گفتاری از شهید مظلوم بهشتی؛
روح تشكیلات اسلامی و هدف از تأسیس حزب جمهوری اسلامی
وقتی میگویند: فلان حزب تشكیل شد، از همان اول به ذهن میآید یك دار و دسته سیاسی طالب قدرت، در صدد دستیابی به مقامات و منصبهاست. به همین دلیل هم تا حزبی بوجود میآید،
در رابطه با قدرت دو فرمول وجود دارد:
اول قدرت بصورت یك خواسته و یك هدف فردی یا گروهی . قدرت در شكل تفوقطلبی، برتریجویی
دوم lقدرت به صورت یك وسیله برای انجام خدمت بهتر و موثرتر در جهت خدمت به خلق برای رضای خدا. در حزب جمهوری اسلامی، شخص من، دوستان ما خواهان در دست گرفتن قدرت هستند اما به شكل دوم برای این كه عملا به مردم اثبات كنیم كه واقعا چنین نیتی داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرین خودداری كنیم مگر وقتی كه به صورت یك واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به دوش ما گذاشته شود...
بحثی كه در نظر گرفته شده موضوع تشكیلات است و معلوم است كه تشكیلات در كار یك حزب نقش بسزا و بنیادی نیز دارد و همه اعضاء یك حزب، بخصوص كادر حزب باید با آگاهیهای ضروری در زمینه تشكیلات مجهز باشند. تشكیلات هر واحدی از نظر شكل و قالب متناسب با هدف و آرمان و محتوای آن واحد خواهد بود. به همین جهت برای اینكه بیشتر با وضع تشكیلاتی حزب آشنا شویم لازم است با هدف تشكیلاتی حزب آشنا شویم. حزب جمهوری اسلامی بر اساس خاصی بوجود آمده و آنرا با شما در میان میگذاریم كه در تشكیل این حزب چه نیتی در كار بوده است. معمولا احزاب سیاسی و حتی تشكیلات نظامی از روز اول كه بوجود میآیند با انگیزه رسیدن به قدرت به وجود میآیند. بخصوص در كشورهای غربی در كشورهای دارای دمكراسی، به دلیل دمكراسی و آزادی نسبی سیاسی، هر فرد یا هر گروهی به فكر این میافتند كه به حكومت و قدرت برسند (یا در یك شهر و ایالت یا در كل كشور) بنابراین به یك تشكیلات سیاسی دست میزنند. در كشور خودمان، ایران هم معمولا حزب یك چنین انگیزهای تداعی میكند.
وقتی میگویند: فلان حزب تشكیل شد، از همان اول به ذهن میآید یك دار و دسته سیاسی طالب قدرت، در صدد دستیابی به مقامات و منصبهاست. به همین دلیل هم تا حزبی بوجود میآید، بر حسب اعتبار و اعتبار اجتماعی به وجودآورندگان آن حزب، تشنگان مقام و قدرت به فكر میافتند كه آنجا سری بزنند و ببینند كه اگر آنجا مقام و قدرتی هست جایی باز كنند و آیندهای برای خود تأمین نمایند. خوشبختانه در سالهای اخیر در ایران بخصوص در دوران اختناق شدید و خفقان 25 ساله اخیر گروههای متعدد سیاسی و اجتماعی بصورت مخفی یا نیمه مخفی وجود داشته و دارد كه اینها با چنین انگیزهای بوجود نیامدند. برای نسل نوجوان ما تشكیلات سیاسی و نظامی و اجتماعی، با انگیزه قدرتطلبی تداعی نمیكند. بلكه برای نسل نوجوان ما آن تشكیلات با انگیزه خدمت و فداكاری و جانبازی در راه یك آرمان و هدف تداعی میكند. دقیقا من نمیتوانم بگویم كه اگر ما به ده هزار نفر در مورد تشكیلات و هدف آن پرسشنامهای بدهیم چند درصد از نسل نوجوان ما در پاسخهایشان در رابطه با حزب به انگیزه قدرتطلبی و سلطهجویی و دار و دسته تقسیم مناصب و مقامات توجه میكنند و چند درصد به انگیزه خدمت، آرمانپرستی و آرمان طلبی و عشق و علاقه برای تلاش متشكل در راه تحقق یك آرمان اشاره میكنند؟ دقیقا نمیتوانیم بگویم، این را باید عمل كنیم.
ولی معمولا در مجامع جوانتر وقتی صحبت از تشكیلات شده، چهرهها را نورانی یافتم و بالعكس در خیلی از گروههای دیگر وقتی صحبت از حزب میشود، واكنشی كه انسان در چهرهها میبیند این چنین نورانی نیست. بهرحال حزب از نظر فرهنگ اجتماعی ما معمولا با یكی از این دو مفهوم و معنی تداعی دارد. در میان عده زیادی حزب تداعی دارد به اینكه گروهی قدرتطلب دور هم جمع شدند تا به قدرت و حكومت برسند و وقتی هم به قدرت رسیدند نزدیكان و دوستان و هم پالگیهای خودشان را در آن تشكیلات به مقام و قدرت برسانند. برای گروه دیگر تداعی دارد با انسانهایی كه فهمیدهاند برای مبارزه با فسادها و تحقق بخشیدن به آرمانهای عالی بشوی و الهی باید به یكدیگر بپیوندند و متشكل شوند و به منظور تشكل بیشتر نیروها در راه تحقق سریعتر آرمانها حزب و تشكیلات بوجود آورند. این دو نوع تداعی است كه در برخورد با واژه حزب و تشكیلات در جامعه ما الان وجود دارد. حال بپرسیم وقتی سخن از حزب یا تشكیلات یا سازمان به میان میآوریم اگر دنبالهاش را نگویند حزب چه؟ سازمان چه؟ چون آن ممكن است بدلیل خوشنامی تداعی خاصی بیاورد. یا به دلیل بدنامی تداعی نامطلوبی بیاورد. وقتی میگوییم حزب، سازمان، تشكیلات، بدون آنكه دنبالهاش را ذكر كنیم در ذهن شما آیا تداعی یك مجموعه قدرتطلب برای كسب مناصب را زودتر به همراه خواهد داشت یا تداعی یك تشكل نیروهای آرمانپرست برای تحقق بخشیدن سریعتر به آرمانها؟ من درست دریافتم كه در بحث تشكیلات، قبل از اینكه شكل و قالب تشكیلات را بگویم، لازم است روح تشكیلات را بیان كنم.
من و چند تن از دوستانم كه از سالهای پیش فعالیتهای اجتماعی سیاسی بر مبنای اسلام را به عنوان یك فریضه بزرگ تلقی كردهایم. مكرر وقتی دور هم مینشستیم و اوضاع و احوال را ارزیابی میكردیم به این نتیجه میرسیدیم كه نیروهای مخلص مسلمان در جامعه ما فراوانند و جامعه ما یك باطری بسیار پرارزش از نیروهای نهفته است. انبار و خزینه و گنجینه نیروهاست. ولی این نیروها یكدیگر را درست نمیشناسند و از وجود یكدیگر به اندازه كافی خبر ندارند. بطوریكه اجمالا ما میدانیم جامعه ما یك جامعهایست پرنیرو، اما وقتی دست به هر كاری میزنیم در همان قدم اول و دوم میبینیم نیرو كم داریم. آب در خانه است و ما داریم تشنه لب میگردیم! و بعد وقتی هم شناسایی میكنیم باز قدرت سازمان دادن و سامان دادن و تجربه تشكیلاتیمان كم است. گاهی میبینیم كه نیروها در هم میلولند و كار زیادی هم انجام نمیگیرد. بنابراین خیلی روشن به این نتیجه میرسیدیم كه ما دچار ضعف تشكیلاتی هستیم و همواره از این یاد میكردیم كه ایجاد تشكیلات اجتماعی بر پایه اسلام از واجبات اساسی هر انسان متعهد، آگاه و مسلمان است.
در این باره كم و بیش كارهایی كردهایم، كارهای كوچك و محدود برای تجربه. گروههای متعددی از جوانان مسلمان با ایمان نیز در طول این مدت دست به كار شدهاند و تجربههایی كردهاند كه بعضی از این تجربهها بسیار درخشان و چشمگیر بود لااقل در آغاز مبشر و نوید دهنده آیندهای درخشان بود، اما به هر حال كاربرد و قدرت این كارهای انجام شده در حدی نبود كه فكر ما را راحت كند كه این واجب كفایی و بزرگ و مهم عملی شده و ما دیگر میتوانیم در پی كارهای مطالعاتی و تحقیقاتی و سازندگیهای خودمان باشیم. به این دلیل بود كه مكرر باز به فكر ایجاد تشكیلات اجتماعی، سیاسی، خلاق فعال بر پایه اسلام میافتادیم. در تمام این مراحل تنها چیزی كه در درون خودمان حس میكردیم این بود كه میخواهم نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی را برای تحقق بخشیدن هر چه سریعتر و بهتر و گستردهتر به آرمانهای این انقلاب بسیج كنیم و سازمان دهیم و سامان دهیم و چیزی كه در خود نمییافتیم، قدرتطلبی و سلطهجویی بود.
