بياعتمادي در فوتبال ملي موج ميزند
تيم ملي فوتبال ايران در حالي بهمن ماه امسال بايد در مرحله نهايي فوتبال جام ملتهاي آسيا شركت كند كه صداي سازهاي ناهمگون و مخالف از تمام اجزاي فوتبال و فدراسيون درخصوص كادر فني تيم ملي شنيده ميشود.
متاسفانه و در شرايطي كه اين رقابتهاي حساس و مهم را در پيش داريم اتحاد، يكدستي و يكپارچگي بين اعضاي تصميمگيرنده فدراسيون در خصوص اين تيم و كادر فني آن وجود ندارد. از سوي ديگر نه كادر فني تكليف خود را ميداند و نه فدراسيون حاضر است در اين باره موضع شفاف خود را بيان كند.
بايد به اينها اختلافات موجود بين رئيس و نايبرئيس فدراسيون فوتبال را هم اضافه كرد كه اين يكي افزوني مشكلات را در پي داشته است.
رئيس فدراسيون فوتبال در حالي از افشين قطبي به طور شفاهي حمايت ميكند كه نايب رئيس او در تركيه باب مذاكره با فاتح تريم را ميگشايد و زماني كه صداي اين تحركات درميآيد، رئيس فدراسيون فوتبال با همان لحن هميشگي خود ميگويد ما هميشه در حال مذاكره با مربيان بزرگ هستيم و اين به معناي بياعتمادي به قطبي نيست!
در اين ميان عجيب اينجاست كه قطبي يا از روي سادهدلي به وعدههاي رئيس فدراسيون دل خوش كرده يا اين كه اميد دارد معادلات به نفع او برگردد. چه در غير اين صورت او با نگاهي واقعبينانه به قضايا درخواهد يافت كه اينها همه نشانههاي بياعتمادي به اوست.
در حالي كه فدراسيون فوتبال به دنبال يك گزينه خارجي است، بايد آرزو كرد كه اين بار مرتكب اشتباه نشوند و هر چه سريعتر فردي را در راس تيم ملي قرار دهند تا فرصت براي شناخت وي از تيم ملي باقي باشد.
بيشك سرنوشت تيم ملي دقيقا مشابه تيم اميد است، با اين تفاوت كه تكليف تيم اميد به هر حال با رفتن پيرواني يكطرفه شد و از آن حالت شك و دو دلي درآمد و به بلاتكليفي رسيد! اما قطبي و تيم ملي هم اكنون در يك حالت كاملا مبهم به سر ميبرند. حتي اگر با اتفاقات اخير يك درصد هم بپذيريم كه حمايتها از قطبي تا جام ملتها ادامه خواهد داشت باز اين پرسش به وجود ميآيد كه قطبي چگونه در اين فضاي بياعتمادي كه نسبت به او وجود دارد قادر خواهد بود در كمال آرامش كارش را دنبال كند؟
در همين حال آن اعتماد لازم كه بازيكنان تيم ملي بايد به سرمربي داشته باشند با فعل و انفعالات اخير مخدوش شده است و اينجاست كه نه بازيكن تكليف خود را ميداند، نه مربي و نه فدراسيون فوتبال. آيا در چنين فضايي ميتوان همچنان مدعي بود كه در جام ملتها قهرمان آسيا خواهيم شد؟
درباره ديدارهاي تداركاتي هم كه ديگر حرفي نميزنيم، چراكه گويا بايد بازهم منتظر يكي، دو ديدار با تيمهاي درجه چندم آفريقا و بعد از آن مسابقه با عمان و قطر و بحرين و... باشيم و در نهايت يك حضور معمولي در جام ملتهاي آسيا.
متاسفانه و در شرايطي كه اين رقابتهاي حساس و مهم را در پيش داريم اتحاد، يكدستي و يكپارچگي بين اعضاي تصميمگيرنده فدراسيون در خصوص اين تيم و كادر فني آن وجود ندارد. از سوي ديگر نه كادر فني تكليف خود را ميداند و نه فدراسيون حاضر است در اين باره موضع شفاف خود را بيان كند.
بايد به اينها اختلافات موجود بين رئيس و نايبرئيس فدراسيون فوتبال را هم اضافه كرد كه اين يكي افزوني مشكلات را در پي داشته است.
رئيس فدراسيون فوتبال در حالي از افشين قطبي به طور شفاهي حمايت ميكند كه نايب رئيس او در تركيه باب مذاكره با فاتح تريم را ميگشايد و زماني كه صداي اين تحركات درميآيد، رئيس فدراسيون فوتبال با همان لحن هميشگي خود ميگويد ما هميشه در حال مذاكره با مربيان بزرگ هستيم و اين به معناي بياعتمادي به قطبي نيست!
در اين ميان عجيب اينجاست كه قطبي يا از روي سادهدلي به وعدههاي رئيس فدراسيون دل خوش كرده يا اين كه اميد دارد معادلات به نفع او برگردد. چه در غير اين صورت او با نگاهي واقعبينانه به قضايا درخواهد يافت كه اينها همه نشانههاي بياعتمادي به اوست.
در حالي كه فدراسيون فوتبال به دنبال يك گزينه خارجي است، بايد آرزو كرد كه اين بار مرتكب اشتباه نشوند و هر چه سريعتر فردي را در راس تيم ملي قرار دهند تا فرصت براي شناخت وي از تيم ملي باقي باشد.
بيشك سرنوشت تيم ملي دقيقا مشابه تيم اميد است، با اين تفاوت كه تكليف تيم اميد به هر حال با رفتن پيرواني يكطرفه شد و از آن حالت شك و دو دلي درآمد و به بلاتكليفي رسيد! اما قطبي و تيم ملي هم اكنون در يك حالت كاملا مبهم به سر ميبرند. حتي اگر با اتفاقات اخير يك درصد هم بپذيريم كه حمايتها از قطبي تا جام ملتها ادامه خواهد داشت باز اين پرسش به وجود ميآيد كه قطبي چگونه در اين فضاي بياعتمادي كه نسبت به او وجود دارد قادر خواهد بود در كمال آرامش كارش را دنبال كند؟
در همين حال آن اعتماد لازم كه بازيكنان تيم ملي بايد به سرمربي داشته باشند با فعل و انفعالات اخير مخدوش شده است و اينجاست كه نه بازيكن تكليف خود را ميداند، نه مربي و نه فدراسيون فوتبال. آيا در چنين فضايي ميتوان همچنان مدعي بود كه در جام ملتها قهرمان آسيا خواهيم شد؟
درباره ديدارهاي تداركاتي هم كه ديگر حرفي نميزنيم، چراكه گويا بايد بازهم منتظر يكي، دو ديدار با تيمهاي درجه چندم آفريقا و بعد از آن مسابقه با عمان و قطر و بحرين و... باشيم و در نهايت يك حضور معمولي در جام ملتهاي آسيا.
شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
bultannews@gmail.com


