5پيشنهاد احمدينژاد در اجلاس تهران
رييس جمهور در اجلاس خلع سلاح تهران گفت: تحقق شعار اجلاس تهران مبني بر «انرژي هستهاي براي همه، سلاح هستهاي براي هيچ کس» ضامن امنيت پايدار و صلح براي همگان است.
دکتر محمود احمدي نژاد که صبح امروز شنبه در مراسم آغاز بکار نخستين کنفرانس بين المللي خلع سلاح و عدم اشاعه در تهران سخن مي گفت، پس از قرائت پيام رهبر معظم انقلاب توسط دكتر ولايتي تصريح کرد: امنيت از پايه هاي اصلي زندگي شرافتمندانه است.
به گزارش جام جم آنلاين متن کامل سخنان رييسجمهور بدين شرح است.
خداوند را سپاسگزارم که فرصتي عنايت فرمود تا در مورد يکي از مهمترين موضوعات مشترک جهاني با يکديگر گفتوگو نماييم.
از ميهمانان عزيزي که از ساير کشورها حضور يافتهاند تشکر مينمايم و اميدوارم تلاش اين جمع به نتايج مفيدي منجر شود.
شعار اين اجلاس يک شعار بسيار پرمعنا و در صورت تحقق ضامن امنيت پايدار و صلاح براي همگان است.
دوستان گرانقدر
به خوبي ميدانيد که امنيت از پايههاي اصلي زندگي شرافتمندانه و مقدمه لازم براي پيشرفت و رفاه عمومي است. صلح و امنيت خواست اوليه همه ملتها و دولتهاي مستقل و صلحطلب است. بدون امنيت پايدار و احساس امنيت امکان برنامهريزي همهجانبه براي پيشرفت و رفاه وجود ندارد. امروز عليرغم اينکه بخش وسيعي از منابع ملتها به جاي توسعه رفاه، صرف تامين امنيت ملي ميگردد، نشانهاي از بهبود وضعيت و کاهش فضاي تهديد مشاهده نميشود.
شوراي امنيت و سازمان ملل متحد نيز طي بيش از 60 سال نتوانستهاند امنيت پايدار و احساس امنيت را بر روابط بينالمللي حاکم نمايند و شرايط امروز به مراتب نامناسبتر از دهههاي قبل است.
جنگها، تجاوز و اشغالگريها و بالاتر از آنها سايه تهديد و مهمتر از اينها انباشت سلاحهاي هستهاي و کشتار جمعي و بدتر از همه سياستهاي اعمالي از ناحيه چند دولت توسعهطلب چشمانداز امنيت در مقياس ملي، منطقهاي و بينالمللي را براي همه کشورها و ملتها مبهم ساخته است و فضاي ذهني امروز جوامع به شدت متاثر از احساس تهديد و ناامني است. شعار خلع سلاح هستهاي محقق نشده است و آژانس انرژي اتمي در انجام وظايف خود موفق نبوده است. زرادخانههاي هستهاي و شيميايي و بيولوژيک هر روز انباشتهتر ميشود و رقابت تسليحاتي گسترش مييابد.
به راستي علت چيست؟
به نظرم علت را بايد در سياستها و اقدامات چند دولت زيادهخواه و مستکبر جستوجو کرد که به برخي از آنها اشاره مينمايم:
1- سياست توليد و بهکارگيري سلاح هستهاي
اولين سلاحهاي هستهاي توسط دولت آمريکا ساخته و بهکارگيري شدند. اين اقدام ضد بشري به ظاهر دست برتر را براي آمريکا و متحدينش در جنگ دوم پديد آورد ليکن خود عامل و مشوق اصلي توسعه سلاح هستهاي توسط ديگران شد. نفس توليد سلاح هستهاي در يک کشور بهترين توجيه و عامل توسعه توسط ديگران است.
