کد خبر: ۲۶۲۲۹۰
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۱
خطر بازگشت انجمن حجتیه علی رغم هشدار حضرت امام خمینی (ره)؛
دکتر عبادی در مقاله ای تحت عنوان «تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیه» ضمن بررسی زمینه های تشکیل این انجمن، به بررسی دیدگاه حضرت امام و یاران ایشان درباره این جریان فکری-سیاسی و همچنین تاریخچه ای مختصر از فعالیت های انجمن حجتیه می پردازد.

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیهگروه سیاسی، امام خمینی (ره) در منشور روحانيت 67/12/3 درخصوص چهار خطر هشدار دادند:

1- خطر بازگشت جريان ليبرال

2- خطر بازگشت جريان انجمن حجتيه

3- خطر تاثير پذيري خوديها از ضد انقلاب

4- خطر نفاق

به گزارش بولتن نیوز، دکتر کریم عبادی، عضو هیات علمی دانشگاه با اشاره به هشدار جدی حضرت امام خمینی (ره) در مقاله ای تحت عنوان «تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیه» ضمن بررسی زمینه های تشکیل این انجمن، به بررسی دیدگاه حضرت امام و یاران ایشان درباره این جریان فکری-سیاسی و همچنین تاریخچه ای مختصر از فعالیت های انجمن حجتیه می پردازد و درنهایت با ارائه اسنادی از همکاری این جریان به ظاهر مذهبی با ساواک به عنوان یک سازمان جاسوسی و اطلاعاتی در رژیم پهلوی، نکاتی در این خصوص که تا پیش از این کمتر بدین شکل مطرح شده را گرد هم می آورد. 

در ادامه این مقاله آمده:

زمینه های تشکیل انجمن حجتیه

روحانیان در جامعه ایران، به ویژه از هنگام تحریم تنباكو، جایگاه ارزنده‌ای داشته‌ وهمواره در برابر حكومت‌های ستمگر و نفوذ استعمار ایستاده و مانع اجرای اهداف بیگانگان بودند. از این رو، استعمارگران برای مقابله با روحانیت، از راه دین وارد شده و به فرقه‌سازی و تفرقه‌افكنی میان مسلمانان روی آوردند.

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیه

برخی از این­ها، با مشغول ساختنِ اذهان به مسائل انحرافی، اساس فكری و مذهبی آنان را سست می­كنند تا ذهن، فكر و اندیشه مردم را از سیاست و حكومت و دخالت در ادارة مملكت دور نگه دارند، به طوری كه دخالت دین و مذهب در امور سیاست و اداره مملكت امری مكروه و حتی حرام نشان داده شود تا بیشتر و آسوده‌تر بتوانند بر مقدرات مسلمانان حاكم شده و از منابع و ذخایر این كشورها، منافع خود را تأمین كنند.[1]

جامعه مذهبی ایران در دوره پهلوی با سه جریان عمده روبرو بود؛ گروه اول؛ فرهنگ باختگان در برابر فرنگیان. گروه دوم، مرعوب شدگان شعارهای کمونیسم و عدالت گرایانه دروغین. گروه سوم، بهائیت، که شاخه فکری و فرهنگی استعمار برای تفرقه در جامعه اسلامی ایجاد شده بود. تشکیل انجمن حجتیه برای مقابله با بهائیت بود.

مؤسس و رهبر این گروه آقای شیخ‌محمود ذاكرزادة تولایی معروف به "حلبی" است.

صرف نظر از مسائل دیگر، انجمن برخلاف حركت اسلام انقلابی، حركت می­كرده و با جدایی دین از سیاست، نیروی خود را مصروف عوامل فرعی كرده و از مبارزه با اصل و ریشه فساد غافل ماند و به همین جهت مورد استقبال دربار قرار گرفت.