یك عضو حزب استقلال مراكش (مغرب) همراه با عضو هیئت تحریریه روزنامه ارگان این حزب بنام العلم (پرچم) اینجا آمده بود، ایشان آمده بودند اینجا كه مصاحبهای بكنند.
درباره انگیزه تأسیس حزب صحبت شد. گفتم: این حزب به منظور سازماندهی به نیروهای انقلابی و اسلامی، مومن به راه اسلام و به رهبری قاطعی كه در طول مبارزه از عوامل عمده پیروزی بوده بوجود آمده است.
گفت: مثلا آیا شما و دوستان شما خواهان تشكیل دولت به وسیله خودتان هستید یا نه؟
گفتم: حقیقتش را بخواهی نه. لااقل من و دوستان نزدیكم خواهان چنین چیزی نیستیم. تعجب كرد و گفت: ما در حزب استقلال از همان دوران مدرسه بچهها را درس سیاسی میدهیم و در آنها انگیزهای به وجود میآوریم كه باید آماده بشوند و پستی و مقامی و كاری را احراز كنند.
گفتم: ما هم اینكار را خواهیم كرد. این لازمه حزب است. یك حزب دور هم كه جمع نمیشوند تا گپ بزنند دور هم جمع میشوند تا به كارها سامان بدهند. كارها را هم كه ملائكه از آسمان نمیآیند اداره كنند كارها را همین مردم باید اداره كنند. ولی در عین حال ما طالب قدرت نیستیم. حالا من برایت این معنی را باز میكنم. آن معنایی را كه برای او باز كردم میخواهم برای شما نیز باز كنم.
به او گفتم: در رابطه با قدرت دو فرمول وجود دارد: یكی قدرت بصورت یك خواسته و یك هدف فردی یا گروهی كه لذت میبرند رئیسجمهور باشند، نخستوزیر باشند، وزیر و وكیل باشند، كیف میكنند و این یك امر طبیعی است. هر انسان سالمی خوشش میآید كه مشهورتر، محترمتر، مقدمتر بر دیگران باشد. قدرت در شكل تفوقطلبی، برتریجویی. این یك شكل است. یكی هم قدرت به صورت یك وسیله برای یك خواسته دیگر عبارت است از: انجام خدمت بهتر و موثرتر در جهت خدمت به خلق برای رضای خدا. به او گفتم: در حزب جمهوری اسلامی، شخص من، دوستان ما طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت هستند اما به شكل دوم و برای این كه ما كه آغاز كننده و اعلامكنندگان این تشكیلات هستیم. عملا به مردم اثبات كنیم كه واقعا چنین نیتی داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرین خودداری كنیم مگر وقتی كه به صورت یك واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به دوش ما گذاشته شود.
تا آنجا كه كس دیگر وجود دارد كه این قدرت را در دست بگیرد و این خدمت را انجام دهد ما به او اولویت میدهیم تا درس عملی باشد برای همه كسانی كه در این حزب آمدهاند و خواهند آمد كه بگوییم میشود انسان برای ایجاد زمینههای در دست گرفتن قدرت تلاش كند اما نه در دست خودش بلكه در دست گروهی كه به عزم این خدمت با یكدیگر متشكل شدهاند. این است روح تشكیلات در حزب جمهوری اسلامی .
خوشبختانه قبل از این كه ما با ایشان صحبت كنیم برای دو نفر از دوستان ما عینا در همین كابینه آقای بازرگان زمینهای پیش آمده بود كه اصرار میشد، وزارت آموزش و پرورش، و علوم و آموزش عالی و فرهنگ و هنر هر سه بصورت یك مجموعه وزارتی باشد و اصرار میشد كه یكی از این دو تن از دوستان، این مسئولیت را قبول كند. خود آقای بازرگان و آقای سحابی مكرر كسی را فرستادند. از آنها اصرار بود و از اینها انكار ولی همین دوستان ما تلاش كردند گروهی را پیدا كنند كه مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را عهدهدار شوند و خوشحال هم هستیم كه نسبتا در انتصابات دولت بازرگان، به نسبت - تأكید میكنم به نسبت - در وزارت آموزش و پرورش بهتر بوده، این روح تشكیلات است.