2- استفاده از سلاح هستهاي به عنوان ابزار بازدارندگي
اين سياست عامل اصلي توسعه رقابت تسليحاتي است چرا که بازدارندگي، مستلزم داشتن دست بالا در کيفيت و کميت سلاح است و اين خود به رقابت خانمانبرانداز هستهاي دامن زده است. ميدانيد که امروز بيش از 20 هزار کلاهک هستهاي در دنيا وجود دارد که حدود نيمي از آن در آمريکا انبار شده است که از اين تعداد حدود 2500 کلاهک، استراتژيک بوده و به سوي اهداف حياتي دنيا نشانهگيري شده است. در طرف رقيب آمريکا نيز بالاجبار و به بهانه بازدارندگي، توسعه سلاح اتمي ادامه دارد.
3- تهديد به استفاده از سلاح هستهاي در مناسبات بينالمللي
متاسفانه دولت آمريکا هم از سلاح هستهاي استفاده کرده و هم بهطور رسمي تهديد به استفاده از آن کرده است. يک کشور ديگر اروپايي نيز چند سال قبل به بهانهاي همين تهديد را تکرار کرد. وقتي دارندگان و تهديدکنندگان و استفادهکنندگان از سلاح اتمي با برخورداري از حق ناعادلانه وتو در بالاترين مرجع مسوول امنيت جهاني حضور دارند، آيا اين به معناي تشويق ديگران به توليد سلاح اتمي براي تامين امنيت مليشان نيست؟
4- استفاده ابزاري و يکجانبه از شوراي امنيت و آژانس انرژي اتمي
متاسفانه اين رفتار ناپسند و ناعادلانه بر اثر تکرار به يک روند تبديل شده است. شوراي امنيت آشکارا به ابزار اعمال سياستهاي چند دولت زورگو تبديل شده و تاکنون نتوانسته است از حقوق و امنيت ملي کشورها صيانت نمايد. توجيه حمله به عراق و افغانستان، رفتار در جنگ صدام عليه ملت ايران و در موضوع فلسطين مويد اين معنا است.
آژانس انرژي اتمي نيز بهجاي خلع سلاح دارندگان سلاح اتمي، به عنوان فلسفه وجودياش و کمک به اعضا براي استفاده مناسب و صلحآميز از انرژي هستهاي طبق وظيفه ماده 4 اساسنامه، متاسفانه به ابزار فشار بر اعضاي فاقد سلاح و جلوگيري از بهرهمندي آنان از حقوق هستهاي قانوني تبديل شده است.
تاکنون هيچيک از اعضاي فاقد سلاح هستهاي نتوانستهاند به راحتي و بدون تحمل فشارها و تهديدها از حقوق قانوني خود در استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي برخوردار شوند. اين در حالي است که عليرغم صراحت ماده 6 اساسنامه، حتي يک گزارش از نظارت بازرسان آژانس از تاسيسات هستهاي دولت آمريکا و متحدانش منتشر نشده است و هيچ برنامه مصوبي براي خلع سلاح آنها وجود ندارد. در مقابل، تحت فشار همان دارندگان سلاح هستهاي و به بهانههاي گوناگون، دهها قطعنامه عليه اعضاي فاقد سلاح هستهاي صادر شده است.
5- اعمال معيارهاي چندگانه
در حالي که رژيم صهيونيستي بيش از 200 کلاهک اتمي ذخيره کرده، مسبب چندين جنگ گسترده بوده و همواره ملتها و کشورهاي منطقه را تهديد به ترور و حمله نظامي ميکند، از سوي دولت آمريکا و متحدانش بهطور مطلق حمايت ميشود و کمکهاي لازم براي توسعه سلاح اتمي نيز دريافت ميکند. ولي همين دولتها به بهانه احتمال کذب انحراف در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ديگران و بدون ارائه حتي يک سند معتبر، سنگينترين فشارها و جنگهاي رواني را بر اعضاي آژانس اعمال مينمايند. آنان در توجيه اين سياست دوگانه ميگويند که رژيم صهيونيستي عضو آژانس نيست.
آيا اين به معناي تشويق ديگران به خروج از آژانس و تعليق تعهدات منع گسترش سلاحهاي هستهاي نيست؟!
