولي، نظام وظيفه، حقوقي و... در مركز 2777 شوراي عالي ايرانيان پاسخگو هستند و همچنين ساير موارد قضايي را ما پيگيري ميكنيم.
در حال حاضر نامگذاري، ازدواج و طلاق ايرانيان خارج از كشور چگونه صورت ميگيرد و ازدواج با اتباع خارجي چگونه است؟
اين موارد در حوزه معاونت ما مربوط به اداره سجلات است. اصولا ثبتاحوال چهارگانه از قبيل ازدواج، ولادت، طلاق و فوت مربوط به اداره سجلات است. در اين رابطه قوانين خوب و محكمي داريم و اينكه گفتيد چگونه صورت ميگيرد منطبق با قوانيني است كه به نمايندگيها ابلاغ شده و خوشبختانه يكي از كارهاي بسيار خوب اداره سجلات ما حضور فعال در شبكه جامجم در برنامههايي از قبيل ارتباط نزديك است كه زمينه تعاملي مثبتي را بين هموطنان خارج از كشور با حوزه كنسولي ما فراهم كرده است.
درباره ازدواج با اتباع خارجي نيز شما توجه داشته باشيد كه تمام سفارتخانههاي ما، سايتهاي فعال اينترنتي دارند. اين سايتها هم به زبان بومي و هم به زبان فارسي است و علاوه بر آن پاسخگوي تلفني اتباع خودمان و اتباع خارجي هستند و چون بخشي از سايتها كنسولي است تمام موارد در قالب سوال و جوابها در سايتهاي ما آماده است.
وضعيت نظام وظيفه چطور؟
در اين رابطه نيز در سايتهاي ما توضيح داده شده و مانند ساير موارد با مكالمه تلفني سفارتخانههاي ما در اين رابطه پاسخگو هستند. خوشبختانه يكي از حوزههاي موفق ناجا حوزه نظام وظيفه است و در اين رابطه حضور بسيار فعالي در پاسخگويي داشته است. يعني علاوه بر اينكه همواره كارشناسان نظام وظيفه در مركز 2777 شوراي عالي ايرانيان پاسخگوي زنده به سوالات درخصوص مسائل نظام وظيفه هستند حضور فعالي نيز در شبكه جامجم دارند.
با توجه به اينكه حضور اتباع برخي از كشورها در ايران مشكلاتي را به همراه داشته است وضعيت مهاجران خارجي به ايران در حال حاضر چگونه است؟
متولي اتباع خارجي در داخل كشور، وزارت كشور است، هرچند كه اين موضوع نافي مسووليت ذاتي اداره تابعيت ما نميشود. براي ما هم تعريف ثابتي وجود دارد كه از وظايف وزارت امورخارجه است و قابل واگذاري به ديگران نيست.
با عنايت به اينكه بيشترين مهاجرين ما افغاني هستند، اخيراً طرح ساماندهي اتباع افغاني در دستور كار شوراي عالي امنيت ملي و وزارت كشور قرار گرفته است كه وزارت امور خارجه در اين جلسات حضور فعالي دارد و ما فكر ميكنيم كه اين ساماندهي ميتواند گام بلندي باشد كه از بعضي عوارض سوء ناشي از قانونشكني برخي از مهاجرين خارجي در داخل كشور جلوگيري كند. آنچه براي ما در درجه اول خيلي مهم است شناسايي و به نوعي ساماندهي دو نوع مهاجرين است؛ يعني آناني كه حضور و ورود قانوني در داخل كشور دارند و گروهي كه حضور و ورود غيرقانوني دارند. ساماندهي و شناسايي و تفكيك و برنامهريزي براي اين افراد متناسب با شرايط انجام ميشود.
يكي ديگر از برنامههايي كه ما داريم دعوت و هدايت اين مهاجرين براي بازگشت به ميهن خودشان است.
طرح ساماندهي اتباع افغاني طرح مفصلي است كه تا هيات دولت و شوراي عالي امنيت ملي هم رفته و در حال حاضر مراحل نهايي مكانيسم اجرايي آن در وزارت كشور بررسي ميشود و ما فكر ميكنيم كه اگر اين طرح به خوبي اجرا شود ميتواند به مقدار زيادي تبعات ناگوار ناشي از اقدامات غيرقانوني برخي از اتباع خارجي را كاهش دهد.
با توجه به اينكه صدور ويزا يك اقدام دوجانبه است معاونت كنسولي آيا اقدامي براي تسهيل آن كرده است يا خير؟
بله، تسهيلات خوبي صورت گرفته است. راهاندازي ويزاي الكترونيك گام خوبي در اين راستاست. اين يكي از حوزههايي است كه در يك سال اخير توفيقات بسياري خوبي داشته است. اداره گذرنامه و رواديد طي 2 سال گذشته با همكاري اداره پژوهشها و فناوري اطلاعات اقدام به الكترونيكي نمودن بخشهاي مختلف اين اداره نموده است كه از جمله امور مربوط به رواديد اتباع خارجي است. اولين فاز اين طرح مربوط به تقاضاي رواديد زيارتي و جهانگردي ايران توسط افراد خارجي در هر نقطه از جهان است كه فرد متقاضي با ورود به سامانه رواديد الكترونيك اين اداره در اينترنت نسبت به تكميل فرم مربوطه اقدام نموده و پس از حداكثر 3 روز كاري از طريق پست الكترونيك پاسخ خود را دريافت مينمايد. مرحله دوم و سوم اين طرح نيز مربوط به آژانسهاي توريستي و همچنين كليه شركتهاي معتبر بازرگاني، صنعتي و... در داخل كشور است كه اين امكان را فراهم ميكند كه كليه آژانسهاي مسافرتي و شركتهاي متقاضي رواديد پس از ارائه مدارك مربوط و ثبتنام در سامانه رواديد الكترونيك و دريافت شناسه كاربري بدون مراجعه حضوري به اين اداره در كوتاهترين مدت پاسخ مجوزهاي رواديد مسافران خود را به صورت اتوماتيك دريافت نمايند. علاوه بر اين ما در فرودگاههاي خودمان هم ويزا صادر ميكنيم.