در حزب جمهوری اسلامی، هر كس سعی میكند، در این حزب جای موثری قرار گیرد كه طبعا هر چه جا مؤثر باشد سمت بالاتر و قدرت بیشتر است. اما عضو، در این سعیش، جاهطلبی خود را ارضاء نمیكند مقامطلبی انگیزه او نباشد. بلكه وظیفهای را میخواهد بر عهده بگیرد و انجام دهد. اگر در این حزب رابطه تشكیلاتی بین تمام اعضاء با یكدیگر و بین كل اعضاء با مردم دیگر، از این روحیه برخوردار باشد آنوقت حزب جمهوری اسلامی، "حزب الله" است و "حزب مفلحون" (رستگاران و سعادتآفرینان) میتوانند باشد و "حزب غالبون" (پیروزمندان) میتواند باشد و اگر رابطه دوستان ما در این حزب، در سمتهای مختلف رابطه برتریجوئی تفوقطلبی، بزرگیطلبی باشد: "گر بزرگی، بكام شیر در است شو، خطر كن، زكام شیر بجوی یا بزرگی و عز و حشمت و جاه یا چو مردانت، مرگ رویا روی" و بگوید، اگر در راه ریاستطلبی و برتریجویی كشته شویم تازه مرگ مردانه است! نه،
اگر كسانی در این حزب با این روحیه (ریاست طلبی) بودند من از همین حالا میگویم كه حزب جمهوری اسلامی آنوقت "حزبالشیطان" است و نه "حزبالله"، آنوقت روح تشكیلات روح شیطانی میشود. مگر شیطان چه كار كرد؟ استكبار كرد. بدترین خصلتی كه از شیطان در قرآن یاد میشود استكبار است. خود را بزرگتر تلقی كردن، خودبزرگبینی و بزرگی فروشی كه لازم قدرتطلبی است. غالب كسانی كه تشنه قدرتند معمولا هم خودبزرگبین بار میآیند یعنی خودشان را بهتر از آنچه هستند میبیننند و هم بزرگیفروشی میكنند و مستكبرند و متكبرند و جبارند و حزبی كه در آن مستكبران جباران همه كاره باشند حزبالشیطان است. در هر نقشی كه باشند ولو در نقش یك سخنران ورزیده كه وقتی سخنرانی میكند آن چیزی كه از آن لذت میبرد این است كه من یك سخنرانی هستم كه وقتی سخنرانی میكنم چشم و دلها را به خود خیره میكنم. این هم نمیتواند پیام ائمه نور را به مردم منتقل كند و این خودش از ائمه ناراحت است، این روح تشكیلات است. تشكیلات حزب جمهوری اسلامی باید رابطه اول را نفی كند و رابطه دوم را برقرار كند خوب ملاحظه میكنید كه به این ترتیب است كه ما میتوانیم بگوییم حوزههای حزب باید در مسجد باشد در درجه اول برای اینكه یك چنین حوزه حزبی واقعا سازنده روح الهی و اخلاق است و سیاستش، سیاست الهی است. سیاست علوی است نه سیاست اموی. سیاست معاویه نیست، سیاست علی (ع) است و هر كاری كه میكند عبادت است.
لذا ما گفتیم نخستین جا در هر منطقه برای حزب، اول مسجدها و مدرسههاست و چون سازندگی باید داشته باشد، جای سیاستبازان و سیاستپیشگان نیست. جای مجاهدان راه حق است به انواع جهاد. و این در سیمای گفتار و رفتار اعضاء حزب باید نشان داده شود حاملان فروغ و نور الهی باشند. این روح تشكیلات است. دفتر مركزی حزب میكوشد تا با ایجاد یك واحد فعال برای شهرستانها، این رابطه را با همه جا برقرار كند و این پیام تشكیلاتی را عملا در همه جا متجلی كند. آنوقت است كه جاذبه حزب یك جاذبه واقعی و طبیعی هم هست و دیگر تبلیغاتش هم یك تبلیغات عملی است. "كونوا دعادهالناس بغیرا لسننكم" (مردم را نه با زبان (بلكه با رفتار و كردارتان) به حقائق اسلام دعوت كنید.) با رفتار و عملتان میتوانید همگان را به حزب یا عضویت یا سمپات (طرفدار) دعوت كنید.
