کد خبر: ۲۶۴۰۸
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

فصل تازه‏اى در بصيرت ملت ايران

انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و مى‏توان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگى‏كه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس: انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و مى‏توان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگى‏كه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد و ركورد عملكرد بصيرتمندانه را شكست.
فتنه بعد از انتخابات محصول دشمنى دشمنان و استفاده آن‏ها از ابزارها و توان تبليغاتى خود و نيز بهره بردن آن‏ها از نقاط ضعفى بود كه در برخى مشاهده كرده بودند. از اين رو براى خارج شدن از فتنه، يكى از مهمترين نكات، شناخت دشمن و غافل نشدن از آن بود. علاوه بر شناخت دشمن در هر برهه‏اى بايد تلاش كرد تا هدف يا اهداف دشمن را نيز در آن برهه تشخيص داد تا در دام دشمن گرفتار نشد. در ماجراهاى بعد از انتخابات و فتنه عظيمى كه ايجاد شد آنچه باعث به دام افتادن برخى شد همين عدم توجه به اهداف دشمن بود. البته دشمن در تلاش خود شكست خورد و نظام اسلامى با توان و سرزندگى بيشترى از اين فتنه بزرگ خارج شد. آنچه باعث شكست دشمن شد دو عنصر مهم رهبرى داهيانه و حكيمانه رهبر انقلاب و استقامت و هوشيارى ملت بود. هيمنه سنگين فتنه 88 و غبار شديد حاصل از آن به روشنگرى داهيانه و عالمانه ايشان شكسته شد و ملت به مدد راهنمايى الهى ولى فقيه زمان توانست از فضاى تيره و تار حاصل شده از خيانت و كوته فكرى برخى خارج شود.
در نهايت در تفسير خلاصه اين انتخابات بايد به تبع از رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساخت: "تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مى‏شود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كرده‏اند براى اين‏كه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بى‏نظير توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربه‏اى كه در هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربه‏اى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه سربلندى ملت ايران است. "نوشتن از انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى و مسائلى كه پس از آن به وجود آمد، نيازمند عرصه گسترده و مجالى واسع است كه در آن بتوان به جوانب مختلف اين حادثه پيچيده و ذوابعاد پرداخت. حتى بيان سير وقايع اين تحول عظيمى كه در كشور رخ داد و عقبه‏اى كه جمهورى اسلامى ايران از آن به سلامت گذشت، نيازمند مجالى بسيار گسترده است. اما آنچه ما در اين مجال اندك به دنبال آن هستيم، بازخوانى مختصر انتخاباتى است كه اكنون در سالگرد آن قرار داريم با هدف بصيرت‏يابى و نگاه به آنچه گذشت از دريچه بصيرت و بصيرت‏يابى.
نصاب جديد
از جمله مهمترين نكاتى كه براى اين انتخابات مهم و تاثيرگذار مى‏توان بيان كرد اين است كه انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و به تعبير مقام معظم رهبرى "انتخابات 22خرداد، با هنرنمايى ملت ايران، نصاب تازه‏اى در سلسله طولانى انتخابهاى ملّى پديد آورد. " اين نصاب جديد به حدى مهم و تاثيرگذار بود كه رهبر معظم انقلاب اسلامى در بيان مهمترين دستاوردهاى سال 88 به آن اشاره كردند و بيان داشتند: "البته سال گذشته، سال مهمى براى كشور ما بود. به نظر من - همان طور كه در پيام نوروزى هم به ملت ايران عرض كردم - سال 88، سال ملت ايران بود؛ سال پيروزى ملت ايران بود؛ سال حضور نمايان ملت ايران در عرصه‏هاى عظيم زندگى در نظام اسلام و در كشورمان بود. يك جا در بيست و دوم خرداد چهل ميليون نفر پاى صندوقهاى رأى آمدند؛ يعنى هشتاد و پنج درصد شركت مردم در انتخابات؛ اين چيز بسيار مهمى است. يقيناً حضور مردم در مشروعيت يك نظام نقش دارد. آن كسانى كه در غرب، مشروعيت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم مى‏دانند و هيچ عامل ديگرى را در آن دخيل نمى‏دانند، آن‏ها يك چنين حضورى را الان ندارند. در حدود زمان انتخابات ما، در كشور انگليس انتخاباتى برگزار شد با حضور تقريباً سى درصد كسانى كه مى‏توانستند رأى بدهند. هشتاد و پنج درصد كجا، سى درصد كجا؟! اين حركت مردمى، اين حضور مردمى خيلى اهميت دارد. تحليلگران و مفسران سياسى مسائل دنيا از اين چيزها به‏آسانى نمى‏گذرند. ممكن است در مطبوعاتشان اين را منعكس نكنند؛ ممكن است سياستمدارها در حرفهايشان كه تبليغ مى‏شود، اين را بر زبان نياورند و كتمان كنند؛ اما در دلشان مؤثر است، مى‏فهمند. "
