اتحاديه اروپا نياز به اصلاحات دارد
آنگلا مركل، صدراعظم آلمان و ديگر رهبران اروپايي، اين روزها بهدليل نحوه كنترل بحران شديد بدهي اتحاديه اروپا مورد انتقاد قرار گرفتهاند.
بحران شديد بدهي اتحاديه اروپا، چندين بار منجر به بروز اختلافات شديدي در داخل اين اتحاديه شده اما اين بحران علاوه بر اين، گفتوگوهايي درباره لزوم ادغام و يكپارچگي بيشتر 27 كشور عضو اين بلوك را بهدنبال داشته است. مانفرد وبر، يكي از سخنگويان حزب سوسيال مسيحي آلمان(CSU) در پارلمان اروپا، در اين باره ميگويد: زمان آن رسيده است تا اتحاديه اروپا خودش را بازسازي كند.
نجات يونان و با ثبات نگهداشتن ارزش يورو، 2مسئوليت و تعهد مهم و حياتي فعلي اتحاديه اروپا به حساب ميآيد. 2بسته كمكهاي اقتصادي كه ارزش اولي 110ميليارد يورو و دومي 750ميليارد يورو ارزيابي شده، تاكنون تصويب شدهاست. اما اين دو تعهد مالي نگرانيهايي را هم بهوجود آورده است. كارشناسان مسائل اقتصادي نسبت به كارآمدبودن اين كمكها، ابراز شك و ترديد كردهاند، سياستمداران در فكر فرو رفتهاند و جوامع اروپايي هم از اين بابت بسيار نگران هستند.
در حقيقت، اين مشكل تا جايي ادامه يافته است كه برخي بهتازگي نسبت به اعتبار كلي اين پروژه اروپايي دچار شك و ترديد شدهاند. بحران شديد بدهي اتحاديه اروپا اما فرصتي را هم براي سياستمداران اروپايي بهوجود آورده است كه نبايد نسبت به آن بيتفاوت باشند.
اكنون زمان آن فرا رسيده است كه اين اتحاديه پايه و اساس جديدي را بهوجود آورد كه توجيه تازهاي داشته باشد. درغيراين صورت، انسجام و يكپارچگي آنكه در سالهاي اخير رشد بسيار سريعي داشته است، ميتواند يكباره متوقف شود. مدت زيادي است كه اين پروژه در اختيار نخبگان سياسي و ديپلماتهاي اروپايي قرار دارد و از ورود جوامع به اين بخش، بهطور گسترده جلوگيري بهعمل ميآمده است.
هنگامي كه اتحاديه اروپا بهوجود آمد، مردم اروپا آرمانها و اشتياق زيادي نسبت به آن داشتند و براي تشكيل قاره متحدي كه صلح و ثبات در آن جريان داشته باشد، مبارزه ميكردند. متأسفانه، اروپاييها اكنون علاقه زيادي به اين اتحاديه ندارند. اين را ميتوان از بيتفاوتي اروپاييها به انتخابات مختلف درون اين اتحاديه دريافت.
آهنگ عملگرايي
در سالهاي اخير، نخبگان سياسي اروپا نتوانستهاند بهطور كافي اين قاره را توصيف كنند. بهخاطر همين دليل مهم است كه اكنون بسياري از مردم اعتماد خود را به اتحاديه اروپا از دست دادهاند. روي هم رفته، چه كسي از ميان نخبگان سياسي اروپا حاضر است تا از مسيري كه همكارانش طي ميكنند، جدا شود و اهميت بازار واحد اروپايي را توضيح دهد؟ چه كسي درباره فوايد بيشمار واحد پولي مشترك حق اظهار نظر دارد و بر لزوم همكاري كشورهاي اروپايي در سطح جهاني و بينالمللي تأكيد ميكند؟
با اين وجود، شواهد امتيازات اين همكاريها در همه جا به چشم ميخورد. شركتهاي متوسط اروپايي به اهميت يورو براي انجام معاملات تجاري خود به خوبي پيبردهاند. پليس اروپا هم به همكاريهاي بين مرزي اهميت ميدهد؛ بهخصوص هنگامي كه مبارزه با جرائم سازماندهي شده مطرح ميشود. پس از شكست مذاكرات تغييرات آبوهوايي كپنهاگ، دولتهاي سراسر اتحاديه اروپا، به اين نكته پي بردهاند كه اگر نتوانند بهعنوان يك بلوك مستقل عمل كنند، قدرت و نفوذ آنها در عرصه بينالملل اندك خواهد بود. اتحاديه اروپا بهدليل راهحلهايي كه براي بسياري از دشوارترين مشكلات روزجهان ارائه ميدهد، به سازمان مهمي تبديل شده است.
به هر حال، بسياري از دولتها در برابر آهنگ عملگرايي مطلق تسليم شدند و به اين روند همچنان ادامه ميدهند. اين اروپا نيست كه در بحران قرار گرفته بلكه مشكل، نحوه عملكرد نخبگان سياسي براي كنترل پروژه منحصر به فردي است كه نخستين بار در اين دوره بهوجود آمده است.
هماهنگي و اتفاق نظر، اشتياق و اهداف درازمدت، بهطور كلي در نشستهاي اتحاديه اروپا از بين رفته است. مردم شايد از خود بپرسند كه ناظران نسبت به نشستهايي كه چند روز جلوتر از شروع نشست همراه با كشمكش و جر و بحثهاي علني در ميان دولتهاي اروپايي است چه نظري ممكن است داشته باشند؟ اين نشستها باعث ميشوند كه توافقات در آخرين لحظه صورت بگيرد. سپس، بستههاي كمكهاي عظيم اقتصادي بهوجود ميآيد كه مقدارشان باور نكردني است.
حتي مقامات مهم دولتهاي اروپايي، بعضي اوقات خبرهاي توافقات مهم را كه پشت درهاي بسته صورت گرفته است، از رسانهها دريافت ميكنند. اين امر در آلمان و در پي تصويب لايحه 750 ميليارد يورويي بهمنظور كمك به سر پا نگهداشتن واحد پولي يورو اتفاق افتاد. مقامات پارلماني مجبور هستند كه سريعا با اينگونه توافقات موافقت كنند اما آنها نيز بايد نسبت به حوزههاي انتخاباتي خود پاسخگو باشند. همين وضعيت در نهايت به شكست منتهي ميشود.
احساس عجيب ميهنپرستي در كشورهاي اروپايي
منتقدان اروپا همانند پيتر گاويلر، سياستمدار آلماني از حزب سوسيال مسيحي(CSU) درباره فعاليتهاي اروپا به نكتهاي ويژهاي اشاره ميكنند. اين منتقدان خواستار توجه به فرايندي هستند كه منجر به اتخاذ تصميمات مهمي درباره كشورهاي اروپايي ميشود. حتي هنگامي كه زمان بررسي توافقات صورت گرفته در بروكسل رسيده باشد، پارلمان اين كشورها، مسئوليت كنترل امور را بهعهده دارند و همواره بهعنوان عاملي براي حفظ تعادل عملكردهاي رهبران دولتها به حساب ميآيند. پارلمانهاي كشورهاي اروپايي فقط زماني ميتوانند از عهده اين كار برآيند كه اطلاعات كافي در اختيار آنها قرار گرفته باشد. وضعيت موجود اما فرصت منحصربهفردي را بهوجود آورده است.
مسائل مربوط به اروپا، بار ديگر به صدر اخبار جهان بازگشته است.پس از گذشت مدتي طولاني، براي نخستين بار است كه مردم درباره اين موضوع گفتوگو ميكنند كه اتحاديه اروپا از چه چيزهايي حمايت ميكند؟ دامنه اين بحث بسيار وسيع است و رهبران اين اتحاديه بايد حداكثر استفاده را از اين واقعيت بكنند. آنها بايد روح جديدي را براي اروپا بهوجود آورند كه براساس ارزشهاي مشترك، شيوههاي مختلف زندگي و دستاوردها بنا شده باشد. اتحاد و همبستگي اروپا، موضوعي عادي براي جوانان اين قاره به شمار ميرود. در واقع، هنگامي كه مردم اروپا به مناطق دور دست سفر ميكنند، بسياري از آنها احساس عجيبي نسبت به ميهنپرستي در كشورهاي اروپايي دارند.
چرا اروپاييها هنگامي كه درباره جستوجو براي يافتن برنامه اقتصادي عادلانه در جهان و حفاظت از محيطزيست و آب و هوا بحث ميكنند، درباره اهداف مشترك مانند تشكيل نيروي دفاعي در آن قاره، مذاكره نميكنند؟ چرا آنها عوامل قدرتمندي كه صلح و خوشبختي را براي 500 ميليون نفر از مردم اروپا به ارمغان آورد، فراموش كردهاند؟ چرا اروپاييها اين موضوع را به اين زودي از ياد بردهاند كه فقط در چند دهه كوتاه گذشته، ميهنپرستي و ملي گرايي، تمام قاره اروپا را به سنگ و خاكستر تبديل كرد؟
مباحثات اروپاييها اغلب بر جزئيات بوروكراسي اروپايي متمركز شده و نتايج اين مذاكرات، تحتتأثير تكبر ملي و انديشههاي سياسي داخلي قرار گرفته است. در بيشتر مواقع، حقوق ديپلماتيك و اصلاحات سياسي اشتباه، بر شفافيت و ضرورت پيروز ميشود.