مبنای این اندیشه، باطل و طاغوت شمردن قیام‏هاى قبل از ظهور است و از نظر انجمنی ­ها؛ جهاد در دوران غیبت معنا ندارد.پس طرفدار جدائی دین از سیاست در دوره غیبت بوده و به تشکیل حکومت اسلامی در دوره غیبت امام معصوم اعتقادی ندارند. لذا در تبصره دوم اساس­نامه انجمن می خوانیم:

« انجمن به هيچ‌وجه در امور سياسي مداخله نخواهد داشت و نيز مسؤوليت هرنوع دخالتي را كه در زمينه‌هاي سياسي از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گيرد، بر عهده نخواهد داشت. »

بر اساس این مبانی بود که امام خمینی(ره) و انجمن حجتیه در مقابل هم قرار گرفتند: هم در مقام سخن و اظهار نظر ها در مقابل هم قرار گرفتند و هم در مقام عمل، که امام خمینی(ره) به تمام عیار با طاغوت و ریشه­های آن مانند اصل حکومت شاهنشاهی و خاندان پهلوی مبارزه می کرد و گفت شاه باید برود، در حالی که آقای حلبی، مبارزه با طاغوت را در زمان غیبت حرام می دانست.

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیه

قابل ذکر است که در آن زمان، امام خمینی(ره) یک مجتهد تمام عیار بود و مدرس خارج فقه و اصول و استاد فلسفه و مدرس اخلاق در حوزه علیمه قم بود، در حالی که حتی یک نفر از عالمان دینی از اجتهاد و مرجعیت آقای حلبی سخن نگفته اند. معلوم نیست چگونه این اندیشه انحرافی شخصی را به همگان القاء می کرد. در حالی که امام از اینها به ساده لوحان بی سواد تعبیر کرده است. [2]

جا دارد از حضرت آیت الله خویی یاد شود که با حرکت جدی و مبارزه عملی خود در برابر طاغوت زمان؛ یعنی صدام، نشان داد که ساحت ایشان از برخی که خود را به آن بزرگوار منتسب می کردند مبراست.

موضعگيری آقای حلبی در مقابل امام خمینی(ره)

گرچه منش و روش آقای حلبی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با روش امام، زاویه­ی زیادی داشت اما با پيروزي انقلاب اسلامي حتی صریحاً نسبت به امام خمینی(ره) موضع گرفت و به حرکت انقلابیون، اعتراض كرد. او در مورد امام تصريح كرد:

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیهيك خودكاري در دستش گرفته و يك اعلاميه اي نوشته، مي خواهد امريكا را شكست بدهد.[3]

مهندس شهید علی اخوین انصاری، استاندار گیلان که تا سال ۱۳۵۲ عضو انجمن حجتیه بود و در سال 1360 توسط منافیقن ترور شد، در خاطراتش نقل کرده است:

در آن روز، حضرت امام خمینی پیامی علیه جنایات و خیانت‌های رژیم، خطاب به محمدرضا شاه پهلوی صادر کرده بود که به مذاق انجمن حجتیه خوش نیامد و آقای حلبی، رهبر انجمن حجتیه در یک نشستی گفت: باز هم این آقای خمینی پیامی داد و می‌خواهد جان مردم را به خطر بیندازد و باعث زحمت ما در کشور شود... وقتی آنها موضع من( اخوین انصاری) را در قبال امام خمینی دیدند، دیگر من را از هر گونه فعالیت فرهنگی و دینی؛ از جمله سخنرانی در محافل و مجامع باز‌داشتند و به نیروهای اسلامی که با آنها ارتباط داشتند، هشدار دادند‌ من با انجمن مشکل دارم و از من در مراسم خود استفاده نکنند. این در حالی بود که تا آن زمان، من یکی از سخنران‌های اصلی مناسبت‌ها و مراسم آنها بودم.[4]

آقای سلیمی نمین می گوید: «آقای حلبی در جلسات رسمی و خصوصی اهانت های سخیفی را بر امام مطرح می کرد.»[5]

در واقع انجمن حجتیه قائل به عدم جواز دخالت در سیاست بوده و و به ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت اعتقاد نداشتند.[6]

دیدگاه امام خمینی (ره) در مورد انجمن حجتیه

امام خميني درباره انجمن حجتيه در زمانها و مکان­های متعددی موضع­گیری کرده ؛ از جمله، به وزير کشور وقت آقای ناطق نوري و علي اکبر پرورش، وزير آموزش و پرورش، نظر خود را نسبت به انجمن چنين ابراز مي کند که:

«به آنها پست کليدي ندهيد. خطرناکند. وقتي آمدند بين شما تفرقه ايجاد مي کننند، تشتت ايجاد مي کنند. برادران را به جان هم مي اندازند. آنها کار ديگري دارند. دنبال مسئله ديگري هستند. اينها با شاه همکاري مي کردند. برايشان مسئله دين مطرح نبوده است.»[7]

امام در باره­ی اسلام آمریکایی می فرماید: « شك نكنيد كه بعد از چندى همان مسائل سابق به يك صورت بدترى پيش خواهد آمد؛ همان اسلام شاهنشاهى دوباره برمى‏گردد. آنها مى‏دانند كه بايد بگويند اسلام، امريكا هم براى اسلام دلش مى‏سوزد، اما اسلام امريكايى در زمان شاه هم بود، اسلام امريكايى بود، كسى حق نداشت دخالت در هيچ امرى بكند. اسلام امريكايى اين بود كه مُلّاها بايد بروند درسشان را بخوانند، چكار دارند به سياست. با صراحت لهجه مى‏گفتند. از بس تزريق شده بود در اين مغزها باورشان آمده بود كه ما بايد برويم توى مدرسه درس بخوانيم، چكار داريم به اينكه به ملت چه مى‏گذرد؛ آن امر مردم، امر حكومت با قيصر است به ما چه ربطى دارد. يک دسته ديگر هم که تزشان اين است که بگذاريد که معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براي چه مي آيد؟ حضرت صاحب مي آيد معصيت را بردارد. ما معصيت کنيم که او بيايد؟»[8]
امام در جای دیگر می فرماید: « بايد مراقب بود كه تفكر جدايي دين از سياست از لايه هاي تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند و يكي از مسائلي كه بايد براي طلاب جوان ترسيم شود،همين قضيه است كه چگونه در دوران وانفساي نفوذ مقدسين نافهم و ساده لوحان بي سواد، عده اي كمر همت بسته اند و براي نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه گذاشته اند. اوضاع مثل امروز نبود، هر كس صد درصد معتقد به مبارزه نبود زير فشارها و تهديدهاي مقدس نماها از ميدان به در مي رفت. ترويج تفكر شاه سايه خداست و يا با گوشت و پوست نمي توان در مقابل توپ و تانك ايستاد و اين كه ما مكلف به جهاد و مبارزه نيستيم و يا جواب خون مقتولين را چه كسي مي دهد و از همه شكننده تر، شعار گمراه كننده حكومت قبل از ظهور امام زمان عليه السلام باطل است و هزاران ان قلت ديگر، مشكلات بزرگ و جانفرسايي بودند كه نمي شد با نصيحت و مبارزه منفي و تبليغات جلوي آنها را گرفت. تنها راه حل، مبارزه و ايثار و خون بود كه خداوند وسيله اش را آماده نمود.[9]

هشدار دیگر امام این است:« خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزه­هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند، اينها مروج اسلام آمريكايي اند و دشمن رسول الله. آيا در مقابل اين افعي ها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود.»[10]

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیه

دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند: دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است امروز می گویند مسوولین نظام کمونیست شده اند. تا دیروز مشروب فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان ارواحنا فداه را مفید و راهگشا می دانستند، امروز از این که در گوشه ای خلاف شرعی که هرگز خواست مسئولین نیست رخ می دهد فریاد وا اسلاما سرمی دهند دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند... امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند .[11]

ولايتي هاي ديروز که در سکوت و تحجر خود آبروي اسلام و مسلمين را ريخته اند و در عمل پشت پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولايت بر ايشان جز تکسب و تعيش نبوده است امروز خود را باني و وارث ولايت نموده و حسرت ولايت دوران شاه را ميخورند.[12]

امام در پاسخ به سوال آیت الله گرامی در خصوص انجمن حجتیه فرمودند:

« ... راجع به شخصى كه مرقوم شده بود جلساتش، ضررهايى دارد؛ از وقتى مطلع شده‏ام، تأييدى از او نكرده‏ام و ان شاء اللَّه تعالى نمى‏كنم.»[13]

با توجه به سخنرانی امام در سال 1362، که به تعطیلی انجمن انجامید، گویا امام خميني با هوشياري دريافته بود که تعطيلي انجمن فقط به خاطر حفظ ظاهر و عدم قدرت در روياروئي با رهبر انقلاب بود:
امام در يک جلسه خصوصي با اشاره به اين که انجمن خود را تعطيل کرده نه منحل آن را بي فایده خوانده بود.