6- يکسان معرفي کردن سلاح اتمي با انرژي اتمي
ميدانيد که انرژي اتمي جزو پاکترين و ارزانترين انرژيهاست. تغييرات آب و هوايي و آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي و تجديدناپذيري آن ضرورت توسعه بهکارگيري انرژي اتمي را دوچندان ميکند. به علاوه فناوري هستهاي در توليد دارو، در شناخت و درمان بيماريهاي صعبالعلاج، در صنعت و کشاورزي و بسياري از زمينههاي مورد نياز کاربرد گسترده و بسيار مفيد و موثري دارد.
از بزرگترين خيانتهاي دارندگان انحصاري سلاح اتمي، يکسان معرفي کردن سلاح اتمي با انرژي اتمي است. اصولا مسير ساخت سلاح با مسير استفاده از انرژي اتمي متفاوت است و آنها اين را به خوبي ميدانند. ميخواهند هم سلاح را و هم انرژي هستهاي را به صورت انحصاري در اختيار داشته باشند و از اين طريق اراده خود را بر جامعه جهاني تحميل نمايند.
آيا اين رفتار زمينه توسعه و توليد سلاح هستهاي نيست؟
معلوم شد که توليد و انباشت سلاح هستهاي و سياستهاي اعمالي توسط دارندگان انحصاري آن بزرگترين عامل ناامني و مشوق توسعه سلاحهاي هستهاي است. انهدام سلاح هستهاي و رفع تهديد هستهاي بزرگترين خدمت به ايجاد امنيت پايدار و صلح و دوستي است.
اما سوال اين است که آيا سپردن امر مهم خلع سلاح و جلوگيري از اشاعه، به خود دارندگان اين سلاح روش درستي است. پيگيري اين روش طي 60 سال گذشته به نتايج عکس منجر شده است. انتظار اقدام داوطلبانه از سوي دارندگان سلاح هستهاي انتظاري غيرمنطقي و سادهلوحانه است، چرا که آنان سلاح اتمي را عامل برتري خود ميدانند.
ضربالمثل ايراني ميگويد: "چاقو دسته خودش را نميبرد."
انتظار برقراري امنيت از صاحبان حق وتو و بزرگترين فروشندگان سلاح در جهان، انتظاري غيرمنطقي است.
همکاران گرامي
براي تحقق هدف انساني خلع سلاح هستهاي و جلوگيري از اشاعه، پيشنهادات زير ارائه ميگردد.
دکتر محمود احمدي نژاد که صبح امروز شنبه در مراسم آغاز بکار نخستين کنفرانس بين المللي خلع سلاح و عدم اشاعه در تهران سخن مي گفت، پس از قرائت پيام رهبر معظم انقلاب توسط دكتر ولايتي تصريح کرد: امنيت از پايه هاي اصلي زندگي شرافتمندانه است.
به گزارش جام جم آنلاين متن کامل سخنان رييسجمهور بدين شرح است.
خداوند را سپاسگزارم که فرصتي عنايت فرمود تا در مورد يکي از مهمترين موضوعات مشترک جهاني با يکديگر گفتوگو نماييم.
از ميهمانان عزيزي که از ساير کشورها حضور يافتهاند تشکر مينمايم و اميدوارم تلاش اين جمع به نتايج مفيدي منجر شود.
شعار اين اجلاس يک شعار بسيار پرمعنا و در صورت تحقق ضامن امنيت پايدار و صلاح براي همگان است.
دوستان گرانقدر
به خوبي ميدانيد که امنيت از پايههاي اصلي زندگي شرافتمندانه و مقدمه لازم براي پيشرفت و رفاه عمومي است. صلح و امنيت خواست اوليه همه ملتها و دولتهاي مستقل و صلحطلب است. بدون امنيت پايدار و احساس امنيت امکان برنامهريزي همهجانبه براي پيشرفت و رفاه وجود ندارد. امروز عليرغم اينکه بخش وسيعي از منابع ملتها به جاي توسعه رفاه، صرف تامين امنيت ملي ميگردد، نشانهاي از بهبود وضعيت و کاهش فضاي تهديد مشاهده نميشود.
شوراي امنيت و سازمان ملل متحد نيز طي بيش از 60 سال نتوانستهاند امنيت پايدار و احساس امنيت را بر روابط بينالمللي حاکم نمايند و شرايط امروز به مراتب نامناسبتر از دهههاي قبل است.