اين نصاب جديد بيان‏كننده احساس مسؤوليت و درك بالاى ملت ايران بود چنان كه رهبر انقلاب در اين باره بيان داشتند: "انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسؤوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركت‏جوى مردم در اداره كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى‏هاى گوناگون - چه دموكراسى‏هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى‏هايى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه مى‏كنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‏پرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولى‏عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى‏بيند. اين نشانه توجه خداست. لازم مى‏دانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد. "
نصاب در بصيرت همراه با نصاب در عدد
چنان كه ذكر شد انتخابات 22 خرداد ايجاد يك نصاب جديد بود اما مى‏توان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، انتخابات 22 خرداد و حوادث بعد از آن نشانگر يك ركوردزنى ديگر و نصاب‏گذارى ديگر نيز بود و آن سربلند بيرون آمدن ملت ايران از امتحان سخت بصيرت بود. ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگى كه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد و ركورد عملكرد بصيرتمندانه را شكست. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى "از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازه‏اى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم.
" آزمون بصيرت‏
بر همين اساس مى‏توان مدعى شد كه انتخابات 22 خرداد و ماجراها و فتنه پس از آن در حقيقت يك آزمون ملى بصيرت بود كه همگان در آن به امتحان بصيرت خود دعوت شدند و همانطور كه هميشه در شرايط فتنه بصيرت داشتن سخت‏تر است، ملت ايران 8 ماه سخت را با بصيرت پشت سر گذاشت و پيروز شد، به تعبير مقام معظم رهبرى: "در شرايط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخيص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را هميشه تمام مى‏كند؛ هيچ وقت نمى‏گذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگويند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از اين جهت گمراه شديم. در قرآن مكرر اين معنا ذكر شده است. دست اشاره الهى همه جا قابل ديدن است؛ منتها چشم باز مى‏خواهد. اگر چشم را باز نكرديم، هلال شب اول ماه را هم نخواهيم ديد؛ اما هلال هست. بايد چشم باز كنيم، بايد نگاه كنيم، دقت كنيم، از همه امكاناتمان استفاده كنيم تا اين حقيقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببينيم. "
آرى آزمون فتنه بعد از انتخابات، آزمون بصيرت بود كه از آن صاحبان بصيرت‏هاى نافذ، سالم خارج شدند و ديگران به ميزان بى‏بصيرتى خويش صدمه ديدند. البته همه در اين بخش كه بايد بصيرت داشت مشترك بودند، به تعبير مقام معظم رهبرى همه بايستى بصيرت داشته باشند: "بعضى‏ها در فضاى فتنه، اين جمله "كن فى الفتنه كابن اللبون لا ظهر فيركب و لا ذرع فيحلب " را بد مى‏فهمند و خيال مى‏كنند معنايش اين است كه وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: "بكش كنار ". اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنه‏گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. "لا ظهر فيركب و لا ذرع فيحلب " ؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود. . . خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ذرعى است كه يُحلب؛ همان ظهرى است كه يُركب! گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند. "