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیه

ديدگاه ياران امام درباره انجمن

اکثر یاران امام انتقاد های تندی نسبت به انجمن داشتند؛ نظیر شهید هاشمی نژاد ، آقای ناطق نوری و شهید رجایی.

آیت الله جنتی بارها در خطبه های نماز جمعه نظرات انجمن را به چالش کشید.[14] آقای خلخالی می گوید: ماامیدوار بودیم آقای حلبی اعدام شود.[15]

شهيد رجايي مي گويد: آن موقعي که برادران و خواهران­مان زير شکنجه فرياد مي کشيدند،اينها مي رفتند ثابت کنند که بهائيت برحق است، يا باطل است. و دقيقا در مقابله با مبارزين قرار گرفته بودند.

آقای احمد زاده می گوید: آقای حلبی به من گفت: من می فهمم تو طرفدار آقای خمینی هستی و خبر دارم که در نهضت روحانیت از ایشان طرفداری می کرده ای ... اصلا در خانه من جای این حرفهای سیاسی نیست.

چنانکه شهيد مفتح خطاب به آقای حلبي مي گويد:« اين چه بساطي است راه اندازي کرده ايد ؟ جوانان را جذب مي کنيد و تبديل به عناصر خنثي مي نماييد.» آقای حلبی خطاب به شهید مفتح: «شما بر خلاف مصالح مملکت صحبت می کنید، دستگیرتان می کنند. ولی ما کمیسیون ها و کنفرانس های عظیم تشکیل می دهیم و هیچ کس مزاحم ما نمی شود.»

بر اساس برخی اسناد، بین ساواک و آقای حلبی، مراسلاتی رد و بدل شده و موارد متعددی معرفی متصدیان انجمن در شهرستان ها با موافقت ساواک انجام گرفته است. نامه ساواك خراسان به ساواك بجنورد در خصوص موافقت ساواک خراسان با متصدی انجمن بجنورد در اسناد موجود است.[16]

آیت الله خزعلی می گوید: آنان باور نمی کردند انقلاب به پیروزی می رسد.

از ابتدای این نهضت و از گذشته‌های دور این نهضت آقای حلبی با ناباوری با آن برخورد می‌كرد و معتقد بود كه نمی‌شود با رژیم تا دندان مسلح شاه مبارزه كرد و عقیده داشت كسانی كه به این راه كشیده می‌شوند خونشان را هدر می‌دهند و كسانی كه افراد را به این راه می‌كشانند مسئول این خون‌ها هستند و معتقد بودند كه كار صحیح فعالیت‌های فرهنگی و ایدئولوژیك است نه مبارزه علیه رژیم.[17]

در سندی ازساواک به تاریخ 1350/08/13 پس از شنیدن خبری دستگیری برخی از مسئولان انجمن توسط ساواک آمده است.[18]

آقای حلبی از این روش به شدت ناراحت شده و افزوده : ما را ساواک می شناسد و هدف ما را می داند و به طور کلی ما باید از جنجالهای سیاسی دور باشیم و از رویه ی آیت الله خمینی و طرفداران کوتاه فکرش هم ابراز تاسف کرد.

نظریه شنبه : آقای حلبی با هر گونه وابستگی سیاسی و فعالیت سوء انجمن مخالف است.

به هر حال انجمن حجتیه چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب ، با خط امام و انقلاب و تشکیل حکومت در دوره غیبت مخالف است و اگر در جایی چنین حرفی را انکار کنند به قول خودشان، از روی تقیه است.

رابطه انجمن حجتیه با ساواک

تقابل طیف های مذهبی انجمن حجتیهدر مورد رابطه ساواک و انجمن سه دیدگاه مطرح است:

الف) انجمن هیچ ارتباطی با رژیم شاه نداشته و اگر در برهه ای، رژیم را تأیید می کرده به جهت مصالحی بوده است.

ب) ارتباط تنگاتنگ انجمن و ساواک و معرفی انجمنی ها به عنوان نفوذی های ساواک در میان متدینان.

ج) دیدگاهی بینابین که انجمن به طور مطلق مورد تایید ساواک نبوده، بلکه انجمن، در کشاندن جوانان مذهبی و انقلابی به جلسات بی تحرک و یا حد اقل آرام و غیر سیاسی نقش بی بدیلی ایفا کرده است.

سند دیگر ساواک

در ملاقاتی که طی چند جلسه با شیخ محمود حلبی سرپرست انجمن مبارزه با بهائیت به عمل آمد ، مشارالیه اظهار داشته که از هجده سال قبل تا کنون انجمن مزبور تشکیل شده و هر روز در اکثر شهرستانها دارای تشکیلاتی گردیده و در تهران نیز در نقاط مختلف دارای جلسات و کنفرانس می باشد و تا کنون برای این جلسات صرفا ارشاد جوانان در مسائل دینی بوده و کوچک ترین مساله سیاسی در جلسات مطرح نشده است. حتی به علت این که به روحیه جنجالی روحانیان و وعاظ آشنایی دارد، اجازه ورود یک نفر از روحانیان را به جلسات و دخالت آنان را در این زمینه نداده است. مشارالیه اضافه نمود که انجمن تا کنون خدمات زیادی به دستگاه نموده حتی قبل از برگزاری جشن های 2500 ساله که بهائیان قصد کسب امتیاز جهت آشنایی خود را داشته اند ، اقدامات موثری به عمل آورده که به طور حتم به شرف عرض رسیده است زیرا تیمسار ارتشبد اویسی فرمانده کل ژاندارمری وقت در جریان بوده اند و ادامه داد چنانچه دستگاه مصلحت نداند که این انجمن با کار خود ادامه دهد به فعالیتش خاتمه داده، ولی مراتب را به شرف عرض همایونی خواهد رسانید . ضمن این که مذاکرات لازم در مورد مراقبت از جلسات به منظور جلوگیری از نفوذ احتمالی افراد خرابکار و برانداز انجام شده اقدامات مراقبتی نیز به عمل آمده و به منابع مربوطه آموزش لازم در این زمینه داده شده است. بدیهی است هرگونه خبر واصله به موقع به عرض خواهد رسید.رئیس ساواک تهران، پرنیان فر[19]

دکتر کریم عبادی – عضو هیات علمی دانشگاه

karim.ebadi2003@gmail.com


[1] محمدرضا اخگری، ولایتی‌های بی‌ولایت (بی‌جا: پرچم، 1367)، صص 7 و 8.

[2] صحيفه نور ج 21 صفحه 279

[3] مصاحبه اختصاصی با آیت‌الله خزعلی، به نقل از: باقی، همان، ص 58.

[4] سایت تابناک به نقل از کتاب استاندار آسمانی، عبدالرضا سالمی نژاد.

[5] مصاحبه کیهان با عباس سلیمی نمین 6/2/1382

[6] جریان شناسی انجمن حجتیه، علیانسب. ص 148

[7] سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی کد مطلب 11504

[8] صحیفه امام ج 17 ص 534سخنرانی امام (ره) 1362/4/21

[9] صحيفه نور ج 21 صفحه 279

[10] صحيفه نور ج 21 صفحه 278

[11] همان ص 281، منشور روحانیت 67/12/3

[12] صحیفه امام خمینی(ره) ج 21 ص 281.

[13] صحيفه امام، ج‏2، ص: 358

[14] جریان شناسی انجمن حجتیه، علیانسب، ص 155

[15] روزنامه شرق 10/9/ 1382

[16] نامه ساواك خراسان به ساواك بجنورد54/6/23

[17] صبح آزادگان، ش 592 (27/بهمن/1360).

[18] سند ساواک به تاریخ 1350/08/13

[19] سند ساواک مورخ 53/4/25

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۴
saman
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳۹۴/۰۳/۱۶ - ۱۸:۱۹
0
0
باید اعتراف کنم من یه نقطه مشترک با حجتیه دارم از سیاست حالم به هم میخوره
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر :
آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین