هيچ فشاري در عزم ملت ايران تزلزل ايجاد نميكند
نماينده ايران در سازمان ملل با تأكيد بر اينكه هيچ فشاري نخواهد توانست در عزم جدي ملت و كشور من در دفاع از حقوق مسلم خود تزلزل ايجاد كند، گفت كه ايران به عنوان قدرتمندترين و باثباتترين كشور منطقه، هرگز تسليم اقدامات خصمانه چند قدرت زورگو نخواهد شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، «محمد خزاعي» سفير و نماينده دائم جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل متحد در جلسه شوراي امنيت در مورد تصويب قطعنامه عليه برنامه صلح آميز هستهاي جمهوري اسلامي ايران به ايراد سخنراني پرداخت كه مشروح اين سخنان از نظر خوانندگان ميگذرد.
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي رئيس!
قبل از شروع سخنرانيام، مايلم بگويم كه من هيچوقت سالن شورا را اينقدر شلوغ و پرازدحام نديده بودم. همه سفرا و همكاران سازمان ملل آمدهاند تا به تماشاي مناظره (DEBATE) امروز بنشينند، لذا مايلم از حضور همه آنها تشكر كنم. اين جمعيت و علاقه آنها به تماشاي اين جلسه، مرا به ياد مسابقه فوتبال بين آمريكا و ايران در جام جهاني 1998 فرانسه انداخت كه عده زيادي در سراسر دنيا به تماشاي آن نشسته بودند. به هر حال متشكرم.
جناب آقاي رئيس!
پيش از ورود به صحن شورا خاطرات تاريخي خود را مرور ميكردم. تاريخ به واقع آموزگاري فوق العاده است، به ويژه آنكه تا همين لحظه نيز همراه ماست. حكيمي ميگفت "اين تاريخ نيست كه خود به خود تكرار ميشود، اين ما هستيم كه همان اشتباهات را تكرار ميكنيم. " مرور تاريخ تلخ گذشته و نگاه عميق به چگونگي عملكرد امروزين شوراي امنيت ثابت ميكند كه ما هنوز هم با يك نظام بينالملل تبعيض آميز، ناعادلانه و مبتني بر سلطه قدرتمندان مواجهيم.
به منظور ضبط در وجدان همه مردمان صلح دوستِ سراسر جهان، مايلم چند كلمهاي در خصوص فشارهايي صحبت كنم كه مردم كشورم به واسطه دست اندازي و مداخله جويي همان كشورهايي تحمل كردهاند كه نمايندگانشان امروز اصرار بر تحميل فشارهاي بيشتر بر آنها را دارند. اجازه دهيد از تجارب تاريخي خودمان سخن بگويم، البته اين موضوع تصادفي يا بيدليل نيست. مقايسه در اين مورد به طرز عجيبي آموزنده است. پروندهاي كه امروز شما اعضاي شوراي امنيت آن را بررسي كرديد، كاملاً داراي همان ويژگيهايي است كه پروندهاي عليه كشور من در سال 1951 در شوراي امنيت داشت. عبارات كليدي كاملاً شبيه به هم هستند: انرژي، استقلال و دخالت قدرتهاي بزرگ.
انگليس در اوايل دهه 1950 ميلادي دقيقا مثل امروز استدلال ميكرد كه "ملي شدن صنعت نفت ايران صلح و امنيت منطقه و جهان را به خطر مياندازد. " فقط كافي است شما جاي عبارت "ملي شدن صنعت نفت " را از اتهامات آن روز عليه ايران با عبارت "فعاليتهاي هستهاي " امروز عوض كنيد، در آن صورت سخنرانيهاي مناسبي براي ديپلمات هايي خواهيد داشت كه تاريخ را تكرار ميكنند. به هرحال بايد به خاطر آورد كه وقتي ايران دعوا بر سرملي كردن نفت در لاهه را به سود خود مختومه كرد، انگليس داستان ضدكمونيستي دروغيني را به آيزنهاور فروخت تا با يك كودتاي آمريكايي، ديكتاتوري شاه را تثبيت و از وي حمايت كند. لازم به گفتن نيست كه اين كودتا تحت لواي حفظ صلح و امنيت بينالمللي و احترام به آزادي و دموكراسي سازماندهي و اجرا شد، توجيهاتي كه پس از آن متناوباً براي توجيه بسياري از اقدامات براندازانه ديگر در ساير كشورهاي در حال توسعه و به منظور حفظ و توسعه منافع كارتلها و كنسرسيومهاي بينالمللي مورد استفاده قرار گرفت. پيام روشن بود: هيچ كس حق ندارد منافع حياتي جهان سرمايهداري را به خطر بياندازد.
و اين بار نيز تاريخ شباهت چشمگير ميان تلاشها براي وضع تحريمهاي ضد ايراني امروز با اقدامات دهه 50 عليه ملي شدن صنعت نفت ايران را فراموش نخواهد كرد. شباهت جالب آن است كه در هر دو بار، محور انگليسي – آمريكايي براي محروم كردن ملت ايران از حق مسلم خود در نيل به خودكفايي در توليد انرژي دست به كار شدند، چه ميخواهد هيدروكربن باشد و يا انرژي هستهاي صلح آميز. اما اين بار تفاوت اينجاست كه امروز جمهوري اسلامي ايران از هميشه قدرتمندتر است و با حمايت مردم خود از سه دهه تجربه سياسي، رنسانس علمي و صنعتي و ميراث فرهنگي بهره ميبرد و از حمايت اكثريت ملتها نيز برخوردار است.
جناب آقاي رئيس!
اقدامات خصمانه اين قدرتهاي معدود عليه ملت ما امر تازهاي نيست. آمريكا و متحدانش حتي به نفع صدام در تجاوز عليه ايران وارد عمل شدند و او را به سلاحهاي شيميايي و ساير ادوات نظامي مجهز كردند. اين حمايت مفتضحانه، حتي مدتها پس از انتشار اولين گزارش سازمان ملل مبني بر استفاده صدام از اين سلاحهاي مرگبار عليه غير نظاميان كرد در شمال عراق و نيروهاي ايراني، در قالب افزايش تأمين مواد شيميايي و بيولوژيك ادامه داشت. اولين عكس العمل اين قدرتها "انكار " موضوع بود. دومين عكسالعمل آن بود كه پاسخ به اين حملات "اقدامي نسنجيده " خواهد بود و سومين پاسخ آنها افزايش شديد ارائه تسليحات و مواد شيميايي و بيولوژيك به عراق بود. هيچ اقدامي از سوي شوراي امنيت عليه استفاده از سلاح شيميايي، به دليل تهديد به وتو از سوي تأمين كنندگان همين سلاحهاي غيرانساني، صورت نگرفت. آنها همان قدرتهايي بودند كه امروز اين قطعنامه جديد را عليه ايران بر شوراي امنيت تحميل كردند.
به مجرد آنكه آمريكا پيروزي ايران در جنگ را قريب الوقوع ديد، مستقيما به مقابله با ايران برخاست و از جمله آنكه هواپيماي مسافربري ايران را مورد هدف قرار داد و ساقط نمود. عدم اقدام شوراي امنيت در اين باره واقعاً شرم آور بود.
من قصد پرداختن به جزئيات سوء استفاده از اين نهاد سازمان ملل و دروغهاي بزرگ در تاريخ معاصر توسط قدرتهاي موجود را ندارم. به عنوان نمونه، زماني كه تلاش كردند صدام را ساقط كنند، آمريكا و انگليس ائتلافي را تشكيل دادند و به بهانه دروغين يافتن سلاحهاي كشتار جمعي به عراق حمله كردند.
جناب آقاي رئيس!
جمهوري اسلامي ايران مصمم است از حق مسلم خود در بهرهمندي از انرژي هستهاي جهت مقاصد صلح آميز استفاده نموده و براي ارتقاي پيشرفتهاي علمي خويش در توسعه ابعاد متنوع و صلح آميز آن تلاش كند. در عين حال، ايران به عنوان قرباني سلاحهاي كشتار جمعي در دوران اخير، هم بر پايه اعتقادات مذهبي و هم به دلايل امنيتي، مخالف توسعه و استفاده از اينگونه سلاحهاي غيرانساني بوده و آن را رد كرده است. رهبري جمهوري اسلامي ايران در مناسبتهاي مختلف از جمله در پيام اخير خود به كنفرانس بينالمللي تهران در خصوص خلع سلاح هستهاي و عدم اشاعه كه در آوريل 2010 در تهران برگزار گرديد، حرام بودن سلاحهاي هستهاي را اعلام نمودند و من در نامه خود كه تحت سند شماره 203/2010/S توزيع گرديد، اين پيام ايشان را به اطلاع اين سازمان رساندم. در پيام ايشان آمده است: "ما استفاده از چنين سلاحهايي را حرام ميدانيم و معتقديم كه اين وظيفه هر فرد است كه تلاش نمايد تا بشريت را در مقابل اين فاجعه بزرگ حفظ نمايد ".
