آمريكا در تدارك راه انداختن جنگي جديد عليه پاكستان است
يك افسر بازنشسته سازمان سيا با اشاره به اعلام سياستهاي جديد راهبردي امنيتي ايالات متحده از تدارك آمريكا و شوراي امنيت براي راه انداختن جنگي جديد عليه پاكستان خبر ميدهد.
به گزارش خبرگزاري فارس، "فيليپ جيرالدي " (Philip Giraldi) نويسنده آمريكايي و افسر بازنشسته سازمان سيا، در مقالهاي كه در پايگاه خبري «آنتي وار» (antiwar.com) منتشر شد، با بيان اينكه ما آمريكاييها، تاج و تخت امپراطوري روم را به ارث بردهايم و روميان جديد هستيم، به يك واقعه تاريخي اشاره كرده و مينويسد: در قرن اول ميلادي، يك تاريخنگار رومي به نام تاكيتوس Tacitus نوشت كه «آنها يك سرزمين خاليالسكنه ساختند و نام آن را صلح گذاردند.» اشاره اين تاريخنگار رومي به لشكركشي روم عليه قبيلههاي آلماني در زمان اولين امپراطور روم «آگوستوس» است كه در جريان آن، هر فردي از دشمن كه توان حمل اسلحه داشت، سلاخي شد و مابقي به عنوان برده فروخته شدند. اين روش روميها در جنگ بود تا هشداري باشد براي همه كساني كه قصد به چالش كشيدن قدرت امپراطوري را داشتند، از آن عبرت بگيرند.
* ناتواني سياستمداران آمريكايي از فهم اثر واقعي جنگ
سياستگذاران واشنگتن كه تقريبا هيچ كدام در ارتش خدمت نكردهاند جنگ را به شكل يك مفهوم انتزاعي درك ميكنند. آنها جنگ را مانند جابجايي مهرههاي شطرنج ميبينند و فقط از دريچه آمارهاي اسلايدهاي پاورپوينت با جنگ در تماس هستند.
اما جنگ براي هزاران تن از سربازان آمريكايي كه به دليل تصميم غلط كاخ سفيد و "كپيتال هيل " (Capitol Hill) جان خود را از دست دادهاند، به اندازه مرگ و زندگي، جدي است.
فرماندهان، موشكها و هواپيماهاي بدون سرنشين را از دور به كار ميگيرند و شبيه بازيهاي رايانهاي به جنگ ميپردازند اما تصرف و حفظ يك منطقه به عهده سربازان پياده است و آنها هستند كه با مرگ چهره به چهره ميشوند و با بمبگذاران انتحاري و تلههاي انفجاري سر و كار دارند.
فقط در سهشنبه اين هفته، 7 سرباز آمريكايي ديگر كشته شدند. به جاست كه در روز گراميداشت كشتهشدگان جنگ Memorial Day، از كساني ياد كنيم كه به دليل دروغ و نيرنگ سياستمداران ما در واشنگتن، هر روز جان خود را از دست ميدهند. مطمئن باشيد كه يك روز آمريكا از عراق و افغانستان عقبنشيني خواهد كرد و فقط نفرت و دشنام مردم عراق و افغانستان براي ما باقي خواهد ماند و در آن زمان خواهيم فهميد كه سربازان ما براي هيچ و پوچ جان خود را از دست دادهاند.
* پيگيري اهداف امپرياليستي آمريكا توسط اوباما
سوداي امپراطوري، به سياستگذاران آمريكا اجازه نميدهد كه كوچكترين انتقاد يا مخالفت با تنها ابرقدرت جهان را تاب بياورند. به كساني كه هنوز منتظرند تا اوباما براي آنها آمريكايي بهتر بسازد، تأكيد ميكنم كه شعار «تغيير» اوباما محقق شده است اما اين تغيير در جهت بدتر شدن اوضاع بوده است.
همان زمان كه دولت اعلام كرد به سيا اجازه داده است كه برخي از شهروندان آمريكا كه در خارج از كشور به سر ميبرند و مظنون به همكاري با تروريستها هستند را بكشد (دوباره توجه كنيد: «مظنون به همكاري با تروريستها هستند»، يعني مراحل قانوني براي اثبات اين ارتباط طي نشده است)، بايد زنگ خطر به صدا در ميآمد و ملت، يكپارچه ميخروشيدند اما به جاي فرياد اعتراض بر عليه لگدمال كردن اصول قانون اساسي، فقط شاهد سكوت كنگره، رسانهها و جامعه بوديم.
اين فرض كه ايالات متحده مختار است در هر زمان به هر كس كه خيال به چالش كشيدن منافع آمريكا را در سر دارد، حمله كند، نزد رسانهها و ميان دولتمردان، مسلم و قطعي است. تعقيب مظنونين در هر جاي دنيا، حقي است كه مسئولين آمريكا با قلدري تمام و بدون هچ چون و چرايي براي خود قائل هستند.
* تاكيد بر جنگ طولاني مدت در "برآورد راهبردي امنيت ملي " جديد آمريكا
دو هفته پيش اخباري منتشر شد كه چهره امپرياليستي آمريكا را بهتر به نمايش ميگذارد و عمق سقوط ملت ما را نشان ميدهد.
خبر اول مربوط به انتشار اولين «برآورد راهبردي امنيت ملي» در دولت اوباماست. در اين سند به روشني در مورد اينكه آمريكا ديگر قلدر مدرسه نيست سخن گفته شده است و تأكيد كرده است كه كاخ سفيد هر آنچه در توان دارد را به كار ميگيرد (تأكيد بر عبارت هر آنچه در توان دارد) تا آمريكا را امن نمايد. همچنين در اين سند آمده است: «ما اكنون از مرحله تمايز قائل شدن ميان امنيت داخلي و امنيت ملي گذار كردهايم. اين گذار مستلزم عزم جدي براي هماهنگ كردن عملياتهاي خارج از كشور و اقدامات داخلي براي مقابله با حملات تروريستي عليه مردم آمريكا است.»
* تدارك آمريكا و شوراي امنيت براي حمله به پاكستان
به عبارت ديگر «جنگ عليه تروريسم» (كه دولت اوباما عمدا از به كار بردن اين واژه اجتناب كرده است) عملياتي يكپارچه در هر كجاي جهان، در هر زمان و براي هميشه است. اين همان راهبرد «جنگ طولاني» بوش است كه در لفافه بيان ميشود.
خبر دوم در واشنگتن پست منتشر شده است. بنابر اين خبر، آمريكا و شوراي امنيت، در حال ترسيم طرحي هستند كه اگر يك حمله تروريستي عليه آمريكا صورت گيرد و سرنخهاي آن در ميان شبه نظاميان مستقر در پاكستان مشاهده شود، به اين كشور حمله نظامي انجام شود. «ارتش آمريكا در حال بررسي طرحي است كه به موجب آن اگر يك حمله تروريستي موفق در خاك آمريكا انجام شود و رد آن در ميان منطقه قبايلي پاكستان يافته شود، به صورت يكجانبه به پاكستان حمله نمايد».
البته اين اقدام زماني انجام ميشود كه مركز سيا در پاكستان اعلام كند كه «حملات هواپيماهاي بدون سرنشين در بمباران خاك پاكستان، كافي نيست».
اين گزينه يكي از «پيامدهاي شديدي» است كه وزير امور خارجه، هيلاري كلينتون پس از عمليات تروريستي ميدان تايمز، وعده داده بود. مقاله واشنگتن پست تصريح ميكند كه اين عمليات به مذاق پاكستان خوش نخواهد آمد و «خطر غير قابل جبران قطع روابط پاكستان و آمريكا وجود دارد.» همچنين به دليل عدم گسترش دامنه اطلاعاتي سيا در ميان قبايل پاكستاني، افراد غير نظامي زيادي كشته خواهند شد. اگر هدف اين باشد كه به جاي كاهش تروريستها، افراد بيشتري به گروههاي تروريستي بپيوندند، اين عمليات ابزار خوبي خواهد بود. به علاوه آمريكا وارد جنگ با كشور ديگري خواهد شد.
