فتنه مرد، فتنه گر زنده است...
هزينه تراشي براي نظامي كه با خون صدها هزار شهيد آبياري و بيمه شده است از ديگر اهداف اصلي جريان فتنه بود. ترويج نافرماني مدني با كشاندن هواداران به خيابان ها و حتي اجير كردن اراذل و اوباش جهت ايجاد درگيري و اغتشاش، راه اندازي و اجراي سناريوي حساب شده تقلب كه با كميته صيانت از آراي اصلاح طلبان كليد خورده و با اغتشاشات خياباني و هزينه تراشي هاي مادي و معنوي براي نظام به پايان رسيد.
مهدي سليمي در یادداشتی نسبت به عدم برخورد با سران فتنه اعتراض کرد.
به گزارش خبرنگار بولتن، وی در یادداشتش آورده است:
اميرمومنان علي (عليه السلام) :
إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ; يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَات، يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً... «خطبه 93 بخش دوم» "هنگامى كه فتنه ها روى مى آورد به شكل حق خودنمايى مى كند و هنگامى كه پشت مى كند (مردم را از ماهيّت خود) آگاه مى سازد. در حال روى آوردن ناشناخته است و به هنگام پشت كردن شناخته مى شود; مانند گرد بادها به بعضى از شهرها اصابت مى كند و از بعضى مى گذرد."
در سالگرد حماسه بي نظير 22 خرداد 1388 زمانه چنين مي طلبد كه جمع بندي اجمالي از ماهيت اقدامات سران فتنه و نيز نوع شكل گيري و سقوط اين جريان با رويكردي واقع گرايانه و نيز به همراه نيم نگاهي به گذشته كساني چون ميرحسين موسوي در معرض قضاوت هم وطنان قرار گيرد.
ميرحسين موسوي كه در كنار همسر و مشاور خود عليرضا بهشتي ، اين روزها در مرزهاي رو در رويي با نظام بدون هيچ تفاوتي مواضع و سخنان اپوزيسيون خارج نشين را تكرار كرده و شيخ ساده لوح اصلاحات نيز با اغواي مشاوران و نزديكان خود "طابق النّعل بالنّعل" همان مطالب را بر زبان جاري مي كند بر خلاف تصور بسياري ، در طي ماه هاي گذشته دچار انقلاب در ماهيت و تبديل به ضد انقلاب درجه يك مقيم كشور نشده است بلكه شواهد موجود نشان از آن دارد كه موسوي و همسرش از ابتدا نيز دل در گرو انقلاب نداشته و اين اقتضاي سال هاي نخستين انقلاب و جو ملتهب آن روزها بود كه كساني چون وي، موسوي خوئيني ها، كروبي، خاتمي و ... بر مسند قدرت نشسته و خود را يار غار انقلاب كنند. بخش هايي از افشاگري شهيد ديالمه نماينده جوان مردم مشهد درباره افكار و ماهيت موسوي مي تواند براي هضم اين موضوع راهگشا باشد:" همین الآن افرادی برای بعضی وزارتخانه ها کاندیدا هستند که به اعتقاد من خط فکریشان درست نیست ولی متاسفانه نمیتوانم کاری کنم. فقط میتوانم به اندازه یک رأی مخالف به آنها بدهم، کار دیگری نمیتوانم بکنم. یکی از نمونه هایش را که میتوانم به شما بگویم و آن هم آقای موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی. اعتقادم بر این است که خط فکری او، خط فکری جنبش مسلمانان مبارز و پیمان است. البته ایشان سابقههای قبلی هم در گروههای منفی داشته است. از جمله بودنش در گروه نخشب به همراه پیمان و سامی و او همه در گروه نخشب بودند، بعد از آنجا جدا شدند، پیمان گروه جنبش مسلمانان مبارز را درست کرد، سامی گروه جاما را درست کرد و ایشان هم به ظاهر می گوید که من مستقل هستم، ولی در واقع همان شیوه فکری را دارد و به اعتقاد من دقیقا در داخل روزنامه [جمهوری اسلامی] هم همین شیوه فکری را اعمال کرده است..."