همچنين، حضور و سخنراني رئيس جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس بازنگري پيمان عدم اشاعه هستهاي تأكيد مجددي بر رد كامل سلاحهاي هستهاي توسط ايران و نياز به تقويت و احياي معاهده عدم اشاعه بود. اين امر بيانگر پايبندي ما به پيمان عدم اشاعه و ابراز نگراني ما از خطرات سلاحهاي هستهاي و نياز فوري براي امحاي كامل آن از صحنه روزگار ميباشد.
ايران فيالواقع به همكاري بسيار نزديك با آژانس بينالمللي انرژي هستهاي ادامه داده تا آنجا كه در برخي مواقع از تكاليف حقوقياش نيز فراتر رفته است. موارد متعددي از اين همكاري نزديك با آژانس را تاكنون توضيح دادهام و تنها در اينجا به اين نكته اكتفا ميكنم كه از فوريه 2003 تاكنون آژانس بيش از 4500 روز كاري را وقف بازرسي از ايران كرده است كه چنين فعاليت راستي آزمايي گستردهاي از زمان تأسيس آژانس بيسابقه است.
عليرغم همكاري گسترده و كاملا بيسابقه كشور من با آژانس، چند كشور غربي با كشاندن غيرضروري موضوع موضوع به شوراي امنيت و صدور اين قطعنامه مغرضانه و سياسي، كماكان به رفتار غيرمنصفانه، تحريك آميز و خصمانه خود عليه كشور من ادامه ميدهند.
در همين سخنرانيهاي انجام شده امروز، اتهامات و دروغهاي بياساس زيادي به ايران وارد شد كه يكي از آنها ادعاي پاسخ منفي ايران به تلاش شش ماهه خانم اشتون براي تماس و ملاقات با دبير شوراي اعالي امنيت ملي ايران است كه من نميخواهم وارد جزئيات آن شوم.
نمونه ديگر از فقدان صداقت اين كشورها كه اتهامات دروغيني را در مورد موضوع هستهاي ايران مطرح ميكنند، زماني مشخص شد كه موضوع تأمين سوخت با غناي 20 درصد براي رأكتور تحقيقاتي تهران كه توليد راديوايزوتوپهاي مورد نياز براي مصارف پزشكي بيش از 800 هزار بيمار سرطاني را بر عهده دارد، مطرح گرديد. در حالي كه ما اثبات كرده بوديم كه توانايي توليد سوخت با غناي بالا براي تأمين سوخت مورد نياز رآكتور تهران را دارا هستيم، با اين وجود ترجيح داديم براي نشان دادن حسن نيت، به مبادله سوخت با غناي سه و نيم درصدي خود با سوخت با غناي 20 درصدي مورد نياز اين رآكتور بپردازيم. با اين حال، معدودي از كشورها طي محاسبات غلط و با نيات سياسي، در نوامبر 2009 قطعنامهاي را به شوراي حكام آژانس عرضه كردند، يعني درست در زماني كه مذاكرات مربوطه در وين در جريان بود. امروز هم هنوز چند روز از صدور بيانيه تهران و تحويل نامه به آژانس نگذشته است كه اينها موضوع را به شوراي امنيت كشاندهاند. علاوه بر اين، بيانات تحريك كننده برخي مقامات رسمي آمريكايي و اروپايي باعث تشكيك جدي مردم و مقامات ايران نسبت به نيات واقعي مقامات آمريكايي در پيشنهاد تبادل اورانيوم گرديد و منجر به تخريب فضاي همكاري و تعميق عدم اطمينان شد.