اول قدرت بصورت یك خواسته و یك هدف فردی یا گروهی . قدرت در شكل تفوقطلبی، برتریجویی
دوم lقدرت به صورت یك وسیله برای انجام خدمت بهتر و موثرتر در جهت خدمت به خلق برای رضای خدا. در حزب جمهوری اسلامی، شخص من، دوستان ما خواهان در دست گرفتن قدرت هستند اما به شكل دوم برای این كه عملا به مردم اثبات كنیم كه واقعا چنین نیتی داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرین خودداری كنیم مگر وقتی كه به صورت یك واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به دوش ما گذاشته شود...
بحثی كه در نظر گرفته شده موضوع تشكیلات است و معلوم است كه تشكیلات در كار یك حزب نقش بسزا و بنیادی نیز دارد و همه اعضاء یك حزب، بخصوص كادر حزب باید با آگاهیهای ضروری در زمینه تشكیلات مجهز باشند. تشكیلات هر واحدی از نظر شكل و قالب متناسب با هدف و آرمان و محتوای آن واحد خواهد بود. به همین جهت برای اینكه بیشتر با وضع تشكیلاتی حزب آشنا شویم لازم است با هدف تشكیلاتی حزب آشنا شویم. حزب جمهوری اسلامی بر اساس خاصی بوجود آمده و آنرا با شما در میان میگذاریم كه در تشكیل این حزب چه نیتی در كار بوده است. معمولا احزاب سیاسی و حتی تشكیلات نظامی از روز اول كه بوجود میآیند با انگیزه رسیدن به قدرت به وجود میآیند. بخصوص در كشورهای غربی در كشورهای دارای دمكراسی، به دلیل دمكراسی و آزادی نسبی سیاسی، هر فرد یا هر گروهی به فكر این میافتند كه به حكومت و قدرت برسند (یا در یك شهر و ایالت یا در كل كشور) بنابراین به یك تشكیلات سیاسی دست میزنند. در كشور خودمان، ایران هم معمولا حزب یك چنین انگیزهای تداعی میكند.
وقتی میگویند: فلان حزب تشكیل شد، از همان اول به ذهن میآید یك دار و دسته سیاسی طالب قدرت، در صدد دستیابی به مقامات و منصبهاست. به همین دلیل هم تا حزبی بوجود میآید، بر حسب اعتبار و اعتبار اجتماعی به وجودآورندگان آن حزب، تشنگان مقام و قدرت به فكر میافتند كه آنجا سری بزنند و ببینند كه اگر آنجا مقام و قدرتی هست جایی باز كنند و آیندهای برای خود تأمین نمایند. خوشبختانه در سالهای اخیر در ایران بخصوص در دوران اختناق شدید و خفقان 25 ساله اخیر گروههای متعدد سیاسی و اجتماعی بصورت مخفی یا نیمه مخفی وجود داشته و دارد كه اینها با چنین انگیزهای بوجود نیامدند. برای نسل نوجوان ما تشكیلات سیاسی و نظامی و اجتماعی، با انگیزه قدرتطلبی تداعی نمیكند. بلكه برای نسل نوجوان ما آن تشكیلات با انگیزه خدمت و فداكاری و جانبازی در راه یك آرمان و هدف تداعی میكند. دقیقا من نمیتوانم بگویم كه اگر ما به ده هزار نفر در مورد تشكیلات و هدف آن پرسشنامهای بدهیم چند درصد از نسل نوجوان ما در پاسخهایشان در رابطه با حزب به انگیزه قدرتطلبی و سلطهجویی و دار و دسته تقسیم مناصب و مقامات توجه میكنند و چند درصد به انگیزه خدمت، آرمانپرستی و آرمان طلبی و عشق و علاقه برای تلاش متشكل در راه تحقق یك آرمان اشاره میكنند؟ دقیقا نمیتوانیم بگویم، این را باید عمل كنیم.