در طول ايام فتنه بعد از انتخابات يكى از مطالبى كه بارها مورد تأكيد رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و خواص و مردم عادى را به آن دعوت كردند همين بصيرت داشتن بود: "بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسى و گروه‏هاى سياسى انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلى از رفتارهاى ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضى از كارها از روى بى‏بصيرتى است. "
بصيرت با صبر همراه است‏
آزمون بصيرت با آزمون صبر همراه است. مولى الموحدين امير المومنين على بن ابيطالب(ع) در بيان شرايط ايستادگى در راه حق مى‏فرمايند: "الا و لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق " يعنى بدانيد كه اين پرچم را حمل نمى‏تواند بكند الا آن كسى كه اهل بصيرت و صبر و علم به مواضع حق باشد. در فتنه بعد از انتخابات 88 نيز اين امر به خوبى مشاهده شد. شايد بتوان گفت بر همين مبناست كه رهبر حكيم و فرزانه انقلاب نيز در اين فتنه پيروان حق را به بصيرت و صبر دعوت مى‏نمودند: "يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابى، به فرزندان عزيز انقلابى خودم، به فرزندان بسيجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوششان مى‏خورد يا با چشمشان مى‏بينند، عصبانى هستند؛ وقتى مى‏بينند روز عاشورا چگونه يك عده‏اى حرمت عاشورا را هتك مى‏كنند، حرمت امام حسين را هتك مى‏كنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك مى‏كنند، دلهاشان به درد مى‏آيد، سينه‏هاشان پر مى‏شود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى مى‏خواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بى‏رويه‏اى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن مى‏كنند - مى‏فهمم من، مى‏خوانم، غالباً تلفنها و نامه‏ها را خلاصه مى‏كنند، هر روز مى‏آورند، من نگاه مى‏كنم - مى‏بينم همين طور جوانها گله‏مند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله مى‏كنند كه چرا فلانى صبر مى‏كند؟ چرا فلانى ملاحظه مى‏كند؟ من عرض مى‏كنم؛ در شرايطى كه دشمن با همه وجود، با همه امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و مى‏خواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاه‏هاى مسؤولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه قانونى و مسؤوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب مى‏كند. خداى متعال به ما دستور داده است: "و لايجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى ". بله، يك عده‏اى دشمنى مى‏كنند، يك عده‏اى خباثت به خرج مى‏دهند، يك عده‏اى از خباثت‏كنندگان پشتيبانى مى‏كنند - اين‏ها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بى‏گناهانى كه از آن‏ها بيزار هم هستند، لگدمال مى‏شوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر مى‏دارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اين‏كه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون. مسؤولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مى‏بينند؛ مى‏بينند مردم در چه جهتى دارند حركت مى‏كنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسؤولين قوه مجريه، مسؤولين قوه مقننه، مسؤولين قوه قضائيه، دستگاه‏هاى گوناگون، همه مى‏دانند كه مردم در صحنه‏اند و چه مى‏خواهند. دستگاه‏ها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اين‏ها، هم وظائفشان در زمينه اداره كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بين‏المللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسأله مهم پيش روى مسؤولان كشور هست؛ بايد اين‏ها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن مى‏خواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد.
"شناخت دشمن
فتنه بعد از انتخابات محصول دشمنى دشمنان و استفاده آن‏ها از ابزاها و توان تبليغاتى خود و نيز بهره بردن آن‏ها از نقاط ضعفى بود كه در برخى مشاهده كرده بودند. از اين رو براى خارج شدن از فتنه يكى از مهم‏ترين نكات، شناخت دشمن و غافل نشدن از آن بود كه مقام معظم رهبرى در اين باره بارها خاطرنشان ساختند كه "از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، كى‏ها زير پرچم مبارزه با امام و انقلاب ايستادند؟ آمريكا در زير آن پرچم قرار داشت، انگليس در زير آن پرچم قرار داشت، مستكبرين در زير آن پرچم قرار داشتند، مرتجعين وابسته به نظام استكبار و سلطه، همه در زير آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همين جور است. الان هم شما نگاه كنيد از قبل از انتخابات سال 88، در اين هفت هشت ماه تا امروز آمريكا كجا ايستاده است؟ انگليس كجا ايستاده است؟ خبرگزارى‏هاى صهيونيستى كجا ايستاده‏اند؟ در داخل، جناحهاى ضد دين، از توده‏اى بگير تا سلطنت‏طلب، تا بقيه اقسام و انواع بى‏دين‏ها كجا ايستاده‏اند؟ يعنى همان كسانى كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى كردند، سنگ زدند، گلوله خالى كردند، تروريسم راه انداختند. سه روز از پيروزى انقلاب در بيست و دوى بهمن گذشته بود، همين آدمها با همين اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خيابان ايران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها الان مى‏آيند توى خيابان، عليه نظام و عليه انقلاب شعار مى‏دهند! چيزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمريكا بود؛ اسمشان سوسياليست بود، ليبرال بود، آزادى‏طلب بود، پشت سرشان همه دستگاه‏هاى ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنيا صف كشيده بودند! امروز هم همين است. اين‏ها علامت است، اين‏ها شاخص است؛ و مهم اين است كه ملت اين شاخصها را مى‏فهمد؛ اين چيزى است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را به جا نياورده است؛ سجده شكر كنيم. "
مطابق اين بيان حكيمانه، مبارزه عليه نظام اسلامى و دشمنى با آن مطلب جديدى نيست نكته مهم در دوران فتنه آن بود كه دشمن اين بار از شيوه جديدى براى دشمنى خود بهره مى‏برد كه اين شيوه جنگ روانى يا جنگ نرم نام دارد و به تعبير معظم‏له: "معارضه با نظام، يك سابقه سى ساله در اين انقلاب دارد؛ چيز جديدى نيست. اَشكال معارضه گوناگون بوده است، اما هميشه بوده است؛ شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعيت ما در داخل بوده. هر جا احساس كردند و هر وقت احساس كردند مى‏توانند حضور قوى‏ترى پيدا كنند، ضربه‏اى را كه مى‏توانستند به خيال خود وارد كردند و انقلاب هم در طول اين سى سال در مقابل اين ضربات ايستاده است؛ نه فقط ضعيف نشده، بلكه روز به روز بحمدالله كشور و نظام جمهورى اسلامى قوى‏تر هم شده... ما بايد جوانب اين توطئه را به‏روشنى بشناسيم و بشناسانيم؛ وظيفه ما اين است. امروز جنگ نظامى با ما خيلى محتمل نيست نمى‏گوييم به‏كلى منتفى است، اما خيلى محتمل نيست لكن جنگى كه وجود دارد، از جنگ نظامى اگر خطرش بيشتر نباشد، كمتر نيست؛ اگر احتياط بيشترى نخواهد، كمتر نمى‏خواهد. . . خط ديگرى است كه به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمايه‏گذارى مى‏كند منصرف كردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن است. "
هدف دشمن‏
علاوه بر شناخت دشمن در هر برهه‏اى، بايد تلاش كرد تا هدف يا اهداف دشمن را نيز در آن برهه تشخيص داد تا در دام دشمن گرفتار نشد. در ماجراهاى بعد از انتخابات و فتنه عظيمى كه ايجاد شد آنچه باعث به دام افتادن برخى شد همين عدم توجه به هدف و اهداف دشمن بود. مقام معظم رهبرى در بيان اين اهداف دشمن خاطرنشان ساختند: "دشمنان ملت ايران مى‏دانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آن‏ها اين را مى‏خواهند؛ هدف دشمن اين است. مى‏خواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد. اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها مى‏خوانند، تكرار مى‏كنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مى‏خواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن مى‏خواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوييد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسؤولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مى‏خواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. "
بنابر اين يكى از مهمترين اهداف دشمن اين بود كه اعتماد ملت از نظام سلب شود. هدف ديگر دشمن اين بود كه با ايجاد درگيرى ميان مردم و دو و چند دستگى در ميان آن‏ها كشور را دچار التهاب و درگيرى داخلى كنند و از اين طريق نظام اسلامى را تضعيف و به زعم باطل خود ساقط نمايند: "اين ملت پاى حرف خود ايستاده است. اين يك حركت عظيم بود از ملتمان. ملت توانستند در تاريخ كشور اين را ثبت كنند كه بعد از گذشت سى سال از استقرار نظام اسلامى - كه نظامى بر پايه اسلاميت و جمهوريت است و اين‏ها از هم تفكيك‏ناپذيرند؛ آن‏هايى كه اين دو را از هم تفكيك مى‏كنند، جمهورى اسلامى را نشناختند - آنچنان پابند به مبانى اين نظام هستند كه در يك انتخاباتى با اين شور و شوق، با اين عظمت شركت مى‏كنند. خوب، اين يك حركت عظيم مردمى بود. در قبال اين حركت، دشمنان ملت ايران نقشه‏هايى داشتند؛ اين نقشه‏ها را شروع كردند به عمل كردن. اگر حضور شما مردم در انتخابات بيست و دوى خرداد سال 88 يك حضور ضعيفى بود، اگر به جاى چهل ميليون، مثلاً سى ميليون شركت كرده بوديد، به احتمال زياد دشمنان شما موفق مى‏شدند. نقشه‏هايى از پيش طراحى شده بود. من كسى را متهم نمى‏كنم؛ اما هندسه كار دشمن را مى‏شناسم، مى‏بينم، آن را تشخيص مى‏دهم؛ نمى‏توانم آن را انكار كنم. هندسه كار دشمن، يك هندسه مشخصى بود. نظير اين كار را در جاهاى ديگر هم كردند. وقتى قدرتهاى مستكبر بين‏المللى از يك نظامى ناراضى و ناخشنود باشند، يكى از راه‏هايى كه يافتند و عمل كردند، اين است كه منتظر يك فرصت انتخابات بشوند، بعد در آن فرصت انتخابات، اگر كسانى كه مورد رضاى آن‏ها نيستند، بر سر كار آمدند و آن‏هايى كه آن‏ها مى‏خواهند، بر سر كار نيامدند، آن وقت با يك حركت نمايشىِ مردمى، اوضاع را برگردانند؛ با شعارهايى گروهى از مردم را توى صحنه بكشانند، با فشار در صحنه خيابانها، آن چيزى را كه با قانون به دست آمده است، با خشونت دگرگون كنند. اين يك نقشه شناخته شده است. اگر ملاحظه مى‏كنيد كه حوادثى كه بعد از انتخابات پيش آمد، در ذهن مردم، در ذهن تحليلگران مستقل و صادق و تيزبين، منتسب به عوامل خارجى و بيرونى مى‏شوند، ناشى از اين است. اگر كسى هيچ خبرى هم از پشت پرده نداشته باشد، اطلاعاتى كه افراد صاحب اطلاع به دست مى‏آورند، اگر اين اطلاع هم در دسترس نباشد، انسان شكل كار را كه نگاه مى‏كند، مى‏فهمد كه اين كار، كار دشمنان ملت است؛ كار بيگانگان است. انتخاباتى انجام مى‏گيرد، يك حركت قانونى اتفاق مى‏افتد، يك نتيجه‏اى هم با خود به دنبال مى‏آورد؛ اين نتيجه را به زور خشونت بخواهند عوض كنند. يك عده‏اى را بكِشند توى صحنه؛ احياناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم بكنند، آتش‏سوزى هم راه بيندازند، بانك هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، براى اين‏كه نتايج قانونى را برگردانند. خوب، اين حركتى است كه هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پيداست اين حركت، حركت هدايت شده‏اى از طرف بيگانگان است. يك چنين اتفاقى را مى‏خواستند در كشور پيش بياورند. ". . . "آزمون مهمى بود براى كشور. من به شما عرض بكنم، آزمون مهمى بود؛ هم عبرتهاى زيادى داشت، هم درسهاى زيادى داشت؛ و در اين آزمون، ملت ايران پيروز شد. آن‏ها ميخواستند مردم را تقسيم كنند به يك گروه اقليت، به يك گروه اكثريت؛ يك گروهى كه برنده انتخابات است، يك گروه هم كه در انتخابات به نتيجه مطلوب خود دست پيدا نكرده، اين‏ها را در مقابل هم قرار بدهند. ملت را دوپارچه كنند؛ يك عده اغتشاشگر هم وارد ميدان بشوند و با ايجاد اغتشاش، جنگ را در داخل كشور مغلوبه كنند، جنگ داخلى راه بيندازند؛ اميدشان اين بود. اما ملت هوشيارى به خرج داد. شما ديديد در روز انتخابات، مردم به دو گروه سيزده چهارده ميليونى، و بيست و چهار پنج ميليونى تقسيم شدند؛ اما بعد از گذشت مدتى نه چندان بلند، همين دو گروه با هم يكى شدند و در مقابل شورشگران و اغتشاشگران و خرابكاران ايستادند. بيدارى ملت را انسان اينجا مى‏شود بفهمد. مى‏خواستند بين مردم اغتشاش ايجاد كنند. بدخواهانى كه سى سال است عليه اين انقلاب و عليه اين مردم هر كارى توانستند، كردند، اين‏ها هم فرصت را مغتنم شمردند و با