در عين حال توجه داشته باشيد كه ويزا يك امر حاكميتي است و كشور به كشور فرق ميكند. در بعضي از جاها ما براساس عمل متقابل يا بنا به مصالح خاصي و يا در مقاطع خاصي عمل ميكنيم. بالاخره اين حق طبيعي هر كشوري است كه اعمال نظر خودش را داشته باشد اما در حالت عادي خيلي تسهيلات فراهم شده است.
در زمينه رفاه حال زائران بخصوص حجاج معاونت كنسولي چه اقداماتي را كرده است؟
خوشبختانه من نماينده وزارت امور خارجه در حج تمتع در سال گذشته بودم و در ايام حج حضور داشتم. خيلي همكاري تنگاتنگي بين سازمان حج و زيارت و وزارت امور خارجه و نمايندگيهاي ما اعم از كنسولگري ما در جده و سفارتمان در رياض وجود دارد. ما جلسات منظم با يكديگر داريم.
مشكلاتي كه درخصوص عمره وجود داشت رفع شد؟
دور جديدي كه عمرهها شروع شده خيلي بهتر بود، شما كمتر شكايتي ميبينيد و تا حالا چيزي نشنيدهايم. اين دوره به مراتب منظمتر است. بيشتر مشكلات در ايام حج است. در حال حاضر يكي از مشكلاتمان پروازهايي است كه طرف سعودي براي آن محدوديتي قائل است. در حال مذاكره هستيم تا اين موضوع را حل كنيم، چون اگر اين موضوع حل نشود الزاماً بايد زمان طولانيتري حجاج ما حضور داشته باشند و اين موضوع مشكل جدي ماست. اين موضوعات را سازمان حج و زيارت هم پيگيري ميكند و نمايندگيهاي ما نيز در خارج از كشور به دنبال پيگيري آن در عربستان هستند و اميدواريم حاصل اين امر در يك فضاي تفاهم و دوستي حل اين مشكلات باشد.
وي كه از مهر 88 پس از واگذاري سخنگويي وزارت خارجه اين سمت را بر عهده گرفت، صيانت از حقوق ايرانيان در هر كجاي جهان را از مهمترين وظايف اين معاونت ميداند. قشقاوي كه جايگاههايي چون سفير ايران در سوئد و قزاقستان و دو دوره نمايندگي مجلس شوراي اسلامي (دورههاي چهارم و ششم) را در كارنامه خود دارد معتقد است كه ايرانيان آزادند تا محل زندگي خود را انتخاب كنند ولي مهم اين است كه براحتي بتوانند ارتباط با سرزمين مادري را حفظ كنند و هر بار كه اراده كردند بتواند براحتي به ايران مسافرت كنند.
منوچهر متكي وزير امور خارجه، قشقاوي را كه متولد 1336 شهرستان بابل مازندران است به عنوان چهرهاي رسانهاي به نمايندگان رسانههاي خبري معرفي كرد و زماني كه او سكان سخنگويي را در دست گرفت نشان داد كه متكي بيراه نگفته است. از اين رو بر آن شديم تا با فراز و فرودهاي معاونت كنسولي و امور مجلس و ايرانيان وزارت امور خارجه از زبان حسن قشقاوي آشنا شويم.
بسياري از ايرانيان در خارج از كشور تمايل دارند به ايران برگردند. چه تمهيداتي از سوي وزارت امور خارجه در اين زمينه فراهم شده است؟
ما فكر ميكنيم حدود 5 ميليون نفر از هموطنان ايراني ما خارج از كشور زندگي ميكنند كه با انگيزههاي مختلف از جمله تحصيل، تجارت، رفاه و غيره بخشي قبل و بخشي ديگر بعد از انقلاب به خارج از كشور رفتهاند.
تمام تلاش وزارت امور خارجه از جمله در حوزه ما اين است كه با ارائه تسهيلات و خدمات بويژه در تنظيم مدارك مسافرتي، اعطاي شناسنامه و گذرنامه وكارت ملي، ثبت ازدواج و طلاق و غيره به مردم خدمت كنيم و همچنين زمينه بازگشت آسان و راحت هموطنان را به سرزمين مادري فراهم كنيم.
برخي از هموطنان ما به صورت دائم خواستار بازگشت به كشور هستند و بسياري ترجيح ميدهند كه دوران بازنشستگي خود را داخل كشور به سر ببرند برخي ديگر نيز به صورت مقطعي ماههايي از سال و به قصد ديدار با خانوادهها يا استراحت به كشور سفر ميكنند و مجدداً باز ميگردند. اصرار ما ضرورتاً حضور و بازگشت قطعي آنها نيست و البته اين امر مربوط به تمايل خودشان است و آزادند كه محل زندگي خود را انتخاب كنند ولي مهم اين است كه براحتي بتوانند اين ارتباط را با سرزمين مادري داشته باشند و هر بار كه اراده كردند بتوانند براحتي به ايران مسافرت كنند. اين هدف اصلي ماست و در اين زمينه وزارت خارجه بويژه بخش كنسولي خدمات فراواني را ارائه ميدهد.
وزارت امور خارجه درخصوص استيفاي حقوق اتباع و ديپلماتهاي ايراني كه از اقدامات دولتهاي خارجي بويژه دولت آمريكا صدمه ديدهاند چه اقداماتي را انجام داده است؟
فقط بحث آمريكا نيست، ما مطابق بند ج ماده 36 كنوانسيون وين 1896 اصرار و توجه ويژهاي داريم كه از حقوق هموطنانمان در هر كجاي جهان كه هستند صيانت شود، اصل حمايت ديپلماتيك از اتباع از اصول شناخته شده ماست.
در سالهاي اخير اداره كل ايرانيان در وزارت امور خارجه شكل گرفت، مشخصاً ما اداره اجتماعي را داريم. در اداره اجتماعي تلاش ميشود كه در درجه اول و اگر مقدور است با كمك مستقيم اداره كل كنسولي و حمايتهاي اين اداره و اداره كل حقوقي وزارت امور خارجه زمينه توافقنامههاي قضايي را با كشورهاي ديگر داشته باشيم، از قبيل معاضدت قضايي در امور مدني و كيفري، موافقتنامه انتقال محكومين و موافقت نامه استرداد مجرمين. اينها سه تيپ موافقتنامه هستند كه ما تمام تلاشمان اين است كه با كشورهاي مختلف داشته باشيم. فلسفه اين موافقتنامهها اين است كه موارد گرفتاريها و مشكلات قضايي كه به نوعي هموطنان ما پيدا ميكنند، تسهيل كند. حتي در رابطه با كشورهايي كه ما اين موافقتنامهها را با آنها نداريم نيز تلاش ميكنيم كه در صورت امكان به شكل موردي آنها را اجرا كنيم ولو اينكه هنوز نانوشته است و توافقي نيست.
همه زندانيان ايراني نه ولي بخشي از اين زندانيان سياسي هستند. در اين حالت انگيزه ما طبعا در راستاي صيانت از حقوق ايرانيان مضاعف خواهد شد بويژه آنكه ميبينيم بيگناهاني هستند كه با اتهامات واهي و عموماً با انگيزههاي سياسي گرفتار نظام قضايي كشورهاي مختلف از جمله آمريكا شدهاند.
در مورد آمريكا چون رابطه مستقيم نداريم از طريق دفاتر حفاظت از منافع ايران، همچنين نمايندگي ما در واشنگتن (دفتر حفاظت از منافع ايران در آمريكا) يا اگر مقدور باشد حتي نمايندگي ما در نيويورك در سازمان ملل تلاش ميكنيم كه تسهيلات كنسولي فراهم شود، زمينه ديدار اين زندانيان با خانوادههايشان فراهم شود، همچنين اگر نياز به اخذ وكيل دارند برايشان وكيل گرفته شود.
سركشي به زندانيان ايراني بويژه در ايام و مناسبتهاي ملي و مذهبي جزو برنامههاي جدي همه سفارتخانهها و سركنسولگريهاي ايران است. مثلاً در نوروز امسال تقريباً در سراسر جهان در جاهايي كه ما زنداني داشتيم سفرا و سركنسولگريهاي ما با زندانيان ديدار كردند و از طرف آقاي وزير هدايايي تقديم كردند. اينها تلاشهايي است كه وزارت خارجه در كنار نهادها و ارگانهاي ديگري كه با ما در اين زمينه همكاري دارند، انجام ميدهد.
از جمله اين نهادها شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور است كه به نوبه خود و در چارچوب وظايف خود تلاش گستردهاي براي صيانت از حقوق ايرانيان دارد.
زندانياني كه به دلايل سياسي در زندانهاي آمريكا در بند هستند چند نفرند و چه تلاشي براي آزادي آنها صورت گرفته است؟
ما حدود 64 زنداني داريم اما اين به اين معنا نيست كه همه آنان زندانيان سياسي باشند بويژه كه برخي از آنها دو تابعيتي هستند حتي ممكن است برخي از اين افراد جرم محرز مرتكب شده باشند. به هر حال همانگونه كه در داخل كشور از همه زندانيان به خاطر عمل مجرمانه آنان به صورت مطلق نميشود حمايت كرد اين موضوع راجع به زندانيان خارج از كشور هم صدق ميكند. براي ما مهم است كه چارچوب كنوانسيونهاي بينالمللي مراعات شود از قبيل دسترسي كنسولي، امكان ملاقات خانوادههاي زندانيان، سياسي نشدن جرايم عادي، بهانهگيري براي طرح دعاوي چون بسياري از اين بهانهها كه مطرح ميشود سياسي است مثلاً كاربرد دوگانه عنوان ميشود در حالي كه كاربرد دوگانه معناي گستردهاي دارد. من بارها گفتهام كه ميشود گفت بنزين كاربرد دوگانه دارد يعني همان بنزيني را كه در اتومبيل مصرف ميشود، ممكن است در يك تانك نظامي هم مصرف شود، كسي نميتواند بگويد چون تو بنزين مصرف ميكني پس اين كاربرد دوگانه دارد يا در حال حاضر كامپيوتر كاربرد گستردهاي دارد. دربسياري از موارد جرايم سياسي و بهانهها واهي است ما در واقع بر موارد اين چنيني حساسيت داريم.
آماري نداريم از اين كه چند نفر از اين زندانيان سياسي هستند؟
چرا ميتوان اين آمار را دقيقاً از نمايندگي ايران و اداره اجتماعي بدست آورد ولي باز تاكيد ميكنم آنچه كه ما به صورت عام دنبال آن هستيم حمايت كنسولي مطابق با كنوانسيون نسبت به همه اتباع ايراني است و آنچه كه به صورت خاص نسبت به زندانيان خاص مورد نظر ماست اين موضوعي است كه قبلاً عرض كردم.