عليرغم اينكه ادعا ميشود مخاطبان رسانهها بايد با هوشياري و دقت به خبرها توجه نمايند، اين خبر واشنگتن پست، سر و صداي چنداني در ميان جريان اصلي رسانههاي آمريكايي نداشت.
خبر مشابهي در نشريه نيويورك تايمز منتشر شد كه جزئيات عملياتهاي مخفي "فرماندهي مركزي ايالات متحده " (US Central Command) در مورد ايجاد «اخلال در كار گروههاي نظامي يا نيروهاي دشمن در ايران، عربستان سعودي، سومالي و ساير كشورهاي منطقه» را فاش ميكرد. رهنمود جديد همچنين اجازه ميدهد «تجسسهايي صورت بگيرد تا راه را براي حمله نظامي احتمالي عليه ايران هموار نمايد.»
در حالي كه آمريكا ايران را دشمن خود ميداند، اخيرا از دولت سومالي پشتيباني كرده و حتي به گروههاي طرفدار دولت، سلاح داده است. اسلحههايي كه گاهگاه به گروههاي افراطي اسلامگرا فروخته ميشود. كشور سوم، يعني عربستان، متحد نزديك آمريكا محسوب ميشود. اين وضعيت دوباره ما را مطمئن ميكند كه همكاري و دوستي با آمريكا لزوما به ايمنبخشي از سوي آمريكا منجر نميشود.
اين خبر هم مانند داستان قبلي، با كمترين اعتراضي مواجه نشد. رسانههاي آمريكايي به اين امپراطوري آمريكا حق ميدهند كه هر دشمني را در هر زمان و هر مكان آماج انتقامجويي خود قرار دهد.
خبر آخري كه به آن ميپردازيم دو هفته پيش منتشر شد و مربوط به مسئوليتپذيري يا عدم آن است. بنابر اين خبر، 23 غير نظامي افغان كه در سه وسيله نقليه سوار بودند به دليل گزارش «غلط و غير حرفهاي» گروهي از هدايتكنندگان هواپيماهاي بدون سرنشين، كشته شدند. اين هدايتكنندگان در «نوادا» قرار داشتند و از آنجا هواپيماهاي بدون سرنشين را هدايت ميكردند.
در اين خبر آمده است كه «دو كودك در كنار اين خودروها مشاهده ميشدند، اما هدايتكنندگان گزارش دادند كه كاروان مذكور فقط متشكل از مردان مسلح است.» با توجه به اينكه افراد كشته شده، هيچ حركت تهديدآميزي از خود بروز ندادند، اين مسئله به ذهن متبادر ميشود كه يك مرد بالغ و مسلح بودن در افغانستان، دليل كافي براي كشته شدن توسط ارتش آمريكاست. در اين حمله، زنان و كودكان نيز كشته شدند.
* ديگر هيچ اميدي به اصلاح امور توسط اوباما وجود ندارد
اگر جزء آن دسته از افرادي هستيد كه تصور ميكنيد عاملان اين افتضاح مورد مجازات شديدي قرار گرفتهاند، بايد بدانيد كه در اشتباهيد. چهار افسر دخيل در اين ماجرا فقط توبيخ شدند و دو نفر ديگر نيز مورد تأديب قرار گرفتند. در نظر دستگاه امپراطوري كه عمليات در هر زمان و مكان را مجاز ميشمارد، همواره جايي براي قربانيان بيچاره پيدا ميشود كه خود را در آن پنهان كنند و سنگر بگيرند و اين افغانها ميبايست خودشان مراقب ميبودند تا كشته نشوند.