اكنون زمان آن رسيده است كه اروپا تغيير كند و پروژهاي كه در دست نخبگان سياسي قرار دارد، به مردم واگذار شود.
بحران شديد بدهي اتحاديه اروپا، چندين بار منجر به بروز اختلافات شديدي در داخل اين اتحاديه شده اما اين بحران علاوه بر اين، گفتوگوهايي درباره لزوم ادغام و يكپارچگي بيشتر 27 كشور عضو اين بلوك را بهدنبال داشته است. مانفرد وبر، يكي از سخنگويان حزب سوسيال مسيحي آلمان(CSU) در پارلمان اروپا، در اين باره ميگويد: زمان آن رسيده است تا اتحاديه اروپا خودش را بازسازي كند.
نجات يونان و با ثبات نگهداشتن ارزش يورو، 2مسئوليت و تعهد مهم و حياتي فعلي اتحاديه اروپا به حساب ميآيد. 2بسته كمكهاي اقتصادي كه ارزش اولي 110ميليارد يورو و دومي 750ميليارد يورو ارزيابي شده، تاكنون تصويب شدهاست. اما اين دو تعهد مالي نگرانيهايي را هم بهوجود آورده است. كارشناسان مسائل اقتصادي نسبت به كارآمدبودن اين كمكها، ابراز شك و ترديد كردهاند، سياستمداران در فكر فرو رفتهاند و جوامع اروپايي هم از اين بابت بسيار نگران هستند.
در حقيقت، اين مشكل تا جايي ادامه يافته است كه برخي بهتازگي نسبت به اعتبار كلي اين پروژه اروپايي دچار شك و ترديد شدهاند. بحران شديد بدهي اتحاديه اروپا اما فرصتي را هم براي سياستمداران اروپايي بهوجود آورده است كه نبايد نسبت به آن بيتفاوت باشند.
اكنون زمان آن فرا رسيده است كه اين اتحاديه پايه و اساس جديدي را بهوجود آورد كه توجيه تازهاي داشته باشد. درغيراين صورت، انسجام و يكپارچگي آنكه در سالهاي اخير رشد بسيار سريعي داشته است، ميتواند يكباره متوقف شود. مدت زيادي است كه اين پروژه در اختيار نخبگان سياسي و ديپلماتهاي اروپايي قرار دارد و از ورود جوامع به اين بخش، بهطور گسترده جلوگيري بهعمل ميآمده است.
هنگامي كه اتحاديه اروپا بهوجود آمد، مردم اروپا آرمانها و اشتياق زيادي نسبت به آن داشتند و براي تشكيل قاره متحدي كه صلح و ثبات در آن جريان داشته باشد، مبارزه ميكردند. متأسفانه، اروپاييها اكنون علاقه زيادي به اين اتحاديه ندارند. اين را ميتوان از بيتفاوتي اروپاييها به انتخابات مختلف درون اين اتحاديه دريافت.
آهنگ عملگرايي
در سالهاي اخير، نخبگان سياسي اروپا نتوانستهاند بهطور كافي اين قاره را توصيف كنند. بهخاطر همين دليل مهم است كه اكنون بسياري از مردم اعتماد خود را به اتحاديه اروپا از دست دادهاند. روي هم رفته، چه كسي از ميان نخبگان سياسي اروپا حاضر است تا از مسيري كه همكارانش طي ميكنند، جدا شود و اهميت بازار واحد اروپايي را توضيح دهد؟ چه كسي درباره فوايد بيشمار واحد پولي مشترك حق اظهار نظر دارد و بر لزوم همكاري كشورهاي اروپايي در سطح جهاني و بينالمللي تأكيد ميكند؟
با اين وجود، شواهد امتيازات اين همكاريها در همه جا به چشم ميخورد. شركتهاي متوسط اروپايي به اهميت يورو براي انجام معاملات تجاري خود به خوبي پيبردهاند. پليس اروپا هم به همكاريهاي بين مرزي اهميت ميدهد؛ بهخصوص هنگامي كه مبارزه با جرائم سازماندهي شده مطرح ميشود. پس از شكست مذاكرات تغييرات آبوهوايي كپنهاگ، دولتهاي سراسر اتحاديه اروپا، به اين نكته پي بردهاند كه اگر نتوانند بهعنوان يك بلوك مستقل عمل كنند، قدرت و نفوذ آنها در عرصه بينالملل اندك خواهد بود. اتحاديه اروپا بهدليل راهحلهايي كه براي بسياري از دشوارترين مشكلات روزجهان ارائه ميدهد، به سازمان مهمي تبديل شده است.
به هر حال، بسياري از دولتها در برابر آهنگ عملگرايي مطلق تسليم شدند و به اين روند همچنان ادامه ميدهند. اين اروپا نيست كه در بحران قرار گرفته بلكه مشكل، نحوه عملكرد نخبگان سياسي براي كنترل پروژه منحصر به فردي است كه نخستين بار در اين دوره بهوجود آمده است.