ولی معمولا در مجامع جوانتر وقتی صحبت از تشكیلات شده، چهرهها را نورانی یافتم و بالعكس در خیلی از گروههای دیگر وقتی صحبت از حزب میشود، واكنشی كه انسان در چهرهها میبیند این چنین نورانی نیست. بهرحال حزب از نظر فرهنگ اجتماعی ما معمولا با یكی از این دو مفهوم و معنی تداعی دارد. در میان عده زیادی حزب تداعی دارد به اینكه گروهی قدرتطلب دور هم جمع شدند تا به قدرت و حكومت برسند و وقتی هم به قدرت رسیدند نزدیكان و دوستان و هم پالگیهای خودشان را در آن تشكیلات به مقام و قدرت برسانند. برای گروه دیگر تداعی دارد با انسانهایی كه فهمیدهاند برای مبارزه با فسادها و تحقق بخشیدن به آرمانهای عالی بشوی و الهی باید به یكدیگر بپیوندند و متشكل شوند و به منظور تشكل بیشتر نیروها در راه تحقق سریعتر آرمانها حزب و تشكیلات بوجود آورند. این دو نوع تداعی است كه در برخورد با واژه حزب و تشكیلات در جامعه ما الان وجود دارد. حال بپرسیم وقتی سخن از حزب یا تشكیلات یا سازمان به میان میآوریم اگر دنبالهاش را نگویند حزب چه؟ سازمان چه؟ چون آن ممكن است بدلیل خوشنامی تداعی خاصی بیاورد. یا به دلیل بدنامی تداعی نامطلوبی بیاورد. وقتی میگوییم حزب، سازمان، تشكیلات، بدون آنكه دنبالهاش را ذكر كنیم در ذهن شما آیا تداعی یك مجموعه قدرتطلب برای كسب مناصب را زودتر به همراه خواهد داشت یا تداعی یك تشكل نیروهای آرمانپرست برای تحقق بخشیدن سریعتر به آرمانها؟ من درست دریافتم كه در بحث تشكیلات، قبل از اینكه شكل و قالب تشكیلات را بگویم، لازم است روح تشكیلات را بیان كنم.
من و چند تن از دوستانم كه از سالهای پیش فعالیتهای اجتماعی سیاسی بر مبنای اسلام را به عنوان یك فریضه بزرگ تلقی كردهایم. مكرر وقتی دور هم مینشستیم و اوضاع و احوال را ارزیابی میكردیم به این نتیجه میرسیدیم كه نیروهای مخلص مسلمان در جامعه ما فراوانند و جامعه ما یك باطری بسیار پرارزش از نیروهای نهفته است. انبار و خزینه و گنجینه نیروهاست. ولی این نیروها یكدیگر را درست نمیشناسند و از وجود یكدیگر به اندازه كافی خبر ندارند. بطوریكه اجمالا ما میدانیم جامعه ما یك جامعهایست پرنیرو، اما وقتی دست به هر كاری میزنیم در همان قدم اول و دوم میبینیم نیرو كم داریم. آب در خانه است و ما داریم تشنه لب میگردیم! و بعد وقتی هم شناسایی میكنیم باز قدرت سازمان دادن و سامان دادن و تجربه تشكیلاتیمان كم است. گاهی میبینیم كه نیروها در هم میلولند و كار زیادی هم انجام نمیگیرد. بنابراین خیلی روشن به این نتیجه میرسیدیم كه ما دچار ضعف تشكیلاتی هستیم و همواره از این یاد میكردیم كه ایجاد تشكیلات اجتماعی بر پایه اسلام از واجبات اساسی هر انسان متعهد، آگاه و مسلمان است.
در این باره كم و بیش كارهایی كردهایم، كارهای كوچك و محدود برای تجربه. گروههای متعددی از جوانان مسلمان با ایمان نیز در طول این مدت دست به كار شدهاند و تجربههایی كردهاند كه بعضی از این تجربهها بسیار درخشان و چشمگیر بود لااقل در آغاز مبشر و نوید دهنده آیندهای درخشان بود، اما به هر حال كاربرد و قدرت این كارهای انجام شده در حدی نبود كه فكر ما را راحت كند كه این واجب كفایی و بزرگ و مهم عملی شده و ما دیگر میتوانیم در پی كارهای مطالعاتی و تحقیقاتی و سازندگیهای خودمان باشیم. به این دلیل بود كه مكرر باز به فكر ایجاد تشكیلات اجتماعی، سیاسی، خلاق فعال بر پایه اسلام میافتادیم. در تمام این مراحل تنها چیزی كه در درون خودمان حس میكردیم این بود كه میخواهم نیروهای مؤمن به انقلاب اسلامی را برای تحقق بخشیدن هر چه سریعتر و بهتر و گستردهتر به آرمانهای این انقلاب بسیج كنیم و سازمان دهیم و سامان دهیم و چیزی كه در خود نمییافتیم، قدرتطلبی و سلطهجویی بود.