با اين وجود، ما كماكان به تلاشهاي دو عضو محترم شوراي امنيت، يعني تركيه و برزيل كه صادقانه و در عاليترين سطح تلاش كردند تا توافقي را دنبال نمايند كه در آغاز گروه وين خواستار آن بود، پاسخ مثبت داديم. من مايلم همين جا از تلاشهاي اين دو كشور تشكر كنم كه ميتوانست راه را براي همكاريهاي بيشتر باز كند. ما با موافقت با اين ابتكار كه منجر به صدور بيانيه تهران در مورد تبادل سوخت شد، حسن نيت و جديت خود را به نمايش گذاشتيم. ولي در مقابل، همان چند قدرت، به جاي استقبال از آن، متأسفانه بلادرنگ اين قطعنامه مبتني بر اغراض سياسي را ارائه كردند كه باعث شگفتي جامعه بينالمللي گرديد كه اكثرا از اين بيانيه حمايت كرده بودند. آنهايي كه فارغ از عدل و انصاف جمهوري اسلامي ايران را به فقدان همكاري متهم ميكنند امروز نشان دادند كه هيچ حرمتي براي آنچه كه خودشان ابتداعاً دو عضو ديگر شورا را به انجام آن تشويق ميكردند، قائل نيستند. اين مسئله يك بار ديگر اين حقيقت تلخ را آشكار ميسازد كه آنچه براي اين چند قدرت معدود مهم است، منافع سياسي تنگ نظرانهشان ميباشد. اين امر نشان ميدهد كه آنان هرگاه كه بخواهند براحتي تعهدات خود را زير پا ميگذارند و نه براي ساير اعضاي شوراي امنيت و نه براي قول و قرارهاي خودشان، هيچ ارزشي قائل نيستند. در چنين شرايطي آنچه كه به خطر ميافتد، اعتبار شوراي امنيت و بلكه آبروي سازمان ملل است كه آن را تبديل به ابزاري كرده است كه در جعبه ابزار در دست اين چند كشور معدود قرار دارد. اين كشورها هر بلايي را كه بخواهند بر سر آن ميآورند و در سوء استفاده از اين نهاد براي رسيدن به اهداف و اغراض خود هيچ ابايي ندارند.
جناب آقاي رئيس!
برخوردهاي كاملاً دوگانه و تاسف بار شوراي امنيت روزي به پايان خواهد رسيد و آن روز برخي قدرتهاي عضو اين شورا، بايد به پرسشهاي مشروع افكار عمومي جهانيان درباره رفتار نادرست خود در شوراي امنيت پاسخ دهند. آنان بايد پاسخگو باشند كه چرا شوراي امنيت را آنقدر ضعيف و ناتوان كردند كه نتوانست در برابر تهديدات اعمال شده عليه ايران، حتي تهديد به استفاده از سلاح هستهاي عليه آن كه آشكارا در سياست هستهاي جديد دولت آمريكا به آن اشاره شده، واكنشي از خود نشان دهد. آنان بايد روزي پاسخگو باشند كه چرا هيچ وقت به شوراي امنيت اجازه ندادند در رابطه با تهديدات مكرر رژيم جنايتكار اسرائيل عليه ايران كه در مغايرت آشكار با منشور سازمان ملل است، اقدام كند. آنها بايد براي جامعه بينالمللي توضيح دهند كه چرا شورا را براي اقدام عليه ملتي كه فقط براي احقاق حقوق قانوني و مسلم خود تلاش ميكند، تحت فشار قرار دادند. اين در حالي است كه همان چند كشور معدود به هر تلاشي متوسل ميشوند تا نگذارند شوراي امنيت بر عليه رژيم اسرائيل در مورد نقض اصول اساسي حقوق بينالملل و پايمال شدن موازين بشردوستانه اقدام كند. براي نمونه، اين كشورها اجازه ندادند كه در رابطه با مستندات درج شده در گزارش گلدستون اقدامي صورت گيرد و بارها از تلاش شوراي امنيت براي متوقف كردن تجاوزات گسترده رژيم صهيونيستي عليه مردم فلسطين و لبنان ممانعت بعمل آوردند. آن كساني كه نگذاشتند شوراي امنيت در خصوص قتل عام انجام شده بر عرشه كشتي كمك رساني فلوتيلا قطعنامه محكمي صادر و آن را محكوم كند و شورا را مجبور به صدور فقط يك بيانيه رئيس كردند، بايد پاسخگو باشند. بالاخره يك روز بايد پاسخ داده شود كه چرا شوراي امنيت اجازه نداشت در رابطه با زرادخانه هستهاي رژيم صهيونيستي در كنار خوي جنايتكارانه و عطشي كه براي قتل عام دارد، كمترين اقدامي صورت دهد.
جناب آقاي رئيس!
در خاتمه مايلم بار ديگر تأكيد كنم هيچ فشاري نخواهد توانست در عزم جدي ملت و كشور من در دفاع از حقوق مسلم خود تزلزلي ايجاد كند. جمهوري اسلامي ايران به عنوان قدرتمندترين و باثباتترين كشور منطقه، هرگز تسليم اقدامات خصمانه چند قدرت زورگو نخواهد شد و كماكان به دفاع از حقوق حقه خود ادامه خواهد داد.
