چهکسيرئيس جاسوسان آمريکا باشد؟
دنيس بلر آخرين روز کارياش را به عنوان رئيس اداره امنيت ملي آمريکا گذراند.آيا ميتوان از يک نفر به شکل معقولانهاي توقع داشت که سرپرستي دستگاه عريض و طويل اطلاعاتي ايالات متحده را به عهده بگيرد؟
درخارج از آمريکا بسياري سازمان "سيا" و "افبي آي" را مي شناسند. براي بعضيها نام "ان اس اي" ( آژانس امنيت ملي) نيز ممکن است آشنا باشد. اما ايالات متحده علاوه بر اين سه سازمان، نهادهاي اطلاعاتي ديگري هم دارد.
نيروي دريايي آمريکا به تنهايي داراي دو آژانس است که با مسايل اطلاعاتي سروکار دارند. پليس ساحلي آمريکا نيز دو نهاد اطلاعاتي دارد. وزارتخانه هاي انرژي و خزانهداري آمريکا نيز سرويسهاي اطلاعاتي جداگانه خود را دارند.
حجم زياد اين نهادهاي اطلاعاتي و تعداد افراد مشغول به کار در آنها که در حال جمع آوري يا تحليل اطلاعات هستند اين سوال بدبينانه را در ذهن ايجاد ميکند که آيا جانشين دنيس بلر ( که بايد توسط رئيس جمهور منصوب شود) ميتواند کارش را انجام دهد؟
فيليپ ماد، تحليلگر سابق " سي آي اي" و "اف بي آي" و محقق ارشد بنياد "آمريکاي نوين" ميگويد: "اگر قرار باشد يک نفر تمام فعاليتهاي اطلاعاتي را کنترل کند، من مطمئن نيستم که اين امر ممکن باشد. حدود 17 آژانس اطلاعاتي مختلف در ايالات متحده وجود دارد، اطلاعات ارتش و نيروي دريايي از آن جملهاند. انتظار اين که يک نفر از پس مديريت همه اين آژانسها بر بيايد و در صورت بروز يک خلاء نظير آنچه در اتفاق 25 دسامبر افتاد ( و در آن کسي به نام عمر فاروق عبدالمطلب، اقدام به بمبگذاري در يک پرواز متعلق به خطوط هوايي "نورث وست" کرد) مسئول و جوابگو باشد، واقع بينانه نيست.
فقدان قدرت
سمت رئيس اداره امنيت ملي پس از يازده سپتامبر و بنا به توصيه کميسيون يازده سپتامبر در سال 2004 ايجاد شد. هدف از ايجاد آن، اين بود که اطمينان حاصل شود که نهادهاي اطلاعاتي مختلف ايالات متحده، اطلاعاتشان را به اشتراک گذاشته و اقداماتشان را به نحو مناسبي هماهنگ کنند.
اما برخي اعتقاد دارند که تعويض سه مدير در اين مدت، خود نشان دهنده اين نکته است که اين سمت کارايي لازم را ندارد و از عهده انجام ماموريت خود برنيامده است.
مارک لوونتال، معاون سابق مدير اطلاعات کشوري و رئيس آکادمي اطلاعات و امنيت ميگويد: "او (مدير اداره امنيت ملي) فاقد هرگونه قدرتي است و ابزاري براي انجام ماموريتش ندارد. کاري از او برنميآيد. او هيچ امر مهمي را در جامعه اطلاعاتي آمريکا کنترل نميکند. او فقط آن جاست تا سعي کند کارمندان اطلاعاتي را متقاعد کند تا به او گوش فرا دهند و هماهنگ شوند. او از پس اين کار بر نميآيد . فکر ميکنم اين را به اندازه کافي به همه ثابت کرده باشيم."
سازمانهاي اطلاعاتي و به تبع آن دنيس بلر بعد از حادثه بمبگذاري روز کريسمس و حتي بمبگذاري ناکام ميدان تايمز نيويورک مورد انتقاد قرار گرفتند.
ارتباطات سياسي
دنيس بلر در بيانيه اخيرش پذيرفت که "موانع سازماني و فني هنوز بر سر جريان آزاد و پيوسته اشتراک اطلاعات (بين سازمانهاي اطلاعاتي گوناگون ايالات متحده) وجود دارند."