ميرحسين موسوي كه اين روزها در قامت سرشبكه اصلي جريان فتنه و اغوا ايفاي نقش مي كند بر خلاف تصور بسياري از مردم كه تا پيش از اين از وي به دليل نخست وزيري در دوران جنگ، تصويري رويايي داشتند در همان دوران نيز يكي از اصلي ترين موانع تقويت رزمندگان اسلام و پشتيباني از جبهه هاي جنگ به شمار مي رفته است كه شواهد و اسناد بسياري مويد اين موضوع هستند به گونه اي كه مسئولان به جا مانده از آن دوران معتقدند كه آن كس كه جام زهر را به دستان مبارك حضرت روح الله داد كسي نبود جز ميرحسين موسوي كه امكانات و ظرفيت هاي دولت خود را در جهت تقويت جبهه ها به كار نگرفته و در بعد ديپلماسي نيز به تنها مسئله اي كه كمك نكرد موضوع حمايت از جنگ و تقويت رزمندگان بود.
همچنين، بايد دانست، ميرحسين موسوي كه به يكباره در نزاعي زرگري با سيد محمد خاتمي به صحنه رقابت ها وارد شد، با توجه به تجربه اي كه از زمان نخست وزيري خويش داشت تنها براي كسب كرسي رياست جمهوري و تبديل شدن به دومين مقام عالي كشور به صحنه كار و زار سياسي پا نگذاشت. ميرحسيني كه در زمان دوم خرداد و پس از آن با هر بار مراجعه اصلاح طلبان براي حضورش در صحنه سياسي دو شرط افزايش اختيارات رئيس جمهور و نيز در اختيار داشتن رسانه اي مستقل و ملي را به عنوان پيش شرط هاي خود اعلام مي كرد از سال هاي پيش به همراه طيفي از نزديكان خود كه در زمره تندروترين افراد به شمار مي رفتند براندازي نظام و سقوط انقلاب اسلامي را در سر مي پروراند. با عنايت به اين مسائل، اين روزها كه غائله فتنه با مديريت مدبرانه مقام معظم رهبري به تاريخ پيوسته است شايسته است با دسته بندي خبري و نه تحليلي، شمّه اي از مطالبات و نيات واقعي سران فتنه و جريان حامي براندازي نرم مورد مداقه قرار گيرد.
1- اولين و اصلي ترين خواسته فتنه گران كه در دو سال پيش از انتخابات در جلسات محفلي آنان محور قرار گرفته و بر طبل آن نواخته مي شد طرح تزلزل در اصل ولايت فقيه و نيز تضعيف رهبري معظم انقلاب بود. به گونه اي كه تمامي سران فتنه با رهبري مرد خاكستري اين جريان، اصل را بر ساقط كردن ستون اصلي انقلاب و كم اثر و تشريفاتي كردن ولايت مطلقه فقيه قرار داده بودند. بر همين اساس است كه مستندات به دست آمده از سناريو پردازان فتنه آشكار كرده است كه مخالفت با احمدي نژاد بهانه اي بيش نبود تا با اتكا بر آن اصل نظام و تضعيف رهبري عملياتي شود. طرح شوراي فقهي، لشگر كشي به خيابان ها و نيز برنامه هتك و توهين به جايگاه ولايت و رهبري از جمله اقدامات اين جريان براي كم اثر كردن مفهوم و مصداق رهبري در نظام اسلامي بود.
2- دومين هدف فتنه گران، از حيّز انتفاع انداختن نهادهاي اصلي و سرمايه هاي واقعي انقلاب به مانند سپاه پاسداران، شوراي نگهبان، صدا و سيما و مجلس خبرگان بود. از ماه هاي پيش و حتي از يك سال و نيم پيش از انتخابات، جريان فتنه به گونه اي هدفمند طرح تضعيف اين نهاد ها با محوريت طرفداري آنان از فرد و جرياني خاص را در دستور كار قرار داده بود تا با جنگ رواني ايجاد شده بتوانند از نفوذ و اقتدار اين نهادها در مواقع حساس بكاهند. مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: "ديديد شما در اوائل همين حوادث بعد از انتخابات - اين فتنهى بعد از انتخابات - اولين كارى كه شد، ترديدافكنى در كار مسئولين رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان، در كار وزارت كشور. اين ترديدافكنىها خيلى مضر است؛ دشمن اين را ميخواهد. جوانان بسيجى بايد ايمان را، بصيرت را، انگيزه را، رعايت موازين و معيارها را، اينها همه را با هم ملاحظه كنند." )ديدار بسيجيان، چهارم آذرماه هشتاد و هشت)
3- هزينه تراشي براي نظامي كه با خون صدها هزار شهيد آبياري و بيمه شده است از ديگر اهداف اصلي جريان فتنه بود. ترويج نافرماني مدني با كشاندن هواداران به خيابان ها و حتي اجير كردن اراذل و اوباش جهت ايجاد درگيري و اغتشاش، راه اندازي و اجراي سناريوي حساب شده تقلب كه با كميته صيانت از آراي اصلاح طلبان كليد خورده و با اغتشاشات خياباني و هزينه تراشي هاي مادي و معنوي براي نظام به پايان رسيد.
بررسي دقيق اين هزينه تراشي ها آنگاه جالب مي شود كه متوجه شويم بر اساس اسناد موجود، موضوع تقلب در اين انتخابات در ماه هاي ابتدايي سال 86 يعني دو سال پيش از انتخابات با محوريت يك آقا زاده فتنه گر و طراحي و پياده سازي نامزدهاي انتخاباتي در دستور كار قرار گرفته بود تا در اقداماتي گام به گام ابتدا موضوع تقلب را به نظام قبولانده آنگاه با ابطال انتخابات راه را براي تحميل خواسته هاي ناحق خود و نيز زير پاگذاشتن قانون اساسي باز كنند.
4- اين روزها كه به قدر كافي زمان و نيز امكانات لازم براي شناخت بهتر جريان فتنه به دست آمده است كم تجربگي و خامي سياسي است اگر گمان كنيم كه اين رخدادها تنها تصفيه حساب هايي دروني و نوعي جريان سازي انتقادي در ميان گروه هاي داخلي بود. چرا كه ملاقات هاي حساب شده حاميان اصلي فتنه گران با دشمنان انقلاب و حتي كشورهايي كه دندان براي تماميت ارضي كشور تيزكرده اند و حمايت بي شائبه آنان و سفارتخانه هايشان از كودتاي مخملين پس از انتخابات جايي براي ساده انگاري و نگاه منتقدانه به اين جريان و سران آن، به خصوص كساني چون ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و موسوي خوئيني ها نگذاشته است. حمايت رسمي شاهزاده ها و امراي عرب از اين جريان، ملاقات هاي رو در روي مكرر با ماموران سرويس هاي جاسوسي بيگانه و دريافت پول هاي هنگفت از كشورهاي خارجي در همين راستا ارزيابي مي شود.
5- چالش هاي امنيتي بر سر راه نظام از جمله برنامه هاي حساب شده فتنه گران براي زمين گير كردن نام بود. حضور كاركشته ترين افراد سرويس هاي امنيتي سال هاي اول انقلاب و دوران دولت سازندگي و اصلاحات از نقاطي بود كه كمتر بدان توجه شد تا با در نظر گرفتن اين موضوع مشخص شود كه تمامي هجمه هاي امنيتي ماه هاي پس از انتخابات كه هر يك ظرفيتي بزرگ براي براندازي نظام را داشتند در توان و اندازه مشتي اراذل و اوباش خياباني نبود بلكه اين آشوب ها و تحركات ضد امنيتي ساخته و پرداخته كساني بود كه سال ها در اين سيستم ها كار كرده و نقاط قوت و ضعف آن را به خوبي مي شناختند.
سلیمی بعنوان نكته پاياني آورده است:
هر چند فتنه اي كه به حق "الفتنه اشدّ من القتل" است با درايت رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي به مانند بسياري حوادث تلخ ديگر نتوانست بهره اي از اين انقلاب و مردمان آن بگيرد اما نبايد از نظر دور داشت كه علاوه بر سران فتنه كه هر ساعت و لحظه مشغول پياده سازي منويات دشمنان قسم خورده انقلاب هستند، هم اكنون هستند كساني كه تمامي اين اغتشاشات و آشوب ها از شالوده ي فكري آنان سرچشمه گرفته و بديهي است كه اينان در اولين فرصت به دست آمده بار ديگر به فتنه تراشي و هجمه جدي تر عليه انقلاب خواهند پرداخت. به همين علت، لزوم توجه بيشتر و رصد برنامه هاي اين افراد كه هيچ يك ناشناس نيستند بيش از پيش بايستي در دستور كار نهادهاي مسئول قرار گرفته و بار مسئوليت اصلي بر عهده كساني بايد قرار گيرد كه اينان را شناخته و از اهداف شوم آنان اطلاع دارند. تا با اطلاع رساني به موقع در اين رابطه نظام را در برابر خطرات احتمالي اين فتنه گران مصون بدارند.
