فصل تازهاى در بصيرت ملت ايران
انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و مىتوان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگىكه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس: انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و مىتوان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگىكه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد و ركورد عملكرد بصيرتمندانه را شكست.
فتنه بعد از انتخابات محصول دشمنى دشمنان و استفاده آنها از ابزارها و توان تبليغاتى خود و نيز بهره بردن آنها از نقاط ضعفى بود كه در برخى مشاهده كرده بودند. از اين رو براى خارج شدن از فتنه، يكى از مهمترين نكات، شناخت دشمن و غافل نشدن از آن بود. علاوه بر شناخت دشمن در هر برههاى بايد تلاش كرد تا هدف يا اهداف دشمن را نيز در آن برهه تشخيص داد تا در دام دشمن گرفتار نشد. در ماجراهاى بعد از انتخابات و فتنه عظيمى كه ايجاد شد آنچه باعث به دام افتادن برخى شد همين عدم توجه به اهداف دشمن بود. البته دشمن در تلاش خود شكست خورد و نظام اسلامى با توان و سرزندگى بيشترى از اين فتنه بزرگ خارج شد. آنچه باعث شكست دشمن شد دو عنصر مهم رهبرى داهيانه و حكيمانه رهبر انقلاب و استقامت و هوشيارى ملت بود. هيمنه سنگين فتنه 88 و غبار شديد حاصل از آن به روشنگرى داهيانه و عالمانه ايشان شكسته شد و ملت به مدد راهنمايى الهى ولى فقيه زمان توانست از فضاى تيره و تار حاصل شده از خيانت و كوته فكرى برخى خارج شود.
در نهايت در تفسير خلاصه اين انتخابات بايد به تبع از رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساخت: "تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مىشود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كردهاند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بىنظير توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربهاى كه در هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه سربلندى ملت ايران است. "نوشتن از انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى و مسائلى كه پس از آن به وجود آمد، نيازمند عرصه گسترده و مجالى واسع است كه در آن بتوان به جوانب مختلف اين حادثه پيچيده و ذوابعاد پرداخت. حتى بيان سير وقايع اين تحول عظيمى كه در كشور رخ داد و عقبهاى كه جمهورى اسلامى ايران از آن به سلامت گذشت، نيازمند مجالى بسيار گسترده است. اما آنچه ما در اين مجال اندك به دنبال آن هستيم، بازخوانى مختصر انتخاباتى است كه اكنون در سالگرد آن قرار داريم با هدف بصيرتيابى و نگاه به آنچه گذشت از دريچه بصيرت و بصيرتيابى.
نصاب جديد
از جمله مهمترين نكاتى كه براى اين انتخابات مهم و تاثيرگذار مىتوان بيان كرد اين است كه انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و به تعبير مقام معظم رهبرى "انتخابات 22خرداد، با هنرنمايى ملت ايران، نصاب تازهاى در سلسله طولانى انتخابهاى ملّى پديد آورد. " اين نصاب جديد به حدى مهم و تاثيرگذار بود كه رهبر معظم انقلاب اسلامى در بيان مهمترين دستاوردهاى سال 88 به آن اشاره كردند و بيان داشتند: "البته سال گذشته، سال مهمى براى كشور ما بود. به نظر من - همان طور كه در پيام نوروزى هم به ملت ايران عرض كردم - سال 88، سال ملت ايران بود؛ سال پيروزى ملت ايران بود؛ سال حضور نمايان ملت ايران در عرصههاى عظيم زندگى در نظام اسلام و در كشورمان بود. يك جا در بيست و دوم خرداد چهل ميليون نفر پاى صندوقهاى رأى آمدند؛ يعنى هشتاد و پنج درصد شركت مردم در انتخابات؛ اين چيز بسيار مهمى است. يقيناً حضور مردم در مشروعيت يك نظام نقش دارد. آن كسانى كه در غرب، مشروعيت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم مىدانند و هيچ عامل ديگرى را در آن دخيل نمىدانند، آنها يك چنين حضورى را الان ندارند. در حدود زمان انتخابات ما، در كشور انگليس انتخاباتى برگزار شد با حضور تقريباً سى درصد كسانى كه مىتوانستند رأى بدهند. هشتاد و پنج درصد كجا، سى درصد كجا؟! اين حركت مردمى، اين حضور مردمى خيلى اهميت دارد. تحليلگران و مفسران سياسى مسائل دنيا از اين چيزها بهآسانى نمىگذرند. ممكن است در مطبوعاتشان اين را منعكس نكنند؛ ممكن است سياستمدارها در حرفهايشان كه تبليغ مىشود، اين را بر زبان نياورند و كتمان كنند؛ اما در دلشان مؤثر است، مىفهمند. "
اين نصاب جديد بيانكننده احساس مسؤوليت و درك بالاى ملت ايران بود چنان كه رهبر انقلاب در اين باره بيان داشتند: "انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسؤوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركتجوى مردم در اداره كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسىهاى گوناگون - چه دموكراسىهاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسىهايى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه مىكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همهپرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولىعصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مىبيند. اين نشانه توجه خداست. لازم مىدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد. "
نصاب در بصيرت همراه با نصاب در عدد
چنان كه ذكر شد انتخابات 22 خرداد ايجاد يك نصاب جديد بود اما مىتوان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، انتخابات 22 خرداد و حوادث بعد از آن نشانگر يك ركوردزنى ديگر و نصابگذارى ديگر نيز بود و آن سربلند بيرون آمدن ملت ايران از امتحان سخت بصيرت بود. ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگى كه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد و ركورد عملكرد بصيرتمندانه را شكست. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى "از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازهاى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم.
" آزمون بصيرت
بر همين اساس مىتوان مدعى شد كه انتخابات 22 خرداد و ماجراها و فتنه پس از آن در حقيقت يك آزمون ملى بصيرت بود كه همگان در آن به امتحان بصيرت خود دعوت شدند و همانطور كه هميشه در شرايط فتنه بصيرت داشتن سختتر است، ملت ايران 8 ماه سخت را با بصيرت پشت سر گذاشت و پيروز شد، به تعبير مقام معظم رهبرى: "در شرايط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخيص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را هميشه تمام مىكند؛ هيچ وقت نمىگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگويند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از اين جهت گمراه شديم. در قرآن مكرر اين معنا ذكر شده است. دست اشاره الهى همه جا قابل ديدن است؛ منتها چشم باز مىخواهد. اگر چشم را باز نكرديم، هلال شب اول ماه را هم نخواهيم ديد؛ اما هلال هست. بايد چشم باز كنيم، بايد نگاه كنيم، دقت كنيم، از همه امكاناتمان استفاده كنيم تا اين حقيقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببينيم. "
آرى آزمون فتنه بعد از انتخابات، آزمون بصيرت بود كه از آن صاحبان بصيرتهاى نافذ، سالم خارج شدند و ديگران به ميزان بىبصيرتى خويش صدمه ديدند. البته همه در اين بخش كه بايد بصيرت داشت مشترك بودند، به تعبير مقام معظم رهبرى همه بايستى بصيرت داشته باشند: "بعضىها در فضاى فتنه، اين جمله "كن فى الفتنه كابن اللبون لا ظهر فيركب و لا ذرع فيحلب " را بد مىفهمند و خيال مىكنند معنايش اين است كه وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: "بكش كنار ". اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنهگر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. "لا ظهر فيركب و لا ذرع فيحلب " ؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود. . . خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ذرعى است كه يُحلب؛ همان ظهرى است كه يُركب! گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند. "
در طول ايام فتنه بعد از انتخابات يكى از مطالبى كه بارها مورد تأكيد رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و خواص و مردم عادى را به آن دعوت كردند همين بصيرت داشتن بود: "بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسى و گروههاى سياسى انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلى از رفتارهاى ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضى از كارها از روى بىبصيرتى است. "
بصيرت با صبر همراه است
آزمون بصيرت با آزمون صبر همراه است. مولى الموحدين امير المومنين على بن ابيطالب(ع) در بيان شرايط ايستادگى در راه حق مىفرمايند: "الا و لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق " يعنى بدانيد كه اين پرچم را حمل نمىتواند بكند الا آن كسى كه اهل بصيرت و صبر و علم به مواضع حق باشد. در فتنه بعد از انتخابات 88 نيز اين امر به خوبى مشاهده شد. شايد بتوان گفت بر همين مبناست كه رهبر حكيم و فرزانه انقلاب نيز در اين فتنه پيروان حق را به بصيرت و صبر دعوت مىنمودند: "يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابى، به فرزندان عزيز انقلابى خودم، به فرزندان بسيجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوششان مىخورد يا با چشمشان مىبينند، عصبانى هستند؛ وقتى مىبينند روز عاشورا چگونه يك عدهاى حرمت عاشورا را هتك مىكنند، حرمت امام حسين را هتك مىكنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك مىكنند، دلهاشان به درد مىآيد، سينههاشان پر مىشود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى مىخواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بىرويهاى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن مىكنند - مىفهمم من، مىخوانم، غالباً تلفنها و نامهها را خلاصه مىكنند، هر روز مىآورند، من نگاه مىكنم - مىبينم همين طور جوانها گلهمند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله مىكنند كه چرا فلانى صبر مىكند؟ چرا فلانى ملاحظه مىكند؟ من عرض مىكنم؛ در شرايطى كه دشمن با همه وجود، با همه امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و مىخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاههاى مسؤولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه قانونى و مسؤوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب مىكند. خداى متعال به ما دستور داده است: "و لايجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى ". بله، يك عدهاى دشمنى مىكنند، يك عدهاى خباثت به خرج مىدهند، يك عدهاى از خباثتكنندگان پشتيبانى مىكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بىگناهانى كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال مىشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر مىدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون. مسؤولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مىبينند؛ مىبينند مردم در چه جهتى دارند حركت مىكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسؤولين قوه مجريه، مسؤولين قوه مقننه، مسؤولين قوه قضائيه، دستگاههاى گوناگون، همه مىدانند كه مردم در صحنهاند و چه مىخواهند. دستگاهها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه اداره كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بينالمللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسأله مهم پيش روى مسؤولان كشور هست؛ بايد اينها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن مىخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد.
"شناخت دشمن
فتنه بعد از انتخابات محصول دشمنى دشمنان و استفاده آنها از ابزاها و توان تبليغاتى خود و نيز بهره بردن آنها از نقاط ضعفى بود كه در برخى مشاهده كرده بودند. از اين رو براى خارج شدن از فتنه يكى از مهمترين نكات، شناخت دشمن و غافل نشدن از آن بود كه مقام معظم رهبرى در اين باره بارها خاطرنشان ساختند كه "از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، كىها زير پرچم مبارزه با امام و انقلاب ايستادند؟ آمريكا در زير آن پرچم قرار داشت، انگليس در زير آن پرچم قرار داشت، مستكبرين در زير آن پرچم قرار داشتند، مرتجعين وابسته به نظام استكبار و سلطه، همه در زير آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همين جور است. الان هم شما نگاه كنيد از قبل از انتخابات سال 88، در اين هفت هشت ماه تا امروز آمريكا كجا ايستاده است؟ انگليس كجا ايستاده است؟ خبرگزارىهاى صهيونيستى كجا ايستادهاند؟ در داخل، جناحهاى ضد دين، از تودهاى بگير تا سلطنتطلب، تا بقيه اقسام و انواع بىدينها كجا ايستادهاند؟ يعنى همان كسانى كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى كردند، سنگ زدند، گلوله خالى كردند، تروريسم راه انداختند. سه روز از پيروزى انقلاب در بيست و دوى بهمن گذشته بود، همين آدمها با همين اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خيابان ايران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها الان مىآيند توى خيابان، عليه نظام و عليه انقلاب شعار مىدهند! چيزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمريكا بود؛ اسمشان سوسياليست بود، ليبرال بود، آزادىطلب بود، پشت سرشان همه دستگاههاى ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنيا صف كشيده بودند! امروز هم همين است. اينها علامت است، اينها شاخص است؛ و مهم اين است كه ملت اين شاخصها را مىفهمد؛ اين چيزى است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را به جا نياورده است؛ سجده شكر كنيم. "
مطابق اين بيان حكيمانه، مبارزه عليه نظام اسلامى و دشمنى با آن مطلب جديدى نيست نكته مهم در دوران فتنه آن بود كه دشمن اين بار از شيوه جديدى براى دشمنى خود بهره مىبرد كه اين شيوه جنگ روانى يا جنگ نرم نام دارد و به تعبير معظمله: "معارضه با نظام، يك سابقه سى ساله در اين انقلاب دارد؛ چيز جديدى نيست. اَشكال معارضه گوناگون بوده است، اما هميشه بوده است؛ شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعيت ما در داخل بوده. هر جا احساس كردند و هر وقت احساس كردند مىتوانند حضور قوىترى پيدا كنند، ضربهاى را كه مىتوانستند به خيال خود وارد كردند و انقلاب هم در طول اين سى سال در مقابل اين ضربات ايستاده است؛ نه فقط ضعيف نشده، بلكه روز به روز بحمدالله كشور و نظام جمهورى اسلامى قوىتر هم شده... ما بايد جوانب اين توطئه را بهروشنى بشناسيم و بشناسانيم؛ وظيفه ما اين است. امروز جنگ نظامى با ما خيلى محتمل نيست نمىگوييم بهكلى منتفى است، اما خيلى محتمل نيست لكن جنگى كه وجود دارد، از جنگ نظامى اگر خطرش بيشتر نباشد، كمتر نيست؛ اگر احتياط بيشترى نخواهد، كمتر نمىخواهد. . . خط ديگرى است كه به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمايهگذارى مىكند منصرف كردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن است. "
هدف دشمن
علاوه بر شناخت دشمن در هر برههاى، بايد تلاش كرد تا هدف يا اهداف دشمن را نيز در آن برهه تشخيص داد تا در دام دشمن گرفتار نشد. در ماجراهاى بعد از انتخابات و فتنه عظيمى كه ايجاد شد آنچه باعث به دام افتادن برخى شد همين عدم توجه به هدف و اهداف دشمن بود. مقام معظم رهبرى در بيان اين اهداف دشمن خاطرنشان ساختند: "دشمنان ملت ايران مىدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را مىخواهند؛ هدف دشمن اين است. مىخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد. اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها مىخوانند، تكرار مىكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مىخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن مىخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوييد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسؤولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مىخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. "
بنابر اين يكى از مهمترين اهداف دشمن اين بود كه اعتماد ملت از نظام سلب شود. هدف ديگر دشمن اين بود كه با ايجاد درگيرى ميان مردم و دو و چند دستگى در ميان آنها كشور را دچار التهاب و درگيرى داخلى كنند و از اين طريق نظام اسلامى را تضعيف و به زعم باطل خود ساقط نمايند: "اين ملت پاى حرف خود ايستاده است. اين يك حركت عظيم بود از ملتمان. ملت توانستند در تاريخ كشور اين را ثبت كنند كه بعد از گذشت سى سال از استقرار نظام اسلامى - كه نظامى بر پايه اسلاميت و جمهوريت است و اينها از هم تفكيكناپذيرند؛ آنهايى كه اين دو را از هم تفكيك مىكنند، جمهورى اسلامى را نشناختند - آنچنان پابند به مبانى اين نظام هستند كه در يك انتخاباتى با اين شور و شوق، با اين عظمت شركت مىكنند. خوب، اين يك حركت عظيم مردمى بود. در قبال اين حركت، دشمنان ملت ايران نقشههايى داشتند؛ اين نقشهها را شروع كردند به عمل كردن. اگر حضور شما مردم در انتخابات بيست و دوى خرداد سال 88 يك حضور ضعيفى بود، اگر به جاى چهل ميليون، مثلاً سى ميليون شركت كرده بوديد، به احتمال زياد دشمنان شما موفق مىشدند. نقشههايى از پيش طراحى شده بود. من كسى را متهم نمىكنم؛ اما هندسه كار دشمن را مىشناسم، مىبينم، آن را تشخيص مىدهم؛ نمىتوانم آن را انكار كنم. هندسه كار دشمن، يك هندسه مشخصى بود. نظير اين كار را در جاهاى ديگر هم كردند. وقتى قدرتهاى مستكبر بينالمللى از يك نظامى ناراضى و ناخشنود باشند، يكى از راههايى كه يافتند و عمل كردند، اين است كه منتظر يك فرصت انتخابات بشوند، بعد در آن فرصت انتخابات، اگر كسانى كه مورد رضاى آنها نيستند، بر سر كار آمدند و آنهايى كه آنها مىخواهند، بر سر كار نيامدند، آن وقت با يك حركت نمايشىِ مردمى، اوضاع را برگردانند؛ با شعارهايى گروهى از مردم را توى صحنه بكشانند، با فشار در صحنه خيابانها، آن چيزى را كه با قانون به دست آمده است، با خشونت دگرگون كنند. اين يك نقشه شناخته شده است. اگر ملاحظه مىكنيد كه حوادثى كه بعد از انتخابات پيش آمد، در ذهن مردم، در ذهن تحليلگران مستقل و صادق و تيزبين، منتسب به عوامل خارجى و بيرونى مىشوند، ناشى از اين است. اگر كسى هيچ خبرى هم از پشت پرده نداشته باشد، اطلاعاتى كه افراد صاحب اطلاع به دست مىآورند، اگر اين اطلاع هم در دسترس نباشد، انسان شكل كار را كه نگاه مىكند، مىفهمد كه اين كار، كار دشمنان ملت است؛ كار بيگانگان است. انتخاباتى انجام مىگيرد، يك حركت قانونى اتفاق مىافتد، يك نتيجهاى هم با خود به دنبال مىآورد؛ اين نتيجه را به زور خشونت بخواهند عوض كنند. يك عدهاى را بكِشند توى صحنه؛ احياناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم بكنند، آتشسوزى هم راه بيندازند، بانك هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، براى اينكه نتايج قانونى را برگردانند. خوب، اين حركتى است كه هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پيداست اين حركت، حركت هدايت شدهاى از طرف بيگانگان است. يك چنين اتفاقى را مىخواستند در كشور پيش بياورند. ". . . "آزمون مهمى بود براى كشور. من به شما عرض بكنم، آزمون مهمى بود؛ هم عبرتهاى زيادى داشت، هم درسهاى زيادى داشت؛ و در اين آزمون، ملت ايران پيروز شد. آنها ميخواستند مردم را تقسيم كنند به يك گروه اقليت، به يك گروه اكثريت؛ يك گروهى كه برنده انتخابات است، يك گروه هم كه در انتخابات به نتيجه مطلوب خود دست پيدا نكرده، اينها را در مقابل هم قرار بدهند. ملت را دوپارچه كنند؛ يك عده اغتشاشگر هم وارد ميدان بشوند و با ايجاد اغتشاش، جنگ را در داخل كشور مغلوبه كنند، جنگ داخلى راه بيندازند؛ اميدشان اين بود. اما ملت هوشيارى به خرج داد. شما ديديد در روز انتخابات، مردم به دو گروه سيزده چهارده ميليونى، و بيست و چهار پنج ميليونى تقسيم شدند؛ اما بعد از گذشت مدتى نه چندان بلند، همين دو گروه با هم يكى شدند و در مقابل شورشگران و اغتشاشگران و خرابكاران ايستادند. بيدارى ملت را انسان اينجا مىشود بفهمد. مىخواستند بين مردم اغتشاش ايجاد كنند. بدخواهانى كه سى سال است عليه اين انقلاب و عليه اين مردم هر كارى توانستند، كردند، اينها هم فرصت را مغتنم شمردند و با تبليغاتِ خودشان وارد ميدان شدند. بيش از اين، كارى نمىتوانستند بكنند. اگر آمريكايىها و انگليسىها و صهيونيستها مىتوانستند نيرو وارد خيابانهاى تهران بكنند، يقين بدانيد مىكردند. اگر برايشان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان كه ميخواهند، هدايت كنند، مىكردند. منتها مىدانستند كه اين كار به ضررشان تمام مىشود. تنها كارى كه مىتوانستند بكنند، اين بود كه در صحنه تبليغات، در صحنه سياست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمايت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى مستكبر در اين قضيه وارد ميدان شدند؛ اغتشاشگران خيابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن ميخواهند موجوديت خودشان را نشان بدهند، ملت ايران ناميدند؛ شايد بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق ميل خودشان است، در افكار عمومى دنيا و كشورمان تصوير و ترسيم كنند؛ اما شكست خوردند. "
نقش مردم
آنچه باعث شكست دشمن شد دو عنصر مهم رهبرى داهيانه و حكيمانه رهبر انقلاب و استقامت و هوشيارى ملت بود. البته با توجه به روحيه تقوا و عدم خودبينى مقام معظم رهبرى در مورد نقش رهبرى در حل اين بحران از ايشان نكتهاى يافت نمىشود و هر آنچه هست از خداى متعال و ملت پيرو دستورات خداى متعال عنوان مىشود اما كيست كه بتواند منكر شود كه هيمنه سنگين فتنه 88 و غبار شديد حاصل از آن به روشنگرى داهيانه و عالمانه ايشان شكسته شد و ملت به مدد راهنمايى الهى ولى فقيه زمان توانست از فضاى تيره و تار حاصل شده از خيانت و كوتهفكرى برخى خارج شود. با اين همه رهبر معظم انقلاب همه چيز را از خداى متعال مىداند كه دست او از آستين ملت خارج شده است: "اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصههايى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى مىشد. در آغاز سال 88 مردم با حضور بىسابقه خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه برجسته و اوج به حساب مىآمد. در طول ماههاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشتساز، حضور خود، اراده خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند. ". . . "قوىترين و آخرين ضربه را ملت در روز نهم دى و بيست و دوى بهمن وارد كرد. كار ملت ايران در بيست و دوم بهمن، كار عظيمى بود؛ نُه دى هم همين جور. يكپارچگى ملت آشكار شد. همه كسانى كه در عرصه سياسى به هر نامزدى رأى داده بودند، وقتى ديدند دشمن در صحنه است، وقتى فهميدند اهداف پليد دشمن چيست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آنها خوشبين هم بودند، تجديد نظر كردند؛ فهميدند كه راه انقلاب اين است، صراط مستقيم اين است. در بيست و دوى بهمن، ملت همه با يك شعار وارد ميدان شدند. خيلى تلاش كردند، شايد بتوانند بين ملت دودستگى ايجاد كنند؛ اما نتوانستند و ملت ايستاد؛ اين پيروزى ملت بود. از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازهاى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم. ". "انسان وقتى نگاه مىكند، مىبيند آگاهى مردم، بصيرت مردم، احساس مسؤوليت مردم در قبال نظام اسلامى، حقيقتاً بىنظير است. با اين احساس مسؤوليت، با اين احساس آمادگى، يقيناً اگر امروز يك حادثهاى مثل حادثه دفاع مقدس در كشور ما پيش مىآمد، كسانى كه وارد ميدان مىشدند، از آن روز كه در دفاع مقدس جوانهاى ما مىآمدند، بيشتر خواهد بود و كمتر نخواهد بود. انسان اين را از اين حركت عظيم مردمى احساس مىكند.
آزمون نخبگان
اما آزمون بصيرت، آزمون مختص ملت نبود بلكه آزمونى همگانى بود كه البته مخاطب مهم آن نخبگان بودند. مولىالموحدين على عليه السلام مىفرمايد: "فى تقلب الاحوال علم جواهر الرجال " يعنى در بالا و پايين شدن زمانه و دگرگونى احوال است كه مىتوان به جوهر وجودى انسانها و كنه وجود آنها پى برد و به خوبى آنها را شناخت. بر همين مبنا مىتوان مدعى شد كه فتنه بزرگ 88 آزمون نخبگان نيز بود و آزمونى بود كه در آن برخى از نخبگان به وظايف خويش عمل كردند و پيروز بيرون آمدند و برخى به درجات متفاوت كوتاهى كردند و سرشكسته شدند و خواهند شد.
از منظر مقام معظم رهبرى نيز هدف اصلى دشمن در اين مبارزه، نخبگان بودهاند: "دشمن انواع و اقسام كار را مىكند؛ انواع و اقسام فعاليت را مىكند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههاى دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مىنشينند طراحى مىكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براى اينكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير مىگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند. به نظر من يكى از وظائف اصلى امروز ما و شما، همين است: ما بصيرت خودمان را در مسائل گوناگون تقويت كنيم و بتوانيم انشاءالله بصيرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زياد بكنيم. "
ايشان علاوه بر اين خاطر نشان مىسازند كه نخبگان بعد از آنكه ملت به بهترين وجهى وظيفه خود را انجام داده است وظيفه و تكليف سنگين ترى دارند: "در اين قضيه انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه خودشان عمل كردند. وظيفهشان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگينترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عدهاى از اينها حرفشنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطىگرى كنند، دامنه اين افراطىگرى در بدنه مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نمىتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونههايش را ديدهايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطىگرى ديگران دامن مىزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسؤول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند. من به همه اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه مىكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه كمينكرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهرههايشان برمىدارند و چهره حقيقى خودشان را نشان مىدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد. "
البته خوشبختانه برخى اين توصيه را جدى گرفتند و متاسفانه برخى غفلت كردند و برخى از حد غفلت نيز فراتر رفته و به خيانت دست يازيدند اما نكته اصلى اين است كه در آزمون بصيرت، نخبگان و خواص بيشتر و سختتر در معرض آزمون بودهاند. به تعبير مقام معظم رهبرى: "اينكه بنده مسأله بصيرت را براى خواص تكرار مىكنم، به خاطر اين است. گاهى اوقات غفلت مىشود از دشمنىهايى كه با اساس دارد مىشود؛ اينها را حمل مىكنند به مسائل جزيى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همين معنا را داشتيم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - كه من اسم نمىآورم؛ همه مىشناسيد، معروفند - كه اينها نديدند توطئهاى را كه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفكرانى كه تحت تأثير غرب بودند، مغلوب تفكرات غرب بودند، طراحى مىكردند؛ توجه نكردند كه حرفهايى كه اينها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان مىزنند، يا در مطبوعاتشان مىنويسند، مبارزه با اسلام است؛ اين را توجه نكردند، مماشات كردند. نتيجه اين شد كه كسى كه مىدانست و مىفهميد - مثل مرحوم شيخ فضلاللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اينها حساسيتى پيدا نكردند؛ بعد خود آنهايى هم كه به اين حساسيت اهميت و بها نداده بودند، بعد از شيخ فضلاللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتك آنها قرار گرفتند و سيلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرويشان را از دست دادند. اين اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ اين اشتباه را ما نبايد انجام بدهيم. "
نكته ديگرى كه در آزمون خواص مطرح بود آن بود كه خواص علاوه بر داشتن بصيرت بايد در موضعگيرى خويش نيز شفاف عمل مىكردند تا ملت بتواند از آنها خط بگيرد و بتواند در پى آنها روان شود. كسى كه دو پهلو و چند پهلو موضع مىگيرد نه تنها از ميزان غبارآلودى فضاى فتنه نمىكاهد بلكه خواه ناخواه بر آن مىافزايد. مقام معظم رهبرىبارها و بارها بر اين نكته تأكيد كردند كه به يك مورد از آنها ذيلا اشاره مىشود: "صريح و روشن هم بايستى خطوط را مشخص كرد. يعنى آن كسانى كه پايبند به نظام اسلامى و پايبند به حضور مردم - با همين انگيزه و ايمانى كه مردم دارند - هستند، بايد مرزشان با كسانى كه دلشان نمىخواهد اين حركت به اين شكل، اسلامى ادامه پيدا كند، مشخص شود. با قانون معارضه مىكنند، با قانون مخالفت مىكنند. بايد اين مرز هم، مرز روشن و واضحى باشد تا مردم دچار خطا و اشتباه نشوند. مردم به ماها نگاه مىكنند؛ ما بايستى بدانيم كه خط چه جورى است. "
نخبگان مردود
در اين انتخابات و حوادث پس از آن برخى از نخبگان كشور ناموفق بودند و برخى مردود شدند. بررسى مفصل شاخصههاى نخبگان مردود و بيان علل و عوامل دخيل در اين شكست در امتحان، مجال واسع ديگرى مىطلبد اما يك علت اصلى اين شكست اين بود كه در برابر قانون تسليم نبودند و از حد و مرزهاى قانونى فراتر رفتند: "در اين فتنههاى بعد از انتخابات، آن چيزى كه اساس قضيه است، اين است كه رأى مردم و حضور مردم از نظر يك عدهاى نفى شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تكذيب شد، مورد تهمت قرار گرفت. گناه بزرگى كه انجام دادند، اين بود. اينها بايست تسليم مىشدند. بالاخره وقتى انتخابات با همين معيارهايى كه در اسلام وجود دارد - كه حالا بعضى از معيارها و شاخصهايى كه براى انتخابات در نظر ما معتبر است، كه نظر اسلام است، من عرض مىكنم - اتفاق افتاد، بايستى در مقابل قانون، در مقابل داورى قانون تسليم شد؛ همچنان كه بايد در مقابل آن داورى كه قانون او را معين مىكند، تسليم شد. اگر قانون در مسأله مهمى مثل مسأله انتخابات يك داورى را مشخص كرده است، يا يك شيوه داورى را مشخص كرده است، بايد تسليم اين بشوند، ولو برخلاف ميلمان باشد؛ اين مىشود انتخابات سالم. "
علت ديگرى كه براى شكست نخبگان مىتوان بيان داشت، اغفال آنها توسط دشمن است. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى: "خط اغفالِ بخصوص خواص و نخبگان از تأثير دشمن، يكى از خطوط القايى و تبليغاتى دشمن است. حالا طرق مختلفى البته براى اين كار دارند. تا كسى بگويد دشمن، مىگويند: آقا شما همهاش به گردن دشمن مىاندازيد! خوب، هست دشمن؛ هست دشمن؛ چرا نمىبينيم دشمن را؟ چرا نمىبينيم شعف عظيمى كه دشمن پيدا مىكند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مىآيد؟ تشويق كنند كسانى را كه عامل هستند. آنجا، رئيس يك كشور بزرگ از آدمها اسم مىآورد! خوب، اين جز ايجاد دشمنى است؟ از معارضين نظام اسم مىآورد و تمجيد مىكند از فلان كس كه آقا از شجاعت او (!) ما تعجب كرديم. چرا؟ چون يك كلمهاى گفته كه آنها خوششان آمده. اينها را بايد ديد؛ اينها را بايد متوجه شد و نبايستى از دشمنىِ دشمن غفلت كرد. . . اين ترفندهاى دشمن است. اينها را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنىاش را مىكند؛ امر طبيعى است، اما اينكه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست. يك وقت مىبينيد ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار مىگيريم در پازل، مجموعهاى را كنار هم مىچينند، تا يك شكلى از تويش در بيايد تا يكى از اين اجزاء را ما تأمين بكنيم. خوب، اين خيلى چيز بدى است؛ ما بايد سعى كنيم كه تأمينكننده اجزاء او نباشيم. مثل اين جدول حروف متقاطع كه وقتى كنار هم گذاشته مىشود، يك كلمهاى از تويش در مىآيد. دشمن يك جدولى اين جورى درست كرده، براى اينكه يك حرفى از تويش در بياورد؛ چند تا از اين حروف را هم ما بگذاريم! اين را بايد مراقبت كرد؛ بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را كامل نكنيم؛ پازل دشمن را كامل نكنيم؛ ببينيم دشمن چه كار دارد مىكند و چه كار مىخواهد بكند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم. "
سخن پايانى
البته دشمن در تلاش خود شكست خورد و نظام اسلامى با توان و سرزندگى بيشترى از اين فتنه بزرگ خارج شد و در نهايت در تفسير خلاصه اين انتخابات بايد به تبع از رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساخت: "تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مىشود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كردهاند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بىنظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربهاى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه سربلندى ملت ايران است. "
فتنه بعد از انتخابات محصول دشمنى دشمنان و استفاده آنها از ابزارها و توان تبليغاتى خود و نيز بهره بردن آنها از نقاط ضعفى بود كه در برخى مشاهده كرده بودند. از اين رو براى خارج شدن از فتنه، يكى از مهمترين نكات، شناخت دشمن و غافل نشدن از آن بود. علاوه بر شناخت دشمن در هر برههاى بايد تلاش كرد تا هدف يا اهداف دشمن را نيز در آن برهه تشخيص داد تا در دام دشمن گرفتار نشد. در ماجراهاى بعد از انتخابات و فتنه عظيمى كه ايجاد شد آنچه باعث به دام افتادن برخى شد همين عدم توجه به اهداف دشمن بود. البته دشمن در تلاش خود شكست خورد و نظام اسلامى با توان و سرزندگى بيشترى از اين فتنه بزرگ خارج شد. آنچه باعث شكست دشمن شد دو عنصر مهم رهبرى داهيانه و حكيمانه رهبر انقلاب و استقامت و هوشيارى ملت بود. هيمنه سنگين فتنه 88 و غبار شديد حاصل از آن به روشنگرى داهيانه و عالمانه ايشان شكسته شد و ملت به مدد راهنمايى الهى ولى فقيه زمان توانست از فضاى تيره و تار حاصل شده از خيانت و كوته فكرى برخى خارج شود.
در نهايت در تفسير خلاصه اين انتخابات بايد به تبع از رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساخت: "تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مىشود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كردهاند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بىنظير توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربهاى كه در هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه سربلندى ملت ايران است. "نوشتن از انتخابات دهمين دوره رياست جمهورى و مسائلى كه پس از آن به وجود آمد، نيازمند عرصه گسترده و مجالى واسع است كه در آن بتوان به جوانب مختلف اين حادثه پيچيده و ذوابعاد پرداخت. حتى بيان سير وقايع اين تحول عظيمى كه در كشور رخ داد و عقبهاى كه جمهورى اسلامى ايران از آن به سلامت گذشت، نيازمند مجالى بسيار گسترده است. اما آنچه ما در اين مجال اندك به دنبال آن هستيم، بازخوانى مختصر انتخاباتى است كه اكنون در سالگرد آن قرار داريم با هدف بصيرتيابى و نگاه به آنچه گذشت از دريچه بصيرت و بصيرتيابى.
نصاب جديد
از جمله مهمترين نكاتى كه براى اين انتخابات مهم و تاثيرگذار مىتوان بيان كرد اين است كه انتخابات رياست جمهورى دهم در ايران ايجاد يك ركورد و نصاب جديد بود و به تعبير مقام معظم رهبرى "انتخابات 22خرداد، با هنرنمايى ملت ايران، نصاب تازهاى در سلسله طولانى انتخابهاى ملّى پديد آورد. " اين نصاب جديد به حدى مهم و تاثيرگذار بود كه رهبر معظم انقلاب اسلامى در بيان مهمترين دستاوردهاى سال 88 به آن اشاره كردند و بيان داشتند: "البته سال گذشته، سال مهمى براى كشور ما بود. به نظر من - همان طور كه در پيام نوروزى هم به ملت ايران عرض كردم - سال 88، سال ملت ايران بود؛ سال پيروزى ملت ايران بود؛ سال حضور نمايان ملت ايران در عرصههاى عظيم زندگى در نظام اسلام و در كشورمان بود. يك جا در بيست و دوم خرداد چهل ميليون نفر پاى صندوقهاى رأى آمدند؛ يعنى هشتاد و پنج درصد شركت مردم در انتخابات؛ اين چيز بسيار مهمى است. يقيناً حضور مردم در مشروعيت يك نظام نقش دارد. آن كسانى كه در غرب، مشروعيت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم مىدانند و هيچ عامل ديگرى را در آن دخيل نمىدانند، آنها يك چنين حضورى را الان ندارند. در حدود زمان انتخابات ما، در كشور انگليس انتخاباتى برگزار شد با حضور تقريباً سى درصد كسانى كه مىتوانستند رأى بدهند. هشتاد و پنج درصد كجا، سى درصد كجا؟! اين حركت مردمى، اين حضور مردمى خيلى اهميت دارد. تحليلگران و مفسران سياسى مسائل دنيا از اين چيزها بهآسانى نمىگذرند. ممكن است در مطبوعاتشان اين را منعكس نكنند؛ ممكن است سياستمدارها در حرفهايشان كه تبليغ مىشود، اين را بر زبان نياورند و كتمان كنند؛ اما در دلشان مؤثر است، مىفهمند. "
اين نصاب جديد بيانكننده احساس مسؤوليت و درك بالاى ملت ايران بود چنان كه رهبر انقلاب در اين باره بيان داشتند: "انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسؤوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركتجوى مردم در اداره كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسىهاى گوناگون - چه دموكراسىهاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسىهايى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه مىكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همهپرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولىعصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مىبيند. اين نشانه توجه خداست. لازم مىدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد. "
نصاب در بصيرت همراه با نصاب در عدد
چنان كه ذكر شد انتخابات 22 خرداد ايجاد يك نصاب جديد بود اما مىتوان گفت كه اين نصاب و ركورد فقط در عرصه عددى و مشاركت بالاى مردم نبود، انتخابات 22 خرداد و حوادث بعد از آن نشانگر يك ركوردزنى ديگر و نصابگذارى ديگر نيز بود و آن سربلند بيرون آمدن ملت ايران از امتحان سخت بصيرت بود. ملت ايران در اين انتخابات و حوادث پس از آن و فتنه بزرگى كه ايجاد شد در حقيقت نصابى جديد در نشان دادن بصيرت خود نيز ايجاد كرد و ركورد عملكرد بصيرتمندانه را شكست. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى "از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازهاى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم.
" آزمون بصيرت
بر همين اساس مىتوان مدعى شد كه انتخابات 22 خرداد و ماجراها و فتنه پس از آن در حقيقت يك آزمون ملى بصيرت بود كه همگان در آن به امتحان بصيرت خود دعوت شدند و همانطور كه هميشه در شرايط فتنه بصيرت داشتن سختتر است، ملت ايران 8 ماه سخت را با بصيرت پشت سر گذاشت و پيروز شد، به تعبير مقام معظم رهبرى: "در شرايط فتنه، كار دشوارتر است؛ تشخيص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را هميشه تمام مىكند؛ هيچ وقت نمىگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگويند تو حجت را براى ما تمام نكردى، راهنما نفرستادى، ما از اين جهت گمراه شديم. در قرآن مكرر اين معنا ذكر شده است. دست اشاره الهى همه جا قابل ديدن است؛ منتها چشم باز مىخواهد. اگر چشم را باز نكرديم، هلال شب اول ماه را هم نخواهيم ديد؛ اما هلال هست. بايد چشم باز كنيم، بايد نگاه كنيم، دقت كنيم، از همه امكاناتمان استفاده كنيم تا اين حقيقت را كه خدا در مقابل ما قرار داده است، ببينيم. "
آرى آزمون فتنه بعد از انتخابات، آزمون بصيرت بود كه از آن صاحبان بصيرتهاى نافذ، سالم خارج شدند و ديگران به ميزان بىبصيرتى خويش صدمه ديدند. البته همه در اين بخش كه بايد بصيرت داشت مشترك بودند، به تعبير مقام معظم رهبرى همه بايستى بصيرت داشته باشند: "بعضىها در فضاى فتنه، اين جمله "كن فى الفتنه كابن اللبون لا ظهر فيركب و لا ذرع فيحلب " را بد مىفهمند و خيال مىكنند معنايش اين است كه وقتى فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه: "بكش كنار ". اين معنايش اين است كه به هيچوجه فتنهگر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. "لا ظهر فيركب و لا ذرع فيحلب " ؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب بايد بود. . . خوب، اين كنار كشيدن، خودش همان ذرعى است كه يُحلب؛ همان ظهرى است كه يُركب! گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند. "
در طول ايام فتنه بعد از انتخابات يكى از مطالبى كه بارها مورد تأكيد رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و خواص و مردم عادى را به آن دعوت كردند همين بصيرت داشتن بود: "بايد بصيرت داشت. آنچه كه انسان از نخبگان جامعه و جريانات سياسى و گروههاى سياسى انتظار دارد، اين است كه با اين حوادث، با اين خطوط دشمن، با بصيرت مواجه بشوند؛ با بصيرت. اگر بصيرت وجود داشت و عزم مقابله وجود داشت، خيلى از رفتارهاى ما ممكن است تغيير پيدا بكند؛ آنوقت وضعيت بهتر خواهد بود. بعضى از كارها از روى بىبصيرتى است. "
بصيرت با صبر همراه است
آزمون بصيرت با آزمون صبر همراه است. مولى الموحدين امير المومنين على بن ابيطالب(ع) در بيان شرايط ايستادگى در راه حق مىفرمايند: "الا و لايحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق " يعنى بدانيد كه اين پرچم را حمل نمىتواند بكند الا آن كسى كه اهل بصيرت و صبر و علم به مواضع حق باشد. در فتنه بعد از انتخابات 88 نيز اين امر به خوبى مشاهده شد. شايد بتوان گفت بر همين مبناست كه رهبر حكيم و فرزانه انقلاب نيز در اين فتنه پيروان حق را به بصيرت و صبر دعوت مىنمودند: "يك نكته را هم به جوانان عزيز انقلابى، به فرزندان عزيز انقلابى خودم، به فرزندان بسيجى - از زن و مرد - عرض بكنم: جوانان از اطراف و اكناف كشور، از آنچه كه تهتّك بيگانگان از ايمان دينى به گوششان مىخورد يا با چشمشان مىبينند، عصبانى هستند؛ وقتى مىبينند روز عاشورا چگونه يك عدهاى حرمت عاشورا را هتك مىكنند، حرمت امام حسين را هتك مىكنند، حرمت عزاداران حسينى را هتك مىكنند، دلهاشان به درد مىآيد، سينههاشان پر مىشود از خشم؛ البته خوب، طبيعى هم هست، حق هم دارند؛ ولى مىخواهم عرض بكنم جوانهاى عزيز مراقب باشند، مواظب باشند كه هرگونه كار بىرويهاى، كمك به دشمن است. اينجا جوانها تلفن مىكنند - مىفهمم من، مىخوانم، غالباً تلفنها و نامهها را خلاصه مىكنند، هر روز مىآورند، من نگاه مىكنم - مىبينم همين طور جوانها گلهمند، ناراحت و عصبانى؛ گاهى هم از بنده گله مىكنند كه چرا فلانى صبر مىكند؟ چرا فلانى ملاحظه مىكند؟ من عرض مىكنم؛ در شرايطى كه دشمن با همه وجود، با همه امكاناتِ خود درصدد طراحى يك فتنه است و مىخواهد يك بازى خطرناكى را شروع كند، بايد مراقبت كرد او را در آن بازى كمك نكرد. خيلى بايد با احتياط و تدبير و در وقت خودش با قاطعيت وارد شد. دستگاههاى مسؤولى وجود دارند، قانون وجود دارد؛ بر طبق قانون، بدون هيچگونه تخطى از قانون، بايستى مُرّ قانون به صورت قاطع انجام بگيرد؛ اما ورود افرادى كه شأن قانونى و سمت قانونى و وظيفه قانونى و مسؤوليت قانونى ندارند، قضايا را خراب مىكند. خداى متعال به ما دستور داده است: "و لايجرمنّكم شنئان قوم على ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى ". بله، يك عدهاى دشمنى مىكنند، يك عدهاى خباثت به خرج مىدهند، يك عدهاى از خباثتكنندگان پشتيبانى مىكنند - اينها هست - اما بايد مراقب بود. اگر بدون دقت، بدون حزم، انسان وارد برخى از قضايا بشود، بىگناهانى كه از آنها بيزار هم هستند، لگدمال مىشوند؛ اين نبايد اتفاق بيفتد. من برحذر مىدارم جوانهاى عزيز را، فرزندان عزيز انقلابىِ خودم را از اينكه يك حركتى را خودسرانه انجام بدهند؛ نه، همه چيز بر روال قانون. مسؤولين كشور بحمداللَّه چشمشان هم باز است، مىبينند؛ مىبينند مردم در چه جهتى دارند حركت مىكنند. حجت بر همه تمام شده است. حركت عظيم روز چهارشنبه نهم دى ماه حجت را بر همه تمام كرد. مسؤولين قوه مجريه، مسؤولين قوه مقننه، مسؤولين قوه قضائيه، دستگاههاى گوناگون، همه مىدانند كه مردم در صحنهاند و چه مىخواهند. دستگاهها بايد وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنيت و اينها، هم وظائفشان در زمينه اداره كشور. مسائل كشور كه فقط مسائل مربوط به اغتشاشگران نيست؛ كشور مسائل اقتصادى دارد، مسائل علمى دارد، مسائل سياسى دارد، مسائل بينالمللى دارد، مسائل امنيتى دارد؛ صدها مسأله مهم پيش روى مسؤولان كشور هست؛ بايد اينها را انجام بدهند؛ بايد كشور را مديريت كنند؛ بايد كشور را جلو ببرند. دشمن مىخواهد با اين حوادث، چرخهاى كشور از كار بيفتد؛ نبايد به دشمن كمك كرد.
"شناخت دشمن
فتنه بعد از انتخابات محصول دشمنى دشمنان و استفاده آنها از ابزاها و توان تبليغاتى خود و نيز بهره بردن آنها از نقاط ضعفى بود كه در برخى مشاهده كرده بودند. از اين رو براى خارج شدن از فتنه يكى از مهمترين نكات، شناخت دشمن و غافل نشدن از آن بود كه مقام معظم رهبرى در اين باره بارها خاطرنشان ساختند كه "از اول انقلاب و در طول سالهاى متمادى، كىها زير پرچم مبارزه با امام و انقلاب ايستادند؟ آمريكا در زير آن پرچم قرار داشت، انگليس در زير آن پرچم قرار داشت، مستكبرين در زير آن پرچم قرار داشتند، مرتجعين وابسته به نظام استكبار و سلطه، همه در زير آن پرچم مجتمع بودند؛ الان هم همين جور است. الان هم شما نگاه كنيد از قبل از انتخابات سال 88، در اين هفت هشت ماه تا امروز آمريكا كجا ايستاده است؟ انگليس كجا ايستاده است؟ خبرگزارىهاى صهيونيستى كجا ايستادهاند؟ در داخل، جناحهاى ضد دين، از تودهاى بگير تا سلطنتطلب، تا بقيه اقسام و انواع بىدينها كجا ايستادهاند؟ يعنى همان كسانى كه از اول انقلاب با انقلاب و با امام دشمنى كردند، سنگ زدند، گلوله خالى كردند، تروريسم راه انداختند. سه روز از پيروزى انقلاب در بيست و دوى بهمن گذشته بود، همين آدمها با همين اسمها آمدند جلوى اقامتگاه امام در خيابان ايران، بنا كردند شعار دادن؛ همانها الان مىآيند توى خيابان، عليه نظام و عليه انقلاب شعار مىدهند! چيزى عوض نشده. اسمشان چپ بود، پشت سرشان آمريكا بود؛ اسمشان سوسياليست بود، ليبرال بود، آزادىطلب بود، پشت سرشان همه دستگاههاى ارتجاع و استكبار و استبداد كوچك و بزرگ دنيا صف كشيده بودند! امروز هم همين است. اينها علامت است، اينها شاخص است؛ و مهم اين است كه ملت اين شاخصها را مىفهمد؛ اين چيزى است كه انسان اگر صدها بار شكر خدا را بكند، حقش را به جا نياورده است؛ سجده شكر كنيم. "
مطابق اين بيان حكيمانه، مبارزه عليه نظام اسلامى و دشمنى با آن مطلب جديدى نيست نكته مهم در دوران فتنه آن بود كه دشمن اين بار از شيوه جديدى براى دشمنى خود بهره مىبرد كه اين شيوه جنگ روانى يا جنگ نرم نام دارد و به تعبير معظمله: "معارضه با نظام، يك سابقه سى ساله در اين انقلاب دارد؛ چيز جديدى نيست. اَشكال معارضه گوناگون بوده است، اما هميشه بوده است؛ شدتاً، ضعفاً، متناسب با وضعيت ما در داخل بوده. هر جا احساس كردند و هر وقت احساس كردند مىتوانند حضور قوىترى پيدا كنند، ضربهاى را كه مىتوانستند به خيال خود وارد كردند و انقلاب هم در طول اين سى سال در مقابل اين ضربات ايستاده است؛ نه فقط ضعيف نشده، بلكه روز به روز بحمدالله كشور و نظام جمهورى اسلامى قوىتر هم شده... ما بايد جوانب اين توطئه را بهروشنى بشناسيم و بشناسانيم؛ وظيفه ما اين است. امروز جنگ نظامى با ما خيلى محتمل نيست نمىگوييم بهكلى منتفى است، اما خيلى محتمل نيست لكن جنگى كه وجود دارد، از جنگ نظامى اگر خطرش بيشتر نباشد، كمتر نيست؛ اگر احتياط بيشترى نخواهد، كمتر نمىخواهد. . . خط ديگرى است كه به نظر ما دشمن بر روى او هم دارد سرمايهگذارى مىكند منصرف كردن ذهن مردم از دشمنىِ دشمن است. "
هدف دشمن
علاوه بر شناخت دشمن در هر برههاى، بايد تلاش كرد تا هدف يا اهداف دشمن را نيز در آن برهه تشخيص داد تا در دام دشمن گرفتار نشد. در ماجراهاى بعد از انتخابات و فتنه عظيمى كه ايجاد شد آنچه باعث به دام افتادن برخى شد همين عدم توجه به هدف و اهداف دشمن بود. مقام معظم رهبرى در بيان اين اهداف دشمن خاطرنشان ساختند: "دشمنان ملت ايران مىدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را مىخواهند؛ هدف دشمن اين است. مىخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد. اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها مىخوانند، تكرار مىكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. مىخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن مىخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوييد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسؤولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن مىخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. "
بنابر اين يكى از مهمترين اهداف دشمن اين بود كه اعتماد ملت از نظام سلب شود. هدف ديگر دشمن اين بود كه با ايجاد درگيرى ميان مردم و دو و چند دستگى در ميان آنها كشور را دچار التهاب و درگيرى داخلى كنند و از اين طريق نظام اسلامى را تضعيف و به زعم باطل خود ساقط نمايند: "اين ملت پاى حرف خود ايستاده است. اين يك حركت عظيم بود از ملتمان. ملت توانستند در تاريخ كشور اين را ثبت كنند كه بعد از گذشت سى سال از استقرار نظام اسلامى - كه نظامى بر پايه اسلاميت و جمهوريت است و اينها از هم تفكيكناپذيرند؛ آنهايى كه اين دو را از هم تفكيك مىكنند، جمهورى اسلامى را نشناختند - آنچنان پابند به مبانى اين نظام هستند كه در يك انتخاباتى با اين شور و شوق، با اين عظمت شركت مىكنند. خوب، اين يك حركت عظيم مردمى بود. در قبال اين حركت، دشمنان ملت ايران نقشههايى داشتند؛ اين نقشهها را شروع كردند به عمل كردن. اگر حضور شما مردم در انتخابات بيست و دوى خرداد سال 88 يك حضور ضعيفى بود، اگر به جاى چهل ميليون، مثلاً سى ميليون شركت كرده بوديد، به احتمال زياد دشمنان شما موفق مىشدند. نقشههايى از پيش طراحى شده بود. من كسى را متهم نمىكنم؛ اما هندسه كار دشمن را مىشناسم، مىبينم، آن را تشخيص مىدهم؛ نمىتوانم آن را انكار كنم. هندسه كار دشمن، يك هندسه مشخصى بود. نظير اين كار را در جاهاى ديگر هم كردند. وقتى قدرتهاى مستكبر بينالمللى از يك نظامى ناراضى و ناخشنود باشند، يكى از راههايى كه يافتند و عمل كردند، اين است كه منتظر يك فرصت انتخابات بشوند، بعد در آن فرصت انتخابات، اگر كسانى كه مورد رضاى آنها نيستند، بر سر كار آمدند و آنهايى كه آنها مىخواهند، بر سر كار نيامدند، آن وقت با يك حركت نمايشىِ مردمى، اوضاع را برگردانند؛ با شعارهايى گروهى از مردم را توى صحنه بكشانند، با فشار در صحنه خيابانها، آن چيزى را كه با قانون به دست آمده است، با خشونت دگرگون كنند. اين يك نقشه شناخته شده است. اگر ملاحظه مىكنيد كه حوادثى كه بعد از انتخابات پيش آمد، در ذهن مردم، در ذهن تحليلگران مستقل و صادق و تيزبين، منتسب به عوامل خارجى و بيرونى مىشوند، ناشى از اين است. اگر كسى هيچ خبرى هم از پشت پرده نداشته باشد، اطلاعاتى كه افراد صاحب اطلاع به دست مىآورند، اگر اين اطلاع هم در دسترس نباشد، انسان شكل كار را كه نگاه مىكند، مىفهمد كه اين كار، كار دشمنان ملت است؛ كار بيگانگان است. انتخاباتى انجام مىگيرد، يك حركت قانونى اتفاق مىافتد، يك نتيجهاى هم با خود به دنبال مىآورد؛ اين نتيجه را به زور خشونت بخواهند عوض كنند. يك عدهاى را بكِشند توى صحنه؛ احياناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم بكنند، آتشسوزى هم راه بيندازند، بانك هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، براى اينكه نتايج قانونى را برگردانند. خوب، اين حركتى است كه هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پيداست اين حركت، حركت هدايت شدهاى از طرف بيگانگان است. يك چنين اتفاقى را مىخواستند در كشور پيش بياورند. ". . . "آزمون مهمى بود براى كشور. من به شما عرض بكنم، آزمون مهمى بود؛ هم عبرتهاى زيادى داشت، هم درسهاى زيادى داشت؛ و در اين آزمون، ملت ايران پيروز شد. آنها ميخواستند مردم را تقسيم كنند به يك گروه اقليت، به يك گروه اكثريت؛ يك گروهى كه برنده انتخابات است، يك گروه هم كه در انتخابات به نتيجه مطلوب خود دست پيدا نكرده، اينها را در مقابل هم قرار بدهند. ملت را دوپارچه كنند؛ يك عده اغتشاشگر هم وارد ميدان بشوند و با ايجاد اغتشاش، جنگ را در داخل كشور مغلوبه كنند، جنگ داخلى راه بيندازند؛ اميدشان اين بود. اما ملت هوشيارى به خرج داد. شما ديديد در روز انتخابات، مردم به دو گروه سيزده چهارده ميليونى، و بيست و چهار پنج ميليونى تقسيم شدند؛ اما بعد از گذشت مدتى نه چندان بلند، همين دو گروه با هم يكى شدند و در مقابل شورشگران و اغتشاشگران و خرابكاران ايستادند. بيدارى ملت را انسان اينجا مىشود بفهمد. مىخواستند بين مردم اغتشاش ايجاد كنند. بدخواهانى كه سى سال است عليه اين انقلاب و عليه اين مردم هر كارى توانستند، كردند، اينها هم فرصت را مغتنم شمردند و با تبليغاتِ خودشان وارد ميدان شدند. بيش از اين، كارى نمىتوانستند بكنند. اگر آمريكايىها و انگليسىها و صهيونيستها مىتوانستند نيرو وارد خيابانهاى تهران بكنند، يقين بدانيد مىكردند. اگر برايشان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان كه ميخواهند، هدايت كنند، مىكردند. منتها مىدانستند كه اين كار به ضررشان تمام مىشود. تنها كارى كه مىتوانستند بكنند، اين بود كه در صحنه تبليغات، در صحنه سياست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمايت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى مستكبر در اين قضيه وارد ميدان شدند؛ اغتشاشگران خيابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن ميخواهند موجوديت خودشان را نشان بدهند، ملت ايران ناميدند؛ شايد بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق ميل خودشان است، در افكار عمومى دنيا و كشورمان تصوير و ترسيم كنند؛ اما شكست خوردند. "
نقش مردم
آنچه باعث شكست دشمن شد دو عنصر مهم رهبرى داهيانه و حكيمانه رهبر انقلاب و استقامت و هوشيارى ملت بود. البته با توجه به روحيه تقوا و عدم خودبينى مقام معظم رهبرى در مورد نقش رهبرى در حل اين بحران از ايشان نكتهاى يافت نمىشود و هر آنچه هست از خداى متعال و ملت پيرو دستورات خداى متعال عنوان مىشود اما كيست كه بتواند منكر شود كه هيمنه سنگين فتنه 88 و غبار شديد حاصل از آن به روشنگرى داهيانه و عالمانه ايشان شكسته شد و ملت به مدد راهنمايى الهى ولى فقيه زمان توانست از فضاى تيره و تار حاصل شده از خيانت و كوتهفكرى برخى خارج شود. با اين همه رهبر معظم انقلاب همه چيز را از خداى متعال مىداند كه دست او از آستين ملت خارج شده است: "اگر بنا باشد سال 88 در يك جمله تعريف شود، به نظر من عبارت است از: سال ملت ايران، سال عظمت و پيروزى اين ملت بزرگ، سال حضور تاريخى و اثرگذار اين ملت در عرصههايى كه به سرنوشت انقلاب بزرگمان و به سرنوشت كشورمان بستگى داشت و منتهى مىشد. در آغاز سال 88 مردم با حضور بىسابقه خود انتخاباتى را ساماندهى كردند كه در تاريخ انقلاب ما - و البته در تاريخ طولانى كشور ما - سابقه نداشت و يك نقطه برجسته و اوج به حساب مىآمد. در طول ماههاى بعد از انتخابات هم مردم در امتحانى بزرگ، در حركتى عظيم و سرنوشتساز، حضور خود، اراده خود، ايستادگى خود، عزم ملى خود و بصيرت خود را نشان دادند. ". . . "قوىترين و آخرين ضربه را ملت در روز نهم دى و بيست و دوى بهمن وارد كرد. كار ملت ايران در بيست و دوم بهمن، كار عظيمى بود؛ نُه دى هم همين جور. يكپارچگى ملت آشكار شد. همه كسانى كه در عرصه سياسى به هر نامزدى رأى داده بودند، وقتى ديدند دشمن در صحنه است، وقتى فهميدند اهداف پليد دشمن چيست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آنها خوشبين هم بودند، تجديد نظر كردند؛ فهميدند كه راه انقلاب اين است، صراط مستقيم اين است. در بيست و دوى بهمن، ملت همه با يك شعار وارد ميدان شدند. خيلى تلاش كردند، شايد بتوانند بين ملت دودستگى ايجاد كنند؛ اما نتوانستند و ملت ايستاد؛ اين پيروزى ملت بود. از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازهاى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم. ". "انسان وقتى نگاه مىكند، مىبيند آگاهى مردم، بصيرت مردم، احساس مسؤوليت مردم در قبال نظام اسلامى، حقيقتاً بىنظير است. با اين احساس مسؤوليت، با اين احساس آمادگى، يقيناً اگر امروز يك حادثهاى مثل حادثه دفاع مقدس در كشور ما پيش مىآمد، كسانى كه وارد ميدان مىشدند، از آن روز كه در دفاع مقدس جوانهاى ما مىآمدند، بيشتر خواهد بود و كمتر نخواهد بود. انسان اين را از اين حركت عظيم مردمى احساس مىكند.
آزمون نخبگان
اما آزمون بصيرت، آزمون مختص ملت نبود بلكه آزمونى همگانى بود كه البته مخاطب مهم آن نخبگان بودند. مولىالموحدين على عليه السلام مىفرمايد: "فى تقلب الاحوال علم جواهر الرجال " يعنى در بالا و پايين شدن زمانه و دگرگونى احوال است كه مىتوان به جوهر وجودى انسانها و كنه وجود آنها پى برد و به خوبى آنها را شناخت. بر همين مبنا مىتوان مدعى شد كه فتنه بزرگ 88 آزمون نخبگان نيز بود و آزمونى بود كه در آن برخى از نخبگان به وظايف خويش عمل كردند و پيروز بيرون آمدند و برخى به درجات متفاوت كوتاهى كردند و سرشكسته شدند و خواهند شد.
از منظر مقام معظم رهبرى نيز هدف اصلى دشمن در اين مبارزه، نخبگان بودهاند: "دشمن انواع و اقسام كار را مىكند؛ انواع و اقسام فعاليت را مىكند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههاى دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مىنشينند طراحى مىكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ براى اينكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثير مىگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند. به نظر من يكى از وظائف اصلى امروز ما و شما، همين است: ما بصيرت خودمان را در مسائل گوناگون تقويت كنيم و بتوانيم انشاءالله بصيرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زياد بكنيم. "
ايشان علاوه بر اين خاطر نشان مىسازند كه نخبگان بعد از آنكه ملت به بهترين وجهى وظيفه خود را انجام داده است وظيفه و تكليف سنگين ترى دارند: "در اين قضيه انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه خودشان عمل كردند. وظيفهشان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگينترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عدهاى از اينها حرفشنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطىگرى كنند، دامنه اين افراطىگرى در بدنه مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نمىتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونههايش را ديدهايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطىگرى ديگران دامن مىزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسؤول خونها و خشونتها و هرج و مرجها، آنهايند. من به همه اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه مىكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه كمينكرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهرههايشان برمىدارند و چهره حقيقى خودشان را نشان مىدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد. "
البته خوشبختانه برخى اين توصيه را جدى گرفتند و متاسفانه برخى غفلت كردند و برخى از حد غفلت نيز فراتر رفته و به خيانت دست يازيدند اما نكته اصلى اين است كه در آزمون بصيرت، نخبگان و خواص بيشتر و سختتر در معرض آزمون بودهاند. به تعبير مقام معظم رهبرى: "اينكه بنده مسأله بصيرت را براى خواص تكرار مىكنم، به خاطر اين است. گاهى اوقات غفلت مىشود از دشمنىهايى كه با اساس دارد مىشود؛ اينها را حمل مىكنند به مسائل جزيى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همين معنا را داشتيم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند - كه من اسم نمىآورم؛ همه مىشناسيد، معروفند - كه اينها نديدند توطئهاى را كه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفكرانى كه تحت تأثير غرب بودند، مغلوب تفكرات غرب بودند، طراحى مىكردند؛ توجه نكردند كه حرفهايى كه اينها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان مىزنند، يا در مطبوعاتشان مىنويسند، مبارزه با اسلام است؛ اين را توجه نكردند، مماشات كردند. نتيجه اين شد كه كسى كه مىدانست و مىفهميد - مثل مرحوم شيخ فضلاللَّه نورى - جلوى چشم آنها به دار زده شد و اينها حساسيتى پيدا نكردند؛ بعد خود آنهايى هم كه به اين حساسيت اهميت و بها نداده بودند، بعد از شيخ فضلاللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتك آنها قرار گرفتند و سيلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرويشان را از دست دادند. اين اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ اين اشتباه را ما نبايد انجام بدهيم. "
نكته ديگرى كه در آزمون خواص مطرح بود آن بود كه خواص علاوه بر داشتن بصيرت بايد در موضعگيرى خويش نيز شفاف عمل مىكردند تا ملت بتواند از آنها خط بگيرد و بتواند در پى آنها روان شود. كسى كه دو پهلو و چند پهلو موضع مىگيرد نه تنها از ميزان غبارآلودى فضاى فتنه نمىكاهد بلكه خواه ناخواه بر آن مىافزايد. مقام معظم رهبرىبارها و بارها بر اين نكته تأكيد كردند كه به يك مورد از آنها ذيلا اشاره مىشود: "صريح و روشن هم بايستى خطوط را مشخص كرد. يعنى آن كسانى كه پايبند به نظام اسلامى و پايبند به حضور مردم - با همين انگيزه و ايمانى كه مردم دارند - هستند، بايد مرزشان با كسانى كه دلشان نمىخواهد اين حركت به اين شكل، اسلامى ادامه پيدا كند، مشخص شود. با قانون معارضه مىكنند، با قانون مخالفت مىكنند. بايد اين مرز هم، مرز روشن و واضحى باشد تا مردم دچار خطا و اشتباه نشوند. مردم به ماها نگاه مىكنند؛ ما بايستى بدانيم كه خط چه جورى است. "
نخبگان مردود
در اين انتخابات و حوادث پس از آن برخى از نخبگان كشور ناموفق بودند و برخى مردود شدند. بررسى مفصل شاخصههاى نخبگان مردود و بيان علل و عوامل دخيل در اين شكست در امتحان، مجال واسع ديگرى مىطلبد اما يك علت اصلى اين شكست اين بود كه در برابر قانون تسليم نبودند و از حد و مرزهاى قانونى فراتر رفتند: "در اين فتنههاى بعد از انتخابات، آن چيزى كه اساس قضيه است، اين است كه رأى مردم و حضور مردم از نظر يك عدهاى نفى شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تكذيب شد، مورد تهمت قرار گرفت. گناه بزرگى كه انجام دادند، اين بود. اينها بايست تسليم مىشدند. بالاخره وقتى انتخابات با همين معيارهايى كه در اسلام وجود دارد - كه حالا بعضى از معيارها و شاخصهايى كه براى انتخابات در نظر ما معتبر است، كه نظر اسلام است، من عرض مىكنم - اتفاق افتاد، بايستى در مقابل قانون، در مقابل داورى قانون تسليم شد؛ همچنان كه بايد در مقابل آن داورى كه قانون او را معين مىكند، تسليم شد. اگر قانون در مسأله مهمى مثل مسأله انتخابات يك داورى را مشخص كرده است، يا يك شيوه داورى را مشخص كرده است، بايد تسليم اين بشوند، ولو برخلاف ميلمان باشد؛ اين مىشود انتخابات سالم. "
علت ديگرى كه براى شكست نخبگان مىتوان بيان داشت، اغفال آنها توسط دشمن است. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامى: "خط اغفالِ بخصوص خواص و نخبگان از تأثير دشمن، يكى از خطوط القايى و تبليغاتى دشمن است. حالا طرق مختلفى البته براى اين كار دارند. تا كسى بگويد دشمن، مىگويند: آقا شما همهاش به گردن دشمن مىاندازيد! خوب، هست دشمن؛ هست دشمن؛ چرا نمىبينيم دشمن را؟ چرا نمىبينيم شعف عظيمى كه دشمن پيدا مىكند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواى بعد از انتخابات به وجود مىآيد؟ تشويق كنند كسانى را كه عامل هستند. آنجا، رئيس يك كشور بزرگ از آدمها اسم مىآورد! خوب، اين جز ايجاد دشمنى است؟ از معارضين نظام اسم مىآورد و تمجيد مىكند از فلان كس كه آقا از شجاعت او (!) ما تعجب كرديم. چرا؟ چون يك كلمهاى گفته كه آنها خوششان آمده. اينها را بايد ديد؛ اينها را بايد متوجه شد و نبايستى از دشمنىِ دشمن غفلت كرد. . . اين ترفندهاى دشمن است. اينها را بايد شناخت، فهميد. او البته دشمنىاش را مىكند؛ امر طبيعى است، اما اينكه ما نفهميم دشمنى او را و از اين معنا غفلت كنيم، اين قابل قبول نيست. يك وقت مىبينيد ما در داخل جدول و پازلهاى دشمن قرار مىگيريم در پازل، مجموعهاى را كنار هم مىچينند، تا يك شكلى از تويش در بيايد تا يكى از اين اجزاء را ما تأمين بكنيم. خوب، اين خيلى چيز بدى است؛ ما بايد سعى كنيم كه تأمينكننده اجزاء او نباشيم. مثل اين جدول حروف متقاطع كه وقتى كنار هم گذاشته مىشود، يك كلمهاى از تويش در مىآيد. دشمن يك جدولى اين جورى درست كرده، براى اينكه يك حرفى از تويش در بياورد؛ چند تا از اين حروف را هم ما بگذاريم! اين را بايد مراقبت كرد؛ بحث سر اين است؛ بايد جدول دشمن را كامل نكنيم؛ پازل دشمن را كامل نكنيم؛ ببينيم دشمن چه كار دارد مىكند و چه كار مىخواهد بكند؛ اهداف و حضور واضح او را ببينيم. "
سخن پايانى
البته دشمن در تلاش خود شكست خورد و نظام اسلامى با توان و سرزندگى بيشترى از اين فتنه بزرگ خارج شد و در نهايت در تفسير خلاصه اين انتخابات بايد به تبع از رهبر معظم انقلاب خاطرنشان ساخت: "تفسير كوتاهى كه از حوادث بعد از انتخابات در طول چند ماه مىشود ارائه كرد، عبارت از اين است كه دشمنان كشور و دشمنان نظام جمهورى اسلامى بعد از گذشت سى سال، همه تلاش خود و توان خود و نيروهاى خود را متمركز كردهاند براى اينكه بتوانند اين انقلاب را از درون شكست بدهند. ملت در مقابل اين توطئه بزرگ، اين حركت خصمانه، با آگاهى و بصيرت و عزم و ايستادگىِ بىنظيرى توانست دشمن را به شكست بكشاند. تجربهاى كه در اين هشت ماه بعد از انتخابات تا بيست و دوم بهمن بر اين ملت و بر اين كشور گذشت، تجربهاى پر از درس، پر از عبرت و حقيقتاً مايه سربلندى ملت ايران است. "
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


