کد خبر: ۲۵۳۵۰
تاریخ انتشار:
‍‍‍ پ پ ‍‍‍

چگونه آمريكا به رشد القاعده كمك كرد

از زمان 11 سپتامبر 2001، جامعه آمريكا اين تمايل خودويرانگرانه را داشته است كه در وهله اول تروريست‌ها را هيولاهايي بينگارد كه كمر به بلعيدن تجربه آمريكا در آزادي انسان و حكومت مردم بسته‌اند

آمريكايي‌ها به جاي آنكه گوش كنند چه چيزي به تك‌تك تروريست‌هايي كه به آمريكا در خاك اين كشور و منافع آن در خارج حمله كرده‌اند، انگيزه مي‌دهد، فقط به روايتي سهل‌الوصول گوش مي‌كنند كه از زمان بوش به‌جا مانده است؛

اينكه آنان از آزادي‌هاي آمريكا بيزارند. اما اين باور چيزي بيش از يك توهم جمعي نيست كه همواره سياست خارجي نابودكننده امنيت داخلي را تغذيه مي‌كند. هيچ‌چيز بيش از بررسي انگيزه‌هاي 3 نفري كه در سال گذشته احساس امنيت آمريكايي‌ها را خدشه‌دار كردند، اين امر را ثابت نمي‌كند.

شهريور ماه پارسال، مقامات فدرال آمريكا جوان 25ساله‌اي به نام نجيب‌الله زازي را بازداشت كردند كه قصد داشت با بمب به شبكه متروي نيويورك حمله انتحاري كند. اين مهاجر افغاني اخيراً‌ به توطئه براي كشتن مسافران بي‌گناه اعتراف كرده است. به نوشته نيويورك تايمز، زازي اينگونه انگيزه خود را براي كشتن افراد بي‌گناه توجيه مي‌كند: مي‌خواستم خودم را فدا كنم تا توجه همگان را به آنچه ارتش ايالات متحده بر سر غيرنظاميان در افغانستان مي‌آورد،‌ جلب كنم و روح خودم را براي نجات ديگران فدا كنم.

كمتر از 2 ماه بعد، آمريكايي‌ها يكه خوردند كه سرگرد نضال مالك حسن، روانپزشك مسلمان 13 نفر از جمله 12 نظامي و يك غيرنظامي را در پايگاه نظامي فورت هود در تگزاس به قتل رساند. به نظر مي‌رسد انگيزه حسن به مانند زازي ناشي از هراس وي از سياست خارجي آمريكا بوده باشد كه قرار بود مجري آن باشد.

2 سال قبل از حمله سرگرد حسن، وي به همكاران خود گفته بود كه جنگ‌هاي آمريكا در عراق و افغانستان، تهاجم به اسلام است. حسن در مطلبي كه از وي به‌جا مانده است، گفته كه براي مسلمانان موجود در نيروهاي مسلح آمريكا به طور فزاينده‌اي سخت‌تر مي‌شود كه از نظر اخلاقي، بودن در ارتشي را توجيه كنند كه به نظر مي‌رسد همواره با مسلمانان ديگر درگير است. با وجودي كه حسن خود را در فورت هود منفجر نكرد، ترديدي نيست كه وي نمي‌خواست از اين حمله بگريزد. گلوله يكي از افسران وي را فلج كرد.

بالاخره در روز كريسمس عمر فاروق عبدالمطلب جوان 23ساله ثروتمند نيجريه‌اي پودر انفجاري در لباس زير خود پنهان كرد و كوشيد پرواز 253‌هواپيمايي نورث‌وست را در مسير ديترويت منفجر كند .

وي شكست خورد اما بعد از اين حمله نافرجام، يك ايستگاه راديويي آمريكا به تحقيق در اين زمينه دست زد كه چرا پسر يك بانكدار برجسته مسير بمب‌گذاري انتحاري را برمي‌گزيند. به نظر مي‌رسد يك دليل موضوع رفتار با بازداشت‌شدگان مسلمان در گوانتانامو باشد. خبرنگار اين شبكه راديويي گفت: خشونت برانگيزنده عبدالمطلب از نظر خشونت منحصر به فرد بود،‌ اما احساس چنين خشمي اصلا منحصر به وي نيست.

