پاسخ موکد به شبهاتی عمیق
علی رضایی
پنجشنبه هفته گذشته باراک اوباما رئیسجمهور امریکا مصوبه اخیر کنگره این کشور را که محتوایش تحریمهای جدیدی علیه ایران ورای تحریمهای شورای امنیت بود امضا کرد.
اگرچه قاطبه مردم همراه همیشگی سیاستهای اصولی و راهبردی جمهوری اسلامی هستند و در مسیر عدالت خواهی گام برمیدارند اما عدهای در ذهن خود شبهههایی که دیگران ایجاد کردهاند تقویت میکنند و با بیانصافی، بر پیشرفت سالهای اخیر ایران در زمینه فناوری صلحآمیز هستهای چشم میبندند و دوران اصلاحات که با تعلیق تأسیسات هستهای مواجه بودیم را فرصتی برای پیشرفت ایران میدانند!
این عده معتقدند که اگر پافشاری دولت نهم و دهم برای احقاق حقوق ملت نبود، امروز این تحریمها و قطعنامهها علیه جمهوری اسلامی نبود و امریکا تبدیل به شریک تجاری و سیاسی ایران شده بود!
در واقع دولت نهم به ریاست محمود احمدینژاد پس از روی کار آمدن، با عزمی راسخ قدم در راه فک پلمب تاسیسات هستهای گذاشت و پس از تحقق خواسته میلیونها ایرانی، با پشتوانه مردم در برابر زیادهطلبیهای غرب و شرق ایستاد. این ایستادگی که اکنون به اوج خود رسیده است، از یک طرف تقابل مستکبران با جمهوری اسلامی را شدت بخشید و در ادامه موجب وحشت عدهای در داخل نظام شد؛ اما از سویی هم موجب نشاط و خودباوری جمعیت انقلابی ایران گشته است.
بنابراین موضوع تهدیدات و تحریمهای غرب علیه ایران و شبهات پیرامون آن از سه زاویه قابل بررسی است. 1- معارضه خارجی؛ 2- وحشت داخلی و 3- نشاط انقلابی. بر اساس این سه زاویه، شبهاتی از سوی عدهای مطرح میشود مبنی برآنکه 1- معارضه خارجی نتیجه سیاست ماجراجویانه دولت نهم و دهم است؛ 2- رفع تهدیدات وحشتزا با تغییر دولت اصولگرا امکانپذیر است و 3- تعلیق در دوران اصلاحات لازم و موضع نظام بوده و آنچه امروز به عنوان دستاوردهای هستهای در داخل کشور است، حاصل تلاش آن ایام بوده است. در برابر این مسائل باید به نکاتی مهم اشارهای خلاصه کرد از جمله آنکه فرض میگیریم معارضه خارجی نتیجه سیاستهای دولت نهم و دهم بوده است. اما باید روشن شود که سیاستهای دولت اصولگرا حول کدام دایره بوده که خشم مستکبران را برانگیخته است؟ ماجراجویی یا عدالت خواهی؟ دولت اصولگرا پس از روی کار آمدن مسأله مهمی را که در عرصه جهانی خواستار بود، عدالت محوری بر اساس خواست و نگاه پیامبران بوده است.
موضوعی که رئیسجمهور کشورمان در مجامع بینالمللی آن را مطرح کرده و اسناد آن معلوم و پیداست. در زمینه انرژی هستهای نیز دولت اصولگرا همان راهی را رفته که برگرفته از مبانی دین اسلام است و بر این اساس چندین بار تأکید شده است که ایران طبق موازین دین مبین اسلام با ساخت سلاحهای کشتار جمعی و تولید بمب هستهای مخالف است. اما از حق مسلم خود در زمینه فناوری صلح آمیز هستهای نخواهد گذشت که این موضع حقطلبی نیز از آموزههای دین اسلام است.
گذشته از این کاملاً مبرهن است که اگر امروز ایران و دولت جمهوری اسلامی از حقوق حقه خود در زمینه هستهای کوتاه آید، روز دیگری فرا خواهد رسید که مستکبران نقطه دیگری از پیشرفتهای ایرانیان را لگدکوب کنند و خواستار وابستگی کامل ایران به غرب شوند. با این حساب برای متفکران جای شک و تردید نیست که اگر عدهای سیاستهای دولت اصولگرا را ماجراجویانه میخوانند از چه بابت است.
در خصوص وحشت عدهای در داخل کشور نیز برخی سعی دارند با به کارگیری ادبیات دلخواه غرب چنان وانمود کنند که اگر دولتمردان کنونی کنار روند و ما سر کار آییم تمام تهدیدات به فرصت تبدیل میشود. اما اینان همانانی هستند که پس از انتخابات 22 خرداد دچار توهم شده و همواره تصور میکنند رهروانشان که از ترس قطعنامه و تحریم گوش به سخنانشان فرادادهاند، بیشمارند و جمعیت شجاع، حق جو و عدالت خواه اندک. از سوی دیگر باید از این افراد پرسیده شود که مگر در زمان خود چه مقدار از تهدیدات را به فرصت تبدیل کردید؟ اگر تبدیل تهدیدات به فرصت از مسیر تعلیق و سیاستهای انفعالی میگذرد و در آنجایی ختم میشود که مستکبران خواستار تعطیلی رشتههای تحصیلی مرتبط با انرژی هستهای در دانشگاههای ایران شوند، این ملت ثابت کردهاند که چنین فرصتی را از صد تهدید زشتتر میدانند.
درباره مورد سوم که برخی از اصلاحطلبان همواره میکوشند تا برای جلب نظر انقلابیون، اشتباهات خود را موضع نظام معرفی کنند و گاهی اوقات در این زمینه تا به جایی پیش میروند که سیاستهای هستهای ایران در زمان اصلاحات را بر اساس رأی و نظر رهبر انقلاب میدانند، باید توضیح داد که اگرچه سیاستهای کلان نظام به ویژه در زمینه انرژی هستهای مطابق نظر رهبر انقلاب اتخاذ میگردد، اما ولی فقیه و رهبر مملکت چه در اوایل انقلاب و چه در حال حاضر، بر اساس ظرفیت مقامات اجرایی کشور، نظر خود درباره تصمیمات کلان را ابراز میدارد. لذا موضع نظام و رهبر انقلاب همواره ایستادگی در برابر زیادهخواهی غرب و شرق بوده است؛ منتها در دورهای که مقامات اجرایی کشور طور دیگر بیندیشند، بنا به دلایلی مشروح و مفصل، نظام تا حدممکن با نظر و ظرفیت آنان عمل میکند. به هر حال عدهای که اکنون با تصورات خود فرافکنی میکنند و میگویند که اگر قطعنامهها و تحریمها علیه جمهوری اسلامی نبود و امریکا شریک تجاری و سیاسی ایران بود، ما در اوج امنیت و پیشرفت قرار داشتیم، باید به این سؤال پاسخ دهند که مگر در دوران پهلوی، امریکا در ایران حضور نداشت و مگر در آن دوران رابطه با امریکا برقرار نبود؛ پس چرا پیشرفتی از آن روابط حاصل نشد؟ مگر در آن دوران قطعنامه یا تحریمی علیه ایران بود؟
در واقع امروز بر همگان روشن شده است که اگر ایران پیشرفتی کسبکرده عمدتاً پس از انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی بوده است و امروز ما در سایه همین قطعنامهها و تحریم هاست که به یک کشور پیشرفته و تأثیرگذار در نظام بینالملل تبدیل شدهایم و همواره رو به جلو برای تحقق عدالت قدم برمیداریم.
اگرچه قاطبه مردم همراه همیشگی سیاستهای اصولی و راهبردی جمهوری اسلامی هستند و در مسیر عدالت خواهی گام برمیدارند اما عدهای در ذهن خود شبهههایی که دیگران ایجاد کردهاند تقویت میکنند و با بیانصافی، بر پیشرفت سالهای اخیر ایران در زمینه فناوری صلحآمیز هستهای چشم میبندند و دوران اصلاحات که با تعلیق تأسیسات هستهای مواجه بودیم را فرصتی برای پیشرفت ایران میدانند!
این عده معتقدند که اگر پافشاری دولت نهم و دهم برای احقاق حقوق ملت نبود، امروز این تحریمها و قطعنامهها علیه جمهوری اسلامی نبود و امریکا تبدیل به شریک تجاری و سیاسی ایران شده بود!
در واقع دولت نهم به ریاست محمود احمدینژاد پس از روی کار آمدن، با عزمی راسخ قدم در راه فک پلمب تاسیسات هستهای گذاشت و پس از تحقق خواسته میلیونها ایرانی، با پشتوانه مردم در برابر زیادهطلبیهای غرب و شرق ایستاد. این ایستادگی که اکنون به اوج خود رسیده است، از یک طرف تقابل مستکبران با جمهوری اسلامی را شدت بخشید و در ادامه موجب وحشت عدهای در داخل نظام شد؛ اما از سویی هم موجب نشاط و خودباوری جمعیت انقلابی ایران گشته است.
بنابراین موضوع تهدیدات و تحریمهای غرب علیه ایران و شبهات پیرامون آن از سه زاویه قابل بررسی است. 1- معارضه خارجی؛ 2- وحشت داخلی و 3- نشاط انقلابی. بر اساس این سه زاویه، شبهاتی از سوی عدهای مطرح میشود مبنی برآنکه 1- معارضه خارجی نتیجه سیاست ماجراجویانه دولت نهم و دهم است؛ 2- رفع تهدیدات وحشتزا با تغییر دولت اصولگرا امکانپذیر است و 3- تعلیق در دوران اصلاحات لازم و موضع نظام بوده و آنچه امروز به عنوان دستاوردهای هستهای در داخل کشور است، حاصل تلاش آن ایام بوده است. در برابر این مسائل باید به نکاتی مهم اشارهای خلاصه کرد از جمله آنکه فرض میگیریم معارضه خارجی نتیجه سیاستهای دولت نهم و دهم بوده است. اما باید روشن شود که سیاستهای دولت اصولگرا حول کدام دایره بوده که خشم مستکبران را برانگیخته است؟ ماجراجویی یا عدالت خواهی؟ دولت اصولگرا پس از روی کار آمدن مسأله مهمی را که در عرصه جهانی خواستار بود، عدالت محوری بر اساس خواست و نگاه پیامبران بوده است.
موضوعی که رئیسجمهور کشورمان در مجامع بینالمللی آن را مطرح کرده و اسناد آن معلوم و پیداست. در زمینه انرژی هستهای نیز دولت اصولگرا همان راهی را رفته که برگرفته از مبانی دین اسلام است و بر این اساس چندین بار تأکید شده است که ایران طبق موازین دین مبین اسلام با ساخت سلاحهای کشتار جمعی و تولید بمب هستهای مخالف است. اما از حق مسلم خود در زمینه فناوری صلح آمیز هستهای نخواهد گذشت که این موضع حقطلبی نیز از آموزههای دین اسلام است.
گذشته از این کاملاً مبرهن است که اگر امروز ایران و دولت جمهوری اسلامی از حقوق حقه خود در زمینه هستهای کوتاه آید، روز دیگری فرا خواهد رسید که مستکبران نقطه دیگری از پیشرفتهای ایرانیان را لگدکوب کنند و خواستار وابستگی کامل ایران به غرب شوند. با این حساب برای متفکران جای شک و تردید نیست که اگر عدهای سیاستهای دولت اصولگرا را ماجراجویانه میخوانند از چه بابت است.
در خصوص وحشت عدهای در داخل کشور نیز برخی سعی دارند با به کارگیری ادبیات دلخواه غرب چنان وانمود کنند که اگر دولتمردان کنونی کنار روند و ما سر کار آییم تمام تهدیدات به فرصت تبدیل میشود. اما اینان همانانی هستند که پس از انتخابات 22 خرداد دچار توهم شده و همواره تصور میکنند رهروانشان که از ترس قطعنامه و تحریم گوش به سخنانشان فرادادهاند، بیشمارند و جمعیت شجاع، حق جو و عدالت خواه اندک. از سوی دیگر باید از این افراد پرسیده شود که مگر در زمان خود چه مقدار از تهدیدات را به فرصت تبدیل کردید؟ اگر تبدیل تهدیدات به فرصت از مسیر تعلیق و سیاستهای انفعالی میگذرد و در آنجایی ختم میشود که مستکبران خواستار تعطیلی رشتههای تحصیلی مرتبط با انرژی هستهای در دانشگاههای ایران شوند، این ملت ثابت کردهاند که چنین فرصتی را از صد تهدید زشتتر میدانند.
درباره مورد سوم که برخی از اصلاحطلبان همواره میکوشند تا برای جلب نظر انقلابیون، اشتباهات خود را موضع نظام معرفی کنند و گاهی اوقات در این زمینه تا به جایی پیش میروند که سیاستهای هستهای ایران در زمان اصلاحات را بر اساس رأی و نظر رهبر انقلاب میدانند، باید توضیح داد که اگرچه سیاستهای کلان نظام به ویژه در زمینه انرژی هستهای مطابق نظر رهبر انقلاب اتخاذ میگردد، اما ولی فقیه و رهبر مملکت چه در اوایل انقلاب و چه در حال حاضر، بر اساس ظرفیت مقامات اجرایی کشور، نظر خود درباره تصمیمات کلان را ابراز میدارد. لذا موضع نظام و رهبر انقلاب همواره ایستادگی در برابر زیادهخواهی غرب و شرق بوده است؛ منتها در دورهای که مقامات اجرایی کشور طور دیگر بیندیشند، بنا به دلایلی مشروح و مفصل، نظام تا حدممکن با نظر و ظرفیت آنان عمل میکند. به هر حال عدهای که اکنون با تصورات خود فرافکنی میکنند و میگویند که اگر قطعنامهها و تحریمها علیه جمهوری اسلامی نبود و امریکا شریک تجاری و سیاسی ایران بود، ما در اوج امنیت و پیشرفت قرار داشتیم، باید به این سؤال پاسخ دهند که مگر در دوران پهلوی، امریکا در ایران حضور نداشت و مگر در آن دوران رابطه با امریکا برقرار نبود؛ پس چرا پیشرفتی از آن روابط حاصل نشد؟ مگر در آن دوران قطعنامه یا تحریمی علیه ایران بود؟
در واقع امروز بر همگان روشن شده است که اگر ایران پیشرفتی کسبکرده عمدتاً پس از انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی بوده است و امروز ما در سایه همین قطعنامهها و تحریم هاست که به یک کشور پیشرفته و تأثیرگذار در نظام بینالملل تبدیل شدهایم و همواره رو به جلو برای تحقق عدالت قدم برمیداریم.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