تبليغاتِ خودشان وارد ميدان شدند. بيش از اين، كارى نمى‏توانستند بكنند. اگر آمريكايى‏ها و انگليسى‏ها و صهيونيستها مى‏توانستند نيرو وارد خيابانهاى تهران بكنند، يقين بدانيد مى‏كردند. اگر برايشان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان كه ميخواهند، هدايت كنند، مى‏كردند. منتها مى‏دانستند كه اين كار به ضررشان تمام مى‏شود. تنها كارى كه مى‏توانستند بكنند، اين بود كه در صحنه تبليغات، در صحنه سياست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمايت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى مستكبر در اين قضيه وارد ميدان شدند؛ اغتشاشگران خيابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن ميخواهند موجوديت خودشان را نشان بدهند، ملت ايران ناميدند؛ شايد بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق ميل خودشان است، در افكار عمومى دنيا و كشورمان تصوير و ترسيم كنند؛ اما شكست خوردند. "
نقش مردم
آنچه باعث شكست دشمن شد دو عنصر مهم رهبرى داهيانه و حكيمانه رهبر انقلاب و استقامت و هوشيارى ملت بود. البته با توجه به روحيه تقوا و عدم خودبينى مقام معظم رهبرى در مورد نقش رهبرى در حل اين بحران از ايشان نكته‏اى يافت نمى‏شود و هر آنچه هست از خداى متعال و ملت پيرو دستورات خداى متعال عنوان مى‏شود اما كيست كه بتواند منكر شود كه هيمنه سنگين فتنه 88 و غبار شديد حاصل از آن به روشنگرى داهيانه و عالمانه ايشان شكسته شد و ملت به مدد راهنمايى الهى ولى فقيه زمان توانست از فضاى تيره و تار حاصل شده از خيانت و كوته‏فكرى برخى خارج شود. با اين همه رهبر معظم انقلاب همه چيز را از خداى متعال مى‏داند كه دست او از آستين ملت خارج شده است: "اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصه‏هايى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى مى‏شد. در آغاز سال 88 مردم با حضور بى‏سابقه خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه برجسته و اوج به حساب مى‏آمد. در طول ماه‏هاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشت‏ساز، حضور خود، اراده خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند. ". . . "قوى‏ترين و آخرين ضربه را ملت در روز نهم دى و بيست و دوى بهمن وارد كرد. كار ملت ايران در بيست و دوم بهمن، كار عظيمى بود؛ نُه دى هم همين جور. يكپارچگى ملت آشكار شد. همه كسانى كه در عرصه سياسى به هر نامزدى رأى داده بودند، وقتى ديدند دشمن در صحنه است، وقتى فهميدند اهداف پليد دشمن چيست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آن‏ها خوشبين هم بودند، تجديد نظر كردند؛ فهميدند كه راه انقلاب اين است، صراط مستقيم اين است. در بيست و دوى بهمن، ملت همه با يك شعار وارد ميدان شدند. خيلى تلاش كردند، شايد بتوانند بين ملت دودستگى ايجاد كنند؛ اما نتوانستند و ملت ايستاد؛ اين پيروزى ملت بود. از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازه‏اى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم. ". "انسان وقتى نگاه مى‏كند، مى‏بيند آگاهى مردم، بصيرت مردم، احساس مسؤوليت مردم در قبال نظام اسلامى، حقيقتاً بى‏نظير است. با اين احساس مسؤوليت، با اين احساس آمادگى، يقيناً اگر امروز يك حادثه‏اى مثل حادثه دفاع مقدس در كشور ما پيش مى‏آمد، كسانى كه وارد ميدان مى‏شدند، از آن روز كه در دفاع مقدس جوانهاى ما مى‏آمدند، بيشتر خواهد بود و كمتر نخواهد بود. انسان اين را از اين حركت عظيم مردمى احساس مى‏كند.
آزمون نخبگان
اما آزمون بصيرت، آزمون مختص ملت نبود بلكه آزمونى همگانى بود كه البته مخاطب مهم آن نخبگان بودند. مولى‏الموحدين على عليه السلام مى‏فرمايد: "فى تقلب الاحوال علم جواهر الرجال " يعنى در بالا و پايين شدن زمانه و دگرگونى احوال است كه مى‏توان به جوهر وجودى انسانها و كنه وجود آن‏ها پى برد و به خوبى آن‏ها را شناخت. بر همين مبنا مى‏توان مدعى شد كه فتنه بزرگ 88 آزمون نخبگان نيز بود و آزمونى بود كه در آن برخى از نخبگان به وظايف خويش عمل كردند و پيروز بيرون آمدند و برخى به درجات متفاوت كوتاهى كردند و سرشكسته شدند و خواهند شد.