اين خبرهايي بود كه آرزو داشتم هرگز نميخواندم. چگونه ما دچار اين كابوس شديم؟ نميدانم و اميدوارم كه اين فقط يك كابوس باشد و روزي از خواب بيدار شويم. ديگر اميدي وجود ندارد كه اوباما بتواند به اصلاح امور بپردازد. ممكن است كه آمريكا نيز مانند امپراطوري روم و امپراطوري بريتانيا دچار كمبود بودجه و نيروي انساني شود و خود را از دخالتهاي جهاني بازنشسته نمايد. من اعتقاد دارم كه اگر اين اتفاق بيفتد، دنياي بهتري خواهيم داشت.
* ناتواني سياستمداران آمريكايي از فهم اثر واقعي جنگ
سياستگذاران واشنگتن كه تقريبا هيچ كدام در ارتش خدمت نكردهاند جنگ را به شكل يك مفهوم انتزاعي درك ميكنند. آنها جنگ را مانند جابجايي مهرههاي شطرنج ميبينند و فقط از دريچه آمارهاي اسلايدهاي پاورپوينت با جنگ در تماس هستند.
اما جنگ براي هزاران تن از سربازان آمريكايي كه به دليل تصميم غلط كاخ سفيد و "كپيتال هيل " (Capitol Hill) جان خود را از دست دادهاند، به اندازه مرگ و زندگي، جدي است.
فرماندهان، موشكها و هواپيماهاي بدون سرنشين را از دور به كار ميگيرند و شبيه بازيهاي رايانهاي به جنگ ميپردازند اما تصرف و حفظ يك منطقه به عهده سربازان پياده است و آنها هستند كه با مرگ چهره به چهره ميشوند و با بمبگذاران انتحاري و تلههاي انفجاري سر و كار دارند.
فقط در سهشنبه اين هفته، 7 سرباز آمريكايي ديگر كشته شدند. به جاست كه در روز گراميداشت كشتهشدگان جنگ Memorial Day، از كساني ياد كنيم كه به دليل دروغ و نيرنگ سياستمداران ما در واشنگتن، هر روز جان خود را از دست ميدهند. مطمئن باشيد كه يك روز آمريكا از عراق و افغانستان عقبنشيني خواهد كرد و فقط نفرت و دشنام مردم عراق و افغانستان براي ما باقي خواهد ماند و در آن زمان خواهيم فهميد كه سربازان ما براي هيچ و پوچ جان خود را از دست دادهاند.
* پيگيري اهداف امپرياليستي آمريكا توسط اوباما
سوداي امپراطوري، به سياستگذاران آمريكا اجازه نميدهد كه كوچكترين انتقاد يا مخالفت با تنها ابرقدرت جهان را تاب بياورند. به كساني كه هنوز منتظرند تا اوباما براي آنها آمريكايي بهتر بسازد، تأكيد ميكنم كه شعار «تغيير» اوباما محقق شده است اما اين تغيير در جهت بدتر شدن اوضاع بوده است.
همان زمان كه دولت اعلام كرد به سيا اجازه داده است كه برخي از شهروندان آمريكا كه در خارج از كشور به سر ميبرند و مظنون به همكاري با تروريستها هستند را بكشد (دوباره توجه كنيد: «مظنون به همكاري با تروريستها هستند»، يعني مراحل قانوني براي اثبات اين ارتباط طي نشده است)، بايد زنگ خطر به صدا در ميآمد و ملت، يكپارچه ميخروشيدند اما به جاي فرياد اعتراض بر عليه لگدمال كردن اصول قانون اساسي، فقط شاهد سكوت كنگره، رسانهها و جامعه بوديم.
اين فرض كه ايالات متحده مختار است در هر زمان به هر كس كه خيال به چالش كشيدن منافع آمريكا را در سر دارد، حمله كند، نزد رسانهها و ميان دولتمردان، مسلم و قطعي است. تعقيب مظنونين در هر جاي دنيا، حقي است كه مسئولين آمريكا با قلدري تمام و بدون هچ چون و چرايي براي خود قائل هستند.
* تاكيد بر جنگ طولاني مدت در "برآورد راهبردي امنيت ملي " جديد آمريكا
دو هفته پيش اخباري منتشر شد كه چهره امپرياليستي آمريكا را بهتر به نمايش ميگذارد و عمق سقوط ملت ما را نشان ميدهد.
خبر اول مربوط به انتشار اولين «برآورد راهبردي امنيت ملي» در دولت اوباماست. در اين سند به روشني در مورد اينكه آمريكا ديگر قلدر مدرسه نيست سخن گفته شده است و تأكيد كرده است كه كاخ سفيد هر آنچه در توان دارد را به كار ميگيرد (تأكيد بر عبارت هر آنچه در توان دارد) تا آمريكا را امن نمايد. همچنين در اين سند آمده است: «ما اكنون از مرحله تمايز قائل شدن ميان امنيت داخلي و امنيت ملي گذار كردهايم. اين گذار مستلزم عزم جدي براي هماهنگ كردن عملياتهاي خارج از كشور و اقدامات داخلي براي مقابله با حملات تروريستي عليه مردم آمريكا است.»
* تدارك آمريكا و شوراي امنيت براي حمله به پاكستان
به عبارت ديگر «جنگ عليه تروريسم» (كه دولت اوباما عمدا از به كار بردن اين واژه اجتناب كرده است) عملياتي يكپارچه در هر كجاي جهان، در هر زمان و براي هميشه است. اين همان راهبرد «جنگ طولاني» بوش است كه در لفافه بيان ميشود.
خبر دوم در واشنگتن پست منتشر شده است. بنابر اين خبر، آمريكا و شوراي امنيت، در حال ترسيم طرحي هستند كه اگر يك حمله تروريستي عليه آمريكا صورت گيرد و سرنخهاي آن در ميان شبه نظاميان مستقر در پاكستان مشاهده شود، به اين كشور حمله نظامي انجام شود. «ارتش آمريكا در حال بررسي طرحي است كه به موجب آن اگر يك حمله تروريستي موفق در خاك آمريكا انجام شود و رد آن در ميان منطقه قبايلي پاكستان يافته شود، به صورت يكجانبه به پاكستان حمله نمايد».
البته اين اقدام زماني انجام ميشود كه مركز سيا در پاكستان اعلام كند كه «حملات هواپيماهاي بدون سرنشين در بمباران خاك پاكستان، كافي نيست».
اين گزينه يكي از «پيامدهاي شديدي» است كه وزير امور خارجه، هيلاري كلينتون پس از عمليات تروريستي ميدان تايمز، وعده داده بود. مقاله واشنگتن پست تصريح ميكند كه اين عمليات به مذاق پاكستان خوش نخواهد آمد و «خطر غير قابل جبران قطع روابط پاكستان و آمريكا وجود دارد.» همچنين به دليل عدم گسترش دامنه اطلاعاتي سيا در ميان قبايل پاكستاني، افراد غير نظامي زيادي كشته خواهند شد. اگر هدف اين باشد كه به جاي كاهش تروريستها، افراد بيشتري به گروههاي تروريستي بپيوندند، اين عمليات ابزار خوبي خواهد بود. به علاوه آمريكا وارد جنگ با كشور ديگري خواهد شد.
عليرغم اينكه ادعا ميشود مخاطبان رسانهها بايد با هوشياري و دقت به خبرها توجه نمايند، اين خبر واشنگتن پست، سر و صداي چنداني در ميان جريان اصلي رسانههاي آمريكايي نداشت.
خبر مشابهي در نشريه نيويورك تايمز منتشر شد كه جزئيات عملياتهاي مخفي "فرماندهي مركزي ايالات متحده " (US Central Command) در مورد ايجاد «اخلال در كار گروههاي نظامي يا نيروهاي دشمن در ايران، عربستان سعودي، سومالي و ساير كشورهاي منطقه» را فاش ميكرد. رهنمود جديد همچنين اجازه ميدهد «تجسسهايي صورت بگيرد تا راه را براي حمله نظامي احتمالي عليه ايران هموار نمايد.»
در حالي كه آمريكا ايران را دشمن خود ميداند، اخيرا از دولت سومالي پشتيباني كرده و حتي به گروههاي طرفدار دولت، سلاح داده است. اسلحههايي كه گاهگاه به گروههاي افراطي اسلامگرا فروخته ميشود. كشور سوم، يعني عربستان، متحد نزديك آمريكا محسوب ميشود. اين وضعيت دوباره ما را مطمئن ميكند كه همكاري و دوستي با آمريكا لزوما به ايمنبخشي از سوي آمريكا منجر نميشود.
اين خبر هم مانند داستان قبلي، با كمترين اعتراضي مواجه نشد. رسانههاي آمريكايي به اين امپراطوري آمريكا حق ميدهند كه هر دشمني را در هر زمان و هر مكان آماج انتقامجويي خود قرار دهد.
خبر آخري كه به آن ميپردازيم دو هفته پيش منتشر شد و مربوط به مسئوليتپذيري يا عدم آن است. بنابر اين خبر، 23 غير نظامي افغان كه در سه وسيله نقليه سوار بودند به دليل گزارش «غلط و غير حرفهاي» گروهي از هدايتكنندگان هواپيماهاي بدون سرنشين، كشته شدند. اين هدايتكنندگان در «نوادا» قرار داشتند و از آنجا هواپيماهاي بدون سرنشين را هدايت ميكردند.
در اين خبر آمده است كه «دو كودك در كنار اين خودروها مشاهده ميشدند، اما هدايتكنندگان گزارش دادند كه كاروان مذكور فقط متشكل از مردان مسلح است.» با توجه به اينكه افراد كشته شده، هيچ حركت تهديدآميزي از خود بروز ندادند، اين مسئله به ذهن متبادر ميشود كه يك مرد بالغ و مسلح بودن در افغانستان، دليل كافي براي كشته شدن توسط ارتش آمريكاست. در اين حمله، زنان و كودكان نيز كشته شدند.
* ديگر هيچ اميدي به اصلاح امور توسط اوباما وجود ندارد
اگر جزء آن دسته از افرادي هستيد كه تصور ميكنيد عاملان اين افتضاح مورد مجازات شديدي قرار گرفتهاند، بايد بدانيد كه در اشتباهيد. چهار افسر دخيل در اين ماجرا فقط توبيخ شدند و دو نفر ديگر نيز مورد تأديب قرار گرفتند. در نظر دستگاه امپراطوري كه عمليات در هر زمان و مكان را مجاز ميشمارد، همواره جايي براي قربانيان بيچاره پيدا ميشود كه خود را در آن پنهان كنند و سنگر بگيرند و اين افغانها ميبايست خودشان مراقب ميبودند تا كشته نشوند.
اين خبرهايي بود كه آرزو داشتم هرگز نميخواندم. چگونه ما دچار اين كابوس شديم؟ نميدانم و اميدوارم كه اين فقط يك كابوس باشد و روزي از خواب بيدار شويم. ديگر اميدي وجود ندارد كه اوباما بتواند به اصلاح امور بپردازد. ممكن است كه آمريكا نيز مانند امپراطوري روم و امپراطوري بريتانيا دچار كمبود بودجه و نيروي انساني شود و خود را از دخالتهاي جهاني بازنشسته نمايد. من اعتقاد دارم كه اگر اين اتفاق بيفتد، دنياي بهتري خواهيم داشت.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


