دلم خون بود و شبلي زد به سنگم
دلم خون بود و خنديدم به دنيا/دلم خون بود و شبلي زد به سنگم/شبم لبريز از عطر غزل شد/نواي زلف او سر زد ز چنگم.
به گزارش فارس، عليرضا قزوه نويسنده وبلاگ "عشق عليه السلام "، شعري را با عنوان "دلم خون بود و شبلي زد به سنگم " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در بخشي اين مطلب آمده است:
نه از طاووس هاي رنگ رنگم
نه از آيينه چينان فرنگم
نه از جادوگران نقل و قولم
نه از بازيگران صوت و رنگم
نه از دلبستگان پان و تنبول
نه از آشفتگان چرس و بنگم
نه مردابم، همه موجم، همه موج
نمي بيند كسي يك دم درنگم
وزغها هيات مرداب دارند
من اما روح دريايم، نهنگم
پرم از خاطرات شام كارون
اگر صبحي كنار رود گنگم
سرم بر بالش ماه است امشب
به روي صخرهها خون پلنگم
اگر زخميست جانم، زخم عشق است
كه من با خواهشي در حال جنگم
پرم از پارسي، از پارسايي
تهي از رومم و خالي ز زنگم
عصايي از قلم در دست دارم
چه كاري با هياهوي تفنگم
خرابستاني از زخم و جنونم
شرابستاني از شهد و شرنگم
تلاطم مي كند زخم عزيزم
تبسم مي كند داغ قشنگم
دلم خون بود و خنديدم به دنيا
دلم خون بود و شبلي زد به سنگم
شبم لبريز از عطر غزل شد
نواي زلف او سر زد ز چنگم
به گزارش فارس، عليرضا قزوه نويسنده وبلاگ "عشق عليه السلام "، شعري را با عنوان "دلم خون بود و شبلي زد به سنگم " در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در بخشي اين مطلب آمده است:
نه از طاووس هاي رنگ رنگم
نه از آيينه چينان فرنگم
نه از جادوگران نقل و قولم
نه از بازيگران صوت و رنگم
نه از دلبستگان پان و تنبول
نه از آشفتگان چرس و بنگم
نه مردابم، همه موجم، همه موج
نمي بيند كسي يك دم درنگم
وزغها هيات مرداب دارند
من اما روح دريايم، نهنگم
پرم از خاطرات شام كارون
اگر صبحي كنار رود گنگم
سرم بر بالش ماه است امشب
به روي صخرهها خون پلنگم
اگر زخميست جانم، زخم عشق است
كه من با خواهشي در حال جنگم
پرم از پارسي، از پارسايي
تهي از رومم و خالي ز زنگم
عصايي از قلم در دست دارم
چه كاري با هياهوي تفنگم
خرابستاني از زخم و جنونم
شرابستاني از شهد و شرنگم
تلاطم مي كند زخم عزيزم
تبسم مي كند داغ قشنگم
دلم خون بود و خنديدم به دنيا
دلم خون بود و شبلي زد به سنگم
شبم لبريز از عطر غزل شد
نواي زلف او سر زد ز چنگم
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


