کد خبر: ۲۵۳۵۱
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

مصائب مادر انسان

سهند صادقي بهمني
شهادت صديقه طاهره در سوم جمادي‌الثاني - بنابر قول قوي‌تر – را بايد بيش از هر چيز نتيجه و پيامد شخصيت مستقل فاطمه(س) و كوشش‌هاي پيگير و مؤثر او در احقاق حق و ابطال باطل درباره امر ولايت دانست.

استقلال شخصيت او اما بدان پايه بود كه ديگران به هويت مجزاي آن معترف بودند و نيز رسول خدا خود بدان باور داشت و در سخنانش بدان اشارت مي‌كرد. ‌ام‌ابيها لقب گرفتن ايشان را با توجه به اين معنا نبايد صرف محبت‌هاي لفظي پدري دوستدار دختر كه قصد آرام و خوشحال‌كردن دل دختر مادرازكف‌داده خويش را دارد‌، دانست؛ به عكس كه اين لفظ، از امر حقيقت حاكي است‌؛ حقيقتي كه پس از پيامبر ديگران را ياراي مواجهه با آن نبود و برخي به مصلحت و برخي به عناد خود را در برابر شفافيت بي مثال و خيره كننده او سرگردان يافتند‌. اين هويت همچنين در قرآن و سنت بازتاب‌هاي فراوان يافته است. گستره اين امر چنان است كه شناخت و احترام به او بل محبت ورزيدن به او و در نتيجه تبعيت از الگوي او، مزد رسالت‌، شيوه تقرب به‌الله و جزئي از آيين جاودانه اسلام شده است.

در اين جستار كه به مناسبت سوم جمادي‌الثاني‌، سالروز شهادت صديقه طاهره(س) در سال يازدهم هجري‌، فراهم آمده است‌، ‌تلاش مي كنيم تا اين شخصيت مستقل را واكاويم‌ و تلاش‌هايش را پيرامون منظومه ولايت‌، از نگاه مورخان گاه نه چندان همراه نشان دهيم.

فاطمه پس از پيامبر(ص)‌، 75 روز - اگر شهادت ايشان را سيزدهم جمادي‌الاولي بدانيم - يا 95 روز - اگر شهادت ايشان را سوم جمادي‌الثاني بدانيم - حيات داشت. آنچه در اين زمان منجر به شهادت ايشان شد را بايد بيش از هر چيز ديگري در مصائب طاقت فرساي ايشان منحصر بدانيم. اين مصائب اما نتيجه تلاش‌هاي شبانه روزي ايشان در احقاق حق ولايت و زنده‌كردن يكي از جلوه‌هاي سياسي ولايت يعني نهاد خلافت مبتني بر مرجعيت علمي بود. در اين زمان اندك، حوادث فراوان جلوه‌گر و موازين روزگار به يك‌باره منقلب شد‌.

خلافت كه به تصريح رسول خدا در غدير خم به علي پسر ابي طالب منحصر شده بود‌، از مسار و مسير خود سوي ديگر گرفت‌. فدك، آن سرزمين بي‌جنگ تصرف شده به دست پيامبر كه براساس وحي الهي «و آت ذالقربي حقه/ و حق نزديكانت را بده » به فاطمه منحصر شده بود‌، ‌ برخلاف آيين دادرسي مدني در اسلام كه بينه را بر مدعي فرض مي‌كند، به غصب و براساس روايتي برساخته و مخالف با وحي الهي تصرف شد و از همه بدتر آنكه خانه فاطمه كه پيامبر، او و اهل‌بيتش را به مرات و كرات - به اذعان فريقين - مطهر و پاك از هر رجس و گناه‌، دانسته بود در شعله هاي كينه سوخت و البته فاطمه نيز قرباني بل شهيده دفاع از حريم آن خانه شد‌.

نقل آنچه بر فاطمه رفته اما گذشته از متون شيعي و بيش از آن در متون تاريخي اهل سنت‌، بيان شده است. حقيقت در اين متون چنان به تفصيل بررسي شده كه انكار آن امري به غايت دشوار مي‌نمايد. نكته‌اي كه ذكرش پيش از بررسي اين متون‌، ضروري مي‌نمايد‌، اهميت بررسي آن پس از هزار و چهارصد و اندي سال است. اين نكته را مي‌توان در اين سئوال ساماندهي كرد كه آيا نشان‌دادن اين امر و اقامه براهين تاريخي بر آن‌، ‌ بر وسعت و دامنه اختلافات روزافزا در ميان مسلمين نمي‌افزايد؟ سود نهفته در پس واكاوي آن چيست؟

شيوه صياغت اين پرسش‌ها به‌گونه‌اي است كه به‌نظر براي پاسخگويي به آنها بايد جز ارضاي حس كنجكاوي و پاسخ‌گفتن به بعد حقيقت جويي انسان، به دنبال امر ديگري بود. اين امر البته جز قرار دادن حقايق در زمينه و جايگاه اصلي‌‌اش چيزي نمي تواند باشد‌. به اين معنا كه اگر تمام اختلافات مسلمين را ناشي از حوادث معروف تاريخي در صدر اسلام بدانيم - كه در نتيجه بايد اختلاف فعلي ايشان را بر سر فقه متنوع و عقايد تفرقه‌برانگيز‌، ريشه گرفته از نهادهاي برآمده از همان رويدادها دانست – آن‌گاه براي آغاز يك گفت‌وگوي سازنده بايد به دقت به‌نظرات يكديگر گوش دهيم و از اين نظريات شناخت لازم را براي اين گفت‌وگو فراهم آوريم‌.

درك و فراگرفتن آرا و باورهاي طرفين در اين مرحله البته بايد بدون هر گونه ابهام‌گويي و پرده پوشي متأثر از تقيه‌هاي خوفيه يا مداراتيه سامان يابد. از اين‌رو بايد دانست كه شيعيان نسبت به شهادت حضرت‌زهرا(س) و البته بسياري حوادث ديگر- كه بي‌گمان نمي‌توان بسياري از ايشان را صرفا وقايع متعالي تاريخي برشمرد‌ بلكه بايد به دقت نهادهاي سياسي‌، اجتماعي و البته علمي و فرهنگي برآمده از آن را در تاريخ پي گرفت و اثرات مثبت و منفي آن را واكاوي كرد- نظرات ويژه و البته معروفي دارند كه با نظريات عامه انطباقي ندارد. البته اين عدم‌انطباق به معناي عدم‌ريشه تاريخي اين حوادث در متون تاريخي عامه نيست.

چنانكه در مقدمه ذكر آن رفت‌، پيش‌فرض تمام اين مباحث‌، امر پذيرفته شده‌اي است كه فريقين بدان باور دارند و آن عصمت يا آنچه از آن با عنوان عدالت ياد مي كنند است‌. اگر بنابر كتب حديثي چون صحيح بخاري و صحيح مسلم‌، ‌ خداوند با خشم فاطمه خشمگين مي‌شود و با خوشحالي او خوشحال‌، ‌ با غضب او غضبناك مي‌شود و با فرح او فرحان‌، بايد به معصوميت و طهارت ظاهري و باطني فاطمه(س) ايمان آورد و محوريت او را در سنجش خطا و صواب آنچه در 3ماه پس از رحلت پيامبر(ص) بر او رفته است به حقيقت پذيرا بود. تنبه به اين نكته همچنين معيار و محكي خواهد بود براي روايات آتي از كتب عامه كه ناقلان اين روايتند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین