آیا جغرافیای اقتصادی جهان تغییر می كند؟
نشست روز 15 آوریل (پنج شنبه گذشته) سران چهار كشور برتر جهان در حوزه اقتصاد های نوظهور كه در آن هو جین تائو ، لولا دا سیلوا و دیمیتری مدودف، روسای جمهوری چین، برزیل و روسیه و مان موهان سینگ نخست وزیر هند در برازیلیا برای دومین بار گردهم آمدند تا به بررسی جایگاه این كشورها در تحولات بین الملل بپردازند تاییدی است بر این ادعا كه در دهه های آینده و با روندی كه در حال حاضر وجود دارد اقتصاد های نوظهور مركز اصلی توجهات خواهند بود.
بدون تردید بحران مالی سال 2008 را باید نقطه عطف تحولات در عرصه اقتصاد بین الملل طی دهه اول قرن بیست و یكم ارزیابی كرد.
اگر پایان جنگ جهانی دوم و قدرت گیری اقتصادی كشورهای موسوم به كشورهای صنعتی و همچنین شكل گیری نهادهای پولی و مالی بین المللی كه در حقیقت ابزاری مهم در پیشبرد اهداف این كشورها بوده اند را نقطه عطف تحولات اقتصادی قرن بیستم بدانیم بدون تردید بحران مالی سال 2008 را نیز باید نقطه عطف این تحولات در عرصه اقتصاد بین الملل طی دهه اول قرن بیست و یكم ارزیابی كرد.
شاید مهمترین این تحولات كه در آینده بیشتر از آن سخن به میان خواهد آمد تغییر اساسی در جغرافیای اقتصاد بین الملل و تقویت نقش اقتصاد های نوظهور در این عرصه است.
نشست روز 15 آوریل (پنج شنبه گذشته) سران چهار كشور برتر جهان در حوزه اقتصاد های نوظهور كه در آن هو جین تائو ، لولا دا سیلوا و دیمیتری مدودف، روسای جمهوری چین، برزیل و روسیه و مان موهان سینگ نخست وزیر هند در برازیلیا برای دومین بار گردهم آمدند تا به بررسی جایگاه این كشورها در تحولات بین الملل بپردازند تاییدی است بر این ادعا كه در دهه های آینده و با روندی كه در حال حاضر وجود دارد اقتصاد های نوظهور مركز اصلی توجهات خواهند بود.
بررسی جایگاه این كشورها در اقتصاد بین الملل واقعیت های مهمی را نشان می دهد، در حال حاضر این واقعیتی غیرقابل كتمان است كه چهار كشور برزیل، روسیه، هند و چین روی هم رفته 43 درصد جمعیت دنیا را در خود جای دادهاند، 33 درصد تولید ناخالص جهان را دارند و پیش از آن كه سال 2020 میلادی از راه برسد حجم مبادلات تجاری آنها از مجموع مبادلات تجاری اروپا و ایالاتمتحده فراتر خواهد بود.
همچنین بر پایه ارزیابی موسسه آمریكایی بروكینگ، جهش چشمگیر طبقات متوسط در قدرت های نوظهور یكی از محور های اصلی رشد در اقتصاد جهانی است، بطوری كه شمار افراد وابسته به طبقات متوسط كه در حال حاضر یك میلیاردو 800 میلیون نفر است، تا 20 سال دیگر تقریبا سه برابر شده و به چهار میلیاردو 800 میلیون نفر خواهد رسید.
سهم آسیا در جمعیت وابسته به طبقات متوسط، كه هم اكنون 28 درصد است، در سال 2030 میلادی به 66 در صد خواهد رسید و در، سهم اروپا و آمریكا از 50 درصد به 21 درصد كاهش خواهد یافت.
با این تحول، بخش بسیار بزرگی از بازار مصرف به آسیا انتقال خواهد یافت و دگرگونی های بسیار مهم اجتماعی و سیاسی نیز در این منطقه به وجود خواهد آمد.
در كنار این واقعیت ها در نشست اقتصاد جهانی كه روزهای 24 و 25 سپتامبر 2009 در سنپترزبورگ روسیه برگزار شد رهبران كشورهای صنعتی جهان با واگذاری مسئولیت ساماندهی تحولات اقتصادی جهان به گروهی بزرگتر كه روسیه، هند، برزیل، چین و چند كشور در حال توسعه دیگر را در قالب گروه 20 در برمیگیرد، موافقت كردند . این مسئله نیز نشان می دهد كه كشورهای صنعتی كه زمانی خود را مركز ثقل تحولات اقتصاد بین الملل می دانستند به نظم جدید اقتصادی تن داده و خود را برای جغرافیای جدید اقتصاد بین الملل آماده كرده اند.
باید منتظر تحولات مستمر در حوزه قدرت گیری كشورهای در حال توسعه در نظم اقتصادی جهان بود و جهان به زودی و در دهه های آینده با واقعیت نوینی كه همانا انتقال مركز ثقل اقتصاد جهانی از آمریكا و كشورهای صنعتی به اقتصاد های نوظهور است مواجه خواهد شد.
اصغر بالسینی-كارشناس اقتصادی
اگر پایان جنگ جهانی دوم و قدرت گیری اقتصادی كشورهای موسوم به كشورهای صنعتی و همچنین شكل گیری نهادهای پولی و مالی بین المللی كه در حقیقت ابزاری مهم در پیشبرد اهداف این كشورها بوده اند را نقطه عطف تحولات اقتصادی قرن بیستم بدانیم بدون تردید بحران مالی سال 2008 را نیز باید نقطه عطف این تحولات در عرصه اقتصاد بین الملل طی دهه اول قرن بیست و یكم ارزیابی كرد.
شاید مهمترین این تحولات كه در آینده بیشتر از آن سخن به میان خواهد آمد تغییر اساسی در جغرافیای اقتصاد بین الملل و تقویت نقش اقتصاد های نوظهور در این عرصه است.
نشست روز 15 آوریل (پنج شنبه گذشته) سران چهار كشور برتر جهان در حوزه اقتصاد های نوظهور كه در آن هو جین تائو ، لولا دا سیلوا و دیمیتری مدودف، روسای جمهوری چین، برزیل و روسیه و مان موهان سینگ نخست وزیر هند در برازیلیا برای دومین بار گردهم آمدند تا به بررسی جایگاه این كشورها در تحولات بین الملل بپردازند تاییدی است بر این ادعا كه در دهه های آینده و با روندی كه در حال حاضر وجود دارد اقتصاد های نوظهور مركز اصلی توجهات خواهند بود.
بررسی جایگاه این كشورها در اقتصاد بین الملل واقعیت های مهمی را نشان می دهد، در حال حاضر این واقعیتی غیرقابل كتمان است كه چهار كشور برزیل، روسیه، هند و چین روی هم رفته 43 درصد جمعیت دنیا را در خود جای دادهاند، 33 درصد تولید ناخالص جهان را دارند و پیش از آن كه سال 2020 میلادی از راه برسد حجم مبادلات تجاری آنها از مجموع مبادلات تجاری اروپا و ایالاتمتحده فراتر خواهد بود.
همچنین بر پایه ارزیابی موسسه آمریكایی بروكینگ، جهش چشمگیر طبقات متوسط در قدرت های نوظهور یكی از محور های اصلی رشد در اقتصاد جهانی است، بطوری كه شمار افراد وابسته به طبقات متوسط كه در حال حاضر یك میلیاردو 800 میلیون نفر است، تا 20 سال دیگر تقریبا سه برابر شده و به چهار میلیاردو 800 میلیون نفر خواهد رسید.
سهم آسیا در جمعیت وابسته به طبقات متوسط، كه هم اكنون 28 درصد است، در سال 2030 میلادی به 66 در صد خواهد رسید و در، سهم اروپا و آمریكا از 50 درصد به 21 درصد كاهش خواهد یافت.
با این تحول، بخش بسیار بزرگی از بازار مصرف به آسیا انتقال خواهد یافت و دگرگونی های بسیار مهم اجتماعی و سیاسی نیز در این منطقه به وجود خواهد آمد.
در كنار این واقعیت ها در نشست اقتصاد جهانی كه روزهای 24 و 25 سپتامبر 2009 در سنپترزبورگ روسیه برگزار شد رهبران كشورهای صنعتی جهان با واگذاری مسئولیت ساماندهی تحولات اقتصادی جهان به گروهی بزرگتر كه روسیه، هند، برزیل، چین و چند كشور در حال توسعه دیگر را در قالب گروه 20 در برمیگیرد، موافقت كردند . این مسئله نیز نشان می دهد كه كشورهای صنعتی كه زمانی خود را مركز ثقل تحولات اقتصاد بین الملل می دانستند به نظم جدید اقتصادی تن داده و خود را برای جغرافیای جدید اقتصاد بین الملل آماده كرده اند.
باید منتظر تحولات مستمر در حوزه قدرت گیری كشورهای در حال توسعه در نظم اقتصادی جهان بود و جهان به زودی و در دهه های آینده با واقعیت نوینی كه همانا انتقال مركز ثقل اقتصاد جهانی از آمریكا و كشورهای صنعتی به اقتصاد های نوظهور است مواجه خواهد شد.
اصغر بالسینی-كارشناس اقتصادی
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


