پیغام دختر تبهكار براي پسر زندانی
دختر فريبكار كه به طمع تصاحب خودروي پسري، سناريوي آدمربايي و آزار و اذيت را مطرح كرده بود، به اتهام شكايت واهي و افترا تحت تعقيب قرار گرفت.
اوايل سال 89 مأموران گشت پليس از درگيري دختر و پسر جواني در يكي از خيابانهاي غرب تهران مطلع شده و خود را به آنجا رساندند. دختر جوان با داد و فرياد مدعي بود از سوي راننده پژو با زور و تهديد ربوده شده و در خانه مورد شكنجه و آزار و اذيت قرار گرفته است، اما پسر جوان منكر هرگونه جرمي بود و خود را بيگناه ميخواند.بدينترتيب پس از انتقال شاكي و متهم به كلانتري، پرونده براي رسيدگي روي ميز 5 قاضي شعبه 77 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. «نيلوفر» - 18 ساله - در شكايتش به قضات دادگاه گفت: ساعت 9 شب در حال خريد بودم كه راننده پژو با حالتي غيرعادي سد راهم شد و مرا با تهديد چاقو ربود و همراه خود به خانه مجردياش كشاند. بعد هم مرا مورد آزار و اذيت قرار داد. با اين حال پا به فرار گذاشتم كه به تعقيبم پرداخت و مرا به باد كتك گرفت كه مأموران رسيدند.
از سوي ديگر متهم پس از شنيدن اظهارات شاكي در حالي كه منكر تمامي اتهامات بود، با اظهارات متفاوتي گفت: مدتي قبل با شاكي بهطور اتفاقي در خيابان آشنا شدم و پيشنهاد دوستي دادم تا اينكه شب حادثه به پيشنهادش براي شام و آشنايي بيشتر به يك رستوران در شمال شهر رفته و پس از صرف شام راهي خانه شديم، اما همينكه مقابل خانه از خودرو پياده شدم تا در پاركينگ را باز كنم، ناگهان «نيلوفر» پشت فرمان نشست و به قصد دزديدن خودرو، دنده عقب گرفت تا فرار كند، اما همان موقع با مشت ضربهاي به شيشه كوبيدم كه شكست، بعد هم درگير شديم، به هيچ عنوان نيز ادعاهاي واهياش را قبول ندارم و اين حرفها همگي تهمت و ساختگي است.
قاضي «ساعي» - رئيس دادگاه - پس از شنيدن اظهارات دختر و پسر جوان، شاكي را به پزشكي قانوني معرفي كرد و دستور داد تا از صاحب رستوران نيز درباره حضور دختر و پسر جوان تحقيق شود، اما اظهارات صاحب رستوران نيز نتوانست گرهگشاي اين معما شود، چرا كه او و همكارانش به خوبي چهره دختر و پسر جوان را به ياد نداشتند. بنابراين «ناصر» با قرار بازداشت موقت تا روشن شدن حقيقت روانه زندان شد، اما با گذشت يك هفته از اين ماجرا «سحر» با اعلام رضايت و گذشت اعلام كرد كه از پيگيري شكايتش منصرف شده است.بدينترتيب قاضي پرونده بار ديگر متهم را به دادگاه فراخواند، اما «ناصر» با تكرار اظهارات قبلياش گفت: پس از دستگيري سعي كردم بيگناهيام را ثابت كنم، اما بيفايده بود، تا اينكه شاكي برايم پيغام فرستاد در صورتي كه سند خودرويم را به نامش بزنم، رضايت خواهد داد، من كه چارهاي نداشتم، به ناچار خواستهاش را پذيرفتم، بنابراين پس از اعطاي وكالت به مادرم، خواسته شاكي را اجرا كردم، اما هنوز ميگويم كه شكايت او ساختگي و ناحق بوده و تنها هدفش تصاحب خودرو و اخاذي است.
از سوي ديگر هيأت قضايي شعبه 77 دادگاه پس از مشاهده مدارك انتقال خودرو از سوي مادر متهم به شاكي، دختر جوان را فراخوانده و به بازجويي تخصصي پرداختند. او سرانجام چارهاي جز تأييد اظهارات متهم نديد. بنابراين خودرو را به صاحبش بازگرداند و بعد هم به اتهام افترا و طرح شكايت واهي، تحت تعقيب قضايي قرار گرفت. همچنين قاضي ساعي و 4 قاضي مستشار - بومي، ملكي، مرادي و رضوي - بلافاصله دستور آزادي متهم را صادر كردند.