وي افزود: بايد بگويم شمار زيادي از افرادي كه در شمال نيجريه با آنها صحبت كردم، نه فقط درباره گوانتانامو بلكه درباره سياست خارجي آمريكا، جنگ عراق و افغانستان،‌ خاورميانه، بحران فلسطينيان و رژيم صهيونيستي و در اين باره صحبت مي‌كردند كه چقدر احساس مي‌كنند آمريكا نه فقط به مسلمانان خاورميانه بلكه حتي به مسلمانان نيجريه حمله مي‌كند.

زمان آن رسيده است كه مردم آمريكا پي ببرند تروريسم انتحاري جهادي در وهله اول ثمره افراط‌گري ديني نيست بلكه پاسخ منطقي به امپرياليسم آمريكاست. رابرت پيپس، كارشناس برجسته آمريكايي تروريست‌هاي انتحاري در سال 2005‌، در مصاحبه با نشريه آمريك كانسروتيو گفت: حقيقت اصلي اين است كه حملات انتحاري تروريستي، آنقدر كه يك انگيزه روشن راهبردي دارد،‌ انگيزه مذهبي ندارد.

اين انگيزه راهبردي مجبور كردن دمكراسي‌هاي مدرن به بيرون بردن نيروهاي نظامي از قلمروي است كه تروريست‌ها آن‌را ميهن خود مي‌دانند. به اعتقاد وي كه نويسنده كتاب «مردن براي پيروزي، منطق تروريسم انتحاري» است،‌ دين فقط زماني در تروريسم انتحاري نقش ايفا مي‌كند كه قدرت اشغالگر آيين ديگري دارد.

تهاجم و اشغال افغانستان و عراق به رهبري آمريكا جلوه روشني از اين اشغالگري است. غم‌انگيز اين است كه اسامه‌بن‌لادن شرط بست كه ايالات متحده به‌دام مي‌افتد و با انتقام‌جويي و تبختر به ميدان مي‌آيد. آمريكا به كشورهاي عمدتاً‌ مسلمان حمله و آنها را اشغال كرد، با دستگيري و شكنجه بازدارنده،‌

حاكميت قانون را تضعيف كرد و با هواپيماهاي بدون سرنشين، مرگ بر سر مردم ريخت و با اين كار روايت بن‌لادن از صليبيون مسيحي و جنگ مقدس را اثبات كرد. اين ضامن 2هدف ضروري براي القاعده بود: اين كار جهاديون بيشتري را توليد كرد و از نظر اقتصادي و نظامي بزرگ‌ترين قدرت مسلط تاريخ را تضعيف كرده است.

اما به جاي جست‌وجو براي ريشه‌ها،‌ آنان همچنان دنبال شاخه‌ها مي‌گردند. توطئه زازي باعث شد تا كنگره خواستار افزايش بودجه امنيت حمل و نقل عمومي شود. كشتار حسن باعث مي‌شود تا پنتاگون سياست‌هايي براي شناسايي و پرداختن به افراط‌گرايي خشونت‌آميز تدوين كند. تلاش عبدالمطلب براي بمب‌گذاري باعث كاربرد سريع اسكنرهايي مي‌شود كه كل بدن را نشان مي‌دهند كه منتقدان آن را بازرسي برهنه مجازي توصيف كرده‌اند.

با گذشت تقريباً‌ 9 سال از 11سپتامبر، ايالات متحده تقريباً يك تريليون دلار صرف مبارزه با جنگ با تروريسم و نيز صدها ميليارد دلار صرف افزايش بودجه امنيت داخل آمريكا كرده است. اما ايالات متحده راه آسان و اخلاقي براي نابود كردن ريشه و كسب امنيت، بيشتر دارد.

اين كشور بايد به سرعت به طور مسئولانه از افغانستان و عراق خارج شود، مجمع‌الجزاير جهاني تأسيسات نظامي خود را تعطيل كند و سربازان را به كشور فراخواند. اين امر كمك خواهد كرد روايتي كه امثال عبدالمطلب، حسن و زازي را جذب كرد، تضعيف شود.

مطايبه غم‌انگيز اين است كه ايالات متحده به القاعده كمك كرد اين كار را بكند و به همين علت، آمريكا هزينه فزاينده‌اي را صرف امنيت مي‌كند، اما كمتر و كمتر احساس ايمني مي‌كند.

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

bultannews@gmail.com

نظر شما

آخرین اخبار

پربازدید ها

پربحث ترین عناوین