جنگها، تجاوز و اشغالگريها و بالاتر از آنها سايه تهديد و مهمتر از اينها انباشت سلاحهاي هستهاي و کشتار جمعي و بدتر از همه سياستهاي اعمالي از ناحيه چند دولت توسعهطلب چشمانداز امنيت در مقياس ملي، منطقهاي و بينالمللي را براي همه کشورها و ملتها مبهم ساخته است و فضاي ذهني امروز جوامع به شدت متاثر از احساس تهديد و ناامني است. شعار خلع سلاح هستهاي محقق نشده است و آژانس انرژي اتمي در انجام وظايف خود موفق نبوده است. زرادخانههاي هستهاي و شيميايي و بيولوژيک هر روز انباشتهتر ميشود و رقابت تسليحاتي گسترش مييابد.
به راستي علت چيست؟
به نظرم علت را بايد در سياستها و اقدامات چند دولت زيادهخواه و مستکبر جستوجو کرد که به برخي از آنها اشاره مينمايم:
1- سياست توليد و بهکارگيري سلاح هستهاي
اولين سلاحهاي هستهاي توسط دولت آمريکا ساخته و بهکارگيري شدند. اين اقدام ضد بشري به ظاهر دست برتر را براي آمريکا و متحدينش در جنگ دوم پديد آورد ليکن خود عامل و مشوق اصلي توسعه سلاح هستهاي توسط ديگران شد. نفس توليد سلاح هستهاي در يک کشور بهترين توجيه و عامل توسعه توسط ديگران است.
2- استفاده از سلاح هستهاي به عنوان ابزار بازدارندگي
اين سياست عامل اصلي توسعه رقابت تسليحاتي است چرا که بازدارندگي، مستلزم داشتن دست بالا در کيفيت و کميت سلاح است و اين خود به رقابت خانمانبرانداز هستهاي دامن زده است. ميدانيد که امروز بيش از 20 هزار کلاهک هستهاي در دنيا وجود دارد که حدود نيمي از آن در آمريکا انبار شده است که از اين تعداد حدود 2500 کلاهک، استراتژيک بوده و به سوي اهداف حياتي دنيا نشانهگيري شده است. در طرف رقيب آمريکا نيز بالاجبار و به بهانه بازدارندگي، توسعه سلاح اتمي ادامه دارد.
3- تهديد به استفاده از سلاح هستهاي در مناسبات بينالمللي
متاسفانه دولت آمريکا هم از سلاح هستهاي استفاده کرده و هم بهطور رسمي تهديد به استفاده از آن کرده است. يک کشور ديگر اروپايي نيز چند سال قبل به بهانهاي همين تهديد را تکرار کرد. وقتي دارندگان و تهديدکنندگان و استفادهکنندگان از سلاح اتمي با برخورداري از حق ناعادلانه وتو در بالاترين مرجع مسوول امنيت جهاني حضور دارند، آيا اين به معناي تشويق ديگران به توليد سلاح اتمي براي تامين امنيت مليشان نيست؟
4- استفاده ابزاري و يکجانبه از شوراي امنيت و آژانس انرژي اتمي
متاسفانه اين رفتار ناپسند و ناعادلانه بر اثر تکرار به يک روند تبديل شده است. شوراي امنيت آشکارا به ابزار اعمال سياستهاي چند دولت زورگو تبديل شده و تاکنون نتوانسته است از حقوق و امنيت ملي کشورها صيانت نمايد. توجيه حمله به عراق و افغانستان، رفتار در جنگ صدام عليه ملت ايران و در موضوع فلسطين مويد اين معنا است.
آژانس انرژي اتمي نيز بهجاي خلع سلاح دارندگان سلاح اتمي، به عنوان فلسفه وجودياش و کمک به اعضا براي استفاده مناسب و صلحآميز از انرژي هستهاي طبق وظيفه ماده 4 اساسنامه، متاسفانه به ابزار فشار بر اعضاي فاقد سلاح و جلوگيري از بهرهمندي آنان از حقوق هستهاي قانوني تبديل شده است.
تاکنون هيچيک از اعضاي فاقد سلاح هستهاي نتوانستهاند به راحتي و بدون تحمل فشارها و تهديدها از حقوق قانوني خود در استفاده صلحآميز از انرژي هستهاي برخوردار شوند. اين در حالي است که عليرغم صراحت ماده 6 اساسنامه، حتي يک گزارش از نظارت بازرسان آژانس از تاسيسات هستهاي دولت آمريکا و متحدانش منتشر نشده است و هيچ برنامه مصوبي براي خلع سلاح آنها وجود ندارد. در مقابل، تحت فشار همان دارندگان سلاح هستهاي و به بهانههاي گوناگون، دهها قطعنامه عليه اعضاي فاقد سلاح هستهاي صادر شده است.
5- اعمال معيارهاي چندگانه
در حالي که رژيم صهيونيستي بيش از 200 کلاهک اتمي ذخيره کرده، مسبب چندين جنگ گسترده بوده و همواره ملتها و کشورهاي منطقه را تهديد به ترور و حمله نظامي ميکند، از سوي دولت آمريکا و متحدانش بهطور مطلق حمايت ميشود و کمکهاي لازم براي توسعه سلاح اتمي نيز دريافت ميکند. ولي همين دولتها به بهانه احتمال کذب انحراف در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ديگران و بدون ارائه حتي يک سند معتبر، سنگينترين فشارها و جنگهاي رواني را بر اعضاي آژانس اعمال مينمايند. آنان در توجيه اين سياست دوگانه ميگويند که رژيم صهيونيستي عضو آژانس نيست.
آيا اين به معناي تشويق ديگران به خروج از آژانس و تعليق تعهدات منع گسترش سلاحهاي هستهاي نيست؟!
6- يکسان معرفي کردن سلاح اتمي با انرژي اتمي
ميدانيد که انرژي اتمي جزو پاکترين و ارزانترين انرژيهاست. تغييرات آب و هوايي و آلودگيهاي ناشي از سوخت فسيلي و تجديدناپذيري آن ضرورت توسعه بهکارگيري انرژي اتمي را دوچندان ميکند. به علاوه فناوري هستهاي در توليد دارو، در شناخت و درمان بيماريهاي صعبالعلاج، در صنعت و کشاورزي و بسياري از زمينههاي مورد نياز کاربرد گسترده و بسيار مفيد و موثري دارد.
از بزرگترين خيانتهاي دارندگان انحصاري سلاح اتمي، يکسان معرفي کردن سلاح اتمي با انرژي اتمي است. اصولا مسير ساخت سلاح با مسير استفاده از انرژي اتمي متفاوت است و آنها اين را به خوبي ميدانند. ميخواهند هم سلاح را و هم انرژي هستهاي را به صورت انحصاري در اختيار داشته باشند و از اين طريق اراده خود را بر جامعه جهاني تحميل نمايند.
آيا اين رفتار زمينه توسعه و توليد سلاح هستهاي نيست؟
معلوم شد که توليد و انباشت سلاح هستهاي و سياستهاي اعمالي توسط دارندگان انحصاري آن بزرگترين عامل ناامني و مشوق توسعه سلاحهاي هستهاي است. انهدام سلاح هستهاي و رفع تهديد هستهاي بزرگترين خدمت به ايجاد امنيت پايدار و صلح و دوستي است.
اما سوال اين است که آيا سپردن امر مهم خلع سلاح و جلوگيري از اشاعه، به خود دارندگان اين سلاح روش درستي است. پيگيري اين روش طي 60 سال گذشته به نتايج عکس منجر شده است. انتظار اقدام داوطلبانه از سوي دارندگان سلاح هستهاي انتظاري غيرمنطقي و سادهلوحانه است، چرا که آنان سلاح اتمي را عامل برتري خود ميدانند.
ضربالمثل ايراني ميگويد: "چاقو دسته خودش را نميبرد."
انتظار برقراري امنيت از صاحبان حق وتو و بزرگترين فروشندگان سلاح در جهان، انتظاري غيرمنطقي است.
همکاران گرامي
براي تحقق هدف انساني خلع سلاح هستهاي و جلوگيري از اشاعه، پيشنهادات زير ارائه ميگردد.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