از منظر مقام معظم رهبرى نيز هدف اصلى دشمن در اين مبارزه، نخبگان بوده‏اند: "دشمن انواع و اقسام كار را مى‏كند؛ انواع و اقسام فعاليت را مى‏كند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئه‏هاى دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مى‏نشينند طراحى مى‏كنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براى اين‏كه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير مى‏گذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند. به نظر من يكى از وظائف اصلى امروز ما و شما، همين است: ما بصيرت خودمان را در مسائل گوناگون تقويت كنيم و بتوانيم ان‏شاءالله بصيرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زياد بكنيم. "
ايشان علاوه بر اين خاطر نشان مى‏سازند كه نخبگان بعد از آن‏كه ملت به بهترين وجهى وظيفه خود را انجام داده است وظيفه و تكليف سنگين ترى دارند: "در اين قضيه انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه خودشان عمل كردند. وظيفه‏شان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگين‏ترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‏اى از اين‏ها حرف‏شنوى دارند، اين‏ها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آن‏ها كمى افراطى‏گرى كنند، دامنه اين افراطى‏گرى در بدنه مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آن‏ها ديگر نمى‏توانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‏هايش را ديده‏ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‏گرى ديگران دامن مى‏زند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسؤول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آن‏هايند. من به همه اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه مى‏كنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه كمين‏كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‏هايشان برمى‏دارند و چهره حقيقى خودشان را نشان مى‏دهند، ببينيد؛ از اين‏ها غفلت نكنيد. "
البته خوشبختانه برخى اين توصيه را جدى گرفتند و متاسفانه برخى غفلت كردند و برخى از حد غفلت نيز فراتر رفته و به خيانت دست يازيدند اما نكته اصلى اين است كه در آزمون بصيرت، نخبگان و خواص بيشتر و سخت‏تر در معرض آزمون بوده‏اند. به تعبير مقام معظم رهبرى: "اين‏كه بنده مسأله بصيرت را براى خواص تكرار مى‏كنم، به خاطر اين است. گاهى اوقات غفلت مى‏شود از دشمنى‏هايى كه با اساس دارد مى‏شود؛ اين‏ها را حمل مى‏كنند به مسائل جزيى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همين معنا را داشتيم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - كه من اسم نمى‏آورم؛ همه مى‏شناسيد، معروفند - كه اين‏ها نديدند توطئه‏اى را كه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفكرانى كه تحت تأثير غرب بودند، مغلوب تفكرات غرب بودند، طراحى مى‏كردند؛ توجه نكردند كه حرفهايى كه اين‏ها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان مى‏زنند، يا در مطبوعاتشان مى‏نويسند، مبارزه با اسلام است؛ اين را توجه نكردند، مماشات كردند. نتيجه اين شد كه كسى كه مى‏دانست و مى‏فهميد - مثل مرحوم شيخ فضل‏اللَّه نورى - جلوى چشم آن‏ها به دار زده شد و اين‏ها حساسيتى پيدا نكردند؛ بعد خود آن‏هايى هم كه به اين حساسيت اهميت و بها نداده بودند، بعد از شيخ فضل‏اللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتك آن‏ها قرار گرفتند و سيلى آن‏ها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرويشان را از دست دادند. اين اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ اين اشتباه را ما نبايد انجام بدهيم. "
نكته ديگرى كه در آزمون خواص مطرح بود آن بود كه خواص علاوه بر داشتن بصيرت بايد در موضع‏گيرى خويش نيز شفاف عمل مى‏كردند تا ملت بتواند از آن‏ها خط بگيرد و بتواند در پى آن‏ها روان شود. كسى كه دو پهلو و چند پهلو موضع مى‏گيرد نه تنها از ميزان غبارآلودى فضاى فتنه نمى‏كاهد بلكه خواه ناخواه بر آن مى‏افزايد. مقام معظم رهبرى‏بارها و بارها بر اين نكته تأكيد كردند كه به يك مورد از آن‏ها ذيلا اشاره مى‏شود: "صريح و روشن هم بايستى خطوط را مشخص كرد. يعنى آن كسانى كه پايبند به نظام اسلامى و پايبند به حضور مردم - با همين انگيزه و ايمانى كه مردم دارند - هستند، بايد مرزشان با كسانى كه دلشان نمى‏خواهد اين حركت به اين شكل، اسلامى ادامه پيدا كند، مشخص شود. با قانون معارضه مى‏كنند، با قانون مخالفت مى‏كنند. بايد اين مرز هم، مرز روشن و واضحى باشد تا مردم دچار خطا و اشتباه نشوند. مردم به ماها نگاه مى‏كنند؛ ما بايستى بدانيم كه خط چه جورى است. "
نخبگان مردود
در اين انتخابات و حوادث پس از آن برخى از نخبگان كشور ناموفق بودند و برخى مردود شدند. بررسى مفصل شاخصه‏هاى نخبگان مردود و بيان علل و عوامل دخيل در اين شكست در امتحان، مجال واسع ديگرى مى‏طلبد اما يك علت اصلى اين شكست اين بود كه در برابر قانون تسليم نبودند و از حد و مرزهاى قانونى فراتر رفتند: "در اين فتنه‏هاى بعد از انتخابات، آن چيزى كه اساس قضيه است، اين است كه رأى مردم و حضور مردم از نظر يك عده‏اى نفى شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تكذيب شد، مورد تهمت قرار گرفت. گناه بزرگى كه انجام دادند، اين بود. اين‏ها بايست تسليم مى‏شدند. بالاخره وقتى انتخابات با همين معيارهايى كه در اسلام وجود دارد - كه حالا بعضى از معيارها و شاخصهايى كه براى انتخابات در نظر ما معتبر است، كه نظر اسلام است، من عرض مى‏كنم - اتفاق افتاد، بايستى در مقابل قانون، در مقابل داورى قانون تسليم شد؛ همچنان كه بايد در مقابل آن داورى كه قانون او را معين مى‏كند، تسليم شد. اگر قانون در مسأله مهمى مثل مسأله انتخابات يك داورى را مشخص كرده است، يا يك شيوه داورى را مشخص كرده است، بايد تسليم اين بشوند، ولو برخلاف ميلمان باشد؛ اين مى‏شود انتخابات سالم. "
علت ديگرى كه براى شكست نخبگان مى‏توان بيان داشت، اغفال آن‏ها توسط دشمن است. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى: "خط اغفالِ بخصوص خواص و نخبگان از تأثير دشمن، يكى از خطوط القايى و تبليغاتى دشمن است. حالا طرق مختلفى البته براى اين كار دارند. تا كسى بگويد دشمن، مى‏گويند: آقا شما همه‏اش به گردن دشمن مى‏اندازيد! خوب، هست دشمن؛ هست دشمن؛ چرا نمى‏بينيم دشمن را؟ چرا نمى‏بينيم شعف عظيمى كه دشمن پيدا مى‏كند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مى‏آيد؟ تشويق كنند كسانى را كه عامل هستند. آنجا، رئيس يك كشور بزرگ از آدمها اسم مى‏آورد! خوب، اين جز ايجاد دشمنى است؟ از معارضين نظام اسم مى‏آورد و تمجيد مى‏كند از فلان كس كه آقا از شجاعت او (!) ما تعجب كرديم. چرا؟ چون يك كلمه‏اى گفته كه آن‏ها خوششان آمده. اين‏ها را بايد ديد؛ اين‏ها را بايد متوجه شد و نبايستى از دشمنىِ دشمن غفلت كرد. . . اين ترفندهاى دشمن است. اين‏ها را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنى‏اش را مى‏كند؛ امر طبيعى است، اما اين‏كه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست. يك وقت مى‏بينيد ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار مى‏گيريم در پازل، مجموعه‏اى را كنار هم مى‏چينند، تا يك شكلى از تويش در بيايد تا يكى از اين اجزاء را ما تأمين بكنيم. خوب، اين خيلى چيز بدى است؛ ما بايد سعى كنيم كه تأمين‏كننده اجزاء او نباشيم. مثل اين جدول حروف متقاطع كه وقتى كنار هم گذاشته مى‏شود، يك كلمه‏اى از تويش در مى‏آيد. دشمن يك جدولى اين جورى درست كرده، براى اين‏كه يك حرفى از تويش در بياورد؛ چند تا از اين حروف را هم ما بگذاريم! اين را بايد مراقبت كرد؛ بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را كامل نكنيم؛ پازل دشمن را كامل نكنيم؛ ببينيم دشمن چه كار دارد مى‏كند و چه كار مى‏خواهد بكند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم. "
سخن پايانى‏
البته دشمن در تلاش خود شكست خورد و نظام اسلامى با توان و سرزندگى بيشترى از اين فتنه بزرگ خارج شد و در نهايت در تفسير خلاصه اين انتخابات بايد به تبع از رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساخت: "تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مى‏شود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كرده‏اند براى اين‏كه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بى‏نظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربه‏اى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربه‏اى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه سربلندى ملت ايران است. "

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین