شيوع بيماري در آسيا توسط آمريكا
پايگاه خبري – تحليلي ولترنت در ادامه گزارش خود در رابطه با فعاليتهاي دولت آمريكا براي توليد بيماريهاي ناشناخته به عنوان تسليحات بيولوژيك ازانتقال برخي از اين بيماريها به آسيا خبر داده است.
به گزارش فارس، پايگاه خبري – تحليلي ولترنت در ادامه گزارش خود در رابطه با تحقيقات دولت و ارتش آمريكا براي توليد تسليحات بيولوژيك مينويسد: اگرچه اين گزارشها غيرقابل باور به نظر ميرسد اما مشاهدات غيرقابل توضيحي وجود دارد كه بر اساس آنها حتي مامورين دولتي نيز موجودات شبهانساني بسيار عجيبي را طي سالهاي گذشته در محلها مرتبط با آزمايشهاي ارتش ديدهاند.
يكي از همكاران سابق دكتر واتسون در دتريك ميگويد: آزمايشهايي در موضوعات انساني انجام شدهاند كه حتي قادر به تصور آنها هم نيستيد. برخي از يافتهها و فناوريهاي بهدست آمده در اين آزمايشها نيز طي جنگهاي جنوبشرقي آسيا به اين منطقه انتقال داده شدهاند.
اين گزارش ميافزايد: به غير از جزيره هورن، گروههاي شيميايي ارتش و فورتدتريك آزمايشهاي بيشماري را نيز در جزيره "پلام " خارج از ساحل نيويورك انجام دادهاند.
اما جزيره پلام كه در اصل با نام "فورت تري " شناخته ميشود در اوايل دهه 50 ميلادي تحت فرمان "گروههاي شيميايي ارتش " بوده و سپس در سال 1954، در ظاهر به حوزه وزارت كشاورزي آمريكا انتقال داده شد و هدف تحقيقات نيز از "مطالعه بيماريهاي حيوانات بيگانه براي تشخيص استعدادهاي دفاعي و تهاجمي عناصر جنگهاي بيولوژيك " تغيير كرده و گفته شد كه اين تحقيقات فقط به جنبههاي دفاعي بيماريهاي حيوانات ميپردازد.
اين در حالي است كه به گفته "مايكل كارول " نويسنده آمريكايي كه كتابي در رابطه با جزيره پلام نيز نوشته است: به رغم تغييرات بوجود آمده در سوابق رسمي آزمايشات، در حقيقت تغييرات بسيار كمي در تحقيقات جزيره پلام اعمال شد. و تحقيق روي بيماريهاي تهاجمي نيز همچنان ادامه يافت و رابطه نزديك بين جزيره پلام و وزارت دفاع آمريكا پا بر جا ماند.
گزارش ولترنت ميافزايد: بيماري باكتريال "لايم " در سال 1975 و پس از آنكه ساكنين شهر "اولدلايم " دچار يك بيماري اسرارآميز شدند، شناخته شد. نكته جالب اينجا است كه آزمايشگاه بيماريهاي حيواني جزيره پلام تنها 19 كيلومتر از محل شناسايي اولين مورد از بيماري لايم فاصله داشت.
اين گزارش حاكيست، تحقيقات جزيره پلام شامل بيماريهايي كه جانوران مفصلدار حامل آن هستند نيز ميشد. كارول در كتاب خود به شرح سابقه حضور يك "كولوني ساس " پرداخته و با اشاره به آزمايشها انجام شده در تاسيسات ارتش مينويسد: آزمايش بيماريها در خارج از اين تاسيسات نيز انجام شد و طي دوران فعاليت اين آزمايشگاه ساز و كارهاي ايمني بيشماري نقض شد.
براي مثال در سال 1978، يك بيماري مرتبط با احشام از جزيره پلام به مناطق همسايه آن نيز سرايت كرد و احشام آن مناطق را آلوده كرد.
بر اساس اسناد محرمانه منتشر شده ارتش آمريكا، دانشمندان فورتدتريك آزمايشات گستردهاي را هم بر روي " ويروس انسفالوميليت اسبي ونزوئلايي " موسوم به VEEV انجام دادند. برخي از اسناد هم نشان ميدهد كه فورتدتريك تعدادي از محققان ارشد خود را مامور تبديل اين ويروس به يك سلاح كرده بود.