به گزارش خبرنگار بولتن، وی در یادداشتش آورده است:
اميرمومنان علي (عليه السلام) :
إِنَّ الْفِتَنَ إِذَا أَقْبَلَتْ شَبَّهَتْ، وَ إِذَا أَدْبَرَتْ نَبَّهَتْ; يُنْكَرْنَ مُقْبِلات، وَ يُعْرَفْنَ مُدْبِرَات، يَحُمْنَ حَوْمَ الرِّيَاحِ، يُصِبْنَ بَلَداً وَ يُخْطِئْنَ بَلَداً... «خطبه 93 بخش دوم» "هنگامى كه فتنه ها روى مى آورد به شكل حق خودنمايى مى كند و هنگامى كه پشت مى كند (مردم را از ماهيّت خود) آگاه مى سازد. در حال روى آوردن ناشناخته است و به هنگام پشت كردن شناخته مى شود; مانند گرد بادها به بعضى از شهرها اصابت مى كند و از بعضى مى گذرد."
در سالگرد حماسه بي نظير 22 خرداد 1388 زمانه چنين مي طلبد كه جمع بندي اجمالي از ماهيت اقدامات سران فتنه و نيز نوع شكل گيري و سقوط اين جريان با رويكردي واقع گرايانه و نيز به همراه نيم نگاهي به گذشته كساني چون ميرحسين موسوي در معرض قضاوت هم وطنان قرار گيرد.
ميرحسين موسوي كه در كنار همسر و مشاور خود عليرضا بهشتي ، اين روزها در مرزهاي رو در رويي با نظام بدون هيچ تفاوتي مواضع و سخنان اپوزيسيون خارج نشين را تكرار كرده و شيخ ساده لوح اصلاحات نيز با اغواي مشاوران و نزديكان خود "طابق النّعل بالنّعل" همان مطالب را بر زبان جاري مي كند بر خلاف تصور بسياري ، در طي ماه هاي گذشته دچار انقلاب در ماهيت و تبديل به ضد انقلاب درجه يك مقيم كشور نشده است بلكه شواهد موجود نشان از آن دارد كه موسوي و همسرش از ابتدا نيز دل در گرو انقلاب نداشته و اين اقتضاي سال هاي نخستين انقلاب و جو ملتهب آن روزها بود كه كساني چون وي، موسوي خوئيني ها، كروبي، خاتمي و ... بر مسند قدرت نشسته و خود را يار غار انقلاب كنند. بخش هايي از افشاگري شهيد ديالمه نماينده جوان مردم مشهد درباره افكار و ماهيت موسوي مي تواند براي هضم اين موضوع راهگشا باشد:" همین الآن افرادی برای بعضی وزارتخانه ها کاندیدا هستند که به اعتقاد من خط فکریشان درست نیست ولی متاسفانه نمیتوانم کاری کنم. فقط میتوانم به اندازه یک رأی مخالف به آنها بدهم، کار دیگری نمیتوانم بکنم. یکی از نمونه هایش را که میتوانم به شما بگویم و آن هم آقای موسوی است، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی. اعتقادم بر این است که خط فکری او، خط فکری جنبش مسلمانان مبارز و پیمان است. البته ایشان سابقههای قبلی هم در گروههای منفی داشته است. از جمله بودنش در گروه نخشب به همراه پیمان و سامی و او همه در گروه نخشب بودند، بعد از آنجا جدا شدند، پیمان گروه جنبش مسلمانان مبارز را درست کرد، سامی گروه جاما را درست کرد و ایشان هم به ظاهر می گوید که من مستقل هستم، ولی در واقع همان شیوه فکری را دارد و به اعتقاد من دقیقا در داخل روزنامه [جمهوری اسلامی] هم همین شیوه فکری را اعمال کرده است..."
ميرحسين موسوي كه اين روزها در قامت سرشبكه اصلي جريان فتنه و اغوا ايفاي نقش مي كند بر خلاف تصور بسياري از مردم كه تا پيش از اين از وي به دليل نخست وزيري در دوران جنگ، تصويري رويايي داشتند در همان دوران نيز يكي از اصلي ترين موانع تقويت رزمندگان اسلام و پشتيباني از جبهه هاي جنگ به شمار مي رفته است كه شواهد و اسناد بسياري مويد اين موضوع هستند به گونه اي كه مسئولان به جا مانده از آن دوران معتقدند كه آن كس كه جام زهر را به دستان مبارك حضرت روح الله داد كسي نبود جز ميرحسين موسوي كه امكانات و ظرفيت هاي دولت خود را در جهت تقويت جبهه ها به كار نگرفته و در بعد ديپلماسي نيز به تنها مسئله اي كه كمك نكرد موضوع حمايت از جنگ و تقويت رزمندگان بود.
همچنين، بايد دانست، ميرحسين موسوي كه به يكباره در نزاعي زرگري با سيد محمد خاتمي به صحنه رقابت ها وارد شد، با توجه به تجربه اي كه از زمان نخست وزيري خويش داشت تنها براي كسب كرسي رياست جمهوري و تبديل شدن به دومين مقام عالي كشور به صحنه كار و زار سياسي پا نگذاشت. ميرحسيني كه در زمان دوم خرداد و پس از آن با هر بار مراجعه اصلاح طلبان براي حضورش در صحنه سياسي دو شرط افزايش اختيارات رئيس جمهور و نيز در اختيار داشتن رسانه اي مستقل و ملي را به عنوان پيش شرط هاي خود اعلام مي كرد از سال هاي پيش به همراه طيفي از نزديكان خود كه در زمره تندروترين افراد به شمار مي رفتند براندازي نظام و سقوط انقلاب اسلامي را در سر مي پروراند. با عنايت به اين مسائل، اين روزها كه غائله فتنه با مديريت مدبرانه مقام معظم رهبري به تاريخ پيوسته است شايسته است با دسته بندي خبري و نه تحليلي، شمّه اي از مطالبات و نيات واقعي سران فتنه و جريان حامي براندازي نرم مورد مداقه قرار گيرد.
1- اولين و اصلي ترين خواسته فتنه گران كه در دو سال پيش از انتخابات در جلسات محفلي آنان محور قرار گرفته و بر طبل آن نواخته مي شد طرح تزلزل در اصل ولايت فقيه و نيز تضعيف رهبري معظم انقلاب بود. به گونه اي كه تمامي سران فتنه با رهبري مرد خاكستري اين جريان، اصل را بر ساقط كردن ستون اصلي انقلاب و كم اثر و تشريفاتي كردن ولايت مطلقه فقيه قرار داده بودند. بر همين اساس است كه مستندات به دست آمده از سناريو پردازان فتنه آشكار كرده است كه مخالفت با احمدي نژاد بهانه اي بيش نبود تا با اتكا بر آن اصل نظام و تضعيف رهبري عملياتي شود. طرح شوراي فقهي، لشگر كشي به خيابان ها و نيز برنامه هتك و توهين به جايگاه ولايت و رهبري از جمله اقدامات اين جريان براي كم اثر كردن مفهوم و مصداق رهبري در نظام اسلامي بود.
2- دومين هدف فتنه گران، از حيّز انتفاع انداختن نهادهاي اصلي و سرمايه هاي واقعي انقلاب به مانند سپاه پاسداران، شوراي نگهبان، صدا و سيما و مجلس خبرگان بود. از ماه هاي پيش و حتي از يك سال و نيم پيش از انتخابات، جريان فتنه به گونه اي هدفمند طرح تضعيف اين نهاد ها با محوريت طرفداري آنان از فرد و جرياني خاص را در دستور كار قرار داده بود تا با جنگ رواني ايجاد شده بتوانند از نفوذ و اقتدار اين نهادها در مواقع حساس بكاهند. مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند: "ديديد شما در اوائل همين حوادث بعد از انتخابات - اين فتنهى بعد از انتخابات - اولين كارى كه شد، ترديدافكنى در كار مسئولين رسمى كشور بود؛ در كار شوراى نگهبان، در كار وزارت كشور. اين ترديدافكنىها خيلى مضر است؛ دشمن اين را ميخواهد. جوانان بسيجى بايد ايمان را، بصيرت را، انگيزه را، رعايت موازين و معيارها را، اينها همه را با هم ملاحظه كنند." )ديدار بسيجيان، چهارم آذرماه هشتاد و هشت)
3- هزينه تراشي براي نظامي كه با خون صدها هزار شهيد آبياري و بيمه شده است از ديگر اهداف اصلي جريان فتنه بود. ترويج نافرماني مدني با كشاندن هواداران به خيابان ها و حتي اجير كردن اراذل و اوباش جهت ايجاد درگيري و اغتشاش، راه اندازي و اجراي سناريوي حساب شده تقلب كه با كميته صيانت از آراي اصلاح طلبان كليد خورده و با اغتشاشات خياباني و هزينه تراشي هاي مادي و معنوي براي نظام به پايان رسيد.