هماهنگي و اتفاق نظر، اشتياق و اهداف درازمدت، بهطور كلي در نشستهاي اتحاديه اروپا از بين رفته است. مردم شايد از خود بپرسند كه ناظران نسبت به نشستهايي كه چند روز جلوتر از شروع نشست همراه با كشمكش و جر و بحثهاي علني در ميان دولتهاي اروپايي است چه نظري ممكن است داشته باشند؟ اين نشستها باعث ميشوند كه توافقات در آخرين لحظه صورت بگيرد. سپس، بستههاي كمكهاي عظيم اقتصادي بهوجود ميآيد كه مقدارشان باور نكردني است.
حتي مقامات مهم دولتهاي اروپايي، بعضي اوقات خبرهاي توافقات مهم را كه پشت درهاي بسته صورت گرفته است، از رسانهها دريافت ميكنند. اين امر در آلمان و در پي تصويب لايحه 750 ميليارد يورويي بهمنظور كمك به سر پا نگهداشتن واحد پولي يورو اتفاق افتاد. مقامات پارلماني مجبور هستند كه سريعا با اينگونه توافقات موافقت كنند اما آنها نيز بايد نسبت به حوزههاي انتخاباتي خود پاسخگو باشند. همين وضعيت در نهايت به شكست منتهي ميشود.
احساس عجيب ميهنپرستي در كشورهاي اروپايي
منتقدان اروپا همانند پيتر گاويلر، سياستمدار آلماني از حزب سوسيال مسيحي(CSU) درباره فعاليتهاي اروپا به نكتهاي ويژهاي اشاره ميكنند. اين منتقدان خواستار توجه به فرايندي هستند كه منجر به اتخاذ تصميمات مهمي درباره كشورهاي اروپايي ميشود. حتي هنگامي كه زمان بررسي توافقات صورت گرفته در بروكسل رسيده باشد، پارلمان اين كشورها، مسئوليت كنترل امور را بهعهده دارند و همواره بهعنوان عاملي براي حفظ تعادل عملكردهاي رهبران دولتها به حساب ميآيند. پارلمانهاي كشورهاي اروپايي فقط زماني ميتوانند از عهده اين كار برآيند كه اطلاعات كافي در اختيار آنها قرار گرفته باشد. وضعيت موجود اما فرصت منحصربهفردي را بهوجود آورده است.
مسائل مربوط به اروپا، بار ديگر به صدر اخبار جهان بازگشته است.پس از گذشت مدتي طولاني، براي نخستين بار است كه مردم درباره اين موضوع گفتوگو ميكنند كه اتحاديه اروپا از چه چيزهايي حمايت ميكند؟ دامنه اين بحث بسيار وسيع است و رهبران اين اتحاديه بايد حداكثر استفاده را از اين واقعيت بكنند. آنها بايد روح جديدي را براي اروپا بهوجود آورند كه براساس ارزشهاي مشترك، شيوههاي مختلف زندگي و دستاوردها بنا شده باشد. اتحاد و همبستگي اروپا، موضوعي عادي براي جوانان اين قاره به شمار ميرود. در واقع، هنگامي كه مردم اروپا به مناطق دور دست سفر ميكنند، بسياري از آنها احساس عجيبي نسبت به ميهنپرستي در كشورهاي اروپايي دارند.
چرا اروپاييها هنگامي كه درباره جستوجو براي يافتن برنامه اقتصادي عادلانه در جهان و حفاظت از محيطزيست و آب و هوا بحث ميكنند، درباره اهداف مشترك مانند تشكيل نيروي دفاعي در آن قاره، مذاكره نميكنند؟ چرا آنها عوامل قدرتمندي كه صلح و خوشبختي را براي 500 ميليون نفر از مردم اروپا به ارمغان آورد، فراموش كردهاند؟ چرا اروپاييها اين موضوع را به اين زودي از ياد بردهاند كه فقط در چند دهه كوتاه گذشته، ميهنپرستي و ملي گرايي، تمام قاره اروپا را به سنگ و خاكستر تبديل كرد؟
مباحثات اروپاييها اغلب بر جزئيات بوروكراسي اروپايي متمركز شده و نتايج اين مذاكرات، تحتتأثير تكبر ملي و انديشههاي سياسي داخلي قرار گرفته است. در بيشتر مواقع، حقوق ديپلماتيك و اصلاحات سياسي اشتباه، بر شفافيت و ضرورت پيروز ميشود.
اكنون زمان آن رسيده است كه اروپا تغيير كند و پروژهاي كه در دست نخبگان سياسي قرار دارد، به مردم واگذار شود.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