طبق گزارش ها، دنيس بلر با لئون پانتا، رئيس آژانس اطلاعات مرکزي آمريکا ( سي آي اي) در مورد انتصاب نمايندگان اطلاعاتي در سراسر دنيا اختلاف نظر و برخورد داشته است.
اما آيا اين نبرد قدرت پايان خواهد پذيرفت و سمت مدير اطلاعات ملي کارائي لازم را کسب خواهد کرد؟
فيليپ ماد ميگويد "خيلي ها منتظرند که ببينند آيا کسي که منصوب ميشود، يک افسر اطلاعاتي حرفهاي است يا اين که يک نفر از خارج سرويسهاي اطلاعاتي است، کسي از خارج که مناسبات سياسياش به او قدرت بيشتري در کسب يک سمت مديريتي ميدهد."
او ادامه ميدهد:" اگر از او انتظار داشته باشيد که سرسخت و آماده چالش باشد، آن وقت پيدا کردن چنين فردي در بدنه حرفهاي دستگاههاي اطلاعاتي دشوار خواهد بود."
يک راه حل ساده ، ملغي کردن اين سمت
بنجامين فريدمن، محقق در امور دفاع و امنيت کشوري در اتاق فکر موسسه کاتو ميگويد: "بايد از شرش خلاص شويد، من معتقدم اين واقع بينانهترين حالت است که راه حل مناسبي نسبت به وضعيت فعلي است. مشکل اينجاست که در دولت ايالات متحده ما هرگز از شر چيزي خلاص نميشويم. با نظام بوروکراسي موجود، تولد وجود دارد ولي مرگ نه."
بازگشت به گذشته ؟
به پيشنهاد مارک لوونتال، يک حالت ديگر بازگشت به ساختاري است که قبل از ايجاد سمت دنيس بلر وجود داشته است. در آن زمان مسئوليت هماهنگي بين جامعه اطلاعاتي به عهده مدير اطلاعات مرکزي بود که مديريت سازمان سيا را هم به عهده داشت.
لوونتال که خود زماني دستيار تحليل اطلاعات براي مدير اطلاعات مرکزي بود، ميگويد: "هنگامي که اين هماهنگي را مدير اطلاعات مرکزي انجام ميداد اين عمل بهتر صورت ميگرفت. او تحليلگراني را که گزارشها را آماده ميکردند ميشناخت."
انتخاب بعدي، واگذاري کنترل تمام سازمانهاي اطلاعاتي و نيز کنترل بودجهها و استراتژي آنها به مدير اطلاعات ملي است.
جفري ريچلسون، استاد دانشگاه و تحليلگر مسايل امنيتي ميگويد: "کساني هستند که برايشان مدير اطلاعات ملي حکم امپراطور اطلاعاتي را دارد. آنها عقيده دارند او بايد "رئيس" تمام عمليات باشد و همه بايد به او گزارش بدهند. البته اين کار ميتواند منجر به کشمشهاي زيادي بشود و پس از ساعتها کار سخت، نهايتا ثمري نداشته باشد."
اما يک بحث ديگر نيز وجود دارد ، و آن اين است که آيا دستگاههاي اطلاعاتي ايالات متحده در غياب حملات بزرگ بمبگذاري کارآيي نسبتا خوبي داشتهاند يا خير؟
لوونتال ميگويد:" ما بسيار موفق بودهايم. اين حقيقت که آنها اکنون انفرادي، حمله ميکنند خود نشاني از موفقيت است، استاندارد غيرقابل مجادله، کمال است."
قسمتي از تلقي عمومي از عملکرد سازمانهاي اطلاعاتي تحت تاثير جريان مدام فيلمهاي تخيلي (نظير فيلمهاي سينمايي سهگانه بورن و نظاير آن) است.
ريچلسون ميگويد: "( اين فيلمها )انتظار بيهودهاي در افکار عمومي بوجود آوردهاند، انگار هميشه يک ماهواره بالاي سر شما است. در جهان واقعيت، مهم نيست که چقدر اطلاعات جمع ميکنيد، هرچه باشد، شما تنها قسمت کوچکي از آنچه در محيط اطرافتان ميگذرد را ميبينيد و ميشنويد."