یك عضو حزب استقلال مراكش (مغرب) همراه با عضو هیئت تحریریه روزنامه ارگان این حزب بنام العلم (پرچم) اینجا آمده بود، ایشان آمده بودند اینجا كه مصاحبهای بكنند.
درباره انگیزه تأسیس حزب صحبت شد. گفتم: این حزب به منظور سازماندهی به نیروهای انقلابی و اسلامی، مومن به راه اسلام و به رهبری قاطعی كه در طول مبارزه از عوامل عمده پیروزی بوده بوجود آمده است.
گفت: مثلا آیا شما و دوستان شما خواهان تشكیل دولت به وسیله خودتان هستید یا نه؟
گفتم: حقیقتش را بخواهی نه. لااقل من و دوستان نزدیكم خواهان چنین چیزی نیستیم. تعجب كرد و گفت: ما در حزب استقلال از همان دوران مدرسه بچهها را درس سیاسی میدهیم و در آنها انگیزهای به وجود میآوریم كه باید آماده بشوند و پستی و مقامی و كاری را احراز كنند.
گفتم: ما هم اینكار را خواهیم كرد. این لازمه حزب است. یك حزب دور هم كه جمع نمیشوند تا گپ بزنند دور هم جمع میشوند تا به كارها سامان بدهند. كارها را هم كه ملائكه از آسمان نمیآیند اداره كنند كارها را همین مردم باید اداره كنند. ولی در عین حال ما طالب قدرت نیستیم. حالا من برایت این معنی را باز میكنم. آن معنایی را كه برای او باز كردم میخواهم برای شما نیز باز كنم.
به او گفتم: در رابطه با قدرت دو فرمول وجود دارد: یكی قدرت بصورت یك خواسته و یك هدف فردی یا گروهی كه لذت میبرند رئیسجمهور باشند، نخستوزیر باشند، وزیر و وكیل باشند، كیف میكنند و این یك امر طبیعی است. هر انسان سالمی خوشش میآید كه مشهورتر، محترمتر، مقدمتر بر دیگران باشد. قدرت در شكل تفوقطلبی، برتریجویی. این یك شكل است. یكی هم قدرت به صورت یك وسیله برای یك خواسته دیگر عبارت است از: انجام خدمت بهتر و موثرتر در جهت خدمت به خلق برای رضای خدا. به او گفتم: در حزب جمهوری اسلامی، شخص من، دوستان ما طالب و خواهان در دست گرفتن قدرت هستند اما به شكل دوم و برای این كه ما كه آغاز كننده و اعلامكنندگان این تشكیلات هستیم. عملا به مردم اثبات كنیم كه واقعا چنین نیتی داریم بنا داریم از قبول هر سمت قدرتآفرین خودداری كنیم مگر وقتی كه به صورت یك واجب مطلق عینی از طرف جامعه و رهبری جامعه به دوش ما گذاشته شود.
تا آنجا كه كس دیگر وجود دارد كه این قدرت را در دست بگیرد و این خدمت را انجام دهد ما به او اولویت میدهیم تا درس عملی باشد برای همه كسانی كه در این حزب آمدهاند و خواهند آمد كه بگوییم میشود انسان برای ایجاد زمینههای در دست گرفتن قدرت تلاش كند اما نه در دست خودش بلكه در دست گروهی كه به عزم این خدمت با یكدیگر متشكل شدهاند. این است روح تشكیلات در حزب جمهوری اسلامی .
خوشبختانه قبل از این كه ما با ایشان صحبت كنیم برای دو نفر از دوستان ما عینا در همین كابینه آقای بازرگان زمینهای پیش آمده بود كه اصرار میشد، وزارت آموزش و پرورش، و علوم و آموزش عالی و فرهنگ و هنر هر سه بصورت یك مجموعه وزارتی باشد و اصرار میشد كه یكی از این دو تن از دوستان، این مسئولیت را قبول كند. خود آقای بازرگان و آقای سحابی مكرر كسی را فرستادند. از آنها اصرار بود و از اینها انكار ولی همین دوستان ما تلاش كردند گروهی را پیدا كنند كه مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را عهدهدار شوند و خوشحال هم هستیم كه نسبتا در انتصابات دولت بازرگان، به نسبت - تأكید میكنم به نسبت - در وزارت آموزش و پرورش بهتر بوده، این روح تشكیلات است.