نويسنده اين گزارش ميافزايد: در اسناد منتشر شده از سوي ارتش، حرفي از تعدادي بيوشيميدان نازي زده نشد كه همكاريهاي نزديكي با فورتدتريك و محققان اجوود آرسنال داشتند.
اين گزارش با بيان اين مطلب كه يكي از اين محققان نازي، يك دانشمند آلماني به نام دكتر " گرنوت برگلد " بود ميافزايد: طي يكي از پروژههاي ارتش آمريكا پس از جنگ جهاني، دكتر برگلد بطور سري به ايالات متحده آورده شد. برگلد كه در زمان هيتلر رئيس دپارتمان حشرهشناسي نازي بود، در آمريكا بطور پنهاني بر روي ويروس VEE كار ميكرد. اين تحقيقات ابتدا در فورتدتريك و سپس در تاسيسات مورد حمايت مالي ارتش واقع در شهر "سالت ماري " ايالت ميشيگان آمريكا انجام گرفت.
در همين رابطه، دكتر "كارن كرونيك " روانشناس كه هماكنون در ونزوئلا فعاليت ميكند، گزارش كرده است كه در دهه 70 و تقريبا در همان زماني كه برگلد روي ويروس VEE كار ميكرد، اين ويروس در ميشيگان شيوع پيدا كرد. اما اين فاجعه از سوي رسانهها و مقامات ايالتي ناديده گرفته شد و حرفي از آن به ميان نيامد.
دكتر كرونيك ميگويد: همزماني تحقيقات روي يك ويروس و شيوع آن، همواره مرا دچار مشكل كرده است. بطوريكه يك بيماري مربوط به نواحي گرمسيري كه در ميشيگان مورد تحقيق قرار گرفته بود به ناگاه در كل منطقه شيوع پيدا ميكند.
كرونيك ميافزايد: هيچ راهي وجود ندارد تا يك حشره ناقل بيماري بتواند طي يك مهاجرت عادي فاصله بسياري طولاني را از شمال طي كند و بيماري را در ميشيگان منتشر كند. بنابراين بايد اين سوال را پرسيد كه آيا شيوع بيماري در ميشيگان يك آزمايش كنترل شده بوده است؟
در حقيقت اين مكان، بهترين جا براي انجام چنين آزمايشي است. زيرا درياچههاي بزرگ و زمستاني اين منطقه موانع طبيعي براي جلوگيري از گسترش لجامگسيخته آلودگي هستند.
اين گزارش در ادامه با يادآوري گزارش پيشين ولترنت در مورد آزمايشها فورتدتريك در دهه 60 و پس از آن بر روي بيماري "مورگلونز " مينويسد: همانطور كه گفته شد اخيرا گزارشهايي از ظهور دوباره اين بيماري در برخي مناطق كشور از جمله ايالتهاي ورمونت، فلوريدا، تگزاس و كاليفرنيا، رسيده است.
آلبارلي ميافزايد: به دلايلي نامعلوم، بيماري مورگلونز بطور وسيعي در ميان جمعيت 600 هزار نفري ورمونت پخش شده است. بطوريكه به گفته پزشكان تنها در منطقه "چيتندن كانتي "، پرجمعيتترين ناحيه ورمونت، حدود 300 نفر به اين بيماري مبتلا شدهاند.
بر اساس گزارشهاي تعدادي از سازمانها كه روي بيماري مورگلونز مطالعه ميكنند، حدود 15 هزار نفر در ايالات متحده از اين بيماري رنج ميبرند كه افراد شناخته شدهاي از جمله "جاني ميشل " خواننده و "بيلي كوچ " بازيكن بيسبال نيز در ميان مبتلايان ديده ميشوند.
در همين حال، "ناتاشا سهبك " (Natasha Cebek) 44 ساله كه با سه فرزندش در ورمونت زندگي ميكند گزارش داده كه براي سه سال مبتلا به بيماري مورگلونز بوده است. وي ميگويد: "من واقعا نميدانم كه چطور در معرض اين بيماري قرار گرفتم. من سالها پيش به ورمونت آمدم و در بهداشت كامل و در طبيعتي عاري از آلودگيها زندگي كردم و به هيچ وجه فكر نميكردم كه چنين اتفاقي براي من بيافتد. "
سهبك همچنين با بيان اين مطلب كه به پزشكان مختلفي مراجعه كرده اما همه آنها با به تمسخر گرفتن وي قصد داشتهاند تا وي را به يك روانشناس ارجاع دهند، ميافزايد: اين مطلب مرا عصباني كرد. زيرا من تمام عمرم را در سلامت كامل زندگي كردم و حتي غذاهاي مورد استفاده ما نيز بهداشتي و سالم بود. من به روانشناس نياز نداشتم، بلكه به يك مراقب پزشكي كامل و حرفهاي نيازمند بودم.
سهبك همچنين تاكيد ميكند: متوجه شدم كه بيش از صد نفر ديگر هم هستند كه به دنبال مراقبتهاي پزشكي مشابهي هستند. اين يك فاجعه است و تبديل به مشكلي براي بهداشت عمومي شده بود. اما مقامات بهداشتي هيچ حرفي از اين مشكل به ميان نياوردند.
اين گزارش ميافزايد: "كاتلين وانودنالن " (Kathleen Vanoudenallen) كه پرستار و از دوستان نزديك سهبك، سالها روي بيماري مورگلونز مطالعه كرده و او بود كه بيماري سهبك را تشخيص داد. اين پرستار طي يك مصاحبه گفت: ترديدي وجود ندارد كه مارگلونز يك بيماري طبيعي نيست و ظاهرا در آزمايشگاه و براي استفاده به عنوان سلاح بوجود آمده است.
بر اساس اين گزارش، برخي از محققان سابق ارتش نيز اظهار داشتهاند كه سالها پيش روي بيماري مشابه به مورگلونز كار كردهاند. اما كسي نميداند كه چطور اين بيماري به بيرون آزمايشگاه سرايت كرده است. كسي هم نميخواهد كه سوابق اطلاعات مربوط به فعاليتهاي دولت در رابطه با اين بيماري را مورد بررسي قرار دهد.
اين گزارش در انتها به اظهارات سهبك اشاره ميكند كه گفته بود: "وقتي متوجه شدم كه اين بيماري ميتواند در نتيجه فعاليتهاي پنهاني دولت آمريكا در مورد جنگ بيولوژيك باشد، به شدت عصباني شدم و ميخواستم كه فرياد بزنم ".
اين شهروند آمريكايي ادامه ميدهد: "آنها چطور جرات كردند كه چنين كاري را با شهروندان بيگناه انجام دهند؟ آنها چطور توانستند كه اينگونه از مردم استفاده كنند؟ چه كسي اين حق را به آنها داده بود؟ "
يكي از همكاران سابق دكتر واتسون در دتريك ميگويد: آزمايشهايي در موضوعات انساني انجام شدهاند كه حتي قادر به تصور آنها هم نيستيد. برخي از يافتهها و فناوريهاي بهدست آمده در اين آزمايشها نيز طي جنگهاي جنوبشرقي آسيا به اين منطقه انتقال داده شدهاند.
اين گزارش ميافزايد: به غير از جزيره هورن، گروههاي شيميايي ارتش و فورتدتريك آزمايشهاي بيشماري را نيز در جزيره "پلام " خارج از ساحل نيويورك انجام دادهاند.
اما جزيره پلام كه در اصل با نام "فورت تري " شناخته ميشود در اوايل دهه 50 ميلادي تحت فرمان "گروههاي شيميايي ارتش " بوده و سپس در سال 1954، در ظاهر به حوزه وزارت كشاورزي آمريكا انتقال داده شد و هدف تحقيقات نيز از "مطالعه بيماريهاي حيوانات بيگانه براي تشخيص استعدادهاي دفاعي و تهاجمي عناصر جنگهاي بيولوژيك " تغيير كرده و گفته شد كه اين تحقيقات فقط به جنبههاي دفاعي بيماريهاي حيوانات ميپردازد.
اين در حالي است كه به گفته "مايكل كارول " نويسنده آمريكايي كه كتابي در رابطه با جزيره پلام نيز نوشته است: به رغم تغييرات بوجود آمده در سوابق رسمي آزمايشات، در حقيقت تغييرات بسيار كمي در تحقيقات جزيره پلام اعمال شد. و تحقيق روي بيماريهاي تهاجمي نيز همچنان ادامه يافت و رابطه نزديك بين جزيره پلام و وزارت دفاع آمريكا پا بر جا ماند.
گزارش ولترنت ميافزايد: بيماري باكتريال "لايم " در سال 1975 و پس از آنكه ساكنين شهر "اولدلايم " دچار يك بيماري اسرارآميز شدند، شناخته شد. نكته جالب اينجا است كه آزمايشگاه بيماريهاي حيواني جزيره پلام تنها 19 كيلومتر از محل شناسايي اولين مورد از بيماري لايم فاصله داشت.
اين گزارش حاكيست، تحقيقات جزيره پلام شامل بيماريهايي كه جانوران مفصلدار حامل آن هستند نيز ميشد. كارول در كتاب خود به شرح سابقه حضور يك "كولوني ساس " پرداخته و با اشاره به آزمايشها انجام شده در تاسيسات ارتش مينويسد: آزمايش بيماريها در خارج از اين تاسيسات نيز انجام شد و طي دوران فعاليت اين آزمايشگاه ساز و كارهاي ايمني بيشماري نقض شد.
براي مثال در سال 1978، يك بيماري مرتبط با احشام از جزيره پلام به مناطق همسايه آن نيز سرايت كرد و احشام آن مناطق را آلوده كرد.
بر اساس اسناد محرمانه منتشر شده ارتش آمريكا، دانشمندان فورتدتريك آزمايشات گستردهاي را هم بر روي " ويروس انسفالوميليت اسبي ونزوئلايي " موسوم به VEEV انجام دادند. برخي از اسناد هم نشان ميدهد كه فورتدتريك تعدادي از محققان ارشد خود را مامور تبديل اين ويروس به يك سلاح كرده بود.
نويسنده اين گزارش ميافزايد: در اسناد منتشر شده از سوي ارتش، حرفي از تعدادي بيوشيميدان نازي زده نشد كه همكاريهاي نزديكي با فورتدتريك و محققان اجوود آرسنال داشتند.
اين گزارش با بيان اين مطلب كه يكي از اين محققان نازي، يك دانشمند آلماني به نام دكتر " گرنوت برگلد " بود ميافزايد: طي يكي از پروژههاي ارتش آمريكا پس از جنگ جهاني، دكتر برگلد بطور سري به ايالات متحده آورده شد. برگلد كه در زمان هيتلر رئيس دپارتمان حشرهشناسي نازي بود، در آمريكا بطور پنهاني بر روي ويروس VEE كار ميكرد. اين تحقيقات ابتدا در فورتدتريك و سپس در تاسيسات مورد حمايت مالي ارتش واقع در شهر "سالت ماري " ايالت ميشيگان آمريكا انجام گرفت.
در همين رابطه، دكتر "كارن كرونيك " روانشناس كه هماكنون در ونزوئلا فعاليت ميكند، گزارش كرده است كه در دهه 70 و تقريبا در همان زماني كه برگلد روي ويروس VEE كار ميكرد، اين ويروس در ميشيگان شيوع پيدا كرد. اما اين فاجعه از سوي رسانهها و مقامات ايالتي ناديده گرفته شد و حرفي از آن به ميان نيامد.
دكتر كرونيك ميگويد: همزماني تحقيقات روي يك ويروس و شيوع آن، همواره مرا دچار مشكل كرده است. بطوريكه يك بيماري مربوط به نواحي گرمسيري كه در ميشيگان مورد تحقيق قرار گرفته بود به ناگاه در كل منطقه شيوع پيدا ميكند.
كرونيك ميافزايد: هيچ راهي وجود ندارد تا يك حشره ناقل بيماري بتواند طي يك مهاجرت عادي فاصله بسياري طولاني را از شمال طي كند و بيماري را در ميشيگان منتشر كند. بنابراين بايد اين سوال را پرسيد كه آيا شيوع بيماري در ميشيگان يك آزمايش كنترل شده بوده است؟
در حقيقت اين مكان، بهترين جا براي انجام چنين آزمايشي است. زيرا درياچههاي بزرگ و زمستاني اين منطقه موانع طبيعي براي جلوگيري از گسترش لجامگسيخته آلودگي هستند.
اين گزارش در ادامه با يادآوري گزارش پيشين ولترنت در مورد آزمايشها فورتدتريك در دهه 60 و پس از آن بر روي بيماري "مورگلونز " مينويسد: همانطور كه گفته شد اخيرا گزارشهايي از ظهور دوباره اين بيماري در برخي مناطق كشور از جمله ايالتهاي ورمونت، فلوريدا، تگزاس و كاليفرنيا، رسيده است.
آلبارلي ميافزايد: به دلايلي نامعلوم، بيماري مورگلونز بطور وسيعي در ميان جمعيت 600 هزار نفري ورمونت پخش شده است. بطوريكه به گفته پزشكان تنها در منطقه "چيتندن كانتي "، پرجمعيتترين ناحيه ورمونت، حدود 300 نفر به اين بيماري مبتلا شدهاند.
بر اساس گزارشهاي تعدادي از سازمانها كه روي بيماري مورگلونز مطالعه ميكنند، حدود 15 هزار نفر در ايالات متحده از اين بيماري رنج ميبرند كه افراد شناخته شدهاي از جمله "جاني ميشل " خواننده و "بيلي كوچ " بازيكن بيسبال نيز در ميان مبتلايان ديده ميشوند.
در همين حال، "ناتاشا سهبك " (Natasha Cebek) 44 ساله كه با سه فرزندش در ورمونت زندگي ميكند گزارش داده كه براي سه سال مبتلا به بيماري مورگلونز بوده است. وي ميگويد: "من واقعا نميدانم كه چطور در معرض اين بيماري قرار گرفتم. من سالها پيش به ورمونت آمدم و در بهداشت كامل و در طبيعتي عاري از آلودگيها زندگي كردم و به هيچ وجه فكر نميكردم كه چنين اتفاقي براي من بيافتد. "
سهبك همچنين با بيان اين مطلب كه به پزشكان مختلفي مراجعه كرده اما همه آنها با به تمسخر گرفتن وي قصد داشتهاند تا وي را به يك روانشناس ارجاع دهند، ميافزايد: اين مطلب مرا عصباني كرد. زيرا من تمام عمرم را در سلامت كامل زندگي كردم و حتي غذاهاي مورد استفاده ما نيز بهداشتي و سالم بود. من به روانشناس نياز نداشتم، بلكه به يك مراقب پزشكي كامل و حرفهاي نيازمند بودم.
سهبك همچنين تاكيد ميكند: متوجه شدم كه بيش از صد نفر ديگر هم هستند كه به دنبال مراقبتهاي پزشكي مشابهي هستند. اين يك فاجعه است و تبديل به مشكلي براي بهداشت عمومي شده بود. اما مقامات بهداشتي هيچ حرفي از اين مشكل به ميان نياوردند.
اين گزارش ميافزايد: "كاتلين وانودنالن " (Kathleen Vanoudenallen) كه پرستار و از دوستان نزديك سهبك، سالها روي بيماري مورگلونز مطالعه كرده و او بود كه بيماري سهبك را تشخيص داد. اين پرستار طي يك مصاحبه گفت: ترديدي وجود ندارد كه مارگلونز يك بيماري طبيعي نيست و ظاهرا در آزمايشگاه و براي استفاده به عنوان سلاح بوجود آمده است.
بر اساس اين گزارش، برخي از محققان سابق ارتش نيز اظهار داشتهاند كه سالها پيش روي بيماري مشابه به مورگلونز كار كردهاند. اما كسي نميداند كه چطور اين بيماري به بيرون آزمايشگاه سرايت كرده است. كسي هم نميخواهد كه سوابق اطلاعات مربوط به فعاليتهاي دولت در رابطه با اين بيماري را مورد بررسي قرار دهد.
اين گزارش در انتها به اظهارات سهبك اشاره ميكند كه گفته بود: "وقتي متوجه شدم كه اين بيماري ميتواند در نتيجه فعاليتهاي پنهاني دولت آمريكا در مورد جنگ بيولوژيك باشد، به شدت عصباني شدم و ميخواستم كه فرياد بزنم ".
اين شهروند آمريكايي ادامه ميدهد: "آنها چطور جرات كردند كه چنين كاري را با شهروندان بيگناه انجام دهند؟ آنها چطور توانستند كه اينگونه از مردم استفاده كنند؟ چه كسي اين حق را به آنها داده بود؟ "
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