درخارج از آمريکا بسياري سازمان "سيا" و "افبي آي" را مي شناسند. براي بعضيها نام "ان اس اي" ( آژانس امنيت ملي) نيز ممکن است آشنا باشد. اما ايالات متحده علاوه بر اين سه سازمان، نهادهاي اطلاعاتي ديگري هم دارد.
نيروي دريايي آمريکا به تنهايي داراي دو آژانس است که با مسايل اطلاعاتي سروکار دارند. پليس ساحلي آمريکا نيز دو نهاد اطلاعاتي دارد. وزارتخانه هاي انرژي و خزانهداري آمريکا نيز سرويسهاي اطلاعاتي جداگانه خود را دارند.
حجم زياد اين نهادهاي اطلاعاتي و تعداد افراد مشغول به کار در آنها که در حال جمع آوري يا تحليل اطلاعات هستند اين سوال بدبينانه را در ذهن ايجاد ميکند که آيا جانشين دنيس بلر ( که بايد توسط رئيس جمهور منصوب شود) ميتواند کارش را انجام دهد؟
فيليپ ماد، تحليلگر سابق " سي آي اي" و "اف بي آي" و محقق ارشد بنياد "آمريکاي نوين" ميگويد: "اگر قرار باشد يک نفر تمام فعاليتهاي اطلاعاتي را کنترل کند، من مطمئن نيستم که اين امر ممکن باشد. حدود 17 آژانس اطلاعاتي مختلف در ايالات متحده وجود دارد، اطلاعات ارتش و نيروي دريايي از آن جملهاند. انتظار اين که يک نفر از پس مديريت همه اين آژانسها بر بيايد و در صورت بروز يک خلاء نظير آنچه در اتفاق 25 دسامبر افتاد ( و در آن کسي به نام عمر فاروق عبدالمطلب، اقدام به بمبگذاري در يک پرواز متعلق به خطوط هوايي "نورث وست" کرد) مسئول و جوابگو باشد، واقع بينانه نيست.
فقدان قدرت
سمت رئيس اداره امنيت ملي پس از يازده سپتامبر و بنا به توصيه کميسيون يازده سپتامبر در سال 2004 ايجاد شد. هدف از ايجاد آن، اين بود که اطمينان حاصل شود که نهادهاي اطلاعاتي مختلف ايالات متحده، اطلاعاتشان را به اشتراک گذاشته و اقداماتشان را به نحو مناسبي هماهنگ کنند.
اما برخي اعتقاد دارند که تعويض سه مدير در اين مدت، خود نشان دهنده اين نکته است که اين سمت کارايي لازم را ندارد و از عهده انجام ماموريت خود برنيامده است.
مارک لوونتال، معاون سابق مدير اطلاعات کشوري و رئيس آکادمي اطلاعات و امنيت ميگويد: "او (مدير اداره امنيت ملي) فاقد هرگونه قدرتي است و ابزاري براي انجام ماموريتش ندارد. کاري از او برنميآيد. او هيچ امر مهمي را در جامعه اطلاعاتي آمريکا کنترل نميکند. او فقط آن جاست تا سعي کند کارمندان اطلاعاتي را متقاعد کند تا به او گوش فرا دهند و هماهنگ شوند. او از پس اين کار بر نميآيد . فکر ميکنم اين را به اندازه کافي به همه ثابت کرده باشيم."
سازمانهاي اطلاعاتي و به تبع آن دنيس بلر بعد از حادثه بمبگذاري روز کريسمس و حتي بمبگذاري ناکام ميدان تايمز نيويورک مورد انتقاد قرار گرفتند.
ارتباطات سياسي
دنيس بلر در بيانيه اخيرش پذيرفت که "موانع سازماني و فني هنوز بر سر جريان آزاد و پيوسته اشتراک اطلاعات (بين سازمانهاي اطلاعاتي گوناگون ايالات متحده) وجود دارند."
