انتقادرضایی ازهاشمی،موسوی و کروبی
محسن رضايي كانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم بود كه پس از انتخابات، عليرغم اعتراض به نتيجه انتخابات، مسير اعتراض خود را از مسير قانوني پيگيري كرد و پس از اعلام نظر شوراي نگهبان با تمكين به قانون در پازل جريان قانونشكن قرار نگرفت.
به گزارش رجانيوز، رضايي در گفتوگويي با اشاره به حوادث سال گذشته از موسوي، كروبي انتقاد كرده و رفتار آنها را دستمايه تضعيف انسجام ملي و بيشترين ضررزننده به ملت ايران دانست.
فکر میکنید بیشترین نفع را در مسائل بعد از انتخابات چه جریانهایی بردند؟
به نظر من ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران و جمهوری اسلامی بیشترین فایده را از حوادث بعد از انتخابات بردند، اولاً حیثیت انقلاب ما را در جهان اسلام زیر سؤال بردند، حیثیت سیاسی ما را در روابط بینالملل زیر سؤال بردند، ثانیا جنبههای اعتقادی ما هم در داخل کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت ایران زدند. از طرف دیگر انسجام ملی را تضعیف کردند.
دو نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاستجمهوری به عنوان متهمین اصلی این جریان شناخته میشوند. شما هم معتقد به این موضوع هستید؟
به نظر من، این دو نفر اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن میدادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را قبول کند. در غیر این صورت مثل این است که افرادی که به قاضی رفتهاند، قاضی حکم بدهد ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او میتواند در ذهن خودش یک اعتقاد یگری داشته باشد ولی باید به حکم قاضی تن بدهد حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشد و اگر این کار صورت میگرفت، خیلی وضع عوض میشد.
غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون چه کسان دیگری را در برابر افروختهشدن فضای جامعه و به انحراف رفتن مسیر مقصر میدانید؟
افراطگرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عدهای از نخبگانی که میتوانستند نقشآفرینی کنند، خیلی مؤثر بود. افراط گرها مرتب هیزم در آتش میانداختند و آتش را شعلهور میکردند. نخبگان مؤثری که میتوانستند بیایند و این آتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند.
نان چه کسانی در این آتش پخته میشد؟ اینها خارج از مرزهای جغرافیایی ما که نبودند؟ چه کسانی، چه مشخصههایی داشتند که دنبال برافروختهشدن این فضا بودند؟
نمیشود بگوییم که همه خارج از مرزها بودند رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند، عقلانی نبود. بعضیها به خاطر انتقامکشی و لجبازی حادثه را ادامه میدادند. انتقامکشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد. کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزء عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند.
شما دارید خاطیان ادامه یک فضای افراطی را تقسیمبندی میکنید! درست است؟
کلاً همه عوامل را میخواهم بگویم ولی بعضیها بودند که اینها از جنبه احساسی که یا ناشی از انتقامکشی بود یا ناشی از لجبازی که این کار را ادامه میدادند. شاید در وجدان خودشان هم هیچ منفعتی نمیدیدند ولی این کار را ادامه میدادند. بعضیها هم که ضد انقلاب بودند مشخصاً دارای منافعی بودند دیده بودند حادثه خیلی ارزانی در جمهوری اسلامی برایشان درست شده چرا نیایند سواری بگیرند. لذا سوارکارهای ماهری که اینها عمدتاً ضد جمهوری اسلامی بودند، سوار این حوادث شدند و تا آنجا که توانستند، خنجر زدند به مردم و به نظام جمهوری اسلامی. اینها ضد انقلاب داخلی، مخالفین جمهوری اسلامی در داخل کشور، آمریکاییها و اسرائیلیها بودند. فرصت خوبی برایشان پیدا شده بود و حداکثر سوءاستفاده را از این فرصتها بردند.
شما گفتید برخی نخبگان کنار کشیدند منظورتان چه کسانی بود؟
به نظر من افرادی مثل آقای هاشمی باید نقش فعال تری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود.
در این انتخابات ریاست جمهوری دهم 40 میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت دموکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم. اما در قسمت دیگر که بخش اعتراضات بود، اولین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند. یعنی نامزدهای انتخاباتی اولین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی- امنیتی به خود نمی گرفت، دموکراسی در ایران به اوج خود می رسید.
هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت میگرفتند که چه کسی رئیسجمهور شده است. این خیلی خطای بزرگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشتسر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابانها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجهاش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراضپذیری و اعتراض گری را بالا ببریم. باید هم فعالان سیاسی اجازه ندهند شعارها و رفتارها از حدود و محدوده قانونی تجاوز کند و هم نهادهای دولتی بایستی با تجارب و مهارت بیشتری اعتراضات را کنترل و مدیریت کنند. بنابراین ما امروز نیاز به یک ظرفیت جدید در مواجهه با اعتراض و مدیریت اعتراضات داریم و فعالان سیاسی و احزاب و نخبگان سیاسی نقششان اگر بیشتر از حکومت نباشد، کمتر نیست چرا که اگر سران معترضین نتوانند شعارها و رفتارها را کنترل کنند که در چارچوب قانونی کارها صورت بگیرد،نهادهای حکومتی کار برایشان بسیار سخت میشود و دچار مشکلات بیشتری میشوند. بنابراین بحث اعتراضات تنها مربوط به رفتارهای دولتمردان نمیشود، فعالان سیاسی، رهبران احزاب و رهبران جناحهای سیاسی باید بتوانند در این موضوع برای خودشان ظرفیتسازی کنند و اعتراضات را کنترل کنند تا مردم حرفهایشان را در چارچوب ضوابط و معیارهای قانونی بیان کنند و کسی هم از خطوط قرمز عبور نکند. از آن طرف دولت و حکومت هم پاسخگوی مردم باشند.
آقای دکتر رضایی! فکر میکنید این ظرفیت اعتراضپذیری باید از جنس امنیتی باشد؟
نه، اتفاقاً اعتراضپذیری یک ظرفیت قانونی است. وقتی در چارچوب قانون صورت میگیرد، دیگر لزومی ندارد امنیتی باشد. ولی اگر این اعتراضپذیری از چارچوبهای قانونی و یا از قواعد بازی خارج شود، ممکن است جنبه امنیتی هم به خودش بگیرد.
فکر نمیکنید در یک سال اخیر فضای کشورمان بیش از حد امنیتی شده باشد؟
این یکی از پیامدهای رفتار غلط فعالان سیاسی است که یک اعتراض اجتماعی را تبدیل به اعتراضات سیاسی کردند. اعتراض مردم بعد از انتخابات، اعتراض اجتماعی بود، ولی این اعتراضات اجتماعی به اعتراضات سیاسی تبدیل و بعد هم به فضای سیاسی- امنیتی تبدیل شد. ما باید به مرحله اول برگردیم. اعتراضات اجتماعی یعنی اینکه مردم عمدتاً بعد از انتخابات در بحث انتخابات ابهام داشتند. باید ابهامات آنها بر طرف می شد نه آنکه ابهامات و سوالات سیاسی جدیدی در ذهن آنها بوجود می آمد.