هشدار قضايي
قاضي «اكبر ساعي» رئيس شعبه 77 دادگاه كيفري استان تهران با هشدار به برخي شيادان و تبهكاران گفت: زنان و دختراني كه با طرح شكايتهاي واهي موجب تشويش اذهان عمومي شوند، در صورت روشن شدن و اثبات حقيقت، مطمئن باشند به اتهام افترا به يك ماه تا يك سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهند شد، چرا كه هيچكس نبايد دستگاه قضايي و نيروهاي پليس را وسيلهاي براي رسيدن به اهداف تبهكارانه و اخاذي قرار دهد.وي در پايان به مردان و پسران جوان نيز توصيه كرد با رعايت اخلاق انساني و پيشه كردن تقوا، خود را از دامهاي شيادان دور كنند.
از سوي ديگر متهم پس از شنيدن اظهارات شاكي در حالي كه منكر تمامي اتهامات بود، با اظهارات متفاوتي گفت: مدتي قبل با شاكي بهطور اتفاقي در خيابان آشنا شدم و پيشنهاد دوستي دادم تا اينكه شب حادثه به پيشنهادش براي شام و آشنايي بيشتر به يك رستوران در شمال شهر رفته و پس از صرف شام راهي خانه شديم، اما همينكه مقابل خانه از خودرو پياده شدم تا در پاركينگ را باز كنم، ناگهان «نيلوفر» پشت فرمان نشست و به قصد دزديدن خودرو، دنده عقب گرفت تا فرار كند، اما همان موقع با مشت ضربهاي به شيشه كوبيدم كه شكست، بعد هم درگير شديم، به هيچ عنوان نيز ادعاهاي واهياش را قبول ندارم و اين حرفها همگي تهمت و ساختگي است.
قاضي «ساعي» - رئيس دادگاه - پس از شنيدن اظهارات دختر و پسر جوان، شاكي را به پزشكي قانوني معرفي كرد و دستور داد تا از صاحب رستوران نيز درباره حضور دختر و پسر جوان تحقيق شود، اما اظهارات صاحب رستوران نيز نتوانست گرهگشاي اين معما شود، چرا كه او و همكارانش به خوبي چهره دختر و پسر جوان را به ياد نداشتند. بنابراين «ناصر» با قرار بازداشت موقت تا روشن شدن حقيقت روانه زندان شد، اما با گذشت يك هفته از اين ماجرا «سحر» با اعلام رضايت و گذشت اعلام كرد كه از پيگيري شكايتش منصرف شده است.بدينترتيب قاضي پرونده بار ديگر متهم را به دادگاه فراخواند، اما «ناصر» با تكرار اظهارات قبلياش گفت: پس از دستگيري سعي كردم بيگناهيام را ثابت كنم، اما بيفايده بود، تا اينكه شاكي برايم پيغام فرستاد در صورتي كه سند خودرويم را به نامش بزنم، رضايت خواهد داد، من كه چارهاي نداشتم، به ناچار خواستهاش را پذيرفتم، بنابراين پس از اعطاي وكالت به مادرم، خواسته شاكي را اجرا كردم، اما هنوز ميگويم كه شكايت او ساختگي و ناحق بوده و تنها هدفش تصاحب خودرو و اخاذي است.
از سوي ديگر هيأت قضايي شعبه 77 دادگاه پس از مشاهده مدارك انتقال خودرو از سوي مادر متهم به شاكي، دختر جوان را فراخوانده و به بازجويي تخصصي پرداختند. او سرانجام چارهاي جز تأييد اظهارات متهم نديد. بنابراين خودرو را به صاحبش بازگرداند و بعد هم به اتهام افترا و طرح شكايت واهي، تحت تعقيب قضايي قرار گرفت. همچنين قاضي ساعي و 4 قاضي مستشار - بومي، ملكي، مرادي و رضوي - بلافاصله دستور آزادي متهم را صادر كردند.
هشدار قضايي
قاضي «اكبر ساعي» رئيس شعبه 77 دادگاه كيفري استان تهران با هشدار به برخي شيادان و تبهكاران گفت: زنان و دختراني كه با طرح شكايتهاي واهي موجب تشويش اذهان عمومي شوند، در صورت روشن شدن و اثبات حقيقت، مطمئن باشند به اتهام افترا به يك ماه تا يك سال حبس و تا 74 ضربه شلاق محكوم خواهند شد، چرا كه هيچكس نبايد دستگاه قضايي و نيروهاي پليس را وسيلهاي براي رسيدن به اهداف تبهكارانه و اخاذي قرار دهد.وي در پايان به مردان و پسران جوان نيز توصيه كرد با رعايت اخلاق انساني و پيشه كردن تقوا، خود را از دامهاي شيادان دور كنند.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