طبق گزارش ها، دنيس بلر با لئون پانتا، رئيس آژانس اطلاعات مرکزي آمريکا ( سي آي اي) در مورد انتصاب نمايندگان اطلاعاتي در سراسر دنيا اختلاف نظر و برخورد داشته است.
اما آيا اين نبرد قدرت پايان خواهد پذيرفت و سمت مدير اطلاعات ملي کارائي لازم را کسب خواهد کرد؟
فيليپ ماد ميگويد "خيلي ها منتظرند که ببينند آيا کسي که منصوب ميشود، يک افسر اطلاعاتي حرفهاي است يا اين که يک نفر از خارج سرويسهاي اطلاعاتي است، کسي از خارج که مناسبات سياسياش به او قدرت بيشتري در کسب يک سمت مديريتي ميدهد."
او ادامه ميدهد:" اگر از او انتظار داشته باشيد که سرسخت و آماده چالش باشد، آن وقت پيدا کردن چنين فردي در بدنه حرفهاي دستگاههاي اطلاعاتي دشوار خواهد بود."
يک راه حل ساده ، ملغي کردن اين سمت
بنجامين فريدمن، محقق در امور دفاع و امنيت کشوري در اتاق فکر موسسه کاتو ميگويد: "بايد از شرش خلاص شويد، من معتقدم اين واقع بينانهترين حالت است که راه حل مناسبي نسبت به وضعيت فعلي است. مشکل اينجاست که در دولت ايالات متحده ما هرگز از شر چيزي خلاص نميشويم. با نظام بوروکراسي موجود، تولد وجود دارد ولي مرگ نه."
بازگشت به گذشته ؟
به پيشنهاد مارک لوونتال، يک حالت ديگر بازگشت به ساختاري است که قبل از ايجاد سمت دنيس بلر وجود داشته است. در آن زمان مسئوليت هماهنگي بين جامعه اطلاعاتي به عهده مدير اطلاعات مرکزي بود که مديريت سازمان سيا را هم به عهده داشت.
لوونتال که خود زماني دستيار تحليل اطلاعات براي مدير اطلاعات مرکزي بود، ميگويد: "هنگامي که اين هماهنگي را مدير اطلاعات مرکزي انجام ميداد اين عمل بهتر صورت ميگرفت. او تحليلگراني را که گزارشها را آماده ميکردند ميشناخت."
انتخاب بعدي، واگذاري کنترل تمام سازمانهاي اطلاعاتي و نيز کنترل بودجهها و استراتژي آنها به مدير اطلاعات ملي است.
جفري ريچلسون، استاد دانشگاه و تحليلگر مسايل امنيتي ميگويد: "کساني هستند که برايشان مدير اطلاعات ملي حکم امپراطور اطلاعاتي را دارد. آنها عقيده دارند او بايد "رئيس" تمام عمليات باشد و همه بايد به او گزارش بدهند. البته اين کار ميتواند منجر به کشمشهاي زيادي بشود و پس از ساعتها کار سخت، نهايتا ثمري نداشته باشد."
اما يک بحث ديگر نيز وجود دارد ، و آن اين است که آيا دستگاههاي اطلاعاتي ايالات متحده در غياب حملات بزرگ بمبگذاري کارآيي نسبتا خوبي داشتهاند يا خير؟
لوونتال ميگويد:" ما بسيار موفق بودهايم. اين حقيقت که آنها اکنون انفرادي، حمله ميکنند خود نشاني از موفقيت است، استاندارد غيرقابل مجادله، کمال است."
قسمتي از تلقي عمومي از عملکرد سازمانهاي اطلاعاتي تحت تاثير جريان مدام فيلمهاي تخيلي (نظير فيلمهاي سينمايي سهگانه بورن و نظاير آن) است.
ريچلسون ميگويد: "( اين فيلمها )انتظار بيهودهاي در افکار عمومي بوجود آوردهاند، انگار هميشه يک ماهواره بالاي سر شما است. در جهان واقعيت، مهم نيست که چقدر اطلاعات جمع ميکنيد، هرچه باشد، شما تنها قسمت کوچکي از آنچه در محيط اطرافتان ميگذرد را ميبينيد و ميشنويد."
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