قبل از خاتمه سخنان خود، مايلم صميمانه از هيئتهاي محترم تركيه و برزيل كه به اين قطعنامه رأي مخالف دادند و از هيئت محترم لبنان كه از آن حمايت نكرد، سپاسگزاري نمايم. بدون ترديد، عدم حمايت آنها از قطعنامه، اقدامي است در حمايت از صلح، ثبات و ديپلماسي كه در حافظه تاريخ باقي خواهد ماند.
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي رئيس!
قبل از شروع سخنرانيام، مايلم بگويم كه من هيچوقت سالن شورا را اينقدر شلوغ و پرازدحام نديده بودم. همه سفرا و همكاران سازمان ملل آمدهاند تا به تماشاي مناظره (DEBATE) امروز بنشينند، لذا مايلم از حضور همه آنها تشكر كنم. اين جمعيت و علاقه آنها به تماشاي اين جلسه، مرا به ياد مسابقه فوتبال بين آمريكا و ايران در جام جهاني 1998 فرانسه انداخت كه عده زيادي در سراسر دنيا به تماشاي آن نشسته بودند. به هر حال متشكرم.
جناب آقاي رئيس!
پيش از ورود به صحن شورا خاطرات تاريخي خود را مرور ميكردم. تاريخ به واقع آموزگاري فوق العاده است، به ويژه آنكه تا همين لحظه نيز همراه ماست. حكيمي ميگفت "اين تاريخ نيست كه خود به خود تكرار ميشود، اين ما هستيم كه همان اشتباهات را تكرار ميكنيم. " مرور تاريخ تلخ گذشته و نگاه عميق به چگونگي عملكرد امروزين شوراي امنيت ثابت ميكند كه ما هنوز هم با يك نظام بينالملل تبعيض آميز، ناعادلانه و مبتني بر سلطه قدرتمندان مواجهيم.
به منظور ضبط در وجدان همه مردمان صلح دوستِ سراسر جهان، مايلم چند كلمهاي در خصوص فشارهايي صحبت كنم كه مردم كشورم به واسطه دست اندازي و مداخله جويي همان كشورهايي تحمل كردهاند كه نمايندگانشان امروز اصرار بر تحميل فشارهاي بيشتر بر آنها را دارند. اجازه دهيد از تجارب تاريخي خودمان سخن بگويم، البته اين موضوع تصادفي يا بيدليل نيست. مقايسه در اين مورد به طرز عجيبي آموزنده است. پروندهاي كه امروز شما اعضاي شوراي امنيت آن را بررسي كرديد، كاملاً داراي همان ويژگيهايي است كه پروندهاي عليه كشور من در سال 1951 در شوراي امنيت داشت. عبارات كليدي كاملاً شبيه به هم هستند: انرژي، استقلال و دخالت قدرتهاي بزرگ.
انگليس در اوايل دهه 1950 ميلادي دقيقا مثل امروز استدلال ميكرد كه "ملي شدن صنعت نفت ايران صلح و امنيت منطقه و جهان را به خطر مياندازد. " فقط كافي است شما جاي عبارت "ملي شدن صنعت نفت " را از اتهامات آن روز عليه ايران با عبارت "فعاليتهاي هستهاي " امروز عوض كنيد، در آن صورت سخنرانيهاي مناسبي براي ديپلمات هايي خواهيد داشت كه تاريخ را تكرار ميكنند. به هرحال بايد به خاطر آورد كه وقتي ايران دعوا بر سرملي كردن نفت در لاهه را به سود خود مختومه كرد، انگليس داستان ضدكمونيستي دروغيني را به آيزنهاور فروخت تا با يك كودتاي آمريكايي، ديكتاتوري شاه را تثبيت و از وي حمايت كند. لازم به گفتن نيست كه اين كودتا تحت لواي حفظ صلح و امنيت بينالمللي و احترام به آزادي و دموكراسي سازماندهي و اجرا شد، توجيهاتي كه پس از آن متناوباً براي توجيه بسياري از اقدامات براندازانه ديگر در ساير كشورهاي در حال توسعه و به منظور حفظ و توسعه منافع كارتلها و كنسرسيومهاي بينالمللي مورد استفاده قرار گرفت. پيام روشن بود: هيچ كس حق ندارد منافع حياتي جهان سرمايهداري را به خطر بياندازد.
و اين بار نيز تاريخ شباهت چشمگير ميان تلاشها براي وضع تحريمهاي ضد ايراني امروز با اقدامات دهه 50 عليه ملي شدن صنعت نفت ايران را فراموش نخواهد كرد. شباهت جالب آن است كه در هر دو بار، محور انگليسي – آمريكايي براي محروم كردن ملت ايران از حق مسلم خود در نيل به خودكفايي در توليد انرژي دست به كار شدند، چه ميخواهد هيدروكربن باشد و يا انرژي هستهاي صلح آميز. اما اين بار تفاوت اينجاست كه امروز جمهوري اسلامي ايران از هميشه قدرتمندتر است و با حمايت مردم خود از سه دهه تجربه سياسي، رنسانس علمي و صنعتي و ميراث فرهنگي بهره ميبرد و از حمايت اكثريت ملتها نيز برخوردار است.
جناب آقاي رئيس!
اقدامات خصمانه اين قدرتهاي معدود عليه ملت ما امر تازهاي نيست. آمريكا و متحدانش حتي به نفع صدام در تجاوز عليه ايران وارد عمل شدند و او را به سلاحهاي شيميايي و ساير ادوات نظامي مجهز كردند. اين حمايت مفتضحانه، حتي مدتها پس از انتشار اولين گزارش سازمان ملل مبني بر استفاده صدام از اين سلاحهاي مرگبار عليه غير نظاميان كرد در شمال عراق و نيروهاي ايراني، در قالب افزايش تأمين مواد شيميايي و بيولوژيك ادامه داشت. اولين عكس العمل اين قدرتها "انكار " موضوع بود. دومين عكسالعمل آن بود كه پاسخ به اين حملات "اقدامي نسنجيده " خواهد بود و سومين پاسخ آنها افزايش شديد ارائه تسليحات و مواد شيميايي و بيولوژيك به عراق بود. هيچ اقدامي از سوي شوراي امنيت عليه استفاده از سلاح شيميايي، به دليل تهديد به وتو از سوي تأمين كنندگان همين سلاحهاي غيرانساني، صورت نگرفت. آنها همان قدرتهايي بودند كه امروز اين قطعنامه جديد را عليه ايران بر شوراي امنيت تحميل كردند.
به مجرد آنكه آمريكا پيروزي ايران در جنگ را قريب الوقوع ديد، مستقيما به مقابله با ايران برخاست و از جمله آنكه هواپيماي مسافربري ايران را مورد هدف قرار داد و ساقط نمود. عدم اقدام شوراي امنيت در اين باره واقعاً شرم آور بود.
من قصد پرداختن به جزئيات سوء استفاده از اين نهاد سازمان ملل و دروغهاي بزرگ در تاريخ معاصر توسط قدرتهاي موجود را ندارم. به عنوان نمونه، زماني كه تلاش كردند صدام را ساقط كنند، آمريكا و انگليس ائتلافي را تشكيل دادند و به بهانه دروغين يافتن سلاحهاي كشتار جمعي به عراق حمله كردند.
جناب آقاي رئيس!
جمهوري اسلامي ايران مصمم است از حق مسلم خود در بهرهمندي از انرژي هستهاي جهت مقاصد صلح آميز استفاده نموده و براي ارتقاي پيشرفتهاي علمي خويش در توسعه ابعاد متنوع و صلح آميز آن تلاش كند. در عين حال، ايران به عنوان قرباني سلاحهاي كشتار جمعي در دوران اخير، هم بر پايه اعتقادات مذهبي و هم به دلايل امنيتي، مخالف توسعه و استفاده از اينگونه سلاحهاي غيرانساني بوده و آن را رد كرده است. رهبري جمهوري اسلامي ايران در مناسبتهاي مختلف از جمله در پيام اخير خود به كنفرانس بينالمللي تهران در خصوص خلع سلاح هستهاي و عدم اشاعه كه در آوريل 2010 در تهران برگزار گرديد، حرام بودن سلاحهاي هستهاي را اعلام نمودند و من در نامه خود كه تحت سند شماره 203/2010/S توزيع گرديد، اين پيام ايشان را به اطلاع اين سازمان رساندم. در پيام ايشان آمده است: "ما استفاده از چنين سلاحهايي را حرام ميدانيم و معتقديم كه اين وظيفه هر فرد است كه تلاش نمايد تا بشريت را در مقابل اين فاجعه بزرگ حفظ نمايد ".
همچنين، حضور و سخنراني رئيس جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس بازنگري پيمان عدم اشاعه هستهاي تأكيد مجددي بر رد كامل سلاحهاي هستهاي توسط ايران و نياز به تقويت و احياي معاهده عدم اشاعه بود. اين امر بيانگر پايبندي ما به پيمان عدم اشاعه و ابراز نگراني ما از خطرات سلاحهاي هستهاي و نياز فوري براي امحاي كامل آن از صحنه روزگار ميباشد.
ايران فيالواقع به همكاري بسيار نزديك با آژانس بينالمللي انرژي هستهاي ادامه داده تا آنجا كه در برخي مواقع از تكاليف حقوقياش نيز فراتر رفته است. موارد متعددي از اين همكاري نزديك با آژانس را تاكنون توضيح دادهام و تنها در اينجا به اين نكته اكتفا ميكنم كه از فوريه 2003 تاكنون آژانس بيش از 4500 روز كاري را وقف بازرسي از ايران كرده است كه چنين فعاليت راستي آزمايي گستردهاي از زمان تأسيس آژانس بيسابقه است.
عليرغم همكاري گسترده و كاملا بيسابقه كشور من با آژانس، چند كشور غربي با كشاندن غيرضروري موضوع موضوع به شوراي امنيت و صدور اين قطعنامه مغرضانه و سياسي، كماكان به رفتار غيرمنصفانه، تحريك آميز و خصمانه خود عليه كشور من ادامه ميدهند.
در همين سخنرانيهاي انجام شده امروز، اتهامات و دروغهاي بياساس زيادي به ايران وارد شد كه يكي از آنها ادعاي پاسخ منفي ايران به تلاش شش ماهه خانم اشتون براي تماس و ملاقات با دبير شوراي اعالي امنيت ملي ايران است كه من نميخواهم وارد جزئيات آن شوم.
نمونه ديگر از فقدان صداقت اين كشورها كه اتهامات دروغيني را در مورد موضوع هستهاي ايران مطرح ميكنند، زماني مشخص شد كه موضوع تأمين سوخت با غناي 20 درصد براي رأكتور تحقيقاتي تهران كه توليد راديوايزوتوپهاي مورد نياز براي مصارف پزشكي بيش از 800 هزار بيمار سرطاني را بر عهده دارد، مطرح گرديد. در حالي كه ما اثبات كرده بوديم كه توانايي توليد سوخت با غناي بالا براي تأمين سوخت مورد نياز رآكتور تهران را دارا هستيم، با اين وجود ترجيح داديم براي نشان دادن حسن نيت، به مبادله سوخت با غناي سه و نيم درصدي خود با سوخت با غناي 20 درصدي مورد نياز اين رآكتور بپردازيم. با اين حال، معدودي از كشورها طي محاسبات غلط و با نيات سياسي، در نوامبر 2009 قطعنامهاي را به شوراي حكام آژانس عرضه كردند، يعني درست در زماني كه مذاكرات مربوطه در وين در جريان بود. امروز هم هنوز چند روز از صدور بيانيه تهران و تحويل نامه به آژانس نگذشته است كه اينها موضوع را به شوراي امنيت كشاندهاند. علاوه بر اين، بيانات تحريك كننده برخي مقامات رسمي آمريكايي و اروپايي باعث تشكيك جدي مردم و مقامات ايران نسبت به نيات واقعي مقامات آمريكايي در پيشنهاد تبادل اورانيوم گرديد و منجر به تخريب فضاي همكاري و تعميق عدم اطمينان شد.
با اين وجود، ما كماكان به تلاشهاي دو عضو محترم شوراي امنيت، يعني تركيه و برزيل كه صادقانه و در عاليترين سطح تلاش كردند تا توافقي را دنبال نمايند كه در آغاز گروه وين خواستار آن بود، پاسخ مثبت داديم. من مايلم همين جا از تلاشهاي اين دو كشور تشكر كنم كه ميتوانست راه را براي همكاريهاي بيشتر باز كند. ما با موافقت با اين ابتكار كه منجر به صدور بيانيه تهران در مورد تبادل سوخت شد، حسن نيت و جديت خود را به نمايش گذاشتيم. ولي در مقابل، همان چند قدرت، به جاي استقبال از آن، متأسفانه بلادرنگ اين قطعنامه مبتني بر اغراض سياسي را ارائه كردند كه باعث شگفتي جامعه بينالمللي گرديد كه اكثرا از اين بيانيه حمايت كرده بودند. آنهايي كه فارغ از عدل و انصاف جمهوري اسلامي ايران را به فقدان همكاري متهم ميكنند امروز نشان دادند كه هيچ حرمتي براي آنچه كه خودشان ابتداعاً دو عضو ديگر شورا را به انجام آن تشويق ميكردند، قائل نيستند. اين مسئله يك بار ديگر اين حقيقت تلخ را آشكار ميسازد كه آنچه براي اين چند قدرت معدود مهم است، منافع سياسي تنگ نظرانهشان ميباشد. اين امر نشان ميدهد كه آنان هرگاه كه بخواهند براحتي تعهدات خود را زير پا ميگذارند و نه براي ساير اعضاي شوراي امنيت و نه براي قول و قرارهاي خودشان، هيچ ارزشي قائل نيستند. در چنين شرايطي آنچه كه به خطر ميافتد، اعتبار شوراي امنيت و بلكه آبروي سازمان ملل است كه آن را تبديل به ابزاري كرده است كه در جعبه ابزار در دست اين چند كشور معدود قرار دارد. اين كشورها هر بلايي را كه بخواهند بر سر آن ميآورند و در سوء استفاده از اين نهاد براي رسيدن به اهداف و اغراض خود هيچ ابايي ندارند.
جناب آقاي رئيس!
برخوردهاي كاملاً دوگانه و تاسف بار شوراي امنيت روزي به پايان خواهد رسيد و آن روز برخي قدرتهاي عضو اين شورا، بايد به پرسشهاي مشروع افكار عمومي جهانيان درباره رفتار نادرست خود در شوراي امنيت پاسخ دهند. آنان بايد پاسخگو باشند كه چرا شوراي امنيت را آنقدر ضعيف و ناتوان كردند كه نتوانست در برابر تهديدات اعمال شده عليه ايران، حتي تهديد به استفاده از سلاح هستهاي عليه آن كه آشكارا در سياست هستهاي جديد دولت آمريكا به آن اشاره شده، واكنشي از خود نشان دهد. آنان بايد روزي پاسخگو باشند كه چرا هيچ وقت به شوراي امنيت اجازه ندادند در رابطه با تهديدات مكرر رژيم جنايتكار اسرائيل عليه ايران كه در مغايرت آشكار با منشور سازمان ملل است، اقدام كند. آنها بايد براي جامعه بينالمللي توضيح دهند كه چرا شورا را براي اقدام عليه ملتي كه فقط براي احقاق حقوق قانوني و مسلم خود تلاش ميكند، تحت فشار قرار دادند. اين در حالي است كه همان چند كشور معدود به هر تلاشي متوسل ميشوند تا نگذارند شوراي امنيت بر عليه رژيم اسرائيل در مورد نقض اصول اساسي حقوق بينالملل و پايمال شدن موازين بشردوستانه اقدام كند. براي نمونه، اين كشورها اجازه ندادند كه در رابطه با مستندات درج شده در گزارش گلدستون اقدامي صورت گيرد و بارها از تلاش شوراي امنيت براي متوقف كردن تجاوزات گسترده رژيم صهيونيستي عليه مردم فلسطين و لبنان ممانعت بعمل آوردند. آن كساني كه نگذاشتند شوراي امنيت در خصوص قتل عام انجام شده بر عرشه كشتي كمك رساني فلوتيلا قطعنامه محكمي صادر و آن را محكوم كند و شورا را مجبور به صدور فقط يك بيانيه رئيس كردند، بايد پاسخگو باشند. بالاخره يك روز بايد پاسخ داده شود كه چرا شوراي امنيت اجازه نداشت در رابطه با زرادخانه هستهاي رژيم صهيونيستي در كنار خوي جنايتكارانه و عطشي كه براي قتل عام دارد، كمترين اقدامي صورت دهد.
جناب آقاي رئيس!
در خاتمه مايلم بار ديگر تأكيد كنم هيچ فشاري نخواهد توانست در عزم جدي ملت و كشور من در دفاع از حقوق مسلم خود تزلزلي ايجاد كند. جمهوري اسلامي ايران به عنوان قدرتمندترين و باثباتترين كشور منطقه، هرگز تسليم اقدامات خصمانه چند قدرت زورگو نخواهد شد و كماكان به دفاع از حقوق حقه خود ادامه خواهد داد.
قبل از خاتمه سخنان خود، مايلم صميمانه از هيئتهاي محترم تركيه و برزيل كه به اين قطعنامه رأي مخالف دادند و از هيئت محترم لبنان كه از آن حمايت نكرد، سپاسگزاري نمايم. بدون ترديد، عدم حمايت آنها از قطعنامه، اقدامي است در حمايت از صلح، ثبات و ديپلماسي كه در حافظه تاريخ باقي خواهد ماند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


