سراب بنیاد گرایی؛ تحلیلی بر موضوع سلفی گری
اضمحلال جهان بینی های معکوس در بسترهای زندگی تاریخی
ایرج مرادی*: امروزه موضوع بنیادگرایی و نگرش سلفی خواه با انگیزه های درونی و خواه انگیزه های مادی در نزد افراد جذب شده نیاز به خوانش معنای ماندگار و نضج یافته بنیادگرایی در تاریخ را دارد. بطوریکه رجوع به سایق های درونی – ارزشی انسان سلفی مسلک می تواند بر ماهیت ذاتی و یا هویت پنهان سلبی ایجاد شده بر مدار شرایط آنومیک فردی یک مجاهد سلفی را عیان سازد. با این پیش فرض بنیادگرایی اصطلاحی است در معناي شالوده و اساس در گذشته در مورد باور جزم اندیشان و متعصبين مذهبي و آن دسته از مسيحياني كه حاضر به پذيرفتن هيچگونه تفسير تاویل و برداشت متفاوت(پلورالیسم) از كتاب مقدس نبودند بکارمی رفت؛ بنيادگرايي براي نخستين بار از درون مجادلات کلامی در درون مذهب پروتستان امريكايي در اوايل قرن بيستم متولد شد. با این تفسیر بنیادگرایی دینی، اشاره به گروههایی دارد که به دلایلی درونی با نگرش اعتراضی به برون، با فرآیند و قوانین حاکم بر شرایط جامعه و نظم مستقر ( دولت-ملت ) مخالفت میکنند و با ارجاع به بنیادها و باور دینی خود از مذهب، نوعی جامعه مذهبی با ایدهآل ذهنی خود را مبنای عمل قرارمی دهند و وضعیت موجود را به دلیل عدم تطبیق با جامعه ایدهآل و آرمان شهر ذهنی خویش را به نقد و چالش میکشند. بنابراین بنیادگرایی، نگاه گذشته گرایِ کهنه باوری از شرایط مدرن به شرایط اولیه وسلف پیشین دارد؛ معهذا بنیادگرایان قصد زنده کردن بنیادهای غیرقابل ابطال و مقدس را در روزگار مدرن دارند و در واقع ايدئولوژي آنان مبنای باوری مذهبی است که مبتني بر سياسي كردن دين با هدف ایجاد حاكميت الهی بر نظام دنيوي وگسترش آن به سراسر جهان می باشد.
مع الوصف به نظر میرسد مدرنیسم بستری برای رشد اکثر جنبش های بنیاد گرا باشد؛ در واقع دنیای مدرن، نظمی مبتنی بر آرایش عمودی و سلسله مراتبی نیروها است در حالیکه، مهمترین ویژگیِ دنیا از نظر سلفیون، برهم خوردن نظم عمودی و جایگزینی نظم افقی است. نتیجهیِ چنین نگرشی تغییر در مرکزیت نظام های اجتماعی با تمامی سازوکارهای وابسته به آن و در عوض، گروهها و جماعتهای محدودی تشکیل شده که گاه بدون دستور پذیرفتن از سازمان متبوع دست به عمل و انتحار میزنند؛ لذا نامگذاریِ سازمان القاعده به عنوان شبکهیِ القاعده و داعش برآمده از این خصلت شبکهای بودن است که در چند دهه اخیر، به دلایل مختلفی مورد اقبال گروه های سنی مختلف به اسلام و آموزههای مرتبط با اسلام به طرزی شگفت آوری رو به گسترش بوده است.
در بررسیهای جامعهشناختی در غرب، دلایل مختلفی برای توجیه و تبیین این موج جدید اسلامخواهی در غرب بیان شده است. مهمترین دلایل این معضل و پدیده را به طور خلاصه باید در مسایلی چون، بحران هویت، زنده نگهداشتن جهان های منسوخ، فشارهای زندگی ناشی از زیست مدرن، مازوخیسم پنهان، تبعیض نژادی، قدر ت و پول، همگی تلاشی برای یافتن جایگزینی اخلاقی( به باور خود ) جهت مقابله با معضلات و کمبودهای عاطفی، نداشتن حس تعلق آراستگی های موجود در جوامع غربی محل زیست آنها دانست.
گروهک های بنیادگرای موجود در جهان اسلام با رسوخ در نحلههای مختلف اسلام تلاش می کنند تا جوانان را به قرائتهای رادیکال از اخلاق، معنویت بدوی باورانه از اسلام با به یاری طلبیدن و استفاده از تکنولوژی های مدرن در غرب تکفیر شده از سوی آنها برای عملیاتی کردن برنامه های مقتضی به وجود جوانان برورش یافته در بستر آموزه ها و شرایط محیطی برآمده و حتی واصلی و یا حاصلی از مبانی غرب مدرن سوق دهند بطوریکه در سالهای ظهور طالبان در افغانستان تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و فرجام پیدا نکردن برنامه و اهداف القاعده در افغانستان و حتی به نوعی عقیم ماندن و مورد اقبال قرار نگرفتن استراتژیهای جهادی در عملیات انتحاری با هدف به سر ذوق آوردن پیروان و حامیان امتی خود و مواردی از این قبیل ستیزهجویان به ظاهر اسلامگرا را وادار به انجام فعالیتهای شدید در شبکه ای اجتماعی با توجه به مطالب فوق ( عضوگیری از جوانان آشنا به مبانی مدرن و شکست راهبردهای بیشین آنان و ...) نموده و ضمن پرورش نسل جدیدی از جوانان پیکارجو که بعضا در غرب بزرگ شده و پرورش یافته اند، به سرمایه گذاریهای هنگفت در کشورهای اروپایی و آمریکایی و تاسیس موسسات دینی پرداختند؛ ظهور و حتی بلوغ داعش در واقع برآیند ناکامی و ناکارآمدی حرکتهای اسلام سیاسی در مواجهه با غرب، و حتی در کشورهای اسلامی و تا حد زیادی اظهار عجز و ناتوانی عملی و علمی در برابر رشد و گسترش آموزههای اسلام معتدل و به روز جهان اسلام بود؛ به عنوان مثال و با توجه به آموزه های بدعتی این گرایش های سلفی کشتن یک کافر واجب است و بر اساس تفکرات تکفیری آنها، وقتی یک عضو داعش یک مسلمان را میکشد خود را به عنوان مجاهد فی سبیل الله تلقی نموده نه یک تروریست صرف لاقید.
درخصوص تنوع نژادي موجود در گروه های سلفی در حال فعالیت در جهان به مانند داعش و حتی جبهه النصره نيز مي توان این ادعا را داشت كه اكثر آنها از ميان مجاهدین داوطلبيني هستند كه اصالت شان از خاورميانه و شمال آفريقا، به ويژه از تونس و عربستان سعودي، ريشه مي گيرد و مابقي از ديگر نقاط جهان نظير كشورهاي آسیای میانه، كشورهاي آمريكايي و استراليا مي آيند. البته با این توضیح که شمار محدودی به اصطلاح مجاهد وارد شده به جریانات مذکور از كشورهايي نظير آذربايجان، تاجیکستان، اندونزي، فيليپين و سومالي و چاد نیز دیده می شود که به نوعی به تکمیل کردن پازل الیناسیون فردی و سازمانی و حتی ارزشی موجود در این گرایش ها سلفی – تکفیری انجامیده است.
با این تفسیر در بين تروريستهاي خارجي كه جذب داعش مي شوند، الگويهای رفتاری مشخص، جایگاه اجتماعی- فرهنگی و حتي يك باور واحد وجود ندارد اما شناخت اين افراد نيز امري غیر ممکن نيست؛
تبليغات بنیاد گرایانه بر شركت در جنگ و تبديل به وظيفه اي مي شود كه بر هر شخص در قبال دفاع از آنچه به زعم اين گروه امت اسلامي خوانده مي شود واجب است این فرایند در مناطق توسعه نیافته کشورهای آفریقایی در انگیزه های مادی تبلور پیدا می کند اما این تعریف کاملی برای انگیزه های دیگری در دیگر کشورهای دنیا نمی باشد. انگيزه هاي دروني از نيازمندي ها و سایق های يك فرد نشات مي گيرد كه مي تواند مزاياي عضويت در يك گروه افراط گرا، احساس تعلق، فرار به هويتي جديد، ماجراجويي را شامل شود. بواقع قابل تاکید است كه تروريست هاي خارجي نيازهاي هویتی دارند كه با پيوستن به گروه های مسبوق الذکر اعم از اجتماعی و مذهبی تامين مي شود و اين نيازهاي شخصي به مرور زمان در مقايسه با عوامل خارجي نظير انتقام جويي از يك لشكركشي يا نسل كشي اهميت بيشتري مي يابند.
فرجام سخن اینکه، ميل به جایگاه یافتن در جامعه و هیجانات مقطعی نيز مي تواند در پيوستن به گروه هاي افراطي نظير داعش دخيل باشد .با حضور شمار بسياري از تروريست هاي خارجي در شبكه هاي اجتماعي اين امكان نيز فراهم شده است كه داده های بيشتري نسبت به انگيزه هاي دروني آنها در پيوستن به داعش پيدا كنيم و به اين نتيجه برسيم كه پس از مدتي جنگيدن به بهاي باور سنتي ورود به بهشت جاي خود را به حس ماجراجويي مي دهد. امروزه بسیاری از کسانی که از غرب جذب گروه داعش و القاعده می شوند ، در توحش گوی سبقت را از تمام افراد مستبد تاریخ ربوده اند و بدنبال سراب و توهمی پیش نیستند زیرا که تاریخ ثابت کرده است چنین شکل باورهای دیر یا زود در بستر های سیاسی فرو میریزد وبنیاد گرایان افراطی در جوامعی با عقلانیت معتدل جایی ندارند.
*دکترای علوم سیاسی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com



یا خودتی؟!!!!!!!!!!