در بحث زندانيان شاهديم كه بسياري از ايرانيان در كشور عراق يا ساير كشورها به دليل عدم آشنايي با مقررات حقوقي آن كشورها دستگير شدهاند. وزارت امور خارجه براي رفع اين معضل چه تلاشي كرده است؟
اتفاقاً اينجا حوزهاي است كه رسانه بايد بيشتر تلاش و كار كند تا وزارت امورخارجه. يعني رسانهها بايد اين اطلاع رساني را داشته باشند. البته راجع به آمار زندانيان ما در عراق مبالغه ميشود. ما حداكثر زير 200 زنداني در عراق داريم كه عمده آنها از نظر طرف عراقي مرتكب جرم عبور غير مجاز شدهاند. عبور غير مجاز در قانون عراق خيلي سختگيرانه است. اين موضوع مقداري مباني قانوني دارد و از طرفي هم بايد يك مقدار واقع بين باشيم كه شرايط و اقدامات تروريستي كه در عراق عموماً با عبور از مرزها صورت ميگيرد دولت عراق را مجبور كرده است كه سختگيري جدي تري داشته باشد. اما در عين حال ما در مذاكرات كنسولي كه با طرف عراقي داشتيم از جمله 4 ماه گذشته كه معاون وزير خارجه عراق مهمان بنده در تهران بود (و بزودي من بايد به ملاقات ايشان بروم چون هر6 ماه بايد اين مذاكرات تكرار شود) ما به طرف عراقي گفتيم درست است كه اين بحثهاي مجرمانه و سختگيرانه براساس قانون شماست و بر اساس قانون شما عبور غير مجازاز مرز تا 6 سال زنداني دارد، ولي شما بخوبي ميدانيد كه عموم ايرانيان عبور غيرمجازشان به خاطر خلاف قانون و ارتكاب اقدامات تروريستي نيست. كاملاً واضح است كه اكثريت قاطع اين عابران غيرمجاز انگيزه زيارتي دارند و به عشق زيارت عتبات عاليات و همچنين به خاطر جهل به قانون را رمز رعبور ميكنند. در عين حال ما قبول داريم كه بالاخره قانون يك روح خشك و بيعاطفهاي دارد و طبعاً بايد اجرا شود. فكر ميكنم رسانهها و نمايندگان افكار عمومي در كشور، نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي و ديگران كه با علاقهمندي پيگير حقوق ايرانيان هستند لازم است تا در دو زمينه مهم، موضعگيري و روشنگري گستردهاي داشته باشند. يكي آشنا كردن هموطنانمان با قوانين كشورهاي مختلف و دوم مقابله جدي با قاچاق مواد مخدراست. مصيبتي كه دامنگير بسياري از هموطنانمان در سفر به شرق آسيا شده است و ما آمار تكاندهندهاي از رشد زندانيان داريم. نه تنها قاچاق مواد مخدر سنتي بلكه اخيراً قاچاق مواد مخدر صنعتي هم متاسفانه در كشورهايي مثل مالزي، كره جنوبي، ژاپن، تايلند، چين، سنگاپور، اندونزي و جاهاي ديگر خيلي زياد شده است. من فكر ميكنم اين يك همت همگاني را، هم در صداو سيما و هم مطبوعات ميطلبد كه دراين باره پيشگيري و روشنگري كنند. در اين خصوص وزارت امور خارجه هم وظيفه خود را انجام خواهد داد، ولي اين امر بايد به صورت جديتري كه تا الان مطرح شده، مطرح شود.
درخصوص استيفاي حقوق ديپلماتهاي ايراني به اسارت گرفته شده در عراق و آسيبديده از اقدامات اشغالگران آمريكايي چه اقداماتي انجام دادهايد؟
ما در اداره كل حقوقي، پيگيرحقوق اين افراد هستيم، چون معتقديم به ناحق دستگير شده اند و به ناحق زنداني بودند. آنها مشكلات جسمي و روحي فراواني را تحمل كردند، بنابراين اقتضا ميكند كه پيگير حقوق آنها باشيم. اما از طرف ديگر شما ميدانيد كه در مجلس با قيد يك فوريت طرح دفاع از حقوق از دست رفته اين بخش از ديپلماتها و يا ايرانيان عادي در دستور كار قرار گرفته است و با يك فوريت تصويب شد. بزودي آقاي متكي بهعنوان نماينده دولت ضمن حمايت از اين طرح، نقطه نظرهاي خود را در چارچوب اين طرح بيان خواهد كرد.
خيلي از نمايندگان مجلس اعتقاد دارند وزارت امور خارجه سر وقت به سوالات آنها پاسخ نميدهد و تعاملات سياسي را به جاي پاسخ مد نظر قرار ميدهد. نظر شما در اين باره چيست؟
البته از حدود 7 تا 8 ماهي كه من مسووليت گرفتهام و قبل از من هم حتماً اينطور بوده كه تا به حال نديدهام يك مورد تذكري يا گلهاي توسط مجلس محترم يا نمايندگان از تاخير وزارت امور خارجه صورت گرفته باشد. به خاطر اينكه خود مجلسيان هم آگاه هستند كه در بسياري از مواقع پاسخگويي به سوالات نيازمند به حضور وزير است. به عنوان مثال در دوهفته گذشته چند سوال در كميسيون و صحن علني بود، در حالي كه مرتب به خاطر صدور قطعنامه و اجلاسهاي مختلفي از جمله اجلاس آب، اجلاس استانبول و اجلاس تاجيكستان و سفر به بروكسل و ايرلند و غيره تقريباً 25 روز وزير حضور نداشت يا اگر زماني در ايران حضور داشت تعطيلي و هفته مرخصي مجلس و سركشي به حوزههاي انتخابيه بود.
اين موضوع ممكن است مقداري به لحاظ فني و فيزيكي اتفاق بيفتد ولي دليل سياسي ندارد چون خود وزير دو دوره نماينده مجلس بوده يا خود بنده به عنوان معاون پارلماني، بنابراين درك بالايي از وظيفه نمايندگي مجلس داريم و احترام فراواني براي مجلس قائل هستيم و اصرار داريم كه حتماً در انجام وظيفه قانوني در چارچوب قانون اساسي همواره پاسخگوي سوالات نمايندگان باشيم.
البته اصل هر سوالي حق نمايندگان است و در عين حال كميسيون يا صحن علني ميتواند وارد يا ناوارد تشخيص دهد و اين نافي مسووليت وزارت امور خارجه يا هر دستگاه ديگراجرايي نيست، اما گاهي در مقام دوستي و توجه به منافع ملي به برخي از نمايندگان محترم گوشزد ميشود كه ممكن است برخي از سوالات در مقطع زماني طرح شده مطابق با مصالح ملي ما نباشد و حتي شخص وزير هم نتواند سخن دل و تحليل واقعي را دريك عرصه آزاد و غير محرمانه بيان كند. اقتضاي كار ديپلماتيك اين است و اين مخصوص ما نيست. در همه كشورهاي جهان اين يك امر قابل قبولي است كه بسياري از مسائل سياست خارجي را شايد در مقاطعي يا بنا به مصالحي نميتوان از تريبون عمومي مطرح كرد. در چنين مواردي كه البته زياد هم نيست از آن نمايندگان محترم درخواست ميكنيم كه بپذيرند و سوال را به يك زمان مناسبتري به تعويق بيندازند تا امكان پاسخگويي آشكار و واقعي آن فراهم شود. بنابراين همه چيز را دستگاه ديپلماسي، امنيت و مصلحت ملي تعيين ميكند و ما بحث خاص و شخصي، عاطفي، غيرعاطفي و غيره نداريم. ما چارچوب قانوني خودمان را داريم و خودمان را با رعايت منافع و مصالح ملي موظف به پاسخگويي ميدانيم.
در حال حاضر افرادي در ايران هستند كه تابعيت دوگانه دارند. آيا افرادي كه از خارج از كشور تابعيت ميگيرند باز هم تبعه ايران محسوب ميشوند يا خير؟
ما كساني كه گذرنامه ايراني دارند و شرايط احراز گذرنامه را دارند طبعاً تابع ايران ميدانيم و هيچ كاري به تابعيت آنها نداريم و اعمال قانون در چارچوب قانون تابعيت ايران صورت ميگيرد. اين افراد به محض اينكه مشمول قانون تابعيت ايران شوند به عنوان تبعه ايراني شناخته ميشوند و حتي اگر مواردي هم باشد پروسهاي دارد كه در اداره تابعيت تعيين ميشود. آنچه برايمان مهم است ما تابعيت ايراني اين افراد را به رسميت ميشناسيم و اعمال قانون ميكنيم.
آيا در مورد خانمي كه بتازگي در سفارت آلمان مورد ضرب و جرح واقع شده است اقدامي كردهايد؟
حتماً در خبرها شنيديد كه مدير كل ايرانيان ما، سفير آلمان را احضار و مورد را به ايشان گوشزد كرده است. متاسفانه مامور سفارت آلمان برخورد بسيار بدي با هموطن ما كه براي پيگيري ويزاي يكي از بستگان خودش به اين سفارت مراجعه كرده بود، داشت. ما همواره به همه سفارتخانههاي خارجي بويژه بخشهاي كنسولي توصيه ميكنيم كه از مراجعين ايراني تكريم كنند و اين امر را در دستور جدي كار خود قرار دهند. ما اعتراض كرديم و البته سفير آلمان يك روز قبل از اين ماجرا از سفر به آلمان برگشته بود و در جريان آن نبود كه قول داد موضوع را پيگيري كند.
نظر وزارت امور خارجه درباره مهاجرت ايرانيان به خارج از كشور چيست؟
ما آمارهايي داريم كه بوضوح نشان ميدهد ورود مغزهاي ايراني به داخل كشور به مراتب بيشتر از خروج يا فرار مغزهاست. يكي از اينها آمار پروندههاي كنسولي است كه در كنسولگريهاي ما درخارج از كشور تشكيل ميشود. به عنوان مثال زماني كه من سفير ايران در سوئد بودم در ابتداي آغاز به كارم حدود 50 هزار پرونده كنسولي داشتيم، در حالي كه بعد از 4 سال اين تعداد به 80 هزار پرونده رسيده بود يعني 30 هزار نفر از هموطناني كه به نوعي به سفارت نيامده بودند و دنبال گذرنامه نبودند تشكيل پرونده دادند. معمولاً افراد وقتي پرونده تشكيل ميدهند كه انگيزه سفر به ايران داشته باشند، چرا كه با تشكيل پرونده به آنها گذرنامه داده ميشود و براحتي ميتوانند به ايران سفر كنند. پس اين شاخصي است كه سيرصعودي علاقهمندي هموطنان ما كه سالهاي درازي در ايران نبودند را نشان ميدهد. خيلي از اين افراد حدود 20، 25 و 30 سال به ايران سفر نكردهاند و دور از وطن بودهاند و مايلند خود، نسل جوانشان و خانوادهشان ديداري از ايران داشته باشند.
شاخص ديگر ما پروازهايماست، شما ميتوانيد از شركتهاي هواپيمايي تحقيق كنيد يا يك 24 ساعت در فرودگاه حضور داشته باشيد. پروازهاي ورودي بخوبي نشان ميدهد كه چه تعدادي از هموطنان ما در حال بازگشت به ايران هستند. همچنين شما خانوادههايي را ميبينيد كه به عشق ديدار عزيزانشان كه سالها آنها را نديده اند به استقبالشان ميآيند. بخش اعظم از اين افرادي كه به ايران برميگردند، مغزهاي ايراني در خارج از كشور هستند.
يا شاخص ديگري كه ما داريم حضور هموطنانمان در همايشهاست. شما توجه داشته باشيد ما بيش از يك ماه قبل همايش بزرگ 700 نفره ايرانيان سرمايهگذار در شيراز را داشتيم. خوب اين هموطنان، از سرمايهداران و سرمايهگذاران در كشورهاي مختلف كه در اين همايش شركت كردند همه مغزهاي اقتصادي بودند. مگر چند سرمايهگذار از ايران خارج شده است؟ يا در تابستان در مرداد ماه با ابتكار شوراي عالي ايرانيان و همكاري وزارت امورخارجه ما همايش2000 نخبه ايراني را داريم اين يعني چي؟ همين الان نمايندگيهاي ما دارند اسامي 2000 نخبه ايراني را از سراسر جهان به ما و اداره كل ايرانيان اعلام ميكنند و ما به شوراي عالي ايرانيان ميفرسيتم تا دعوتنامه صادر شود. مگر چند نخبه از ايران بيرون رفتهاند؟
بنابراين مطلقاً چنين نيست كه فرار مغزها طي اين سالها و اين روزها بيشتر شده باشد. البته واقعيت اين است كه در برخي مقاطع سياسي بخشي از افراد به خاطر علايقي به يك پديده خاص ممكن است زمينه مهاجرت يا حضورشان كم يا زياد شود. به عنوان مثال در مقطع انتخابات و بعد از حوادث انتخابات بخشي كه ممكن بود از اهل قلم يا سياسي باشند بنا به هر دليلي ترجيح دادند كه به خارج از كشور بروند اين به اين معنا نيست كه لزوماً همه مغزها، دانشمندان و سرمايهگذاران ما به خارج از كشور رفتهاند. حتي درخود غرب هم كه سياهنمايي ميشود آنها هم دچار يك تناقض هستند منتها وجه تناقض را متوجه نيستند يعني از آن طرف به هر بهانه واهي برخي از هموطناني را كه حتي قبل از انقلاب به خارج رفتهاند مثل دميرچي لو كه 32 سال است به ايتاليا رفته و دانشجوي قبل از انقلاب بوده را حافظ منافع جمهوري اسلامي ايران معرفي ميكنند و به آنها اتهامات واهي ميزنند و از طرف ديگر در تبليغات خود از فرار مغزها سخن ميگويند. اين تناقض است. بالاخره بايد تكليف روشن شود ايرانيان خارج از جمهوري اسلامي ايران فراري هستند و يا مدافع منافع ملي هستند؟ اگر مدافع منافع ملي هستند چرا شما همه ايرانيان خارج از كشور را فراري و اپوزيسيون معرفي ميكنيد و چرا افراد به بهانه خدمت به منافع ملي ايران را دستگير ميكنيد. اين موضوع يك پارادوكسيكال و تناقضي در ميان دارد كه معلوم نميشود بالاخره ايرانيها طرفدار ايران هستند يا مخالف ايران؟ اگر ايرانيها مخالف ايران هستند پس چرا شما هرازگاهي عدهاي از آنان را در آمريكا، آلمان و جاهاي ديگر دستگير ميكنيد و اگر موافق ايران هستند پس چرا تبليغ ميكنيد كه فرار مغزها روي داده است؟ اين تناقض چطورتوجيه ميشود؟ چطور مغزها در خدمت منافع ايران هستند؟
ما نبايد دچار اين دام آنها بشويم و من اين موضوع را سياسي جواب نميدهم بلكه با آمار بيان ميكنم. من به عنوان مسوول اين بخش به شما قاطعانه ميگويم در كل سالهاي اخير ورود مغزها به ايران دهها برابر خروج مغزها از ايران بود.
ممكن است كسي بگويد كه فلان فعال سياسي در يك مقطعي بيشتر از ايران خارج شده است من اين را نفي نميكنم اما سرجمع اگر شما مغز را در همه حوزهها بدانيد علاقهمندي هموطنانمان درخارج براي كمك به رشد و توسعه ملي به مراتب بيشتر از فرار از اين كشور است.
آمار دقيقي درخصوص دانشجويان در خارج از كشور داريد؟ بيشترين ميزان دانشجويان در كدام كشورها هستند؟ براي رسيدگي به وضعيت اين دانشجويان چه تمهيداتي انديشيده شده است و مشكلات آنها چگونه حل ميشود؟
به شكل دقيق نميتوانم در اين مورد آماري ارائه دهم به دليل اينكه اين موضوع سيال است.
دانشجويان مرتب ميروند پذيرش ميگيرند و رفت و آمد ميكنند. مثلاً شوراي انتقال وزارت امور خارجه يك آماري دارد از دانشجوياني كه از خارج برگشتهاند و الان در دانشگاههاي كشور تحصيل ميكنند. چنين موضوعاتي را هم ما داريم. اما به طور كلي اعم از ايرانياني كه سالها در كشورهاي خارج زندگي كردهاند و فرزندانشان درخارج از كشور بزرگ شدهاند و به انضمام ايرانيان اعم از آزاد و بورسيه و كساني كه از داخل كشور رفتهاند حداكثر 60 هزار نفر داريم. از اين 60 هزار نفر بيش از نصفي آنهايي هستند كه در خارج از كشور بزرگ شدهاند يعني پدر و مادر آنها در آنجا زندگي ميكنند و طبعاً هم آنها در آن كشور تحصيل ميكنند. مورد بورسيه، غير بورسيه و آزاد كه در طول ساليان اخير رفتهاند حدود 20 هزار دانشجو هستند.
به نظرم بايد شرايطي را ايجاد كنيم كه كساني كه مايل هستند براحتي بتوانند تداوم تحصيل خود را در ايران داشته باشند.
در شرايطي كه براي اين دانشجويان مشكلاتي فراهم ميشود آيا معاونت كنسولي اقدامي انجام ميدهد يا خير؟
وزارت امور خارجه درحمايت از دانشجويان بسيار فعال است. خوشبختانه ابتكار رئيس جمهور در 2 سال گذشته داير بر صدور بليت نيم بها براي دانشجويان يك ابتكار خوبي بود كه ولو به انگيزه دريافت بليت ارزان، بسياري از دانشجوياني كه به هر دليلي احساس نياز براي مراجعه به سفارتخانهها را نداشتند و پرونده دانشجويي به نوعي تشكيل نداده بودند به بخش دانشجويي حوزه كنسولي ما در نمايندگيهاي خارج مراجعه كردند. در تمام نمايندگيها ما بخش دانشجويي داريم البته در برخي از كشورها ممكن است اصلاً دانشجو نداشته باشيم اما در كشورهايي كه دانشجو زياد داريم حتما يك همكار ما در حوزه كنسولي مسوول مستقيم امور دانشجويي است كه تمام كارهاي مربوط به دانشجويان از قبيل تاييد اسناد و مدارك آنها، برنامههاي جانبي فرهنگي براي آنها و تمام كارهايي كه لازم است انجام ميدهد. عموماً دانشجويان ما در خارج با سفارت ارتباط دارند و پروندههاي دانشجويي براي آنها تشكيل ميشود و از طرف ما نيز مورد حمايت قرار ميگيرند.
مثلا در مورد حادثه فيليپين، سفير ما فعالانه و بهرغم مسافت طولاني سريعا خود را به محل حادثه رساند و در آنجا حضور يافت، كارهاي مقدماتي از قبيل پيگيري پزشكي، جواز دفن و موارد ديگر هم انجام شد از همه مهمتر به دستور رئيسجمهور و با پيگيري وزارت امور خارجه و شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور هواپيمايي اختصاصي به مانيل فرستاد كه براي سهولت كار رئيس اداره اجتماعي و كارشناس سجلدات ما نيز عازم مانيل شد. متوفيان و مجروحان به كشور بازگردانده شدند و الان هم ما در تدارك هستيم كه هياتي را به فيليپين بفرستيم كه واقعه را علتيابي و بحث بيمه و غرامت آنها را پيگيري كند. اين نمونه حمايتي بوده كه ما از دانشجويان داشتهايم و در مطبوعات و رسانههاي فيليپين اقدامات ما بازتاب گستردهاي داشت.
در ارتباط با ايرانياني كه در يك كشور خارجي كشته ميشوند و يا به قتل ميرسند، معاونت كنسولي چه اقداماتي را انجام ميدهد؟
ما همواره به همه طرفهاي خارجي ميگوييم كه وظيفه كنوانسيوني خودشان را انجام دهند كه آن اطلاع در اولين فرصت به نمايندگيهاي خارج از كشور ما است. حالا تبعه ما در هر شرايطي باشد يعني درزندان باشد يا طي يك حادثه، ما اصرار داريم كه حتماً طرفهاي خارجي در درجه اول اطلاعرساني كنند. به محض اينكه همكاران ما مطلع ميشوند بر سر موضوع مورد نظرحاضر و آن را بررسي ميكنند و اگر پرونده قضايي باشد كارهاي آگاهي و تجسس راجع به علت وقوع قتل صورت ميگيرد و بخش كنسولي ما پيگير همه كارهايي است كه در اين باره بايد انجام شود و علل قتل را ريشهيابي و پيگيري ميكند و بعد از آن مركز را در جريان قرار ميدهند كه ما هم خانوادههاي اين افراد را در جريان قرار ميدهيم، امكان دسترسي وكيل را فراهم ميكنيم و دسترسيهاي كنسولي صورت ميگيرد و اگر مواردي بوده كه در يك حادثه قتلي صورت گرفته باشد مثلاً شخصي در تصادف كشته شده باشد، انتقال جنازه و دفنش و تشريفات مربوط به آن انجام ميشود.
درخصوص عملكرد شوراهاي حل اختلاف ويژه ايرانيان خارج از كشور توضيح دهيد؟
بهطور كلي ما قوانيني كه داريم چه در داخل كشور و چه در خارج از آن قابل اعمال است. ما فكر ميكنيم كه موضوع شوراهاي حل اختلاف يك ابتكار قضايي خوبي بوده. معيار و حدود خودش را دارد. نسبت به همه دعاوي نيست و از همه مهمتر اينكه باور ما اين است كه اختلافات قضايي و حقوقي هموطنان ما در خارج از كشور را ما اختلافات داخل يك خانه تلقي ميكنيم كه بهتر آن است كه به گوش در و همسايه نرسد. ابتكار خوبي براي پيگيري قضايي حقوق ايرانيان بويژه در شوراي عالي ايرانيان خارج از كشور صورت گرفته است. يك كارگروه حقوقي به رياست وزير دادگستري و به دبيري معاونت ايشان صورت گرفته است. مركز 2777 شوراي عالي ايرانيان ابتكار ارزشمندي بود كه در چند ماه اخير شكل گرفت. كارشناسان حقوقي هم در آنجا حضور دارند. بسياري از موارد با تماس تلفني به صورت زنده، كارشناس كنسولي، نظام وظيفه، حقوقي و... در مركز 2777 شوراي عالي ايرانيان پاسخگو هستند و همچنين ساير موارد قضايي را ما پيگيري ميكنيم.
در حال حاضر نامگذاري، ازدواج و طلاق ايرانيان خارج از كشور چگونه صورت ميگيرد و ازدواج با اتباع خارجي چگونه است؟
اين موارد در حوزه معاونت ما مربوط به اداره سجلات است. اصولا ثبتاحوال چهارگانه از قبيل ازدواج، ولادت، طلاق و فوت مربوط به اداره سجلات است. در اين رابطه قوانين خوب و محكمي داريم و اينكه گفتيد چگونه صورت ميگيرد منطبق با قوانيني است كه به نمايندگيها ابلاغ شده و خوشبختانه يكي از كارهاي بسيار خوب اداره سجلات ما حضور فعال در شبكه جامجم در برنامههايي از قبيل ارتباط نزديك است كه زمينه تعاملي مثبتي را بين هموطنان خارج از كشور با حوزه كنسولي ما فراهم كرده است.
درباره ازدواج با اتباع خارجي نيز شما توجه داشته باشيد كه تمام سفارتخانههاي ما، سايتهاي فعال اينترنتي دارند. اين سايتها هم به زبان بومي و هم به زبان فارسي است و علاوه بر آن پاسخگوي تلفني اتباع خودمان و اتباع خارجي هستند و چون بخشي از سايتها كنسولي است تمام موارد در قالب سوال و جوابها در سايتهاي ما آماده است.
وضعيت نظام وظيفه چطور؟
در اين رابطه نيز در سايتهاي ما توضيح داده شده و مانند ساير موارد با مكالمه تلفني سفارتخانههاي ما در اين رابطه پاسخگو هستند. خوشبختانه يكي از حوزههاي موفق ناجا حوزه نظام وظيفه است و در اين رابطه حضور بسيار فعالي در پاسخگويي داشته است. يعني علاوه بر اينكه همواره كارشناسان نظام وظيفه در مركز 2777 شوراي عالي ايرانيان پاسخگوي زنده به سوالات درخصوص مسائل نظام وظيفه هستند حضور فعالي نيز در شبكه جامجم دارند.
با توجه به اينكه حضور اتباع برخي از كشورها در ايران مشكلاتي را به همراه داشته است وضعيت مهاجران خارجي به ايران در حال حاضر چگونه است؟
متولي اتباع خارجي در داخل كشور، وزارت كشور است، هرچند كه اين موضوع نافي مسووليت ذاتي اداره تابعيت ما نميشود. براي ما هم تعريف ثابتي وجود دارد كه از وظايف وزارت امورخارجه است و قابل واگذاري به ديگران نيست.
با عنايت به اينكه بيشترين مهاجرين ما افغاني هستند، اخيراً طرح ساماندهي اتباع افغاني در دستور كار شوراي عالي امنيت ملي و وزارت كشور قرار گرفته است كه وزارت امور خارجه در اين جلسات حضور فعالي دارد و ما فكر ميكنيم كه اين ساماندهي ميتواند گام بلندي باشد كه از بعضي عوارض سوء ناشي از قانونشكني برخي از مهاجرين خارجي در داخل كشور جلوگيري كند. آنچه براي ما در درجه اول خيلي مهم است شناسايي و به نوعي ساماندهي دو نوع مهاجرين است؛ يعني آناني كه حضور و ورود قانوني در داخل كشور دارند و گروهي كه حضور و ورود غيرقانوني دارند. ساماندهي و شناسايي و تفكيك و برنامهريزي براي اين افراد متناسب با شرايط انجام ميشود.
يكي ديگر از برنامههايي كه ما داريم دعوت و هدايت اين مهاجرين براي بازگشت به ميهن خودشان است.
طرح ساماندهي اتباع افغاني طرح مفصلي است كه تا هيات دولت و شوراي عالي امنيت ملي هم رفته و در حال حاضر مراحل نهايي مكانيسم اجرايي آن در وزارت كشور بررسي ميشود و ما فكر ميكنيم كه اگر اين طرح به خوبي اجرا شود ميتواند به مقدار زيادي تبعات ناگوار ناشي از اقدامات غيرقانوني برخي از اتباع خارجي را كاهش دهد.
با توجه به اينكه صدور ويزا يك اقدام دوجانبه است معاونت كنسولي آيا اقدامي براي تسهيل آن كرده است يا خير؟
بله، تسهيلات خوبي صورت گرفته است. راهاندازي ويزاي الكترونيك گام خوبي در اين راستاست. اين يكي از حوزههايي است كه در يك سال اخير توفيقات بسياري خوبي داشته است. اداره گذرنامه و رواديد طي 2 سال گذشته با همكاري اداره پژوهشها و فناوري اطلاعات اقدام به الكترونيكي نمودن بخشهاي مختلف اين اداره نموده است كه از جمله امور مربوط به رواديد اتباع خارجي است. اولين فاز اين طرح مربوط به تقاضاي رواديد زيارتي و جهانگردي ايران توسط افراد خارجي در هر نقطه از جهان است كه فرد متقاضي با ورود به سامانه رواديد الكترونيك اين اداره در اينترنت نسبت به تكميل فرم مربوطه اقدام نموده و پس از حداكثر 3 روز كاري از طريق پست الكترونيك پاسخ خود را دريافت مينمايد. مرحله دوم و سوم اين طرح نيز مربوط به آژانسهاي توريستي و همچنين كليه شركتهاي معتبر بازرگاني، صنعتي و... در داخل كشور است كه اين امكان را فراهم ميكند كه كليه آژانسهاي مسافرتي و شركتهاي متقاضي رواديد پس از ارائه مدارك مربوط و ثبتنام در سامانه رواديد الكترونيك و دريافت شناسه كاربري بدون مراجعه حضوري به اين اداره در كوتاهترين مدت پاسخ مجوزهاي رواديد مسافران خود را به صورت اتوماتيك دريافت نمايند. علاوه بر اين ما در فرودگاههاي خودمان هم ويزا صادر ميكنيم.
در عين حال توجه داشته باشيد كه ويزا يك امر حاكميتي است و كشور به كشور فرق ميكند. در بعضي از جاها ما براساس عمل متقابل يا بنا به مصالح خاصي و يا در مقاطع خاصي عمل ميكنيم. بالاخره اين حق طبيعي هر كشوري است كه اعمال نظر خودش را داشته باشد اما در حالت عادي خيلي تسهيلات فراهم شده است.
در زمينه رفاه حال زائران بخصوص حجاج معاونت كنسولي چه اقداماتي را كرده است؟
خوشبختانه من نماينده وزارت امور خارجه در حج تمتع در سال گذشته بودم و در ايام حج حضور داشتم. خيلي همكاري تنگاتنگي بين سازمان حج و زيارت و وزارت امور خارجه و نمايندگيهاي ما اعم از كنسولگري ما در جده و سفارتمان در رياض وجود دارد. ما جلسات منظم با يكديگر داريم.
مشكلاتي كه درخصوص عمره وجود داشت رفع شد؟
دور جديدي كه عمرهها شروع شده خيلي بهتر بود، شما كمتر شكايتي ميبينيد و تا حالا چيزي نشنيدهايم. اين دوره به مراتب منظمتر است. بيشتر مشكلات در ايام حج است. در حال حاضر يكي از مشكلاتمان پروازهايي است كه طرف سعودي براي آن محدوديتي قائل است. در حال مذاكره هستيم تا اين موضوع را حل كنيم، چون اگر اين موضوع حل نشود الزاماً بايد زمان طولانيتري حجاج ما حضور داشته باشند و اين موضوع مشكل جدي ماست. اين موضوعات را سازمان حج و زيارت هم پيگيري ميكند و نمايندگيهاي ما نيز در خارج از كشور به دنبال پيگيري آن در عربستان هستند و اميدواريم حاصل اين امر در يك فضاي تفاهم و دوستي حل اين مشكلات باشد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