این جریان، سیاسی نبود؟
نه، اگر مردم اعتراض سیاسی داشتند، اصلاً نمیآمدند رأی بدهند، قبول نداشتند، این 40 میلیونی که آمدند رأی دادند، یعنی این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. بعد از اینکه برای گروههایی از مردم ابهام به وجود آمد که رأیشان چه شده، به این ابهام بوجود آمده در اذهان برخی از مردم می شد دو نوع پاسخ داد. یکی پاسخ در چارچوب قانون، و دیگری پاسخ خارج از چارچوب قانون. متأسفانه کسانی که باید اعتراضات مردم را مدیریت و آن را به سمت قانون هدایت میکردند، با ایجاد سوءظن ،یأس و ناامیدی از مکانیسمهای قانونی، اعتراضات مردم را سیاسی کردند. من کاری را که انجام دادم این بود که با رفتارم میخواستم نشان دهم مسیر قانون را در ارتباط با اعتراضات طی کنیم. علت اینکه من به شورای نگهبان رفتم و بعد هم اعلام کردم که شورای نگهبان مصمم است به شکایات رسیدگی کند، قصد من این بود که اعتراضات اجتماعی مردم را در حالت اجتماعی نگه داریم که سیاسی نشود. چون میدانستم اگر اعتراضات مردم سیاسی شود، خود به خود به مسائل امنیتی هم کشیده میشود ولی متأسفانه به ما کمک نشد که اعتراضات مردم را در چارچوب قانون و قانونمداری پیش ببریم.
شما در مقطعی خیلی محکم گفتید اگر براساس شمارههای کدهای ملی بشماریم، من نهصدهزار رأی دارم. ولی بعد به یکباره کنار کشیدید، که در محافل سیاسی برداشت های متفاوتی از این اقدام شما برداشت شده بود، تحلیلتان این بود که فضا دارد «سیاسی» و تند میشود و به نفع نظام این کار را کردید یا تحلیل دیگری داشتید؟
من دو دلیل داشتم که کنار کشیدم؛ یکی اینکه شورای نگهبان نظر نهایی دادند و نتیجه انتخابات را اعلام کردند. من چون معتقد به قانون بودم و اینکه قانون باید در کشور ما نهادینه و تثبیت شود، لذا به قانون تن دادم و نتیجه انتخابات را قبول کردم، بر اساس اعتقادم عمل کردم. مسئله دوم این بود که می دانستم اگر بعد از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان اعتراضات ادامه پیدا کند. اعتراضات دیگر سیاسی میشد و وقتی اعترضات سیاسی میشد، حتماً به مسائل امنیتی هم کشیده میشد. من این را میفهمیدم و درک میکردم. به همین دلیل بود که به کاندیداهای معترض دیگر هم گفتم که شما از این فرصت پنج روزهای که مقام معظم رهبری برای رسیدگی به شکایات تمدید کرده استفاده کنید و اعتراضات را در چارچوب قانون پیش ببرید که متأسفانه آن آقایان گوش نکردند. من بنا بر اعتقادم این موضوع را به آنها گفتم.
اگر اجازه دهید وارد حوزه سیاسی شویم. ارزیابیتان از وضعیت اصلاحطلبها چیست؟ فکر میکنید چه عاقبتی در انتظار آنها است؟
من نمیتوانم پیشبینی کنم؛ بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاحطلب دارند که چگونه میخواهند از این وضعیت که الان برایشان پیش آمده عبور کنند.
اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که به وجود آمده عبور کنند و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفاف تر سازند میتوانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران شروع شده است . اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در مقابل تحریم ها ، زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند
به گزارش رجانيوز، رضايي در گفتوگويي با اشاره به حوادث سال گذشته از موسوي، كروبي انتقاد كرده و رفتار آنها را دستمايه تضعيف انسجام ملي و بيشترين ضررزننده به ملت ايران دانست.
فکر میکنید بیشترین نفع را در مسائل بعد از انتخابات چه جریانهایی بردند؟
به نظر من ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران و جمهوری اسلامی بیشترین فایده را از حوادث بعد از انتخابات بردند، اولاً حیثیت انقلاب ما را در جهان اسلام زیر سؤال بردند، حیثیت سیاسی ما را در روابط بینالملل زیر سؤال بردند، ثانیا جنبههای اعتقادی ما هم در داخل کشور زیر سؤال رفت و کسانی که این کارها را کردند، بیشترین ضرر را به ملت ایران زدند. از طرف دیگر انسجام ملی را تضعیف کردند.