بررسي دقيق اين هزينه تراشي ها آنگاه جالب مي شود كه متوجه شويم بر اساس اسناد موجود، موضوع تقلب در اين انتخابات در ماه هاي ابتدايي سال 86 يعني دو سال پيش از انتخابات با محوريت يك آقا زاده فتنه گر و طراحي و پياده سازي نامزدهاي انتخاباتي در دستور كار قرار گرفته بود تا در اقداماتي گام به گام ابتدا موضوع تقلب را به نظام قبولانده آنگاه با ابطال انتخابات راه را براي تحميل خواسته هاي ناحق خود و نيز زير پاگذاشتن قانون اساسي باز كنند.
4- اين روزها كه به قدر كافي زمان و نيز امكانات لازم براي شناخت بهتر جريان فتنه به دست آمده است كم تجربگي و خامي سياسي است اگر گمان كنيم كه اين رخدادها تنها تصفيه حساب هايي دروني و نوعي جريان سازي انتقادي در ميان گروه هاي داخلي بود. چرا كه ملاقات هاي حساب شده حاميان اصلي فتنه گران با دشمنان انقلاب و حتي كشورهايي كه دندان براي تماميت ارضي كشور تيزكرده اند و حمايت بي شائبه آنان و سفارتخانه هايشان از كودتاي مخملين پس از انتخابات جايي براي ساده انگاري و نگاه منتقدانه به اين جريان و سران آن، به خصوص كساني چون ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و سيد محمد خاتمي و موسوي خوئيني ها نگذاشته است. حمايت رسمي شاهزاده ها و امراي عرب از اين جريان، ملاقات هاي رو در روي مكرر با ماموران سرويس هاي جاسوسي بيگانه و دريافت پول هاي هنگفت از كشورهاي خارجي در همين راستا ارزيابي مي شود.
5- چالش هاي امنيتي بر سر راه نظام از جمله برنامه هاي حساب شده فتنه گران براي زمين گير كردن نام بود. حضور كاركشته ترين افراد سرويس هاي امنيتي سال هاي اول انقلاب و دوران دولت سازندگي و اصلاحات از نقاطي بود كه كمتر بدان توجه شد تا با در نظر گرفتن اين موضوع مشخص شود كه تمامي هجمه هاي امنيتي ماه هاي پس از انتخابات كه هر يك ظرفيتي بزرگ براي براندازي نظام را داشتند در توان و اندازه مشتي اراذل و اوباش خياباني نبود بلكه اين آشوب ها و تحركات ضد امنيتي ساخته و پرداخته كساني بود كه سال ها در اين سيستم ها كار كرده و نقاط قوت و ضعف آن را به خوبي مي شناختند.
سلیمی بعنوان نكته پاياني آورده است:
هر چند فتنه اي كه به حق "الفتنه اشدّ من القتل" است با درايت رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي به مانند بسياري حوادث تلخ ديگر نتوانست بهره اي از اين انقلاب و مردمان آن بگيرد اما نبايد از نظر دور داشت كه علاوه بر سران فتنه كه هر ساعت و لحظه مشغول پياده سازي منويات دشمنان قسم خورده انقلاب هستند، هم اكنون هستند كساني كه تمامي اين اغتشاشات و آشوب ها از شالوده ي فكري آنان سرچشمه گرفته و بديهي است كه اينان در اولين فرصت به دست آمده بار ديگر به فتنه تراشي و هجمه جدي تر عليه انقلاب خواهند پرداخت. به همين علت، لزوم توجه بيشتر و رصد برنامه هاي اين افراد كه هيچ يك ناشناس نيستند بيش از پيش بايستي در دستور كار نهادهاي مسئول قرار گرفته و بار مسئوليت اصلي بر عهده كساني بايد قرار گيرد كه اينان را شناخته و از اهداف شوم آنان اطلاع دارند. تا با اطلاع رساني به موقع در اين رابطه نظام را در برابر خطرات احتمالي اين فتنه گران مصون بدارند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