در حزب جمهوری اسلامی، هر كس سعی میكند، در این حزب جای موثری قرار گیرد كه طبعا هر چه جا مؤثر باشد سمت بالاتر و قدرت بیشتر است. اما عضو، در این سعیش، جاهطلبی خود را ارضاء نمیكند مقامطلبی انگیزه او نباشد. بلكه وظیفهای را میخواهد بر عهده بگیرد و انجام دهد. اگر در این حزب رابطه تشكیلاتی بین تمام اعضاء با یكدیگر و بین كل اعضاء با مردم دیگر، از این روحیه برخوردار باشد آنوقت حزب جمهوری اسلامی، "حزب الله" است و "حزب مفلحون" (رستگاران و سعادتآفرینان) میتوانند باشد و "حزب غالبون" (پیروزمندان) میتواند باشد و اگر رابطه دوستان ما در این حزب، در سمتهای مختلف رابطه برتریجوئی تفوقطلبی، بزرگیطلبی باشد: "گر بزرگی، بكام شیر در است شو، خطر كن، زكام شیر بجوی یا بزرگی و عز و حشمت و جاه یا چو مردانت، مرگ رویا روی" و بگوید، اگر در راه ریاستطلبی و برتریجویی كشته شویم تازه مرگ مردانه است! نه،
اگر كسانی در این حزب با این روحیه (ریاست طلبی) بودند من از همین حالا میگویم كه حزب جمهوری اسلامی آنوقت "حزبالشیطان" است و نه "حزبالله"، آنوقت روح تشكیلات روح شیطانی میشود. مگر شیطان چه كار كرد؟ استكبار كرد. بدترین خصلتی كه از شیطان در قرآن یاد میشود استكبار است. خود را بزرگتر تلقی كردن، خودبزرگبینی و بزرگی فروشی كه لازم قدرتطلبی است. غالب كسانی كه تشنه قدرتند معمولا هم خودبزرگبین بار میآیند یعنی خودشان را بهتر از آنچه هستند میبیننند و هم بزرگیفروشی میكنند و مستكبرند و متكبرند و جبارند و حزبی كه در آن مستكبران جباران همه كاره باشند حزبالشیطان است. در هر نقشی كه باشند ولو در نقش یك سخنران ورزیده كه وقتی سخنرانی میكند آن چیزی كه از آن لذت میبرد این است كه من یك سخنرانی هستم كه وقتی سخنرانی میكنم چشم و دلها را به خود خیره میكنم. این هم نمیتواند پیام ائمه نور را به مردم منتقل كند و این خودش از ائمه ناراحت است، این روح تشكیلات است. تشكیلات حزب جمهوری اسلامی باید رابطه اول را نفی كند و رابطه دوم را برقرار كند خوب ملاحظه میكنید كه به این ترتیب است كه ما میتوانیم بگوییم حوزههای حزب باید در مسجد باشد در درجه اول برای اینكه یك چنین حوزه حزبی واقعا سازنده روح الهی و اخلاق است و سیاستش، سیاست الهی است. سیاست علوی است نه سیاست اموی. سیاست معاویه نیست، سیاست علی (ع) است و هر كاری كه میكند عبادت است.
لذا ما گفتیم نخستین جا در هر منطقه برای حزب، اول مسجدها و مدرسههاست و چون سازندگی باید داشته باشد، جای سیاستبازان و سیاستپیشگان نیست. جای مجاهدان راه حق است به انواع جهاد. و این در سیمای گفتار و رفتار اعضاء حزب باید نشان داده شود حاملان فروغ و نور الهی باشند. این روح تشكیلات است. دفتر مركزی حزب میكوشد تا با ایجاد یك واحد فعال برای شهرستانها، این رابطه را با همه جا برقرار كند و این پیام تشكیلاتی را عملا در همه جا متجلی كند. آنوقت است كه جاذبه حزب یك جاذبه واقعی و طبیعی هم هست و دیگر تبلیغاتش هم یك تبلیغات عملی است. "كونوا دعادهالناس بغیرا لسننكم" (مردم را نه با زبان (بلكه با رفتار و كردارتان) به حقائق اسلام دعوت كنید.) با رفتار و عملتان میتوانید همگان را به حزب یا عضویت یا سمپات (طرفدار) دعوت كنید.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