دو نفر از نامزدهای انتخاباتی ریاستجمهوری به عنوان متهمین اصلی این جریان شناخته میشوند. شما هم معتقد به این موضوع هستید؟
به نظر من، این دو نفر اشتباه بزرگی مرتکب شدند. وقتی شورای نگهبان نتایج انتخابات را اعلام کرد، باید این آقایان به آن نتایج تن میدادند. ممکن است یک کسی نتیجه قانون را باور نداشته باشد ولی باید به آن قانون تن بدهد؛ در حقیقت باید نتیجه قانون را قبول کند. در غیر این صورت مثل این است که افرادی که به قاضی رفتهاند، قاضی حکم بدهد ولی یک نفر بیاید بیرون و بگوید من حکم قاضی را قبول ندارم. او میتواند در ذهن خودش یک اعتقاد یگری داشته باشد ولی باید به حکم قاضی تن بدهد حتی اگر قاضی اشتباه کرده باشد و اگر این کار صورت میگرفت، خیلی وضع عوض میشد.
غیر از خطای استراتژیک این افراد در تمکین نکردن به قانون چه کسان دیگری را در برابر افروختهشدن فضای جامعه و به انحراف رفتن مسیر مقصر میدانید؟
افراطگرایی و در حقیقت تندروی و همچنین تفریط و کنار کشیدن یک عدهای از نخبگانی که میتوانستند نقشآفرینی کنند، خیلی مؤثر بود. افراط گرها مرتب هیزم در آتش میانداختند و آتش را شعلهور میکردند. نخبگان مؤثری که میتوانستند بیایند و این آتش را خاموش کنند، خودشان را کنار کشیدند.
نان چه کسانی در این آتش پخته میشد؟ اینها خارج از مرزهای جغرافیایی ما که نبودند؟ چه کسانی، چه مشخصههایی داشتند که دنبال برافروختهشدن این فضا بودند؟
نمیشود بگوییم که همه خارج از مرزها بودند رفتار گروهی از کسانی که در حوادث بودند، عقلانی نبود. بعضیها به خاطر انتقامکشی و لجبازی حادثه را ادامه میدادند. انتقامکشی و لجبازی منافعی برای کسی ندارد. کار عقلانی نبود ولی حتی کسانی که جزء عقلا بودند به کارهای غیر عقلایی دست زدند.
شما دارید خاطیان ادامه یک فضای افراطی را تقسیمبندی میکنید! درست است؟
کلاً همه عوامل را میخواهم بگویم ولی بعضیها بودند که اینها از جنبه احساسی که یا ناشی از انتقامکشی بود یا ناشی از لجبازی که این کار را ادامه میدادند. شاید در وجدان خودشان هم هیچ منفعتی نمیدیدند ولی این کار را ادامه میدادند. بعضیها هم که ضد انقلاب بودند مشخصاً دارای منافعی بودند دیده بودند حادثه خیلی ارزانی در جمهوری اسلامی برایشان درست شده چرا نیایند سواری بگیرند. لذا سوارکارهای ماهری که اینها عمدتاً ضد جمهوری اسلامی بودند، سوار این حوادث شدند و تا آنجا که توانستند، خنجر زدند به مردم و به نظام جمهوری اسلامی. اینها ضد انقلاب داخلی، مخالفین جمهوری اسلامی در داخل کشور، آمریکاییها و اسرائیلیها بودند. فرصت خوبی برایشان پیدا شده بود و حداکثر سوءاستفاده را از این فرصتها بردند.
شما گفتید برخی نخبگان کنار کشیدند منظورتان چه کسانی بود؟
به نظر من افرادی مثل آقای هاشمی باید نقش فعال تری را در کنار رهبری ایفا می کرد مانند نقش مرحوم احمد آقا که بازوی حضرت امام بودند. احمد آقا فرزند امام از فاصله گرفتن بسیاری از اشخاص از حضرت امام جلوگیری کردند. از جمله آنها ماجرای حضرت آیت الله طالقانی بود.
در این انتخابات ریاست جمهوری دهم 40 میلیون نفر آمدند و ما در حقیقت دموکراسی مشارکتی را در ایران و دنیا رکورد زدیم. اما در قسمت دیگر که بخش اعتراضات بود، اولین خطا را خود فعالان و سران احزاب سیاسی مرتکب شدند. یعنی نامزدهای انتخاباتی اولین خطا را انجام دادند و نگذاشتند که پیروزی دوم که شامل مدیریت اعتراضات بود شکل بگیرد. اگر اعتراضات به خوبی مدیریت می شد و شکل سیاسی- امنیتی به خود نمی گرفت، دموکراسی در ایران به اوج خود می رسید.
هنوز نتیجه اعلام نشده، نامزدهای انتخاباتی سبقت میگرفتند که چه کسی رئیسجمهور شده است. این خیلی خطای بزرگی بود و بعدش که نتایج اعلام شد، باز فعالان سیاسی اشتباهاتی پشتسر هم انجام دادند. بعد که مردم به خیابانها آمدند، در اینجا نهادهای حکومتی آن آمادگی لازم را نداشتند برای مدیریت اجتماعات چند میلیونی مردم. نتیجهاش این شد که این انتخابات به ما نشان داد که باید ظرفیت اعتراضپذیری و اعتراض گری را بالا ببریم. باید هم فعالان سیاسی اجازه ندهند شعارها و رفتارها از حدود و محدوده قانونی تجاوز کند و هم نهادهای دولتی بایستی با تجارب و مهارت بیشتری اعتراضات را کنترل و مدیریت کنند. بنابراین ما امروز نیاز به یک ظرفیت جدید در مواجهه با اعتراض و مدیریت اعتراضات داریم و فعالان سیاسی و احزاب و نخبگان سیاسی نقششان اگر بیشتر از حکومت نباشد، کمتر نیست چرا که اگر سران معترضین نتوانند شعارها و رفتارها را کنترل کنند که در چارچوب قانونی کارها صورت بگیرد،نهادهای حکومتی کار برایشان بسیار سخت میشود و دچار مشکلات بیشتری میشوند. بنابراین بحث اعتراضات تنها مربوط به رفتارهای دولتمردان نمیشود، فعالان سیاسی، رهبران احزاب و رهبران جناحهای سیاسی باید بتوانند در این موضوع برای خودشان ظرفیتسازی کنند و اعتراضات را کنترل کنند تا مردم حرفهایشان را در چارچوب ضوابط و معیارهای قانونی بیان کنند و کسی هم از خطوط قرمز عبور نکند. از آن طرف دولت و حکومت هم پاسخگوی مردم باشند.
آقای دکتر رضایی! فکر میکنید این ظرفیت اعتراضپذیری باید از جنس امنیتی باشد؟
نه، اتفاقاً اعتراضپذیری یک ظرفیت قانونی است. وقتی در چارچوب قانون صورت میگیرد، دیگر لزومی ندارد امنیتی باشد. ولی اگر این اعتراضپذیری از چارچوبهای قانونی و یا از قواعد بازی خارج شود، ممکن است جنبه امنیتی هم به خودش بگیرد.
فکر نمیکنید در یک سال اخیر فضای کشورمان بیش از حد امنیتی شده باشد؟
این یکی از پیامدهای رفتار غلط فعالان سیاسی است که یک اعتراض اجتماعی را تبدیل به اعتراضات سیاسی کردند. اعتراض مردم بعد از انتخابات، اعتراض اجتماعی بود، ولی این اعتراضات اجتماعی به اعتراضات سیاسی تبدیل و بعد هم به فضای سیاسی- امنیتی تبدیل شد. ما باید به مرحله اول برگردیم. اعتراضات اجتماعی یعنی اینکه مردم عمدتاً بعد از انتخابات در بحث انتخابات ابهام داشتند. باید ابهامات آنها بر طرف می شد نه آنکه ابهامات و سوالات سیاسی جدیدی در ذهن آنها بوجود می آمد.
این جریان، سیاسی نبود؟
نه، اگر مردم اعتراض سیاسی داشتند، اصلاً نمیآمدند رأی بدهند، قبول نداشتند، این 40 میلیونی که آمدند رأی دادند، یعنی این که مردم، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند. بعد از اینکه برای گروههایی از مردم ابهام به وجود آمد که رأیشان چه شده، به این ابهام بوجود آمده در اذهان برخی از مردم می شد دو نوع پاسخ داد. یکی پاسخ در چارچوب قانون، و دیگری پاسخ خارج از چارچوب قانون. متأسفانه کسانی که باید اعتراضات مردم را مدیریت و آن را به سمت قانون هدایت میکردند، با ایجاد سوءظن ،یأس و ناامیدی از مکانیسمهای قانونی، اعتراضات مردم را سیاسی کردند. من کاری را که انجام دادم این بود که با رفتارم میخواستم نشان دهم مسیر قانون را در ارتباط با اعتراضات طی کنیم. علت اینکه من به شورای نگهبان رفتم و بعد هم اعلام کردم که شورای نگهبان مصمم است به شکایات رسیدگی کند، قصد من این بود که اعتراضات اجتماعی مردم را در حالت اجتماعی نگه داریم که سیاسی نشود. چون میدانستم اگر اعتراضات مردم سیاسی شود، خود به خود به مسائل امنیتی هم کشیده میشود ولی متأسفانه به ما کمک نشد که اعتراضات مردم را در چارچوب قانون و قانونمداری پیش ببریم.
شما در مقطعی خیلی محکم گفتید اگر براساس شمارههای کدهای ملی بشماریم، من نهصدهزار رأی دارم. ولی بعد به یکباره کنار کشیدید، که در محافل سیاسی برداشت های متفاوتی از این اقدام شما برداشت شده بود، تحلیلتان این بود که فضا دارد «سیاسی» و تند میشود و به نفع نظام این کار را کردید یا تحلیل دیگری داشتید؟
من دو دلیل داشتم که کنار کشیدم؛ یکی اینکه شورای نگهبان نظر نهایی دادند و نتیجه انتخابات را اعلام کردند. من چون معتقد به قانون بودم و اینکه قانون باید در کشور ما نهادینه و تثبیت شود، لذا به قانون تن دادم و نتیجه انتخابات را قبول کردم، بر اساس اعتقادم عمل کردم. مسئله دوم این بود که می دانستم اگر بعد از اعلام نتیجه توسط شورای نگهبان اعتراضات ادامه پیدا کند. اعتراضات دیگر سیاسی میشد و وقتی اعترضات سیاسی میشد، حتماً به مسائل امنیتی هم کشیده میشد. من این را میفهمیدم و درک میکردم. به همین دلیل بود که به کاندیداهای معترض دیگر هم گفتم که شما از این فرصت پنج روزهای که مقام معظم رهبری برای رسیدگی به شکایات تمدید کرده استفاده کنید و اعتراضات را در چارچوب قانون پیش ببرید که متأسفانه آن آقایان گوش نکردند. من بنا بر اعتقادم این موضوع را به آنها گفتم.
اگر اجازه دهید وارد حوزه سیاسی شویم. ارزیابیتان از وضعیت اصلاحطلبها چیست؟ فکر میکنید چه عاقبتی در انتظار آنها است؟
من نمیتوانم پیشبینی کنم؛ بستگی به خود مدیران و رهبران اصلاحطلب دارند که چگونه میخواهند از این وضعیت که الان برایشان پیش آمده عبور کنند.
اگر بتوانند با یک مدیریت خوب از این حوادثی که به وجود آمده عبور کنند و فاصله خودشان را با رهبری و نظام کم کنند و مرزهای خود را با بیگانگان شفاف تر سازند میتوانند دوباره به صحنه سیاسی کشور برگردند. امروزه یک تهدید جدیدی با کمک دشمنان ملت ایران شروع شده است . اصلاح طلبان باید مواضع خود را شفاف در مقابل تحریم ها ، زیر سوال بردن مواضع و اندیشه حضرت امام (ره) روشن کنند
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


